بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 82

مشخص كند كه عمره است يا حج، عمره تمتع است يا عمره مفرده، حج تمتع است يا افراد يا قران، حجة الاسلام است يا مثلا حج نذري يا نيابتي يا مستحبي .(مسأله 166)در اصل نيت، گفتن به زبان ياخطور دادن و گذراندن در دل لازم نيست ; بلكه مانند ساير عبادات وجود انگيزه و داعي در اعماق دل كافي است . و در تعيين خصوصيات عمل بنابر احتياط آنها را در دل خطور دهد و يا بر زبان جاري كند.(مسأله 167)در نيت احرام معتبر نيست كه تصميم داشته باشد همه محرمات و تروك احرام را از اول تا آخر ترك كند; بلكه بسا شخص محرم در حال نيت به محرمات احرام توجه ندارد. پس همين اندازه كه قصد عمره يا حج كند و اولين عمل آن را كه گفتن لبيك است به قصد عمره يا حج انجام دهد احرام محقق مي‌شود; يعني با اين كار خود و اعضا و جوارح خود را اعتبارا در حريم محترم خدايي وارد كرده است ; و لزوم اجتناب از محرمات از آثار و احكام شرعيه آن مي‌باشد. و در حقيقت احرام يك امر اعتباري است كه به وسيله گفتن "لبيك" محقق مي‌شود. آري اگر در حال احرام به محرمات احرام توجه كند وتصميم داشته باشد محرماتي را كه باطل كننده عمره و حج است - مانند نزديكي كردن با زن - انجام دهد، لازمه آن عدم نيت عمره و حج است و از اين جهت احرام و عمره يا حج او باطل است . و اگر فرضا معناي "احرام" حرام كردن محرمات احرام باشد، برگشت آن به انشاء تحريم[1]آنهاست نه تصميم و عزم بر اجتناب از آنها; و انشاء كار آساني است . بنابراين اگر در حال احرام مثلا تصميم داشته باشد بعضي از محرمات را كه موجب بطلان عمره و حج نيست - مانند سوار شدن در اتومبيل سقف دار يا هواپيما - انجام دهد به
[1]"انشاء تحريم" يعني حرام نمودن چيزي را برخود.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :82

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 83

احرام او ضرر نمي زند.(مسأله 168)احرام وديگر اعمال عمره و حج چنانكه گذشت از عبادات است و بايد به قصد قربت و اخلاص انجام شود; پس اگر عمره و حج را به قصد ريا بجا آورد باطل است و بايد در سال بعد آنهارا اعاده كند. و اگر عمره تمتع را به قصد ريا بجا آورد، پس اگر وقت براي اعاده آن هست آن را اعاده كند; و اگر وقت تنگ شده باشد بنابر احتياط واجب حج افراد و پس از آن عمره مفرده بجا آورد و در سال بعد نيز عمره و حج تمتع را بجا آورد. همچنين است اگر عمره و حج را به علل ديگري باطل كرده باشد.(مسأله 169)اگر بعضي از اركان عمره يا حج را به سبب ريا يا غير آن باطل كند، در عمره حكم بطلان عمره را دارد و در حج حكم بطلان حج را; ولي اگر محل جبران آن باقي است و آن را جبران نمايد عملش صحيح مي‌شود، هر چند به سبب ريا معصيت كرده است .(مسأله 170)اگر در اثر ندانستن مسأله يا غفلت به جاي نيت عمره تمتع نيت حج تمتع كند يا برعكس، پس اگر نظرش اين بوده كه همان عملي را كه خداوند اينك بر او واجب كرده و ديگران هم آن را انجام مي‌دهند بجا آورد و آن را هم بجا آورد، لكن در نامگذاري اشتباه كرده است عمل او صحيح است ; ولي بهتر است پس از توجه نيت را تجديد نمايد.(مسأله 171)اگر در اثر ندانستن مسأله يا غفلت گمان كرد حج تمتع بر عمره تمتع مقدم است، پس در ميقات به قصد حج تمتع احرام بست تا به عرفات و مشعر برود و پس از اتمام حج عمره را بجا آورد، احرام او باطل است و بايد در ميقات احرام را تجديد نمايد; و اگر از ميقات گذشته است بايد به ميقات


صفحه 84

برگردد. واگر نمي تواند برگردد پس اگر در خارج حرم است از همانجا احرام را تجديد نمايد; و اگر داخل حرم شده پس اگر مي‌تواند به خارج حرم برگردد و درخارج حرم احرام ببندد; و اگر نمي تواند برگردد از همانجا احرام ببندد. و در همه اين صورتها بنابر احتياط به مقداري كه مي‌تواند به عقب برگردد و سپس احرام ببندد.

دوم از واجبات احرام

پوشيدن دو جامه احرام است كه يكي را "ازار" و ديگري را "رداء"[1]مي‌نامند. بدين صورت كه مردان پس از كندن لباسهاي دوخته شده خود، ازار را به صورت لنگ به كمر خود مي‌بندند و رداء را مانند عبا بر دوش خود مي‌اندازند. و بنابر احتياط واجب زنها نيز دو جامه احرام را بپوشند ولي لازم نيست لباسهاي دوخته را بكنند; و جايز است دو جامه احرام آنان نيز دوخته باشد، به اين صورت كه شلوار را به قصد ازار بپوشند و چادر را به قصد رداء به سر بيندازند.(مسأله 172)بنابر احتياط واجب لنگ بايد به اندازه اي باشد كه حداقل از ناف تا زانو را بپوشاند; و رداء را بايد به شكل متعارف مانند عبا بردوش بيندازند، به گونه اي كه دو شانه را بپوشاند; و زنها مي‌توانند آن را مانند چادر بر سر بيندازند.(مسأله 173)بنابر احتياط واجب بايد دو جامه احرام را پيش از نيت احرام بپوشند; و اگر بعد از تلبيه پوشيده اند تلبيه را دوباره بگويند.(مسأله 174)اگر مرد از روي فراموشي يا ندانستن مسأله بدون كندن پيراهن خود احرام ببندد بايد فورا آن را بكند و احرامش صحيح است ; و لازم نيست آن را از طرف پا از بدن خود درآورد. همچنين اگر بعد از احرام بستن و تلبيه پيراهن
[1]"ازار" به معناي لنگ و "رداء" به معناي عبا مي‌باشد.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :84

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 85

دوخته بپوشد احرامش صحيح است و باطل نمي شود; ولي در اين صورت بايد پيراهن را از طرف پا درآورد، و اگر يقه آن تنگ است بايد آن را بشكافد يا پاره كند تا از طرف پا كنده شود.(مسأله 175)اكتفا كردن به يك جامه بلند و بزرگ به جاي دو جامه احرام محل اشكال است .(مسأله 176)پوشيدن بيش از دو جامه در اول احرام يا بعد از آن براي جلوگيري از سرما يا غير آن مانعي ندارد.(مسأله 177)ازار يعني لنگ بايد بدن نما نباشد; و بنابر احتياط مستحب رداء نيز بدن نما نباشد. ودر زنها بنابر احتياط واجب بايد بدن نما نباشد.(مسأله 178)چنانكه گذشت در بچه ها جايز است در آوردن لباسهاي دوخته را تا "فخ" كه متصل به مكه است به تأخير اندازند.(مسأله 179)بنابر احتياط واجب بايد دو جامه احرام را به قصد قربت و اطاعت امر خدا و به قصد احرام بپوشند; و خوب است كندن لباسهاي دوخته نيز به قصد قربت و اطاعت انجام شود.(مسأله 180)آنچه در لباس نمازگزار شرط است در جامه هاي احرام نيز شرط است ; پس لباس احرام بايد از ابريشم خالص و زرباف و از اجزاي حيوان حرام گوشت نباشد. همچنين بايد پاك باشد; مگر از نجاساتي كه در حال نماز بخشيده شده است .(مسأله 181)بنابر احتياط واجب اگر در حال احرام لباسهاي احرام نجس شود بايد آنها را تطهير يا عوض كنند. وبدن نيز اگر نجس شود بنابر احتياط واجب بايد آن را تطهير نمايند.(مسأله 182)اگر بدن يالباس را تطهير نكنند كفاره ندارد.(مسأله 183)لباسهاي زن نيز در حال احرام بايد پاك باشد و از اجزاي حيوان حرام گوشت نباشد. و بنابر احتياط واجب از


صفحه 86

ابريشم خالص نيز نباشد; ولي ابريشم مخلوط مانعي ندارد.(مسأله 184)بايد به جامه هاي احرام عرفا جامه و ثوب گفته شود; پس بنابر احتياط واجب از جنس بافته شده باشد و از قبيل چرم و پوست و نمد نباشد.(مسأله 185)واجب نيست شخص محرم هميشه دو جامه احرام را پوشيده باشد. پس مانعي ندارد براي تطهير يا شستشو يا حمام يا مانند اينها جامه ها را از خود دور كند، يا مثلا در گرما رداء را از دوش خود بردارد; چنانكه عوض كردن آنها هم مانعي ندارد، با رعايت شرايطي كه گذشت .(مسأله 186)افضل بلكه احوط اين است كه در وقت ورود به مكه براي طواف جامه هايي را كه در آنها احرام بسته پوشيده باشد.(مسأله 187)بنابر احتياط واجب شخص محرم نبايد ازار يعني لنگ را به گردن خود گره بزند; بلكه بنابر احتياط واجب هيچ يك از جامه هاي احرام را به گردن خود و به يكديگر گره نزند; و همچنين دو پر جامه را با سوزن يا سنجاق يا گره به هم متصل نكند. و اگر از روي ندانستن يا فراموشي گره زد يا با سوزن و سنجاق به هم متصل كرد فورا آن را باز كند; ولي به احرامش ضرر نمي زند و كفاره هم ندارد.(مسأله 188)اگر محرم مثلا براي رفع سرما ناچار باشد از قبا يا پيراهن دوخته استفاده كند مي‌تواند آنها را به دوش خود اندازد، بدون اينكه دست در آستين آنها كند; و قبا را بايد وارونه و بالا و پايين كند. و اگر محرم لنگ پيدا نكرد و ناچار شد مي‌تواند شلوار بپوشد; ولي بنابر احتياط كفاره بدهد.

سوم از واجبات احرام

"تلبيه" يعني گفتن لبيك مي‌باشد، به نحوي كه وارد شده است .(مسأله 189)از تلبيه آنچه وجوب آن قطعي است گفتن


صفحه 87

چهار "لبيك" است بدين گونه :

"لبيك اللهم لبيك ، لبيك لاشريك لك لبيك";

و بنابر احتياط واجب اين جملات نيز در آخر آن اضافه شود:

"ان الحمد و النعمة لك و الملك لاشريك لك";

و پس از اين جملات خوب است يك لبيك نيز اضافه شود، ولي واجب نيست . و بنابر احتياط مستحب همزه "ان" هم باكسر خوانده شود و هم بافتح ; هر چند خواندن آن با كسر كافي است . و خوب است كلمه "لك" بعد از "الملك" نيز اضافه شود; ولي واجب نيست . پس تلبيه كامل چنين است :

"لبيك اللهم لبيك ، لبيك لاشريك لك لبيك ، ان الحمد و النعمة لك و الملك (لك ) لاشريك لك لبيك"

يعني : "اجابت و اطاعت مي‌كنم تو را، خدايا اجابت مي‌كنم تو را، اجابت مي‌كنم تو را، براي تو شريك نيست، اجابت مي‌كنم تو را، به درستي كه ستايش و نعمت و پادشاهي از آن توست، هيچ شريك نداري، اجابت مي‌كنم تو را." و مستحب است تلبيه هاي زير نيز در آخر اضافه شود:

"لبيك ذا المعارج لبيك ، لبيك داعيا الي دار السلام لبيك ، لبيك غفار الذنوب لبيك ، لبيك أهل التلبية لبيك ، لبيك ذا الجلال و الاكرام لبيك ، لبيك تبدي و المعاد اليك لبيك ، لبيك تستغني و يفتقر اليك لبيك ، لبيك مرهوبا و مرغوبا اليك لبيك ، لبيك اله الحق لبيك ، لبيك ذا النعماء و الفضل الحسن الجميل لبيك ، لبيك كشاف الكرب العظام لبيك ، لبيك عبدك و ابن عبديك لبيك ، لبيك يا كريم لبيك".[1]

(مسأله 190)بر مكلف واجب است مقدار تلبيه واجب را ياد بگيرد و مانند تكبيرة الاحرام نماز به طور صحيح ادا نمايد. و
[1]البته اين تلبيه هاي مستحب مطابق نقل شيخ طوسي (ره) در "تهذيب" نقل شده است و با نسخه "كافي" كمي تفاوت دارد.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :87

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 88

اگر خوب ياد نگرفته ديگري تلقين كند، يعني كلمه كلمه بگويد و او مانندش تلفظ نمايد. و اگر نمي تواند درست بگويد بنابر احتياط به شكلي كه مي‌تواند بگويد و ترجمه آن را نيز بگويد و ديگري هم به جاي او و به نيابت او بگويد.(مسأله 191)شخص لال كه تلبيه را مي‌داند ولي نمي تواند بگويد، بايد زبان خود را به تلبيه حركت دهد و با انگشت خود نيز به آن اشاره نمايد; وبهتر است كه ديگري نيز به جاي او تلبيه را بگويد. و اگر آن را نمي داند و نمي تواند ياد بگيرد و تلقين هم ممكن نيست تا به آن اشاره نمايد، ديگري به جاي او بگويد.(مسأله 192)بچه مميز خودش تلبيه را بگويد; و به جاي غير مميز ولي او يا ديگري به اذن ولي تلبيه را بگويد. و نسبت به كسي كه در ميقات بيهوش است نيز گفته شده كه ديگري به جاي او تلبيه را بگويد، ولي مسأله محل اشكال است ; پس بنابر احتياط حكم او حكم كسي است كه به سبب عذري بدون احرام از ميقات عبور كرده است .[1](مسأله 193)در خصوص حج قران جايز است به جاي تلبيه احرام را به وسيله اشعار يا تقليد حيوان قرباني منعقد نمايند; ولي بنابر احتياط واجب لبيك نيز گفته شود. و معناي "حج قران" و "اشعار" و "تقليد" سابقا بيان شد.[2](مسأله 194)تلبيه در احرام عمره و حج، مانند تكبيرة الاحرام نماز است كه نماز با آن شروع مي‌شود; پس احرام بدون تلبيه (و در خصوص حج قران، احرام بدون تلبيه يا اشعار يا تقليد) محقق نمي شود. بنابراين كسي كه نيت احرام كرده و لباسهاي احرام را نيز پوشيده ولي تلبيه را نگفته است اگر يكي از محرمات احرام را مرتكب شود نه گناه كرده و نه كفاره بدهكار است . همچنين است
[1]به مسأله «160» مراجعه شود.
[2]به مسأله «147» مراجعه شود.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :88

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 89

اگر تلبيه او به ريا و مانند آن باطل شده باشد.(مسأله 195)اگر تلبيه را فراموش كرد يا در اثر ندانستن مسأله آن را نگفت و از ميقات عبور كرد بايد به ميقات برگردد و با تلبيه محرم شود. و اگر نمي تواند برگردد و داخل حرم نشده، در همانجا با تلبيه محرم شود; و اگر داخل حرم شده به خارج حرم برگردد; و اگر نمي تواند در همانجا محرم شود. و بنابر احتياط در همه اين صورتها به مقداري كه مي‌تواند به عقب برگردد و سپس محرم شود.(مسأله 196)در صحت احرام و تلبيه طهارت از حدث اصغر و حدث اكبر شرط نيست ; پس مي‌تواند بدون وضو و در حال جنابت يا حيض و يا نفاس محرم شود و احرام او صحيح است .(مسأله 197)شخصي كه براي احرام عمره تمتع به ميقات آمده اگر بعد از گفتن لبيك در ميقات و عبور از آن، خود را در حال اعمال عمره ببيند و شك كند كه در وقت نيت، نيت عمره كرده يا اشتباها نيت حج كرده، عمره او صحيح است و احتياطا نيت را تجديد نمايد. همچنين اگر بعد از احرام در مكه و رفتن به عرفات كه از اعمال حج است شك كند كه آيا نيت حج كرده يا اشتباها نيت عمره كرده، حج او صحيح است ; و در غير صورتي كه ذكر شد مسأله اقسامي دارد كه محل بحث آنها كتابهاي مفصل فقهي است .(مسأله 198)اگر در ميقات پس از پوشيدن لباس احرام شك كند تلبيه را گفته يا نه بايد آن را بگويد. و اگر پس از گفتن تلبيه و فراغت از آن شك كند آن را صحيح ادا كرده يا غلط، اگر پس از گذشت زماني شك كند بنا را برصحت آن بگذارد; و اگر بلافاصله شك كند بنابر احتياط اعاده نمايد.(مسأله 199)تلبيه واجب به نحوي كه گذشت يك بار