آداب عبّاسى
صدر الدين محمّد تبريزى (قرن 11)
معرّفى : سيّد محمّد عمادى حائرى
درآمد
نگارش هاى شيعيان در دعا ، مجموعه اى دلپذير از ميراث حديثى شيعه است كه بر تارك آن ، نوشتارهاى ارجمند شيخ طوسى (م 460ق) و ابن طاووس (م 600ق) مى درخشد . يكى از ارزشمندترين نگارش هاى دعايى شيعه ، مفتاح الفلاح ، اثر مشهور و ارزشمند شيخ بهاء الدين محمّد عاملى ، معروف به شيخ بهايى (م1030ق) ، دانشمند بزرگ روزگار صفويه است . وى اين كتاب را در اعمال و ادعيه استحبابى شبانه روز تدوين كرده است ، بدين گونه كه شبانه روز را به شش بخش تقسيم كرده و هر بخش را در بابى جاى داده و در پايان نيز تفسيرى كوتاه بر سوره «فاتحه» نگاشته است . آراى ارزشمند او در ميان نقل ادعيه ، ارزشى ويژه به اين كتاب بخشيده است . او اين اثر را در آغازين روزهاى دهه سوم ماه صفر سال 1015 ق ، در گنجه قفقاز به پايان آورده است .[1]
[1]مفتاح الفلاح في عمل اليوم والليلة ، بهاء الدين محمّد بن الحسين الحارثى العاملى(الشيخ البهائى) ، تحقيق : السيد مهدى رجائى ، قم ، مؤسسة النشر الإسلامى ، 1415ق ، ص800 .[2]ترجمه مفتاح الفلاح ، على بن طيفور بسطامى ، تصحيح : حسن حسن زاده آملى ، ص2 (مقدمه) .[3]براى آگاهى از اين ترجمه ها ، ر . ك : علوم حديث ، ش 11 ، بهار 78 ، ص109 . 112 : «ترجمه هاى مفتاح الفلاح و ترجمه آقا جمال خوانسارى» ، على صدرايى خويى .
مفتاح الفلاح ، از همان ابتدا ، مورد توجه دانشمندان و اهل معرفت واقع شد . از جمله ، فقيه و عارف سترگ ، آخوند ملاّ حسينقلى همدانى (م 1311ق) شاگردان اخلاقى خويش را به عمل به محتواى اين كتاب ، سفارش فرموده است .[1]روى آرى به مفتاح الفلاح ، سبب شد كه از روزگار تأليف آن تا زمان هاى پسين ، مترجمانى به برگردان آن به پارسى دست گشايند تا فارسى زبانان را نيز از آن ، بهره اى باشد .[2]نخستين كسى كه به ترجمه اين اثر دست يازيد ، صدر الدين محمّد تبريزى از شاگردان شيخ بهايى است .
صدر الدين محمّد تبريزى
صدر الدين محمّد بن محب على تبريزى[3](م 1050ق) ، از شاگردان معروف شيخ بهايى است و او را مى توان از پيشاهنگان نهضت پارسى نگارى و ترجمه متون دينى در دوره صفويه برشمرد . تاكنون ، آثار زير كه همگى ترجمه از عربى به پارسى است ، از او شناخته شده است : 1 . آداب عباسى : ترجمه مفتاح الفلاح شيخ بهايى[4]است كه درباره آن ، سخن خواهيم گفت ؛ 2 . مختصر آداب عباسى : گزيده آداب عباسى است كه بيانات و حواشى شيخ بهايى را در آن
[1]ترجمه مفتاح الفلاح ، على بن طيفور بسطامى ، تصحيح : حسن حسن زاده آملى ، ص2 (مقدمه) .[2]براى آگاهى از اين ترجمه ها ، ر . ك : علوم حديث ، ش 11 ، بهار 78 ، ص109 . 112 : «ترجمه هاى مفتاح الفلاح و ترجمه آقا جمال خوانسارى» ، على صدرايى خويى .[3]طبقات أعلام الشيعة (القرن الحادى عشر) ، آقا بزرگ تهرانى ، ص502 .[4]الذريعة ، آقا بزرگ تهرانى ، ج1 ، ص24 .
نياورده است ؛[1]3 . عقايد عبّاسيّه : ترجمه رساله كوتاه عقايد فخريه از فخر الدين حلّى ، فرزند علامه حلّى است . وى آن را به دستور شيخ بهايى به پارسى برگردانيده است ؛[2]4 . ترجمه الاثنى عشرية الزكاتيةى شيخ بهايى ؛[3]5 . ترجمه الاثنى عشرية الصلاتية ى شيخ بهايى ؛[4]6 . ترجمه الاثنى عشرية الصومية ى شيخ بهايى ؛[5]نوشته هاى او در دوران زندگانى استادش شيخ بهايى به رشته تحرير درآمده و چنان كه مى نگريم ، همه آنها ترجمه نگاشته هاى استاد اوست ، بجز عقايد عباسيه كه آن را نيز به دستور وى ، به فارسى برگردانيده است .
آداب عبّاسى
آداب عبّاسى ، مشهورترين اثر صدر الدين تبريزى است و نسخ زير ، قديم ترين دست نوشته هاى آن است :[6]1 . نسخه شماره 13713 كتاب خانه مجلس شوراى اسلامى ، تحرير 1069ق .[7]
[1]همان ، ج4 ص138 .[2]اين رساله به كوشش آقاى رسول جعفريان منتشر گرديده است . نك : ميراث اسلامى ايران ، به كوشش رسول جعفريان ، دفتر سوم ، ص369 . 378 ، عقايد عبّاسيّه .[3]الذريعه ، آقا بزرگ تهرانى ، ج4 ص74 .[4]همان جا ؛ فهرست نسخه هاى خطّى كتاب خانه مركزى دانشگاه تهران ، محمّدتقى دانش پژوه ، ج16 ، ص130 .[5]همان جا .[6]براى آگاهى از نسخ خطّى آداب عباسى ، ر . ك : فصل نامه علوم حديث ، ش 11 ، ص109 . 110 .[7]فهرست نسخه هاى خطى كتاب خانه مجلس شوراى اسلامى ، على صدرايى خويى ، ج37 ، ص239 .
2 . نسخه شماره 200/63 كتاب خانه آية اللّه العظمى گلپايگانى ، تحرير 1078ق .[1]3 . نسخه شماره 5973 كتاب خانه مدرسه عالى شهيد مطهرى (سپهسالار) ، تحرير 1078ق .[2]4 . نسخه شماره 3953 كتاب خانه آية اللّه العظمى مرعشى نجفى ، تحرير 1091ق .[3]5 . نسخه شماره 2001 كتاب خانه مسجد اعظم قم ، تحرير 1093ق .[4]آنچه در پى مى آيد ، با كاوشى در كهن ترين نسخ خطّى اين كتاب به نگارش درآمده است . آداب عباسى ، ترجمه اى روان و بى پيرايه در ترجمه مفتاح الفلاح شيخ بهايى است كه كهن ترين برگردان از اين اثر به شمار مى رود و پيداست كه براى عامه مردم به فارسى برگردانيده شده است . متن ادعيه ، ترجمه نشده و مترجم ، تنها عبارات و بيانات شيخ بهايى را به فارسى برگردانده است . از اين رو ، بى هيچ ديگرگونى ، نظم و نسقى نيكو همچون مفتاح الفلاح دارد . در حقيقت ، آداب عباسى ، فارسى شده مفتاح الفلاح است . تنها اختلافى كه ميان مفتاح الفلاح و آداب عباسى جلب نظر مى كند ، آن است كه مترجم ، ديباچه و انجامه مفتاح الفلاح را به پارسى برنگردانيده و به جاى آن ، آغاز و انجامى از خود برنشانده و در نهايت ، به شاه عباس صفوى (حك 985 . 1038ق) تقديم داشته است . در ديباچه شيخ بهايى رحمه الله بر مفتاح الفلاح ، چنين آمده است :
[1]فهرست نسخه هاى خطى كتاب خانه آية اللّه العظمى گلپايگانى ، ابوالفضل عرب زاده ، ج1 ، ص37 .[2]فهرست كتاب خانه سپهسالار ، محمّد تقى دانش پژوه . على نقى منزوى ، ج3 ، ص15 .[3]فهرست نسخه هاى خطى كتاب خانه آية اللّه العظمى مرعشى نجفى ، سيد احمد حسينى ، ج10 ، ص336 .[4]فهرست نسخه هاى خطى كتاب خانه مسجد اعظم قم ، رضا استادى ، ص5 .
بسم اللّه الرحمن الرحيم
الحمد للّه الذي دلّنا على جادة النجاة ، وهدانا إلى ما يوجب علوّ الدرجات ، و الصّلاة على أشرف البريّات وأفضل أهل الأرض والسماوات ، محمّد وآله الذين بموالاتهم تقبل الصلوات وببركاتهم تستجاب الدعوات . وبعد ؛ فإنّ أقلّ العباد عملاً وأكثرهم زللاً ، محمّد ، المشتهر ببهاء الدين العاملي . وفّقه اللّه للعمل . في يومه لغده ، قبل أن يخرج الأمر من يده ، يقول : قد التمس منّي جماعة من إخوان الدين وخلاّن اليقين تأليف مختصر يحتوي على ما لا بدّ لأهل الدّيانة من الإتيان به في كلّ يوم وليلة ، من واجب العبادات ومندوبها ومحمود الآداب ومرغوبها ، مقتصرا في الأعمال المسنونة على ما هو قليل المؤونة كثير المعونة ؛ فأجبت مسؤولهم وحقّقت بتوفيق اللّه مأمولهم وسمّيته ب مفتاح الفلاح سائلاً من اللّه سبحانه أن ينفع به الطالبين ، وأن يجعله من أحسن الذخائر ليوم الدين ، ورتّبته على ستّة أبواب ، متوكّلاً على ملهم الصواب في كلّ باب . الباب الأوّل : في ما يعمل ما بين طلوع الفجر إلى طلوع الشمس . الباب الثاني : في ما يعمل ما بين طلوع الشمس إلى الزوال . الباب الثالث : في ما يعمل ما بين الزوال إلى المغرب . الباب الرابع : في ما يعمل ما بين المغرب إلى وقت النوم . الباب الخامس : في ما يعمل ما بين وقت النوم إلى انتصاف الليل . الباب السادس : في ما يعمل ما بين انتصاف الليل إلى طلوع الفجر .[1]صدر الدين تبريزى ، در آغاز آداب عباسى چنين سخن رانده است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم
تقديس و تسبيح ، پادشاه قادرى را كه خلّص عبادش[2]به مفتاح فلاح «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ
[1]مفتاح الفلاح ، ص35 . 41 .[2]گلپايگانى : عباد را .
* الَّذِينَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَ.شِعُونَ»[1]اقفال خزائن عبوديّت و بندگى گشايند و مقرّبان قدس عبوديّتش شاهد اعمار را به حلى«يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَ.مًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمَ.وَ تِ وَالْأَرْضِ»[2]آرايند ؛ باريافتگان قدس قبولش از ساقى «يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَ نٌ مُّخَلَّدُونَ * بِأَكْوَابٍ وَ أَبَارِيقَ وَ كَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ»[3]رحيق مختومِ «وَ سَقَ.ل.هُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا»[4]آشامند و حمله عرش تقديسش بر مساند «فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ * وَ إِلَى رَبِّكَ فَارْغَب»[5]آرامند . تقدّسَت عزّته و عزّت قدرته و صلوات مقدّسات و تحيّات مطهّرات بر اقدس مقدّسين و مهلّلين و اشرف ممجّدين و مسبّحين ، شارب رحيق «وَ أَنْهَ.رٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّ.رِبِينَ»[6]تاجدار ملكِ «دَنَا فَتَدَلَّى ، فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى»[7]شهسوار ميدان «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى» ،[8]محرم بارگاه «وَ لاَ يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى»[9]صاحب سريرِ «يَ.أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنذِرْ * وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَ ثِيَابَكَ فَطَهِّرْ»[10]بر آل اطهار و اولاد مطهّرين اخيارش ، شاهنشهان ملكِ «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»[11]صلوات و تسليمات دائمه به دوام عزّ ربوبيّت و قدس الوهيّت . تعزّز و تقدّس و تعالى . . و بعد :[12]چنين گويد اين ذرّه[13]خاكساربه صدرا شده شُهره در روزگار
[1]سوره مؤمنون ، آيه 1 و 2 .[2]سوره آل عمران ، آيه 191 .[3]سوره واقعه ، آيه 18 .[4]سوره انسان ، آيه 21 .[5]سوره انشراح ، آيه 7 . 8 .[6]سوره محمّد ، آيه 15 .[7]سوره نجم ، آيه 8 . 9 .[8]سوره ضحى ، آيه 5 .[9]سوره انبياء ، آيه 28 .[10]سوره مدّثر ، آيات 1 . 4 .[11]سوره احزاب ، آيه 33 .[12]مجلس : . و بعد .[13]مجلس : بنده .
ز اطوار نفْس از خدا شرمسارنظر بسته بر رحمت كردگار كه در وقت اقبالِ شاه جهانجهانگيرِ شاهى دهِ شه نشان شه پادشاهان روى زمينابو النصر عبّاس نصرت قرين از او رونق دين پاك نبىبه او تازه آثار آل على جبين شهان را درش سجده گاهمؤيَّد به تأييد و نصر اله به خاك درش نقش روى شهانچو بر روى زر ، نقش روى بتان به تدبير و راى و به اقبال و بختگشوده جهان را ، نشسته به تخت نكرده به كس مشورت جز خداهمين از خدا جُسته راه هدا خدا نصرتش داده در كارزار[1]مددكار او احمد و هشت و چار به تيغش برانداخت بنياد شرخدا برگزيدش به فتح و ظفر به صحّت تنش باد و خوش خاطرشخدا ياور و حافظ و ناصرش! فلك بر مراد دلش شادمانبه زير نگينش تمام جهان! سخندان دين ، مجتهدّ زمان[2]بهاء محمّد ، سرِ عالمان كتابى در آداب طاعت نوشتدر اوراد هر وقت و ساعت نوشت به لفظ عرب بود آن را بياننَبُد فُرس را نفع چندان از آن براى غلامان خاقان دينبه فُرسش بيان كرد اين كم ترين چو بر نام شاه جهان شد تمامشد آداب عباسى اش نيز نام اميدْ آن كه مقبول يزدان شودثوابش ز شاه جهانبان شود ببخشد خدا عمر سلمان به اوبود شمع ايمان ، فروزان به او به رونق ازاو باد شرع نبىوزاو شاد جدّش علىّ ولى!
[1]مجلس : روزگار .[2]مجلس : فخر اهل زمان .
ومن اللّه التوفيق وعليه التكلان . و اين رساله را شش باب است : باب اوّل ، در بيان آنچه از صبح صادق تا طلوع آفتاب به جا بايد آورد ؛ باب دوم ، در بيان آنچه از طلوع آفتاب تا وقت ظهر به جا بايد آورد ؛ باب سيّم ، در بيان آنچه از وقت ظهر تا فرو رفتن آفتاب به جا بايد آورد ؛ باب چهارم ، در بيان آنچه از فرو رفتن آفتاب تا وقت خوابيدن به جا بايد آورد ؛ باب پنجم ، در بيان آنچه از وقت خوابيدن تا نصف شب به جا بايد آورد ؛ باب ششم ، در بيان آنچه از نصف شب تا طلوع صبح صادق به جا بايد آورد . ستايش نامه صدر الدين تبريزى درباره شاه عباس صفوى و يادكردِ وى از شيخ بهايى ، بدانچه در ديباچه عقايد عباسيّه آورده ، همانند است . وى در آغاز كتاب ياد شده مى گويد : ستايش معبودى را عز و جل كه معرفتش دل را نور است و محبّتش روان را بهجت و سرور ، شهد حيات ابدى از قَدَح متابعت محمّدى چشانده و ثمره شجره سعادت را در رياض اطاعت اهل بيت عصمت و طهارت رساند[ه] . وبعد : { به عهد جهانگيرى شاه دينشه پادشاهان روى زمين } { جهانگير شاهى ده شه نشانابو النصر عبّاس صاحب قران } { جبين شهان را درش سجده گاهمؤيد به تأييد [ و ] نصر اله } { به صحّت تنش باد و خوش خاطرشخدا ، حافظ و ياور و ناصرش } { فلك بر مراد دلش شادمانبه زير نگينش تمام جهان } نواب مستطاب عالميان مآب ، مجتهد الزّمانى سلطان العلماء المتأملين بهاء الملّة والحقيقة والدّين محمدا . ادام اللّه ظلّه على رؤوس المؤمنين . در حوالى «باشى آجوق گرجستان» ذرّه حقير صدرالدين محمّد تبريزى را به ترجمه كردن عقايد فخريه كه حضرت شيخ فخرالدين بن مطهّر حلّى . قدس اللّه روحه . تأليف فرموده : مأمور