گفتگوى اختصاصى با پروفسور حميد مولانا
ديدگاه غربىها دربارهى پيامبر عظيم الشأن اسلام چگونه است؟ چه برداشتى در اين زمينه دارند؟
برداشت غرب از اسلام و پيامبر گرامى ما هيچوقت صحيح نبوده است . عادات بد را هم به اين آسانى نمىشود از بين برد. علاوه بر اين، رويدادهايى كه در سطح بين المللى رخ مىدهد - همانطور كه در چند سال گذشته شاهد بوديم - بر تعصبات غرب و ناآگاهى آنها نسبت به اسلام مىافزايد. ما نبايد انتظار داشته باشيم كه آنان آگاهى كاملى نسبت به اسلام و پيامبر اسلام داشته باشند. البته امروز اسلام با جوانب مختلف سياسى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى خود در دنيا مطرح شده و برداشتهاى گوناگونى هم از آن وجود دارد.
براى اصلاح و تغيير اين برداشت چه بايد بكنيم؟
ما بايد سعى كنيم در رويدادهاى دنيا دخالت داشته باشيم و خودمان دستور روز دنيا را تعيين كنيم، نه اين كه منتظر بمانيم تا آنها دستور روز را مشخص كنند. به عنوان مثال، در زمان انقلاب، خود انقلاب و بالاتر از همه رهبرى انقلاب تعيين كنندهى موضوع و دستور روز بودند و اين غرب بود كه واكنش نشان مىداد. اغلب، آنها بودند كه در برابر آنچه امام مىفرمودند واكنش نشان مىدادند. آن هنگام، ما دست بالا را داشتيم. الان، با گذشت 28 سال از پيروزى انقلاب، غرب، شيطنتهاى بيشترى مىكند. با پيروزى انقلاب، اسلام در سطح خيلى وسيعترى در دنيا مطرح شد و واژهى اسلام براى اولين بار بين مردم عادى رواج يافت. بعد از آن، از آن جا كه ما شيعه بوديم، تشيع مطرح شد و با تشيع آشنا شدند. همانگونه كه عرض كردم رويدادهاى بين المللى تأثير خيلى زيادى دارند. جريان يازده سپتامبر كه اتفاق افتاد، حتى نخبگان غرب از وهابىها خبرى نداشتند، وقتى ديدند كه افرادى كه متهم به انجام اين جريان بودند از كشورهاى عربى، بهويژه عربستان، و از اهل تسنّن و وهابى هستند، راجع به وهابىها به مطالعه پرداختند. اين خيلى مهم است كه شما ببينيد چه كسى دستور روز را تعيين مىكند. گاهى اين امر با انجام يك رويداد، گاهى توسط يك شخص و گاهى توسط يك كشور تعيين مىشود. ما بايد ببينيم در سطح بين الملى چه رقبايى داريم، بنابراين بايد سعى كنيم قبل از اين كه آنها پيشقدم شوند، ما حرف اول را بزنيم تا آنان واكنش نشان دهند، نه اين كه بگذاريم آنها آغاز كنند. ما بايد در سطح بين المللى حضور داشته باشيم؛ در كنفرانسها، در سمينارها، در محافل دانشگاهى، در مراكز علمى، به ويژه در جشنوارههاى مختلف. حضورمان هم نبايد فقط حضور فيزيكى باشد. ما بايد كسانى را بفرستيم در اين گونه محافل شركت كنند كه به زبان آنها مسلّط باشند، فرهنگ آنها را بدانند و از اين طرف، فرهنگ اسلامى را نيز خوب بشناسند. نه اين كه آنجا بنشينند و گوش كنند، بلكه فعالانه شركت كنند.
براى تحقق اين امر چه راهكارهايى را پيشنهاد مىدهيد؟
نكتهى اول اينكه ما بايد سرمايهگذارى هنگفتى كنيم. اين كار بيشتر بايد از طريق مراكز غير دولتى صورت بگيرد. اين را با كارهاى ادارى و كاغذبازى نمىشود پيش برد. بايد از كسانى كه سالها در اين مورد كار كردهاند استفاده نمود، وگرنه هر جا دولت وارد مىشود يك محدوديتهايى هست كه نمىگذارد به خوبى كار را انجام داد. خوشبختانه ساختار تشيع و ساختار جامعهى اسلامى، به عقيدهى من، آن قدر قوى است كه مىتوان بدون استفاده از دولت و با استفاده از زير ساختها و امكانات فراوانى كه وجود دارد كارها را پيش برد. مگر در زمان پيروزى انقلاب غير از اين بود؟ به هر حال، بايد كسانى را به جبهه فرستاد كه آمادگى مبارزه در اين ميدان را داشته باشند. تنها حضور فيزيكى كافى نيست. نكتهى ديگر اين است كه ما بايد براى اين كه در سطح عمومى و براى تودهى مردم آگاهى ايجاد كنيم و آنها را با تشيع و با انقلاب اسلامى و با فعاليتهاى خود آشنا كنيم، توانايى رسانهاى خود را بالا ببريم. البته اين كه چگونه مىتوان توان رسانهاى را بالا برد نيازمند بحث بيشترى است. اين نيست كه يك فرمول كوچك داشته باشد كه من به شما ارايه بدهم و به نتيجه برسد. نه، اين كار سازماندهى لازم دارد، تربيت خبرنگار و نويسنده لازم دارد. در كار رسانهاى مسئولان ما بايد مواظب باشند كه با كدام رسانه گفتگو مىكنند. بايد به گونهاى عمل كنند كه استراتژى را ما تعيين كنيم، و اين امر آگاهى لازم دارد. نكتهى سوم اين است كه ما بايد كتابهايى كه ايرانىها و مسلمانان مقيم غرب در مورد مسايل سياسى و اقتصادى و.. غرب و اسلام نوشتهاند، اينها را در داخل ممالك اسلامى، به ويژه ايران، خوب ترجمه كنيم و نشر بدهيم و در اين خصوص نيز سرمايه گذارى كنيم. همين طور نوشتههاى بزرگان ايران را در سطح بين المللى ترجمه و منتشر نماييم. اگر اين كار خوب انجام شود بسيار تأثيرگذار خواهد بود. در اين زمينه، فقط چاپ كفايت نمىكند، مسألهى توزيع نيز مهم است. شما بايد اين نوشتهها و آثار مكتوب را به دست علاقمندان آن برسانيد. غرب از جهت توزيع قوى است. چاپ كردن را همه مىتوانند انجام دهند. هر دانشجويى با يك كامپيوتر و ماشين چاپ و كپى مىتواند كتاب چاپ كند. چاپ كردن كه مشكلى ندارد. بايد در مورد توزيع و رساندن نوشتهها به مخاطبان، خوب عمل كنيم. كشورهاى غربى در اين خصوص سياست گذارى كردهاند، سرمايه گذارى كردهاند. نشر كتاب، نشر فيلم، نشر تئاتر، برگزارى جشنوارهها و... همهى اينها به دست آنها انجام مىشود. البته انجام اين كار دو شرط لازم دارد: اول اين كه هر كارى مىخواهيم بكنيم توسط كسانى انجام دهيم كه مشروعيت علمى و مشروعيت حرفهاى داشته باشند؛ يعنى كسانى عهدهدار كار شوند كه طرف مقابل به آنها احترام بگذارد و حرفشان براى آنها حجت باشد. اينجاست كه من مىگويم دولت ديگر نمىتواند كار زيادى انجام دهد. امروز در تمام دنيا مردم نسبت به دولتها بدبين هستند. اين را بايد اقرار كنيم. بنابراين، بايد سخنانمان را از طريق كسانى عرضه كنيم كه داراى مشروعيت و احترام هستند. الان در دنيا كارها را اين گونه انجام مىدهند. شرط دوم اين است كه ما نبايد فقط براى يك محدودهى زمانى كوتاه كار كنيم، بلكه بايد براى ده سال آينده كار كنيم. زمان به سرعت مىگذرد. ما اگر نتوانيم از حالا براى آيندهى خود نيروى انسانى تربيت كنيم كه بتوانند كار را به نحو خوب اجرا كنند با مشكلات متعددى مواجه مىشويم. بنابراين، ما نقشههاى دراز مدت لازم داريم، صبر لازم داريم، نهادهايى لازم داريم كه اين كار را بكنند و براى آينده برنامهريزى داشته باشند.
وقتى ما مىخواهيم مسيحيت را معرفى كنيم، سراغ نويسندگان مهم مسيحى مىرويم و آثار آنها را ترجمه مىكنيم، ولى از آن طرف، وقتى آنها مىخواهند آثار ما را ترجمه كنند يا سراغ كتابهاى اصلى ما نمىروند و يا اگر مىروند آثارى را انتخاب مىكنند كه گاهى خود ما هم آن آثار را قبول نداريم. براى اين موضوع بايد چه چارهاى انديشيد؟
من فكر نمىكنم اين طور باشد. اين نيست كه ما هميشه كارهاى اصلى آنها را ترجمه كنيم. ما هميشه دنبال چيزهايى مىرويم كه فكر مىكنيم مهم و اصلى است و حال آن كه اين گونه نيست. همين الان در علوم سياسى و اقتصادى آثارى ترجمه شده كه مربوط به 20 سال پيش است و به عقيدهى من، بىفايده است. ما آگاهى جديدى از جامعهى امروزى غرب نداريم يا كم داريم. شما فكر مىكنيد ما آگاهى زيادى داريم، اما من اين گونه فكر نمىكنم. ببينيد، در رشتهى تخصصى من، كه من از آن مطّلعم، يعنى روابط بين الملل، ما بسيار فقير هستيم. مقالاتى كه در اين رشته در ايران ترجمه مىشود قديمى و بىفايده است. من در مركز غرب حضور دارم. معتقدم در اين زمينه كم كار شده است. ما بايد كسانى را داشته باشيم كه كه در اين زمينه متخصص باشند. بايد كسانى را تربيت كنيم كه دكتر اين كار باشند؛ يعنى همان طور كه دكتر كليه و دكتر قلب داريم، بايد در فرهنگ و دانش نيز اين گونه باشيم. اينجا ادعا زياد است، ولى واقعيت اين است كه آنها در اين خصوص برترى دارند. محيط ايران، على رغم تمام اصولگرايى اسلامى، پر از افكار و دانشهايى است كه از غرب آمده است. غربىها مىدانند چگونه اين غذا را به ما و به روشنفكران ما بدهند. جمعآورى اطلاعات و انتخاب آثار خوب و برجستهاى كه در غرب امروز وجود دارد كار آسانى نيست. بارها از من خواسته شده كه ليست مقالات و كتابهاى مورد نظر و مطرح را بدهم. خوب، اين خودش يك كار مهم و زمان بر است. شما داريد با كسى صحبت مىكنيد كه 42 سال در اين زمينه كار كرده، دانشكده راه انداخته و برنامهريزى كرده است. با تكيه به اين تجربه، من مىگويم ما نمىتوانيم پشت ميز بنشينيم و به كسى بگوييم فرمول موضوع را در اختيار ما بگذارد. علاوه بر آن، ما آن قدر سياست زده و جناح گرا شدهايم كه همه چيز ما رنگ سياسى و جناحى گرفته است. كار به جايى رسيده كه اين جناح مىگويد فقط براى من بگو و آن جناح مىگويد براى من و اگر براى ديگرى بگويى مخالفت مىكنند و مىگويند چرا گفتى.
غربىها دربارهى پيامبر و در نقدها و نظرات خود نكات خاصى را مطرح مىكنند. نويسندگان ما كه به زبان آنها مىنويسند بايد بيشتر كدام موضوعها را مطرح نمايند؟
شما گفتيد «ما كسانى را داريم كه به زبان آنها مىنويسند»، اين نكتهى مهمى است. ما نمىتوانيم به زبان خودمان براى آنها مطلب بنويسيم. شما نمىتوانيد تاريخ طبرى را ترجمه كنيد و بگوييد همه بخوانند. اساتيد آنها هم گاهى اوقات حوصلهى اين كار را ندارند. بنابراين شما كسانى را لازم داريد كه اين آثار را به صورت خوب و متناسب با نياز و حوصلهى آنها ترجمه كنند كه براى مخاطب آن در فرانسه، انگلستان، اسپانيا و ساير ممالك غربى جذاب و خوانا باشد. نشر اين آثار هم بايد توسط ناشران خوب و داراى مشروعيت و شهرت حرفهاى صورت بگيرد. تمام اينها تكنيكهايى دارد كه ما غالباً از آنها اطلاعى نداريم. بى جهت هم نيست كه ما نمىدانيم، ما به اندازهى آنها در اين زمينه كار نكردهايم. در سطح عمومى هم لازم است مطالبى را در خصوص اين كه اسلام چيست، شيعه چيست، پيامبرصلى الله عليه وآله چه گفته است و... بنويسيم و منتشر كنيم. البته نه اين كه 500 صفحه كتاب بنويسيم. هر كتاب يا موضوع را حداكثر در 50 تا 60 صفحه منتشر كنيم. دقت كنيم كه هم با زبانى خوب و روان بنويسيم و هم توسط ناشران معتبر چاپ كنيم و هم با استفاده از شبكههاى توزيع بسيار خوبى كه در غرب هست پخش كنيم. در اين صورت، شما موفقيت خيلى زيادى به دست مىآوريد. بارها استادان ما از من خواستهاند كه يك كتاب 100 صفحهاى كه اسلام را معرفى كرده باشد به آنها معرفى كنم، ولى گاهى اوقات كه من گشتهام ديدهام كه يك كتاب 100 صفحهاى فقط در مورد نماز يا فقط در مورد روزه و يا ساير موضوعات هست، اما در سطح عمومى كه اسلام را با تمام جوانب آن معرفى كرده باشد و حجم زيادى هم نداشته باشد كمتر پيدا مىشود. براى اين كه بهتر به هدف برسيد بايد از خودتان بپرسيد: ما چه جزوهاى مىتوانيم بنويسيم؟ توسط چه كسى بايد نوشته شود؟ از چه طريقى و با چه زبان و بيانى به آنها كه با پيامبر اسلام آشنا نيستند بگوييم كه پيامبر اسلام فقط پيامبرى كه يك دين معمولى آورده باشد نيست، بلكه دين يعنى تمام زندگى؟ اين كارها وقت و حوصلهى زيادى مىخواهد. حتى براى مخاطبان داخلى هم بايد همين كار را انجام داد. شما بايد آگاهى داشته باشيد كه مخاطب كى خسته مىشود، دانشجو چه زمانى مىخواهد كه ديگر نخواند و حوصلهاش سر مىرود. يك مثال بزنم. ما ايرانىها، آن زمانى كه ماهواره و تلويزيون و راديو نيامده بود، شبهاى زمستان مىنشستيم با هم صحبت مىكرديم و چون به بزرگترها احترام مىگذاشتيم بزرگترها صحبت را شروع مىكردند و شايد يك ساعت حرف مىزدند و ما كوچكترها گوش مىداديم. بعد، از ما مىپرسيدند: خوب، شما چه مىگوييد؟ ما هم 5 دقيقه، 10 دقيقه حرف مىزديم. صحبتهايمان هم در سطحى بود و به گونهاى بود كه زبان هم را كاملاً مىفهميديم. اما الان شما اگر تلويزيون تماشا كنيد مىبينيد آنها كه نشستهاند و دارند يك برنامه را اجرا مىكنند طورى صحبت مىكنند كه انگار در يك سمينار بزرگ دانشگاه نشستهاند، در حالى كه ميليونها نفر آدمهاى معمولى دارند گفتگوى آنها را تماشا مىكنند. خوب، روشن است كه آنها حوصلهاشان سر مىرود. ما نبايد براى خودمان صحبت كنيم. ما بايد براى آن جوان 18 ساله كه دارد برنامهى ما را مىبيند، براى آن مادرى كه اطلاعات زيادى در مورد رشتهى تخصصى مورد بحث ندارد، براى آن مخاطب خارجى كه ممكن است مخاطب ما باشد صحبت كنيم. در ارتباطات «گفت» و «گو» خيلى مهم است. گفتگو فقط «گفت» نيست. ما «گفت» را بيشتر از «گو» اهميت مىدهيم. در حالى كه بايد به هر دو توجه كنيم. چرا؟ براى اين كه از اين طريق ما مىتوانيم همديگر را تصحيح كنيم. نكتهى ديگر اين است كه مخاطب بايد آمادهى دريافت اطلاعات باشد. من اگر براى شنيدن يك مطلب فقط يك شانس داشته باشم، در صورتى موفق خواهم شد كه قبلاً آمادگى داشته باشم. ما اين آمادگى را داريم؛ هم در سطح نخبگان و هم در سطح عموم. در سطح نخبگان، مثلاً در درس خارج حوزه، شاگردان يك ساعت به گفتههاى فقيه گوش مىدهند، بعد گفتههاى او را تقرير مىكنند و بعد از آن هم با يكديگر مباحثه مىكنند، يعنى با يك آمادگى اين كار را انجام مىدهند. در سطح عموم هم مثلاً در محرم و ماه رمضان اين طور بود كه مردم را آماده مىكردند كه به گفتههاى وعاظ گوش بدهند. من خودم جوان كه بودم، محرم مىرفتم مسجد تركها. آن جا آقاى حسنعلى راشد صحبت مىكردند و من چون خودم را آماده كرده بودم مطالب را مىفهميدم. ما اين توانايى را داريم، اما تلويزيون اين توانايى را ندارد. تلويزيون برنامه پخش مىكند، در حالى كه خيلىها آمادگى شنيدن ندارند. گفتگو در صورتى «گفت» و «گو» است كه يك طرفه نباشد. به زور كه نمىشود اين كار را انجام داد. ما اين مسأله را در تدريس رعايت مىكنيم. در آمريكا، دانشجويان به اندازهى ايران انگيزهى سياسى ندارند. درس دادن در ايران براى من خيلى آسان است، چون لازم نيست شما همه را به هيجان بياوريد. سر يك ثانيه، همه، به هيجان آمدهاند و منتظر شنيدن هستند. در آمريكا اين طور نيست. اول بايد آنها را به هيجان آورد و آماده نمود. من در آن جا روابط بين الملل تدريس مىكنم، ولى سعى مىكنم تا آن جا كه مىتوانم دربارهى اسلام هم مطلب بگويم. البته بايد خيلى مواظب باشم كه به گونهاى مطالب را بگويم كه درس روابط بين الملل به درس شيعهشناسى يا اسلامشناسى تبديل نشود. خوب، اين تجربه لازم دارد. استادهاى جوان ما نمىتوانند از اين كارها بكنند. همهى اينها نكات ظريفى است كه بايد در گفتگو در هر سطحى رعايت شود. در دنياى امروز، در هر موضوع افراد و مراكز زيادى كار مىكنند. اگر موضوع فصلنامهى شما اخلاق باشد خواهيد ديد كه دهها فصلنامه در همين موضوع منتشر مىشود. در خصوص اين كه ما بايد چه بكنيم بايد بگويم كه ما بايد حضور داشته باشيم. هيچ چيز مثل حضور در محافل و مراكز علمى و فرهنگى تأثير ندارد. ما بايد آماده باشيم. بايد صحبت بكنيم. شما الان مىگوييد ما بهترين كتابها را داريم، بهترين منابع را داريم. حالا چرا آنها از اين منابع استفاده نمىكنند، شما بايد همين مطلب را به آنها بگوييد. خود شما بايد با حضورتان اين منابع را، اين كتابها را معرفى كنيد. ما اين كار را نكردهايم. ما در آنجا حضور فعال نداريم.
به نظر نمىرسد همهى مواضع و كارهاى دولتهاى غربى از سر نا آگاهى باشد؟
بله، خيلى از مواضع و كارهاى آنان جنبهى سياسى دارد. شما فكر مىكنيد كه آنها نمىدانند مردم ما 65 تا 70 درصد در انتخابات شركت كردند؟ فكر مىكنيد آنها از سيستم حكومتى ما كه داراى پيچيدگى بيشترى نسبت به حكومتهاى ديگر است اطلاع ندارند؟ در حكومت ما مقام رهبرى، شوراى نگهبان، مجلس خبرگان، مجلس شوراى اسلامى، دولت و ساير نهادهاى ديگر حضور دارند و داراى سيستم خاصى است. آنها همهى اين مطالب را مىدانند، ولى انگيزههاى آنها چيز ديگرى است. آنها نمىخواهند از ما تبليغ كنند. اين را ما بايد قبول كنيم. يا بايد ساكت بنشينيم و يا بايد پاسخ آنها را بدهيم.
چرا آنها اگر واقعاً به دنبال شناخت دين اسلام و شناخت پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله هستند، به منابع دست اول استناد نمىكنند ؟
آنها دنبال اطلاعاتى مىروند كه برايشان مفيد است. اين ما هستيم كه بايد اطلاعات و آگاهىهايى را دربارهى اسلام و پيامبرصلى الله عليه وآله به آنها بدهيم كه برايشان مفيد باشد. پاپ جديد كه آن مواضع را و آن صحبتها را داشت، يك معلم بوده و در آن هنگام بيشتر از حالا از مسلمانان انتقاد مىكرد. من از يكى از نزديكان واتيكان در واشنگتن شنيدم كه 2 نفر از كاردينالهايى كه اطراف ايشان هستند وى را تشويق كردند آن صحبتها را بكند و چون ايشان اطلاعات كافى در اين خصوص نداشت آن حرفها را زد. امروزه مردم عادى آمريكا بيشتر از نخبگانشان علاقه دارند دربارهى اسلام اطلاعات كسب كنند. نخبگان آنها علاقه دارند دربارهى مسلمانها - و نه دربارهى اسلام - بدانند، آن هم به اندازهاى كه به درد اهدافشان بخورد. اين موضوع مربوط به امروز هم نيست، در دو قرن گذشته اين طور بوده است. اين كه مىگويم مردم عادى مىخواهند دربارهى اسلام آگاهى پيدا كنند، واقعاً اين طور است، آنها صميمانه علاقهمند به كسب آگاهى در اين زمينه هستند. گاهى يك نفر از طبقهى متوسط مىخواهد اطلاعاتى دربارهى اسلام به دست آورد با اين انگيزه كه اين اطلاعات براى فلان شركت يا فلان مركز ميلياردها دلار پول مىسازد، ولى مردم عادى و طبقات پايين اين طور نيستند. آنها فقط مىخواهند بدانند و انگيزهاشان دانستن است. براى همين است كه بيشتر كسانى كه به اسلام مىگروند از طبقات پايين هستند. افراد طبقات بالاتر زمانى به اسلام مىگروند كه جوان و دانشجو باشند.
اگر بخواهيم تعبير و ترسيمى از شناخت غربىها نسبت به پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله ارايه دهيم، چگونه خواهد بود؟ آنها پيامبرصلى الله عليه وآله را چگونه انسانى مىدانند؟
به طور كلى، من نمىتوانم قضاوتى داشته باشم، چون غرب يك تكه نيست. ما مىگوييم «غرب»، ولى واقعاً غرب يك غرب نيست، بلكه «غربها» است. همان طور كه شرق نيز مختلف است. فكر من ايرانى با فكر يك نفر ژاپنى تفاوت دارد، در حالى كه هر دو شرقى هستيم. نكتهى ديگر اين است كه اين موضوع در طبقات مختلف فرق مىكند. طبقاتى كه اصلاً اسم اسلام را نشنيدهاند يا اطلاعات ناچيزى دربارهى پيامبر دارند، همين كه رويدادى واقع شود كه به پيامبر ربط پيدا كند، بالطبع حساس مىشوند و مىخواهند در اين باره بيشتر بدانند، ولى اين اطلاعات را از روزنامهها و ساير رسانهها مىگيرند. اين موضوع خاص پيامبر هم نيست، آنها در ساير موضوعها، مثلاً در خصوص سياستمداران ما هم همين رويّه را دارند. اينجاست كه ما بايد بيشتر كار كنيم و اين اطلاعات را به گونهاى كه مناسب مىدانيم در اختيار علاقهمندان قرار دهيم. البته نبايد مأيوس باشيم. گر چه آگاهىهاى خوبى از اسلام و پيامبرصلى الله عليه وآله در بين غربىها وجود ندارد، خوشبختانه با تلاش كسانى كه در دنياى اسلام مشغول فعاليت هستند روز به روز اين آگاهىها در حال گسترش است.
پاپ جديد، آنگونه كه در مواضع اخيرش اعلام كرد، نسبت به اسلام ديدگاه خاصى دارد. او مسيحيت را دين گفتگو، صلح و عقلانيت و اسلام را دين شمشير و جهاد قلمداد كرد. هدف وى از طرح اين سخنان چه بوده است؟
من از انگيزهى پاپ اطلاع ندارم، ولى اين وظيفه و مأموريت ماست كه پاسخ او را بدهيم. اين كه چگونه پاسخ او را بدهيم برمى گردد به تمام مطالبى كه من در پاسخ سؤالات شما عرض كردم؛ اين كه چه شرايطى را فراهم كنيم كه اقدامات ما و صحبتها و پاسخهاى نخبگان ما تأثير لازم را داشته باشد.
مأخذشناسى اخلاق رسول اكرم صلى الله عليه وآله
نورى محمد
مقدمه
اهتمام دين اسلام به اخلاق و تربيت جامعهاى با اخلاقى نيك بسيار روشن و واضح است؛ زيرا بنيانگذار و سلسله جنبان اين دين فرمود: «انّى بعثتُ لاتمّم مكارم الاخلاق» و تكميل مكارم و فضايل اخلاقى آحاد جامعه را هدف نبوت خود دانست. همچنين قرآن كريم، آيهى «إنَّكَ لَعَلَى خُلقٍ عَظيمٍ»[1]را در شأن نبى اكرم صلى الله عليه وآله نازل فرمود. هر چند كسانى مثل ابن عباس در تفسير اين آيه گفتهاند: «خلق عظيم» يعنى دين عظيم، اما رسول اكرم صلى الله عليه وآله در روايتى فرمود: «دين همان حُسن خُلق است.» تفصيل اين روايت اينگونه است كه: شخصى خدمت رسول الله صلى الله عليه وآله آمد و پرسيد: ما الدّين؟ رسول الله فرمود: «حسن الخلق.»[2]از سوى ديگر، حسن خلق مقياس ايمان دانسته شده و حديثى در اين باره از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله روايت شده است: «اكمل النّاس ايماناً احسنهم خُلقاً.» نيز در حديث ديگر مىفرمايد: «لا شىء فى الميزان اثقل من حسن الخلق.»[3]بعضى از مستشرقان خواستهاند نفوذ و بسط اسلام را بر گردن شمشير اعراب گذشته و اسلام را دين شمشير بنامند و در مقابل مسيحيت را به عنوان دين رحمت معرفى كنند، اما واقعيت اين است كه اخلاقيات نبوى آنقدر جذابيت داشت كه همهى ملل را جذب اسلام نمود. فردى مثل سلمان فارسى از مركز ايران به عربستان مىرود ، زيرا شنيده بود كه انسانى با فضايل ايدهآل و كمالات متعالى، دين جديدى آورده است و در اولين ملاقات مجذوب حضرت شد. مردمان اين عصر كه بحران اخلاقى همهى جوامع را فرا گرفته، بيش از گذشته به آموزهها و توصيههاى رسول اكرم صلى الله عليه وآله نيازمنداند. متفكران بايد نظام اخلاق نبوى را با ادبيات روز و به زبانهاى گوناگون براى اقشار مختلف در ملل جهان عرضه كنند؛ هرچند هنوز با اين هدف فاصلهى فراوانى وجود دارد. اين مأخذشناسى، با هدف رونق بخشيدن به پژوهشهاى پيرامون اخلاق نبوى، تأليف شده است و مىكوشد تا همهى تجارب جهانى و تمامى دستاوردهاى چهارده سده را گردآورى نمايد تا پژوهشگران بر اساس اين تجارب و دستاوردها، اخلاق نبوى را در ابعاد نظرى و عملى بسط و توسعه دهند. اين مأخذشناسى شامل اين فصول است: كتابهاى فارسى، كتابهاى عربى، مقالات فارسى، مقالات عربى، پاياننامهها و منابع لاتين.
قلمرو
بعضى منابع به قصد بررسى اخلاق رسول اكرم صلى الله عليه وآله تأليف شده است و تماماً مرتبط با موضوع اين كتابشناسى است. تلاش نمودم اين آثار را به تمامى معرفى كنم. البته به دليل كمبود وقت، امكان جستجو در همهى جهان نبود و حتماً برخى از منابع از قلم افتاده است. غير از آثار مستقل، ديگر منابعى كه بخشى را به اخلاق حضرت اختصاص دادهاند به شرط اينكه علميت و صلاحيت لازم را داشته باشند، معرفى شدهاند. اينگونه آثار فراوان و داراى ردههاى موضوعى مختلفاند. يك نوع از اين آثار، كتب سيرهى نبوى است. سيره به معناى رفتار خاصى است و شامل همهى انواع رفتارها مىشود. اگر اخلاق را فقط مجموعه صفات نفسانى و خلق و خو ندانيم، بلكه رفتارهاى ناشى از خلق و خو را نيز جزئى از اخلاق بشماريم، از اين نظر، سيره اعم از اخلاق است. كتب سيره عموماً متضمن مباحث اخلاقىاند و به دليل حجم زياد آنها نمىتوانستيم همهى آنها را در اين مأخذشناسى معرفى كنيم. بنابراين فقط تعدادى از آنها كه رويكرد اخلاقى بيشترى داشتند گزينش و معرفى شدند. گروه ديگر منابع دربارهى دعوت اسلامى و بسط جهانى اسلام است. به دليل اينكه اخلاق رسول اكرم 9 در توسعهى اسلام بسيار نقش داشت، نويسندگان اين گونه آثار به خلق و خوى حضرت هم پرداختهاند. اين آثار هم گزينش شده معرفى شدهاند. اخلاقيات پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله شامل اخلاق فردى، اخلاق خانواده و اخلاق اجتماعى است. يعنى حضرت در هر سه زمينه رفتارهاى خاصى دارند و هم توصيههايى ابراز نمودهاند. اين مأخذشناسى تلاش كرده است همه را منعكس نمايد. از منظر ديگر، برخى منابع اخلاقى حضرت، گزارشى و توصيفىاند، ولى كتابهايى هست كه روايات حضرت را در قالب توصيهها و انشاء آوردهاند. معمولاً كتب اخلاقى (اخلاق عملى، نه اخلاق تحليلى و نظرى) به سبك دوم است. اين مأخذشناسى، به دليل اهميت، گروه اول را هم معرفى كرده است. بالاخره انواعى از نوشتهها هست كه مرتبط با اخلاق النبى صلى الله عليه وآله است. در طبقهبندى و ردهبندىهاى موجود، اين شاخهها دقيقاً به اخلاق النبى صلى الله عليه وآله ربط دارند. در اينجا شاخههايى كه در فرهنگ اسلامى جزء علوم قلمداد شده و از حيثى يا از چند حيث مرتبط با اخلاق النبىاند، معرفى مىشوند: - چهل حديث (اربعينيات)؛ محتواى برخى از اين مجموعهها احاديث اخلاقى است، در اين صورت، مرتبط با اخلاق النبى است. - مناقب و فضايل؛ همهى فضايل، اخلاقى نيست، ولى اغلب آنها ماهيت و هويت اخلاقى دارند. - سيره؛ در اصطلاح سيره مشتمل بر قول، فعل و تقرير معصوم است. از اين رو، نسبت آن با اخلاق عام و خاص من وجه است.
توضيح اينكه اخلاق دو بخش دارد: خلق و خوى انسانى و رفتارها؛ و سيره هم دو بخش دارد : رفتارهاى اخلاقى و رفتارهاى غير اخلاقى. بخش رفتار اخلاقى در محدودهى اخلاق هم قرار مىگيرد. از اين رو، اين بخش محدودهى مشترك بين اخلاق و سيره است. تعليم و تربيت نبوى؛ از اين شاخه، بخش تربيت اخلاقى در محدودهى اخلاق قرار مىگيرد. مثل سيره، اينجا هم بين اخلاق و تربيت نسبت عام و خاص من وجه حاكم است. - شمايل؛ در جامعهى اهل سنّت گروهى كتاب به نام شمايل هست كه بيشتر به صفات ظاهرى و اخلاقيات نمايان يا سيماى حضرت مىپردازد. تلاش شده، همهى منابع اين رشتهها شناسايى شده و معرفى گردند.
توصيف
از چكيدهنگارى منابع صرف نظر كرده و فقط به توضيح منابع پرداختهايم. از اينرو، ذيل بعضى منابع كه شبهه و مشكل داشتهاند، توضيحاتى آمده است. اين توضيحات كوتاه است و فقط اطلاعاتى كلى عرضه مىكند. اكثر و اغلب توضيحات دربارهى قلمرو و محتواى اثر است. ذيل آثارى كه در عنوان آنها، واژهى اخلاق يا مترادفها يا همخانوادهى آن هست، كمتر توضيح نوشتهام؛ زيرا مشخصاً دربارهى اخلاق النبى صلى الله عليه وآله است.
فصل يكم: كتابهاى فارسى
اسماعيلى، ذبيحالله، تربيت نبوى صلى الله عليه وآله، قم: نشر نويد اسلام، 1380ش، 223 ص. شيوهى رسول اكرم صلى الله عليه وآله در تربيت مسلمانان، موضوع اصلى كتاب است. به ويژه، تربيت معنوى و تربيت اخلاقى مورد توجه نويسنده بوده است. منظور از تربيت اخلاقى، رسوخ دادن فضايل در روح و روان و رشد قدرت بازدارنده از رذايل در نفس آدمى است. بابايى، على، خوب باشيم: شرحى بر اخلاق دهگانه پيامبر صلى الله عليه وآله، قم: قدس، 1381ش، 240 ص. نويسنده، بر اساس احاديث، به معرفى خلق و خوى نبى خاتم صلى الله عليه وآله مىپردازد تا مردم با اقتدا و الگوگيرى از آن حضرت به سازندگى و تهذيب و تربيت خود بپردازند. باكويى مازندرانى، زينالعابدين (متولد1319)، در محضر پيامبر، قم: كمال الملك، 1383ش، 362 ص. نويسنده، احاديث اخلاقى پيامبر صلى الله عليه وآله و امامان عليه السلام را نقل كرده و به شرح آنها پرداخته است. هدف و انگيزهى او عرضهى نظام اخلاقى اسلام است. ساختار كتاب اينگونه است كه احاديث اخلاقى رسول اكرم صلى الله عليه وآله را ذيل 39 سفارش توضيح داده است. بهاءالدوله نوربخش، سيد حسن بن سيد قاسم بن سيد محمد (درگذشت 915 ق)، هدية الخير: شرح عرفانى احاديث نبوى، به كوشش سيد محمد عبادى حايرى، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگى،1383ش، سى و هشت + 261 ص. رسالهاى عرفانى در شرح بيست حديث اخلاقى از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله است. ترمذى، ابوعيسى محمّد بن عيسى، شمائل النبى صلى الله عليه وآله، تهران: نى، 1372ش، فارسى، 261 ص. شمايل به خوبىها، خصلتها و عادتهاى پسنديده يا اخلاقيات نيك گفته مىشود. طبقهاى از كتب هست كه با عنوان شمايل به ويژه توسط اهل سنّت نوشته شده است. محتواى اين آثار، مشتمل بر اخلاق النبى صلى الله عليه وآله هم هست. تقوى، حسين (متولد1341ش)، اخلاق محمدى: جلوههايى از اخلاق فردى، اجتماعى و عبادى رسول اكرم صلى الله عليه وآله، قم: نور الاصفياء، 1382ش، 56 ص. اخلاق رسول اكرم صلى الله عليه وآله را در سه بخش اخلاقيات شخصى، اخلاق اجتماعى و معنويت عبادى توضيح داده است. فضايل حضرت را در هر بخش بررسى كرده و در هر مورد بر الگو بودن آن حضرت تأكيد مىكند. جوادى آملى، سيره علمى و عملى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله، قم: مركز نشر اسراء، 1374ش، 429 ص. سيره به قول و فعل معصوم گفته مىشود كه قطعاً بخشى از سيره در اقوال و افعال اخلاقى است. نويسنده بر بخش اخلاقى سيره تأكيد ورزيده است. حسينى، مرتضى، اخلاق تبليغ در سيره رسول الله صلى الله عليه وآله، قم: مركز جهانى علوم اسلامى، 1383ش، 176 ص. به نظر نويسنده، مبلّغان اگر بخواهند موفق باشند، بايد به رسول اكرم صلى الله عليه وآله اقتدا كرده و كارهاى حرفهاى خود را با فضايل اخلاقى عجين و همراه سازند. بدون عمل به اخلاقيات، تبليغ، نقش و تأثير جدى در مردم و مخاطبان نخواهد داشت. حكيم، محمدتقى (متولد 1305ش)، پيام پيامبر، تهران: انتشارات اسلامى، 1360ش، 211 ص. چاپ ديگر پيام پيامبر صلى الله عليه وآله، تهران: دفتر نشر و فرهنگ اسلامى، 1374ش، 146 ص. بخشهايى از اين اثر پيرامون خلق و خو و اخلاق نبى اكرم صلى الله عليه وآله است. در واقع پيام اخلاقى پيامبر براى همهى نسلها از جمله براى نسل حاضر روايى و تأثير خواهد داشت. حوفى، احمد بن محمّد، جلوههايى از اخلاق پيامبر، ترجمه: جميل زند كريمى، سنندج: پرتو بيان، 1383ش، 158 ص. نويسنده، گزيدههايى از اخلاق رسول اكرم صلى الله عليه وآله را كه براى نسل حاضر مناسبتر است، معرفى كرده است. بيست+ 620 ص. نويسنده، به گردآورى احاديث اخلاقى رسول اكرم صلى الله عليه وآله از طرق شيعه مبادرت ورزيده و به تنظيم آنها پرداخته است. صفايى حايرى قمى، عباس، تاريخ شخصيت و صفات پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله، قم: دنيا، 1379 ق، 392+424 ص، دو جلد. گزارشى تاريخى از زندگى و فضايل و اخلاقيات رسول اكرم صلى الله عليه وآله، نيز رفتار او با اقشار مختلف مردم است. طباطبايى ، محمدحسين (1360 - 1281ش) ، محمّد صلى الله عليه وآله فى مرآة الاسلام ومقالات آخرين ، ترجمه: جعفر صادق الخليلى، تهران: بنياد بعثت، مركز چاپ و نشر ، 1382 ش، 85 ص. شامل سه مقاله است : محمّد فى مرآة الاسلام ، از سيد محمدحسين طباطبايى ؛ من اخلاق محمّد، از ابوالفضل مجتهد زنجانى؛ الغدير والوحدة الاسلامية. مقالهى «من اخلاق محمّد» كه به فارسى ترجمه شده تماماً دربارهى اخلاق النبى است. طبرسى، حسن بن فضل (قرن 6 ق)، اى پسر مسعود: پندهاى گرانمايه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به ابن مسعود، ترجمه: ابراهيم ميرباقرى، تهران: پيام آزادى، 1362ش، 153 ص. چاپ قبلى: پيام آزادى، 1362ش، 153 ص. احاديث اخلاقى رسول اكرم صلى الله عليه وآله در قالب توصيهها و پندها آمده است. طبرسى، حسن بن فضل (قرن 6 ق)، مكارم الاخلاق، قم: دار الفقه، 1425 ق /1383ش، 480 ص. كتاب حاضر در سالهاى مختلف توسط ناشرين مختلف منتشر شده است و چاپهاى زيادى دارد. ضمن بررسى مباحث اخلاقى، از احاديث اخلاقى حضرت محمّد صلى الله عليه وآله استفاده شده است. قمى، عباس، سيماى پيامبر اسلام: ترجمهى مختصر الشمائل المحمدية، قم: مؤسسهى در راه حق، 1366ش، 63 ص. چاپ ديگر مختصر الشمائل المحمدية، قم: مؤسسهى در راه حق، 1365ش، 38 ص. «شمايل» مثل «سيره» اصطلاح خاصى است و به معناى صفات ظاهرى و رفتارهاى هويداى شخص است. البته اين صفات و رفتارها ريشه در خلق و خوى باطنى انسان دارد. شمايلنگارى بيشتر در اهل سنّت رواج داشته و گروه زيادى از كتاب به اين نام هست. شمائل النبى با اخلاق النبى تقارب و تشابه زيادى دارد. با اين تفاوت كه شمايل بيشتر به ظاهر و اخلاق بيشتر به باطن مىپردازد. موسوى زنجانى، ابوالفضل، گوشهاى از اخلاق محمّد صلى الله عليه وآله، قم: آل عبا عليه السلام، 1380ش، 60 ص. گزيدهاى از فضايل نبوى و رفتارهاى آن حضرت با مردم و با گروههاى جامعه، حتى با دشمنانش، معرفى و تحليل شده است. ميرمحمدصادقى، حسين، خلق النبى، [بىجا، بىنا] ، 1334ش، 96 ص. بررسى خلق و خوى حضرت رسول صلى الله عليه وآله و فضايل معنوى ايشان است.
فصل دوم: كتابهاى عربى
ابن حجر الهيتمى ، احمد بن محمد بن على، اشرف الوسائل الى فهم الشمائل، تحقيق : احمد بن فريد المزيدى، مقدمه: كمال عبدالعظيم العنانى، بيروت: دار الكتب العلميه، 1419 ق/ 1998 م، 631 ص. شمايلنگارى نوعى از كتب است كه به اخلاق النبى و افعال النبى مىپردازد و بيشتر در بين اهل سنّت رواج دارد. ابن حجر الهيتمى، احمد بن محمد بن على، المنح المكية فى شرح الهمزية، تحقيق: بسام محمد بارود، ابوظبى: المجمع الثقافى، 1418 ق /1998 م. شرحى بر قصيدهى معروف الهمزيه است كه به اخلاق النبى پرداخته است. ابن حزم، على بن احمد بن سعيد، جوامع السيرة النبوية، بيروت: دار الكتب العلمية، 1403 ق / 1983 م، 216 ص. دربارهى سيره نبوى است و ضمناً به اخلاق النبى هم مىپردازد. ابن حميد، صالح بن عبدالله (به كوشش)، نضرة النعيم مكارم اخلاق الرسول الكريم صلى الله عليه وآله، زير نظر: صالح بن عبدالله بن حميد و عبدالرحمن محمد بن ملوح، جده: الوسيله للنشر، [1416ق]. ابن حنبل، احمد بن محمد بن هلال، الزهد، تحقيق: محمد جلال شرف، الاسكندريه: دار الفكر الجامعى، 1980 م، 316 ص. اخلاق اسلامى به ويژه زهد در زندگى حضرت رسول صلى الله عليه وآله و اصحاب آن حضرت بررسى شده است. ابن رجب، عبدالرحمن بن احمد السلامى، نور الاقتباس فى مشكاه وصية النبى صلى الله عليه وآله لابن عباس، تحقيق: عز الدين البدوى النجار، جده: دار المدنى، 1400 ق /1979 م، 56 ص. چاپ ديگر نور الاقتباس فى مشكاه وصية النبى صلى الله عليه وآله لابن عباس، تحقيق: محمد بن ناصر العجمى، الكويت: مكتبة الاقصى، 1406 ق /1986 م، 123 ص. به اخلاق اسلامى و تربيت اسلامى براساس وصايا و احاديث و سفارشات نبى اكرم صلى الله عليه وآله مىپردازد. ابن السنى، احمد بن محمد بن اسحاق، عمل اليوم والليله: سلوك النبىصلى الله عليه وآله مع ربه عز وجل ومعاشرته مع العباد، تحقيق: عبدالرحمن كوثر، بيروت: دار الارقم: 1418 ق / 1998 م، 512 ص. چاپ ديگر عمل اليوم والليلة، المؤلف المشارك: عبدالرحمن بن كوثر البرنى، جده: دار القبلة للثقافة الاسلامية، 1410 ق، 761 ص. آداب و رسوم دينى، سنّتهاى اسلامى، ادعيه و سيرهى نبوى را در قالب احاديث نبوى آورده است. ابن سيد الناس، محمد بن محمد بن محمد، عيون الاثر فى فنون المغازى والشمائل والسير، بيروت: دار الجيل، 1974 م. چاپهاى ديگر عيون الاثر فى فنون المغازى والشمائل والسير، القاهرة: مكتبة القدسى، 1356. عيون الاثر فى فنون المغازى والشمائل والسير، تحقيق: ابراهيم محمد، بيروت: دار القلم، 1414 ق/1993 م. سيره، اخلاق النبى، ارهاصات و شمايل آن حضرت محتواى اين اثر را تشكيل مىدهد. ابن طاهر، عبدالله بن حسين بن طاهر، الوصية النافعة فى كلمات جامعة، جده: عالم المعرفه، 1407 ق / 1987 م، 190 ص. آداب اسلامى، ادعيه، توبه، وعظ، ارشاد و اخلاق النبى مثل نيكى به والدين و حفظ اللسان مورد بحث قرار گرفته است. ابن طرهونى، محمد بن رزق، الاسلام و نبى الاسلام، جده: مكتبة العلم، 1413 ق /1992 م، 360 ص. به اخلاق النبى، ارهاصات و اعترافات مستشرقان به فضايل رسول اكرم صلى الله عليه وآله مىپردازد. ابن عاشور، محمد الطاهر، روائع مجلة الهداية الاسلامية: السيرة النبوية، به كوشش على الرضا الحسينى. دمشق: الدار الحسينية للكتاب، 1421 ق /2001 م. به سيرهى رسول اكرم صلى الله عليه وآله و اخلاق آن حضرت مثل ترحم بر دشمنان، سماحه و تسامح و ديگر اخلاقيات ايشان پرداخته است. ابن علان، محمدعلى بن محمد، شمس الافاق بنور ما للمصطفى من كريم الاخلاق، [ مدينه] ، دار المدينة المنورة، 2003 م. ابن قيم الجوزيه، محمد بن ابىبكر بنايوب، الجواب الكافى لمن سأل عن الدواء الشافى، تحقيق: محمد عبدالرزاق الرعود، عمان (الاردن): دارالفرقان، 1413 ق /1992 م، 374 ص. بررسى مسايل اخلاقى بر اساس احاديث نبوى مثل ذنوب و گناه، مرض قلب و كيد شيطان است. ابن كثير القرشى، اسماعيل بن عمر البصرى، شمائل الرسول صلى الله عليه وآله، تحقيق: مصطفى عبدالواحد، جده: دار القبلة للثقافة الاسلامية، 1409 ق /1988 م، 588 ص. بررسى اخلاق النبى، خصائص النبى، دلائل النبوه، شمائل المصطفى و فضايل النبى است. ابن المبارك، عبدالله بن المبارك بن واضح، الزهد والرقائق، تحقيق: احمد فريد، الرياض: دار المعراج الدولية، 1415 ق /1995 م، 1248 ص. ضمن اقسام الزهد، زهد النبى بررسى شده است؛ نيز آداب اسلامى و اخلاق اسلامى بر اساس احاديث معرفى شده است. ابن الملقن، عمر بن على، كتاب خصائص النبى، قاهرة: دار الرسالة، 2002 م. ابوالشيخ الاصبهانى، عبدالله بن محمد، معروف به ابىشيخ (درگذشت369 ق)، اخلاق النبى وآدابه، قاهرة: 1369 ق. نويسنده، محدّث است و اين اثر را دربارهى اخلاق پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله بر اساس احاديث آن حضرت نوشته است.[4]ابوالعزائم، محمد ماضى، النور المبين لعلوم اليقين ونيل السعادتين، القاهرة: المطبعة الجمالية، 1332 ق /1914 م، 235 ص. بررسى آداب اسلامى، اخلاق اسلامى، تصوف، وعظ و ارشاد، اخوت اسلامى، حقوق مسلمانان و زيارت قبر بر اساس احاديث نبوى است. ابوغده، حسن، قبسات تربوية من السيرة النبوية، الكويت: مكتبة دار التراث، 1409 ق / 1989 م، 152 ص. به بشارات نبوى، تربيت اسلامى، سيره و اخلاق النبى مىپردازد. ابوغده، عبدالفتاح، الرسول المعلم و اساليبه فى التعليم، بيروت: مكتبة المطبوعات الاسلامية، 2003 م، 226 ص. ابوفارس، محمد عبدالقادر، المدرسة النبوية العسكرية، عمان (الاردن): دارالفرقان، 1413 ق / 1993 م، 310 ص. بررسى اخلاق اسلامى در زمان جنگ با دشمنان و رعايت حقوق متقابل بر اساس احاديث رسول اكرم صلى الله عليه وآله است. بر اساس اين كتاب اخلاق نظامى مطرح مىشود. ابى الشيخ، عبدالله بن محمد بن جعفر، اخلاق النبى صلى الله عليه وآله وآدابه، تحقيق: صالح بن محمد الونيان، الرياض: دار المسلم، 1418 ق /1998 م. بررسى آداب نبوى، اخلاق النبى، سيره و اخلاق اسلامى و شمايل نبوى است. احمد بن عبدالعزيز، اخلاق النبى فى القرآن والسنة، [ بيروت: 1389 ق] . ادريس، محمد، وصايا الرسول صلى الله عليه وآله: وعظ، ارشاد، توجيه، سلوك، اخلاق، مقدمه: خالد عبدالرحمن العك، دمشق: دار الحكمه، 1409 ق /1989 م، 624 ص. بررسى اخلاق اسلامى و اخلاق النبى بر اساس وصايا الرسول در زمينهى وعظ و ارشاد و سيره و نيز بر اساس احاديث نبوى است. الاسمر، احمد رجب، النبى المربى، اردن: دارالفرقان، 2001 م. الاسود، موسى محمد، صفوة الاخبار ومنتقى الآثار فى الاخلاق والآداب والفضائل ومواقف الاخيار، الكويت: مكتبة المنار الاسلامية، 1415 ق /1995 م، 424 ص. چاپ ديگر صفوة الاخبار ومنتقى الآثار فى الاخلاق والآداب والفضائل ومواقف الاخيار، تصحيح: سمير احمد العطار، الكويت: مكتبة دار التراث، 1408 ق /1988 م، 389 ص. بررسى آداب و اخلاق و فضايل نبى اكرم صلى الله عليه وآله است. الاصبهانى، عبدالله بن محمد بن جعفر بن حيان، اخلاق النبى و آدابه، به كوشش: صالح بن محمد الونيان، الرياض: دار المسلم، 527 ص. چاپهاى ديگر اخلاق النبى و آدابه، به كوشش: السيد الجميلى، بيروت: دار الكتاب، 1986 م، 207 ص. اخلاق النبى و آدابه، به كوشش: عصام الدين الصبابطى، دار الكتاب الاسلامى، 1993 م، 350 ص. الافتخارى الگلپايگانى، على، خصائص النبى فى القرآن، قم: انصاريان، 1382ش، 247 ص. الانصارى، محمد بن هارون بن شعيب، صفه النبى: وصف اخلاقه وسيرته وادبه وخفض جناحه، بيروت: دار المامون و دار التراث، 2003 م. انور الجندى، اقباس السيرة العطرة، بيروت: دار ابن زيدون، 1409 ق / 1988 م، 189 ص. ضمن بررسى سيره نبوى به اخلاق دينى و شمايل آن حضرت مىپردازد. بابلى، محمود محمد، قبسات نورانية من سيرة صاحب الخلق العظيم او بعض دلائل نبوته صلى الله عليه وآله وعروبه ابراهيم واسماعيل عليهما السلام ، الرياض: دار الخانى، 1416 ق /1996 م، 248 ص. بررسى سيره و اخلاق النبى، خصائص النبى و شمائل المصطفى است. باجوده، حسن محمد، من صفات الرسول صلى الله عليه وآله، القاهرة: دار الكتاب الاسلامى، 1403 ق / 1983 م، 91 ص. دربارهى اخلاق النبى و سيره و شمايل آن حضرت است. الباقورى، احمد حسن، قطوف من ادب النبوه، القاهرة: [ د . ن] ، 1982 م، 143 ص. دربارهى آداب اسلامى و احاديث اخلاقى و اخلاقى النبى است. البدرى، عادل، الرسول المصطفى نظرية الادب، تهران: ژرف، 1425 ق، 439 ص. البرجلانى، محمد بن الحسين، الكرم والجود وسخاء النفوس، تحقيق: عامر حسن صبرى، بيروت: دار ابن حزم، 1412 ق /1991 م، 80 ص. دربارهى احاديث مربوط به اخلاق النبى و كرم النبى است. البغوى، الحسين بن مسعود بن محمد، مشكاة الانوار فى فضايل النبى المختار وشمائله صلى الله عليه وآله، تحقيق: طلال محمد سليمان ابوالنور، زير نظر: عويد بن عياد المطرفى، مكة المكرمة: كلية الدعوة واصول الدين، جامعة ام القرى، 1409 ق، 923 ص. دربارهى اخلاق النبى، سيره و شمايل، فضايل النبى، اوصاف النبى و خصائص النبى است. البلتاجى، محمد الانور احمد، محمد الخلق الكامل و الرحمة المهداة، قاهرة: مكتبة الوهبة، 1993 م، 575 ص. البوصيرى، احمد بن ابى بكر بن اسماعيل، علامات النبوة، تحقيق: ام عبدالله بنت محروس العسلى، زير نظر: محمود بن محمد الحداد، جده: مكتبة السوادى، 1411 ق / 1990 م، 574 ص. احاديث اخلاق النبى و ارهاصات النبوه و عصمة النبى است. بيرمحمد دده، محمد دده بن مصطفى بن حبيب، المدحة الكبرى من الكلام القديم فى حق سيدنا محمد المصطفى عليه افضل الصلاه واتم التسليم، القاهرة: المطبعة الميرية، 1301 ق، 160 ص. دربارهى شمائل المصطفى و اخلاق النبى و سيرهى آن حضرت است. الترمذى، محمد بن عيسى بن سوره، الشمائل المحمدية، به كوشش: محمد عوامه، المدينة المنورة: [ د . ن] ، 1422 ق /2001 م، 700 ص. دربارهى شمائل المصطفى يا سيره، اخلاق النبى و اوصاف النبى است. چاپهاى ديگر الشمائل المحمديه، تحقيق: سيد عمران، القاهرة: دار الحديث، 1416 ق /1996 م، 277 ص. دربارهى احاديث اخلاقى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله، شمائل المصطفى، اخلاق اسلامى، اخلاق النبى و اوصاف النبى است. الشمائل النبويه والخصائل المصطفويه، تحقيق: فواز احمد زمرلى، بيروت: دار الكتاب العربى، 1417 ق /1996 م، 560 ص. شمائل الرسول، تحقيق: عبدالله الشعار و ابراهيم رمضان، بيروت: دار الفكر اللبانى، 1992 م، 120 ص. مختصر الشمائل المحمدية، تحقيق و تلخيص: محمد ناصر الدين الالبانى، عمان: المكتبة الاسلامية، 1405 ق /1985 م. التليدى، عبدالله، تهذيب الخصائص النبوية الكبرى، بيروت: دار البشائر الاسلامية، 1410 ق، 504 ص. دربارهى اخلاق حضرت رسول صلى الله عليه وآله و شمايل و اوصاف آن حضرت است. جاد، جاد مخلوف، الرحمة فى القرآن والسنة، القاهرة: المؤسسة العربية الحديثة، 1988 م، 159 ص. بررسى اخلاق اسلامى در سيرهى رسول اكرم صلى الله عليه وآله، به ويژه رفتار رحمتآميز آن حضرت با همگان است. جاد المولى، احمد، محمد صلى الله عليه وآله المثل الكامل، تحقيق: عبدالرحيم ماردينى، دمشق: مكتبة دارالمحبة، 1412 ق /1991 م، 444 ص. چاپ ديگر محمّد صلى الله عليه وآله المثل الكامل، القاهرة: مطبعة دار الكتب المصرية، 1349، 271 ص. دربارهى شمائل المصطفى، سيره و اخلاق النبى است. الجار الله، عبدالله بن جار الله بن ابراهيم، تذكير المسلمين باتباع سيد المرسلين صلى الله عليه وآله، الرياض: المؤلف، 1410 ق، 111 ص. دربارهى اخلاق النبى و صفات و رفتار اخلاقى حضرت نبى اكرم صلى الله عليه وآله است. جاسم، عزيز السيد، محمد صلى الله عليه وآله الحقيقة العظمى، بغداد: دار الشؤون الثقافية العامة، 1987 م، 496 ص. دربارهى اخلاق النبى و شمائل النبى و رفتارهاى اخلاقى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله است. الجطيلى، عبدالعزيز بن محمد، المزاح بين المشروع والممنوع، مقدمه: صالح بن محمد الونيان، پاكستان: دار الكتاب والسنه، 1413 ق / 1992 م، 32ص. به مسايل و ابعاد مزاح و شوخى در اسلام مىپردازد، ضمناً شوخى را از نگاه احاديث نبوى بررسى مىكند و برخى از صفات و رفتارهاى اخلاقى آن حضرت را توضيح مىدهد. الجماعيلى، عبدالغنى بن عبدالواحد بن على، الدرة المضية فى السيرة النبوية: سيرة الرسول صلى الله عليه وآله واصحابه العشرة، تحقيق: على حسين البواب، الرياض: دار الخانى، 1412 ق / 1992 م، 96 ص. دربارهى اخلاق النبى و سيره و رفتار اخلاقى آن حضرت با اصحاب و با دشمنانش است. الجماعيلى ، عبدالغنى بن عبدالواحد بن على ، مختصر سيرة النبى صلى الله عليه وآله وسيرة اصحابه العشرة ، تحقيق: خالد بن عبدالرحمن بن حمد الشايع، الرياض: دار الوطن، 1413 ق، 129 ص. دربارهى شمائل المصطفى و اخلاق النبى و اوصاف النبى و سيرهى آن حضرت است. الجندى، عبدالحليم، فى السيرة النبوية، القاهرة: دار المعارف، 1987 م، 418 ص. ضمن اينكه به سيرهى نبوى مىپردازد، به اخلاق و رفتار آن حضرت هم پرداخته است. الجنيد، عدنان بن احمد بن يحيى، ارشاد الاتقياء الى تنزيه سيد الانبياء، تعز: دار الامام احمد بن علوان، 1421 ق / 2001 م، 224 ص. دربارهى اخلاق النبى و رفتار آن حضرت با همگان است. جوهرى، محمد ربيع محمد، اخلاقنا، القاهرة: المؤسسة العربية الحديثة، 1988 م، 264 ص. تحليل مسايل اخلاق اسلامى با بررسى اخلاق نبوى و احاديث اخلاقى آن حضرت است. الجيل، محمّد بن فارس، الاطعمة والاشربة فى عصر الرسول صلى الله عليه وآله، جامعة الكويت، مجلس النشر العلمى، 1417 ق / 1996 م، 144 ص. اين كتاب در واقع يك شماره از مجلهى حوليات كلية الآداب (شماره 114) است كه توسط دانشگاه كويت منتشر مىشود. هر شماره از اين مجله به موضوعى اختصاص دارد و موضوع اين شماره خوردنىها و آشاميدنىها در عصر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله است. مؤلف آن متخصص در علم تاريخ است و فارغ التحصيل تاريخ اسلام از دانشگاه ميشيگان آمريكا است. بخشى از رفتار پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله، طرز خوردن و آشاميدن آن حضرت است. ايشان غذاهاى خاصى را تناول مىكرد و از خوردن غذاهايى پرهيز مىنمود. اين بخش از سيرهى آن حضرت مىتواند براى مسلمانان الگو باشد ؛ زيرا در زمرهى رفتارهاى اخلاقى يا عمل اخلاقى آن حضرت است. مؤلف مطالب را ذيل سرفصلهاى زير سامان داده است: فصل اول دربارهى طعامهاى پخته شده از گندم و جو و ذرت و برنج و خرما ؛ فصل دوم دربارهى گوشت و انواع آن ؛ فصل سوم دربارهى طعامهايى مثل روغنها و شيرهها ؛ فصل چهارم دربارهى ميوهها و سبزيجات و حبوبات و فصل پنجم دربارهى انواع مختلف طعام است. بخش سوم كتاب دربارهى انواع اشربه است. آقاى جميل نخست به معرفى منابع خود مىپردازد و به تفصيل اين منابع را تحليل مىكند. وى در هر فصل، علاوه بر بيان رواياتى دربارهى آداب پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در خوردن و آشاميدن، وضعيت مردم آن دوره را در اين خصوص بيان مىكند. الجيل، محمّد بن فارس، اللباس فى عصر الرسول صلى الله عليه وآله، جامعة الكويت، مجلس النشر العلمى، 1415 ق / 1994 م، 155 ص. ويژهنامهاى از مجلهى حوليات كلية الآداب است كه دانشگاه كويت منتشر مىكند. اين ويژهنامه به عنوان شمارهى 91 چاپ شده و تماماً به لباس پوشيدن حضرت رسول صلى الله عليه وآله و مردم آن عصر مىپردازد. مطالب در پنج فصل تنظيم شده است: لباس سر، لباس صورت، لباس تن، لباس دست و لباس پا. ذيل هر فصل آيات و روايات حضرت رسول صلى الله عليه وآله را توضيح مىدهد. نيز اطلاعات تاريخى كه گوياى نوع لباس پوشيدن مردم آن عصر بوده را توضيح مىدهد. حامد، احمد، محمّد صلى الله عليه وآله ومكارم الاخلاق، الطائف: دار الزايدى للطباعة والنشر، [ د . ت] ، 83 ص. بررسى اخلاق النبى، سيره و شمائل المصطفى است. الحداد، احمد بن عبدالعزيز بن قاسم، اخلاق النبى صلى الله عليه وآله فى القرآن والسنة: دراسة تطبيقية لقول عائشةرضى الله عنه كان خلقه القرآن، زير نظر: عبدالستار فتح الله سعيد، بيروت: دار الغرب الاسلامى، 1996 م، 1641 ص. حسين، محمد الخضر، محمد رسول الله وخاتم النبيين، به كوشش: على الرضا الحسينى، [ د . م] : الدار الحسينية للكتاب، 1417 ق /1997 م، 304 ص. ضمن بررسى شخصيت حضرت محمّد صلى الله عليه وآله به اخلاق ايشان هم مىپردازد. حسين، ممدوح محمد، رسول الانسانيه محمد صلى الله عليه وآله، زير نظر: محمد توفيق عويضه، القاهرة: المجلس الاعلى للشؤون الاسلامية، 1391 ق /1971 م، 131 ص. بررسى اخلاق النبى، مثل حياء النبى و شجاعة النبى و صلة الارحام است. حقى، احسان، رسول الاسلام محمد صلى الله عليه وآله: سيرته و رسالته، بيروت: مؤسسة الرسالة، 1412 ق / 1988 م، 95 ص. بررسى اخلاق النبى و سيرهى آن حضرت است. الحمامى، مصطفى ابوسيف، شجاعة رسول الله صلى الله عليه وآله و سيرته، القاهرة: مكتبة ومطبعة مصطفى البابى الحلبى، 1386 ق /1966 م، 44 ص. بررسى اخلاق النبى، سيره و شجاعت حضرت است. الحمد، محمد بن ابراهيم، سوء الخلق: مظاهره اسبابه علاجه، الرياض: دار ابن خزيمه، 1416 ق، 136 ص. بررسى سوء الخلق و اخلاق النبى و حسن الخلق آن حضرت، مثل مداراى آن حضرت است. الحوفى، احمد محمد، من اخلاق النبى، القاهرة: دار نهضة مصر، 1979 م، 423 ص. اخلاق النبى و شمائل المصطفى را با بررسى اين موضوعات: امانت، ايثار، تواضع، حيا، رحم، زهد، سيره، شورى، صبر، صدق، عدل، عفت، عفو، كرم و وفا به انجام مىرساند. الحيانى، عبدالله بن محمد بن جعفر، اخلاق النبى صلى الله عليه وآله وآدابه، تحقيق: عصام الدين سيد الصبابطى، القاهرة: الدار المصرية اللبنانية، 1413 ق1993/م. چاپ ديگر اخلاق النبى صلى الله عليه وآله وآدابه، تحقيق: احمد محمد مرسى، القاهرة: مكتبة النهضة المصرية، 1972 م، 288 ص. اخلاق النبى صلى الله عليه وآله وآدابه، تحقيق: احمد محمد مرسى، زير نظر: محمد عبدالرحمن عثمان، القاهرة: الاهرام، 1401 ق /1981 م، 316 ص. خامنهاى، سيدعلى، الدروس العظيمة من سيرة الائمة الاطهار، بيروت: مركز بقية الله الاعظم للدراسات والنشر، 1999 م. الخزيم، محمد بن صالح بن سليمان، المرشد المبين فى ادب البنين: وصايا وحكم، الرياض: دار الوطن، 1420 ق /1999 م، 527 ص. دربارهى تربيت از ديد فرهنگ اسلامى، آداب اسلام، اخلاق اسلامى و انحرافات اخلاقى بر اساس روايات نبوى است. خطاب، محمود شيت، ومضات من نور المصطفى صلى الله عليه وآله، بيروت: دار الفكر، [ د . ت]، 77 ص. علاوه بر گزارش حوادث صدر اسلام، به ويژه حوادث مربوط به جهادهاى رسول اكرم، به شمايل و اخلاق پيامبر اكرم نيز مىپردازد. الخطيب، محمد عبدالله، حول الدعوة والدعاة، القاهرة: دار المنار الحديثة، 1413 ق/ 1993 م، 106 ص. مسايلى مثل تربيت، دعوت، تبليغ، اخلاق، عبادت و معنويت را بر اساس فرامين رسول اكرم صلى الله عليه وآله بررسى مىكند. الخفاجى، احمد بن محمد بن عمر، نسيم الرياض فى شرح شفاء القاضى عياض، القاهرة: المطبعة الازهرية المصرية، 1325 ق. دربارهى شمائل المصطفى و اخلاق النبى است. چاپ ديگر نسيم الرياض فى شرح شفاء القاضى عياض، القاهرة: مطبعة عثمانية (موزع)، 1314 ق، 614 ص. خوجه كمال الدين، المثل الاعلى فى الانبياء، ترجمه: امين محمود الشريف، مقدمه: اللورد هدلى، بيروت: دار الفكر المعاصر، 1409 ق /1989 م، 271 ص. نويسنده پيامبران صلى الله عليه وآله را به عنوان الگو و اسوهى بشريت مطرح مىكند و حوادث مهم در زندگى رسول اكرم صلى الله عليه وآله را توضيح مىدهد. به ويژه اخلاق آن حضرت را به تفصيل بررسى كرده است. الخولى، محمد عبدالعزيز، الادب النبوى عظمة بالغة وحكم عالية وآداب سامية: متخيرة من حديث الرسول مشروحة شرحا واسعا يتصل بالحياة الحاضرة، بيروت: المكتبة العصرية، 1425ق، 238ص. چاپ ديگر الادب النبوى، بيروت: دارالفكر، 310 ص. خيرالدين، عبدالعزيز، السيرة العطرة محمد خاتم الرسل صلى الله عليه وآله، القاهرة: دار الفكر العربى، 1388 ق /1969 م، 653+8 ص. دربارهى سيرهى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله است و ضمناً به اخلاق آن حضرت هم مىپردازد. داود، عبدالبارى محمد، الحياء فى الاسلام، الاسكندرية: مكتبة الاشعاع الفنية، 2002 م، 153 ص. غير از حيا به ديگر مسايل اخلاق اسلامى و اخلاق النبى هم مىپردازد. ديدات، احمد حسين، محمد صلى الله عليه وآله المثال الاسمى، ترجمه: محمد مختار، القاهرة: المختار الاسلامى، 1412 ق /1992 م، 141 ص. حضرت محمّد صلى الله عليه وآله را به عنوان اسوه و الگوى بشريت مطرح كرده است، به ويژه اخلاق آن حضرت را قابل پيروى و الگوگيرى مىداند. الرافعى، مصطفى صادق، محمد الانسان والرسول، بهكوشش: محمد عبدالعزيز، القاهرة: مجلة الاذاعة والتلفزيون، 1387 ق /1967 م، 36 ص. دربارهى اخلاق النبى و سيره و شمائل النبى است. الرشيد، عبدالله محمد، القيادة العسكرية فى عهد الرسول صلى الله عليه وآله، دمشق: دار القلم، 1410 ق / 1990 م، 773 ص. تمامى كتاب دربارهى رهبرى و مديريت جنگى رسول اكرم صلى الله عليه وآله است. همچنين اخلاق آن حضرت در جنگها و رفتارش با مخالفان را تحليل كرده است. رضا، محمد رشيد، الوحى المحمدى... ، القاهرة: مطبعة المنار، 1352 ق، 335 ص. دربارهى نبوة النبى، اخلاق اسلامى، حقوق الانسان و مناقب حضرت رسول صلى الله عليه وآله است. الرقى، ابراهيم بن احمد بن محمد، احسن المحاسن، تحقيق: محمد علوى المالكى، مكة المكرمة: المكتبة السلفية، 1390 ق /1970 م، 474 ص. دربارهى اولياى مسلمان ، فضايل الاولياء ، اخلاق نبوى ، تصوف ، زهد ، شمائل المصطفى ، تصوف و معنويت بر اساس روايتهاى نبوى است. الرياشى، لبيب، نفسية الرسول العربى محمد بن عبدالله، بيروت: دار الكشاف، 1949 م، 189 ص. دربارهى سيره، شمائل المصطفى، اخلاق النبى، شجاعة النبى و شخصية النبى بر اساس روايات حضرت رسول صلى الله عليه وآله است. الزرقانى، محمد بن عبدالباقى بن يوسف، شرح الزرقانى على المواهب اللدنية، القاهرة: [ د . ن]، 1291 ق. دربارهى سيره، اخلاق النبى، بلاغت النبى و شمائل المصطفى است. زينو، محمد بن جميل، قطوف من الشمائل المحمدية والاخلاق النبوية والآداب الاسلامية، [د . م : د . ن، د . ت]، 128 ص. دربارهى آداب اسلامى، اخلاق النبى، شمائل النبى، مولد النبى، اخلاق اسلامى، ادعيه النبى، سيره، عبادات و فضايل النبى است. زينو، محمد بن جميل، مجموعة رسائل التوجيهات الاسلامية لاصلاح الفرد والمجتمع، جده: مكتبة العلم، ط 3، 417 ص. علاوه بر طرح مسايلى مثل اصلاح اجتماعى، اصلاح دينى، توحيد، وعظ و ارشاد، احكام الغناء و نقد مستشرقين، به اخلاق پيامبر اكرم، احسان و ايثار آن حضرت و شمايل ايشان نيز مىپردازد. سالم، عبدالله نجيب، مواقف انسانية فى السيرة النبوية، بيروت: دار ابن حزم، 1414 ق/ 1994 م، 254 ص. دربارهى سيرهى رسول اكرم صلى الله عليه وآله، اخلاق النبى، حكمة النبى، عفو النبى، كرم النبى و معاملة النبى است. سراج الدين، عبدالله، سيدنا محمد رسول الله صلى الله عليه وآله: شمائله الحميدة، خصاله المجيدة، حلب: جمعية التعليم الشرعى (موزع)، 1402 ق /1982 م، ط 3، 429 ص. دربارهى اخلاق النبى، شمائل المصطفى، حقوق النبى و سيرهى رسول اكرم صلى الله عليه وآله است. سلطان، ياسين، مع الرسول صلى الله عليه وآله، جده: المجموعة الاعلامية، 1410 ق /1990 م، 102 ص. دربارهى سيره، اخلاق النبى، دعوت اسلامى و شمائل المصطفى است. السمان، محمد عبدالله، الرحمة المهداة، القاهرة: دار الاعتصام، 1404 ق /1984 م، 93 ص. دربارهى تربيت اسلامى، دعوت اسلامى، سيره، اخلاق النبى و مساوات در اسلام است. الشامى، صالح احمد، من معين الشمائل، بيروت: المكتب الاسلامى، 1418 ق /1997 م، 535 ص. دربارهى سيره، شمائل المصطفى، آداب اسلامى، اخلاق اسلامى، اخلاق النبى، اوصاف النبى و حقوق النبى است. الشعراوى، محمد متولى، الرسول صلى الله عليه وآله بين المعجزة والواقع، به كوشش: زكريا القاضى، القاهرة: الروضة للنشر، 96 ص. دربارهى اخلاق النبى، اوصاف النبى، عتاب النبى، تعدد الزوجات، رد شبهات مستشرقين و سيرهى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله است. شقره، محمد ابراهيم، السيرة النبوية العطرة فى الايات القرآنية المسطرة، الرياض: مكتبة المعارف، 1418 ق /1998 م، 480 ص. دربارهى سيرهى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله، اخلاق النبى، بشارة الرسول، شمائل المصطفى و عصمت النبى است. شلبى، احمد، محمّد صلى الله عليه وآله فى المدينة، القاهرة: وزارة الاوقاف، 1415 ق /1995 م، 118 ص. دربارهى سيرهى حضرت رسول صلى الله عليه وآله، اخلاق النبى و دعوت اسلامى است. شلبى، محمود، محمد: سيد الناس، تونس: الدار التونسية للنشر، 1989 م، 164 ص. دربارهى اخلاق النبى، سيره، شمائل المصطفى و تربيت اسلامى بر اساس روايات نبوى است. الصاغرجى، اسعد محمد سعيد، سيدنا محمد رسول الله صلى الله عليه وآله الاسوة الحسنة، دمشق: دار الكلم الطيب، 1417 ق /1997 م. دربارهى دعوت اسلامى، سيرت محمّدصلى الله عليه وآله ، اخلاق النبى و شمائل المصطفى است. طاحون، احمد بن محمد، الكوكب المنير فى ادب النفس وتهذيب الضمير، القاهرة: مكتبة التراث الاسلامى، 1413 ق /1992 م، 415 ص. دربارهى اخلاق النبى، ارزشهاى اسلامى، محاسبة النفس، مكارم الاخلاق، تربيت، حفظ اللسان و صبر است. طاحون، رتيبه ابراهيم خطاب، قبسات من اخلاق النبى صلى الله عليه وآله، القاهرة: السلام للطباعة والنشر، 1414 ق /1993 م، 235 ص. دربارهى اخلاق النبى، تواضع، حلم، حيا، اخلاق، تربيت و وفا است. الطبرى، احمد بن عبدالله بن محمد، خلاصة سير سيد البشر صلى الله عليه وآله، تحقيق: طلال جميل رفاعى، مكة المكرمة: مكتبة نزار مصطفى الباز، 1418 ق1997/م، 206 ص. دربارهى سيره، اخلاق النبى، فضايل و اوصاف النبى و شمائل المصطفى است. الطرشه، عدنان، ماذا يحبّ النبى محمّد صلى الله عليه وآله وماذا يكره، الرياض: مكتبة العبيكان، 1423 ق / 2002 م، 625 ص. دربارهى شمائل الرسول، سيرهى نبوى، اخلاق النبى، عبادات و آداب اسلامى است. طعيمه، صابر، الادب النبوى فى ضوء العلم الحديث: دراسة فى علم السلوك الاسلامى، بيروت: دار الجيل، 1407 ق /1987 م، 208 ص. دربارهى آداب، صفات النبى، اخلاق اسلامى و سيرهى آن حضرت بر اساس احاديث نبوى است. طلفاح، خيرالله، محمد المثل الاعلى للانسان الكامل قائمة الامة و هاديها، بغداد: مكتبة الوطنية، 1982 م، 256 ص. دربارهى حضرت رسول به عنوان انسان كامل است و اينكه مسلمانان بايد ايشان را الگو قرار دهند. الطهطاوى، احمد مصطفى قاسم، صفة ضحك وبكاء النبى صلى الله عليه وآله ومزاحه مع اصحابه، به كوشش: احمد عبدالتواب عوض، القاهرة: دار الفضيلة، 1995 م، 126 ص. دربارهى سيره، اخلاق النبى، بكاء النبى، ضحك النبى و مزاح النبى است. الطهطاوى، رفاعه رافع، نهاية الايجاز فى سيرة ساكن الحجاز صلى الله عليه وآله، تحقيق: عبدالرحمن حسن محمود، فاروق حامد بدر، القاهرة: مكتبة الآداب، 1982 م، 158 ص. دربارهى اخلاق النبى، سيره، غزوات النبى، هجرت و شمائل المصطفى است. الطويل، السيد رزق، لكى تستعيد امتنا ذاكرتها، القاهرة: المؤسسة العربية الحديثة، 1988 م، 351 ص. نويسنده ، مسايل جديد جهان اسلام ، مثل علمانيت و حقوق زن را بررسى و يكى از بحرانهاى جهان اسلام را ضعفهاى اخلاقى مسلمانان دانسته و از اينرو الگوگيرى و اقتدا به اخلاق نبوى را مطرح كرده است. العباد، عبدالمحسن بنحمد، من اخلاق الرسول الكريم صلى الله عليه وآله، المدينة المنورة: الجامعة الاسلامية، 1411 ق، ط5، 48 ص. دربارهى اخلاق النبى، سيره، اخلاق اسلامى و شمائل المصطفى است. العبد، عبداللطيف محمد، موقف الرسول صلى الله عليه وآله من اهل العقائد الاخرى، القاهرة: مطابع مدكور، 1396 ق /1976 م، 222 ص. دربارهى اخلاق النبى، توحيد، دعوت اسلامى، سيرهى آن حضرت، به ويژه نسبت به دشمنانش است. عبدالسلام، عبدالرحمن ابوعامر، النظام الخلقى فى الاسلام، حائل: دار الاندلس للنشر، 1424 ق / 2003 م، 247 ص. دربارهى اخلاق اسلامى، تربيت، علم الاخلاق، الخير والشر، سعادت، عقل، فطرت، الزام خلقى، مصادر الالزام الخلقى، ايمان، رقابة الضمير، اخلاق النبى، اخلاص الصحابه و قدوة حسنه است. عبدالعال، سيد محمد حسين، مواقف من حياة الرسول واصحابه، قاهرة: مركز الاهرام للترجمة والنشر، 2001 م. عبدالفتاح، اسماعيل، الانوار البهية فى الوصايا الاسلامية، القاهرة: الدار المصرية اللبنانية، 1998 م، 190 ص. دربارهى وصايا، الوصية فى الاسلام، وصايا النبى، وصايا الصحابه، وصايا الصالحين، تقوى الله و اخلاق اسلامى است. عبدالقادر، حامد، الاسلام: ظهوره وانتشاره فى العالم، القاهرة: دار نهضة مصر، ط 3 ، 287 ص. دربارهى بعثة النبى، اخلاق النبى و سيره است. به ويژه اخلاق نبوى و نقش آن را در انتشار اسلام در جهان بررسى كرده است. عبدالله، محمد حسن، رحمة الله للعالمين صلى الله عليه وآله، القاهرة: مكتبة الآداب، 1990 م، 175 ص. دربارهى اخلاق النبى، دعوت اسلامى، سيره، شورى، اخلاق اسلامى، افشاء السلام، تربيت اسلامى، زوجات النبى و مجتمع اسلامى است. عبدالمهدى بن عبدالقادر بن عبدالهادى، السيرة النبوية فى ضوء القرآن والسنة، القاهرة: المؤسسة العربية الحديثة، 1988 م، 240 ص. به موضوعاتى مانند سيرهى نبوى و اخلاق النبى پرداخته و اخلاق نبوى را از ديدگاه قرآن و احاديث بررسى كرده است. عبود، شلتاغ، فى السيرة والادب النبوى الشريف، بيروت: دار الهادى، 2004 م. عتر، حسن ضياءالدين، نبوة محمد صلى الله عليه وآله فى القرآن، بيروت: دار البشائر الاسلامية، 1410 ق / 1990 م، 375 ص. بررسى الايمان بالرسل، اخلاق النبى، فضايل و اوصاف النبى، رد شبهات و عصمة النبى است. عزام، عبدالرحمن بك، بطل الابطال، مصر: مطبعة مصطفى الحلبى، 1357 ق، 119 ص. چاپ ديگر بطل الابطال، الرياض: وزارة المعارف، 1389 ق /1969 م، 116 ص. دربارهى صفات النبى، سيره، اخلاق النبى، شمائل المصطفى، عبقريه الرسول و دعوت آن حضرت است. عزام، عبدالعزيز محمد، محمد الرسول الاعظم صلى الله عليه وآله، زير نظر: محمد توفيق عويضه، القاهرة: المجلس الاعلى للشؤون الاسلامية، 1394 ق/ 1974 م، 119 ص. دربارهى حضرت محمّد صلى الله عليه وآله و بررسى اخلاق ايشان، اخلاق النبى، تربيت و سيرهى آن حضرت است. عطار، مصطفى حسين، مواقف من السيرة النبوية، بيروت: دار العلم للملايين، 1402 ق / 1981 م، ط 2، 310ص. دربارهى آداب اسلامى، اخلاق النبى، شفاعت، شمائل المصطفى، آداب النكاح، سيرهى آن حضرت و فضايل نبى اكرم صلى الله عليه وآله است. العفيفى، طه عبدالله، من صفات الرسول صلى الله عليه وآله الخلقية والخلقية، القاهرة: الدار المصرية اللبنانية، 1415 ق/ 1995 م، 447 ص. دربارهى اخلاق النبى، اوصاف النبى، زوجات النبى، سيره، شمائل المصطفى، آداب اسلامى و اخلاق اسلامى است. العقاد، عباس محمود، حقائق الاسلام و اباطيل خصومه، بيروت: المكتبة العصرية، [ د . ت] ، 303 ص. دربارهى خصائص الاسلام و رد شبهات، عبادات و معاملات النبى، حقوق الانسان و اخلاق اسلامى است. العقاد، عباس محمود، عبقرية محمد، صيدا: المكتبة العصرية، [ د . ت] ، 159 ص. دربارهى محمّد صلى الله عليه وآله، سيرهى آن حضرت، شمائل المصطفى، اخلاق النبى و فضايل آن حضرت است. علوى ، محمّد فال بن عبدالله بن محمّد فال ، نيل السول من شمائل الرسول ، [ بيروت] : 2001 م. على، خليل ابراهيم، عظمة الرسول صلى الله عليه وآله، القاهرة: [ د . ن] ، 1981 م، 140 ص. دربارهى سيره و عظمة الرسول صلى الله عليه وآله، اخلاق النبى، اوصاف الرسول و زوجات الرسول است. عمر هاشم، احمد، الاخلاق فى ضوء القرآن والسنة، القاهرة: دار الصفوة، 1415 ق / 1994 م، 113 ص. دربارهى اخلاق اسلامى، آداب اسلامى، اخلاق النبى، الاخلاص، التواضع، الرحمه، حب الوطن، حقوق الجار و سماحت آن حضرت است. العنانى، حسن صالح، التهيئة والاعداد لسيّدنا محمد صلى الله عليه وآله واصحابه، القاهرة: المعهد الدولى للبنوك والاقتصاد الاسلامى، 1403 ق / 1983 م، 220 ص. دربارهى اخلاق النبى، سيرهى آن حضرت و عصمة النبى است. العوده، سليمان بنحمد، قضايا و مباحث فى السيرة النبوية، الرياض: دار المسلم، 1416 ق / 1996 م، 180 ص. دربارهى سيره، اخلاق اسلامى، اخلاق النبى، تربيت، خصائص النبى و شمائل المصطفى است. عوض الله، احمد الصباحى، اخلاق الانبياء عليهم الصلاه والسلام، القاهرة: [ د . ن]، 1972 م، 203 ص. چاپ ديگر اخلاق الانبياء، محمد الفحاح، القاهرة: مكتبة مدبولى، 1403 ق / 1983 م، 453 ص. دربارهى اخلاق الانبياء، فضائل الانبياء، اخلاق النبى و شمائل المصطفى است. عويس، عبدالحليم، شخصية الرسول صلى الله عليه وآله فى ضوء المقاييس الانسانية، الرياض: جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامية، 1413 ق /1992 م، 80 ص. دربارهى اخلاق اسلامى، شخصية الرسول، شمائل النبى، فضايل الرسول، سيرهى نبوى و شخصيات انسانيه است. عيسى، عبده غالب احمد، اخلاق النبى عليه الصلاة والسلام، بيروت: دار الجيل، 1410 ق / 1990 م، 56 ص. بررسى اخلاق النبى، تواضع النبى، حلم النبى، معاملة النبى، حياء النبى، رحمة النبى، سيره و وفاء النبى است. عيسى، كمال محمد، كلمات فى الاخلاق الاسلامية، جده: دار المجتمع، 1409 ق / 1988 م، 155 ص. دربارهى اخلاق اسلامى، اخلاق النبى، تواضع، آداب اسلامى، الزام خلقى، النية والعمل ، ثواب و عقاب ، خير و شر ، سلوك اخلاقى ، صبر ، عدل ، فطرت ، قيم اخلاقيه، مواد ترغيبيه، مواد ترهيبيه، وعظ وارشاد و وفاى به عهد است. الغزالى، ابى حامد محمد، اخلاق النبوة و آداب المعيشة، دمشق: دارالبشائر، 1999 م، 105 ص. چاپ ديگر اخلاق النبوة وآداب المعيشة، تحقيق: قاسم النورى، دمشق: دار البشائر، 1419 ق / 1999 م، 105 ص. دربارهى آداب اسلامى، اخلاق النبى، سيره، آداب الطعام، آداب اللباس، شمائل المصطفى و معجزات النبى است. الغزالى، محمد بن محمد بن محمد، المحبة والشوق والانس والرضا، تحقيق: زهير شفيق الكبى، بيروت: دار الفكر العربى، 1991 م، 104 ص. دربارهى تصوف، محبة الله، محبة النبى، اخلاق اسلامى، كتاب احياء علوم الدين و مقامات التصوف است. الغزالى، محمد بن محمد بن محمد، المرشد المبين الى موعظة المؤمنين من احياء علوم الدين، مقدمه: محمود نصار الحلبى، مصر: مكتبة و مطبعة مصطفى البابى الحلبى واولاده، 1389 ق / 1969 م، ط 3، 303 ص. دربارهى توحيد، عبادات، عقايد، وعظ وارشاد، آداب اسلامى، آداب الاكل والشرب، آداب التلاوة، آداب الصحبة، آداب المعاشرة، احوال القبر، اخلاق اسلامى، اخلاق النبى، ادعيه و اوراد، اسلام، ايمان، تصوف، تلاوة القرآن، حج، حسنات و سيئات، رذايل، زهد و فضايل است. فتح الباب، حسن، القيام الخلقية والانسانية ، [ 1971 م] . فتلاوى، سهيل حسين، ادب المجالس فى الاسلام فى عهد النبى محمد: دراسة مقارنة فى ضوء اللقاءات والمؤتمرات الدبلوماسية المعاصرة، امان: دار الضياء، 2001 م. الفريح، مازن بن عبدالكريم، كيف نكسب الناس، الرياض: مؤسسة آسام للنشر، 1413 ق / 1992 م، 39 ص. دربارهى اخلاق اسلامى، دعوت اسلامى، سلوك، علاقات اجتماعيه، اخلاق الداعية، اخلاق النبى، وعظ وارشاد است. فريد، احمد، مواقف ايمانية، الرياض: دار طيبه، 1419 ق /1998 م، 526 ص. دربارهى آداب اسلامى، ايمان، وعظ و ارشاد، اخلاق اسلامى، اسلام، العفه، الولاء والبراء، توبه، جهاد، صبر، صحابه، صدقه التطوع و محبة النبى است. الفريوائى، عبدالرحمن بن عبدالجبار، ضحك النبى و تبسمه و مزاحه، رياض: دار الكتاب والسنة، 1425 ق. فيض كاشانى، اخلاق النبوة والامامة، بيروت: دار المحجة البيضاء، 1426 ق /2005 م، 312 ص. بخشى از كتاب المحجة البيضاء است كه خود آن تهذيب و بازنويسى كتاب احياء علوم الدين ابوحامد غزالى است. فيض بر اساس روايات شيعى به آداب رسول اكرم صلى الله عليه وآله و اخلاق آن حضرت مىپردازد. كتاب در سه بخش تنظيم شده است: بخش اوّل با عنوان اخلاق النبى و كراماته داراى اين مباحث است : تأديب پيامبر اكرم توسط خداوند، اخلاق رسول اكرم صلى الله عليه وآله، سخن و لبخند آن حضرت، آداب حضرت در لباس و طعام ، خوددارى حضرت از انجام دادن مكروهات ، سخاوت حضرت، شجاعت و تواضع، صورت و چهره و بدن حضرت، خُلق و اخلاقيات. بخش دوم دربارهى اخلاق ائمه است و بخش سوم با عنوان اخلاق الشيعة به صفات مؤمنان و ويژگىهاى شيعيان مىپردازد. قابل، سعيد محمّد، القدوة: منهاج و نماذج، قاهرة: دار التوزيع والنشر الاسلامية، 2002 م. حضرت محمّدصلى الله عليه وآله را به عنوان الگوى رفتارى براى مسلمانان مطرح كرده است. قرشى، باقر شريف (متولد 1926 م)، اخلاق النبى صلى الله عليه وآله و اهل بيته عليه السلام، قم: مهر اميرالمؤمنين عليه السلام، 1425 ق، 336 ص. قرشى، خالد بن عبدالله، تربية النبى لاصحابه فى ضوء الكتاب والسنة، مكه: دار التربية والتراث، 2001 م. القزوينى، حسن مرتضى، الرسول الاكرم مدرسة الاخلاق، بيروت: دار البيان العربى، 1991 م، 304 ص. دربارهى رفتارهاى اخلاقى و خلق و خوى رسول اكرم صلى الله عليه وآله است. القسطلانى، احمد بن محمد، خصوصيات الرسول، قاهرة: 1995 م، 267 ص. ويژگىهاى اخلاقى حضرت رسول صلى الله عليه وآله را بررسى كرده است. القسطلانى، المحمدية للامام، الزهور الندية فى خصائص واخلاق خير البرية: تهذيب المقصد الثالث من كتاب المواهب اللدنية بالمنح، تحقيق: احمد بن محمد طاحون، القاهرة: مكتبة التراث الاسلامى، 1415 ق /1995 م، 227 ص. دربارهى اخلاق اسلامى، اخلاق النبى، اوصاف النبى، شمائل المصطفى، آداب اسلامى، آداب الطعام، بلاغه النبى، سيره و لباس النبى است. قميحه، جابر، مدخل الى القيم الاسلامية، القاهرة: دار الكتاب المصرى، 1404 ق / 1984 م، 169 ص. دربارهى اخلاق اسلامى، اخلاق النبى، اسلام و تربيت اسلامى است. كحيل، عبدالوهاب، الجوانب الاعلامية فى حياة الرسول صلى الله عليه وآله، القاهرة: دار الهداية، 1987 م، 304 ص. دربارهى اخلاق النبى، اعلام اسلامى، سيره، عصر مكى، اعلام، انبياء و رسل، حياة النبى و وسائل الاعلام است. كشك، عبدالحميد، صاحب الرسالة العصماء محمد صلى الله عليه وآله وصور من اخلاقه، القاهرة: المكتب المصرى الحديث، 1981 م، 110 ص. دربارهى اخلاق اسلامى، اخلاق النبى، برّ الوالدين، صلة الرحم، اسلام، بخل، حسنات و سيئات، سيره، قذف، كبر، وعظ و ارشاد است. كلاس، صلاحالدين خليل، الوصايا التى أوتيها رسول الله: سبعاً من المثانى فى القرآن العظيم، دمشق: دار القادرى، 2004 م. الكيلانى، مؤيد، كيف انتشر الاسلام، الرياض: منشورات الفاخريه، 285 ص. به دليل اينكه علت مهم انتشار اسلام را اخلاق نبوى دانسته، به بررسى ابعاد اين مسأله پرداخته است. المالكى، محمد علوى، محمّد صلى الله عليه وآله الانسان الكامل، دبى: المؤلف، 1411 ق / 1990 م، ط 4، 341 ص. دربارهى سيره، شمائل المصطفى، اخلاق النبى، اوصاف النبى، تربيت اسلامى، عتاب النبى و عصمة النبى است. المباركفورى، صفى الرحمن، الرحيق المختوم: بحث فى السيرة النبوية على صاحبها افضل الصلاة والسلام، كراتشى: دار الكتاب والسنة، 1416 ق، 672 ص. دربارهى اخلاق نبوى و برخى مسايل اعتقادى مربوط به حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله است. المباركفورى، صفى الرحمن، روضة الانوار فى سيرة النبى المختار صلى الله عليه وآله، الرياض: مكتبة دار السلام، 1414 ق، 235 ص. دربارهى سيرة النبى، اخلاق النبى و اوصاف النبى است. محمد بن على بن حسن و صديق حسن خان، تخريج الوصايا من خبايا الزوايا، القاهرة: المطبعة المنيرية ببولاق، 1302 ق، 53 ص. دربارهى وصايا، وعظ وارشاد، وصايا القرآن، وصايا النبى، اخلاق اسلامى و تصوف است. محمود بن الشريف، الرسول فى القرآن، مشرف: شكرى محمد عياد، بيروت: دار ومكتبة الهلال، 1401 ق /1981 م، ط 3، 134 ص. دربارهى اخلاق النبى، القرآن والنبى، بدء الوحى، نزول الوحى،، حقوق النبى و سيره است. محمود، على عبدالحليم، عالمية الدعوة الاسلامية، المنصورة: دار الوفاء، 1412 ق / 1992 م، 622 ص. دربارهى دعوت اسلامى، عالمية الاسلام، اخلاق اسلامى، الاسلام والسياسة، حقوق الانسان، سيره و شمولية الاسلام است. بيشتر به اخلاق سياسى و تأثير اخلاق نبوى بر مسلمانان جهان پرداخته است. المسند، عبدالعزيز بن عبدالرحمن، النهج المحمدى، جده: دار العمير، 1407ق، ط 2، 353ص. دربارهى ثقافة اسلاميه، سيره، اخلاق النبى، جهاد و دعوت اسلامى است. المسير، محمد سيداحمد، الرسول صلى الله عليه وآله وقضايا المجتمع، القاهرة: المؤسسة العربية الحديثة، 1988 م، 176 ص. دربارهى اخلاق النبى، فلسفة السيره، قضايا اجتماعية، مواقف النبى، ادب الدعوة، الرسول والاطفال، الرسول والشباب، الرسول والمرأه، دعوة اسلامية، سيره، شخصية الداعية، شورى و عدالة اجتماعية است. ملا على القارى، على بن سلطان محمد الهروى، جمع الوسائل فى شرح الشمائل، بيروت: دار المعرفة، [ د . ت] ، ط 2. چاپ ديگر جمع الوسائل فى شرح الشمائل، [ د . م] : مطبعة شيخ يحيى، 1290 ق، 608 ص. دربارهى آداب نبويه ، اخلاق النبى ، شمائل المصطفى ، صفات النبى ، ادعيه واذكار ، رؤية النبى ، سيره ، صفات النبى ، صفة صلاة النبى ، صفة عبادة النبى ، صفة كلام النبى ، صفة مشى النبى و صفة نوم النبى است. ملا على القارى، على بن سلطان محمد، شرح الشفا للقاضى عياض، بيروت: دار الكتب العلمية، [ د . ت] ، 2 مج. دربارهى اخلاق النبى، شمائل المصطفى، فضايل النبى، معجزات النبى، اعجاز القرآن، سيره و معجزات نبويه است. الملا، خليل ابراهيم، مائة خصلة من خصال الرسول، قاهرة: مكتبة الزهراء، 1986 م، 127 ص. دربارهى مناقب و خصلتهاى اخلاقى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله است. ملا خاطر، خليل ابراهيم، شمائل الرسول الامين صلى الله عليه وآله، جدة : دار القبلة للثقافة الاسلامية، 1416 ق /1995 م، 80 ص. دربارهى شمائل المصطفى و سيره و اوصاف النبى و اخلاق النبى است ملك، بدر محمد، الزهر الندى فى وصف جمال النبى صلى الله عليه وآله، الكويت: مكتبة الصحوة الاسلامية، 1412 ق /1992 م، 120 ص. دربارهى جمال النبى، سيره، نبوت محمد، وصف النبى، احاديث صفات الرسول، اخلاق نبوية، حلية النبى، شعر اسلامى، شمائل المصطفى و صفات الرسول است. المنصورفورى، محمد سليمان سلمان بن احمد، رحمة للعالمين، ترجمه: سمير عبدالحميد ابراهيم، الرياض: دار السلام، 1418 ق، 1011 ص. دربارهى سيره، اخلاق النبى، اسلام، اعجاز القرآن، انتشار الاسلام، خصائص النبى، دعوة اسلامية، رسائل النبى، زوجات النبى، عصر جاهلى و فضائل النبى است. الميدانى، عبدالرحمن حسن حبنكه، الوجيزه فى الاخلاق الاسلامية واسسها، مكة المكرمة: المكتبة المكية، 1418 ق /1997 م، 509 ص. دربارهى اخلاق اسلامى، اخلاق النبى، امانت، ايثار، تواضع، حبّ الحق، حسد، خيانت، رحمت، شجاعت، شهادة الزور، صبر، صدق، عفت و علوّ الهمّة است. النبهانى، يوسف بن اسماعيل حلب و فاخورى، محمد، الفضائل المحمدية التى فضل الله بها على جميع البريه، دار القلم، 239 ص. الندوى، عبدالله عباس، تعاليم محمّد بن عبدالله صلى الله عليه وآله، [ بىجا] ، دار العلوم سبيل السلام، 2000 م، 256 ص. نعمانى ، احمد بن ناصر ، طموحات السلف الواجبة على الخلف، جده: احمد بن ناصر نعمانى ، 2000 م. نوح، مختار، يوميات صحابى فى محنة: دراسة تحليلية لحديث و حديثة الصحابى الجليل كعب ابن مالك، [ قاهره] : توزيع مركز المستقبل للدراسات، [ 2001 م] . نور حسن، حسن، التاديب مع الرسول فى ضوء الكتاب و السنة، دار المجتمع، 1991 م، 395 ص. برنامههاى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله براى تربيت مردم تشريح شده است. الهروى، على بن سلطان محمد، و ملا على القارى، جمع الوسائل فى شرح الشمائل، القاهرة: المطبعة الادبية، 1317 ق. دربارهى سيره، شمائل المصطفى، آداب اسلامى، اخلاق اسلامى، اخلاق النبى و اوصاف النبى است. الهلالى، سليم بن عيد، منهج الانبياء فى تزكيه النفوس، الخبر: دار ابن عفان، 1417 ق / 1997 م، ط 2، 155 ص. دربارهى تربيت اسلامى، تزكية النفس، اخلاق اسلامى، اخلاق النبى، العبادات و تزكية النفس، تصوّف و تقوا است. الوادعيه، ام عبدالله، الصحيح المسند من الشمائل المحمديه، تحقيق: مقبل بن هادى الوادعى، القاهرة: دار الحرمين، 1416 ق /1995 م. دربارهى شمائل المصطفى، اخلاق اسلامى، اخلاق النبى و سيره است. الوجيه، محمد بن قاسم، المنهاج السوى شرح منظومة الهدى النبوى، تحقيق: محمد بن احمد الجرافى، صنعاء: دار الحكمة اليمانية، 1408 ق / 1988 م، 456 ص. دربارهى سيره، آداب اسلامى، اخلاق النبى و شمائل المصطفى است. الوليدى، عبده عباس، جامع الآداب الاسلامية، جدة: مكتبة الصحابه، 1414 ق /1993 م، 365 ص. دربارهى آداب اجتماعى، آداب اسلامى، اخلاق اسلامى و اخلاق النبى است. يوسف، حسن محمد، سيد الدعاة صلى الله عليه وآله، القاهرة: دار الانسان، 1399 ق /1979 م، 255 ص. چاپ ديگر سيد الدعاة محمد صلى الله عليه وآله، القاهرة: مكتبة ابن سينا، 1992، 175 ص. دربارهى دعوت اسلامى ، سيره ، مولد النبى ، اخلاق النبى ، ادب الدعوة ، اساليب الدعوة ، دعوة النبى ، زهد النبى ، شجاعة النبى ، شمائل النبى و عبادة النبى است. اليوسف، عبدالله احمد، اخلاقيات الرسول الاعظم: دراسة تحليلية للسيرة الاخلاقية للرسول الاعظم، بيروت: دار القارى، 2005 م، 124 ص.
فصل سوم: مقالات فارسى
«آداب معاشرت پيامبر»، ماهنامهى موعود، ش 66 (مرداد 1385)، ص 67 . «اخلاق نبوى»، پيام انقلاب، پ 224، صص 4 - 5. اسماعيلى، معصومه، «منادى اخلاق»، ماهنامهى نامه جامعه، ش 24 (شهريور 1385)، ص 37. امينزاده، محمدرضا (تولد 1332)، «شخصيت عرفانى و اخلاقى پيامبر صلى الله عليه وآله»، نور علم، ش 22 الى ش 37 (مرداد 1366 - آبان 1369)، صص 76 - 81 . توضيحات: اين مقاله نه قسمت است. بانكى پورفرد، اميرحسين، «كرامت زن در انديشههاى قرآنى پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله»، فصلنامهى قرآنى كوثر، ش 20 (بهار 1385)، ص 44 . «پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله اين گونه بودهاند، ما چگونهايم؟»، ماهنامهى پاسدار اسلام، ش 296 (مرداد 1385)، ص 39 . «پيامبر گرامى اسلام بهترين الگوى اخلاقى و رفتارى براى بشريت است»، هفتهنامهى گلبانگ مسجد، ش 44 (يكشنبه 17 خرداد 1383)، ص 1 . جوادى آملى، عبدالله، «سيرهى پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله و چگونگى دعوت به حق»، ماهنامهى پاسدار اسلام، ش 296 (مرداد 1385)، ص 6 . جوانمهر، حسين، «حضرت محمد صلى الله عليه وآله، برترين اسوهى قرآنى»، گلستان قرآن، ش 158 (ارديبهشت 1381)، صص 5 - 7 . حبيبيان، زهرا، «فرهنگ اسوه»، فرهنگ كوثر، ش 33 (آذر 1378)، صص 43 - 44 . توضيحات: قسمت اول. حجتى كرمانى، محمد جواد (تولد: 1311)، «سيرهى تربيتى رسول اكرم صلى الله عليه وآله»، مسجد، ش 1 (فروردين 1371)، صص 24 - 27 و 59 . توضيحات: قسمت اول. حسينىنيا، اقبال، «برگى از سيرهى اخلاقى پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى گنجينهى طوبى، شمارههاى 8 - 9 (مرداد - شهريور 1385). حسينى، غلامحسين، «پيامبر مدارا و قاطعيت»، كتاب نقد، شمارههاى 14 - 15 (تير 1379)، صص 322 - 339. حسينيان مقدم، حسين، «اخلاق نبوى صلى الله عليه وآله در آثار حديثى و پژوهشى ، درآمدى بر اخلاقنگارى در سيره نبوى» ، كتاب ماه تاريخ و جغرافيا ، شمارههاى 61 - 62 (آذر 1381) ، صص 196 - 205 . حقيقتخواه، محمد، «خُلق عظيم پيامبر»، ماهنامهى گنجينهى طوبى، ش 5 (ارديبهشت 1385) ، ص 11 . حكيمى، امير مهدى (تولد: 1354)، «فرازهايى از اخلاق اجتماعى و فردى پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله»، گلستان قرآن، ش صفر، صص 63 - 66 . خاتمى، احمد، «سيرى در رفتار مردمى پيامبر صلى الله عليه وآله در قرآن»، ماهنامهى پاسدار اسلام، ش 296 (مرداد 1385)، ص 12 . خركوشى، عبد الملك بن محمد (وفات: 407)، «فضايل رسول الله در قرآن»، ماهنامهى گنجينه، ش 33 (آذر 1382)، صص 88 - 92 . خواندمير، «در فضيلت پيامبر صلى الله عليه وآله و اهل بيت عليه السلام»، ماهنامهى گنجينه، ش 41 (مرداد 1383)، ص 107. «ديدگاه دانشمندان جهان دربارهى شخصيت پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى نامه جامعه، ش 23 (مرداد 1385)، ص 6 . راشد، حسينعلى، 1359 - 1284، «عادات و اخلاق و جزئيات زندگى پيغمبر اسلام»، ياد، شمارههاى 63 - 66 (مهر 1380)، صص 103 - 106. رصافى، محمد (تولد: 9/7/1350)، «شخصيت و سيرهى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در آيينهى قرآن»، گلستان قرآن، ش 147 و ش 150 (بهمن 1380). «رويكرد: جامعهى نبوى؛ آنچه كه هست و آنچه كه بايد»، ماهنامهى مسجد، ش 101 (ارديبهشت 1385)، ص 58 . به نظر نويسنده، شناخت، تحليل و عملى كردن گفتار و رفتار آن بزرگمرد رحمت در سطوح مختلف جامعه بايد عملى گردد. يكى از مهمترين برنامههاى حضرت محمد ترويج اخلاق بود. سادات جوهرى، شكيبا، «ويژگى هاى رسول اكرم صلى الله عليه وآله از ديدگاه قرآن»، ماهنامهى گنجينه طوبى، ش 9 (شهريور 1385)، ص 17. ستوده، غلامرضا، «جلوههاى صفات پيامبر در ادب فارسى»، دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، شمارههاى 105 - 107 (فروردين 1367)، صص 214 - 230 . سجادى، محمدهادى، «توصيههاى اخلاقى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به جوانان»، ماهنامهى گنجينه طوبى، ش 8 (مرداد 1385)، ص 153. سراج طوسى، ابونصر، «در اخلاق و افعال و احوال پيامبر صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى گنجينه، ش 58 (فروردين و ارديبهشت 1385)، ص 65 . سلطانزاده، عباسعلى، «اسوهى حسنه يا الگوى شايسته»، پاسدار اسلام، ش 224 (مرداد 1379)، صص 36 - 38. سودانى، ناصر، «ابعاد شخصيتى حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه وآله»، گلستان قرآن، ش صفر، ص 67 . سيدى، حسين، «رفتارشناسى پيامبر[2]»، ماهنامهى شميم ياس، ش 27 (خرداد 1384)، ص 46. «سيره اخلاقى رسول اكرم صلى الله عليه وآله»، گلستان قرآن، ش صفر، صص 70 - 72. «شاخص: ويژگىهاى پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى مسجد، ش 101 (ارديبهشت 1385)، ص 98. شاملى، عباسعلى، «با پيامبر در ساحت عشق و محبت»، ترجمه: حسينخانى، هادى، معرفت، ش 64، صص 31 - 37. شريعتى سبزوارى، محمدباقر، «ويژگىهاى فردى و اجتماعى پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله»، فصلنامهى معارف اسلامى، ش 62 (آذر، دى، بهمن و اسفند[1384]، ص 28. شيعى سبزوارى، ابوسعيد، «در فضيلت پيغمبر صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى گنجينه، ش 58 (فروردين و ارديبهشت 1385)، ص 65. شيعى سبزوارى، حسن بن حسين، «در فضيلت حضرت رسول صلى الله عليه وآله»، گنجينه، پياپى19 (مهر 1381)، صص 88 - 96. «شيوههاى تربيتى پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى پيشگامان، شمارههاى 18 - 19 (تير 1385 - مرداد 1385). طباطبايى، سيد محمد حسين (1281 - 1360)، «نگاهى به شخصيت معنوى و روحى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله»، پاسدار اسلام، ش47 (آبان 1364)، صص 22 - 25 . علوى، زينب، «پيامبر و مهرورزى»، ماهنامهى اميد انقلاب، ش 366 (ارديبهشت 1385)، ص 28. «فرازى از خلق محمدى»، اعتصام، ش 48، ص 8 - 9 . فيروزمهر، محمدمهدى، «نمونههايى از غمها و شادىهاى پيامبر صلى الله عليه وآله»، فصلنامهى ميقات حج، ش 52 (تابستان 1384)، ص 53 . كريمى قهى، منصوره، «آموزههاى تربيتى پيامبر اسلام»، ماهنامهى پيوند، ش 317 (اسفند 1384)، ص 6 . «مركز فرهنگ و معارف قرآن، ابعاد معنوى شخصيت پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى پاسدار اسلام، ش 296 (مرداد 1385)، ص 35. مطهرى، مرتضى، «اعجاب در سيرهى پيامبر صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى نامهى جامعه، ش 22 (تير 1385)، ص 10. مهدوى كنى، محمدرضا (تولد: 1310)، «اسوهى حسنه از ديدگاه قرآن كريم»، پيام صادق، ش39 (بهمن 1380)، صص 3 - 7 . مهدوى يگانه، مرتضى، «نگاهى به سيرهى علمى پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى آشناى خانواده، ش 129 (تير 1385)، ص 4 . مهدىپور، محمود، «پيامبر و منشور بزرگ حقوقى و تربيتى»، ماهنامهى نامهى جامعه، ش 23 (مرداد 1385)، ص 9 . مهرى، سيد محمدجواد، «گوشهاى از اخلاق عظيم پيامبر صلى الله عليه وآله»، پاسدار اسلام، ش 222 (خرداد 1379)، ص 26 - 28. نساجى زواره، اسماعيل، «آموزههاى اخلاقى در سيرهى پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى درسهايى از مكتب اسلام، شمارههاى 604 - 605 (تير - مرداد 1385)، ص 47. «وصف اوصاف نبى صلى الله عليه وآله از زبان ولى عليه السلام»، ماهنامهى مسجد، ش 102 (خرداد 1385)، ص 100. نوشتار حاضر به بيان ويژگىهاى شخصيتى و اخلاقى پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله از زبان مولاى متقيان على عليه السلام پرداخته است. هادى، جعفر، «اخلاق و رفتار پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله از ديدگاه خويشاوندان و دوستان آن حضرت»، اسوه، شمارههاى 66 - 67 . هاشمىنژاد، «پيامبر اسلام قلبهاى مردم جهان را فتح مىكند»، ماهنامهى خورشيد مكه، ش 40 (فروردين 1384)، ص 13. همدانى، عبدالصمد بن محمد حسين، (وفات: 1216)، «در فضيلت معصومين عليه السلام»، ترجمه: استادولى، حسين (تولد: 1331)، گنجينه، ش 37 (فروردين[1383]، ص 75 - 77. هوشنگى، ليلا، «تاريخ زندگانى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله»، ماهنامهى كتاب ماه (دين)، ش 94 (تير و مرداد 1384)، ص 65 . واقدى، كاتب، «اخلاق محمدى»، ماهنامهى گنجينه، ش 50 (ارديبهشت 1384)، ص 93.
فصل چهارم: مقالات عربى
ابوشوشه، عباس، «محمد صلى الله عليه وآله: المثل الكامل لمكارم الاخلاق»، الهداية الاسلامية، ش 5 (ذى القعده 1355ق / يناير 1937 م)، صص 271 - 282. شامل اين مباحث است: اخلاق الرسول، الرسول محمد، شمائل المصطفى، مكارم الاخلاق، رحمة، سيرة نبوية، شعر اسلامى، قدوة حسنة و مدح النبى. ابوعامر، محمد عبدالله، «من اخلاق الرسول صلى الله عليه وآله و ارشاداته»، الشعاع، ش 1 (1403 ق)، صص 29 - 30. به اين مباحث مىپردازد: اخلاق النبى، اسلام، سيرة نبوية، شمائل النبى، ذكرى المولد و وعظ و ارشاد. ابوغده، حسن عبدالغنى، «الرحمة المهداة»، الوعى الاسلامى، ش 207 (ربيع الاول 1402 / يناير 1982)، صص 32 - 37. اين مقاله شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، سيرة، محمد رسول الله، مولد النبى و شمائل الرسول. ابوالنور، محمد الاحمدى، «من معين الاسوة الحسنة: الرفق بالخدم»، الفيصل، ش 195 (رمضان 1413 / مارس 1993)، صص 56 - 57 . داراى اين مباحث است: آداب اسلامية، اخلاق اسلامية، الرفق بالخدم، تسامح الاسلام، احاديث الآداب، اخلاق النبى. احمد، صفاءالدين محمد، «محمد الانسان القدوة»، الهداية، البحرين، ش 253 (ربيع الاول 1419 / يوليو 1998)، ص 48 - 53 . داراى اين مباحث است: اخلاق اسلامية، سيرة، مولد النبى، تاريخ، ذكر المولد النبوى، قدوة حسنة. احمد، عبدالعزيز اسماعيل، «القدوة الحسنة ودورها فى بناء المجتمع»، الفيصل، ش 254 (شعبان 1418 / ديسمبر 1997)، صص 134 - 135. داراى اين مباحث است: بناء اجتماعى، قدوة حسنة، مجتمع اسلامى، اخلاق اسلامية، اخلاق النبى، تربية اسلامية، شخصية اسلامية. اسبر، محمد على، «محمد صلى الله عليه وآله: المثل الاعلى فى العالمين»، نهج الاسلام، ش 23 (رجب 1406 / آذار 1986)، صص142 - 146. داراى اين مباحث است: اخلاق النبى، سيرة، شمائل المصطفى، محمّد صلى الله عليه وآله، حضارة اسلامية، غزوات الرسول، نبوه محمد صلى الله عليه وآله. اسماعيل، حامد محمود، «الاخلاق دعامة قوية فى بناء صرح الحضارة»، الاسلام، مصر، ش40 (ذى القعده 1406 / يوليو 1986)، ص15 - 16. داراى اين مباحث است: اخلاق اسلامية، تقدم الامم، حضارة اسلامية، مكارم الاخلاق، اخلاق النبى، الامه الاسلامية، وعظ وارشاد. الباقورى ، سيد عطا ، «من اخلاق رسول الله الوفاء» ، منار الاسلام ، ش 8 ( شعبان 1409 / مارس 1989). نويسنده به اين موضوعات مىپردازد: اسلام، سيرة نبوية، شمائل النبى، وفاء، اخلاق اسلامية. البرديسى، محمد صابر، «سر عظمة الرسول صلى الله عليه وآله»، الازهر، ش 3 (ربيع الاول 1419 / يوليه 1998)، صص 338 - 342. داراى اين مباحث است: سيرة، شمائل النبى، اخلاق اسلامية، صفات النبى، قدوة حسنة. البرديسى، محمد صابر، «شخصية محمد صلى الله عليه وآله»، منار الاسلام، ش 3 (ربيع الاول 1412 / سبتمبر 1991)، صص 76 - 83 . داراى اين مباحث است: رسالة الاسلام، شخصية النبى، شمائل النبى، مبادىء الاسلام، اخلاق اسلامية، ادب الاسلام، دروس ومواعظ. البوطى، محمد سعيد رمضان، «الى الذى جعل من حبّ رسول الله وثيقة اتهام ضد رسول الله»، نهج الاسلام، ش 30 (جمادى الاخرة 1408 / شباط 1988)، صص 10 - 13. داراى اين مباحث است: سيرة، شمائل المصطفى، صحابه، محمّد صلى الله عليه وآله، اخلاق النبى، عروة بن مسعود، عظمة محمد، كتاب فقه السيرة. التاجى، احمد، «النبى المعلم والطبيب صلى الله عليه وآله»، الوعى الاسلامى، ش 159 (ربيع الاول 1398 / فبراير 1978)، صص 40 - 43. داراى اين مباحث است: اخلاق النبى، النبى، تربية اسلامية، سيرة، دعوه اسلامية، شمائل الرسول، صدقه. الجبورى، عبدالرحمن مطلك، «غذاء الروح: محمد صلى الله عليه وآله بين النبوة والعظمة»، التربية الاسلامية، العراق، شمارههاى 10 و 11 (شوال، ذوالقعده 1404 / تموز، آب 1984)، صص 30 - 34. شامل اين مباحث است: الرسول محمد، دلائل النبوه، شمائل المصطفى، نبوه، اخلاق النبى، سيرة نبوية. حسن، محمد عبدالغنى، «روح العدالة واحترام العهود فى الهدن والمعاهدات الاسلامية»، الرسالة، مصر، ش 1121 (ربيع الاول 1385 / يوليو 1965)، صص 20 - 22. شامل اين مباحث است: تاريخ اسلامى، معاهدات اسلامية، معاهدات النبى، معاهدات واحلاف، اخلاق اسلامية، دبلوماسيه اسلامية، سياسة اسلامية، عدالة اسلامية، فتوحات اسلامية. الحسينى الندوى، ابوالحسن على، «الادب النبوى»، البعث الاسلامى، ش 2 (شوال 1411 / ابريل 1991)، صص 14 - 20. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، ادب نبوى، تاريخ اسلامى، تربية اسلامية، احاديث، سيرة. حمزه، احمد، «انما الامم الاخلاق»، لواء الاسلام، ش 7 (ربيع الاول 1390 / مايو 1970)، صص 3 - 4. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، اخلاق الرسول، مجتمعات اسلامية، مولد النبى، احوال اسلامية، ضعف وهوان، وعظ و ارشاد. حمزه ، احمد ، «يا رسول الله»، لواء الاسلام، ش 7 (ربيع الاول 1392 / ابريل1972) ، صص 3 - 5. شامل اين مباحث است: الرسول محمد، سيرة نبوية، فضائل النبى، مولد النبى، اخلاق اسلامية، سيرة، شمائل الرسول، صبر. الحوشانى، محمد رشيد، «وانك لعلى خلق عظيم»، مجلة الحج، ش 9 (ربيع الاول 1415 / سبتمبر 1994)، صص 49 - 51. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، شمائل النبى، قدوة حسنة، مكارم الاخلاق، سيرة. الحوفى، احمد محمد، «شجاعة الرسول»، الرسالة الاسلامية، ش 2 (ربيع الاول 1388 / حزيران 1968)، صص 97 - 110. شامل اين مباحث است: اسلام، سيرة، شجاعة الرسول، محمد عليه الصلاة والسلام، اخلاق النبى، تاريخ اسلامى، شمائل المصطفى، صحابه، صدر الاسلام، عسكرية اسلامية، عظمة الرسول، غزوات الرسول، قيادة اسلامية. الحوفى، احمد محمد، «عدل النبى صلى الله عليه وآله»، الرسالة الاسلامية، ش 3 (ربيع الثانى 1388 / تموز 1968)، صص 29 - 34. شامل اين مباحث است: اسلام، سيرة، شمائل المصطفى، عدل النبى، اخلاق اسلامية، اخلاق النبى، اهل البيت، صحابه، مجتمع اسلامى، مساواة. الحوفى، احمد محمد، «كرم النبى»، الرسالة الاسلامية، شمارههاى 9 و 10 (محرم و صفر 1389 / نيسان 1969)، صص 30 - 37. شامل اين مباحث است: سيرة، شمائل المصطفى، كرم النبى، محمد عليه الصلاة والسلام ، احاديث الكرم ، اخلاق اسلامية ، اخلاق النبى ، شجاعة النبى، صحابه. خالد، خالد محمد، «الى هذا الرسول ابوالاخلاق فى كل الازمان»، الحرس الوطنى، ش 98 (ربيع الآخر 1411 / نوفمبر 1990)، صص 30 - 33. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، شمائل النبى، عرض و تحليل، كتاب الى هذا الرسول، دروس و مواعظ، شريعة اسلامية، مبادىء الاسلام. خالد، محمد خالد، «الى هذا الرسول صلى الله عليه وآله: بشر مثلكم»، الحرس الوطنى، ش 29 (رجب 1405 / ابريل 1985)، صص 42 - 45. شامل اين مباحث است: حياة النبى صلى الله عليه وآله، رحمة النبى، سيرة، شخصية الرسول صلى الله عليه وآله، اخلاق الرسول صلى الله عليه وآله، اعداء الاسلام، النيل من الرسول. الخضرى، احمد كامل، «خاتم المرسلين وشمائله الشريفة[3]»، الاسلام، مصر، ش 13 (ربيع ثانى 1409 / نوفمبر 1988)، صص 10 - 12. شامل اين مباحث است: ادعيه النبى، حسد، شمائل المصطفى، قدوة حسنة، آداب اسلامية، اخلاق الرسول، تكريم الهى، سنة نبوية، سيرة نبوية. الخضرى، احمد كامل، «خاتم المرسلين وشمائله الشريفة»، الاسلام، مصر، ش 11 (ربيع اول 1409 / نوفمبر 1988)، صص 11 - 13. شامل اين مباحث است: اخلاق الرسول، شمائل المصطفى، قرآن كريم، مولد النبى، تكريم الهى، سيرة نبوية، معجزات الرسول. خطاب، محمود شيت، «درس فى بناء الرجال من الرسول القائد»، الوعى الاسلامى، ش 66 (جمادى الثانيه 1390 / اغسطس 1970)، صص 38 - 43. شامل اين مباحث است: جهاد، سيرة، قدوة، قياده الرسول، اخلاق النبى، اغنياء الصحابه، فتح مكه. الخطيب، حسن احمد، «عظمه محمد صلى الله عليه وآله»، لواء الاسلام، ش 7 (ربيع الاول 1376/ اكتوبر 1956)، صص 418 - 421. شامل اين مباحث است: سيرة، شمائل الرسول، مكارم الاخلاق، مولد النبى، احتفالات دينيه، اخلاق اسلامية، اسلام. الخطيب، على احمد، «نوادر الاخلاق»، الازهر، ش 2 (صفر 1411 / سبتمبر 1990)، صص 129 - 130. نويسنده به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق اسلامية، اسلام، سيرة نبوية، شمائل النبى. الخطيب، محمد عجاج، «الاخلاق الاسلامية»، جامعة الامارات العربية المتحدة، العين، 1410 / 1990)، صص 195 - 253. توضيحات: جزء من كتاب. شامل اين مباحث است: اخلاق، اخلاق اسلامية، اخلاق النبى، تربية اسلامية، اسلام، حسنات وسيئات. خفاف، حسن عبود، «الرسول الكريم: سيرة فى مكارم الاخلاق»، الرسالة الاسلامية، العراق، شمارههاى 166 و 167 (جمادى الاولى، جمادى الاخره 1404 / شباط، آذار 1984)، صص 89 - 94. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، سيرة نبوية، محمّد صلى الله عليه وآله، مكارم الاخلاق، اخلاق اسلامية، سنة نبوية. خليفه، محمد الاباصيرى، «العظمة الفريده فى تاريخ الانسانيه»، الوعى الاسلامى، ش 208 (ربيع الثانى 1402 / فبراير1982)، صص 3 - 7. شامل اين مباحث است : اخلاق النبى ، تاريخ ، سيرة ، معجزات النبى ، شمائل الرسول. خليفه، محمد محمد، «اثر الحياة الاولى فى تكوين عواطف الرسول وشخصيته»، الوعى الاسلامى، ش 159 (ربيع الاول 1398 / فبراير 1978)، صص 32 - 35. شامل اين مباحث است: احوال اجتماعية، اخلاق النبى، شخصية الرسول، الاخلاق فى عصر جاهلى. الخولى، محمود بدوى، «من سلوكيات الرسول صلى الله عليه وآله»، منار الاسلام، ش 12 (ذوالحجة 1412 / يونيه 1992)، صص 27 - 29. شامل اين مباحث است: الرحمة، الصفح، سلوك النبى، شمائل النبى، اخلاق اسلامية، اسلام، سيرة نبوية، قدوة حسنة. الدسوقى، محمد، «من حديث القرآن عن الرسول صلى الله عليه وآله»، الوعى الاسلامى، ش 63 (ربيع الاول 1390 / مايو 1970)، صص 26 - 32. شامل اين مباحث است : اخلاق النبى ، بدع ، قرآن كريم ، مولد الرسول ، شمائل الرسول. «رسول الانسانيه»، الوعى الاسلامى، ش 112 (ربيع الآخر 1394 / ابريل 1974)، صص 4 - 7. نويسنده به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، القدوة الحسنة، سيرة، شمايل رسول، الامم المتحدة، تربية اسلامية و حقوق الانسان. الزامل، فيصل، «و من احب صفاته الى الوفاء»، النور، الكويت، ش 131 (جمادى الثانية 1416 / نوفمبر 1995)، ص 112. شامل اين مباحث است : اخلاق اسلامى ، تاريخ اسلامى ، شمائل النبى ، وفاء ، سيرة. الزرقاء، مصطفى احمد، «عظمة محمد صلى الله عليه وآله: مجمع العظمات»، الهداية، البحرين، ش 177 (ذو القعده 1407 / يوليو1987)، صص 56 - 69 . شامل اين مباحث است: الخصال النفسيه، شمائل النبى، فضائل النبى، محمد بن عبدالله صلى الله عليه وآله، اخلاق شخصية، تاريخ، تاريخ اسلامى، سيرة. الزرقانى، محمد عبدالعظيم، «السيرة النبوية: نبى الاسلام صلى الله عليه وآله[3]»، الهداية الاسلامية، ش 4 (رمضان 1351)، صص 210 - 215. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، الرسول محمد، سيرة نبوية، مولد النبى، بعثة النبى، تاريخ اسلامى، رحمة. الزوكه، زكريا ابراهيم، «الرسول القدوة»، الوعى الاسلامى، ش 159 (ربيع الاول 1398 / فبراير 1978)، صص 22 - 25. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، التربية بالقدوة، تربية اسلامية. السائح، عبدالحميد، «العظمة الخالدة»، الوعى الاسلامى، ش 100 (ربيع الآخر 1393 / مايو 1973)، صص 23 - 31. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، اوصاف النبى، سيرة، شك، مولد النبى، نزول الوحى. السداوى، محمد متولى، «ما يقال لك الا ما قد قيل للرسل من قبلك»، الاسلام، مصر، ش 38 (شوال 1405 / يوليه 1985)، صص 10 - 11. شامل اين مباحث است: تربية النبى، تربية ربانيه، تسريه عن النبى، قرآن كريم، اخلاق النبى، تكذيب النبى، صبر. سرى المحامى، جمال، «جوله فى رحاب خلق رسول الله»، الرسالة الاسلامية، ش 3 (ربيع الثانى 1388 / تموز 1968)، صص 45 - 47. شامل اين مباحث است: اسلام، سيرة، شمائل المصطفى، محمد عليه الصلاة والسلام، اخلاق اسلامية، اخلاق النبى. السماحى، محمد محمد، «ذكرى ميلاد الرسول: الرسول ونواحى الانسانيه»، الهداية الاسلامية، ش 11 (جمادى 1361)، صص 198 - 205. شامل اين مباحث است: اخلاق الرسول، خصائص الاسلام، شمائل الرسول، مولد النبى، سيرة نبوية، عصمة الانبياء. السيد، عز الدين على، «السراج المنير»، الوعى الاسلامى، ش 243 (ربيع الاول 1405 / ديسمبر 1984)، صص 69 - 71. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، ادب عربى، اوصاف النبى، اخلاق فى شعر اسلامى. شحاته، عبدالله محمود، «قبس من سيرة الرسول صلى الله عليه وآله»، مجلة الحج، شمارههاى 8 - 10 (1421 / 2000)، صص 151 - 158. شامل اين مباحث است: كتاب قبس من سيرة الرسول، عرض وتحليل، شمائل النبى، اخلاق اسلامية، سيرة. الشرباصى، احمد عبده، «محمد صلى الله عليه وآله فى القرآن»، الوعى الاسلامى، ش 195 (ربيع الاول 1401 / يناير 1981)، صص 99 - 105. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، النبى، سيرة، قرآن كريم. الشرقاوى، محمد عبدالله، «الاخلاق الاسلامية بين النظرية والتطبيق»، الوعى الاسلامى، ش 243 (ربيع الاول 1405 / ديسمبر 1984)، صص 35 - 41. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، اسلام، تربية اسلامية، قرآن كريم، اخلاق النبى، التربية بالقدوة. شريف، كامل ابوبكر، «الرسول الاعظم و مكارم الاخلاق منطلق للتقريب»، فصلنامه رسالة التقريب، ش 54 (ارديبهشت 1385)، ص 105. شعار، منذر، «من السمو النبى فى تربية المرأه»، الوعى الاسلامى، ش 159 (ربيع الاول 1398 / فبراير1978)، صص 50 - 54. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، تربية المرأه، حقوق المرأه، شمائل الرسول، حقوق الزوج، حقوق زوجيه. شعبان، احمد، «اخلاق الرسول كما ورد ذكرها فى القرآن»، رسالة الاسلام، مصر، ش 10 (ربيع الاول 1405 / ديسمبر 1984)، ص 34. شامل اين مباحث است: اخلاق الرسول، شمائل المصطفى، قرآن كريم، مكارم الاخلاق، سيرة، صفات النبى. الشعراوى، محمد متولى، «فى رحاب العظمة الاخلاقيه»، لواء الاسلام، ش 8 (ربيع الثانى 1400 / فبراير 1980)، صص 18 - 21. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، اخلاق الرسول، خاتم النبيين، شمائل الرسول، سيرة نبوية، محمّد صلى الله عليه وآله. شلبى، رؤوف، «سيدنا محمد بن عبدالله صلى الله عليه وآله و فضائله على الانسانيه»، الازهر، ش 3 (ربيع الاول 1406 / نوفمبر، ديسمبر1985)، صص 339 - 349. شامل اين مباحث است: انبياء ورسل، فضايل الرسول، محمّد صلى الله عليه وآله، نبوة محمد، اخلاق النبى، اسلام، تربية اسلامية، سيرة. شوقى، محمد عدنان، «خلق رسول الله صلى الله عليه وآله»، المعارج، شمارههاى 11 و 12 (ربيع الثانى، جمادى الاول 1412 / تشرين الثانى، كانون الاول1991)، صص 86 - 94. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، اخلاق النبى، سيرة نبوية، شريعة اسلامية، اسوة حسنة، عبادات. الصايغ، عبدالمنعم (مترجم)، «سماحة الاسلام واخلاق الرسول»، لواء الاسلام، ش 9 (جمادى الاولى 1368 / مارس 1949)، صص 61 - 63. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، الرسول محمد، الشمائل، سيرة نبوية، مولد النبى. طاحون، احمد بن محمد، «القدوة الحسنة صور من السماحه والتواضع وكريم السجايا»، الازهر، ش 1 (محرم 1417 / مايو، يونيو1996)، صص 57 - 61. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، سلوك الانسان، شمائل النبى، قدوة حسنة، وعظ وارشاد. الطرازى، عبدالله مبشر، «اخلاق الرسول وشمائله الكريمه»، مجلة الحج، شمارههاى 8 - 10 (1421 / 2000)، صص 37 - 40. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، شمائل النبى، قدوة حسنة، صفات خلقيه، اخلاق اسلامية، دروس ومواعظ، سيرة. الطنوبى، صلاح احمد، «محمد صلى الله عليه وآله المثل الاكمل فى الخلق والخلق»، منار الاسلام، ش 3 (ربيع الاول 1409 / اكتوبر1988)، صص 6 - 9. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، اسلام، سيرة نبوية، شمائل النبى، احاديث نبوية، اسوة حسنة. الطنوبى، صلاح احمد، «محمد صلى الله عليه وآله نبى الانسانيه»، البعث الاسلامى، ش 7 (ربيع الثانى 1410 / نوفمبر1989)، صص 73 - 77. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، النبى صلى الله عليه وآله، رحمة النبى، سور و آيات، سيرة، شمائل النبى، فضايل النبى. الطنوبى، صلاح احمد، «محمد صلى الله عليه وآله: الاسوة الحسنة والقدوة الطيبه»، لواء الاسلام، شمارههاى 7 و 8 (ربيع الاول، ربيع الآخر 1402 / يناير، فبراير1982)، صص 74 - 76. شامل اين مباحث است: تاريخ اسلامى، سيرة نبوية، شمائل الرسول، قدوة حسنة، اخلاق اسلامية، تحرير العبيد، حياء، حياه النبى، سيرة، كرم، مولد النبى. الطهطاوى، محمد عزت، «من اخلاق خاتم الرسل والانبياء محمد صلى الله عليه وآله»، الازهر، ش 3 (ربيع الاول 1419 / يوليه1998)، صص 365 - 371. شامل اين مباحث است: سيرة، شمائل النبى، اخلاق اسلامية، قدوة حسنة. الطويل، السيد رزق، «الخلق القرآنى معلم على طريق الذكرى وخطه راشده لمستقبل كريم»، التضامن الاسلامى، ش 10 (ربيع الثانى 1410 / نوفمبر1989)، صص 42 - 46. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، اسلام، سيرة نبوية، قرآن كريم، اخلاق النبى. عبدالجبار، محمد يونس، «الجانب الخلقى للنبى الكريم صلى الله عليه وآله»، الهداية، البحرين، ش 134 (ربيع الثانى 1409 / نوفمبر1988)، صص 66 - 86 . شامل اين مباحث است : اخلاق النبى ، اسلام ، شمائل النبى ، قرآن كريم ، سنة نبوية. عبدالحميد، على عبدالمنعم، «قمة الانسانيه»، الوعى الاسلامى، ش 73 (محرم 1391 / فبراير1971)، صص 12 - 15. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، انسانية الرسول محمد، شمائل الرسول، كفار قريش، ايثار الصحابه. عبدالرحيم، على حامد، «انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق»، الازهر، ش 4 (ربيع الآخر 1419 / اغسطس 1998)، صص 535 - 537. شامل اين مباحث است: شمائل النبى، مكارم الاخلاق، اخلاق اسلامية، سلوك الانسان، قدوة حسنة. عبدالرحيم، على حامد، «من اخلاق الرسول صلى الله عليه وآله»، الازهر، ش 3 (ربيع الاول 1414 / سبتمبر 1993)، صص 348 - 349. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، توراة، شمائل النبى. عبدالرحيم، على حامد، «من رحمة رسول الله صلى الله عليه وآله بأمته»، الازهر، ش 1 (محرم 1417 / مايو، يونيو 1996)، صص 18 - 20. شامل اين مباحث است: احاديث نبوية، اخلاق اسلامية، رحمة، شمائل النبى، سيرة، عبادات، وعظ وارشاد. عبدالله بن محمد بن جعفر، «ابى الشيخ، اخلاق النبى صلى الله عليه وآله وآدابه[7]»، لواء الاسلام، ش 1 (رمضان 1398 / اغسطس 1978)، صص 24 - 36. شامل اين مباحث است: آداب اسلامية، اخلاق النبى، شمائل الرسول، محمّد صلى الله عليه وآله، سيرة. العبدالله، ابراهيم، «من وحى ذكرى مولد الرسول صلى الله عليه وآله»، الفكر الاسلامى، لبنان، ش 4 (ربيع الاول 1395 / ابريل 1975)، صص 58 - 61. شامل اين مباحث است: اخلاق اسلامية، ذكرى المولد، شمائل الرسول، مولد النبى، سماحة الاسلام، سيرة نبوية، مجتمع اسلامى، مساواة. عبدالمتجلى، محمد رجاء حنفى، «منهج الرسول فى التربية»، الهداية، البحرين، ش 158 (ربيع الثانى 1411 / نوفمبر 1990)، صص 4 - 7. شامل اين مباحث است: تاريخ، تربية اسلامية، سيرة نبوية، شمائل النبى، اخلاق اسلامية، صفات المؤمنين. عبدالمتجلى، محمد رجاء، «الرحمة خلق اسلامى رفيع وعاطفة انسانية سامية»، الوعى الاسلامى، ش 402 (صفر 1420 / مايو، يونيو 1999)، صص 10 - 13. شامل اين مباحث است : اخلاق اسلامية ، الرحمة ، سيرة ، شمائل النبى ، قدوة حسنة. عبدالنبى ، محمد اسماعيل ، «كلمه » ، الهداية الاسلامية ، ش 11 (ربيع 1351) ، صص 577 - 582. شامل اين مباحث است: الرسول محمد، سيرة نبوية، شمائل المصطفى، مولد النبى، اخلاق محمديه، امانة، شجاعة، صدق، صفات النبى. عبدالواحد، محمد، «كمال انسانيته مع شرف رسالته»، رسالة الاسلام، مصر، ش 33 (ربيع الاول 1411 / اكتوبر، نوفمبر1990)، صص 18 - 19. شامل اين مباحث است: الرسول محمد، دعوة اسلامية، صفات الرسول، مولد النبى، اخلاق الرسول، سيرة، شمائل المصطفى. عبهجى، حسن محمد، «محمد صلى الله عليه وآله المثل الاعلى»، الامن والحياة، ش 227 (ربيع الآخر 1422 / يونيو، يوليو 2001)، ص 26 - 28. شامل اين مباحث است: محمّد صلى الله عليه وآله، شمائل النبى، عظمة النبى، اخلاق اسلامية، قدوة حسنة، تاريخ اسلامى، سيرة. عتر، نورالدين، «صفحات من العظمة فى شخصية الرسول صلى الله عليه وآله»، الوعى الاسلامى، ش 253 (محرم 1406 / سبتمبر 1985)، صص 22 - 28. شامل اين مباحث است: امية النبى، سيرة، شخصية الرسول، مولد النبى، اخلاق النبى، النبى المربى، النبى والوحى، تاريخ اسلامى، شمائل النبى، فتوحات النبى. عربه، محمد توفيق، «انما الامم الاخلاق»، لواء الاسلام، ش 7 (ربيع الاول 1389 / مايو 1969)، صص 375 - 377. شامل اين مباحث است: اخلاق الرسول، سيرة، مواعظ وعبر، مولد النبى، تاريخ اسلامى، شمائل الرسول. العربى، محمد عبدالله، «مولد الرسول واثره فى بناء المجتمع»، الرسالة، مصر، ش 1121 (ربيع الاول 1385 / يوليو1965)، صص 6 - 10. شامل اين مباحث است: الاسلام والمجتمع، تاريخ اسلامى، سيرة، مولد النبى، اخلاق اسلامية، اقتصاد اسلامى، ايمان، صدر الاسلام، مبادىء الاسلام، مجتمع اسلامى، نظام الحكم، نظم اسلامية. عسكر، السيد عبدالمقصود، «محمد اشرف الخلق»، الازهر، ش 3 (ربيع الاول 1419 / يوليه 1998)، صص 343 - 352. شامل اين مباحث است: سيرة، شمائل النبى، اخلاق اسلامية، تاريخ اسلامى، دلائل النبوة، قدوة حسنة. عمار، عليان على، «منهج الرسول صلى الله عليه وآله فى تربية اصحابه»، القاهرة: المؤسسه العربيه الحديثه، 1988 م، صص 127 - 144. شامل اين مباحث است: اخلاق الداعية، دعوة اسلامية، سيرة، منهج الدعوة، اخلاق اسلامية، اخلاق النبى، تربية اسلامية. عماره، محمود محمد، «اهمية السيرة النبوية»، مجلة الحج، شمارههاى 8 - 10، (1421 ق/ 2000 م)، صص 41 - 45. شامل اين مباحث است: شخصية النبى، شمائل النبى، اخلاق اسلامية، دروس ومواعظ، سيرة. عماره، محمود محمد، «جوانب العظمة فى شخصية الرسول صلى الله عليه وآله»، منار الاسلام، ش 10 (شوال 1411 / ابريل1991)، صص 6 - 13. شامل اين مباحث است: اسلام، تاريخ اسلامى، شخصية النبى، شمائل النبى، اخلاق اسلامية. عماره، محمود محمد، «طبيب النفوس»، الوعى الاسلامى، ش 243 (ربيع الاول 1405 / ديسمبر1984)، صص 30 - 34. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، اساليب الدعوة، حكمة الرسول، ضعف الايمان، احساس بالذنب، خوات، صحابه، محاسبة النفس. العنانى، احمد، «ماهية البطولة النبوية»، الوعى الاسلامى، ش 29 (جمادى الاولى 1387 / اغسطس 1967)، صص 59 - 61. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، اعداء الاسلام، شخصية النبى، نبوه محمّد صلى الله عليه وآله، رسالة الاسلام، عداوة. عوض، ابراهيم عطوه، «خصائص افضل الخلق واشرفهم سيّدنا محمد صلى الله عليه وآله»، الازهر، ش 3 (ربيع الاول 1406 / نوفمبر، ديسمبر 1985)، صص 350 - 353. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، فضائل النبى، محمّد صلى الله عليه وآله، مولد النبى، سيرة، شمائل الرسول. عوض، محمد عبدالعزيز، «المقومات الشخصية للرسول صلى الله عليه وآله»، التضامن الاسلامى، ش 9 (ربيع الاول 1414 / سبتمبر 1993)، صص 22 - 25. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق اسلامية، سيرة، شخصية النبى، شمائل النبى، شبهات واباطيل، يهود. عويس، عبدالحليم، «شخصية الرسول صلى الله عليه وآله فى ضوء المقاييس الانسانية»، الفيصل، ش 196 (شوال 1413 / ابريل 1993)، ص 128. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، سيرة، عرض وتحليل، كتاب شخصية الرسول. عويس، عبدالحليم، «شخصية الرسول صلى الله عليه وآله»، جامعة الملك سعود، الرياض، (1410 / 1989)، صص 63 - 93. نويسنده ، به اين موضوعات مىپردازد : اخلاق النبى ، اوصاف النبى ، شخصية الرسول ، شمائل المصطفى ، احلاف اسلامية ، سيرة ، مقاييس الشخصية. فتح الباب، مصطفى، «الاخلاق المحمدية وآثارها فى التربية»، معد و مقدمه: محمد عبدالحكيم محمد، الازهر، ش 7 (رجب 1415 / ديسمبر 1994)، صص 983 - 984. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، تربية اسلامية، شمائل المصطفى، قدوة حسنة، آداب اسلامية، سيرة. فتحى يكن، «الجانب الخلقى للنبى الكريم محمد بن عبدالله»، الهداية، البحرين، ش 118 (ذو الحجة 1407 / اغسطس 1987)، صص 46 - 59. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، ثمرة الخلق، محمد بن عبدالله صلى الله عليه وآله، معنى الخلق، تاريخ اسلامى، حسد، حلم، حياء، خشراب الرسول، خلقه مع احفاده، خلقه مع ازواجه، خلقه مع اعدائه، خلقه مع الحيوان، خلقه مع الخدم، خلقه مع المساكين، خلقه مع اولاده، سيرة، شهوات، شهوة المال ، صدق ، صفات ذميمة ، ضحك الرسول ، طعام الرسول ، عجب، عجله، غضب، كرم، كلام الرسول، مزاح الرسول، مشى الرسول ، نوم الرسول، ورع. الفطاطرى، عبدالله، «اوصاف الرسول صلى الله عليه وآله»، الشعاع، ش 1 (1403 ق)، صص 32 - 33. نويسنده ، به اين موضوعات مىپردازد : اخلاق النبى ، سيرة نبوية ، شمائل النبى. القاضى، محمد عبدالحكيم، «النبى صلى الله عليه وآله مبتسما»، منار الاسلام، ش 4 (ربيع الآخر 1422 / يوليو 2001)، صص 18 - 22. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: بشاشة النبى، شمائل النبى، اخلاق اسلامية، قرآن كريم، قدوة حسنة. القفل، احمد حسنين، «يا اسوة سعد الانام بنورها»، الوعى الاسلامى، ش 195 (ربيع الاول 1401 / يناير1981)، ص 67. نويسنده ، به اين موضوعات مىپردازد : اخلاق النبى ، شعر اسلامى ، شمائل الرسول. القيعى، محمد عبدالمنعم، «النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم»، الوعى الاسلامى، ش 207 (ربيع الاول 1402 / يناير1982)، صص 53 - 57. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، اسلام، سيرة، محبة الصحابة، دعوة اسلامية. «كتاب اخلاق النبى صلى الله عليه وآله وآدابه (الجزء الثامن)»، لواء الاسلام، ش 3 (ذوالقعده 1398 / اكتوبر 1978)، صص 25 - 40. شامل اين مباحث است: آداب اسلامية، اخلاق الرسول، شمائل الرسول صلى الله عليه وآله، افعال الرسول، حديث، سيرة. «كتاب اخلاق النبى صلى الله عليه وآله وآدابه (الجزء الثامن)»، لواء الاسلام، ش 2 (شوال 1398 / سبتمبر 1978)، صص 21 - 38. شامل اين مباحث است: آداب الرسول، اخلاق الرسول، شمائل الرسول صلى الله عليه وآله. «كتاب اخلاق النبى صلى الله عليه وآله وآدابه (الجزء الثانى عشر)»، لواء الاسلام، ش 6 (صفر 1399 / يناير 1979)، صص 31 - 37. شامل اين مباحث است: آداب النبى، اخلاق النبى، شمائل الرسول، محمّد صلى الله عليه وآله، سيرة و اخلاق النبى. «كتاب اخلاق النبى صلى الله عليه وآله وآدابه (الجزء الحادى عشر)»، لواء الاسلام، ش 5 (محرم 1399 / ديسمبر 1978)، صص 22 - 34. شامل اين مباحث است: آداب النبى، اخلاق النبى، شمائل الرسول، محمّد صلى الله عليه وآله، اخلاق النبى. كمال الدين، محمد، «الرسول الداعيه»، الوعى الاسلامى، ش 193 (محرم 1401 / نوفمبر 1980)، صص 67 - 71. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، اساليب الدعوة، انتشار الاسلام، دعوة اسلامية، دعاه، صفات الداعية. كمال، محمد سامى، «الجانب الخلقى للرسول الكريم»، الهداية، البحرين، ش 163 (رمضان 1411 / ابريل 1991)، صص 68 - 83. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق اسلامية، اسلام، سيرة نبوية، شمائل النبى. كمال، محمد سامى، «الجانب الروحى فى اخلاق رسول الاسلام»، الهداية، البحرين، ش 155 (محرم 1411 / اغسطس 1990)، صص 10 - 21. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، اسلام، تاريخ اسلامى، سيرة نبوية، دعاء النبى، شمائل النبى، عبادات، وصايا النبى. كمال، محمد سامى، «السيرة المحمدية بلغه الحب و الشعر»، الهداية، البحرين، ش 156 (صفر 1411 / سبتمبر 1990)، صص 44 - 52 . نويسنده ، به اين موضوعات مىپردازد : اخلاق النبى ، سيرة نبوية ، شمائل النبى، صفات النبى، اسلام، تاريخ اسلامى، حب، دعوة اسلامية. «لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة»، الاسلام، مصر، ش 7 (صفر 1407 / اكتوبر 1986)، صص 10 - 11. شامل اين مباحث است: اخلاق النبى، الرسول محمد، سنة نبوية، قدوة حسنة، اسلام، المال، قرآن كريم، قضاء وقدر، وعظ وارشاد. المجذوب، محمد، «الاسوة الحسنة وكيف نحققها»، الوعى الاسلامى، ش 87 (ربيع الاول 1392 / ابريل1972)، صص 55 - 62. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق اسلامية، اسوة حسنة، الاحتفال بمولد النبى، مولد النبى، اسلام، اعياد المسلمين، دفاع عن السنة. محمد الهادى بن القاضى، «الاخلاق ومبلغ عناية الشارع بها»، المجلة الزيتونيه، ش 4 (شوال 1355 / ديسمبر 1936)، صص 40 - 44. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، الاخلاق الاسلامية، الاسلام والاخلاق، مساواة، تعاون، عدل. المر، سعد عوض، «المصطفى حبيب الرحمن»، الوعى الاسلامى، ش 243 (ربيع الاول 1405 / ديسمبر 1984)، صص 24 - 29. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد : اخلاق النبى ، اهل الكتاب ، سيرة ، مولد النبى. مسلم، احمد حسن، «الحديث الشريف: فى حسن الخلق»، الاسلام، مصر، ش 36 (شوال 1406 / يونيو 1986)، صص 6 - 7 و 10. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، حديث، حسن الخلق. مسلم، احمد حسن، «الحديث الشريف: فى جود النبى صلى الله عليه وآله»، الاسلام، مصر، ش 36 (رمضان 1408 / مايو 1988)، صص 6 - 7. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، الرسول محمد، حديث كان النبى صلى الله عليه وآله اجود الناس، كرم. معروف، ناجى، «شخصية الرسول العربى»، الرسالة الاسلامية، شمارههاى 11 و12 (ربيع الاول 1389 / ايار 1969)، صص 9 - 14. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اسلام، سيرة، شخصية الرسول، محمد عليه الصلاة والسلام، آراء المستشرقين، اخلاق النبى، عظمة الرسول، رأى مستشرقين. مكرم، عبدالعال سالم، «من منهج الاسلام فى تربية المجتمع»، الوعى الاسلامى، ش 99 (ربيع الاول 1393 / ابريل1973)، صص 23 - 31. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اساليب التربية الاسلامية، تربية اسلامية، تربية المجتمع، طرق التربية، اخلاق النبى. «من اخلاق النبوة»، الوعى الاسلامى، ش 85 (محرم 1392 / فبراير1972)، ص 15. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، شمائل الرسول، عصمة الانبياء، نبوات، سيرة نبوية، قرآن كريم و وحى. مناع، حسن مراد، «المسلمون وحبّ النبى»، الوعى الاسلامى، 255 (ربيع الاول 1406 / نوفمبر، ديسمبر1985)، صص 4 - 7. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق الرسول، حب النبى، شمائل الرسول، عالم اسلامى، غلو، وحدة اسلامية، وعظ وارشاد. منسى، محمود، «لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة»، الوعى الاسلامى، ش 193 (محرم1401 / نوفمبر 1980)، صص 132 - 148. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، التربية بالقدوة، سيرة، شمائل النبى. مهدى، محمد عبدالحكم، «تأملات فى الذكرى العطره»، الوعى الاسلامى، ش 243 (ربيع الاول 1405 / ديسمبر 1984)، صص 17 - 23. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، سيرة، شمائل الرسول، مولد نبوى. المهدى، محمد كمال، «قبس من اخلاق المصطفى صلى الله عليه وآله»، مجلة الحج، ش 8 (ربيع الاول 1417 / اغسطس 1996)، صص 13 - 17. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق الرسول، انبياء، قدوة حسنة، قرآن كريم، دروس ومواعظ، شمائل النبى. النبراوى، محمد صبحى، «من دروس المعراج: الايثار فى خلق النبى صلى الله عليه وآله»، لواء الاسلام، ش 11 (رجب 1399 / يونيو 1979)، صص 63 - 66. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: الاسراء والمعراج، شمائل الرسول، محمّد صلى الله عليه وآله، وعظ وارشاد، اخلاق النبى. «النبى ومكارم الاخلاق»، الهداية، البحرين، ش164 (شوال 1411/مايو1991)، صص20 - 21. شامل اين مباحث است : اخلاق اسلامية ، امانة ، سيرة نبوية ، شمائل النبى ، اسلام. النجار، خالد سعد، «التوازن النفسى والسلوكى فى شخصية رسول الله صلى الله عليه وآله»، المنهل، ش 586 (1424 / 2003)، صص 72 - 77. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: توازن نفسى، توازن سلوكى، شخصية الرسول، اخلاق اسلامية، شمائل النبى، قدوة حسنة. النجار، محمد الطيب، «خواطرى حول الهجرة النبوية»، لواء الاسلام، شمارههاى 1 و2 (محرم، صفر 1403 / نوفمبر، ديسمبر1982)، صص 19 - 23. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: تاريخ اسلامى، صبر، هجره النبى، هجرة نبوية، ابوبكر الصديق، اخلاق النبى، اعداء الاسلام، ايمان، دعوة اسلامية، سيرة. الندوى القاضى، سراج الرحمن، «اهمية الاخلاق فى الاسلام»، التوعية الاسلامية، السعوديه، ش 8 (ذوالحجة 1402)، صص 50 - 54 و 61 . نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق اسلامية، اخلاق النبى، حسن الخلق، رسل وانبياء، العمل الصالح، ايمان. النهر، هادى، «البعثة: اعجاز اخلاقى ومعطيات حضارية»، الجامعة المستنصرية، بغداد، (1400 / 1980)، صص 383 - 403. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: بعثة النبى، دراسات استشراقية، شمائل المصطفى، محمد عليه السلام، اخلاق اسلامية، الاسلام والعلم، الاسلام والمسيحية. الوافى، ابراهيم احمد سالم، «السيرة النبوية واثرها فى ابراز القدوة الحسنة»، الاحياء، ش 14 (ربيع الاول 1420 / يوليو 1999)، صص 7 - 26. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: سيرة نبوية، قدوة حسنة، تربية نبوية، اخلاق اسلامية، شمائل النبى. وافى، على عبدالواحد، «وانك لعلى خلق عظيم»، الرسالة، مصر، ش 1121 (ربيع الاول 1385 / يوليو 1965)، صص 11 - 14. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، سيرة، شمائل المصطفى، محمد عليه الصلاة والسلام، آداب اسلامية، اخلاق اسلامية. هاشم، احمد عمر، «اهمية القدوة فى بناء الفرد والمجتمع»، لواء الاسلام، شمارههاى 3 و 4 (ربيع الاول، ربيع الثانى 1403 / يناير، فبراير 1983)، صص 40 - 41. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: بناء الفرد، بناء المجتمع، تربية اسلامية، شخصية المسلم، اخلاق اسلامية، اخلاق النبى، اسلام، اسوة حسنة، الرسول محمد، قدوة حسنة. هيئة التحرير، «وانك لعلى خلق عظيم»، لواء الاسلام، ش 7 (ربيع الاول 1385 / يونيو 1965)، صص 446 - 465. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: سيرة، شمائل الرسول، ندوات اسلامية، نشأة النبى، آيات قرآنية، اخلاق اسلامية، جهاد، حلم الرسول، صبر، مكارم الاخلاق. الياسين، جاسم بن محمد بن مهلهل، «انسانيه الرسول»، الوعى الاسلامى، ش 354 (صفر 1416 / يوليو 1995)، صص 17 - 19. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: اخلاق النبى، سيرة نبوية، محمّد صلى الله عليه وآله، تاريخ اسلامى، تربية اسلامية، اخلاق اسلامية، احاديث نبوية، وصايا الرسول، مكارم الاخلاق. ياسين، محمود، «ناحية من نواحى مميزاته صلى الله عليه وآله»، الهداية الاسلامية، ش 10 (ربيع الآخر 1356 / يونيو 1937)، صص 595 - 605. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: الرسول محمد، سيرة نبوية، شمائل المصطفى، صفات النبى، اخلاق اسلامية، بناء الكعبه، حسنات وسيئات، ذكاء، شريعة اسلامية. يمانى، محمد عبده، «سلوك النبى صلى الله عليه وآله وخلقه فى رمضان»، مجلة الحج، شمارههاى 3 و 4 (رمضان، شوال 1422 / يناير 2002)، صص 4 - 9. نويسنده، به اين موضوعات مىپردازد: سلوك النبى، شهر رمضان، شمائل النبى، قدوة حسنة، عبادات، اخلاق اسلامية. فصل پنجم: پاياننامه ابراهيمپور تيمورلوئى، على، شيوههاى تبليغى پيامبران مذكور در قرآن كريم، دانشگاه آزاد اسلامى واحد كرج، 1380. پورگل، محمدمهدى و اخويان، محمدعلى، برخورد پيامبر اسلام با يهود مدينه و وادى القرى، دانشگاه آزاد اسلامى واحد تهران مركزى، مركز تحصيلات تكميلى، 1381، كارشناسى ارشد. پيرى، حسين، سيرهى پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله در برخورد با منافقان در قرآن و حديث، دانشگاه تربيت مدرس، 1380، كارشناسى ارشد. ثابتى، علىاصغر، بررسى، تحليل و مقايسهى شيوههاى تبليغى حضرت نوح عليه السلام و حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله، دانشگاه تربيت مدرس، 1374. جعفرى، حيدرعلى محمد، جايگاه مدارا و خشونت در اسلام (با تأكيد بر سيره پيامبر صلى الله عليه وآله، امام على عليه السلام، امام حسين عليه السلام و امام صادق عليه السلام)، مؤسسهى آموزش عالى باقرالعلوم عليه السلام، 1380، كارشناسى. جليلى، سعيده، رفتار پيامبر صلى الله عليه وآله با مشركان و اهل كتاب، دانشگاه آزاد اسلامى تهران (مركزى)، 1381، كارشناسى ارشد. جيگاره، مينا، زندگى پيامبر و دعوت اسلامى در مكه، ترجمهى بخش سوم كتاب محاضرات فى تاريخ العرب لاحمد صالح، تهران، 1370، كارشناسى ارشد. حسنپور بهبهانى، افسانه، سلوك پيامبر صلى الله عليه وآله در شؤون خانوادگى در قرآن و حديث، حوزهى علميهى قم، 1378، كارشناسى ارشد. حسينزاده حلاج، على، بررسى شيوههاى دعوت انبياى اولوالعزم در قرآن، مؤسسهى آموزشى و پژوهشى امام خمينى رحمه الله، 1377، كارشناسى ارشد. شورى، منصوره، سيماى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله در قرآن كريم، مجمع علمى آموزشى علوم اسلامى خواهران جامعة الزهرا، 1378، كارشناسى. عبدىخانى، عباس، توصيفات متقابل پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و على از يكديگر، دانشگاه آزاد اسلامى واحد تهران مركزى، 1382، كارشناسى ارشد. غلامى، فاطمه، شيوهى تبليغ انبياى اولوالعزم در قرآن، قم، 1377. فيروزى، منوچهر، سيماى حضرت محمد صلى الله عليه وآله در آيينهى قرآن و حديث، دانشگاه آزاد اسلامى واحد فسا، 1375. متين، حسنرضا، سيماى پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله از ديدگاه قرآن، دانشگاه آزاد اسلامى واحد تهران مركزى، 1375. محدثى، محمد رسول، سيماى حضرت محمد صلى الله عليه وآله در تفسير ميبدى (جلدهاى1 و2)، دانشگاه آزاد اسلامى واحد تبريز، 1377. مرادى كميجانى، حميدرضا و ساروقى، كاظم، در آيينهى زندگى پيامبر صلى الله عليه وآله، دانشگاه آزاد اسلامى واحد اراك، 1379. مطيعى، مرتضى، سيماى شخصيت حضرت محمّد صلى الله عليه وآله، مؤسسهى آموزشى و پژوهشى امام خمينى رحمه الله، 1379. نصرى، بتول، سيماى پيغمبر صلى الله عليه وآله در قرآن، دانشگاه آزاد اسلامى واحد تهران شمال. نقيبپور بافقى، عليه، تحليل شخصيت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله از ديدگاه امام على عليه السلام، دانشگاه تهران، 1378، كارشناسى ارشد. نورمحمدى روستائى، معصومه، رابطه اسلام و مسيحيت در عهد پيامبر صلى الله عليه وآله و خلفاى راشدين، دانشگاه تهران، 1370، كارشناسى ارشد. نوعى، غلامرضا، سيماى مدينة النبى (شيوهى رفتار رسول خدا صلى الله عليه وآله با مخالفان بر اساس قرآن و سيره)، حوزهى علميهى قم، 1379، كارشناسى ارشد. هاشمى نكو، بابك، ديدگاه رسول اكرم در مورد تربيت كودكان، دانشگاه آزاد اسلامى تهران مركزى، 1380، كارشناسى ارشد.
فصل ششم: كتابهاى انگليسى
Abdul Hamid )ed(, Islam at a Glance[5]. Indian Institute of Islamic Studies in Association with vikas )New Delhi(, 1981.
نويسنده، تاريخ عمومى اسلام را بررسى كرده و در اين ضمن، عقايد و رفتارهاى مسلمانان، اخلاقيات اسلامى، زندگى خانوادگى، حيات درونى، تساوى حقوق در اسلام و علم اقتصاد در چارچوب اسلام را مورد تحليل قرار داده است. همچنين زندگى پيامبر اسلام به منزلهى يك الگو تحليل شده است.
Abdul_Rahman, Muhammad Saed[6], Islam: Qutions and answers: Character and Morals[7]. MSA Publications Limited, 2003. 364p.
نويسنده، به قياس بين صفات مؤمنان و مشركان پرداخته و اخلاقيات نبوى را به عنوان اسوه و الگو مطرح و تحليل كرده است.
Al_Ghazali, Shaykh Muhammad[8], Remembrance and Prayer: The Way of the Prophet Muhammad[9]. Trans Y. T. Delorenzo.[10]Amana Publications, 1996. 208p.
نويسنده، به شيوههاى اخلاقى نبى اكرم صلى الله عليه وآله مىپردازد.
Akhtar, Syed Hashim Ali, The Essence of Islam According to the Quran and the Traditions[11], Chicago, IQRA', International Educational Foundation, 1998.
اين اثر به لحاظ رويكرد به ترجمهى قرآن و حديث، شيوهاى تازه را انتخاب و مفاهيم و دستورات اخلاقى را از قرآن و حديث نبوى استخراج و تحليل و تنظيم كرده است. از اينرو، اخلاق النبى هم معرفى شده است.[12]
Andrae, T.[13], Muhammad, the Man and his Faith[14]. London, 1936.
اين اثر ضمن توضيح باورها و شخصيت حضرت محمّد صلى الله عليه وآله، به اخلاق و خلق و خوى او هم مىپردازد.
Armstrong, Karen, Muhammad: A Prophet of Our time. London, Harper Colins Publishers, 2006. 250p.
اين اثر آخرين كتابى است كه در غرب دربارهى نبى اكرم صلى الله عليه وآله با عنوان محمّد صلى الله عليه وآله پيغمبرى براى زمان ما عرضه شده است. خانم كارن آرمسترانگ آثار فراوانى دربارهى موضوعات اسلامى به ويژه سيرهى نبوى نگاشته و منتشر كرده است. برخلاف بسيارى از مستشرقان كه خطمشى ايجاد جدايى بين غرب و نبى اكرم صلى الله عليه وآله را دنبال مىكنند، آرمسترانگ به جذابيت و نفوذ رسول اكرم صلى الله عليه وآله در جامعهى غرب كمك كرده است. براى مثال در اين كتاب تلاش مىكند كه اثبات كند رسول اكرم صلى الله عليه وآله نابغهاى است كه مىتواند مشكلات و بحرانهاى اين زمان را حل كند، زيرا او توانست جامعهى بحرانزدهى جاهلى را تبديل به بهترين جوامع روى زمين كند.
Armstrong, Karen[15], Muhammad: A Biography of the Prophet[16]. Harper Sanfrancisco, 1993. 288p.
به نظر نويسنده، حضرت محمّد صلى الله عليه وآله توانست اخلاق قومى و قبيلهاى را تبديل به اخلاق انسانى نمايد و به جاى تعصبها و عنادهاى كوركورانه، كرامت انسان را حاكم نمايد.
Black, Antony[17], The History of Islamic Political Thought[18]. Edinburg University Press, 2001. 377p.
نويسنده، به مسايلى مثل رسالت پيامبر، پيامبر و قانون، تئورىهاى شيعيان راجع به رهبرى، اخلاق قدرت، حكومتدارى و اخلاق، علم و تمدن و حكومت اسلامى مىپردازد. در لا به لاى مطالب اين كتاب، فراوان به اخلاقيات نبوى اشاره شده است.
D. Nevo, Yehuda & Koren, Judith[19], Crossroads to Islam: The Origins of the Arab Religion and the Arab State[20]. Prometheus Book, 2003.
بررسى جاذبهها و جنبههاى مهم اسلام است. از جمله به اخلاق نبوى از حيث جايگاه آن در ساختار اسلام مىپردازد.
Durrnai, F. K. Kahn[21], The Great Prophet A short life of the Founder of Islam[22]. Kessinger Publishing, April 30, 2004.
ضمن بررسى زندگى رسول اكرم صلى الله عليه وآله به اخلاقيات و خلق آن حضرت مىپردازد.
Emerick, Yahiya[23], Muhammad )Critical Lives([24]. 1st Edition. Alpha, 2002.
بررسى سيره و زندگى حضرت رسول است، به ويژه دورههاى حساس زندگى ايشان را با توجه به رفتارهاى آن حضرت بررسى مىكند.
Ernest, Carl[25], Following Muhammad: Rethinking Islam in The Contemporary World[26]. University of North Carolina Press, 2002. 272p.
نويسنده، با توجه به عدم درك موجود از اسلام و شخصيت پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله، عميقترين شكاف در اين عدم تفاهم را در غرب جستجو مىكند. اخلاق نبوى را بر اساس حديث آن حضرت ذيل عنوانهايى مثل برادرى اسلامى، مسجد و امت اسلامى توضيح مىدهد.
Ernest, Carl W.[27], Teachings of Sufism[28]. Shambhala, 1999. 217p.
به نظر نويسنده، متن قرآن براى درك آموزههاى تصوف، از اهميت محورى برخوردار است. نيز سيره و سنت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و احاديث آن حضرت داراى عناصر اخلاقى و عرفانى فراوان است.
Fletcher, Richard[29], The Cross and the Crescent: Christianity and Islam From Muhammad to the Reformation[30]. Viking Adult, 2004.
بررسى تاريخ تحولات اسلام است. از نظر نويسنده فضايل حضرت رسول مثل عدالت در تاريخ اسلام تأثير جدى داشته است.
Gullen, M. Fethullah[31], Key Concepts in practice of Sufism[32]. The Light Inc, 2004. 186p.
نويسنده، رفتارهاى عرفانى و اخلاقيات و فضايل را بر اساس رفتارها و احاديث نبى اكرم صلى الله عليه وآله بررسى مىكند.
Gullen, M. Fethullah[33], The Essentials of the Islamic Faith[34]. The Light Inc, 2005. 270p.
يكى از محورهاى مهم اين اثر بررسى ايمان و فضايل اخلاقى بر اساس گفتهها و توصيههاى نبى اكرم صلى الله عليه وآله است.
Hajjah Amina Adil[35]; Shaykh Nazim Adil Haqqani[36]; Shaykh Muhammad Hisham Kibbani[37], Muhammad: The Messenger of Islam[38]. Islamic Supreme Council of America, 2002. 532p.
اين اثر به زندگينامه و اخلاقيات نبى اكرم صلى الله عليه وآله بر اساس ديدگاههاى مسلمانان به ويژه اصحاب صدر اسلام مىپردازد.
Haneef, Suzanne[39], A History of the Prophets of Islam: Derived from the Quran, Ahadith and Commentories[40], vol.2. Kazi Publications, 2003.
تاريخ صدر اسلام و بررسى دورهى حيات نبوى در مكه و مدينه بر اساس قرآن و حديث است. در بخشهايى به اخلاق نبى مىپردازد.
Headley, George[41], Three Greet Prophets of the world: Moses, Jesus and Muhammad[42]. Kessinger Publications, 2003. 116p.
اين اثر به تأثير هر يك از سه پيامبر الهى، موسى، عيسى و محمّد صلى الله عليه وآله بر عصرشان مىپردازد و در يك مقايسه، معتقد است كه پيامبر اسلام بيش از دو پيامبر ديگر قدرت تأثيرگزارى اخلاقى و تحول جامعه و حكومت را دارا بوده است. اين تأثيرات عمدتاً اخلاقى بوده و او درصدد تربيت انسانهاى متعالى بوده است.
Henry Drummond, Richard[43], Islam for the Western Mind: Understanding Muhammad and the Koran[44]. Hampton Roads, 2005.
نويسنده، درصدد رفع ابهامات از ذهنيت غربىها نسبت به اسلام و حضرت محمد صلى الله عليه وآله است. او شخصيت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله را جذاب و داراى فضايل عالى توصيف مىكند.
Ibn Alawi, Al, Sayyid Muhammad[45]; Trans by Gibril Fouad Haddad[46], The Prophets in Barzakh and the Hadith of Isra and Miraj Followed by the Immense Merits of Al ,Sham and the Vision of Allah[47]. As ,Sunna Foundation of America, 1999. 176p.
نويسنده، به شخصيت متعالى و ممتاز و متمايز حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله مىپردازد و اخلاقيات متعالى او را بررسى مىكند.
I. Ishaq & A. Guillaume, The Life of Muhammad[48]. U.S.A., Oxford University Press, 2002.
بررسى زندگى و سيرهى حضرت رسول صلى الله عليه وآله از جمله اخلاقيات ايشان است.
Ibn Warraq[49], The First Book of Islam: Prophets, Angels and Moral Teachings[50]. Prometheus Books, 2000. 554p.
نويسنده، معتقد است اسلام برخلاف ساير اديان كه منشأ پنهان دارند ريشههايى بسيار روشن دارد. مثلاً در تربيت انسانها، دستورات شفافى توسط رسول اكرم صلى الله عليه وآله بيان شده است.
Ibn Warraq[51], The Quest for the Historical Muhammad[52]. Prometheus, 2000.
ديدگاههاى تاريخى دربارهى حضرت محمد صلى الله عليه وآله را بررسى مىكند . ضمناً رفتارها و اقوال اخلاقى آن حضرت براى نويسنده مهم است.
Imam Birgivi[53], Shaykh Tosun Bayrak[54], Vincent Cornell[55], The Path of Muhammad: A book on Islamic Morals and Ethics[56]. Word Wisdom, 2005. 396p.
كليدواژهها: صحابه، عبادت تكليفى، قرآن، سنت الهى. نويسنده، بر پيروى از قرآن و سنّت پيامبر تأكيد مىورزد و اخلاق النبى صلى الله عليه وآله را قابل پيروى براى رسيدن به جامعهى ايدهآل مىداند.
Imam Vehbi Ismail[57], Muhammad the last Prophet[58]. Amana Publications, 2001. 176p.
شخصيت اخلاقى رسول اكرم صلى الله عليه وآله به ويژه خلق و خوى ايشان را بررسى كرده است.
Ismail, Iljas[59], The life of Prophet Muhammad and His Moral Teachings[60]. 1978. 260p. John Monaco, Anthony[61], The Recitations of Mohammed: The Symbolic Version of the Koran[62]. Authorhouse, 2004.
بررسى احاديث حضرت محمد صلى الله عليه وآله از جمله سفارشات اخلاقى ايشان است.
Khaled M. Abou El Fadl[63], Islam Denounces Terrorism[64]. Tahrike Tarsile Quran, 2002. 168p.
اخلاق اجتماعى كه رسول اكرم صلى الله عليه وآله و اسلام مطرح كرده، موجب بسترسازى براى تربيت انسانهاى متعالى مىشود. در اين صورت، زمينههاى تروريسم و جنگ از بين مىرود. از اينرو، نويسنده يازده سپتامبر را كار آدمهاى فاقد ارزشهاى اسلامى مىداند.
Khaled M. Abou El Fadl[65], The Great Theft: Wrestling Islam from the Extremist[66]. Harper Snafrancisco, 2005. 320p.
نويسنده، با پرداختن به الگوى زهد، عقايد ميانهرو، سنّت معنوى اسلام، اهداف اخلاقى و اهداف معنوى درصدد معرفى برنامههاى معتدلانهى نبى اكرم صلى الله عليه وآله و اسلام است.
Knappert, J.[67], "The Qisas al Anbiya` as Moralistic Stories"[68], Proceedings of the 9th Seminar for Arabian Studies[69]. London, 1976.
در قصص انبيا كه سرگذشت رسول اكرم صلى الله عليه وآله هم آمده، اخلاق و رفتارهاى اخلاقى هر يك از انبيا گزارش شده است.
Lane Poole, Stanely[70], Speeches and Table Talk of the Prophet Muhammad[71]. Kessinger Publishing, 2003. 268p.
نويسنده، به شخصيت، عقايد، رفتار و به ويژه فضايل نبوى اشاره كرده است. نيز رذايلى كه ايشان به اجتناب از آنها دستور داده معرفى مىنمايد.
Lawrence, Bruce B.[72], Nizam Al Din Awliya: Morals for the Heart[73]. Paulist Press, 1991. 416p.
معنويات اسلام و برنامههاى اين دين براى تربيت انسان با فضيلت را معرفى كرده است.
Lewis, Bernard[74], Islam: From the Prophet Muhammad to the Capture of Constantinople[75])Volume 2: Religion and Society(. Oxford University Press, 1987. 352p.
گزارشى از تاريخ اسلام است كه توانسته فرهنگ و تمدن گستردهاى را بسازد. علت آن را تربيت انسانهاى اخلاقى و بافضيلت مىداند.
Lings, Martin[76], The Eleventh Hour: The Spiritual Crisis of the Modern World in the Light of Tradition and Prophecy[77]. Archetype, 2002.
اين اثر از جمله آثار انگشتشمارى است كه به بررسى بحران اخلاقى اين دوره مىپردازد و حضور اخلاقى انبيا را مهم مىشمارد.
Mandel Khan, Gabriele Mandel[78], Muhammad: The Prophet[79]. Thunder Bay Press )CA(, April 10, 2005.
جنبههاى مختلف زندگى، فعاليتها و شخصيت رسول اكرم صلى الله عليه وآله را بررسى كرده است. به نظر نويسنده، خلق و خوى ايشان اهميت زيادى در تاريخ اسلام و جامعهى اسلامى داشته است.
Marshall, Daivd[80], God, Muhammad and the Unbelievers[81]. Routledge Curzon, 1999.
بررسى رابطهى رسول اكرم صلى الله عليه وآله با خدا كه منتج به معنويت و اخلاق است، نيز رفتارهاى او نسبت به گروههاى اجتماعى است.
Maulana, Muhammad Ali[82], Muhammad the Prophet[83]. Kessinger Publishing, December 31, 2004.
ابعاد مختلف زندگى و شخصيت رسول اكرم صلى الله عليه وآله از جمله اخلاق و فضايل ايشان را بررسى كرده است.
Maulana, Muhammad Ali[84], The Living Thoughts of the Prophet Muhammad[85]. Ahmadiyya Anjuman Ishaat, 1992. 156p.
در اين اثر انديشههاى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در زمينههاى مختلف به ويژه مسايل و موضوعات اخلاقى از نگاه آن حضرت بررسى شده است.
Moucarry, Chawkat Georges[86], The Prophet and the Messiah: An Arab Christian's Perspective on Islam and Christianity[87]. Inter Varsity Press, 2002.
بررسى تطبيقى دو دين اسلام و مسيحيت و رسول اكرم صلى الله عليه وآله و حضرت مسيح است. يك بخش از اين بررسىها به موضوعات اخلاقى و معنوى اختصاص دارد.
Muhammad Al, Mahdi Muhammad)Trans.(, Muhammad's Prophethood Reality of Hoax[88], Riyadh, International Islamic Publishing House, 1999. 212p.
نويسنده، به معرفى پيامبر اكرم و فضايل و مناقب او مىپردازد. نيز به معصوميت اخلاقى و بيان ديدگاههايى دربارهى حقانيت مقام پيامبرى حضرت محمّد صلى الله عليه وآله و احاديث اخلاقى نبوى مىپردازد.
Muhammad Zafrulla Khan[89])Trans(, The Quran: The Eternal Revelation Vouchsafed to Muhammad the Seal of Prophets[90]. Interlink Publishing Group, 1997. 736p.
در اين اثر شاخصهاى دين رسول اكرم صلى الله عليه وآله معرفى شده است. در ضمن به اخلاق نبى اكرم صلى الله عليه وآله نيز مىپردازد.
Nadim Bari, Muhammad: The Best Humanity[91]. Trans. By Zaheer Iqbal Khawaja. Pakistan, Faisalabad, 1985. 127p.
پيامبر خاتم صلى الله عليه وآله به عنوان يك اسوه و الگو براى مسلمانان بررسى و معرفى شده است.
Nasr, Seyyed Hossein[92], Muhammad: Man of God[93]. 1st Edit. Kazi Publications, 1995.
مهمترين تلقى همگانى از حضرت محمد صلى الله عليه وآله اين است كه او سر تا پا عاشق خداوند بود. از اين رو، معنويت و فضايل خاصى داشت.
Nelson Pallmeyer, Jack[94], Is Religion Killing Us? Violence in the Bible and the Quran[95]. Continuum International Publishing Group, 2005.
خشونت تابع عناصر اخلاقى ويژهاى است . نويسنده اخلاق خشونتگرا را بر پايهى آيات قرآن و آيات كتاب مقدس بررسى مقايسهاى نموده است.
Ozdemir, Adil[96]; Frank Kenneth[97], Visible Islam in Modern Turkey[98]. Palgrave Macmillan, 2000. 271p.
در اين اثر جنبههاى مختلف زندگى و جامعهى مسلمانان تركيه بررسى شده است. در ضمن به رفتارهاى اخلاقى مسلمانان كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نشأت گرفته، معرفى شده است.
Pickthall, Marmaduke William[99], The Life of the Prophet Muhammad: A Brief History[100]. Amana Publications, 1998. 56p.
در اين كتاب زندگى و سيره و اخلاقيات پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله بررسى و معرفى شده است.
Prophet Muhammad[101], Al, Hadith[102]. Kessinger Publishing, 2004. 48p.
مجموعهى احاديث پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله در اين اثر گردآورى شده است. بسيارى از اين احاديث اخلاقى است.
Rafea Muhammad Rafea[103], Memoirs of Khabarides, The Future of Spritualism[104]. Sadek, 1990. 97p.
نويسنده، وحى را عامل هدايت انسان مىداند. امّا وحى را كسى مانند نبى اكرم صلى الله عليه وآله كه داراى فضايل متعالى بود مىتوانست دريافت كند و به مردم برساند.
Ramadan, Tariq, In the Foots Teps of the Prophet: Lessons from the Life of Muhammad[105]. New York, Oxford Univrsity Press, 2007.
نويسنده، به آموزههاى اخلاقى زندگى پيامبر صلى الله عليه وآله كه در علم و دانش، شخصيت، نبردها، پيروزىها، امتحانات، رشادتها و اطاعت الهى ايشان نهفته بود اشاره دارد.
Richardson, Don[106], Secrets of the Koran: Revealing Insights into Islam's Holy Book[107]. Regal Book, 2003.
به نظر نويسنده قرآن به عنوان معجزهى رسول اكرم صلى الله عليه وآله، دراى روح معنوى و آيات اخلاقى بسيار است.
Rodinson, Maxime & Carter, Anne[108], Muhammad[109]. New Press, 2002.
اين اثر از كتابهاى مشهور دربارهى حضرت محمد صلى الله عليه وآله است كه چاپهاى متعددى داشته است. نويسنده، با مهارت، شخصيت و فضايل اخلاقى رسول اكرم صلى الله عليه وآله را بررسى مىكند.
Rogerson, Barnaby[110], The Prophet Muhammad: A Biography[111], Hidden Spring, 2003. 256p.
در اين كتاب ابعاد زندگى رسول اكرم صلى الله عليه وآله به ويژه اخلاق ايشان تحليل شده است.
Rubin, Uri, The Eye of the Beholder: The Life of Muhammad as Viewed by the Early Muslims. Princeton NJ, The Darwin Press Inc., 1995.
يورى روبين، نويسندهى اثر، در بررسى متون مربوط به پيامبر اسلام در نخستين منابع، قصد داشته دليل اعتقاد مسلمانان و خصوصاً مسلمانان قرون وسطى به خاتميت نبوت پيامبر و اينكه وى وارث انبياء الهى است را مورد بررسى تحليلى قرار دهد. در اين اثر، پنج مرحلهى شهادت، آمادگى و پرورش، وحى، شكنجه و آزار و رستگارى به عنوان سير محقق شدن نبوت محمّد صلى الله عليه وآله در مكه مورد بررسى تفصيلى قرار گرفتهاند و در اين روند به زندگى محمّد صلى الله عليه وآله و برخى سنّتها و اخلاق وى هم اشاره شده است.
Sajoo, Amyn B.[112], Muslim Ethics: Emerging Vistas[113].
نويسنده، سنّت اخلاقى رسول اكرم صلى الله عليه وآله را موجب سلامت اخلاقى مردم مسلمان مىداند.
Saktanber, Ayse[114], Living Islam: Women, Religion and the Politicization of Culture in Turkey[115]. I. B. Tauris, 2002. 256p.
نويسنده، به تحول جايگاه زنان در اجتماع به عنوان پديدهاى مىنگرد كه از احياى دين اسلام و مخصوصاً بُعد اجتماعى آن نشأت مىگيرد. اخلاق پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و دستورات آن حضرت در جامعهى زنان تركيه نقش زيادى داشته است كه نويسنده به بررسى آنها مىپردازد.
Schimmel, Annemarie[116], And Muhammad is His Messenger: The Veneration of the Prophet in Islamic Piety[117]. The University of North Carolina Press, 1985. 386p.
انسان كامل و سير معنوى انسان در حيات رسول اكرم صلى الله عليه وآله بررسى شده است.
Shibli Numani, Muhammad[118]; Syed Suleman Nadvi, Serat Al, Nabi[119]. Trans: Rafiq Abdur Rehman. Darul Ishaat, 2003.
نويسنده، به موضوعاتى مانند زندگانى پيامبر اسلام، اعتقادات و برادرىها، عبادت در اسلام، اخلاق در اسلام و رفتارها و داد و ستدهاى متقابل مىپردازد؛ به ويژه اخلاق النبى را توضيح مىدهد.
Syeed, Sayyid Muhammad, Jesus and Muhammad: The Parallel Sayings[120]. Edited by Joey Green, Introduction Kenneth Atkinson. Ulysses Press, 2002.
سفارشات و فرمودههاى اجتماعى و اخلاقى عيسى و محمد را به روش مقايسهاى بررسى مىكند.
Takim N. Liyakat[121], The Heirs of the Prophet: Charisma and Religious Authority in Shi`ite Islam[122]. State University of New York Press, 2006. 236p.
نويسنده، به رقابت ميان گروههاى مختلف محققان، خلفا، صوفيان و معصومين عليهم السلام براى جانشينى پيامبر صلى الله عليه وآله اشاره دارد و اينكه سنّت نبوى در بحث وفادارى و تبعيت شيعه و سنّى، ابزار قوى مجادله بوده است. او معتقد است شيعيان با درك متفاوت خود از مرجعيت پيامبر صلى الله عليه وآله، رهبرى منفكى را از اصل سنّت ايجاد كردهاند.
Tayob, Abdelkader I.[123], Tabari on the Companions of the Prophet: Moral and Political Contours in Islamic Historical Writing[124]. American Oriental Society, 2005. 23p.
در اين اثر ديدگاهها و تحليلهايى كه دانشمندان مسلمان به ويژه طبرى دربارهى اخلاق نبوى ابراز كردهاند معرفى و نقادى مىشود.
Trifkovic, Serge[125], The Sword of the Prophet: History, Theology, Impact on the World[126]. Regina Orthodox Press, 2002.
بررسى ادعاى خاورشناسان مغرض است كه پيشرفت اسلام را بر اثر شمشير اعراب مىدانند. نويسنده اسنادى ارايه كرده كه بر مبناى آنها اخلاق نبوى عامل مؤثر در تاريخ اسلام و توسعهى آن بوده است.
Tripp, Charles[127], Islam and the Moral Economy: The Challenge of Capitalism[128]. 2006, Cambridge University Press, 240p.
نويسنده، به بررسى ماهيت قدرت در سرزمينهاى اسلامى پرداخته و در چند جا اخلاق اسلامى را كه متخذ از اخلاق نبوى است در مقايسه با اخلاق سرمايهدارى بررسى مىكند.
Upton, Charles, The Virtues of the Prophet: A Young Muslim Guide to the Greater Jihad. California, Sophia Perennis, 2006.
نويسنده، به توصيف ويژگىها و خصوصيات اخلاقى مهم شخصيت پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله پرداخته و در اين زمينه از تفاسير قرآنى استفاده كرده است.
Viorst, Milton[129], In the Shadowof the Prophet: The Struggle for the Soul of Islam[130]. Westview Press, 2001. 372p.
در اين كتاب فضايل و مناقب و اخلاقيات رسول اكرم صلى الله عليه وآله به دليل تأثيرگزارى فراوان در مسلمانان تحليل و بررسى شده است.
Wad'an, Abu Nasr Muhammad Ibn, Sermons of the Prophet Muhammad[131]. Trans by Assad Nimer Busool. Chicago, Goodword Books, 2002.
اين اثر مشتمل بر چهل حديث و به عبارتى، چهل نكته از كلام پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله پيرامون ارزشهاى اخلاقى است كه با ترجمهى انگليسى همراه است. گردآورندهى مجموعه به راوى و سند آنها اشارهاى نكرده است. نويسنده از اساتيد و هيأت علمى گروه مطالعات عربى دانشكدهى اسلامى آمريكايى شيكاگو در ايلينويز است. وى داراى مدرك دكتراى مطالعات اسلامى و عربى از دانشگاه كاليفرنيا در بركلى است.
Watt, Montgomery[132], Prophet and Statesman[133]. Oxford University Press, 1974. 250p.
نويسنده، به توصيف شخصيت ممتاز پيامبر اسلام و دستاوردهاى وى در عرصهى دين و حكومت مىپردازد. فضايل و اخلاقيات آن حضرت نيز به تفصيل معرفى شده است.
Wensick, A. J.[134], A handbook of Early Muhammadan Tradition Alphabetically Arranged[135]. E. J. Brill. 1927. 268p.
سنّتها و آموزههاى حضرت رسول صلى الله عليه وآله به ترتيب الفبا تحليل و بررسى شده است. بسيارى از اينها جنبهى اخلاقى دارد.
Yavuz, Hakan[136], Islamic Political Identity in Turkey[137]. Oxford University Press, 2003. 352p.
نويسنده، جنبشهاى اجتماعى اسلامى معاصر را مقايسه كرده و به اين نتيجهگيرى رسيده كه برخى از جنبشها از اخلاق و آموزههاى اسلامى فاصله گرفتهاند. با اين وجود، معتقد است سنّت نبوى و اخلاق آن حضرت در جامعهى تركيه تأثير جدى داشته است.
پی نوشت ها:
[1]قلم / 4 .[2]تفسير طبرى، ج 28، ص 102 ؛ سنن الترمذى، ج 5، ص 150.[3]معجم الفاظ القيم الاخلاقية، دكتر زرزور، ص 9 .[4]موسوعة المطبوعات العربية، حسان عبدالمنان، عمان، 2005 م، مادة «الشيخ».[5]اسلام در يك نگاه .[6]محمّد سعيد عبدالرحمان .[7]اسلام: پرسش و پاسخ: منش و اخلاقيات .[8]شيخ محمّد غزالى .[9]ياد و دعا: شيوهى پيامبرصلى الله عليه وآله .[10]دِلورنزو .[11]جوهرهى اسلام با رجوع به قرآن و سنّت .[12]اين اثر در مجلهى زير مفصلاً معرفى شدهاست:Journal of Quranic Studies, Volume II, Issue 2, 2000. H. T. Norris.[13]تى. آندرا .[14]محمّد، شخصيت و عقايد او .[15]كارن آرمسترانگ .[16]زندگينامهى پيامبرصلى الله عليه وآله .[17]آنتونى بلك .[18]تاريخ تفكر سياسى اسلام .[19]يهودا ى. نِوو و جوديت كورن .[20]راههايى به سوى اسلام: سرچشمههاى دين و حكومت عربى .[21]اف. كى. خان دورانى .[22]پيامبر اعظم: يك زندگينامهى كوتاه از بنيانگذار اسلام .[23]يحيى امريك .[24]محمّدصلى الله عليه وآله (زندگىهاى بحرانى) .[25]كارل ارنست .[26]تبعيت از پيغمبر: تفكرى دوباره راجع به اسلام در حيات معاصر .[27]كارل دابليو. ارنست .[28]آموزههاى تصوف .[29]ريچارد فلچر .[30]صليب و هلال: مسيحيت و اسلام، از حضرت محمّدصلى الله عليه وآله تا عصر اصلاحات .[31]م. فتح الله گولن .[32]مفاهيم بنيادى در عمل صوفيان .[33]م. فتح الله گولن .[34]اصول ايمان به اسلام .[35]حجة امينه عادل .[36]شيخ ناظم عادل حقّانى .[37]شيخ محمّد هشام كبّانى .[38]محمّد پيغمبر اسلام .[39]سوزان حنيف .[40]تاريخچهاى از پيامبران اسلام: برگرفته از قرآن، احاديث و تفاسير .[41]جورج هيدلى .[42]سه پيامبر بزرگ الهى: موسى، عيسى و محمّدصلى الله عليه وآله .[43]ريچارد هنرى دراموند .[44]اسلام براى ذهنيت غربى: شناخت محمّدصلى الله عليه وآله و قرآن .[45]سيدمحمد ابن علوى .[46]جبريل فؤاد حدّاد .[47]پيامبران در برزخ و حديث اِسرى و معراج و پس از آن، لياقتهاى مستقيم شم و بينش الهى .[48]زندگينامهى حضرت محمّدصلى الله عليه وآله .[49]ابن ورّاق .[50]نخستين كتاب اسلام: پيامبر، فرشتگان و آموزههاى اخلاقى .[51]ابن وراق .[52]كاوشى در مورد محمّد تاريخى .[53]امام برگيوى .[54]شيخ توسون بايراك .[55]وينسنت كورنل .[56]راه و رسم محمدى: كتابى پيرامون اخلاق و معنويات اسلامى .[57]امام وهبى اسماعيل .[58]محمّد خاتم پيامبران .[59]الياس اسماعيل .[60]حيات و آموزههاى اخلاقى پيامبرصلى الله عليه وآله .[61]آنتونى جان موناكو .[62]بيانات محمّد: نسخهى سمبليك قرآن .[63]خالد م. ابوالفضل .[64]اسلام و محكوميت تروريسم .[65]خالد م. ابوالفضل .[66]دزدى بزرگ: بيرون كشيدن اسلام از دست افراطيون .[67]جى. ناپرت .[68]قصص الانبياء يا داستانهاى اخلاقگرا .[69]گزارش نهمين سمينار مطالعات عرب .[70]اِستنلى لين - پول .[71]سخنرانىها و جلسات پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله .[72]بروس بى. لورنس .[73]نظام الدين اولياء: معنوياتى براى روح .[74]برنارد لويز .[75]اسلام: از پيامبرصلى الله عليه وآله تا تصرف قسطنطنيه .[76]مارتين لينگز .[77]يازدهمين ساعت: بحران معنوى جهان مدرن در فروغ سنّت و نبوت .[78]گابريل مندل مندل خان .[79]محمّدصلى الله عليه وآله: پيامبر .[80]ديويد مارشال .[81]خدا، محمّدصلى الله عليه وآله و كافران .[82]محمدعلى مولانا .[83]محمّدصلى الله عليه وآله: پيامبر .[84]مولانا محمدعلى .[85]افكار زندهى پيامبرصلى الله عليه وآله .[86]شوكت جورج موكارى .[87]پيامبر و مسيح موعود: ديدگاه يك مسيحى عرب دربارهى اسلام و مسيحيت .[88]واقعيت يا ادعاى پيامبرى محمّدصلى الله عليه وآله .[89]محمّد ظفرالله خان .[90]قرآن: وحى جاويدان عطا شده به پيامبر خاتمصلى الله عليه وآله .[91]محمّدصلى الله عليه وآله برترين انسان .[92]سيد حسين نصر .[93]محمّدصلى الله عليه وآله: مرد خدا .[94]جك نلسون پالمير .[95]آيا دين ما را به قتل مىرساند؟ خشونت در كتاب مقدس و قرآن .[96]عادل اُزدمير .[97]فرانك كنث .[98]اسلام عينى در تركيهى مدرن .[99]مارمادوك ويليام پيكتال .[100]زندگانى پيامبرصلى الله عليه وآله: تاريخچهى كوتاه .[101]پيامبر اسلام .[102]الحديث .[103]رفاعه محمّد رفاعه .[104]خاطراتى از اخباريون، آيندهى معنويتگرايى .[105]ردپايى از پيامبر: درسهايى از زندگى محمّدصلى الله عليه وآله .[106]دون ريچاردسون .[107]اسرار قرآن: آشكار نمودن درون بينىهاى كتاب مقدس اسلام .[108]ماكسيم رادينسون و آنى كارتر .[109]محمّدصلى الله عليه وآله .[110]بارنابى راجرسون .[111]زندگينامهى پيامبر اسلام .[112]امين ساجو .[113]اخلاقيات مسلمانان: چشماندازهاى پيدا .[114]آيسه ساكتانبر .[115]حيات اسلام: زنان، دين و سياسىسازى فرهنگ در تركيه .[116]آن مارى شيمل .[117]محمّد رسول الله: حرمت پيامبر در تقواى اسلامى .[118]محمّد شبلى نعمانى .[119]صراط النبى .[120]مسيح و محمّدصلى الله عليه وآله: گفتههاى برابر .[121]اِن. لياكات تكيم .[122]وارثان پيامبر: اقتدار و مرجعيت دينى در اسلام شيعى .[123]آى. تايوب عبدالقادر .[124]ديدگاه طبرى پيرامون صحابهى پيامبر: نمادهاى اخلاقى و سياسى در تأليفات تاريخى اسلام .[125]سرگئى تريفكوويچ .[126]شمشير پيامبر: تاريخ، خداشناسى، تأثير بر جهان .[127]چارلز تريپ .[128]اسلام و اقتصاد سرمايهدارى: رويارويى با سرمايهدارى .[129]ميلتون ويورست .[130]در سايهى پيامبر: مبارزه براى روح اسلام .[131]خطبههاى پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله .[132]مونتگمرى وات .[133]پيامبر سياستمدار .[134]اى. جى. ونسيك .[135]كتاب راهنماى نخستين سنّتهاى نبوى با ترتيب الفبايى .[136]هكان ياووز .[137]هويت سياسى اسلام در تركيه .
فضايل پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله در قرآن
~spanbr~درآمد
گفتن و نوشتن دربارهى بزرگترين شخصيّت انسانى و آسمانى، حضرت ختمى مرتبت، محمّد مصطفىصلى الله عليه وآله كار آسانى نيست. ترسيم ابعاد گستردهى شخصيّتى آن حضرت با واژگان، امرى دشوار و بلكه ناممكن است. آن حضرت در دورانى گام بر جهان هستى نهاد كه قرآن كريم نام آن را جاهليّت نهاده است. اين نامگذارى نشان مىدهد كه سراسر زندگى مردمان آن دوره را تاريكى نادانى فرا گرفته بوده است. عقايد آنان جز بر جهل، خرافه و اوهام بنيانى نداشته است. آوازهى محمّدصلى الله عليه وآله نه تنها پس از مبعوث شدن به رسالتى جهانى و جهانگير شدن رسالتش، بلكه قرنها پيش از گام نهادن بر گيتى بر سر زبان انبيا و پيروان راستين اديان الهى بوده است. پيامبران بزرگى چون ابراهيم و عيسى عليهما السلام آمدنش را بشارت داده و دينداران و مظلومان، چشم انتظار ظهورش بودند. پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله مجمع فضايل و خصلتهاى نيكو بود. در عين عبادت و تهجّد و حمد و تسبيح به درگاه ذات احديّت، اهل استغفار و توبه و انابه و تضرّع بود و با همهى پاكى و تقوايى كه داشت، اهل خوف از خدا بود. قاطعيّت و قدرت او همراه با توكّل بر خدا و جهاد و شجاعت او همراه با مدارا و مهربانى بود. تنها روايتگرى كه به زيبايى و به صورت جامع، زواياى مختلف آن شخصيّت الهى را به ما نشان داده، قرآن كريم است. زيباترين و جامعترين توصيف قرآن مجيد از آن دُردانهى هستى و آخرين فرستادهى الهى اين آيه است: «اِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيم». درود و صلوات بر آن سيّد كائنات و مفخر جهانيان كه تنها او، آرى، فقط او شايستهى چنين مدال افتخارى است ؛ همو كه چون مهتاب در برابر پيروانش لطيف و مهربان بود و زحمت و رنج آنان بر او دشوار مىآمد. نوشتهى پيش رو كوششى است در جهت شناساندن بخشى از سيماى شخصيّتى آن حضرت از زبان قرآن كريم. اميد آن كه با اقتدا به آن پيامبر عظيمالشّأن توفيق دستيابى به اخلاق حسنه نصيب گردد. مجموعهى آيات به ترتيب حروف الفباء در سه عنوان كلى: 1 - قرآن و فضايل نفسانى پيامبر اعظم (با 29 عنوان فرعى) ؛ 2 - قرآن و فضايل پيامبر اعظم در ارتباط با خدا (با 19 عنوان فرعى) ؛ 3 - قرآن و فضايل اجتماعى پيامبر اعظم (با 31 عنوان فرعى) سامان يافته است. ذيل هر عنوان فرعى نيز موضوعات مربوطه ذكر شده است. اين موضوعات در تمام مقاله به صورت پى در پى شمارهگذارى گرديده كه به 449 موضوع بالغ مىشود. ذيل هر موضوع متن آيه يا آيات مربوطه آمده است كه به دليل طولانى بودن مقاله از آوردن ترجمهى فارسى آيات خوددارى شده است.
فهرست مطالب «فضايل پيامبر اعظمصلى الله عليه وآله»
قرآن و فضايل نفسانى پيامبر اعظمصلى الله عليه وآله 9 - اعتدال 9 - برترى 9 - برگزيدگى 9 - بزرگوارى 9 - بصيرت 10 - بلاغت 10 - پاكيزگى 10 - تقوا 10 - تكامل 11 - تنزيه 11 - توفيق 14 - حافظه 14 - حكمت 15 - خلق عظيم 15 - زهد 16 - شجاعت 16 - شرافت 19 - صداقت 19 - عزّت 21 - عصمت 21 - عقل 23 - علم 24 - فصاحت 29 - فهم 29 - قدرت 29 - كمال 31 - نورانيّت 32 - هدايت 32 - يقين 33 قرآن و فضايل پيامبر اعظمصلى الله عليه وآله در ارتباط با خدا 34 - اخلاص 34 - استغفار 37 - اطاعت 38 - انابه 40 - تسبيح 40 - تسليم 41 - تضرّع 42 - تقرّب 42 - توبه 43 - توحيد 43 - توكّل 45 - تهجّد 46 - حقانيّت 46 - خوف از خدا 50 - ركوع 51 - سجده 52 - شكر 54 - عبوديّت 55 - قرب 57 قرآن و فضايل اجتماعى پيامبر اعظمصلى الله عليه وآله 57 - ادب 57 - استقامت 58 - اسوه بودن 59 - اطعام 60 - امانتدارى 60 - امر به معروف 60 - انفاق 60 - تبرّى 61 - تحيّت 62 - تواضع 62 - حسن خلق 62 - خاتميّت 63 - خيرخواهى 66 - دلدارى 67 - دلسوزى 67 - رازدارى 67 - رحمت 68 - رشد 69 - سخن نيك 69 - شرح صدر 70 - صبر 71 - عدالت 72 - عفو 73 - قاطعيّت 75 - كرامت 78 - كفرستيزى 78 - مدارا 78 - مديريّت 78 - مسئوليّتپذيرى 78 - مهربانى 79 - هدايتگرى 80 قرآن و فضايل نفسانى پيامبر اعظمصلى الله عليه وآله
- اعتدال
1. ملزم بودن پيامبرصلى الله عليه وآله به رعايت ميانهروى در تبليغ دين و ارتباط با مردم: خُذِ العَفوَ وأمُر بِالعُرفِ واَعرِض عَنِ الجهِلين.(1) اعراف (7) 199 2. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به اداى حقوق خويشاوندان و مسكينان و در راه ماندگان، با رعايت اعتدال و پرهيز از تبذير: وءاتِ ذَا القُربى حَقَّهُ والمِسكينَ وابنَ السَّبيلِ ولا تُبَذِّر تَبذيرا * ولا تَجعَل يَدَكَ مَغلولَةً اِلى عُنُقِكَ ولا تَبسُطها كُلَّ البَسطِ فَتَقعُدَ مَلومًا مَحسورا. اسراء (17) 26 و 29
- برترى
3. پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، برترين راسخان در علم: ... وما يَعلَمُ تَأويلَهُ اِلَّا اللَّهُ والرّ سِخونَ فِى العِلمِ يَقولونَ ءامَنّا بِهِ كُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا وما يَذَّكَّرُ اِلّا اُولوا الاَلبب.(2) آلعمران (3) 7
- برگزيدگى
4. محمّدصلى الله عليه وآله، شخصيّتى برگزيده از جانب خداوند: ... والَّذى اَوحَينا اِلَيكَ ... اللَّهُ يَجتَبى اِلَيهِ مَن يَشاءُ ... . شورى (42) 13 نيزر بعثت محمّدصلى الله عليه وآله و رسالت محمّدصلى الله عليه وآله
- بزرگوارى
5. برخوردارى پيامبرصلى الله عليه وآله از كرامت طبع و بزرگوارى: ما اَنتَ بِنِعمَةِ رَبِّكَ بِمَجنون * واِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيم.(3) قلم (68) 2 و 4
- بصيرت
6. برخودارى محمّدصلى الله عليه وآله از آگاهى و بصيرت: قُل ... اِن اَتَّبِعُ اِلّا ما يوحى اِلَىَّ قُل هَل يَستَوِى الاَعمى والبَصيرُ ... .(4) انعام (6) 50 7. برخوردارى پيامبرصلى الله عليه وآله از بصيرت، در فراخوانى مردم به توحيد و نفى مظاهر شرك: قُل هذِهِ سَبيلى اَدعوا اِلَى اللَّهِ عَلى بَصيرَةٍ اَنا ومَنِ اتَّبَعَنى وسُبحنَ اللَّهِ وما اَنا مِنَ المُشرِكين. يوسف (12) 108
- بلاغت
8. برخوردارى محمّدصلى الله عليه وآله، از بلاغت و رسايى در كلام: ... وقُل لَهُم فى اَنفُسِهِم قَولًا بَليغا. نساء (4) 63 نيز¬ تبليغ محمّدصلى الله عليه وآله
- پاكيزگى
9. دستور خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله دربارهى رعايت بهداشت و نظافت لباس: وثيابَكَ فَطَهِّر.(5) مدّثر (74) 4
- تقوا
10. توصيهى خدا به پيامبرصلى الله عليه وآله براى رعايت تقوا: ... قُل اِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدى واُمِرنا لِنُسلِمَ لِرَبِّ العلَمين * واَن ... واتَّقوهُ ... . انعام (6) 71 و 72 ياَيُّهَا النَّبِىُّ اتَّقِ اللَّهَ ... . احزاب (33) 1 11. تثبيت روح تقوا در پيامبرصلى الله عليه وآله، بر اثر شايستگى وى براى آن: ... فَاَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى رَسولِهِ وعَلَى المُؤمِنينَ واَلزَمَهُم كَلِمَةَ التَّقوى وكانوا اَحَقَّ بِها واَهلَها ... . فتح (48) 26 12. محمّدصلى الله عليه وآله، در شمار تقواپيشگان مورد حمايت خدا: واصبِر وما صَبرُكَ اِلّا بِاللَّهِ ولا تَحزَن عَلَيهِم ولا تَكُ فى ضَيقٍ مِمّا يَمكُرون * اِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا والَّذينَ هُم مُحسِنون. نحل (16) 127 و 128 13. پيامبرصلى الله عليه وآله، داراى تقوا و توصيهكنندهى ديگران به تقوا: واِذ تَقولُ لِلَّذى اَنعَمَ اللَّهُ عَلَيهِ ... واتَّقِ اللَّهَ ... . احزاب (33) 37 عَبدًا اِذا صَلّى * اَو اَمَرَ بِالتَّقوى.(6) علق (96) 10 و 12 14. پيامبرصلى الله عليه وآله، مظهر تقواپيشگى: ... فَاصبِر اِنَّ العقِبَةَ لِلمُتَّقين. هود (11) 49 والَّذى جاءَ بِالصِّدقِ وصَدَّقَ بِهِ اُولكَ هُمُ المُتَّقون. زمر (39) 33
- تكامل
15. پيامبرصلى الله عليه وآله، انسانى تكاملپذير و برخوردار از استعداد، رشد و كمال: واعبُد رَبَّكَ حَتّى يَأتِيَكَ اليَقين.(7) حجر (15) 99 ... واذكُر رَبَّكَ اِذا نَسيتَ وقُل عَسى اَن يَهدِيَنِ رَبّى لِاَقرَبَ مِن هذا رَشَدا. كهف (18) 24 نيز¬ تربيت محمّدصلى الله عليه وآله، تعليم به محمّدصلى الله عليه وآله، تفكّر محمّدصلى الله عليه وآله
- تنزيه
16. مبرّا بودن پيامبرصلى الله عليه وآله از كهانت: فَذَكِّر فَما اَنتَ بِنِعمَتِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ ولا مَجنون. طور (52) 29 اِنَّهُ لَقَولُ رَسولٍ كَريم * ولا بِقَولِ كاهِنٍ ... . حاقّه (69) 40 و 42 17. منزّه و آراسته بودن پيامبرصلى الله عليه وآله از هرگونه شرك و بتپرستى: قُل اَغَيرَ اللَّهِ اَتَّخِذُ ولِيًّا فاطِرِ السَّموتِ والاَرضِ وهُوَ يُطعِمُ ولا يُطعَمُ قُل اِنّى اُمِرتُ اَن اَكونَ اَوَّلَ مَن اَسلَمَ ولا تَكونَنَّ مِنَ المُشرِكين. انعام (6) 14 قُل اَىُّ شَىءٍ اَكبَرُ شَهدَةً قُلِ اللَّهُ شَهيدٌ بَينى وبَينَكُم واوحِىَ اِلَىَّ هذا القُرءانُ لِاُنذِرَكُم بِهِ ومَن بَلَغَ اَنَّكُم لَتَشهَدونَ اَنَّ مَعَ اللَّهِ ءالِهَةً اُخرى قُل لا اَشهَدُ قُل اِنَّما هُوَ اِلهٌ وحِدٌ واِنَّنى بَرِىءٌ مِمّا تُشرِكُون. انعام (6) 19 قُل اِنّى نُهيتُ اَن اَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ قُل لا اَتَّبِعُ اَهواءَكُم قَد ضَلَلتُ اِذًا وما اَنَا مِنَ المُهتَدين. انعام (6) 56 قُل اَنَدعوا مِن دونِ اللَّهِ ما لا يَنفَعُنا ولا يَضُرُّنا ونُرَدُّ عَلى اَعقابِنا بَعدَ اِذ هَدنَا اللَّهُ كالَّذِى استَهوَتهُ الشَّيطينُ فِى الاَرضِ حَيرانَ لَهُ اَصحبٌ يَدعونَهُ اِلَى الهُدَى ائتِنا قُل اِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدى واُمِرنا لِنُسلِمَ لِرَبِّ العلَمين. انعام (6) 71 اِنّى وجَّهتُ وجهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّموتِ والاَرضَ حَنيفًا وما اَنا مِنَ المُشرِكين. انعام (6) 79 اِتّبِع ما اوحِىَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ لا اِلهَ اِلّا هُوَ واَعرِض عَنِ المُشرِكين. انعام (6) 106 قُل اِنَّنى هَد-نى رَبّى اِلى صِرطٍ مُستَقيمٍ دينًا قِيَمًا مِلَّةَ اِبرهيمَ حَنِيفًا وما كانَ مِنَ المُشرِكين * قُل اَغَيرَ اللَّهِ اَبغى رَبًّا وهُوَ رَبُّ كُلِّ شَىءٍ ... . انعام (6) 161 و 164 ... فَلَا اَعبُدُ الَّذينَ تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ولكِن اَعبُدُ اللَّهَ الَّذى يَتَوَفّكُم ... * واَن اَقِم وجهَكَ لِلدِّينِ حَنيفًا ولا تَكونَنَّ مِنَ المُشرِكين. يونس (10) 104 و 105 ... وسُبحنَ اللَّهِ وما اَنا مِنَ المُشرِكين. يوسف (12) 108 ... قُل اِنَّما اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللَّهَ ولا اُشرِكَ بِهِ اِلَيهِ اَدعوا واِلَيهِ مَاب. رعد (13) 36 قُل اَفَغَيرَ اللَّهِ تَأمُرُونّى اَعبُدُ اَيُّهَا الجهِلون * ولَقَد اُوحِىَ اِلَيكَ واِلَى الَّذينَ مِن قَبلِكَ لَن اَشرَكتَ لَيَحبَطَنَّ عَمَلُكَ ولَتَكونَنَّ مِنَ الخسِرين. زمر (39) 64 و 65 قُل اِنّى نُهيتُ اَن اَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ لَمّا جاءَنِىَ البَيِّنتُ مِن رَبّى واُمِرتُ اَن اُسلِمَ لِرَبِّ العلَمين. غافر (40) 66 قُل اِنَّما اَدعوا رَبّى ولا اُشرِكُ بِهِ اَحَدا * قُل اِنّى لَن يُجيرَنى مِنَ اللَّهِ اَحَدٌ ولَن اَجِدَ مِن دونِهِ مُلتَحَدا. جنّ (72) 20 و 22 قُل ياَيُّهَا الكفِرون * لا اَعبُدُ ما تَعبُدون * ولا اَنتُم عبِدونَ ما اَعبُد * ولا اَنا عابِدٌ ما عَبَدتُم. كافرون (109) 1 - 4 18. منزّه بودن پيامبرصلى الله عليه وآله از هرگونه كهانت و جنون: فَذَكِّر فَما اَنتَ بِنِعمَتِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ ولا مَجنون. طور (52) 29 وما هُوَ بِقَولِ شاعِرٍ قَليلًا ما تُؤمِنُون * ولا بِقَولِ كاهِنٍ قَليلًا ما تَذَكَّرون. حاقّه (69) 41 و 42 19. پيراسته بودن محمّدصلى الله عليه وآله از بافتههاى شعرى: وما عَلَّمنهُ الشِّعرَ وما يَنبَغى لَهُ اِن هُوَ اِلّا ذِكرٌ وقُرءانٌ مُبين. يس (36) 69 ويَقولونَ اَنّا لَتارِكوا ءالِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجنون * بَل جاءَ بِالحَقِّ وصَدَّقَ المُرسَلين. صافّات (37) 36 و 37 اَم يَقولونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيبَ المَنون * قُل تَرَبَّصوا فَاِنّى مَعَكُم مِنَ المُتَرَبِّصين. طور (52) 30 و 31 اِنَّهُ لَقَولُ رَسولٍ كَريم * وما هُوَ بِقَولِ شاعِرٍ قَليلًا ما تُؤمِنُون. حاقّه (69) 40 و 41 20. پيراسته بودن محمّدصلى الله عليه وآله از گمراهى و فساد رأى: ما ضَلَّ صاحِبُكُم وما غَوى. نجم (53) 2 21. منزّه بودن محمّدصلى الله عليه وآله از هرگونه جنون و ديوانگى: اَو لَم يَتَفَكَّروا ما بِصاحِبِهِم مِن جِنَّةٍ اِن هُوَ اِلّا نَذيرٌ مُبين. اعراف (7) 184 اَم يَقولونَ بِهِ جِنَّةٌ بَل جاءَهُم بِالحَقِّ واَكثَرُهُم لِلحَقِّ كرِهون. مؤمنون (23) 70 اَفتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا اَم بِهِ جِنَّةُ بَلِ الَّذينَ لا يُؤمِنونَ بِالأخِرَةِ فِى العَذابِ والضَّللِ البَعيد. سبأ (34) 8 ... ثُمَّ تَتَفَكَّروا ما بِصاحِبِكُم مِن جِنَّةٍ اِن هُوَ اِلّا نَذيرٌ لَكُم ... . سبأ (34) 46 ويَقولونَ اَنّا لَتارِكوا ءالِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجنون * بَل جاءَ بِالحَقِّ وصَدَّقَ المُرسَلين. صافّات (37) 36 و 37 كَذلِكَ ما اَتَى الَّذينَ مِن قَبلِهِم مِن رَسولٍ اِلّا قالوا ساحِرٌ اَو مَجنون * اَتَواصَوا بِهِ بَل هُم قَومٌ طاغون * فَتَوَلَّ عَنهُم فَما اَنتَ بِمَلوم. ذاريات (51) 52 - 54 فَذَكِّر فَما اَنتَ بِنِعمَتِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ ولا مَجنون. طور (52) 29 ما اَنتَ بِنِعمَةِ رَبِّكَ بِمَجنون. قلم (68) 2 واِن يَكادُ الَّذينَ كَفَروا لَيُزلِقونَكَ بِاَبصرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ ويَقولونَ اِنَّهُ لَمَجنون * وما هُوَ اِلّا ذِكرٌ لِلعلَمين. قلم (68) 51 و 52 وما صاحِبُكُم بِمَجنون. تكوير (81) 22
- توفيق
22. پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله، بهرهمند از توفيقات الهى: لَقَد تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِىِّ والمُهجِرينَ والاَنصارِ ... ثُمَّ تابَ عَلَيهِم اِنَّهُ بِهِم رَءوفٌ رَحيم. توبه (9) 117 واصبِر وما صَبرُكَ اِلّا بِاللَّهِ ولا تَحزَن عَلَيهِم ولا تَكُ فى ضَيقٍ مِمّا يَمكُرون. نحل (16) 127 اِنَّ رَبَّكَ يَعلَمُ اَنَّكَ تَقومُ اَدنى مِن ثُلُثَىِ الَّيلِ ونِصفَهُ وثُلُثَهُ وطَافَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ واللَّهُ يُقَدِّرُ الَّيلَ والنَّهارَ عَلِمَ اَن لَن تُحصوهُ فَتابَ عَلَيكُم ... .(8) مزمّل (73) 20 سَنُقرِئُكَ فَلا تَنسى * ونُيَسِّرُكَ لِليُسرى.(9) اعلى (87) 6 و 8
- حافظه
23. وعدهى خداوند به پيامبراكرمصلى الله عليه وآله جهت اعطاى حافظهاى نيرومند و فراموش نكردن وحى: سَنُقرِئُكَ فَلا تَنسى.(10) اعلى (87) 6 24. برخودارى پيامبرصلى الله عليه وآله، از حكمت الهى: رَبَّنا وابعَث فيهِم رَسولًا مِنهُم ... ويُعَلِّمُهُمُ الكِتبَ والحِكمَةَ ... .(11) بقره (2) 129 كَما اَرسَلنا فيكُم رَسولًا مِنكُم ... ويُعَلِّمُكُمُ الكِتبَ والحِكمَةَ ... . بقره (2) 151 لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ اِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن اَنفُسِهِم ... ويُعَلِّمُهُمُ الكِتبَ والحِكمَةَ ... . آلعمران (3) 164 اَم يَحسُدونَ النّاسَ عَلى ما ءاتهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ فَقَد ءاتَينا ءالَ اِبرهيمَ الكِتبَ والحِكمَةَ ... .(12) نساء (4) 54 ... واَنزَلَ اللَّهُ عَلَيكَ الكِتبَ والحِكمَةَ ... . نساء (4) 113 اُدعُ اِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ ... . نحل (16) 125 ذلِكَ مِمّا اَوحى اِلَيكَ رَبُّكَ مِنَ الحِكمَةِ ... . اسراء (17) 39 واِنَّكَ لَتُلَقَّى القُرءانَ مِن لَدُن حَكيمٍ عَليم. نمل (27) 6 هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى الاُمّيّينَ رَسولًا ... ويُعَلِّمُهُمُ الكِتبَ والحِكمَةَ ... . جمعه (62) 2
- حكمت
25. حكمتآميز بودن كلمات و سخنان پيامبراكرمصلى الله عليه وآله: يانِساءَ النَّبىِّ ... * واذكُرنَ ما يُتلى فى بُيوتِكُنَّ مِن ءايتِ اللَّهِ والحِكمَةِ ... .(13) احزاب (33) 32 و 34 26. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور دعوت مردم به راه پروردگار، در پرتو حكمت (برهانهاى عقلى و علمى): اُدعُ اِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ ... . نحل (16) 125 27. برخوردارى پيامبرصلى الله عليه وآله از حكمت، زمينهى مصونيّت آن حضرت از كيد دشمنان براى گمراه ساختن وى: ولَولا فَضلُ اللَّهِ عَلَيكَ ورَحمَتُهُ لَهَمَّت طَافَةٌ مِنهُم اَن يُضِلّوكَ وما يُضِلّونَ ... واَنزَلَ اللَّهُ عَلَيكَ ... والحِكمَةَ ... .(14) نساء (4) 113
- خلق عظيم
28. محمّدصلى الله عليه وآله، داراى اخلاقى بزرگوارانه و مورد ستايش خداوند: واِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيم.(15) قلم (68) 4 29. خوشخُلقى پيامبرصلى الله عليه وآله با مردم، باعث گرايش آنان به آن حضرت: فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ فَاعفُ عَنهُم واستَغفِر لَهُم وشاوِرهُم فِى الاَمرِ فَاِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلين. آلعمران (3) 159
- زهد
30. پيامبرصلى الله عليه وآله داراى زندگى زاهدانه: ياَيُّهَا النَّبىُّ قُل لِاَزوجِكَ اِن كُنتُنَّ تُرِدنَ الحَيوةَ الدُّنيا وزينَتَها فَتَعالَينَ اُمَتِّعكُنَّ واُسَرِّحكُنَّ سَراحًا جَميلا * واِن كُنتُنَّ تُرِدنَ اللَّهَ ورَسولَهُ والدّارَ الأخِرَةَ فَاِنَّ اللَّهَ اَعَدَّ لِلمُحسِنتِ مِنكُنَّ اَجرًا عَظيما.(16) احزاب (33) 28 و 29 نيزر رفاه و محمّدصلى الله عليه وآله، روزى محمّدصلى الله عليه وآله، زندگى محمّدصلى الله عليه وآله
- شجاعت
31. اعلام شجاعانهى پيامبرصلى الله عليه وآله به مشركان، براى بهكارگيرى تمام توانشان در برابر حضرت: ... قُلِ ادعوا شُرَكاءَكُم ثُمَّ كيدونِ فَلا تُنظِرون. اعراف (7) 195 32. برخوردارى پيامبرصلى الله عليه وآله از شجاعت، شهامت و آرامش خاصّ، هنگام هجرت از مكّه به مدينه، در عين تنهايى و نداشتن يار و ياور: اِلّا تَنصُروهُ فَقَد نَصَرَهُ اللَّهُ اِذ اَخرَجَهُ الَّذينَ كَفَروا ثانِىَ اثنَينِ اِذ هُما فِى الغارِ اِذ يَقولُ لِصحِبِهِ لا تَحزَن اِنَّ اللَّهَ مَعَنا ... . توبه (9) 40 33. بهرهمندى از امداد خاصّ الهى، عامل شهامت و نترسيدن پيامبرصلى الله عليه وآله از دشمن، هنگام هجرت: اِلّا تَنصُروهُ فَقَد نَصَرَهُ اللَّهُ اِذ اَخرَجَهُ الَّذينَ كَفَروا ثانِىَ اثنَينِ اِذ هُما فِى الغارِ اِذ يَقولُ لِصحِبِهِ لا تَحزَن اِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَاَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيهِ واَيَّدَهُ بِجُنودٍ لَم تَرَوها ... . توبه (9) 40 34. اتّكاى پيامبرصلى الله عليه وآله به ولايت خداوند، سبب شجاعت و نترسيدنش از توان دشمنان: ... قُلِ ادعوا شُرَكاءَكُم ثُمَّ كيدونِ فَلا تُنظِرون * اِنَّ وليِّىَ اللَّهُ الَّذى نَزَّلَ الكِتبَ وهُوَ يَتَوَلَّى الصّلِحين. اعراف (7) 195 و 196 35. صالح و درستكار بودن پيامبرصلى الله عليه وآله، عامل نترسيدن حضرت از قدرت مشركان: ... قُلِ ادعوا شُرَكاءَكُم ثُمَّ كيدونِ فَلا تُنظِرون * اِنَّ وليِّىَ اللَّهُ الَّذى نَزَّلَ الكِتبَ وهُوَ يَتَوَلَّى الصّلِحين. اعراف (7) 195 و 196 36. شجاعت پيامبرصلى الله عليه وآله در بيان و ابلاغ احكام الهى، لازمهى رسالت و نبوّت او: ما كانَ عَلَى النَّبىِّ مِن حَرَجٍ فيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِى الَّذينَ خَلَوا مِن قَبلُ وكانَ اَمرُ اللَّهِ قَدَرًا مَقدورا * اَلَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسلتِ اللَّهِ ويَخشَونَهُ ولا يَخشَونَ اَحَدًا اِلّا اللَّهَ ... . احزاب (33) 38 و 39 37. لزوم اسوهپذيرى از شجاعت پيامبرصلى الله عليه وآله در ميادين نبرد: يَحسَبونَ الاَحزابَ لَم يَذهَبوا واِن يَأتِ الاَحزابُ يَوَدّوا لَو اَنَّهُم بادونَ فِى الاَعرابِ يَسَلونَ عَن اَنباكُم ولَو كانوا فيكُم ما قتَلوا اِلّا قَليلا * لَقَد كانَ لَكُم فى رَسولِ اللَّهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كانَ يَرجوا اللَّهَ واليَومَ الأخِرَ وذَكَرَ اللَّهَ كَثيرا.(17) احزاب (33) 20 و 21 38. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور بيان و ابلاغ حكم جواز ازدواج با همسر پسرخوانده، بدون هيچ ترس و واهمه از حرف و حديث مردم: واِذ تَقولُ لِلَّذى اَنعَمَ اللَّهُ عَلَيهِ واَنعَمتَ عَلَيهِ اَمسِك عَلَيكَ زَوجَكَ واتَّقِ اللَّهَ وتُخفى فى نَفسِكَ مَا اللَّهُ مُبديهِ وتَخشَى النّاسَ واللَّهُ اَحَقُّ اَن تَخشهُ فَلَمّا قَضى زَيدٌ مِنها وطَرًا زَوَّجنكَها لِكَى لا يَكونَ عَلَى المُؤمِنينَ حَرَجٌ فى اَزوجِ اَدعياهِم اِذا قَضَوا مِنهُنَّ وطَرًا وكانَ اَمرُ اللَّهِ مَفعولا * ما كانَ عَلَى النَّبىِّ مِن حَرَجٍ فيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِى الَّذينَ خَلَوا مِن قَبلُ وكانَ اَمرُ اللَّهِ قَدَرًا مَقدورا * اَلَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسلتِ اللَّهِ ويَخشَونَهُ ولا يَخشَونَ اَحَدًا اِلّا اللَّهَ ... . احزاب (33) 37 - 39 39. حضور شجاعانهى پيامبرصلى الله عليه وآله در ميدان نبرد اُحُد، در هنگام شكست و فرار مجاهدان از صحنه: ولَقَد صَدَقَكُمُ اللَّهُ وعدَهُ اِذ تَحُسّونَهُم بِاِذنِهِ حَتّى اِذا فَشِلتُم وتَنزَعتُم فِى الاَمرِ وعَصَيتُم مِن بَعدِ ما اَركُم ما تُحِبّونَ مِنكُم مَن يُريدُ الدُّنيا ومِنكُم مَن يُريدُ الأخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُم عَنهُم لِيَبتَلِيَكُم ... * اِذ تُصعِدونَ ولا تَلوونَ عَلى اَحَدٍ والرَّسولُ يَدعوكُم فى اُخر(18)كُم ... . آلعمران (3) 152 و 153 40. برخورد شجاعانه و قاطعانهى پيامبرصلى الله عليه وآله با كفرپيشگان، از اوصاف آن حضرت: محمّد رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم ... . فتح (48) 29 41. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور برخورد شجاعانه و قاطعانه با كفّار: ياَيُّهَا النَّبِىُّ جهِدِ الكُفّارَ والمُنفِقينَ واغلُظ عَلَيهِم ... . توبه (9) 73 42. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور برخورد شجاعانه و قاطعانه با منافقان: ياَيُّهَا النَّبِىُّ جهِدِ الكُفّارَ والمُنفِقينَ واغلُظ عَلَيهِم ... . توبه (9) 73 43. برخورد شجاعانه و قاطعانهى پيامبرصلى الله عليه وآله در برابر كفّار و منافقان، با مُلزَم كردن آنان نسبت به واجبات: ياَيُّهَا النَّبِىُّ جهِدِ الكُفّارَ والمُنفِقينَ واغلُظ عَلَيهِم ... . توبه (9) 73 44. شجاعت پيامبرصلى الله عليه وآله در تبيين پايدارى و سازشناپذيرى خود، بر سر مواضع خويش در برابر مشركان، حتّى در صورت تنها ماندن: ولَن سَاَلتَهُم مَن خَلَقَ السَّموتِ والاَرضَ لَيَقولُنَّ اللَّهُ قُل اَفَرَءَيتُم ما تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ اِن اَرادَنِىَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَل هُنَّ كشِفتُ ضُرِّهِ اَو اَرادَنى بِرَحمَةٍ هَل هُنَّ مُمسِكتُ رَحمَتِهِ قُل حَسبِىَ اللَّهُ عَلَيهِ يَتَوَكَّلُ المُتَوَكِّلون * قُل يقَومِ اعمَلوا عَلى مَكانَتِكُم اِنّى عمِلٌ فَسَوفَ تَعلَمون. زمر (39) 38 و 39 45. اعتماد و توكّل پيامبرصلى الله عليه وآله بر خداوند، عامل شجاعت آن حضرت در برابر مشركان: ولَن سَاَلتَهُم مَن خَلَقَ السَّموتِ والاَرضَ لَيَقولُنَّ اللَّهُ قُل اَفَرَءَيتُم ما تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ اِن اَرادَنِىَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَل هُنَّ كشِفتُ ضُرِّهِ اَو اَرادَنى بِرَحمَةٍ هَل هُنَّ مُمسِكتُ رَحمَتِهِ قُل حَسبِىَ اللَّهُ عَلَيهِ يَتَوَكَّلُ المُتَوَكِّلون * قُل يقَومِ اعمَلوا عَلى مَكانَتِكُم اِنّى عمِلٌ فَسَوفَ تَعلَمون. زمر (39) 38 و 39 46. شجاعت پيامبرصلى الله عليه وآله در برخورد با كفّار، با تهديد و هشدار به آنان: وقُل لِلَّذينَ لا يُؤمِنونَ اعمَلوا عَلى مَكانَتِكُم اِنّا عمِلون * وانتَظِروا اِنّا مُنتَظِرون. هود (11) 121 و 122 47. شجاعت پيامبرصلى الله عليه وآله در برخورد با مشركان، با تهديد و هشدار به آنان: ولَ(19)ن سَاَلتَهُم مَن خَلَقَ السَّموتِ والاَرضَ لَيَقولُنَّ اللَّهُ قُل اَفَرَءَيتُم ما تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ اِن اَرادَنِىَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَل هُنَّ كشِفتُ ضُرِّهِ اَو اَرادَنى بِرَحمَةٍ هَل هُنَّ مُمسِكتُ رَحمَتِهِ قُل حَسبِىَ اللَّهُ عَلَيهِ يَتَوَكَّلُ المُتَوَكِّلون * قُل يقَومِ اعمَلوا عَلى مَكانَتِكُم اِنّى عمِلٌ فَسَوفَ تَعلَمون. زمر (39) 38 و 39 نيزر انذار محمّدصلى الله عليه وآله، تبليغ محمّدصلى الله عليه وآله، سيرهى محمّدصلى الله عليه وآله
- شرافت
48. قرآن، مايهى شرف و عظمت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله و قوم او: فَاستَمسِك بِالَّذى اوحِىَ اِلَيكَ اِنَّكَ عَلى صِرطٍ مُستَقيم * واِنَّهُ لَذِكرٌ لَكَ ولِقَومِكَ ... .(20) زخرف (43) 43 و 44 49. مايهى شرافت و عظمت بودن قرآن براى پيامبرصلى الله عليه وآله و قومش، دليل لزوم تمسّك حضرت به آن: فَاستَمسِك بِالَّذى اوحِىَ اِلَيكَ اِنَّكَ عَلى صِرطٍ مُستَقيم * واِنَّهُ لَذِكرٌ لَكَ ولِقَومِكَ ... . زخرف (43) 43 و 44
- صداقت
50. گواهى مؤكّد خداوند به صدق رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله: اِذا جاءَكَ المُنفِقونَ قالوا نَشهَدُ اِنَّكَ لَرَسولُ اللَّهِ واللَّهُ يَعلَمُ اِنَّكَ لَرَسولُهُ واللَّهُ يَشهَدُ اِنَّ المُنفِقينَ لَكذِبون. منافقون (63) 1 51. سوگند خداوند بر صداقت و درستگويى پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله: فَلا اُقسِمُ بِما تُبصِرون * وما لا تُبصِرون * اِنَّهُ لَقَولُ رَسولٍ كَريم.(21) حاقّه (69) 38 - 40 52. تأييد و تأكيد خداوند بر صداقت پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، در نزول وحى بر او: والنَّجمِ اِذا هَوى * ما ضَلَّ صاحِبُكُم وما غَوى * وما يَنطِقُ عَنِ الهَوى * اِن هُوَ اِلّا وحىٌ يوحى. نجم (53) 1 - 4 53. تأكيد خداوند بر درستى و صداقت رؤياى پيامبرصلى الله عليه وآله، در ورود به مسجدالحرام: لَقَد صَدَقَ اللَّهُ رَسولَهُ الرُّءيا بِالحَقِّ لَتَدخُلُنَّ المَسجِدَ الحَرامَ اِن شاءَ اللَّهُ ءامِنينَ مُحَلِّقينَ رُءوسَكُم ومُقَصِّرينَ لا تَخافونَ ... . فتح (48) 27 54. وحى و مشاهدات پيامبرصلى الله عليه وآله در معراج، مورد تصديق قلبى آن حضرت: فَاَوحى اِلى عَبدِهِ ما اَوحى * ما كَذَبَ الفُؤادُ ما رَاى. نجم (53) 10 و 11 55. صداقت پيامبرصلى الله عليه وآله در رؤيت جبرئيل، مورد تأييد خداوند: ما كَذَبَ الفُؤادُ ما رَاى * اَفَتُمرونَهُ عَلى ما يَرى * ولَقَد رَءاهُ نَزلَةً اُخرى. نجم (53) 11 - 13 56. صداقت پيامبرصلى الله عليه وآله در ديدن آيات بزرگ الهى، مورد تصديق خداوند: ما كَذَبَ الفُؤادُ ما رَاى * اَفَتُمرونَهُ عَلى ما يَرى * ولَقَد رَءاهُ نَزلَةً اُخرى * عِندَ سِدرَةِ المُنتَهى * عِندَها جَنَّةُ المَأوى * اِذيَغشَى السِّدرَةَ ما يَغشى * ما زاغَ البَصَرُ وما طَغى * لَقَد رَأى مِن ءايتِ رَبِّهِ الكُبرى. نجم (53) 11 - 18 57. اقرار مؤمنان در غزوهى احزاب به صداقت پيامبرصلى الله عليه وآله (در وعدهى پيروزى): ولَمّا رَءَا المُؤمِنونَ الاَحزابَ قالوا هذا ما وعَدَنَا اللَّهُ ورَسولُهُ وصَدَقَ اللَّهُ ورَسولُهُ وما زادَهُم اِلّا ايمنًا وتَسليما. احزاب (33) 22 58. تصديق و گواهى اهل ارتداد بر صداقت و حقّانيّت رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله قبل از ارتداد: كَيفَ يَهدِى اللَّهُ قَومًا كَفَروا بَعدَ اِيَمنِهِم وشَهِدُوا اَنَّ الرَّسولَ حَقٌّ وجاءَهُمُ البَيِّنتُ ... . آلعمران (3) 86 59. پيامبرصلى الله عليه وآله، خواهان صداقت از خداوند، براى آغاز و پايان كار و سرنوشت خويش: وقُل رَبِّ اَدخِلنى مُدخَلَ صِدقٍ واَخرِجنى مُخرَجَ صِدقٍ ... . اسراء (17) 80 60. پيامبرصلى الله عليه وآله، خواهان صداقت، براى آغاز و پايان كار خويش در نماز شب: ومِنَ الَّيلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى اَن يَبعَثَكَ رَبُّكَ مَقامًا مَحمودا * وقُل رَبِّ اَدخِلنى مُدخَلَ صِدقٍ واَخرِجنى مُخرَجَ صِدقٍ ... . اسراء (17) 79 و 80 61. پيامبرصلى الله عليه وآله، داراى دلايل و برهانهاى روشن، بر صداقت خود و موظّف به اعلام آن: قُل اِنّى نُهيتُ اَن اَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ لَمّا جاءَنِىَ البَيِّنتُ مِن رَبّى ... . غافر (40) 66 62. همراه بودن دليل روشن و شاهدى با پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، دليل بر صداقت آن حضرت: اَفَمَن كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّهِ ويَتلوهُ شاهِدٌ مِنهُ ومِن قَبلِهِ كِتبُ موسى اِمامًا ورَحمَةً اُولكَ يُؤمِنونَ بِهِ ومن يَكفُر بِهِ مِنَ الاَحزابِ فَالنّارُ مَوعِدُهُ ... (22).(23) هود (11) 17 63. نشانههاى صداقت پيامبرصلى الله عليه وآله در تورات: اَلَم تَرَ اِلَى الَّذينَ اوتوا نَصيبًا مِنَ الكِتبِ يُدعَونَ اِلى كِتبِ اللَّهِ لِيَحكُمَ بَينَهُم ثُمَّ يَتَوَلّى فَريقٌ مِنهُم وهُم مُعرِضون. آلعمران (3) 23 64. بريده نشدن رگ حياتى پيامبرصلى الله عليه وآله و زنده ماندن آن حضرت پس از ادّعاى نبوّت، نشانهى صداقت ايشان در رسالت: ولَو تَقَوَّلَ عَلَينا بَعضَ الاَقاويل * ثُمَّ لَقَطَعنا مِنهُ الوَتين. حاقّه (69) 44 و 46
- عزّت
65. عزيز بودن پيامبرصلى الله عليه وآله نزد خدا به رغم ذليل دانستن او از سوى منافقان: يَقولونَ لَن رَجَعنا اِلَى المَدينَةِ لَيُخرِجَنَّ الاَعَزُّ مِنها الاَذَلَّ ولِلَّهِ العِزَّةُ ولِرَسولِهِ ولِلمُؤمِنينَ ولكِنَّ المُنفِقينَ لا يَعلَمون. منافقون (63) 8 66. محمّدصلى الله عليه وآله و مؤمنان همراه او، به دور از هرگونه رسوايى و برخوردار از عزّت و كرامت در قيامت: ... يَومَ لا يُخزِى اللَّهُ النَّبىَّ والَّذينَ ءامَنوا مَعَهُ ... . تحريم (66) 8 67. درك عزّتمندى خدا و محمّدصلى الله عليه وآله و مؤمنان، بيرون از توان ذهنى منافقان جاهل: ... ولِلَّهِ العِزَّةُ ولِرَسولِهِ ولِلمُؤمِنينَ ولكِنَّ المُنفِقينَ لا يَعلَمون. منافقون (63) 8 68. عزّتمندى محمّدصلى الله عليه وآله نزد خداوند: يَقولونَ لَن رَجَعنا اِلَى المَدينَةِ لَيُخرِجَنَّ الاَعَزُّ مِنها الاَذَلَّ ولِلَّهِ العِزَّةُ ولِرَسولِهِ ولِلمُؤمِنينَ ولكِنَّ المُنفِقينَ لا يَعلَمون. منافقون (63) 8
- عصمت
69. محمّدصلى الله عليه وآله (چون) ستارهاى هدايتگر، بدون كمترين انحراف و گمراهى: و النَّجمِ ... * ما ضَلَّ صاحِبُكُم وما غَوى. نجم (53) 1 و 2 70. محمّدصلى الله عليه وآله، مبرّا و مصون از هرگونه دروغ بستن به خدا: ولَو تَقَوَّلَ عَلَينا بَعضَ الاَقاويل. حاقّه (69) 44 71. پيراسته بودن پيامبرصلى الله عليه وآله از بافتههاى شعرى: وما عَلَّمنهُ الشِّعرَ وما يَنبَغى لَهُ ... . يس (36) 69 ويَقولونَ اَنّا لَتارِكوا ءالِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجنون * بَل جاءَ بِالحَقِّ وصَدَّقَ المُرسَلين. صافّات (37) 36 و 37 72. پيراسته بودن پيامبرصلى الله عليه وآله از گمراهى و فساد رأى: ما ضَلَّ صاحِبُكُم وما غَوى. نجم (53) 2 73. منزّه بودن پيامبرصلى الله عليه وآله از هرگونه جنون و ديوانگى: اَو لَم يَتَفَكَّروا ما بِصاحِبِهِم مِن جِنَّةٍ اِن هُوَ اِلّا نَذيرٌ ... . اعراف (7) 184 اَم يَقولونَ بِهِ جِنَّةٌ بَل جاءَهُم بِالحَقِّ واَكثَرُهُم لِلحَقِّ كرِهون. مؤمنون (23) 70 ... اَم بِهِ جِنَّةُ بَلِ الَّذينَ لا يُؤمِنونَ بِالأخِرَةِ فِى العَذابِ والضَّللِ البَعيد. سبأ (34) 8 قُل اِنَّما اَعِظُكُم بِوحِدَةٍ اَن تَقوموا لِلَّهِ مَثنى وفُردى ثُمَّ تَتَفَكَّروا ما بِصاحِبِكُم مِن جِنَّةٍ اِن هُوَ اِلّا نَذيرٌ لَكُم بَينَ يَدَى عَذابٍ شَديد. سبأ (34) 46 ويَقولونَ اَ(24)نّا لَتارِكوا ءالِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجنون * بَل جاءَ بِالحَقِّ وصَدَّقَ المُرسَلين. صافّات (37) 36 و 37 فَذَكِّر فَما اَنتَ بِنِعمَتِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ ولا مَجنون. طور (52) 29 ما اَنتَ بِنِعمَةِ رَبِّكَ بِمَجنون. قلم (68) 2 واِن يَكادُ الَّذينَ كَفَروا لَيُزلِقونَكَ بِاَبصرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ ويَقولونَ اِنَّهُ لَمَجنون. قلم (68) 51 وما صاحِبُكُم بِمَجنون. تكوير (81) 22 74. مبرّا بودن پيامبرصلى الله عليه وآله از هرگونه خيانت: وما كانَ لِنَبِىٍّ اَن يَغُلَّ ... . آلعمران (3) 161 75. قسم الهى بر عصمت در گفتار پيامبرصلى الله عليه وآله: و النَّجمِ اِذا هَوى * وما يَنطِقُ عَنِ الهَوى * اِن هُوَ اِلّا وحىٌ يوحى. نجم (53) 1 و 3 و 4 76. پيامبرصلى الله عليه وآله، مصون از گرايش به عقايد كافران و معصوم در مواضع دينى خود: واِن كادوا لَيَفتِنونَكَ عَنِ الَّذى اَوحَينا اِلَيكَ لِتَفتَرِىَ عَلَينا غَيرَهُ واِذًا لَا تَّخَذوكَ خَليلا * ولَولا اَن ثَبَّتنكَ لَقَد كِدتَّ تَركَنُ اِلَيهِم شَيًا قَليلا. اسراء (17) 73 و 74 77. مصون ماندن پيامبرصلى الله عليه وآله از فراموشى قرآن: سَنُقرِئُكَ فَلا تَنسى. اعلى (87) 6 78. مصونيّت علمى محمّدصلى الله عليه وآله از داورى در ميان يهوديان: ... فَاِن جاءوكَ فَاحكُم بَينَهُم اَو اَعرِض عَنهُم واِن تُعرِض عَنهُم فَلَن يَضُرّوكَ شيًا ... . مائده (5) 42 79. راه نيافتن هيچگونه انحراف در مشاهدات محمّدصلى الله عليه وآله: ما كَذَبَ الفُؤادُ ما رَاى * ما زاغَ البَصَرُ وما طَغى. نجم (53) 11 و 17
- عقل
80. محمّدصلى الله عليه وآله، برخوردار از عقل، قدرت، كمال و استقامت: ما اَنتَ بِنِعمَةِ رَبِّكَ بِمَجنون. قلم (68) 2 81. شناخته شدن محمّدصلى الله عليه وآله به عقل و درايت بين مردم، در طول ساليان دراز زندگى در بين آنان: ... ثُمَّ تَتَفَكَّروا ما بِصاحِبِكُم مِن جِنَّةٍ ... . سبأ (34) 46 82. حقّانيّت سخنان محمّدصلى الله عليه وآله، گواه برخوردارى آن حضرت از انديشهاى سالم: اَم لَم يَعرِفوا رَسولَهُم ... * اَم يَقولونَ بِهِ جِنَّةٌ بَل جاءَهُم بِالحَقِّ ... . مؤمنون (23) 69 و 70 83. مشاهدهى كمال عقلانى محمّدصلى الله عليه وآله از سوى معاشران آن حضرت، دليلى كافى بر مردود بودن ادّعاى جنون دربارهى آن حضرت: وما صاحِبُكُم بِمَجنون. تكوير (81) 22 84. سلامت عقلانى محمّدصلى الله عليه وآله، ضامن دريافت صحيح قرآن از فرشتهى وحى و مصونيّت مرحلهى دريافت از خطا و تحريف: اِنَّهُ لَقَولُ رَسولٍ كَريم * وما صاحِبُكُم بِمَجنون. تكوير (81) 19 و 22
- علم
85. كليد فهم (درست) قرآن كريم، نزد محمدصلى الله عليه وآله: ... واَنزَلنا اِلَيكَ الذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَيهِم ... . نحل (16) 44 86. بقا و زوال علوم اعطايى خدا به بشر و حتّى دريافت وحى به وسيلهى پيامبرصلى الله عليه وآله، منوط به مشيّت خداوند: ... وما اوتيتُم مِنَ العِلمِ اِلّا قَليلا * ولَن شِئنا لَنَذهَبَنَّ بِالَّذى اَوحَينا اِلَيكَ ... . اسراء (17) 85 و 86 87. آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از آيين ابراهيمعليه السلام به واسطهى وحى: ثُمَّ اَوحَينا اِلَيكَ اَنِ اتَّبِع مِلَّةَ اِبرهيمَ حَنيفًا ... . نحل (16) 123 88. امكان تعلّق مشيّت الهى بر آگاه نساختن پيامبراكرمصلى الله عليه وآله از برخى معارف و يا محو آن از حافظهى ايشان: سَنُقرِئُكَ فَلا تَنسى *اِلّا ما شاءَ اللَّهُ ... . اعلى (87) 6 و 7 89. آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از خيانتهاى يهوديان عصر خويش: فَبِما نَقضِهِم ميثقَهُم ... يُحَرِّفونَ الكَلِمَ عَن مَواضِعِهِ ونَسوا حَظًّا مِمّا ذُكِّروا بِهِ ولا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خا(25)نَةٍ مِنهُم اِلّا قَليلًا مِنهُم ... . مائده (5) 13 90. آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از محرّمات وضع شده بر ملّت يهود با وحى الهى: وعَلَى الَّذينَ هادوا حَرَّمنا ما قَصَصنا عَلَيكَ مِن قَبلُ ... . نحل (16) 118 91. فرمان خدا به پيامبرصلى الله عليه وآله دربارهى آگاهى يافتن از سرگذشت مردم «ايله»: وسَلهُم عَنِ القَريَةِ الَّتى كانَت حاضِرَةَ البَحرِ ... .(26) اعراف (7) 163 92. آگاهى محمّدصلى الله عليه وآله از ماجراى اصحاب كهف با وحى الهى: سَيَقولونَ ثَلثَةٌ رابِعُهُم كَلبُهُم ويَقولونَ خَمسَةٌ سادِسُهُم كَلبُهُم رَجمًا بِالغَيبِ ويَقولونَ سَبعَةٌ وثامِنُهُم كَلبُهُم قُل رَبّى اَعلَمُ بِعِدَّتِهِم ما يَعلَمُهُم اِلّا قَليلٌ فَلا تُمارِ فيهِم اِلّا مِراءً ظهِرًا ولا تَستَفتِ فيهِم مِنهُم اَحَدا. كهف (18) 22 93. آگاهى محمّدصلى الله عليه وآله از فقر و نيازمندى اصحاب صفّه، از روى چهرهى آنان: لِلفُقَراءِ الَّذينَ اُحصِروا فى سَبيلِ اللَّهِ لايَستَطيعونَ ضَربًا فِى الاَرضِ يَحسَبُهُمُ الجاهِلُ اَغنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعرِفُهُم بِسِيمهُم لايَسَلونَ النّاسَ اِلحافًا وما تُنفِقوا مِن خَيرٍ فَاِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليم. بقره (2) 273 94. آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از برخى امور، از راه خواب: اِذ يُريكَهُمُ اللَّهُ فى مَنامِكَ قَليلًا ... . انفال (8) 43 لَقَد صَدَقَ اللَّهُ رَسولَهُ الرُّءيا بِالحَقِّ لَتَدخُلُنَّ المَسجِدَ الحَرامَ اِن شاءَ اللَّهُ ءامِنينَ مُحَلِّقينَ رُءوسَكُم ومُقَصِّرينَ لا تَخافونَ فَعَلِمَ ما لَم تَعلَموا فَجَعَلَ مِن دونِ ذلِكَ فَتحًا قَريبا. فتح (48) 27 95. محمّدصلى الله عليه وآله راسخ در علم: ... والرّ سِخونَ فِى العِلمِ ... . آلعمران (3) 7 96. اشتياق نداشتن پيامبرصلى الله عليه وآله به آگاهى از زمان وقوع قيامت: يَسَلونَكَ عَنِ السّاعَةِ اَيّانَ مُرس(27)ها قُل اِنَّما عِلمُها عِندَ رَبّى لا يُجَلّيها لِوَقتِها اِلّا هُوَ ثَقُلَت فِىالسَّموتِ والاَرضِ لا تَأتيكُم اِلّا بَغتَةً يَسَلونَكَ كَاَنَّكَ حَفِىٌّ عَنها قُل اِنّما عِلمُها عِندَ اللَّهِ ولكِنَّ اَكثَرَ النّاسِ لا يَعلَمون. اعراف (7) 187 97. انتظار مشركان در آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از زمان وقوع قيامت: ... ويَقولونَ مَتى هُوَ قُل عَسى اَن يَكونَ قَريبا. اسراء (17) 51 98. آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله و مؤمنان از زمان وقوع قيامت، نشانهى صدق آنان از ديدگاه مشركان: ويَقولونَ مَتى هذا الوَعدُ اِن كُنتُم صدِقين. يونس (10) 48 99. تعليم بخشى از علوم غيب به پيامبرصلى الله عليه وآله: تِلكَ مِن اَنباءِ الغَيبِ نوحيها اِلَيكَ ما كُنتَ تَعلَمُها اَنتَ ولا قَومُكَ مِن قَبلِ هذا ... . هود (11) 49 100. آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از تحقّق حكومت بنىاميّه: واِذ قُلنا لَكَ اِنَّ رَبَّكَ اَحاطَ بِالنّاسِ وما جَعَلنَا الرُّءيَا الَّتى اَرَينكَ اِلّا فِتنَةً لِلنّاسِ والشَّجَرَةَ المَلعونَةَ فِى القُرءانِ ونُخَوِّفُهُم فَما يَزيدُهُم اِلّا طُغينًا كَبيرا. اسراء (17) 60 101. تعليم غيب به پيامبرصلى الله عليه وآله به واسطهى وحى: تِلكَ مِن اَنباءِ الغَيبِ نوحيها اِلَيكَ ما كُنتَ تَعلَمُها اَنتَ ولا قَومُكَ مِن قَبلِ هذا فَاصبِر اِنَّ العقِبَةَ لِلمُتَّقين. هود (11) 49 نَحنُ نَقُصُّ عَلَيكَ اَحسَنَ القَصَصِ بِما اَوحَينا اِلَيكَ هذَا القُرءانَ واِن كُنتَ مِن قَبلِهِ لَمِنَ الغفِلين. يوسف (12) 3 102. محمّدصلى الله عليه وآله داراى علمى مبّرا از فراموشى: ... اَنزَلنا اِلَيكَ الذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَيهِم ... . نحل (16) 44 103. دعا براى زياد شدن علم پيامبرصلى الله عليه وآله، از توصيههاى خداوند به آن حضرت: ... وقُل رَبِّ زِدنى عِلما. طه (20) 114 104. محمّدصلى الله عليه وآله، مأمور ابلاغ چگونگى آگاه شدنش از ملأ اعلى و منشأ اطّلاعات و اخبارش دربارهى آدم و فرشتگان: ما كانَ لِىَ مِن عِلمٍ بِالمَلَاِ الاَعلى اِذ يَختَصِمون * اِن يوحى اِلَىَّ اِلّا اَنَّما اَنا نَذيرٌ مُبين * اِذ قالَ رَبُّكَ لِلمَلكَةِ اِنّى خلِقٌ بَشَرًا مِن طين * فَسَجَدَ المَلكَةُ كُلُّهُم ... (28). ص (38) 69 و 70 و 71 و 73 105. آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از اعمال امت حتّى پس از رحلت خود: اِنّا اَرسَلنكَ شهِدًا ... . فتح (48) 8 106. آگاه شدن پيامبرصلى الله عليه وآله و مؤمنان در پرتو وحى از وجود منافقان: ومِمَّن حَولَكُم مِنَ الاَعرابِ مُنفِقونَ ... لا تَعلَمُهُم نَحنُ نَعلَمُهُم ... . توبه (9) 101 107. پيامبرصلى الله عليه وآله برخوردار از علم لدنّى: ... وعَلَّمَكَ ما لَم تَكُن تَعلَمُ ... . نساء (4) 113 108. برخوردارى پيامبرصلى الله عليه وآله از علم لدنّى از تفضّلات الهى به آن حضرت: ... وعَلَّمَكَ ما لَم تَكُن تَعلَمُ وكانَ فَضلُ اللَّهِ عَلَيكَ عَظيما. نساء (4) 113 109. مردم عصر بعثت، معتقد به توانايى علمى محمّدصلى الله عليه وآله در پاسخگويى به مسايلى اسرارآميز و ناشناخته مانند روح: ويَسَلونَكَ عَنِ الرُّوحِ ... . اسراء (17) 85 110. آگاهى نداشتن محمّدصلى الله عليه وآله به قرآن و تعليمات آن، قبل از نزول قرآن: ... ما كُنتَ تَدرى مَا الكِتبُ ... . شورى (42) 52 111. محدوديّت علم محمّدصلى الله عليه وآله: ومِنَ النّاسِ مَن يُعجِبُكَ قَولُهُ فِى الحَيوةِ الدُّنيا ... . بقره (2) 204 112. آگاهى محمّدصلى الله عليه وآله، عطيهى خداوند به آن حضرت: ... وقُل رَبِّ زِدنى عِلما. طه (20) 114 113. ناآشنايى پيامبرصلى الله عليه وآله از معارف قرآن، پيش از نزول آن بر ايشان: قُل لَو شاءَ اللَّهُ ما تَلَوتُهُ عَلَيكُم ولا اَدركُم بِهِ فَقَد لَبِثتُ فيكُم عُمُرًا مِن قَبلِهِ اَفَلا تَعقِلون. يونس (10) 16 114. انتظار داشتن آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از تمامى حقايق هستى، توقعى غير اصولى و بىجا: قُل اِنَّما اَنا بَشَرٌ مِثلُكُم يوحى اِلَىَّ ... . كهف (18) 110 115. تظاهر و نفاق منافقان موجب ناشناخته ماندن برخى از آنان نزد پيامبرصلى الله عليه وآله: ومِمَّن حَولَكُم مِنَ الاَعرابِ مُنفِقونَ ومِن اَهلِ المَدينَةِ مَرَدوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعلَمُهُم ... . توبه (9) 101 116. پيامبرصلى الله عليه وآله در شناخت شب قدر نيازمند فراگيرى از پروردگار: وما اَدركَ ما لَيلَةُ القَدر * لَيلَةُ القَدرِ خَيرٌ مِن اَلفِ شَهر * تَنَزَّلُ المَلكَةُ والرّوحُ فيها بِاِذنِ رَبِّهِم مِن كُلِّ اَمر * سَلمٌ هِىَ حَتّى مَطلَعِ الفَجر. قدر (97) 2 - 5 117. نيازمند بودن پيامبرصلى الله عليه وآله به راهنمايى خداوند در پاسخ گفتن به پرسشهاى مردم: فيمَ اَنتَ مِن ذِكرها. نازعات (79) 43 118. پيامبرصلى الله عليه وآله در شناخت ستارگان، نيازمند آموزش خدا: وما اَدركَ مَا الطّارِق * اَلنَّجمُ الثّاقِب. طارق (86) 2 و 3 119. آگاهى نداشتن پيامبرصلى الله عليه وآله از همهى اسرار جهان: قُل لَو اَنَّ عِندى ... * وعِندَهُ مَفاتِحُ الغَيبِ لا يَعلَمُها اِلّا هُوَ ... . انعام (6) 58 و 59 120. استوارى تشريح داستان ذوالقرنين، بر پايهى تلاوت وحى است نه آگاهىهاى شخصى پيامبرصلى الله عليه وآله: ويَسَلونَكَ عَن ذِىالقَرنَينِ قُل سَاَتلوا عَلَيكُم مِنهُ ذِكرا. كهف (18) 83 121. تصوّر نادرست مردم دربارهى آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله در خصوص زمان برپايى قيامت: ... يَسَلونَكَ كَاَنَّكَ حَفِىٌّ عَنها ... . اعراف (7) 187 122. ناآگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از زمان وقوع قيامت: يَسَلونَكَ عَنِ السّاعَةِ اَيّانَ مُرسها قُل اِنَّما عِلمُها عِندَ رَبّى لا يُجَلّيها لِوَقتِها اِلّا هُوَ ثَقُلَت فِىالسَّموتِ والاَرضِ لا تَأتيكُم اِلّا بَغتَةً يَسَلونَكَ كَاَنَّكَ حَفِىٌّ عَنها قُل اِنّما عِلمُها عِندَ اللَّهِ ولكِنَّ اَكثَرَ النّاسِ لا يَعلَمون. اعراف (7) 187 يَسَلُكَ النّاسُ عَنِ السّاعَةِ ... وما يُدريكَ لَعَلَّ السّاعَةَ تَكونُ قَريبا. احزاب (33) 63 اَللَّهُ الَّذى اَنزَلَ الكِتبَ بِالحَقِّ والميزانَ وما يُدريكَ لَعَلَّ السّاعَةَ قَريب. شورى (42) 17 ويَقولونَ مَتى هذا الوَعدُ اِن كُنتُم صدِقين * قُل اِنَّمَا العِلمُ عِندَ اللَّهِ واِنَّما اَنَا نَذيرٌ مُبين. ملك (67) 25 و 26 قُل اِن اَدرى اَقَريبٌ ما توعَدونَ اَم يَجعَلُ لَهُ رَبّى اَمَدا. جنّ (72) 25 يَسَلونَكَ عَنِ السّاعَةِ اَيّانَ مُرسها * فيمَ اَنتَ مِن ذِكرها * اِلى رَبِّكَ مُنتَهها. نازعات (79) 42 - 44 123. آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از سرگذشت اقوام به هلاكت رسيده و آبادىهاى تخريب شدهى گذشته، با تعليم خداوند: ذلِكَ مِن اَنباءِ القُرى نَقُصُّهُ عَلَيكَ مِنها قامٌ وحَصيد. هود (11) 100 124. ناآشنايى پيامبرصلى الله عليه وآله به معارف قرآن، پيش از نزول آن: قُل لَو شاءَ اللَّهُ ما تَلَوتُهُ عَلَيكُم ولا اَدركُم بِهِ ... . يونس (10) 16 وكَذلِكَ اَوحَينا اِلَيكَ روحًا مِن اَمرِنا ما كُنتَ تَدرى مَا الكِتبُ ... . شورى (42) 52 125. پيامبرصلى الله عليه وآله در شناخت ستارگان، نيازمند فرا گرفتن الهى: وما اَدر(29)كَ مَا الطّارِق. طارق (86) 2 126. پيامبرصلى الله عليه وآله در شناخت شب قدر و ويژگىهاى آن، نيازمند آموزش الهى: وما اَدركَ ما لَيلَةُ القَدر. قدر (97) 2
- فصاحت
127. روشنى بيان و صراحت كامل محمّدصلى الله عليه وآله در تبليغ آيين توحيدى: بَل مَتَّعتُ هؤُلاءِ وءاباءَهُم حَتّى جاءَهُمُ الحَقُّ ورَسولٌ مُبين. زخرف (43) 29
- فهم
128. محمّدصلى الله عليه وآله، داراى فهمى فراتر از فهم ساير انسانها: ... واَنزَلنا اِلَيكَ الذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ... . نحل (16) 44 نيز¬ علم محمّدصلى الله عليه وآله
- قدرت
129. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به اعلام محدود بودن قدرت او در ارايهى معجزات درخواستى مشركان: وقالوا لَن نُؤمِنَ لَكَ حَتّى تَفجُرَ لَنا مِنَ الاَرضِ يَنبوعا * اَو تَكونَ لَكَ جَنَّةٌ مِن نَخيلٍ وعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الاَنهرَ خِللَها تَفجيرا * اَو تُسقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمتَ عَلَينا كِسَفًا اَو تَأتِىَ بِاللَّهِ والمَلكَةِ قَبيلا * اَو يَكونَ لَكَ بَيتٌ مِن زُخرُفٍ اَو تَرقى فِىالسَّماءِ ولَن نُؤمِنَ لِرُقيِّكَ حَتّى تُنَزِّلَ عَلَينا كِتبًا نَقرَؤُهُ قُل سُبحانَ رَبّى هَل كُنتُ اِلّا بَشَرًا رَسولا. اسراء (17) 90 - 93 130. توانايى پيامبرصلى الله عليه وآله بر جلب منفعت يا دفع ضرر، منوط به مشيّت خدا: قُل لا اَملِكُ لِنَفسى نَفعًا ولا ضَرًّا اِلّا ما شاءَ اللَّهُ ... . اعراف (7) 188 131. قادر نبودن محمّدصلى الله عليه وآله در تعيين زمان تحقّق عذاب استيصال، مگر با مشيّت خداوند: ويَقولونَ مَتى هذا الوَعدُ ... * قُل لا اَملِكُ لِنَفسى ضَرًّا ولا نَفعًا اِلّا ما شاءَ اللَّهُ ... . يونس (10) 48 و 49 132. قادر نبودن پيامبرصلى الله عليه وآله در تحقّق بخشيدن وعده يا وعيدى، مگر با خواست و ارادهى خداوند: ويَقولونَ مَتى هذا الوَعدُ ... * قُل لا اَملِكُ لِنَفسى ضَرًّا ولا نَفعًا اِلّا ما شاءَ اللَّهُ ... . يونس (10) 48 و 49 133. ترغيب و توصيهى خداوند به تفكّر دربارهى محدودهى قدرت و وظايف محمّدصلى الله عليه وآله و معجزات وى: قُل لا اَقولُ لَكُم عِندى خَزانُ اللَّهِ ولا اَعلَمُ الغَيبَ و لا اَقولُ لَكُم اِنّى مَلَكٌ اِن اَتَّبِعُ اِلّا ما يوحى اِلَىَّ ... اَفَلا تَتَفَكَّرون. انعام (6) 50 134. ناتوانى محمدصلى الله عليه وآله، از انجام معجزهاى خودسرانه: ... فَاِنِ استَطَعتَ اَن تَبتَغِىَ نَفَقًا فِى الاَرضِ اَو سُلَّمًا فِى السَّماءِ فَتَأتِيَهُم بِايَةٍ ... . انعام (6) 35 135. محمّدصلى الله عليه وآله داراى قدرتى محدود: قُل اِنّى عَلى بَيِّنَةٍ مِن رَبّى وكَذَّبتُم بِهِ ما عِندى ما تَستَعجِلونَ بِهِ اِنِ الحُكمُ اِلّا لِلَّهِ يَقُصُّ الحَقَّ وهُوَ خَيرُ الفصِلين. انعام (6) 57 136. برخوردار نبودن محمّدصلى الله عليه وآله از قدرتى مستقل در برابر خداوند: ياَيُّهَا الرَّسولُ لا يَحزُنكَ الَّذينَ يُسرِعونَ فِى الكُفرِ ... ومَن يُرِدِ اللَّهُ فِتنَتَهُ فَلَن تَملِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شيًا ... . مائده (5) 41 ولَو تَقَوَّلَ عَلَينا بَعضَ الاَقاويل * لَاَخَذنا مِنهُ بِاليَمين * ثُمَّ لَقَطَعنا مِنهُ الوَتين * فَما مِنكُم مِن اَحَدٍ عَنهُ حجِزين. حاقّه (69) 44 - 47 قُل اِنّى لااَملِكُ لَكُم ضَرًّا ولا رَشَدا * قُل اِنّى لَن يُجيرَنى مِنَ اللَّهِ اَحَدٌ ولَن اَجِدَ مِن دونِهِ مُلتَحَدا. جنّ (72) 21 و 22 137. ناتوانى پيامبرصلى الله عليه وآله در مورد تغيير قضاى الهى: اَفَمَن حَقَّ عَلَيهِ كَلِمَةُ العَذابِ اَفَاَنتَ تُنقِذُ مَن فِى النّار. زمر (39) 19 138. ناتوانى پيامبرصلى الله عليه وآله بر نجات محكومان به عذاب الهى: اَفَمَن حَقَّ عَلَيهِ كَلِمَةُ العَذابِ اَفَاَنتَ تُنقِذُ مَن فِى النّار. زمر (39) 19 139. قادر نبودن محمّدصلى الله عليه وآله به دفاع از مجازات كافران گنه پيشه: ياَيُّهَا الرَّسولُ ... ومَن يُرِدِ اللَّهُ فِتنَتَهُ فَلَن تَملِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شيًا ... . مائده (5) 41 140. قدرت و ارادهى همهى موجودات، حتّى محمّدصلى الله عليه وآله، مقهور حاكميّت ارادهى الهى: ... ومَن يُرِدِ اللَّهُ فِتنَتَهُ فَلَن تَملِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شيًا ... . مائده (5) 41 141. محمّدصلى الله عليه وآله، مأمور خدا، براى بيان وابسته بودن قدرت او به خدا و ناآگاهىاش به امور غيبى: قُل لا اَملِكُ لِنَفسى نَفعًا ولا ضَرًّا اِلّا ما شاءَ اللَّهُ ولَو كُنتُ اَعلَمُ الغَيبَ ... . اعراف (7) 188 142. شنواندن سخن حق به مردگان به وسيلهى محمّدصلى الله عليه وآله، خارج از قدرت آن حضرت: فَاِنَّكَ لا تُسمِعُ المَوتى ولا تُسمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ ... . روم (30) 52 143. بيرون آوردن كافران حقگريز از گمراهى، خارج از حيطهى قدرت محمّدصلى الله عليه وآله: وما اَنتَ بِهدِ العُمىِ عَن ضَللَتِهِم ... . روم (30) 53 144. تأكيد خداوند بر قدرت محمّدصلى الله عليه وآله به شناخت منافقان، از آهنگ سخنشان: ... ولَتَعرِفَنَّهُم فى لَحنِ القَولِ ... . محمّد (47) 30
- كمال
145. محمّدصلى الله عليه وآله در درجات عاليهى كمال، با رسيدن به مقام خلق عظيم: واِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيم.(30) قلم (68) 4 146. مشاهدهى كمال عقلانى محمدصلى الله عليه وآله از سوى معاشران آن حضرت، دليلى كافى بر ردّ ادّعاى جنون دربارهى ايشان: وما صاحِبُكُم بِمَجنون. تكوير (81) 22 147. محمّدصلى الله عليه وآله، انسانى با كمال و برخوردار از استعداد رسيدن به هدايتى والاتر: ... وقُل عَسى اَن يَهدِيَنِ رَبّى لِاَقرَبَ مِن هذا رَشَدا. كهف (18) 24 148. كمال محمدصلى الله عليه وآله در پرتو ربوبيّت الهى، مقتضى دعوت ديگران به راه خدا: اُدعُ اِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ والمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ ... . نحل (16) 125 149. عبوديّت محمّدصلى الله عليه وآله منشأ كمال وى و صلاحيت يافتن براى گرفتن وحى: فَاَوحى اِلى عَبدِهِ ما اَوحى. نجم (53) 10 150. محمّدصلى الله عليه وآله، كاملترين و متعالىترين انسانها: ... وجِئنا بِكَ شَهيدًا عَلى هؤُلاءِ ... . نحل (16) 89 151. محمّدصلى الله عليه وآله، واجد كمال و قرب به خدا: وهُوَ بِالاُفُقِ الاَعلى * ثُمَّ دَنا فَتَدَلّى * فَكانَ قابَ قَوسَينِ اَو اَدنى. نجم (53) 7 - 9 152. كمال محمّدصلى الله عليه وآله و قرب به خدا، زمينهاى براى دريافت وحى: وهُوَ بِالاُفُقِ الاَعلى * ثُمَّ دَنا فَتَدَلّى * فَكانَ قابَ قَوسَينِ اَو اَدنى. نجم (53) 7 - 9
- نورانيّت
153. پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، همچون نور و چراغ فروزان براى هدايت مردم: ياَهلَ الكِتبِ قَد جاءَكُم رَسولُنا يُبَيِّنُ لَكُم كَثيرًا مِمّا كُنتُم تُخفونَ مِنَ الكِتبِ ... قَد جاءَكُم مِنَ اللَّهِ نورٌ وكِتبٌ مُبين. مائده (5) 15 ياَيُّهَا النَّبىُّ اِنّا اَرسَلنكَ شهِدًا ومُبَشِّرًا ونَذيرا * و داعيًا اِلَى اللَّهِ بِاِذنِهِ و سِراجًا مُنيرا. احزاب (33) 45 و 46
- هدايت
154. پيامبرصلى الله عليه وآله، بهرهمند از هدايت ويژه قرآن: وكَذلِكَ اَوحَينا اِلَيكَ روحًا مِن اَمرِنا ما كُنتَ تَدرى مَا الكِتبُ ولَا الايمنُ ولكِن جَعَلنهُ نورًا نَهدى بِهِ مَن نَشاءُ مِن عِبادِنا ... . شورى (42) 52 155. برخوردارى پيامبرصلى الله عليه وآله از هدايت خاصّهى خداوند: ووجَدَكَ ضالًّا فَهَدى * واَمّا بِنِعمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث. ضحى (93) 7 و 11 156. پيامبرصلى الله عليه وآله، نيازمند هدايت الهى براى رهنمون شدن به صراط مستقيم: قُل اِنَّنى هَد(31)-نى رَبّى اِلى صِرطٍ مُستَقيمٍ دينًا قِيَمًا مِلَّةَ اِبرهيمَ حَنِيفًا وما كانَ مِنَ المُشرِكين. انعام (6) 161 ... ويُتِمَّ نِعمَتَهُ عَلَيكَ ويَهدِيَكَ صِرطًا مُستَقيما. فتح (48) 2 157. پيامبرصلى الله عليه وآله، هدايت يافته به صراط مستقيم: قُل اِنَّنى هَد-نى رَبّى اِلى صِرطٍ مُستَقيمٍ ... . انعام (6) 161 158. هدايت يافتن پيامبرصلى الله عليه وآله به شريعت اسلام پس از ناآگاهى از آن، نعمتى بزرگ از جانب خداوند و شايستهى يادآورى: ووجَدَكَ ضالًّا فَهَدى * واَمّا بِنِعمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث. ضحى (93) 7 و 11 159. برخوردارى پيامبرصلى الله عليه وآله از هدايتهاى قرآن، مقتضى سپاسگزارى او به درگاه الهى: اِنَّما اُمِرتُ ... * واَن اَتلُوا القُرءانَ فَمَنِ اهتَدى فَاِنَّما يَهتَدى لِنَفسِهِ ... * وقُلِ الحَمدُ لِلَّهِ ... . نمل (27) 91 - 93 160. پيامبرصلى الله عليه وآله، تحت هدايت وحى الهى: واِذا تُتلى عَلَيهِم ءاياتُنا بَيِّنتٍ قالَ الَّذينَ لا يَرجونَ لِقاءَنَا ائتِ بِقُرءانٍ غَيرِ هذا اَو بَدِّلهُ قُل ما يَكونُ لِى اَن اُبَدِّلَهُ مِن تِلقاىِ نَفسى اِن اَتَّبِعُ اِلّا ما يوحى اِلَىَّ اِنّى اَخافُ اِن عَصَيتُ رَبّى عَذابَ يَومٍ عَظيم * قُل لَو شاءَ اللَّهُ ما تَلَوتُهُ عَلَيكُم ولا اَدر(32)كُم بِهِ فَقَد لَبِثتُ فيكُم عُمُرًا مِن قَبلِهِ اَفَلا تَعقِلون. يونس (10) 15 و 16 وكَذلِكَ اَوحَينا اِلَيكَ روحًا مِن اَمرِنا ما كُنتَ تَدرى مَا الكِتبُ ولَا الايمنُ ولكِن جَعَلنهُ نورًا نَهدى بِهِ مَن نَشاءُ مِن عِبادِنا واِنَّكَ لَتَهدى اِلى صِرطٍ مُستَقيم. شورى (42) 52 قُل ما كُنتُ بِدعًا مِنَ الرُّسُلِ وما اَدرى ما يُفعَلُ بى ولا بِكُم اِن اَتَّبِعُ اِلّا ما يوحى اِلَىَّ وما اَنا اِلّا نَذيرٌ مُبين. احقاف (46) 9 161. برخوردارى پيامبرصلى الله عليه وآله از هدايت استوار و پايدار الهى: اَلَيسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبدَهُ ... * ومَن يَهدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِن مُضِلٍّ ... . زمر (39) 36 و 37 162. پيامبرصلى الله عليه وآله، خود، روشن و هدايت يافته و روشنگر و هدايتكنندهى ديگران: ... قَد جاءَكُم رَسولُنا ... قَد جاءَكُم مِنَ اللَّهِ نورٌ وكِتبٌ مُبين. مائده (5) 15 163. ربوبيّت خداوند مقتضى راهبرى پيامبرصلى الله عليه وآله: وقالَ الرَّسولُ يرَبِّ اِنَّ قَومِى اتَّخَذوا هذا القُرءانَ مَهجورا * وكَذلِكَ جَعَلنا لِكُلِّ نَبىٍّ عَدُوًّا مِنَ المُجرِمينَ وكَفى بِرَبِّكَ هاديًا ونَصيرا. فرقان (25) 30 و 31 نيز¬ امداد به محمّدصلى الله عليه وآله
- يقين
164. توصيهى خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله به عبادت پروردگار، تا رسيدن به يقين: واعبُد رَبَّكَ حَتّى يَأتِيَكَ اليَقين. حجر (15) 99 165. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به عبادت پروردگار، تا رسيدن مرگ و عيان شدن حوادث: واعبُد رَبَّكَ حَتّى يَأتِيَكَ اليَقين. حجر (15) 99 166. يقين پيامبرصلى الله عليه وآله به آسمانى بودن قرآن و رسالت خويش: اَلحَقُّ مِن رَبِّكَ فَلا تَكونَنَّ مِنَ المُمتَرين. بقره (2) 147 الحَقُّ مِن رَبِّكَ فَلا تَكُن مِنَ المُمتَرين. آلعمران (3) 60 ... فَلا تَكونَنَّ مِنَ المُمتَرين. انعام (6) 114 كِتبٌ اُنزِلَ اِلَيكَ فَلا يَكُن فى صَدرِكَ حَرَجٌ مِنهُ ... اعراف (7) 2 فَاِن كُنتَ فى شَكٍّ مِمّا اَنزَلنا اِلَيكَ فَسَلِ الَّذينَ يَقرَءونَ الكِتبَ مِن قَبلِكَ لَقَد جاءَكَ الحَقُّ مِن رَبِّكَ فَلا تَكونَنَّ مِنَ المُمتَرين.(33) يونس (10) 94 ... فَلا تَكُ فى مِريَةٍ مِنهُ اِنَّهُ الحَقُّ مِن رَبِّكَ ... . هود (11) 17 نيزر عطاياى خدا به محمّدصلى الله عليه وآله، مقامات
قرآن و فضايل پيامبر اعظمصلى الله عليه وآله در ارتباط با خدا
- اخلاص
167. اخلاص محمّدصلى الله عليه وآله، در تبليغ و ابلاغ پيامهاى الهى: قُل اَتُحاجُّونَنا فِى اللَّهِ وهُوَ رَبُّنا ورَبُّكُم ولَنا اَعملُنا ولَكُم اَعملُكُم ونَحنُ لَهُ مُخلِصون. بقره (2) 139 ... قُل لا اَسَلُكُم عَلَيهِ اَجرًا اِن هُوَ اِلّا ذِكرى لِلعلَمين. انعام (6) 90 وما اَكثَرُ النّاسِ ولَو حَرَصتَ بِمُؤمِنين * وما تَسَلُهُم عَلَيهِ مِن اَجرٍ اِن هُوَ اِلّا ذِكرٌ لِلعلَمين. يوسف (12) 103 و 104 قُل ما اَسَلُكُم عَلَيهِ مِن اَجرٍ اِلّا مَن شاءَ اَن يَتَّخِذَ اِلى رَبِّهِ سَبيلا. فرقان (25) 57 قُل ما سَاَلتُكُم مِن اَجرٍ فَهُوَ لَكُم اِن اَجرِىَ اِلّا عَلَى اللَّهِ ... . سبأ (34) 47 قُل ما اَسَلُكُم عَلَيهِ مِن اَجرٍ وما اَنا مِنَ المُتَكَلِّفين. ص (38) 86 ذلِكَ الَّذى يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذينَ ءامَنوا وعَمِلوا الصّلِحتِ قُل لا اَسَلُكُم عَلَيهِ اَجرًا اِلَّا المَوَدَّةَ فِى القُربى ومَن يَقتَرِف حَسَنَةً نَزِد لَهُ فيها حُسنًا اِنَّ اللَّهَ غَفورٌ شَكور. شورى (42) 23 168. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به اخلاص در عبادت و پرستش خداوند: قُل اِنّى نُهيتُ اَن اَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ قُل لا اَتَّبِعُ اَهواءَكُم ... . انعام (6) 56 قُل اِنَّ صَلاتى ونُسُكى ومَحياىَ ومَماتى لِلَّهِ رَبِّ العلَمين. انعام (6) 162 قُل ياَيُّهَا النّاسُ اِن كُنتُم فى شَكٍّ مِن دينى فَلَا اَعبُدُ الَّذينَ تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ولكِن اَعبُدُ اللَّهَ ... . يونس (10) 104 قُل هذِهِ سَبيلى اَدعوا اِلَى اللَّهِ عَلى بَصيرَةٍ اَنا ومَنِ اتَّبَعَنى وسُبحنَ اللَّهِ وما اَنا مِنَ المُشرِكين. يوسف (12) 108 اِنَّما اُمِرتُ اَن اَعبُدَ رَبَّ هذِهِ البَلدَةِ الَّذى حَرَّمَها ولَهُ كُلُّ شَىءٍ ... . نمل (27) 91 اِنّا اَنزَلنا اِلَيكَ الكِتبَ بِالحَقِّ فَاعبُدِ اللَّهَ مُخلِصًا لَهُ الدّين * قُل اِنّى اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللَّهَ مُخلِصًا لَهُ الدّين * قُلِ اللَّهَ اَعبُدُ مُخلِصًا لَهُ دينى. زمر (39) 2 و 11 و 14 قُل اَفَغَيرَ اللَّهِ تَأمُرُونّى اَعبُدُ اَيُّهَا الجهِلون * ... لَ(34)ن اَشرَكتَ لَيَحبَطَنَّ عَمَلُكَ ... * بَلِ اللَّهَ فَاعبُد ... . زمر (39) 64 - 66 قُل اِنّى نُهيتُ اَن اَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ ... واُمِرتُ اَن اُسلِمَ لِرَبِّ العلَمين. غافر (40) 66 قُل اِنَّما اَدعوا رَبّى ولا اُشرِكُ بِهِ اَحَدا. جنّ (72) 20 واذكُرِ اسمَ رَبِّكَ وتَبَتَّل اِلَيهِ تَبتيلا. مزمّل (73) 8 قُل ياَيُّهَا الكفِرون * لا اَعبُدُ ما تَعبُدون * ولا اَنتُم عبِدونَ ما اَعبُد * ولا اَنا عابِدٌ ما عَبَدتُم * ولا اَنتُم عبِدونَ ما اَعبُد * لَكُم دينُكُم ولِىَ دين. كافرون (109) 1 - 6 169. پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، موظّف به اخلاص در تمام امور: فَاِن حاجُّوكَ فَقُل اَسلَمتُ وجهِىَ لِلَّهِ ومَنِ اتَّبَعَنِ وقُل لِلَّذينَ اوتوا الكِتبَ والاُمِّيِّينَ ءَاَسلَمتُم فَاِن اَسلَموا فَقَدِ اهتَدَوا واِن تَوَلَّوا فَاِنَّما عَلَيكَ البَلغُ واللَّهُ بَصيرٌ بِالعِبَاد. آلعمران (3) 20 قُل اِنَّ صَلاتى ونُسُكى ومَحياىَ ومَماتى لِلَّهِ رَبِّ العلَمين. انعام (6) 162 واَن اَقِم وجهَكَ لِلدِّينِ حَنيفًا ولا تَكونَنَّ مِنَ المُشرِكين * ولا تَدعُ مِن دونِ اللَّهِ ما لا يَنفَعُكَ ولا يَضُرُّكَ فَاِن فَعَلتَ فَاِنَّكَ اِذًا مِنَ الظّلِمين. يونس (10) 105 و 106 170. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به اعلام عبادت خالصانهى خود براى خدا: قُل ياَيُّهَا النّاسُ اِن كُنتُم فى شَكٍّ مِن دينى فَلَا اَعبُدُ الَّذينَ تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ولكِن اَعبُدُ اللَّهَ الَّذى يَتَوَفّ(35)كُم واُمِرتُ اَن اَكونَ مِنَ المُؤمِنين. يونس (10) 104 قُل هذِهِ سَبيلى اَدعوا اِلَى اللَّهِ عَلى بَصيرَةٍ اَنا ومَنِ اتَّبَعَنى وسُبحنَ اللَّهِ وما اَنا مِنَ المُشرِكين. يوسف (12) 108 والَّذينَ ءاتَينهُمُ الكِتبَ يَفرَحونَ بِما اُنزِلَ اِلَيكَ ومِنَ الاَحزابِ مَن يُنكِرُ بَعضَهُ قُل اِنَّما اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللَّهَ ولا اُشرِكَ بِهِ اِلَيهِ اَدعوا واِلَيهِ مَاب. رعد (13) 36 اِنَّما اُمِرتُ اَن اَعبُدَ رَبَّ هذِهِ البَلدَةِ الَّذى حَرَّمَها ولَهُ كُلُّ شَىءٍ واُمِرتُ اَن اَكونَ مِنَ المُسلِمين. نمل (27) 91 قُل اَفَغَيرَ اللَّهِ تَأمُرُونّى اَعبُدُ اَيُّهَا الجهِلون * بَلِ اللَّهَ فَاعبُد وكُن مِنَ الشّكِرين. زمر (39) 64 و 66 قُل اِنّى نُهيتُ اَن اَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ لَمّا جاءَنِىَ البَيِّنتُ مِن رَبّى واُمِرتُ اَن اُسلِمَ لِرَبِّ العلَمين. غافر (40) 66 قُل اِنَّما اَدعوا رَبّى ولا اُشرِكُ بِهِ اَحَدا. جنّ (72) 20 قُل ياَيُّهَا الكفِرون * لا اَعبُدُ ما تَعبُدون * ولا اَنا عابِدٌ ما عَبَدتُم * لَكُم دينُكُم ولِىَ دين. كافرون (109) 1 و 2 و 4 و 6 171. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به درخواست اخلاص از خداوند: وقُل رَبِّ اَدخِلنى مُدخَلَ صِدقٍ واَخرِجنى مُخرَجَ صِدقٍ واجعَل لى مِن لَدُنكَ سُلطنًا نَصيرا. اسراء (17) 80 172. صبر و پايدارى براى خدا در ابلاغ رسالت، فرمان خدا به پيامبرصلى الله عليه وآله: ياَيُّهَا المُدَّثِّر * قُم فَاَنذِر * ولِرَبِّكَ فَاصبِر. مدّثر (74) 1 و 2 و 7 173. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به اخلاص در نماز خويش: قُل اِنَّ صَلاتى ... لِلَّهِ رَبِّ العلَمين. انعام (6) 162 174. اخلاص محمّدصلى الله عليه وآله در تهجّد و شبزندهدارى: اِنَّ ناشِئَةَ الَّيلِ هِىَ اَشَدُّ وطًا واَقوَمُ قيلا. مزمّل (73) 6 175. توجّه كامل به پروردگار و انقطاع از غير او، توصيهى خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله: واذكُرِ اسمَ رَبِّكَ وتَبَتَّل اِلَيهِ تَبتيلا. مزمّل (73) 8
- استغفار
176. فرمان خدا به محمّدصلى الله عليه وآله، جهت استغفار براى خويشتن: واستَغفِرِ اللَّهَ اِنَّ اللَّهَ كانَ غَفورًا رَحيما. نساء (4) 106 وقُل رَبِّ اغفِر وارحَم ... . مؤمنون (23) 118 ... واستَغفِر لِذَنبِكَ ... . غافر (40) 55 ... واستَغفِر لِذَنبِكَ ولِلمُؤمِنينَ والمُؤمِنتِ ... . محمّد (47) 19 177. محمّدصلى الله عليه وآله، موظّف به طلب آمرزش از خدا براى مؤمنان: ... فَاعفُ عَنهُم واستَغفِر لَهُم ... . آلعمران (3) 159 ... اُولكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِاللَّهِ ورَسولِهِ فَاِذا استَذَنوكَ لِبَعضِ شَأنِهِم فَأذَن لِمَن شِئتَ مِنهُم واستَغفِر لَهُمُ اللَّهَ ... . نور (24) 62 ... واستَغفِر لِذَنبِكَ ولِلمُؤمِنينَ والمُؤمِنتِ ... . محمّد (47) 19 178. دستور خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله، جهت استغفار براى زنان مؤمن: ... واستَغفِر لِذَنبِكَ ولِلمُؤمِنينَ والمُؤمِنتِ ... . محمّد (47) 19 ياَيُّهَا النَّبىُّ اِذا جاءَكَ المُؤمِنتُ ... واستَغفِر لَهُنَّ اللَّهَ اِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيم. ممتحنه (60) 12 179. استغفار محمّدصلى الله عليه وآله براى منافقان، در صورت توبهى آنان: واِذا قيلَ لَهُم تَعالَوا يَستَغفِر لَكُم رَسولُ اللَّهِ لَوَّوا رُءوسَهُم ورَاَيتَهُم يَصُدّونَ وهُم مُستَكبِرون. منافقون (63) 5 180. بىاثر بودن استغفار پيامبرصلى الله عليه وآله براى منافقان: استَغفِر لَهُم اَو لا تَستَغفِر لَهُم اِن تَستَغفِر لَهُم سَبعينَ مَرَّةً فَلَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم ذلِكَ بِاَنَّهُم كَفَروا بِاللَّهِ ورَسولِهِ واللَّهُ لا يَهدِى القَومَ الفسِقين. توبه (9) 80 سَواءٌ عَلَيهِم اَستَغفَرتَ لَهُم اَم لَم تَستَغفِر لَهُم لَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم اِنَّ اللَّهَ لا يَهدِى القَومَ الفسِقين. منافقون (63) 6 181. اثر بخشيدن استغفار پيامبرصلى الله عليه وآله براى منافقان، پس از استغفار و توبهى آنان: اَلَم تَرَ اِلَى الَّذينَ يَزعُمونَ اَنَّهُم ءامَنوا بِما اُنزِلَ اِلَيكَ ... * ... ولَو اَنَّهُم اِذ ظَلَموا اَنفُسَهُم جاءوكَ فَاستَغفَروا اللَّهَ واستَغفَرَ لَهُمُ الرَّسولُ لَوَجَدوا اللَّهَ تَوّابًا رَحيما. نساء (4) 60 و 64 قُل اِنَّما اَنا بَشَرٌ مِثلُكُم يوحى اِلَىَّ اَنَّما اِلهُكُم اِلهٌ وحِدٌ فَاستَقيموا اِلَيهِ واستَغفِروهُ وويلٌ لِلمُشرِكين. فصّلت (41) 6 182. اثر بخشيدن استغفار پيامبرصلى الله عليه وآله، براى آمرزش گناهكاران و خطاكاران: ... ولَو اَنَّهُم اِذ ظَلَموا اَنفُسَهُم جاءوكَ فَاستَغفَروا اللَّهَ واستَغفَرَ لَهُمُ الرَّسولُ لَوَجَدوا اللَّهَ تَوّابًا رَحيما. نساء (4) 64 ... اُولكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِاللَّهِ ورَسولِهِ فَاِذا استَذَنوكَ لِبَعضِ شَأنِهِم فَأذَن لِمَن شِئتَ مِنهُم واستَغفِر لَهُمُ اللَّهَ اِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيم. نور (24) 62 واِذا قيلَ لَهُم تَعالَوا يَستَغفِر لَكُم رَسولُ اللَّهِ ... . منافقون (63) 5 ياَيُّهَا النَّبىُّ اِذا جاءَكَ المُؤمِنتُ ... واستَغفِر لَهُنَّ اللَّهَ اِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيم. ممتحنه (60) 12 183. ممنوعيّت استغفار محمّدصلى الله عليه وآله براى مشركان، در صورت علم به دوزخى بودن آنان: ما كانَ لِلنَّبِىِّ والَّذينَ ءامَنوا اَن يَستَغفِروا لِلمُشرِكينَ ... مِن بَعدِ ما تَبَيَّنَ لَهُم اَنَّهُم اَصحبُ الجَحيم. توبه (9) 113 184. استغفار پيامبرصلى الله عليه وآله، در روز قيامت: ... يَومَ لا يُخزِى اللَّهُ النَّبىَّ والَّذينَ ءامَنوا مَعَهُ ... يَقولونَ رَبَّنا اَتمِم لَنا نورَنًا واغفِر لَنا ... . تحريم (66) 8
- اطاعت
185. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور پيروى از تعاليم وحى: ياَيُّهَا النَّبِىُّ اتَّقِ اللَّهَ ولا تُطِعِ الكفِرينَ والمُنفِقينَ اِنَّ اللَّهَ كانَ عَليمًا حَكيما * واتَّبِع ما يوحى اِلَيكَ مِن رَبِّكَ اِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعمَلونَ خَبيرا. احزاب (33) 1 و 2 186. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به تبعيّت نكردن از كافران: فَلا تُطِعِ الكفِرينَ وجهِدهُم بِهِ جِهادًا كَبيرا. فرقان (25) 52 ياَيُّهَا النَّبِىُّ اتَّقِ اللَّهَ ولا تُطِعِ الكفِرينَ والمُنفِقينَ اِنَّ اللَّهَ كانَ عَليمًا حَكيما * ولا تُطِعِ الكفِرينَ والمُنفِقينَ ودَع اَذ(36)هُم وتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ وكَفى بِاللَّهِ وكيلا. احزاب (33) 1 و 48 187. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به تبعيّت نكردن از منافقان: ياَيُّهَا النَّبِىُّ اتَّقِ اللَّهَ ولا تُطِعِ الكفِرينَ والمُنفِقينَ اِنَّ اللَّهَ كانَ عَليمًا حَكيما * ولا تُطِعِ الكفِرينَ والمُنفِقينَ ودَع اَذ(37)هُم وتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ وكَفى بِاللَّهِ وكيلا. احزاب (33) 1 و 48 188. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به تبعيّت نكردن از افراد پست، عيبجو، متجاوز، گناهكار و بدنام: ولا تُطِع كُلَّ حَلّافٍ مَهين * هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميم * مَنّاعٍ لِلخَيرِ مُعتَدٍ اَثيم * عُتُلٍّ بَعدَ ذلِكَ زَنيم. قلم (68) 10 - 13 189. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به پرهيز از پيروى افراد غافل و هواپرست: واصبِر نَفسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدعونَ رَبَّهُم بِالغَدوةِ والعَشىِّ يُريدونَ وَجهَهُ ولا تَعدُ عَيناكَ عَنهُم تُريدُ زينَةَ الحَيوةِ الدُّنيا ولا تُطِع مَن اَغفَلنا قَلبَهُ عَن ذِكرِنا واتَّبَعَ هَو(38)هُ وكانَ اَمرُهُ فُرُطا. كهف (18) 28 190. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به پيروى نكردن از افراد گناهكار: فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ ولا تُطِع مِنهُم ءاثِمًا اَو كَفورا. انسان (76) 24 191. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به تبعيّت نكردن از افراد ناسپاس: فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ ولا تُطِع مِنهُم ءاثِمًا اَو كَفورا. انسان (76) 24 192. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به پيروى نكردن از اكثريّت مردم: واِن تُطِع اَكثَرَ مَن فِى الاَرضِ يُضِلّوكَ عَن سَبيلِ اللَّهِ اِن يَتَّبِعونَ اِلَّاالظَّنَّ واِن هُم اِلّا يَخرُصون. انعام (6) 116 193. اطاعت كردن محمّدصلى الله عليه وآله از مكذّبان، مورد نهى خداوند: فَلا تُطِعِ المُكَذِّبين. قلم (68) 8 اَرَءَيتَ اِن كَذَّبَ وتَوَلّى * كَلّا لا تُطِعهُ واسجُد واقتَرِب. علق (96) 13 و 19 194. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور به اعلام اطاعت خود و پيروانش از پروردگار جهانيان: ... قُل اِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدى واُمِرنا لِنُسلِمَ لِرَبِّ العلَمين. انعام (6) 71 195. اطاعت و پيروى پيامبرصلى الله عليه وآله از ابراهيمعليه السلام و آيين وى: اِنَّ اَولَى النّاسِ بِاِبرهيمَ لَلَّذينَ اتَّبَعوهُ وهذا النَّبِىُّ ... . آلعمران (3) 68 196. هشدار خدا به پيامبرصلى الله عليه وآله، نسبت به اطاعت از هوا و هوس يهود و نصارا: ولَن تَرضى عَنكَ اليَهودُ ولَاالنَّصرى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم قُل اِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدى ول(39)نِ اتَّبَعتَ اَهواءَهُم بَعدَ الَّذى جاءَكَ مِنَ العِلمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن ولِىٍّ ولا نَصير. بقره (2) 120 197. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به اطاعت و پيروى از اسلام: ثُمَّ جَعَلنكَ عَلى شَريعَةٍ مِنَ الاَمرِ فَاتَّبِعها ولا تَتَّبِع اَهواءَ الَّذينَ لا يَعلَمون. جاثيه (45) 18 198. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به پيروى از راه انابهكنندگان: واِن جهَداكَ عَلى اَن تُشرِكَ بى ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ فَلا تُطِعهُما وصاحِبهُما فِى الدُّنيا مَعروفًا واتَّبِع سَبيلَ مَن اَنابَ اِلَىَّ ثُمَّ اِلَىَّ مَرجِعُكُم فَاُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم تَعمَلون. لقمان (31) 15 199. مأموريّت پيامبرصلى الله عليه وآله به پيروى از جبرئيل در قرائت قرآن: فَاِذا قَرَأنهُ فَاتَّبِع قُرءانَه. قيامت (75) 18
- انابه
200. انابهى محمّدصلى الله عليه وآله به درگاه خداوند: وكَذلِكَ اَوحَينا اِلَيكَ قُرءانًا عَرَبيًّا ... * ... ذلِكُمُ اللَّهُ رَبّى عَلَيهِ تَوَكَّلتُ واِلَيهِ اُنيب. شورى (42) 7 و 10 201. توجّه به ربوبيّت خداوند، زمينهساز انابهى محمّدصلى الله عليه وآله به درگاه الهى: ... ذلِكُمُ اللَّهُ رَبّى عَلَيهِ تَوَكَّلتُ واِلَيهِ اُنيب. شورى (42) 10
- تسبيح
202. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور تسبيح و تنزيه پروردگار خويش، همزمان با آغاز هر كار و تلاش: واصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ فَاِنَّكَ بِاَعيُنِنا وسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ حينَ تَقوم.(40) طور (52) 48 203. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به تسبيح و تنزيه خداوند: قُل ... وسُبحنَ اللَّهِ وما اَنا مِنَ المُشرِكين. يوسف (12) 108 فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ ... . حجر (15) 98 ... قُل سُبحانَ رَبّى ... . اسراء (17) 93 ... وسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ وقَبلَ غُروبِها ومِن ءاناىِ الَّيلِ فَسَبِّح واَطرافَ النَّهارِ ... . طه (20) 130 ... وسَبِّح بِحَمدِهِ ... . فرقان (25) 58 ... وسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ بِالعَشىِّ والاِبكر. غافر (40) 55 ... وسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ وقَبلَ الغُروب * ومِنَ الَّيلِ فَسَبِّحهُ واَدبرَ السُّجود. ق (50) 39 و 40 ... وسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ حينَ تَقوم * ومِنَ الَّيلِ فَسَبِّحهُ واِدبرَ النُّجوم. طور (52) 48 و 49 فَسَبِّح بِاسمِ رَبِّكَ العَظيم. واقعه (56) 74 فَسَبِّح بِاسمِ رَبِّكَ العَظيم. واقعه (56) 96 فَسَبِّح بِاسمِ رَبِّكَ العَظيم. حاقّه (69) 52 ومِنَ الَّيلِ فَاسجُد لَهُ وسَبِّحهُ لَيلًا طَويلا. انسان (76) 26 سَبِّحِ اسمَ رَبِّكَ الاَعلى. اعلى (87) 1 فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ ... . نصر (110) 3
- تسليم
204. جايگاه پيامبرصلى الله عليه وآله در مقام تسليم، برتر از همهى تسليم شوندگان در برابر خدا: ... قُل اِنّى اُمِرتُ اَن اَكونَ اَوَّلَ مَن اَسلَمَ ... . انعام (6) 14 لا شَريكَ لَهُ وبِذلِكَ اُمِرتُ واَنا اَوَّلُ المُسلِمين. انعام (6) 163 واُمِرتُ لِاَن اَكونَ اَوَّلَ المُسلِمين. زمر (39) 12 205. تسليم همه جانبه در برابر پروردگار، مأموريّت الهى پيامبرصلى الله عليه وآله: قُل ءامَنّا بِاللَّهِ ... ونَحنُ لَهُ مُسلِمون. آلعمران (3) 84 قُل اَنَدعوا مِن دونِ اللَّهِ ... واُمِرنا لِنُسلِمَ لِرَبِّ العلَمين. انعام (6) 71 واَن اَقِم وجهَكَ لِلدِّينِ حَنيفًا ولا تَكونَنَّ مِنَ المُشرِكين. يونس (10) 105 206. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور اعلان تسليم خود در برابر خدا: فَاِن حاجُّوكَ فَقُل اَسلَمتُ وجهِىَ لِلَّهِ ... . آلعمران (3) 20 ... قُل اِنّى اُمِرتُ اَن اَكونَ اَوَّلَ مَن اَسلَمَ ولا تَكونَنَّ مِنَ المُشرِكين. انعام (6) 14 اِنَّما اُمِرتُ اَن اَعبُدَ ... واُمِرتُ اَن اَكونَ مِنَ المُسلِمين. نمل (27) 91 207. سبقت پيامبرصلى الله عليه وآله از امّت خويش، در تسليم و اطاعت حق: قُل اَغَيرَ اللَّهِ اَتَّخِذُ ولِيًّا ... قُل اِنّى اُمِرتُ اَن اَكونَ اَوَّلَ مَن اَسلَمَ ... . انعام (6) 14 لا شَريكَ لَهُ وبِذلِكَ اُمِرتُ واَنا اَوَّلُ المُسلِمين. انعام (6) 163 واُمِرتُ لِاَن اَكونَ اَوَّلَ المُسلِمين. زمر (39) 12
- تضرّع
208. مأموريّت دادن خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله، براى ياد او همراه با تضرّع: واذكُر رَبَّكَ فى نَفسِكَ تَضَرُّعًا ... . اعراف (7) 205 209. تضرّع به درگاه الهى و حاجت خواستن از خداوند، مورد توصيهى خداوند: واِلى رَبِّكَ فَارغَب. انشراح (94) 8 210. هشدار خداوند به محمّدصلى الله عليه وآله دربارهى غفلت از تضرّع به پيشگاه الهى: واذكُر رَبَّكَ فى نَفسِكَ تَضَرُّعًا وخيفَةً ... ولا تَكُن مِنَ الغفِلين. اعراف (7) 205
- تقرّب
211. محمّدصلى الله عليه وآله، از مقربان در پيشگاه خداوند: واِن كُنتُم فى رَيبٍ مِمّا نَزَّلنا عَلى عَبدِنا ... . بقره (2) 23 ... ولَو اَنَّهُم اِذ ظَلَموا اَنفُسَهُم جاءوكَ فَاستَغفَروا اللَّهَ واستَغفَرَ لَهُمُ الرَّسولُ لَوَجَدوا اللَّهَ تَوّابًا رَحيما. نساء (4) 64 وما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم واَنتَ فِيهِم ... . انفال (8) 33 ... اِن كُنتُم ءامَنتُم بِاللَّهِ وما اَنزَلنا عَلى عَبدِنا ... . انفال (8) 41 سُبحنَ الَّذى اَسرى بِعَبدِهِ ... . اسراء (17) 1 ... اِنَّ فَضلَهُ كانَ عَلَيكَ كَبيرا. اسراء (17) 87 اَلحَمدُ لِلَّهِ الَّذى اَنزَلَ عَلى عَبدِهِ الكِتبَ ... . كهف (18) 1 تَبارَكَ الَّذى نَزَّلَ الفُرقانَ عَلى عَبدِهِ ... . فرقان (25) 1 اَلَيسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبدَهُ ... . زمر (39) 36 وهُوَ بِالاُفُقِ الاَعلى * ثُمَّ دَنا فَتَدَلّى * فَكانَ قابَ قَوسَينِ اَو اَدنى * فَاَوحى اِلى عَبدِهِ ما اَوحى. نجم (53) 7 - 10 هُوَ الَّذى يُنَزِّلُ عَلى عَبدِهِ ءايتٍ بَيِّنتٍ ... . حديد (57) 9 212. سجده و خضوع محمّدصلى الله عليه وآله به پيشگاه الهى، مايهى تقرّب او به خداوند: كَلّا لا تُطِعهُ واسجُد واقتَرِب. علق (96) 19 213. تشبيه تقرّب محمّدصلى الله عليه وآله به خدا، به اندازهى دو كمان يا كمتر: ثُمَّ دَنا فَتَدَلّى * فَكانَ قابَ قَوسَينِ اَو اَدنى. نجم (53) 8 و 9
- توبه
214. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به استغفار و توبه در درگاه ربوبى: فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ واستَغفِرهُ اِنَّهُ كانَ تَوّابا. نصر (110) 3 نيز¬ استغفار محمّدصلى الله عليه وآله
- توحيد
215. محمّدصلى الله عليه وآله، از خداپرستان موحّد: قُل اِنّى نُهيتُ اَن اَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ قُل لا اَتَّبِعُ اَهواءَكُم قَد ضَلَلتُ اِذًا وما اَنَا مِنَ المُهتَدين. انعام (6) 56 قُل اَنَدعوا مِن دونِ اللَّهِ ما لا يَنفَعُنا ولا يَضُرُّنا ... . انعام (6) 71 اِنّى وجَّهتُ وجهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّموتِ والاَرضَ حَنيفًا وما اَنا مِنَ المُشرِكين. انعام(6) 79 اِتّبِع ما اوحِىَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ لا اِلهَ اِلّا هُوَ واَعرِض عَنِ المُشرِكين. انعام (6) 106 اَفَغَيرَ اللَّهِ اَبتَغى حَكَمًا ... . انعام (6) 114 قُل اِنَّنى هَد-نى رَبّى اِلى صِرطٍ مُستَقيمٍ دينًا قِيَمًا مِلَّةَ اِبرهيمَ حَنِيفًا وما كانَ مِنَ المُشرِكين * قُل اِنَّ صَلاتى ونُسُكى ومَحياىَ ومَماتى لِلَّهِ رَبِّ العلَمين * لا شَريكَ لَهُ وبِذلِكَ اُمِرتُ واَنا اَوَّلُ المُسلِمين * قُل اَغَيرَ اللَّهِ اَبغى رَبًّا وهُوَ رَبُّ كُلِّ شَىءٍ ... . انعام (6) 161 - 164 فَاِن تَوَلَّوا فَقُل حَسبِىَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلّا هُوَ عَلَيهِ تَوَكَّلتُ وهُوَ رَبُّ العَرشِ العَظيم. توبه (9) 129 قُل ياَيُّهَا النّاسُ اِن كُنتُم فى شَكٍّ مِن دينى فَلَا اَعبُدُ الَّذينَ تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ولكِن اَعبُدُ اللَّهَ الَّذى يَتَوَفّ(41)كُم واُمِرتُ اَن اَكونَ مِنَ المُؤمِنين * واَن اَقِم وجهَكَ لِلدِّينِ حَنيفًا ولا تَكونَنَّ مِنَ المُشرِكين. يونس (10) 104 و 105 قُل هذِهِ سَبيلى اَدعوا اِلَى اللَّهِ عَلى بَصيرَةٍ اَنا ومَنِ اتَّبَعَنى وسُبحنَ اللَّهِ وما اَنا مِنَ المُشرِكين. يوسف (12) 108 والَّذينَ ءاتَينهُمُ الكِتبَ يَفرَحونَ بِما اُنزِلَ اِلَيكَ ومِنَ الاَحزابِ مَن يُنكِرُ بَعضَهُ قُل اِنَّما اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللَّهَ ولا اُشرِكَ بِهِ اِلَيهِ اَدعوا واِلَيهِ مَاب. رعد (13) 36 فَلا تَدعُ مَعَ اللَّهِ اِلهًا ءاخَرَ فَتَكونَ مِنَ المُعَذَّبين. شعراء (26) 213 اِنَّما اُمِرتُ اَن اَعبُدَ رَبَّ هذِهِ البَلدَةِ الَّذى حَرَّمَها ولَهُ كُلُّ شَىءٍ واُمِرتُ اَن اَكونَ مِنَ المُسلِمين. نمل (27) 91 ... وَادعُ اِلى رَبِّكَ ولا تَكونَنَّ مِنَ المُشرِكين * ولا تَدعُ مَعَ اللَّهِ اِلهًا ءاخَرَ ... . قصص (28) 87 و 88 قُل اَفَغَيرَ اللَّهِ تَأمُرُونّى اَعبُدُ اَيُّهَا الجهِلون * ولَقَد اُوحِىَ اِلَيكَ واِلَى الَّذينَ مِن قَبلِكَ لَ(42)ن اَشرَكتَ لَيَحبَطَنَّ عَمَلُكَ ولَتَكونَنَّ مِنَ الخسِرين * بَلِ اللَّهَ فَاعبُد وكُن مِنَ الشّكِرين. زمر (39) 64 - 66 قُل اِنّى نُهيتُ اَن اَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ لَمّا جاءَنِىَ البَيِّنتُ مِن رَبّى واُمِرتُ اَن اُسلِمَ لِرَبِّ العلَمين. غافر (40) 66 قُل اِنَّما اَدعوا رَبّى ولا اُشرِكُ بِهِ اَحَدا * قُل اِنّى لَن يُجيرَنى مِنَ اللَّهِ اَحَدٌ ولَن اَجِدَ مِن دونِهِ مُلتَحَدا. جنّ (72) 20 و 22 قُل ياَيُّهَا الكفِرون * لا اَعبُدُ ما تَعبُدون * ولا اَنتُم عبِدونَ ما اَعبُد * ولا اَنا عابِدٌ ما عَبَدتُم * ولا اَنتُم عبِدونَ ما اَعبُد. كافرون (109) 1 - 5 نيزر تبليغ محمّدصلى الله عليه وآله، اهداف تبليغ محمّدصلى الله عليه وآله، توحيد 216. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور اعلام موضع سازشناپذير عقيدتى و توحيدى خود به مردم: قُل اِنّى اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللَّهَ مُخلِصًا لَهُ الدّين. زمر (39) 11 217. محمّدصلى الله عليه وآله، از گواهان بر توحيد: قُل اَىُّ شَىءٍ اَكبَرُ شَهدَةً قُلِ اللَّهُ شَهيدٌ بَينى وبَينَكُم واوحِىَ اِلَىَّ هذا القُرءانُ لِاُنذِرَكُم بِهِ ومَن بَلَغَ اَنَّكُم لَتَشهَدونَ اَنَّ مَعَ اللَّهِ ءالِهَةً اُخرى قُل لا اَشهَدُ ... . انعام (6) 19 نيز¬ تبليغ محمّدصلى الله عليه وآله، اهداف تبليغ محمّدصلى الله عليه وآله، تنزيه محمّدصلى الله عليه وآله و توحيد
- توكّل
218. توصيهى اكيد خدا به محمّدصلى الله عليه وآله، براى توكّل بر خدا در كارها و امور: ... وشاوِرهُم فِى الاَمرِ فَاِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ... . آلعمران (3) 159 ... فَاَعرِض عَنهُم وتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ... . نساء (4) 81 واِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ... * ياَيُّهَا النَّبِىُّ حَسبُكَ اللَّهُ ومَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤمِنين. انفال (8) 61 و 64 قُل لَن يُصيبَنا اِلّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَول(43)نا وعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنون. توبه (9) 51 فَاِن تَوَلَّوا فَقُل حَسبِىَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلّا هُوَ عَلَيهِ تَوَكَّلتُ ... . توبه (9) 129 ... واِلَيهِ يُرجَعُ الاَمرُ كُلُّهُ فَاعبُدهُ وتَوَكَّل عَلَيهِ ... . هود (11) 123 ... قُل هُوَ رَبّى لا اِلهَ اِلّا هُوَ عَلَيهِ تَوَكَّلتُ ... . رعد (13) 30 وتَوَكَّل عَلَى الحَىِّ الَّذى لا يَموتُ ... . فرقان (25) 58 واَنذِر عَشيرَتَكَ الاَقرَبين * فَاِن عَصَوكَ فَقُل اِنّى بَرىءٌ مِمّا تَعمَلون * وتَوَكَّل عَلَى العَزيزِ الرَّحيم. شعراء (26) 214 و 216 و 217 فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ... . نمل (27) 79 وتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ وكَفى بِاللَّهِ وكيلا. احزاب (33) 3 ... وتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ... . احزاب (33) 48 ... قُل حَسبِىَ اللَّهُ عَلَيهِ يَتَوَكَّلُ المُتَوَكِّلون. زمر (39) 38 قُل هُوَ الرَّحمنُ ءامَنّا بِهِ وعَلَيهِ تَوَكَّلنا ... . ملك (67) 29 رَبُّ المَشرِقِ والمَغرِبِ لا اِلهَ اِلّا هُوَ فاتَّخِذهُ وكيلا. مزمّل (73) 9 219. توكّل پيامبرصلى الله عليه وآله بر خداوند، به دليل ربوبيّت او: ... قُل هُوَ رَبّى لا اِلهَ اِلّا هُوَ عَلَيهِ تَوَكَّلتُ واِلَيهِ مَتاب. رعد (13) 30 ... ذلِكُمُ اللَّهُ رَبّى عَلَيهِ تَوَكَّلتُ واِلَيهِ اُنيب. شورى (42) 10 رَبُّ المَشرِقِ والمَغرِبِ لا اِلهَ اِلّا هُوَ فاتَّخِذهُ وكيلا. مزمّل (73) 9
- تهجّد
220. تهجد و شب زندهدارى پيامبرصلى الله عليه وآله، مورد توجه و آگاهى خداوند: اِنَّ رَبَّكَ يَعلَمُ اَنَّكَ تَقومُ اَدنى مِن ثُلُثَىِ الَّيلِ ونِصفَهُ وثُلُثَهُ ... . مزمّل (73) 20 221. بيدار شدن از خواب در دل شب، براى تهجّد و قرائت قرآن، توصيهى خدا به محمّدصلى الله عليه وآله: ياَيُّهَا المُزَّمِّل * قُمِ الَّيلَ اِلّا قَليلا * نِصفَهُ اَوِ انقُص مِنهُ قَليلا * اَو زِد عَلَيهِ ورَتِّلِ القُرءانَ تَرتيلا. مزمّل (73) 1 - 4
- حقانيّت
222. حقّانيّت اسلام و رسالت پيغمبرصلى الله عليه وآله: قُل ياَيُّهَا النّاسُ قَد جاءَكُمُ الحَقُّ مِن رَبِّكُم فَمَنِ اهتَدى فَاِنَّما يَهتَدى لِنَفسِهِ ومَن ضَلَّ فَاِنَّما يَضِلُّ عَلَيها وما اَنا عَلَيكُم بِوَكيل. يونس (10) 108 بَل كَذَّبوا بِالحَقِّ لَمّا جاءَهُم فَهُم فى اَمرٍ مَريج. ق (50) 5 223. تأكيد خداوند بر حقّانيّت رسالت پيامبراكرمصلى الله عليه وآله: ق والقُرءانِ المَجيد * بَل عَجِبوا اَن جاءَهُم مُنذِرٌ مِنهُم فَقالَ الكفِرونَ هذا شَىءٌ عَجيب * بَل كَذَّبوا بِالحَقِّ لَمّا جاءَهُم فَهُم فى اَمرٍ مَريج. ق (50) 1 و 2 و 5 224. مخالفت با رسول خداصلى الله عليه وآله، پس از آگاهى به حقانيت آن حضرت، موجب گرفتار شدن به عذاب جهنم: ومَن يُشاقِقِ الرَّسولَ مِن بَعدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الهُدى ويَتَّبِع غَيرَ سَبيلِ المُؤمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلّى ونُصلِهِ جَهَنَّمَ وساءَت مَصيرا. نساء (4) 115 225. بيان حقايق كتمان شده از تورات و انجيل از سوى پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، نشانى بر حقّانيّت آن حضرت: ياَهلَ الكِتبِ قَد جاءَكُم رَسولُنا يُبَيِّنُ لَكُم كَثيرًا مِمّا كُنتُم تُخفونَ مِنَ الكِتبِ ويَعفوا عَن كَثيرٍ قَد جاءَكُم مِنَ اللَّهِ نورٌ وكِتبٌ مُبين. مائده (5) 15 226. اتمامحجّت خداوند بر حقّانيّت پيامبرصلى الله عليه وآله: اِنّا اَرسَلنكَ بِالحَقِّ بَشيرًا ونَذيرًا ولا تُسَلُ عَن اَصحبِ الجَحيم. بقره (2) 119 227. كفرورزى، موجب انكار هرگونه معجزه و گواه بر حقّانيّت پيامبراكرمصلى الله عليه وآله: ولَو نَزَّلنا عَلَيكَ كِتبًا فى قِرطاسٍ فَلَمَسوهُ بِاَيديهِم لَقالَ الَّذينَ كَفَروا اِن هذا اِلّا سِحرٌ مُبين. انعام (6) 7 228. قسمهاى الهى به ستارهها، شب و صبح، براى حقّانيّت قرآن و پيامبراكرمصلى الله عليه وآله: فَلا اُقسِمُ بِالخُنَّس * الجَوارِ الكُنَّس * والَّيلِ اِذا عَسعَس * والصُّبحِ اِذا تَنَفَّس * اِنَّهُ لَقَولُ رَسولٍ كَريم * ذى قُوَّةٍ عِندَ ذِى العَرشِ مَكين. تكوير (81) 15 - 20 229. تأييد حقّانيّت و روشنى راه پيامبرصلى الله عليه وآله از سوى خداوند: فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ اِنَّكَ عَلَى الحَقِّ المُبين. نمل (27) 79 230. منافع قوم يهود، برتر از اعتراف به حقّانيّت محمّدصلى الله عليه وآله، در ديدگاه عالمان و پيشوايان آنان: واِذا لَقُوا الَّذينَ ءامَنوا قالوا ءامَنّا واِذا خَلا بَعضُهُم اِلى بَعضٍ قالوا اَتُحَدِّثونَهُم بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيكُم لِيُحاجّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُم اَفَلا تَعقِلون.(44) بقره (2) 76 231. انكار حقّانيّت رسالت پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله، در حكم كفر به خداوند: واِذَا سَمِعوا ما اُنزِلَ اِلَى الرَّسولِ تَرَى اَعيُنَهُم تَفيضُ مِنَ الدَّمعِ مِمّا عَرَفوا مِنَ الحَقِّ يَقولونَ رَبَّنا ءامَنّا فَاكتُبنا مَعَ الشّهِدين * وما لَنا لا نُؤمِنُ بِاللَّهِ وما جاءَنا مِنَ الحَقِّ ... * والَّذينَ كَفَروا وكَذَّبوا بِايتِنا اُولكَ اَصحبُ الجَحيم (45). مائده (5) 83 و 84 و 86 232. سوگند خداوند به قرآن حكيم، براى اثبات حقّانيّت رسالت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله: والقُرءانِ الحَكيم * اِنَّكَ لَمِنَ المُرسَلين. يس (36) 2 و 3 233. سوگند خداوند به ديدنىها و ناديدنىها، براى اثبات حقّانيّت پيامبرصلى الله عليه وآله: فَلا اُقسِمُ بِما تُبصِرون * وما لا تُبصِرون * اِنَّهُ لَقَولُ رَسولٍ كَريم. حاقّه (69) 38 - 40 234. اطمينان پيامبرصلى الله عليه وآله به حقانيت راه خود، مقتضى توكل او به خدا: فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ اِنَّكَ عَلَى الحَقِّ المُبين. نمل (27) 79 235. تغيير قبله از بيتالمقدّس به كعبه، اتمام حجّتى از سوى خدا جهت اثبات حقّانيّت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله: سَيَقولُ السُّفَهاءُ مِنَ النّاسِ ما ولّهُم عَن قِبلَتِهِمُ الَّتى كانوا عَلَيها ... * وكَذلِكَ جَعَلنكُم اُمَّةً وسَطًا لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ ويَكونَ الرَّسولُ عَلَيكُم شَهيدًا وما جَعَلنَا القِبلَةَ الَّتى كُنتَ عَلَيها اِلّا لِنَعلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلى عَقِبَيهِ واِن كانَت لَكَبيرَةً اِلّا عَلَى الَّذينَ هَدَى اللَّهُ وما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ ايمنَكُم اِنَّ اللَّهَ بِالنّاسِ لَرَءوفٌ رَحيم (46). بقره (2) 142 و 143 ومِن حَيثُ خَرَجتَ فَوَلِّ وجهَكَ شَطرَ المَسجِدِ الحَرامِ وحَيثُ ما كُنتُم فَوَلّوا وُجوهَكُم شَطرَهُ لِئَلّا يَكونَ لِلنّاسِ عَلَيكُم حُجَّةٌ ... . بقره (2) 150 236. شهادت علماى اهل كتاب در عصر بعثت بر حقّانيّت پيامبرصلى الله عليه وآله: ويَقولُ الَّذينَ كَفَروا لَستَ مُرسَلًا قُل كَفى بِاللَّهِ شَهيدًا بَينى وبَينَكُم ومَن عِندَهُ عِلمُ الكِتب.(47) رعد (13) 43 237. استفاده نكردن از غذا، راه نرفتن در بازارها، داشتن گنج و باغ، نشانههاى صدق و حقّانيّت پيامبرصلى الله عليه وآله از ديدگاه مشركان: وقالَ الَّذينَ كَفَروا اِن هذا اِلّا اِفكٌ افتَر(48)هُ واَعانَهُ عَلَيهِ قَومٌ ءاخَرُونَ فَقَد جاءو ظُلمًا وزورا * وقالوا اَسطيرُ الاَوَّلينَ اكتَتَبَها فَهِىَ تُملى عَلَيهِ بُكرَةً واَصيلا * قُل اَنزَلَهُ الَّذى يَعلَمُ السِّرَّ فِى السَّموتِ والاَرضِ اِنَّهُ كانَ غَفورًا رَحيما * وقالوا مالِ هذا الرَّسولِ يَأكُلُ الطَّعامَ ويَمشى فِى الاَسواقِ لَولا اُنزِلَ اِلَيهِ مَلَكٌ فَيَكونَ مَعَهُ نَذيرا * اَو يُلقى اِلَيهِ كَنزٌ اَو تَكونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأكُلُ مِنها وقالَ الظّلِمونَ اِن تَتَّبِعونَ اِلّا رَجُلًا مَسحورا. فرقان (25) 4 - 8 238. تلاش پيشوايان بنىقريظه براى كتمان حقّانيّت رسالت پيامبراكرمصلى الله عليه وآله: واِذا لَقُوا الَّذينَ ءامَنوا قالوا ءامَنّا واِذا خَلا بَعضُهُم اِلى بَعضٍ قالوا اَتُحَدِّثونَهُم بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيكُم لِيُحاجّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُم اَفَلا تَعقِلون.(49) بقره (2) 76 239. نقش مؤثّر انديشه و خردمندى، در راهيابى به حقّانيّت پيامبراكرمصلى الله عليه وآله: ... واَسَرُّوا النَّجوَى الَّذينَ ظَلَموا هَل هذا اِلّا بَشَرٌ مِثلُكُم اَفَتَأتونَ السِّحرَ ... * بَل قالوا اَضغثُ اَحلمٍ بَلِ افتَرهُ بَل هُوَ شاعِرٌ ... * وما اَرسَلنا قَبلَكَ اِلّا رِجالًا نوحى اِلَيهِم فَسَلوا اَهلَ الذِّكرِ اِن كُنتُم لا تَعلَمون * لَقَد اَنزَلنا اِلَيكُم كِتبًا فيهِ ذِكرُكُم اَفَلا تَعقِلون. انبياء (21) 3 و 5 و 7 و 10 240. يهود و نصارا، خواهان سخن گفتن خداوند با آنان، دربارهى حقانيت پيامبراكرمصلى الله عليه وآله: و قالَ الَّذينَ لايَعلَمونَ لَولا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ اَو تَأتينا ءايَةٌ كَذلِكَ قالَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم مِثلَ قَولِهِم تَشبَهَت قُلوبُهُم قَد بَيَّنَّا الأيتِ لِقَومٍ يوقِنون. بقره (2) 118 241. بيان حقّانيّت پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، امانتى الهى در دست اهلكتاب: اِنَّ اللَّهَ يَأمُرُكُم اَن تُؤَدُّوا الاَمنتِ اِلى اَهلِها ... .(50) نساء (4) 58 242. كفرپيشگان عصر بعثت، خواستار معجزهاى جز قرآن، بر حقّانيّت محمّدصلى الله عليه وآله: وقالوا لَولا نُزِّلَ عَلَيهِ ءايَةٌ مِن رَبِّهِ ... . انعام (6) 37 ويَقولونَ لَولا اُنزِلَ عَلَيهِ ءايَةٌ مِن رَبِّهِ ... . يونس (10) 20 ويَقولُ الَّذينَ كَفَروا لَولا اُنزِلَ عَلَيهِ ءايَةٌ مِن رَبِّهِ ... . رعد (13) 7 وقالوا لَولا يَأتينا بِايَةٍ مِن رَبِّهِ ... . طه (20) 133 243. گواهطلبى مشركان از پيامبرصلى الله عليه وآله در تأييد حقّانيّت آن حضرت: قُل اَىُّ شَىءٍ اَكبَرُ شَهدَةً قُلِ اللَّهُ شَهيدٌ بَينى وبَينَكُم ... . انعام (6) 19 244. ارايهى معجزهاى محسوس و قابل رؤيت، توقّع مشركان از پيامبراكرمصلى الله عليه وآله جهت اثبات درستى ادّعاى نبوّت و حقّانيّت آن حضرت: اَو يُلقى اِلَيهِ كَنزٌ اَو تَكونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأكُلُ مِنها وقالَ الظّلِمونَ اِن تَتَّبِعونَ اِلّا رَجُلًا مَسحورا. فرقان (25) 8 245. حقّانيّت پيامبرصلى الله عليه وآله و ارتباط او با وحى، امرى ثابت شده براى منافقان: يَحذَرُ المُنفِقونَ اَن تُنَزَّلَ عَلَيهِم سورَةٌ تُنَبِّئُهُم بِما فى قُلوبِهِم ... . توبه (9) 64 246. نازل نشدن عذاب الهى به علت اهانتهاى منافقان و يهوديان به آنان، دليل عدم حقانيت آن حضرت در نظر آنان: اَلَم تَرَ اِلَى الَّذينَ نُهوا عَنِ النَّجوى ثُمَّ يَعودونَ لِما نُهوا عَنهُ ويَتَنجَونَ بِالاِثمِ والعُدونِ ومَعصيَتِ الرَّسولِ واِذا جاءوكَ حَيَّوكَ بِما لَم يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ ويَقولونَ فى اَنفُسِهِم لَولا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقولُ ... . مجادله (58) 8 247. اطمينان يهوديان عصر بعثت به حقانيت پيامبراكرمصلى الله عليه وآله و انطباق علايم پيامبر موجود در كتاب آسمانى آنان بر آن حضرت: واِذا لَقُوا الَّذينَ ءامَنوا قالوا ءامَنّا واِذا خَلا بَعضُهُم اِلى بَعضٍ قالوا اَتُحَدِّثونَهُم بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيكُم لِيُحاجّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُم اَفَلا تَعقِلون. بقره (2) 76 اِنَّ الَّذينَ يَكتُمونَ ما اَنزَلنا مِنَ البَيِّنتِ والهُدى مِن بَعدِ ما بَيَّنّهُ لِلنّاسِ فِى الكِتبِ اُولكَ يَلعَنُهُمُ اللَّهُ ويَلعَنُهُمُ اللّعِنون. بقره (2) 159
- خوف از خدا
248. شايسته بودن خوف پيامبرصلى الله عليه وآله از خدا، نه از مردم، در ماجراى ازدواج با همسر پسرخواندهى خود (زيد): واِذ تَقولُ لِلَّذى اَنعَمَ اللَّهُ عَلَيهِ واَنعَمتَ عَلَيهِ اَمسِك عَلَيكَ زَوجَكَ واتَّقِ اللَّهَ وتُخفى فى نَفسِكَ مَا اللَّهُ مُبديهِ وتَخشَى النّاسَ واللَّهُ اَحَقُّ اَن تَخشهُ فَلَمّا قَضى زَيدٌ مِنها وطَرًا زَوَّجنكَها لِكَى لا يَكونَ عَلَى المُؤمِنينَ حَرَجٌ فى اَزوجِ اَدعياهِم اِذا قَضَوا مِنهُنَّ وطَرًا وكانَ اَمرُ اللَّهِ مَفعولا. احزاب (33) 37 249. ياد خدا با تضرّع و خوف، از فرمانهاى خدا به پيامبرصلى الله عليه وآله: واذكُر رَبَّكَ فى نَفسِكَ تَضَرُّعًا وخيفَةً ... . اعراف (7) 205
- ركوع
250. ركوع بسيار، از اوصاف حضرت محمّدصلى الله عليه وآله: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَرهُم رُكَّعًا ... .(51) فتح (48) 29 251. ركوع حضرت محمّدصلى الله عليه وآله، از اوصاف آن حضرت در تورات و انجيل: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَرهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ ورِضونًا سيماهُم فى وُجوهِهِم مِن اَثَرِ السُّجودِ ذلِكَ مَثَلُهُم فِى التَّورةِ ومَثَلُهُم فِى الاِنجيلِ ... . فتح (48) 29 252. ركوع پيامبرصلى الله عليه وآله براى جلب رضايت پروردگار: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَرهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ ورِضونًا ... . فتح (48) 29 253. ركوع و سجود پيامبرصلى الله عليه وآله، عالىترين جلوهى نيايش و عبوديّت در برابر خداوند: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَرهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ ورِضونًا ... . فتح (48) 29 254. اخلاص پيامبرصلى الله عليه وآله در ركوع: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَرهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ ورِضونًا ... . فتح (48) 29 255. دعاى پيامبراكرمصلى الله عليه وآله در حال ركوع، براى جلب تفضّلات و نعمتهاى الهى: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَرهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ ورِضونًا ... . فتح (48) 29 256. ركوع محمّدصلى الله عليه وآله و پيروانش در برابر خداوند، نمودى آشكار از عمل صالح: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَر(52)هُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ ورِضونًا ... وعَدَ اللَّهُ الَّذينَ ءامَنوا وعَمِلوا الصّلِحتِ ... . فتح (48) 29 257. ركوع پيامبرصلى الله عليه وآله، درپىدارندهى مغفرت الهى براى حضرت: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَرهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ ورِضونًا سيماهُم فى وُجوهِهِم مِن اَثَرِ السُّجودِ ذلِكَ مَثَلُهُم فِى التَّورةِ ومَثَلُهُم فِى الاِنجيلِ كَزَرعٍ اَخرَجَ شَطَهُ فَازَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوى عَلى سوقِهِ يُعجِبُ الزُّرّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الكُفّارَ وعَدَ اللَّهُ الَّذينَ ءامَنوا وعَمِلوا الصّلِحتِ مِنهُم مَغفِرَةً واَجرًا عَظيما. فتح (48) 29 258. ركوع پيامبرصلى الله عليه وآله، زمينهساز بهرهمندى آن حضرت از پاداش بزرگ خداوند: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَرهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ ورِضونًا ... وعَدَ اللَّهُ الَّذينَ ءامَنوا وعَمِلوا الصّلِحتِ مِنهُم مَغفِرَةً واَجرًا عَظيما. فتح (48) 29
- سجده
259. مداومت پيامبرصلى الله عليه وآله بر سجده كردن و عبادت خداوند: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَرهُم رُكَّعًا سُجَّدًا ... .(53) فتح (48) 29 260. وصف پيامبرصلى الله عليه وآله در تورات، به سجده كردن براى خداوند: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَر(54)هُم رُكَّعًا سُجَّدًا ... سيماهُم فى وُجوهِهِم مِن اَثَرِ السُّجودِ ذلِكَ مَثَلُهُم فِى التَّورةِ ... . فتح (48) 29 261. وصف پيامبرصلى الله عليه وآله در انجيل، به سجده كردن براى خداوند: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَرهُم رُكَّعًا سُجَّدًا ... سيماهُم فى وُجوهِهِم مِن اَثَرِ السُّجودِ ذلِكَ مَثَلُهُم فِى التَّور(55)ومَثَلُهُم فِى الاِنجيلِ ... . فتح (48) 29 262. سجده براى خداوند در پاسى از شب، داراى اهمّيّت بسزا براى پيامبرصلى الله عليه وآله: ومِنَ الَّيلِ فَاسجُد لَهُ وسَبِّحهُ لَيلًا طَويلا. انسان (76) 26 263. نزول قرآن بر پيامبرصلى الله عليه وآله، مستلزم اختصاص دادن پاسى از شب براى سجده در برابر خداوند به وسيلهى حضرت: اِنّا نَحنُ نَزَّلنا عَلَيكَ القُرءانَ تَنزيلا * فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ ... * ومِنَ الَّيلِ فَاسجُد لَهُ ... . انسان (76) 23 و 24 و 26 264. سجدهى پيامبرصلى الله عليه وآله براى خداوند، زمينهساز جلب حمايت الهى از آن حضرت در برابر استهزاگران: اِنّا كَفَينكَ المُستَهزِءين * اَلَّذينَ يَجعَلونَ مَعَ اللَّهِ اِلهًا ءاخَرَ فَسَوفَ يَعلَمون * ولَقَد نَعلَمُ اَنَّكَ يَضيقُ صَدرُكَ بِما يَقولون * فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وكُن مِنَ السّجِدين. حجر (15) 95 - 98 265. اختصاص پاسى از شب براى سجده در برابر خداوند از سوى پيامبرصلى الله عليه وآله، نمودى از دنياگريزى و آخرتانديشى حضرت: ومِنَ الَّيلِ فَاسجُد لَهُ ... * اِنَّ هؤُلاءِ يُحِبّونَ العاجِلَةَ ويَذَرونَ وراءَهُم يَومًا ثَقيلا. انسان (76) 26 و 27 266. آشكار بودن علايم سجده در چهرهى پيامبرصلى الله عليه وآله: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَر(56)هُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ ورِضونًا سيماهُم فى وُجوهِهِم مِن اَثَرِ السُّجودِ ... . فتح (48) 29 267. سجدهى پيامبراكرمصلى الله عليه وآله براى خداوند، راهى براى مقاومت در برابر دشمنان كينهتوز: اِنّا كَفَينكَ المُستَهزِءين * اَلَّذينَ يَجعَلونَ مَعَ اللَّهِ اِلهًا ءاخَرَ فَسَوفَ يَعلَمون * ولَقَد نَعلَمُ اَنَّكَ يَضيقُ صَدرُكَ بِما يَقولون * فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وكُن مِنَ السّجِدين. حجر (15) 95 - 98 اَرَءَيتَ الَّذى يَنهى * عَبدًا اِذا صَلّى * اَرَءَيتَ اِن كانَ عَلَى الهُدى * اَو اَمَرَ بِالتَّقوى * اَرَءَيتَ اِن كَذَّبَ وتَوَلّى * اَلَم يَعلَم بِاَنَّ اللَّهَ يَرى * كَلّا لَ(57)ن لَم يَنتَهِ لَنَسفَعًا بِالنّاصِيَة * ناصِيَةٍ كذِبَةٍ خاطِئَة * فَليَدعُ نادِيَة * سَنَدعُ الزَّبانِيَة * كَلّا لا تُطِعهُ واسجُد واقتَرِب. علق (96) 9 - 19 268. سجدهى پيامبرصلى الله عليه وآله در برابر خداوند، سبب تقرّب ايشان به درگاه الهى: كَلّا لا تُطِعهُ واسجُد واقتَرِب. علق (96) 19 269. توصيهى خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله مبنى بر سجده نمودن آن حضرت در پى دلتنگى از رفتار استهزاگران: اِنّا كَفَينكَ المُستَهزِءين * اَلَّذينَ يَجعَلونَ مَعَ اللَّهِ اِلهًا ءاخَرَ فَسَوفَ يَعلَمون * ولَقَد نَعلَمُ اَنَّكَ يَضيقُ صَدرُكَ بِما يَقولون * فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وكُن مِنَ السّجِدين. حجر (15) 95 - 98 270. توصيهى خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله به سجده و كرنش نمودن آن حضرت براى خداوند: فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وكُن مِنَ السّجِدين. حجر (15) 98 ومِنَ الَّيلِ فَسَبِّحهُ واَدبرَ السُّجود.(58) ق (50) 40 كَلّا لا تُطِعهُ واسجُد واقتَرِب. علق (96) 19 271. توصيهى خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله، براى تسبيح پروردگار، پس از سجدههاى خود: ومِنَ الَّيلِ فَسَبِّحهُ واَدبرَ السُّجود. ق (50) 40 272. پيامبرصلى الله عليه وآله، مورد لطف و عنايت خاصّ خداوند، هنگام سجدههايش: الَّذى يَركَ حينَ تَقوم * وتَقَلُّبَكَ فِى السّجِدين (59). شعراء (26) 218 و 219 273. لطف و عنايت خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله، به هنگام سجدههايش، برخاسته از شنوايى و علم او: الَّذى يَركَ حينَ تَقوم * وتَقَلُّبَكَ فِى السّجِدين * اِنَّهُ هُوَ السَّميعُ العَليم (60). شعراء (26) 218 - 220
- شكر
274. شكر و سپاسگزارى پيامبرصلى الله عليه وآله به درگاه الهى، با اقامهى نماز، در برابر نعمت كوثر: اِنّا اَعطَينكَ الكَوثَر * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وانحَر. كوثر (108) 1 و 2 275. شكر پيامبرصلى الله عليه وآله در برابر نعمتهاى خداوند، با قربانى به درگاه پروردگار: اِنّا اَعطَينكَ الكَوثَر * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وانحَر. كوثر (108) 1 و 2 276. شكر و سپاسگزارى پيامبرصلى الله عليه وآله به درگاه پروردگار، در پى بهرهمندى از امدادها و الطاف الهى، با ابتهال و تضرّع و دعا: اَلَم نَشرَح لَكَ صَدرَك * ووضَعنا عَنكَ وِزرَك * اَلَّذى اَنقَضَ ظَهرَك * ورَفَعنا لَكَ ذِكرَك * فَاِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرا * اِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرا * فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب.(61) انشراح (94) 1 - 7 277. بهرهمندى پيامبرصلى الله عليه وآله از نعمت كوثر، موجب و وادارسازندهى آن حضرت، به شكر و سپاس به درگاه پروردگار: اِنّا اَعطَينكَ الكَوثَر * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وانحَر. كوثر (108) 1 و 2 278. شكر پيامبرصلى الله عليه وآله به درگاه الهى، با ابتهال و تضرّع و راز و نياز، مورد توصيهى خداوند به آن حضرت: اَلَم نَشرَح لَكَ صَدرَك * ووضَعنا عَنكَ وِزرَك * اَلَّذى اَنقَضَ ظَهرَك * ورَفَعنا لَكَ ذِكرَك * فَاِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرا * اِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرا * فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب * واِلى رَبِّكَ فَارغَب. انشراح (94) 1 - 8
- عبوديّت
279. عبوديّت پيامبرصلى الله عليه وآله زمينهى شايستگى وى براى انذار مردم: تَبارَكَ الَّذى نَزَّلَ الفُرقانَ عَلى عَبدِهِ لِيَكونَ لِلعلَمينَ نَذيرا. فرقان (25) 1 280. عبوديّت پيامبرصلى الله عليه وآله نزد خداوند، صفتى بس مهم و ارزشمند براى او: سُبحنَ الَّذى اَسرى بِعَبدِهِ لَيلًا مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَى المَسجِدِ الاَقصَا الَّذى برَكنا حَولَهُ ... . اسراء (17) 1 281. عبوديّت پيامبرصلى الله عليه وآله، رمز شايستگى آن حضرت براى معراج و مشاهدهى آيات مهم الهى: سُبحنَ الَّذى اَسرى بِعَبدِهِ لَيلًا مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَى المَسجِدِ الاَقصَا الَّذى برَكنا حَولَهُ لِنُرِيَهُ مِن ءايتِنا اِنَّهُ هُوَ السَّميعُ البَصير. اسراء (17) 1 282. نقش عبوديّت پيامبرصلى الله عليه وآله در نايل شدن آن حضرت به مقام رسالت و نزول قرآن بر ايشان: واِن كُنتُم فى رَيبٍ مِمّا نَزَّلنا عَلى عَبدِنا فَأتوا بِسورَةٍ مِن مِثلِهِ ... . بقره (2) 23 واعلَموا اَنَّما غَنِمتُم مِن شَىءٍ فَاَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ ... اِن كُنتُم ءامَنتُم بِاللَّهِ وما اَنزَلنا عَلى عَبدِنا يَومَ الفُرقانِ يَومَ التَّقَى الجَمعانِ ... . انفال (8) 41 ... اَنزَلَ عَلى عَبدِهِ الكِتبَ ... . كهف (18) 1 تَبارَكَ الَّذى نَزَّلَ الفُرقانَ عَلى عَبدِهِ لِيَكونَ لِلعلَمينَ نَذيرا. فرقان (25) 1 فَاَوحى اِلى عَبدِهِ ما اَوحى. نجم (53) 10 هُوَ الَّذى يُنَزِّلُ عَلى عَبدِهِ ءايتٍ بَيِّنتٍ لِيُخرِجَكُم مِنَ الظُّلُمتِ اِلَى النّورِ ... . حديد (57) 9 283. محمّدصلى الله عليه وآله، عبد خدا و داراى مقامى والا در بندگى او: ... مِمّا نَزَّلنا عَلى عَبدِنا ... . بقره (2) 23 ... وما اَنزَلنا عَلى عَبدِنا ... . انفال (8) 41 ... اَنزَلَ عَلى عَبدِهِ الكِتبَ ... . كهف (18) 1 ... عَلى عَبدِهِ ... . فرقان (25) 1 اَلَيسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبدَهُ ويُخَوِّفونَكَ بِالَّذينَ مِن دونِهِ ومَن يُضلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِن هاد. زمر (39) 36 هُوَ الَّذى يُنَزِّلُ عَلى عَبدِهِ ءايتٍ بَيِّنتٍ لِيُخرِجَكُم مِنَ الظُّلُمتِ اِلَى النّورِ واِنَّ اللَّهَ بِكُم لَرَءوفٌ رَحيم. حديد (57) 9 واَنَّهُ لَمّا قامَ عَبدُ اللَّهِ يَدعوهُ كادوا يَكونونَ عَلَيهِ لِبَدا. جنّ (72) 19 عَبدًا اِذا صَلّى. علق (96) 10 284. محمّدصلى الله عليه وآله، در عين رفعت مقام و عروج به معراج، عبد و بندهى خدا: سُبحنَ الَّذى اَسرى بِعَبدِهِ لَيلًا مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَى المَسجِدِ الاَقصَا الَّذى برَكنا حَولَهُ لِنُرِيَهُ مِن ءايتِنا ... . اسراء (17) 1 285. عبوديّت، عالىترين مقام محمّدصلى الله عليه وآله، در اوج تقرّب به خداوند: ثُمَّ دَنا فَتَدَلّى * فَاَوحى اِلى عَبدِهِ ما اَوحى. نجم (53) 8 و 10 286. محمّدصلى الله عليه وآله، بندهى برگزيدهى خدا، براى بهرهمندى از هدايت ويژهى قرآن: ... ولكِن جَعَلنهُ نورًا نَهدى بِهِ مَن نَشاءُ مِن عِبادِنا ... . شورى (42) 52 287. محمّدصلى الله عليه وآله، عبد و بندهى مورد تكريم خدا، با ارسال آيات آسمانى بر او: هُوَ الَّذى يُنَزِّلُ عَلى عَبدِهِ ءايتٍ بَيِّنتٍ ... . حديد (57) 9 288. عبوديّت ابراهيمعليه السلام، الگويى براى عبوديّت محمّدصلى الله عليه وآله: واذكُر عِبدَنا اِبرهيمَ واِسحقَ ويَعقوبَ اُولِى الاَيدى والاَبصر. ص (38) 45 289. عبوديّت اسحاقعليه السلام، الگويى براى عبوديّت محمّدصلى الله عليه وآله: واذكُر عِبدَنا ... واِسحقَ ... . ص (38) 45 290. عبوديّت يعقوبعليه السلام، توصيهى سازندهاى براى عبوديّت محمّدصلى الله عليه وآله: واذكُر عِبدَنا ... ويَعقوبَ ... . ص (38) 45 291. محمّدصلى الله عليه وآله، از بندگان خدا و بهرهمند از فضل و بخشش خاصّ او: ... اَن يُنَزِّلَ اللَّهُ مِن فَضلِهِ عَلى مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ ... . بقره (2) 90 292. نزول آيات تاريخ پيامبران به امر خدا، وسيلهاى براى تقويت روحيّهى عبادى محمّدصلى الله عليه وآله: ... فَاعبُدهُ واصطَبِر لِعِبدَتِهِ ... .(62) مريم (19) 65
- قرب
293. مقام قرب پيامبرصلى الله عليه وآله نزد خدا، در تشبيه به اندازه دو كمان: ثُمَّ دَنا فَتَدَلّى * فَكانَ قابَ قَوسَينِ اَو اَدنى * فَاَوحى اِلى عَبدِهِ ما اَوحى. نجم (53) 8 - 10 قرآن و فضايل اجتماعى پيامبر اعظمصلى الله عليه وآله
- ادب
294. سفارش خداوند به رفتار مؤدّبانهى محمّدصلى الله عليه وآله با مؤمنان و سلام كردن به آنان: واِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِايتِنا فَقُل سَلمٌ عَلَيكُم كَتَبَ رَبُّكُم عَلى نَفسِهِ الرَّحمَةَ ... . انعام (6) 54 295. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به رعايت ادب، به هنگام مناظره و استدلال با مخالفان: اُدعُ اِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ والمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وجدِلهُم بِالَّتى هِىَ اَحسَنُ ... . نحل (16) 125 296. سفارش خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله، مبنى بر رعايت ادب و قدردانى از پرداخت كنندگان زكات: خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم وتُزَكّيهِم بِها وصَلِّ عَلَيهِم ... . توبه (9) 103 297. تعليم ادبِ دريافت وحى به محمّدصلى الله عليه وآله، از جانب خدا: ... ولا تَعجَل بِالقُرءانِ مِن قَبلِ اَن يُقضى اِلَيكَ وحيُهُ ... . طه (20) 114 لا تُحَرِّك بِهِ لِسانَكَ لِتَعجَلَ بِه * اِنَّ عَلَينا جَمعَهُ وقُرءانَه * فَاِذا قَرَأنهُ فَاتَّبِع قُرءانَه. قيامت (75) 16 - 18
- استقامت
298. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور استقامت در ابلاغ دين و گسترش توحيد: فاستَقِم كَما اُمِرتَ ... . هود (11) 112 قُل يقَومِ اعمَلوا عَلى مَكانَتِكُم اِنّى عمِلٌ فَسَوفَ تَعلَمون. زمر (39) 39 ... واستَقِم كَما اُمِرتَ ... . شورى (42) 15 299. استقامت محمّدصلى الله عليه وآله در برابر دشمنان، بر اثر امداد الهى: ولَولا اَن ثَبَّتنكَ لَقَد كِدتَّ تَركَنُ اِلَيهِم شَيًا قَليلا. اسراء (17) 74 300. محمّدصلى الله عليه وآله، موظّف به ثبات قدم و استقامت در برابر دشمنان: قُل يقَومِ اعمَلوا عَلى مَكانَتِكُم اِنّى عامِلٌ فَسَوفَ تَعلَمونَ مَن تَكونُ لَهُ عقِبَةُ الدّارِ ... . انعام (6) 135 ولَولا اَن ثَبَّتنكَ لَقَد كِدتَّ تَركَنُ اِلَيهِم شَيًا قَليلا * اِذًا لَاَذَقنكَ ضِعفَ الحَيوةِ وضِعفَ المَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَينا نَصيرا. اسراء (17) 74 و 75 وقالَ الَّذينَ كَفَروا لَولا نُزِّلَ عَلَيهِ القُرءانُ جُملَةً وحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ ورَتَّلنهُ تَرتيلا. فرقان (25) 32 فَلا تُطِعِ المُكَذِّبين * ودّوا لَو تُدهِنُ فَيُدهِنون * ولا تُطِع كُلَّ حَلّافٍ مَهين. قلم (68) 8 - 10 نيزر تقويت روحيّهى محمّدصلى الله عليه وآله 301. ترغيب و تشويق پيامبرصلى الله عليه وآله، از ناحيهى خداوند، به استقامت در اجراى رسالت، به رغم مخالفت با وى: فَاِن كَذَّبوكَ فَقَد كُذِّبَ رُسُلٌ مِن قَبلِكَ ... . آلعمران (3) 184 تِلكَ مِن اَنباءِ الغَيبِ نوحيها اِلَيكَ ما كُنتَ تَعلَمُها اَنتَ ولا قَومُكَ مِن قَبلِ هذا فَاصبِر اِنَّ العقِبَةَ لِلمُتَّقين. هود (11) 49 وكَذلِكَ جَعَلنا لِكُلِّ نَبىٍّ عَدُوًّا مِنَ المُجرِمينَ وكَفى بِرَبِّكَ هاديًا ونَصيرا. فرقان (25) 31 واِن يُكَذِّبُوكَ فَقَد كُذِّبَت رُسُلٌ مِن قَبلِكَ واِلَى اللَّهِ تُرجَعُ الاُمور. فاطر (35) 4 واِن يُكَذِّبوكَ فَقَد كَذَّبَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم جاءَتهُم رُسُلُهُم بِالبَيِّنتِ وبِالزُّبُرِ وبِالكِتبِ المُنير. فاطر (35) 25 نيز¬ پاداش محمّدصلى الله عليه وآله
- اسوه بودن
302. محمّدصلى الله عليه وآله، اسوهى نيكو براى مسلمانان: لَقَد كانَ لَكُم فى رَسولِ اللَّهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كانَ يَرجوا اللَّهَ واليَومَ الأخِرَ ... . احزاب (33) 21 303. محمّدصلى الله عليه وآله، اسوهاى شايسته براى موحّدان و آخرتطلبان: لَقَد كانَ لَكُم فى رَسولِ اللَّهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كانَ يَرجوا اللَّهَ واليَومَ الأخِرَ ... . احزاب (33) 21 304. پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله، الگويى شايسته در صبر و شكيبايى: فَاصبِر كَما صَبَرَ اولوا العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ ... . احقاف (46) 35 305. پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله، اسوهاى براى امّت اسلام: وكَذلِكَ جَعَلنكُم اُمَّةً وسَطًا لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ ويَكونَ الرَّسولُ عَلَيكُم شَهيدًا ... .(63) بقره (2) 143 306. پيامبرصلى الله عليه وآله، اسوهاى براى جهاد در راه خدا: لَقَد كانَ لَكُم فى رَسولِ اللَّهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كانَ يَرجوا اللَّهَ واليَومَ الأخِرَ ... . احزاب (33) 21
- اطعام
307. اطعام محمّدصلى الله عليه وآله به مؤمنان، به صورت وليمهى ازدواج با زينب: ياَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَدخُلوا بُيوتَ النَّبىِّ اِلّا اَن يُؤذَنَ لَكُم اِلى طَعامٍ غَيرَ نظِرينَ اِنهُ ولكِن اِذا دُعيتُم فَادخُلوا فَاِذا طَعِمتُم فَانتَشِروا ولا مُستَنِسينَ لِحَديثٍ ... . احزاب (33) 53
- امانتدارى
308. امانتدارى پيامبرصلى الله عليه وآله، در جمعآورى و تقسيم غنايم: وما كانَ لِنَبِىٍّ اَن يَغُلَّ ومَن يَغلُل يَأتِ بِما غَلَّ يَومَ القِيمَةِ ... .(64) آلعمران (3) 161 309. امانتدارى پيامبرصلى الله عليه وآله در تبيين و ابلاغ وحى به مردم: وما صاحِبُكُم بِمَجنون * وما هُوَ عَلَى الغَيبِ بِضَنين. تكوير (81) 22 و 24
- امر به معروف
310. پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، از آمران به معروف: اَلَّذينَ يَتَّبِعونَ الرَّسولَ النَّبِىَّ الاُمِّىَّ الَّذى ... يَأمُرُهُم بِالمَعروفِ ... . اعراف (7) 157 311. امر به معروف، از نشانههاى ذكر شده براى پيامبرصلى الله عليه وآله در تورات و انجيل: اَلَّذينَ يَتَّبِعونَ الرَّسولَ النَّبِىَّ الاُمِّىَّ الَّذى يَجِدونَهُ مَكتوبًا عِندَهُم فِى التَّور(65)ةِ والاِنجيلِ يَأمُرُهُم بِالمَعروفِ ويَنه(66)هُم عَنِ المُنكَرِ ... . اعراف (7) 157 312. امر به معروف، از وظايف پيامبراكرمصلى الله عليه وآله: خُذِ العَفوَ وأمُر بِالعُرفِ واَعرِض عَنِ الجهِلين. اعراف (7) 199
- انفاق
313. پيامبرصلى الله عليه وآله، موظّف به انفاق مال به ذوىالقربى و نيازمندان و در راه ماندگان: وءاتِ ذَا القُربى حَقَّهُ والمِسكينَ وابنَ السَّبيلِ ... . اسراء (17) 26 فَاتِ ذَا القُربى حَقَّهُ والمِسكينَ وابنَ السَّبيلِ ... . روم (30) 38
- تبرّى
314. بيزارى محمدصلى الله عليه وآله، از مشركان: بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ ورَسولِهِ اِلَى الَّذينَ عهَدتُم مِنَ المُشرِكين * واَذنٌ مِنَ اللَّهِ ورَسولِهِ ... اَنَّ اللَّهَ بَرِىءٌ مِنَ المُشرِكينَ ورَسولُهُ ... . توبه (9) 1 و 3 315. بيزارى محمّدصلى الله عليه وآله، از رفتار مشركان: واِن كَذَّبوكَ فَقُل لى عَمَلى ولَكُم عَمَلُكُم ... واَنا بَرىءٌ مِمّا تَعمَلون. يونس (10) 41 فَاِن عَصَوكَ فَقُل اِنّى بَرىءٌ مِمّا تَعمَلون. شعراء (26) 216 316. تبرّى و بيزارى پيامبرصلى الله عليه وآله، از معبودان مشركان: قُل اَىُّ شَىءٍ اَكبَرُ شَهدَةً قُلِ اللَّهُ شَهيدٌ بَينى وبَينَكُم ... قُل اِنَّما هُوَ اِلهٌ وحِدٌ واِنَّنى بَرِىءٌ مِمّا تُشرِكُون. انعام (6) 19 قُل ياَيُّهَا الكفِرون * لا اَعبُدُ ما تَعبُدون * ولا اَنتُم عبِدونَ ما اَعبُد * ولا اَنا عابِدٌ ما عَبَدتُم * ولا اَنتُم عبِدونَ ما اَعبُد * لَكُم دينُكُم ولِىَ دين. كافرون (109) 1 - 6 317. پيامبرصلى الله عليه وآله، انسانى موحّد و به دور از شرك: ... قُل اِنَّما هُوَ اِلهٌ وحِدٌ واِنَّنى بَرِىءٌ مِمّا تُشرِكُون. انعام (6) 19 قُل اِنّى نُهيتُ اَن اَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ قُل لا اَتَّبِعُ اَهواءَكُم قَد ضَلَلتُ اِذًا وما اَنَا مِنَ المُهتَدين. انعام (6) 56 قُل ياَيُّهَا النّاسُ اِن كُنتُم فى شَكٍّ مِن دينى فَلَا اَعبُدُ الَّذينَ تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ولكِن اَعبُدُ اللَّهَ الَّذى يَتَوَفّ(67)كُم واُمِرتُ اَن اَكونَ مِنَ المُؤمِنين. يونس (10) 104 قُل ... وسُبحنَ اللَّهِ وما اَنا مِنَ المُشرِكين. يوسف (12) 108 ... قُل اِنَّما اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللَّهَ ولا اُشرِكَ بِهِ اِلَيهِ اَدعوا واِلَيهِ مَاب. رعد (13) 36 وقُلِ الحَمدُ لِلَّهِ الَّذى لَم يَتَّخِذ ولَدًا ولَم يَكُن لَهُ شَريكٌ فِى المُلكِ ولَم يَكُن لَهُ ولِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وكَبِّرهُ تَكبيرا. اسراء (17) 111 ولا تَدعُ مَعَ اللَّهِ اِلهًا ءاخَرَ لا اِلهَ اِلّا هُوَ كُلُّ شَىءٍ هالِكٌ اِلّا وجهَهُ لَهُ الحُكمُ واِلَيهِ تُرجَعون. قصص (28) 88 قُل اَفَغَيرَ اللَّهِ تَأمُرُونّى اَعبُدُ اَيُّهَا الجهِلون * ولَقَد اُوحِىَ اِلَيكَ واِلَى الَّذينَ مِن قَبلِكَ لَ(68)ن اَشرَكتَ لَيَحبَطَنَّ عَمَلُكَ ولَتَكونَنَّ مِنَ الخسِرين. زمر (39) 64 و 65 قُل اِنّى نُهيتُ اَن اَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ لَمّا جاءَنِىَ البَيِّنتُ مِن رَبّى واُمِرتُ اَن اُسلِمَ لِرَبِّ العلَمين. غافر (40) 66 قُل اِنَّما اَدعوا رَبّى ولا اُشرِكُ بِهِ اَحَدا. جنّ (72) 20 قُل ياَيُّهَا الكفِرون * لا اَعبُدُ ما تَعبُدون * ولا اَنتُم عبِدونَ ما اَعبُد * ولا اَنا عابِدٌ ما عَبَدتُم. كافرون (109) 1 - 4 318. برائت پيامبرصلى الله عليه وآله از شرك ... قُل اِنَّما هُوَ اِلهٌ وحِدٌ واِنَّنى بَرِىءٌ مِمّا تُشرِكُون. انعام (6) 19 نيزر محمّدصلى الله عليه وآله و مشركان
- تحيّت
319. پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله، موظّف به پيشى جستن در اسلام و تحيّت بر مؤمنان: واِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِايتِنا فَقُل سَلمٌ عَلَيكُم ... . انعام (6) 54 قُلِ الحَمدُ لِلَّهِ وسَلمٌ عَلى عِبادِهِ الَّذينَ اصطَفى ءاللَّهُ خَيرٌ اَمّا يُشرِكون. نمل (27) 59 320. فرستادن سلام و تحيّت بر رسولان الهى، رهنمود خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله: قُلِ الحَمدُ لِلَّهِ وسَلمٌ عَلى عِبادِهِ الَّذينَ اصطَفى ... . نمل (27) 59
- تواضع
321. محمّدصلى الله عليه وآله، موظّف به تواضع و برخورد فروتنانه با مؤمنان: واِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِايتِنا فَقُل سَلمٌ عَلَيكُم ... . انعام (6) 54 ... واخفِض جَناحَكَ لِلمُؤمِنين. حجر (15) 88 واخفِض جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤمِنين. شعراء (26) 215
- حسن خلق
322. پيامبرصلى الله عليه وآله، داراى اخلاقى خوش و به دور از هر گونه سنگدلى و خشونت: فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ ... . آلعمران (3) 159 323. برخوردارى پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله، از حسن خلق و خوى والا: فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ فَاعفُ عَنهُم واستَغفِر لَهُم وشاوِرهُم فِى الاَمرِ ... . آلعمران (3) 159 واِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيم. قلم (68) 4 324. حسن خلق پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، آميخته با سرشت آن حضرت: واِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيم.(69) قلم (68) 4 325. خوش خلقى پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، از روشهاى تربيتى آن حضرت: فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ ... . آلعمران (3) 159 ... وجدِلهُم بِالَّتى هِىَ اَحسَنُ ... * ... ولا تَكُ فى ضَيقٍ مِمّا يَمكُرون. نحل (16) 125 و 127 326. رحمت الهى، تنها سر چشمه و منشأ نرمخويى و حسن خلق پيامبرصلى الله عليه وآله با مردم: فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ فَاعفُ عَنهُم واستَغفِر لَهُم وشاوِرهُم فِى الاَمرِ فَاِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلين. آلعمران (3) 159 327. رعايت حسن خلق با مؤمنان، توصيهى خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله: لا تَمُدَّنَّ عَينَيكَ اِلى ما مَتَّعنا بِهِ اَزوجًا مِنهُم ولا تَحزَن عَلَيهِم واخفِض جَناحَكَ لِلمُؤمِنين. حجر (15) 88 328. برخوردارى پيامبرصلى الله عليه وآله، از منش و خلق و خوى والا، عاملى مهم در جذب مردم به دين: فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ ... . آلعمران (3) 159 329. حسن خلق والاى پيامبرصلى الله عليه وآله، واكنش آن حضرت در برابر تهمتها و افتراهاى مخالفان: ما اَنتَ بِنِعمَةِ رَبِّكَ بِمَجنون * واِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيم. قلم (68) 2 و 4
- خاتميّت
330. محمّدصلى الله عليه وآله رسول خدا و خاتم پيامبران: ما كانَ مُحَمَّدٌ ... ولكِن رَسولَ اللَّهِ وخاتَمَ النَّبيّينَ ... . احزاب (33) 40 331. عموميّت رسالت محمّدصلى الله عليه وآله نسبت به همهى جهانيان و ختم نبوّت به ايشان: اُولكَ الَّذينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُد(70)هُمُ اقتَدِهُ قُل لا اَسَلُكُم عَلَيهِ اَجرًا اِن هُوَ اِلّا ذِكرى لِلعلَمين.(71) انعام (6) 90 332. انذار مردم در طول تاريخ، هدف از نزول قرآن بر پيامبرصلى الله عليه وآله: قُل ... واوحِىَ اِلَىَّ هذا القُرءانُ لِاُنذِرَكُم بِهِ ومَن بَلَغَ ... .(72) انعام (6) 19 333. پايان يافتن شرايع الهى با شريعت محمّدصلى الله عليه وآله: قُل ءامَنّا بِاللَّهِ وما اُنزِلَ عَلَينا وما اُنزِلَ عَلى اِبرهيمَ واِسمعيلَ واِسحقَ ويَعقوبَ والاَسباطِ وما أوتِىَ موسى وعيسى والنَّبِيّونَ مِن رَبِّهِم لا نُفَرِّقُ بَينَ اَحَدٍ مِنهُم ونَحنُ لَهُ مُسلِمون * ومَن يَبتَغِ غَيرَ الاِسلمِ دينًا فَلَن يُقبَلَ مِنهُ وهُوَ فِى الأخِرَةِ مِنَ الخسِرين.(73) آلعمران (3) 84 و 85 334. محمّدصلى الله عليه وآله فرستادهى خدا همراه با هدايت و دين حق براى پايان دادن به اديان ديگر: هُوَ الَّذى اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى ودينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ ولَو كَرِهَ المُشرِكون. توبه (9) 33 هُوَ الَّذى اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى ودينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ ولَو كَرِهَ المُشرِكون.(74) صفّ (61) 9 335. خاتميّت دين محمّدصلى الله عليه وآله نسبت به اديان ديگر: اِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الاِسلمُ ... . آلعمران (3) 19 ... اليَومَ ي(75)سَ الَّذينَ كَفَروا مِن دينِكُم فَلا تَخشَوهُم واخشَونِ اليَومَ اَكمَلتُ لَكُم دينَكُم واَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتى ورَضيتُ لَكُمُ الاِسلمَ دينًا ... . مائده (5) 3 وتَمَّت كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدقًا وعَدلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِمتِهِ ... .(76) انعام (6) 115 هُوَ الَّذى اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى ودينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ ولَو كَرِهَ المُشرِكون. توبه (9) 33 وما اَرسَلنكَ اِلّا رَحمَةً لِلعلَمين. انبياء (21) 107 ما كانَ مُحَمَّدٌ ... وخاتَمَ النَّبيّينَ ... . احزاب (33) 40 وما اَرسَلنكَ اِلّا كافَّةً لِلنّاسِ بَشيرًا ونَذيرًا ... . سبأ (34) 28 اِنَّ الَّذينَ كَفَروا بِالذِّكرِ لَمّا جاءَهُم واِنَّه لَكِتبٌ عَزيز * لا يَأتيهِ البطِلُ مِن بَينِ يَدَيهِ ولا مِن خَلفِهِ تَنزيلٌ مِن حَكيمٍ حَميد.(77) فصّلت (41) 41 و 42 شَرَعَ لَكُم مِنَ الدّينِ ما وصّى بِهِ نوحًا والَّذى اَوحَينا اِلَيكَ وما وصَّينا بِهِ اِبرهيمَ وموسى وعيسى اَن اَقيموا الدّينَ ولا تَتَفَرَّقوا فيهِ كَبُرَ عَلَى المُشرِكينَ ما تَدعوهُم اِلَيهِ اللَّهُ يَجتَبى اِلَيهِ مَن يَشاءُ ويَهدى اِلَيهِ مَن يُنيب. شورى (42) 13 هُوَ الَّذى اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى ودينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ ولَو كَرِهَ المُشرِكون. صفّ (61) 9 336. به پايان رسيدن بعثت پيامبران، با بعثت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله: تَبارَكَ الَّذى نَزَّلَ الفُرقانَ عَلى عَبدِهِ لِيَكونَ لِلعلَمينَ نَذيرا.(78) فرقان (25) 1 ولَو شِئنا لَبَعَثنا فى كُلِّ قَريَةٍ نَذيرا * فَلا تُطِعِ الكفِرينَ وجهِدهُم بِهِ جِهادًا كَبيرا. فرقان (25) 51 و 52 337. خاتميّت محمّدصلى الله عليه وآله، نشأت گرفته از علم گستردهى خداوند: ما كانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِن رِجالِكُم ولكِن رَسولَ اللَّهِ وخاتَمَ النَّبيّينَ وكانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَىءٍ عَليما. احزاب (33) 40 338. ظهور پيامبر خاتم - حضرت محمّدصلى الله عليه وآله - و نزول قرآن، از نشانههاى قيامت: فَهَل يَنظُرونَ اِلَّا السّاعَةَ اَن تَأتِيَهُم بَغتَةً فَقَد جاءَ اَشراطُها فَاَنّى لَهُم اِذا جاءَتهُم ذِكر(79)هُم.(80) محمّد (47) 18 339. رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله، براى همهى زمانها و همهى نسلها: هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى الاُمّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلوا عَلَيهِم ءايتِهِ ويُزَكّيهِم ويُعَلِّمُهُمُ الكِتبَ والحِكمَةَ واِن كانوا مِن قَبلُ لَفى ضَللٍ مُبين * وءاخَرينَ مِنهُم لَمّا يَلحَقوا بِهِم وهُوَ العَزيزُ الحَكيم.(81) جمعه (62) 2 و 3
- خيرخواهى
340. خيرخواهى پيامبرصلى الله عليه وآله در گوش فرادادن به سخنان مردم، در جهت منافع آنان: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ قُل اُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ ويُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ ورَحمَةٌ لِلَّذينَ ءامَنوا مِنكُم والَّذينَ يُؤذونَ رَسولَ اللَّهِ لَهُم عَذابٌ اَليم. توبه (9) 61 نيز¬ حرص محمّدصلى الله عليه وآله
- دلدارى
341. دلجويى خداوند از پيامبرصلى الله عليه وآله، با يادآورى نظارت هميشگى خويش بر قيام و راز و نيازهاى شبانهى وى: فَاِن عَصَوكَ فَقُل اِنّى بَرىءٌ مِمّا تَعمَلون * وتَوَكَّل عَلَىالعَزيزِ الرَّحيم * الَّذى يَركَ حينَ تَقوم * وتَقَلُّبَكَ فِى السّجِدين. شعراء (26) 216 - 219
- دلسوزى
342. محمّدصلى الله عليه وآله، دلسوز و نگران آيندهى ناگوار براى مشركان: ... واِن تَوَلَّوا فَاِنّى اَخَافُ عَلَيكُم عَذابَ يَومٍ كَبير. هود (11) 3 343. دلسوزى پيامبرصلى الله عليه وآله از رنج و گرفتارى امت و مايه تأثر آن حضرت: لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم. توبه (9) 128 344. پيامبرصلى الله عليه وآله، فردى دلسوز، مهربان و رئوف براى مؤمنان: لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم. توبه (9) 128 ... واخفِض جَناحَكَ لِلمُؤمِنين. حجر (15) 88 نيز¬ حرص محمّدصلى الله عليه وآله، حزن محمّدصلى الله عليه وآله
- رازدارى
345. چشمپوشى پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، از بازگو كردن بخشى از خيانت افشاگرى راز او به وسيلهى همسرش: واِذ اَسَرَّ النَّبىُّ اِلى بَعضِ اَزوجِهِ حَديثًا فَلَمّا نَبَّاَت بِهِ واَظهَرَهُ اللَّهُ عَلَيهِ عَرَّفَ بَعضَهُ واَعرَضَ عَن بَعضٍ ... . تحريم (66) 3 نيز¬ عفو محمّدصلى الله عليه وآله
- رحمت
346. پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله، رحمت براى جهانيان: لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم.(82) توبه (9) 128 وما اَرسَلنكَ اِلّا رَحمَةً لِلعلَمين. انبياء (21) 107 347. پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله، رحمتى براى مؤمنان: واِذَا جاءَهُم اَمرٌ مِنَ الاَمنِ اَوِ الخَوفِ اَذاعوا بِهِ ولَو رَدّوهُ اِلَى الرَّسولِ واِلى اُولِى الاَمرِ مِنهُم لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَستَنبِطونَهُ مِنهُم ولَولا فَضلُ اللَّهِ عَلَيكُم ورَحمَتُهٌ لَاتَّبَعتُمُ الشَّيطنَ اِلّا قَليلا.(83) نساء (4) 83 ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ قُل اُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ ويُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ ورَحمَةٌ لِلَّذينَ ءامَنوا مِنكُم والَّذينَ يُؤذونَ رَسولَ اللَّهِ لَهُم عَذابٌ اَليم. توبه (9) 61 لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم. توبه (9) 128 348. رويگردانى از پيامبر رحمت، دلسوز و مهربان، نشانهى جهل و نادانى: واِذا ما اُنزِلَت سورَةٌ نَظَرَ بَعضُهُم اِلى بَعضٍ هَل يَرَ(84)كُم مِن اَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفوا صَرَفَ اللَّهُ قُلوبَهُم بِاَنَّهُم قَومٌ لا يَفقَهون * لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم. توبه (9) 127 و 128 349. توجّه به خصلت والاى رحمت و مهربانى پيامبرصلى الله عليه وآله، زمينهساز اجابت در برابر دعوت آن حضرت: لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم.(85) توبه (9) 128 350. لطف و رحمت خاصّ پيامبرصلى الله عليه وآله به مؤمنان، نعمت مهمّ الهى به آنان: لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم. توبه (9) 128
- رشد
351. برخوردارى پيامبرصلى الله عليه وآله، از رشد و هدايت الهى: ... وقُل عَسى اَن يَهدِيَنِ رَبّى لِاَقرَبَ مِن هذا رَشَدا. كهف (18) 24 352. رشد و كمال پيامبرصلى الله عليه وآله، برخاسته از مشيّت پروردگار: اِلّا اَن يَشاءَ اللَّهُ واذكُر رَبَّكَ اِذا نَسيتَ وقُل عَسى اَن يَهدِيَنِ رَبّى لِاَقرَبَ مِن هذا رَشَدا. كهف (18) 24 353. اميدوارى پيامبرصلى الله عليه وآله براى دستيابى به رشد و تعالى (برتر)، داراى نقشى بسزا براى تحقّق آن: ... وقُل عَسى اَن يَهدِيَنِ رَبّى لِاَقرَبَ مِن هذا رَشَدا. كهف (18) 24 354. دستيابى پيامبرصلى الله عليه وآله به رشد و كمال برتر، جلوهاى از ربوبيّت خداوند: ... وقُل عَسى اَن يَهدِيَنِ رَبّى لِاَقرَبَ مِن هذا رَشَدا. كهف (18) 24 355. رسيدن پيامبرصلى الله عليه وآله به رشد و كمال برتر، آرمانى الهى و خداپسند: ... وقُل عَسى اَن يَهدِيَنِ رَبّى لِاَقرَبَ مِن هذا رَشَدا. كهف (18) 24 356. مداومت پيامبرصلى الله عليه وآله بر ذكر خدا، سريعترين و كوتاهترين راه رشد براى آن حضرت: اِلّا اَن يَشاءَ اللَّهُ واذكُر رَبَّكَ اِذا نَسيتَ وقُل عَسى اَن يَهدِيَنِ رَبّى لِاَقرَبَ مِن هذا رَشَدا. كهف (18) 24 357. درخواست كوتاهترين راه رشد و هدايت و اميد داشتن به آن، مورد توصيهى خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله: اِلّا اَن يَشاءَ اللَّهُ واذكُر رَبَّكَ اِذا نَسيتَ وقُل عَسى اَن يَهدِيَنِ رَبّى لِاَقرَبَ مِن هذا رَشَدا. كهف (18) 24
- سخن نيك
358. بهترين گفتار از آن محمّدصلى الله عليه وآله، به جهت فرا خواندن به سوى خدا: ومَن اَحسَنُ قَولًا مِمَّن دَعا اِلَى اللَّهِ ... اِنَّنى مِنَ المُسلِمين. فصّلت (41) 33
- شرح صدر
359. اعطاى شرح صدر به پيامبرصلى الله عليه وآله، از جانب خداوند: اَلَم نَشرَح لَكَ صَدرَك. انشراح (94) 1 360. پيامبرصلى الله عليه وآله شايستهى بهرهمندى از شرح صدر، از سوى خداوند: اَلَم نَشرَح لَكَ صَدرَك. انشراح (94) 1 361. اعطاى شرح صدر به پيامبرصلى الله عليه وآله، نعمت بزرگ خداوند به آن حضرت: اَلَم نَشرَح لَكَ صَدرَك. انشراح (94) 1 362. اعطاى شرح صدر به پيامبرصلى الله عليه وآله از ناحيهى خداوند، مقتضى تلاش حضرت در عبادت و بندگى او: اَلَم نَشرَح لَكَ صَدرَك * فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب * واِلى رَبِّكَ فَارغَب. انشراح (94) 1 و 7 و 8 363. گوش فرا دادن پيامبرصلى الله عليه وآله به سخنان گوناگون مردم، با شكيبايى و سعهى صدر كامل: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ قُل اُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ ويُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ ورَحمَةٌ لِلَّذينَ ءامَنوا مِنكُم ... . توبه (9) 61 364. ستايش خداوند از پيامبرصلى الله عليه وآله، به سبب سعه و شرح صدر و گوش فرا دادن او به همهى سخنان مردم: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ قُل اُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ ويُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ ورَحمَةٌ لِلَّذينَ ءامَنوا مِنكُم ... . توبه (9) 61 365. سوء استفادهى منافقان، از شرح صدر پيامبرصلى الله عليه وآله: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ قُل اُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ ويُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ ورَحمَةٌ لِلَّذينَ ءامَنوا مِنكُم والَّذينَ يُؤذونَ رَسولَ اللَّهِ لَهُم عَذابٌ اَليم. توبه (9) 61 366. سوء استفاده از شرح صدر و شكيبايى پيامبرصلى الله عليه وآله، در گوش فرا دادن به سخنان مردم، موجب عذابى دردناك: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ قُل اُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ ويُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ ورَحمَةٌ لِلَّذينَ ءامَنوا مِنكُم والَّذينَ يُؤذونَ رَسولَ اللَّهِ لَهُم عَذابٌ اَليم. توبه (9) 61 367. سوء استفاده از شرح صدر پيامبرصلى الله عليه وآله، مصداق اذيّت و آزاررسانى به آن حضرت: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ قُل اُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ ويُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ ورَحمَةٌ لِلَّذينَ ءامَنوا مِنكُم والَّذينَ يُؤذونَ رَسولَ اللَّهِ لَهُم عَذابٌ اَليم. توبه (9) 61 368. شرح صدر و شكيبايى پيامبرصلى الله عليه وآله در گوش فرا دادن به سخنان مردم، رحمتى براى مؤمنان: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ قُل اُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ ويُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ ورَحمَةٌ لِلَّذينَ ءامَنوا مِنكُم ... . توبه (9) 61 369. شرح صدر پيامبرصلى الله عليه وآله در گوش فرا دادن به سخنان مردم، در جهت منافع و خير و صلاح آنان: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ قُل اُذُنُ خَيرٍ لَكُم ... . توبه (9) 61 370. شرح صدر پيامبرصلى الله عليه وآله در گوش فرا دادن به سخنان مردم، جلوهاى از اعتماد و ايمان آن حضرت به خداوند و مؤمنان: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ قُل اُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ ويُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ ... . توبه (9) 61 نيز¬ عفو محمّدصلى الله عليه وآله
- صبر
371. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور صبر و شكيبايى، در برابر هر نوع سختى و رنج: ولَقَد كُذِّبَت رُسُلٌ مِن قَبلِكَ فَصَبَروا عَلى ما كُذِّبوا واوذوا حَتّى اَت(86)هُم نَصرُنا ولا مُبَدِّلَ لِكَلِمتِ اللَّهِ ولَقَد جاءَكَ مِن نَبَاِى المُرسَلين. انعام (6) 34 واتَّبِع مايوحى اِلَيكَ واصبِر حَتّى يَحكُمَ اللَّهُ ... . يونس (10) 109 نيزر هود (11) 49 و 115 ؛ نحل (16) 127 ؛ كهف (18) 28 ؛ طه (20) 130 ؛ روم (30) 60 ؛ ص (38) 17 ؛غافر (40) 55 و 77 ؛ فصّلت (41) 34 - 35 ؛ احقاف (46) 35 ؛ ق (50) 39 ؛ طور (52) 48 ؛ قلم (68) 48 ؛ معارج (70) 5 ؛ مزمّل (73) 10 ؛ مدّثر (74) 7 ؛ انسان (76) 24 372. صبر پيامبرصلى الله عليه وآله، نمودى از نيكوكارى آن حضرت: واصبِر فَاِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ اَجرَ المُحسِنين. هود (11) 115 واصبِر وما صَبرُكَ اِلّا بِاللَّهِ ... * اِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا والَّذينَ هُم مُحسِنون. نحل (16) 127 و 128 373. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور به صبر، همانند صبر انبياى اولواالعزم: فَاصبِر كَما صَبَرَ اولوا العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ ... . احقاف (46) 35 374. پيامبرصلى الله عليه وآله مأمور به صبر و داشتن عزم استوار، همانند همهى پيامبران الهى: فَاصبِر كَما صَبَرَ اولوا العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ ... . احقاف (46) 35 375. صبر پيامبرصلى الله عليه وآله، نشانگر تقواى آن حضرت: تِلكَ مِن اَنباءِ الغَيبِ نوحيها اِلَيكَ ما كُنتَ تَعلَمُها اَنتَ ولا قَومُكَ مِن قَبلِ هذا فَاصبِر اِنَّ العقِبَةَ لِلمُتَّقين. هود (11) 49 واصبِر وما صَبرُكَ اِلّا بِاللَّهِ ... * اِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا ... . نحل (16) 127 و 128 376. صبر پيامبرصلى الله عليه وآله در برابر سختىهاى اقامهى نماز، جلوهاى از تقواپيشگى آن حضرت: وأمُر اَهلَكَ بِالصَّلوةِ واصطَبِر عَلَيها ... والعقِبَةُ لِلتَّقوى. طه (20) 132 377. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور صبر و پرهيز از شتاب در مجازات كافران، از سوى خداوند: ويَومَ يُعرَضُ الَّذينَ كَفَروا عَلَى النّارِ اَلَيسَ هذا بِالحَقِّ ... * فَاصبِر كَما صَبَرَ اولوا العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ ولا تَستَعجِل لَهُم ... . احقاف (46) 34 و 35
- عدالت
378. رعايت عدالت ميان گروههاى مختلف اهل كتاب، برنامهى الهى محمّدصلى الله عليه وآله: ... وقُل ءامَنتُ بِما اَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتبٍ واُمِرتُ لِاَعدِلَ بَينَكُمُ ... . شورى (42) 15 379. عدل پيامبرصلى الله عليه وآله در تبليغ و در برخورد با مردم و روابط دينى آنان: فَلِذلِكَ فَادعُ واستَقِم كَما اُمِرتَ ولا تَتَّبِع اَهواءَهُم ... واُمِرتُ لِاَعدِلَ بَينَكُمُ اَللَّهُ رَبُّنا ورَبُّكُم لَنا اَعملُنا ولَكُم اَعملُكُم لا حُجَّةَ بَينَنا وبَينَكُمُ اَللَّهُ يَجمَعُ بَينَنا ... . شورى (42) 15 380. گمان به ناعادلانه بودن حكم پيامبرصلى الله عليه وآله، از نشانههاى نفاق: ... اَم يَخافونَ اَن يَحيفَ اللَّهُ عَلَيهِم ورَسولُهُ ... .(87) نور (24) 50 381. گمان به ناعادلانه بودن حكم پيامبرصلى الله عليه وآله، از نشانههاى ستمگرى: ... اَم يَخافونَ اَن يَحيفَ اللَّهُ عَلَيهِم ورَسولُهُ بَل اُولكَ هُمُ الظّلِمون. نور (24) 50 382. روا نداشتن هيچ نوع ظلم و ستمى از سوى خدا و محمّدصلى الله عليه وآله، در مقام حكم و داورى: واِذا دُعوا اِلَى اللَّهِ ورَسولِهِ لِيَحكُمَ بَينَهُم ... * ... اَم يَخافونَ اَن يَحيفَ اللَّهُ عَلَيهِم ورَسولُهُ بَل اُولكَ هُمُ الظّلِمون. نور (24) 48 و 50 383. اطمينان خاطر همسران محمّد به موضع و تصميم عادلانهى آن حضرت، دربارهى تأخير و تقدم همخوابگى با هر يك از آنان: ... ذلِكَ اَدنى اَن تَقَرَّ اَعيُنُهُنَّ ولايَحزَنَّ ويَرضَينَ بِما ءاتَيتَهُنَّ كُلُّهُنَّ ... . احزاب (33) 51 384. تمكين نكردن منافقان صدر اسلام از احكام و فرمانهاى خدا و محمّدصلى الله عليه وآله، به رغم علم آنها به دور بودن آن احكام از ظلم و اجحاف: واِذا دُعوا اِلَى اللَّهِ ورَسولِهِ لِيَحكُمَ بَينَهُم ... * واِن يَكُن لَهُمُ الحَقُّ يَأتوا اِلَيهِ مُذعِنين * اَفى قُلوبِهِم مَرَضٌ ... اَم يَخافونَ اَن يَحيفَ اللَّهُ عَلَيهِم ورَسولُهُ ... . نور (24) 48 - 50
- عفو
385. دستور خدا به پيامبرصلى الله عليه وآله دربارهى پيشه ساختن عفو در مورد خطاكاران: خُذِ العَفوَ وأمُر بِالعُرفِ واَعرِض عَنِ الجهِلين. اعراف (7) 199 386. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور عفو و گذشت از غير خائنان بنىاسرائيل: ... ولا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خانَةٍ مِنهُم اِلّا قَليلًا مِنهُم فَاعفُ عَنهُم واصفَح ... . مائده (5) 13 387. وجود گروهى متعهد در ميان بنىاسرائيل، دليل امر الهى به عفو و مداراى پيامبرصلى الله عليه وآله با همهى آنان: فَبِما نَقضِهِم ميثقَهُم لَعَنّهُم وجَعَلنا قُلوبَهُم قسِيَةً يُحَرِّفونَ الكَلِمَ عَن مَواضِعِهِ ونَسوا حَظًّا مِمّا ذُكِّروا بِهِ ولا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خانَةٍ مِنهُم اِلّا قَليلًا مِنهُم فَاعفُ عَنهُم واصفَح اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُحسِنين. مائده (5) 13 388. چشمپوشى پيامبرصلى الله عليه وآله از افشا و بيان حقايق مخفى شده به وسيلهى اهلكتاب: ياَهلَ الكِتبِ قَد جاءَكُم رَسولُنا يُبَيِّنُ لَكُم كَثيرًا مِمّا كُنتُم تُخفونَ مِنَ الكِتبِ ويَعفوا عَن كَثيرٍ ... . مائده (5) 15 389. محمّدصلى الله عليه وآله موظّف به چشمپوشى از خطاى مراجعهكنندگان به طاغوت براى حكميّت: اَلَم تَرَ اِلَى الَّذينَ يَزعُمونَ اَنَّهُم ءامَنوا بِما اُنزِلَ اِلَيكَ وما اُنزِلَ مِن قَبلِكَ يُريدونَ اَن يَتَحاكَموا اِلَى الطّغوتِ وقَد اُمِروا اَن يَكفُروا بِهِ ويُريدُ الشَّيطنُ اَن يُضِلَّهُم ضَللًا بَعيدا * واِذَا قيلَ لَهُم تَعالَوا اِلى ما اَنزَلَ اللَّهُ واِلَى الرَّسولِ رَاَيتَ المُنفِقينَ يَصُدّونَ عَنكَ صُدودا * اُولكَ الَّذينَ يَعلَمُ اللَّهُ ما فى قُلوبِهِم فَاَعرِض عَنهُم وعِظهُم وقُل لَهُم فى اَنفُسِهِم قَولًا بَليغا. نساء (4) 60 و 61 و 63 39. عفو خطاكاران فرارى احد، تكليف الهى پيامبرصلى الله عليه وآله: فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ فَاعفُ عَنهُم واستَغفِر لَهُم وشاوِرهُم فِى الاَمرِ فَاِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلين. آلعمران (3) 159 391. عفو محمّدصلى الله عليه وآله از خطاى مردم، نمودى از خلق خوش آن حضرت: فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ ... فَاعفُ عَنهُم ... . آلعمران (3) 159 392. محمّدصلى الله عليه وآله، مأمور به مشورت، عفو و استغفار براى مردم و توكّل بر خدا: فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ فَاعفُ عَنهُم واستَغفِر لَهُم وشاوِرهُم فِى الاَمرِ فَاِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلين. آلعمران (3) 159 393. چشمپوشى و گذشت محمّدصلى الله عليه وآله نسبت به بسيارى از خطاهاى اهلكتاب: ياَهلَ الكِتبِ قَد جاءَكُم رَسولُنا ... ويَعفوا عَن كَثيرٍ ... . مائده (5) 15 394. گذشت و اغماض محمّدصلى الله عليه وآله از دشمنان و كافران، به خير و صلاح آن حضرت و در راستاى تربيت و كمال وى: ... فَاصفَحِ الصَّفحَ الجَميل * اِنَّ رَبَّكَ هُوَ الخَلّقُ العَليم. حجر (15) 85 و 86 395. محمّدصلى الله عليه وآله، موظّف به عفو كريمانه و گذشت شايسته، از كافران و مشركان و ناديده گرفتن اذيّت و آزار آنان: ... فَاصفَحِ الصَّفحَ الجَميل. حجر (15) 85 396. محمّدصلى الله عليه وآله، مأمور عفو و گذشت از خطاهاى بنىاسرائيل و ترك هرگونه تعرّض به آنان: ولَقَد اَخَذَ اللَّهُ ميثقَ بَنِى اِسرءيلَ ... * ... ولا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خانَةٍ مِنهُم اِلّا قَليلًا مِنهُم فَاعفُ عَنهُم ... . مائده (5) 12 و 13
- قاطعيّت
397. پيامبرصلى الله عليه وآله، مأمور به سختگيرى و برخورد بدون مسامحه و گذشت با كافران و منافقان: ياَيُّهَا النَّبِىُّ جهِدِ الكُفّارَ والمُنفِقينَ واغلُظ عَلَيهِم ومَأو(88)هُم جَهَنَّمُ وبِئسَ المَصير. توبه (9) 73 ... جهِدِ الكُفّارَ والمُنفِقينَ واغلُظ عَلَيهِم ... . تحريم (66) 9 398. قاطعيّت محمّدصلى الله عليه وآله در رسالت: اَفَمَن كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّهِ ويَتلوهُ شاهِدٌ مِنهُ ومِن قَبلِهِ كِتبُ موسى اِمامًا ورَحمَةً اُولكَ يُؤمِنونَ بِهِ ومن يَكفُر بِهِ مِنَ الاَحزابِ فَالنّارُ مَوعِدُهُ فَلا تَكُ فى مِريَةٍ مِنهُ اِنَّهُ الحَقُّ مِن رَبِّكَ ... . هود (11) 17 فَلا تَكُ فى مِريَةٍ مِمّا يَعبُدُ هؤُلاءِ ما يَعبُدونَ اِلّا كَما يَعبُدُ ءاباؤُهُم مِن قَبلُ واِنّا لَمُوَفّوهُم نَصيبَهُم غَيرَ مَنقوص. هود (11) 109 399. لزوم قاطعيّت و انعطافناپذيرى پيامبرصلى الله عليه وآله و مؤمنان در مقابل كافران: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ ... مَثَلُهُم فِى التَّورةِ ومَثَلُهُم فِى الاِنجيلِ كَزَرعٍ اَخرَجَ شَطَهُ فَازَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوى عَلى سوقِهِ يُعجِبُ الزُّرّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الكُفّارَ ... . فتح (48) 29 فَلا تُطِعِ المُكَذِّبين * ودّوا لَو تُدهِنُ فَيُدهِنون. قلم (68) 8 و 9 400. موضعگيرى صريح محمّدصلى الله عليه وآله در برابر مشركان، با اعلان پايدارى بر توحيد: بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ ورَسولِهِ اِلَى الَّذينَ عهَدتُم مِنَ المُشرِكين * واَذنٌ مِنَ اللَّهِ ورَسولِهِ اِلَى النّاسِ يَومَ الحَجِّ الاَكبَرِ اَنَّ اللَّهَ بَرِىءٌ مِنَ المُشرِكينَ ورَسولُهُ فَاِن تُبتُم فَهُوَ خَيرٌ لَكُم واِن تَوَلَّيتُم فَاعلَمُوا اَنَّكُم غَيرُ مُعجِزِى اللَّهِ وبَشِّرِ الَّذينَ كَفَروا بِعَذابٍ اَليم * اِلَّا الَّذينَ عهَدتُم مِنَ المُشرِكينَ ... . توبه (9) 1 و 3 و 4 401. لزوم قاطعيّت محمّدصلى الله عليه وآله در برابر افراد عيبجو و سخنچين: ولا تُطِع كُلَّ حَلّافٍ مَهين * هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميم. قلم (68) 10 و 11 402. وظيفهى محمّدصلى الله عليه وآله، در اعلام قاطع مواضع عقيدتى برنامهى رسالت خويش: قُل هذِهِ سَبيلى اَدعوا اِلَى اللَّهِ ... وما اَنا مِنَ المُشرِكين. يوسف (12) 108 فَاصدَع بِما تُؤمَرُ ... . حجر (15) 94 قُل اِنّى اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللَّهَ مُخلِصًا لَهُ الدّين. زمر (39) 11 قُلِ اللَّهَ اَعبُدُ مُخلِصًا لَهُ دينى. زمر (39) 14 403. محمّدصلى الله عليه وآله، مأمور اعلام قاطع و صريح مواضع عقيدتى و تسليمناپذير خويش در برابر دشمنان و عقايد شركآلودشان: ... قُل اِنّى اُمِرتُ اَن اَكونَ اَوَّلَ مَن اَسلَمَ ... . انعام (6) 14 اَلَهُم اَرجُلٌ يَمشونَ بِها اَم لَهُم اَيدٍ يَبطِشونَ بِها اَم لَهُم اَعيُنٌ يُبصِرونَ بِها اَم لَهُم ءاذانٌ يَسمَعونَ بِها قُلِ ادعوا شُرَكاءَكُم ثُمَّ كيدونِ فَلا تُنظِرون * اِنَّ وليِّىَ اللَّهُ الَّذى نَزَّلَ الكِتبَ وهُوَ يَتَوَلَّى الصّلِحين. اعراف (7) 195 و 196 واُمِرتُ لِاَن اَكونَ اَوَّلَ المُسلِمين. زمر (39) 12 ... واُمِرتُ اَن اُسلِمَ لِرَبِّ العلَمين. غافر (40) 66 فَلِذلِكَ فَادعُ واستَقِم كَما اُمِرتَ ولا تَتَّبِع اَهواءَهُم وقُل ءامَنتُ بِما اَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتبٍ واُمِرتُ لِاَعدِلَ بَينَكُمُ اَللَّهُ رَبُّنا ورَبُّكُم لَنا اَعملُنا ولَكُم اَعملُكُم لا حُجَّةَ بَينَنا وبَينَكُمُ اَللَّهُ يَجمَعُ بَينَنا واِلَيهِ المَصير. شورى (42) 15 قُل اِن كانَ لِلرَّحمنِ ولَدٌ فَاَنَا اَوَّلُ العبِدين. زخرف (43) 81 قُل هُوَ الرَّحمنُ ءامَنّا بِهِ وعَلَيهِ تَوَكَّلنا ... . ملك (67) 29 404. قاطعيّت مكرّر و مؤكّد محمّدصلى الله عليه وآله، در مورد جدايى مشركان و معبودهاى آنان، از حضرت و معبودش: قُل ياَيُّهَا الكفِرون * لا اَعبُدُ ما تَعبُدون * ولا اَنتُم عبِدونَ ما اَعبُد * ولا اَنا عابِدٌ ما عَبَدتُم. كافرون (109) 1 - 4 405. موضعگيرى صريح و قاطع محمّدصلى الله عليه وآله در برابر مشركان تكذيبكنندهى رسالت: واِن كَذَّبوكَ فَقُل لى عَمَلى ولَكُم عَمَلُكُم اَنتُم بَريونَ مِمّا اَعمَلُ واَنا بَرىءٌ مِمّا تَعمَلون. يونس (10) 41 406. محمّدصلى الله عليه وآله، مأمور اعلام قاطعانهى موضع استوار خويش، مبنى بر توحيد و نفى شرك: قُل ياَيُّهَا النّاسُ اِن كُنتُم فى شَكٍّ مِن دينى فَلَا اَعبُدُ الَّذينَ تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ولكِن اَعبُدُ اللَّهَ الَّذى يَتَوَفّكُم واُمِرتُ اَن اَكونَ مِنَ المُؤمِنين * واَن اَقِم وجهَكَ لِلدِّينِ حَنيفًا ولا تَكونَنَّ مِنَ المُشرِكين. يونس (10) 104 و 105 اِنَّما اُمِرتُ اَن اَعبُدَ رَبَّ هذِهِ البَلدَةِ ... . نمل (27) 91 407. اعلام موضع قاطع محمّدصلى الله عليه وآله در برابر دشمنان، حتّى در صورت تنها ماندن: قُل يقَومِ اعمَلوا عَلى مَكانَتِكُم اِنّى عمِلٌ فَسَوفَ تَعلَمون. زمر (39) 39 408. رفتار محبّتآميز و باشفقت، در عين برخورد قاطع و دليرانه، شيوهى مبارزاتى محمّدصلى الله عليه وآله: قُل يقَومِ اعمَلوا ... فَسَوفَ تَعلَمون. زمر (39) 39 409. بىخبرى گروهى از كافران در عصر محمّدصلى الله عليه وآله، از موضع قاطع آن حضرت در برابر كفر، و اميدوار به تنزّل او در برابر شرك: قُل ياَيُّهَا الكفِرون * لا اَعبُدُ ما تَعبُدون * ولا اَنا عابِدٌ ما عَبَدتُم. كافرون (109) 1 و 2 و 4 410. قاطعيّت در اعلان جدايى از مشركان و نفى ارتباط با برنامههاى عبادى آنان، وظيفهاى الهى برعهدهى محمّدصلى الله عليه وآله: ... ياَيُّهَا الكفِرون * لا اَعبُدُ ما تَعبُدون * ولا اَنا عابِدٌ ما عَبَدتُم. كافرون (109) 1 و 2 و 4
- كرامت
411. القاى وحى بر پيامبرصلى الله عليه وآله و توانمند ساختن او بر قرائت قرآن، احسان و كرم خداوند بر آن حضرت: اِقرَأ ورَبُّكَ الاَكرَم. علق (96) 3
- كفرستيزى
412. ردّ معبودهاى كافران و امتناع از عبادت آنها در تمام عمر خويش، خطمشى ارايه شده از سوى محمّدصلى الله عليه وآله در گفتگو با كافران: قُل ياَيُّهَا الكفِرون * لا اَعبُدُ ما تَعبُدون. كافرون (109)1و 2 نيز¬ جهاد محمّدصلى الله عليه وآله و مبارزهى محمّدصلى الله عليه وآله
- مدارا
413. مدارا و ملايمت محمّدصلى الله عليه وآله به هنگام روبهرو شدن با گفتار ناشايست مخالفان: قُل اِن ضَلَلتُ فَاِنَّما اَضِلُّ عَلى نَفسى واِنِ اهتَدَيتُ فَبِما يوحى اِلَىَّ رَبّى ... . سبأ (34) 50
- مديريّت
414. آگاهى پيامبرصلى الله عليه وآله از فنون نظامى و قدرت مديريّت ايشان در عمليّات مسلحانه عليه دشمنان دين: واِذ غَدَوتَ مِن اَهلِكَ تُبَوِّئُ المُؤمِنينَ مَقعِدَ لِلقِتالِ ... . آلعمران (3) 121
- مسئوليّتپذيرى
415. احساس مسئوليّت شديد پيامبرصلى الله عليه وآله براى هدايت مردم، حتّى دشمنان سركش: ... بَل هُم قَومٌ طاغون * فَتَوَلَّ عَنهُم فَما اَنتَ بِمَلوم. ذاريات (51) 53 و 54 416. وظيفهى پيامبرصلى الله عليه وآله در روى نياوردن به قبلهى اهل كتاب پس از تغيير قبله: ... وما اَنتَ بِتابِعٍ قِبلَتَهُم ... . بقره (2) 145 417. موظّف نبودن پيامبرصلى الله عليه وآله در مورد اجبار مسلمانان به هدايت: لَيسَ عَلَيكَ هُد(89)هُم ... . بقره (2) 272 418. مسؤليّت نداشتن محمّدصلى الله عليه وآله در مورد سرنوشت كفّار: لِيَقطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذينَ كَفَروا اَو يَكبِتَهُم فَيَنقَلِبوا خابين * لَيسَ لَكَ مِنَ الاَمرِ شَىءٌ اَو يَتوبَ عَلَيهِم اَو يُعَذِّبَهُم فَاِنَّهُم ظلِمون(90). آلعمران (3) 127 و 128
- مهربانى
419. خوشخلقى و مهربانى پيامبرصلى الله عليه وآله با مردم، از عوامل گرايش به آن حضرت: ... ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ ... . آلعمران (3) 159 واِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيم. قلم (68) 4 420. گذشت و عفو از خطاى مردم و طلب آمرزش براى آنان، نمودى از مهربانى محمّدصلى الله عليه وآله: ... ولَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ فَاعفُ عَنهُم واستَغفِر لَهُم ... . آلعمران (3) 159 421. امتنان الهى بر مؤمنان، به سبب انتخاب فردى دلسوز، رئوف و مهربان، از ميان آنان، براى پيامبرى: لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم. توبه (9) 128 422. سوء استفادهى منافقان، از سعه صدر و مهربانى پيامبرصلى الله عليه وآله: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ ... . توبه (9) 61 423. وجود رأفت و عاطفهى شديد در پيامبرصلى الله عليه وآله موجب تأثّر شديد آن حضرت نسبت به مؤمنان: لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم. توبه (9) 128 424. برخورد عاطفى پيامبرصلى الله عليه وآله با مجرمان: فَاِن كَذَّبوكَ فَقُل رَبُّكُم ذو رَحمَةٍ وسِعَةٍ ولا يُرَدُّ بَأسُهُ عَنِ القَومِ المُجرِمين. انعام (6) 147 425. عطوفت محمّدصلى الله عليه وآله با خداجويان و شدت با دشمنان دين، از برجستهترين مبانى رسالت آن حضرت: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ والَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم ... . فتح (48) 29 426. سوء استفادهى منافقان از عطوفت و سعهى صدر پيامبرصلى الله عليه وآله: ومِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِىَّ ويَقولونَ هُوَ اُذُنٌ ... . توبه (9) 61 427. توصيهى الهى به پيامبرصلى الله عليه وآله در گسترانيدن بالهاى مهر و عطوفت براى كسان و خويشاوندان مؤمن خويش: واَنذِر عَشيرَتَكَ الاَقرَبين * واخفِض جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤمِنين. شعراء (26) 214 و 215 428. عطوفت محمّدصلى الله عليه وآله نسبت به مؤمنان مورد ستايش خداوند: لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم. توبه (9) 128 نيز¬ رأفت محمّدصلى الله عليه وآله
- هدايتگرى
429. سختكوشى و اشتياق شديد پيامبرصلى الله عليه وآله براى هدايت گمراهان: لَيسَ عَلَيكَ هُد(91)هُم ولكِنَّ اللَّهَ يَهدى مَن يَشاءُ ... . بقره (2) 272 ... وقُل لِلَّذينَ اوتوا الكِتبَ ... واِن تَوَلَّوا فَاِنَّما عَلَيكَ البَلغُ ... . آلعمران (3) 20 لَيسَ لَكَ مِنَ الاَمرِ شَىءٌ اَو يَتوبَ عَلَيهِم اَو يُعَذِّبَهُم فَاِنَّهُم ظلِمون. آلعمران (3) 128 ولا يَحزُنكَ الَّذينَ يُسرِعونَ فِى الكُفرِ ... . آلعمران (3) 176 مَن يُطِعِ الرَّسولَ فَقَد اَطاعَ اللَّهَ ومَن تَوَلّى فَما اَرسَلنكَ عَلَيهِم حَفيظا. نساء (4) 80 واِن كانَ كَبُرَ عَلَيكَ اِعرَاضُهُم فَاِنِ استَطَعتَ اَن تَبتَغِىَ نَفَقًا فِى الاَرضِ اَو سُلَّمًا فِى السَّماءِ فَتَأتِيَهُم بِايَةٍ ولَو شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُم عَلَى الهُدى فَلا تَكونَنَّ مِنَ الجهِلين. انعام (6) 35 ... قُل مَن اَنزَلَ الكِتبَ الَّذى جاءَ بِهِ موسى نورًا وهُدىً لِلنّاسِ ... قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرهُم فى خَوضِهِم يَلعَبون. انعام (6) 91 قَد جاءَكُم بَصارُ مِن رَبِّكُم فَمَن اَبصَرَ فَلِنَفسِهِ ومَن عَمِىَ فَعَلَيها وما اَنَا عَلَيكُم بِحَفيظ. انعام (6) 104 لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم ... . توبه (9) 128 وما اَكثَرُ النّاسِ ولَو حَرَصتَ بِمُؤمِنين. يوسف (12) 103 ويَقولُ الَّذينَ كَفَروا لَولا اُنزِلَ عَلَيهِ ءايَةٌ مِن رَبِّهِ اِنَّما اَنتَ مُنذِرٌ ولِكُلِّ قَومٍ هاد. رعد (13) 7 رُبَما يَوَدُّ الَّذينَ كَفَروا لَو كانوا مُسلِمين * ذَرهُم يَأكُلوا ويَتَمَتَّعوا ويُلهِهِمُ الاَمَلُ فَسَوفَ يَعلَمون. حجر (15) 2 و 3 لا تَمُدَّنَّ عَينَيكَ اِلى ما مَتَّعنا بِهِ اَزوجًا مِنهُم ولا تَحزَن عَلَيهِم ... . حجر (15) 88 اِن تَحرِص عَلى هُدهُم فَاِنَّ اللَّهَ لا يَهدى مَن يُضِلُّ وما لَهُم مِن نصِرين. نحل (16) 37 واصبِر وما صَبرُكَ اِلّا بِاللَّهِ ولا تَحزَن عَلَيهِم ولا تَكُ فى ضَيقٍ مِمّا يَمكُرون. نحل (16) 127 وما مَنَعَ النّاسَ اَن يُؤمِنوا اِذ جاءَهُمُ الهُدَى اِلّا اَن قالوا اَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولا. اسراء (17) 94 فَلَعَلَّكَ بخِعٌ نَفسَكَ عَلى ءاثرِهِم اِن لَم يُؤمِنوا بِهذا الحَديثِ اَسَفا. كهف (18) 6 وما مَنَعَ النّاسَ اَن يُؤمِنوا اِذ جاءَهُمُ الهُدى ... * ... واِن تَدعُهُم اِلَى الهُدى فَلَن يَهتَدوا اِذًا اَبَدا. كهف (18) 55 و 57 لَعَلَّكَ بخِعٌ نَفسَكَ اَلّا يَكونوا مُؤمِنين. شعراء (26) 3 ولا تَحزَن عَلَيهِم ولا تَكُن فى ضَيقٍ مِمّا يَمكُرون. نمل (27) 70 فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ اِنَّكَ عَلَى الحَقِّ المُبين * وما اَنتَ بِهدِى العُمىِ عَن ضَللَتِهِم اِن تُسمِعُ اِلّا مَن يُؤمِنُ بِايتِنا فَهُم مُسلِمون. نمل (27) 79 و 81 اِنَّكَ لا تَهدى مَن اَحبَبتَ ولكِنَّ اللَّهَ يَهدى مَن يَشاءُ وهُوَ اَعلَمُ بِالمُهتَدين. قصص (28) 56 فَاِنَّكَ لا تُسمِعُ المَوتى ولا تُسمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ اِذا ولَّوا مُدبِرين * وما اَنتَ بِهدِ العُمىِ عَن ضَللَتِهِم اِن تُسمِعُ اِلّا مَن يُؤمِنُ بِايتِنا فَهُم مُسلِمون. روم (30) 52 و 53 ومَن كَفَرَ فَلا يَحزُنكَ كُفرُهُ ... . لقمان (31) 23 ... وما اَنتَ بِمُسمِعٍ مَن فِى القُبور. فاطر (35) 22 اَلَّذينَ يَستَمِعونَ القَولَ ... اُول(92)كَ الَّذينَ هَدهُمُ اللَّهُ ... * اَفَمَن حَقَّ عَلَيهِ كَلِمَةُ العَذابِ اَفَاَنتَ تُنقِذُ مَن فِى النّار. زمر (39) 18 و 19 والَّذينَ اتَّخَذوا مِن دونِهِ اَولياءَ اللَّهُ حَفيظٌ عَلَيهِم وما اَنتَ عَلَيهِم بِوَكيل. شورى (42) 6 فَاِن اَعرَضوا فَما اَرسَلنكَ عَلَيهِم حَفيظًا اِن عَلَيكَ اِلَّا البَلغُ ... . شورى (42) 48 اَفَاَنتَ تُسمِعُ الصُّمَّ اَو تَهدِى العُمىَ ومَن كانَ فى ضَللٍ مُبين. زخرف (43) 40 فَتَوَلَّ عَنهُم فَما اَنتَ بِمَلوم. ذاريات (51) 54 فَاَعرِض عَن مَن تَوَلّى عَن ذِكرِنا ولَم يُرِد اِلَّا الحَيوةَ الدُّنيا * ذلِكَ مَبلَغُهُم مِنَ العِلمِ اِنَّ رَبَّكَ هُوَ اَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبيلِهِ وهُوَ اَعلَمُ بِمَنِ اهتَدى. نجم (53) 29 و 30 اَمّا مَنِ استَغنى * فَاَنتَ لَهُ تَصَدّى * وما عَلَيكَ اَلّا يَزَّكّى * واَمّا مَن جاءَكَ يَسعى. عبس (80) 5 - 8 فَذَكِّر اِنَّما اَنتَ مُذَكِّر * لَستَ عَلَيهِم بِمُصَيطِر. غاشيه (88) 21 و 22 430. اشتياق شديد پيامبرصلى الله عليه وآله به هدايت مردم، نشأت يافته از رأفت آن حضرت: لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم. توبه (9) 128 431. كوشش پيامبرصلى الله عليه وآله براى هدايت همگان، حتّى منافقان: استَغفِر لَهُم اَو لا تَستَغفِر لَهُم اِن تَستَغفِر لَهُم سَبعينَ مَرَّةً فَلَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم ذلِكَ بِاَنَّهُم كَفَروا بِاللَّهِ ورَسولِهِ واللَّهُ لا يَهدِى القَومَ الفسِقين. توبه (9) 80 432. پيامبرصلى الله عليه وآله، ستارهاى هدايتگر و بدون كمترين انحراف و گمراهى: و النَّجمِ اِذا هَوى * ما ضَلَّ صاحِبُكُم وما غَوى. نجم (53) 1 و 2 433. وظيفهى پيامبرصلى الله عليه وآله، هموار ساختن راه هدايت و واگذارى حق انتخاب به خود مردم: فَلَعَلَّكَ بخِعٌ نَفسَكَ عَلى ءاثرِهِم اِن لَم يُؤمِنوا بِهذا الحَديثِ اَسَفا * اِنّا جَعَلنا ما عَلَى الاَرضِ زينَةً لَها لِنَبلُوَهُم اَيُّهُم اَحسَنُ عَمَلا. كهف (18) 6 و 7 434. پيامبراكرمصلى الله عليه وآله، هدايتگر انسانها به صراط مستقيم الهى: ياَهلَ الكِتبِ قَد جاءَكُم رَسولُنا ... * يَهدى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضونَهُ سُبُلَ السَّلمِ ... ويَهديهِم اِلى صِرطٍ مُستَقيم. مائده (5) 15 و 16 الر كِتبٌ اَنزَلنهُ اِلَيكَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُمتِ اِلَى النّورِ بِاِذنِ رَبِّهِم اِلى صِرطِ العَزيزِ الحَميد. ابراهيم (14) 1 ... وادعُ اِلى رَبِّكَ اِنَّكَ لَعَلى هُدًى مُستَقيم. حجّ (22) 67 واِنَّكَ لَتَدعُوهُم اِلى صِرطٍ مُستَقيم. مؤمنون (23) 73 ... واِنَّكَ لَتَهدى اِلى صِرطٍ مُستَقيم. شورى (42) 52 435. ناتوانى پيامبرصلى الله عليه وآله در هدايت گمراهان بدون خواست خداوند: ياَيُّهَا الرَّسولُ ... ومَن يُرِدِ اللَّهُ فِتنَتَهُ فَلَن تَملِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شيًا اُولكَ الَّذينَ لَم يُرِدِ اللَّهُ اَن يُطَهِّرَ قُلوبَهُم ... . مائده (5) 41 واِن كانَ كَبُرَ عَلَيكَ اِعرَاضُهُم فَاِنِ استَطَعتَ اَن تَبتَغِىَ نَفَقًا فِى الاَرضِ اَو سُلَّمًا فِى السَّماءِ فَتَأتِيَهُم بِايَةٍ ولَو شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُم عَلَى الهُدى فَلا تَكونَنَّ مِنَ الجهِلين * اِنَّما يَستَجيبُ الَّذينَ يَسمَعونَ والمَوتى يَبعَثُهُمُ اللَّهُ ... . انعام (6) 35 و 36 اِن تَحرِص عَلى هُدهُم فَاِنَّ اللَّهَ لا يَهدى مَن يُضِلُّ وما لَهُم مِن نصِرين. نحل (16) 37 اِنَّكَ لا تَهدى مَن اَحبَبتَ ولكِنَّ اللَّهَ يَهدى مَن يَشاءُ وهُوَ اَعلَمُ بِالمُهتَدين. قصص (28) 56 وما يَستَوِى الاَحياءُ ولَا الاَموتُ اِنَّ اللَّهَ يُسمِعُ مَن يَشاءُ وما اَنتَ بِمُسمِعٍ مَن فِى القُبور. فاطر (35) 22 اَلَيسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبدَهُ ويُخَوِّفونَكَ بِالَّذينَ مِن دونِهِ ومَن يُضلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِن هاد * ومَن يَهدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِن مُضِلٍّ اَلَيسَ اللَّهُ بِعَزيزٍ ذِى انتِقام. زمر (39) 36 و 37 قُل اِنّى لااَملِكُ لَكُم ضَرًّا ولا رَشَدا. جنّ (72) 21 436. پيامبرصلى الله عليه وآله، وظيفهدار هدايت مردم به راه خداى عزّتمند، با تعاليم قرآن: الر كِتبٌ اَنزَلنهُ اِلَيكَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُمتِ اِلَى النّورِ بِاِذنِ رَبِّهِم اِلى صِرطِ العَزيزِ الحَميد. ابراهيم (14) 1 437. پيامبرصلى الله عليه وآله، وظيفهدار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمتها (گمراهىها)، با تعاليم قرآن كريم: الر كِتبٌ اَنزَلنهُ اِلَيكَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُمتِ اِلَى النّورِ بِاِذنِ رَبِّهِم اِلى صِرطِ العَزيزِ الحَميد. ابراهيم (14) 1 رَسولًا يَتلوا عَلَيكُم ءايتِ اللَّهِ مُبَيِّنتٍ لِيُخرِجَ الَّذينَ ءامَنوا وعَمِلُوا الصّلِحتِ مِنَ الظُّلُمتِ اِلَى النّورِ ... . طلاق (65) 11 438. مسئول نبودن پيامبرصلى الله عليه وآله در برابر هدايتناپذيرى كافران: كِتبٌ اُنزِلَ اِلَيكَ فَلا يَكُن فى صَدرِكَ حَرَجٌ مِنهُ لِتُنذِرَ بِهِ وذِكرى لِلمُؤمِنين. اعراف (7) 2 اِنَّما اُمِرتُ ... * واَن اَتلُوا القُرءانَ فَمَنِ اهتَدى فَاِنَّما يَهتَدى لِنَفسِهِ ومَن ضَلَّ فَقُل اِنَّما اَنا مِنَ المُنذِرين. نمل (27) 91 و 92 ومَن كَفَرَ فَلا يَحزُنكَ كُفرُهُ اِلَينا مَرجِعُهُم فَنُنَبِّئُهُم بِما عَمِلوا اِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدور. لقمان (31) 23 439. تمايل شديد پيامبرصلى الله عليه وآله به آوردن معجزات بيشتر براى هدايت مردم: واِن كانَ كَبُرَ عَلَيكَ اِعرَاضُهُم فَاِنِ استَطَعتَ اَن تَبتَغِىَ نَفَقًا فِى الاَرضِ اَو سُلَّمًا فِى السَّماءِ فَتَأتِيَهُم بِايَةٍ ولَو شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُم عَلَى الهُدى فَلا تَكونَنَّ مِنَ الجهِلين. انعام (6) 35 440. بىاثر بودن تلاش پيامبرصلى الله عليه وآله براى هدايت كردن فاقدان زمينهى هدايتپذيرى: واِن كانَ كَبُرَ عَلَيكَ اِعرَاضُهُم فَاِنِ استَطَعتَ اَن تَبتَغِىَ نَفَقًا فِى الاَرضِ اَو سُلَّمًا فِى السَّماءِ فَتَأتِيَهُم بِايَةٍ ولَو شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُم عَلَى الهُدى فَلا تَكونَنَّ مِنَ الجهِلين * اِنَّما يَستَجيبُ الَّذينَ يَسمَعونَ والمَوتى يَبعَثُهُمُ اللَّهُ ... . انعام (6) 35 و 36 ومِنهُم مَن يَنظُرُ اِلَيكَ اَفَاَنتَ تَهدِى العُمىَ ولَوكانوا لا يُبصِرون. يونس (10) 43 وما اَنتَ بِهدِى العُمىِ عَن ضَللَتِهِم اِن تُسمِعُ اِلّا مَن يُؤمِنُ بِايتِنا فَهُم مُسلِمون. نمل (27) 81 فَاِنَّكَ لا تُسمِعُ المَوتى ولا تُسمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ اِذا ولَّوا مُدبِرين * وما اَنتَ بِهدِ العُمىِ عَن ضَللَتِهِم اِن تُسمِعُ اِلّا مَن يُؤمِنُ بِايتِنا فَهُم مُسلِمون. روم (30) 52 و 53 وما يَستَوِى الاَحياءُ ولَا الاَموتُ اِنَّ اللَّهَ يُسمِعُ مَن يَشاءُ وما اَنتَ بِمُسمِعٍ مَن فِى القُبور. فاطر (35) 22 اَلَيسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبدَهُ ويُخَوِّفونَكَ بِالَّذينَ مِن دونِهِ ومَن يُضلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِن هاد * ومَن يَهدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِن مُضِلٍّ اَلَيسَ اللَّهُ بِعَزيزٍ ذِى انتِقام. زمر (39) 36 و 37 اَفَاَنتَ تُسمِعُ الصُّمَّ اَو تَهدِى العُمىَ ومَن كانَ فى ضَللٍ مُبين. زخرف (43) 40 441. بهرهجويى پيامبرصلى الله عليه وآله از تمام روشهاى موجود و وسايل ممكن براى هدايت مردم: واِن كانَ كَبُرَ عَلَيكَ اِعرَاضُهُم فَاِنِ استَطَعتَ اَن تَبتَغِىَ نَفَقًا فِى الاَرضِ اَو سُلَّمًا فِى السَّماءِ فَتَأتِيَهُم بِايَةٍ ولَو شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُم عَلَى الهُدى فَلا تَكونَنَّ مِنَ الجهِلين. انعام (6) 35 442. پيامبرصلى الله عليه وآله، پيامآور هدايت از جانب خدا: هُوَ الَّذى اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى ودينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ ولَو كَرِهَ المُشرِكون. توبه (9) 33 اِنَّ الَّذى فَرَضَ عَلَيكَ القُرءانَ لَرادُّكَ اِلى مَعادٍ قُل رَبّى اَعلَمُ مَن جاءَ بِالهُدى ومَن هُوَ فى ضَللٍ مُبين. قصص (28) 85 هُوَ الَّذى اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى ودينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وكَفى بِاللَّهِ شَهيدا. فتح (48) 28 هُوَ الَّذى اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى ... . صفّ (61) 9 443. سلب مسئوليّت از پيامبرصلى الله عليه وآله در مورد هدايت كافران طغيانگر: كَذلِكَ ما اَتَى الَّذينَ مِن قَبلِهِم مِن رَسولٍ اِلّا قالوا ساحِرٌ اَو مَجنون * اَتَواصَوا بِهِ بَل هُم قَومٌ طاغون * فَتَوَلَّ عَنهُم فَما اَنتَ بِمَلوم. ذاريات (51) 52 - 54 444. تمايل طبيعى پيامبرصلى الله عليه وآله به هدايت تمامى انسانها، حتّى دنياپرستانِ رويگردان از ياد خدا: فَاَعرِض عَن مَن تَوَلّى عَن ذِكرِنا ولَم يُرِد اِلَّا الحَيوةَ الدُّنيا * ذلِكَ مَبلَغُهُم مِنَ العِلمِ اِنَّ رَبَّكَ هُوَ اَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبيلِهِ وهُوَ اَعلَمُ بِمَنِ اهتَدى. نجم (53) 29 - 30 445. تنها افراد داراى روحيّهى تسليم، بهرهمند از هدايت پيامبرصلى الله عليه وآله: وما اَنتَ بِهدِى العُمىِ عَن ضَللَتِهِم اِن تُسمِعُ اِلّا مَن يُؤمِنُ بِايتِنا فَهُم مُسلِمون. نمل (27) 81 وما اَنتَ بِهدِ العُمىِ عَن ضَللَتِهِم اِن تُسمِعُ اِلّا مَن يُؤمِنُ بِايتِنا فَهُم مُسلِمون. روم (30) 53 446. پيامبرصلى الله عليه وآله، فقط هدايت كنندهى پاكدلان، با توفيق و يارى خداوند: ومَن يُرِدِ اللَّهُ فِتنَتَهُ فَلَن تَملِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شيًا اُولكَ الَّذينَ لَم يُرِدِ اللَّهُ اَن يُطَهِّرَ قُلوبَهُم ... . مائده (5) 41 447. خداوند، هدايتگر انسانها به راههاى سلامت، امنيّت و صلح، به واسطهى پيامبرصلى الله عليه وآله و قرآن: يَهدى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضونَهُ سُبُلَ السَّلمِ ويُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُمتِ اِلَى النُّورِ بِاِذنِهِ ويَهديهِم اِلى صِرطٍ مُستَقيم. مائده (5) 16 448. تشبيه هدايتگرى محمّدصلى الله عليه وآله به نور: ياَهلَ الكِتبِ قَد جاءَكُم رَسولُنا يُبَيِّنُ لَكُم كَثيرًا مِمّا كُنتُم تُخفونَ مِنَ الكِتبِ ويَعفوا عَن كَثيرٍ قَد جاءَكُم مِنَ اللَّهِ نورٌ وكِتبٌ مُبين * يَهدى بِهِ اللَّهُ ... . مائده (5) 15 و 16 449. تلاوت قرآن، رسالت و وظيفهى پيامبرصلى الله عليه وآله براى هدايت خلق: اِنَّما اُمِرتُ ... * واَن اَتلُوا القُرءانَ فَمَنِ اهتَدى فَاِنَّما يَهتَدى لِنَفسِهِ ... . نمل (27) 91 و 92
پی نوشت ها:
1) در روايتى از امام صادق عليه السلام « عفو » به وسط تفسير شده است . ( تفسير نورالثقلين ، ج 2 ، ص 111 ، ح 407) 2) امام باقرعليه السلام دربارهى آيهى مزبور فرمودهاند: رسول خداصلى الله عليه وآله برترين راسخان است. (تفسير عيّاشى، ج 1، ص 164، ح 6) 3) از معانى «خلق عظيم» تخلّق پيامبرصلى الله عليه وآله بر طبع كريم است. (مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص 500) 4) آيه، درصدد بيان ضرورت ايمان به پيامبرصلى الله عليه وآله است. بر اساس مفهوم اين آيه، چون پيامبرصلى الله عليه وآله بصير و تابع وحى است بايد به او ايمان آورد. 5) از امام صادقعليه السلام نقل شده است: «و ثيابك فطهّر» يعنى جامهى خود را كوتاه كن تا به زمين كشيده نشود و آلوده نگردد. (تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 453، ح 7) 6) از آنجا كه خداوند، درصدد تمجيد و ستايش پيامبرصلى الله عليه وآله است نمىشود توصيهى آن حضرت به تقوا، جداى از تقواى درونى خودش باشد. 7) منظور از «اليقين» در آيه، مرگ يا يقين به خير و شرّ است. (مجمعالبيان، ج 5 - 6 ، ص 534) برداشت بر اساس معناى لغوى است. 8) جملهى «فتاب عليكم» توفيق توبه است. (الميزان، ج 20، ص 75) 9) مقصود، توفيق پيامبرصلى الله عليه وآله است. (روحالمعانى، ج 16، جزء 30، ص 188 و 192) 10) حذف مفعول از فعلهاى «نقراُ» و «لاتنسى» ممكن است براى افادهى عموم باشد؛ يعنى تو را بر قرائت، توانا مىسازيم و تو خواندههاى خويش را از ياد نخواهى برد. 11) برخى مقصود از حكمت را سنّت [پيامبرصلى الله عليه وآله ]دانستهاند. (مجمعالبيان، ج 1 - 2، ص 395؛ الدّرّالمنثور، ج 1، ص 335) 12) مقصود از «النّاس» پيامبرصلى الله عليه وآله و مؤمناناند. وقتى خداوند به اسلاف پيامبرصلى الله عليه وآله [ آل ابراهيم] كتاب و حكمت عطا كرده باشد، اعطاى حكمت به پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله امر جديدى نيست [و تعجّبى ندارد]. (الكشّاف، ج 1، ص 522) 13) مقصود از «الحكمة» طبق يك احتمال، چنانكه برخى مفسّران گفتهاند، سنّت پيامبرصلى الله عليه وآله است. (مجمعالبيان، ج 7 - 8 ، ص 560؛ روحالمعانى، ج 12، جزء 22، ص 30) 14) مقصود اين است كه با نزول كتاب و حكمت بر تو از سوى خداوند، دشمنان نخواهند توانست تو را گمراه كنند. (مجمعالبيان، ج 3 - 4، ص 168) 15) با توجّه به اينكه خداوند از اخلاق پيامبرصلى الله عليه وآله به خُلق عظيم ياد كرده است.(مجمعالبيان، ج9 - 10، ص 500) 16) مراد از «تردن الحياة الدّنيا و زينتها» سعه و آسايش در زندگى و برخوردارى از امكانات مالى بيشتر است و مقصود از «...تردن اللّه و رسوله...» صبر بر سختى زندگى و كمبودهاى آن است [بنابراين مىتوان از آيه، زندگى ساده و زاهدانهى پيامبرصلى الله عليه وآله را فهميد]. (مجمعالبيان، ج 7 - 8 ، ص 555) 17) معناى آيه [با توجّه به سياق] اين است كه اگر شما اهل اسوهپذيرى باشيد، بجا است كه در يارىرسانى و صبر در ميدان نبرد به پيامبرصلى الله عليه وآله اقتدا كنيد؛ همانگونه كه او در روز اُحُد به رغم شكسته شدن دندانهاى جلوى او و زخمى شدن ابروهايش و كشته شدن عمويش مقاومت كرد. (مجمعالبيان، ج 7 - 8 ، ص 548) 18) از امام باقرعليه السلام دربارهى «جاهد الكفّار و المنافقين» روايت شده كه مقصود، الزام آنان به انجام دادن فرايض است. (تفسير قمّى، ج 1، ص 301؛ تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 242، ح 240) 19) ذكردر آيهى ياد شده به معناى شرف است. (مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص 75؛ روحالمعانى، ج 14، جزء 25، ص 130) 20) مقصود از «رسول كريم»، پيامبرصلى الله عليه وآله است. (تفسير التحريروالتنوير، ج 14، جزء 29، ص 141) 21) طبق قول عدّهاى از مفسّران، آيهى ياد شده دربارهى گروهى كه از اسلام برگشتند و... نازل شده است. (تفسير التحريروالتنوير، ج 3، جزء 3، ص 303) 22) مقصود از «أفمن كان على بيّنة من ربّه» پيامبرصلى الله عليه وآله است. 23) مقصود از «الكتاب»، تورات است. (الكشّاف، ج 1، ص 348) 24) واژهى «صاحبكم» گوياى مردود بودن اتّهام جنون است، زيرا مصاحبت روزمرّهى كسانى كه به پيامبرصلى الله عليه وآله تهمت جنون مىزدند با آن حضرت، مايهى شناخت وضعيّت فكرى آن حضرت بوده و دستآويزى براى نسبت جنون باقى نمىگذارد. 25) از ابنعبّاس نقل شده است كه مراد از «القرية» ايله است. (مجمعالبيان، ج 3 - 4، ص 756) 26) طبق روايتى از امام باقرعليه السلام، رسول خداصلى الله عليه وآله برترين راسخان در علم بوده است. (ر.ك: مجمعالبيان، ج 1 - 2، ص 701) 27) از حضرت علىعليه السلام روايت شده است كه فرمود: رسول خداصلى الله عليه وآله بر منبر بود كه لحظهاى خواب چشم او را ربود، پس در خواب ديد مردانى را كه چون بوزينگان بر منبر آن حضرت مىجهند و مردم را به روش گذشتگان (دوران جاهليّت) باز مىگردانند؛ پس پيامبرصلى الله عليه وآله در حالى كه نشسته بود، به خود آمد و آثار حزن در چهرهاش نمايان شد؛ پس جبرئيل اين آيه را براى حضرت آورد «و ما جعلنا الرؤيا...» و «شجرهى ملعونه» يعنى بنىاميّه. (بحارالانوار، ج 55، ص 350) 28) اگر منظور از «شاهداً» شهادت بر اعمال همهى امّت در صحنهى قيامت باشد، مطلب بالا استفاده مىشود؛ زيرا شهادت بدون آگاهى و نظارت فاقد اعتبار است. 29) اخلاق خوش محمّدصلى الله عليه وآله، يكى از دلايل نبوّت وى است؛ زيرا حضرت در اخلاق به قدرى كامل شده بود كه در عصر او و اعصار نزديك آن، كسى نبود كه در كمال و فضايل نزديك به آن حضرت باشد. از همين رو، خداوند او را با آيهى مزبور توصيف كرد. (اخلاق النّبى فى القرآن والسّنه، الحدّاد، ج 1، ص 72) 30) بنا بر اين كه «يقين» در آيه به معناى مرگ باشد، زيرا انسان با مرگ، عيناً جهان ديگر را مشاهده خواهد كرد. (الميزان، ج 12، ص 196) 31) مخاطب «فلاتكوننّ من الممترين» پيامبرصلى الله عليه وآله است و اينگونه خطابات در كلام عرب رايج است، ولى آيه درصدد ردّ هرگونه ريب و شكى از پيامبرصلى الله عليه وآله است. (الميزان، ج 10، ص 122 - 123) 32) تبتّل» از ريشهى «بَتَل» به معناى انقطاع كامل از غير خدا و اخلاص در عبادت است. (مفردات، ص 107، «بتل»؛ مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص571) 33) براساس روايتى از امام صادقعليه السلام، «أقوم قيلاً» تهجّد همراه با اخلاص است. (مجمعالبيان، ج9 - 10، ص570) 34) تبتّل» به معناى انقطاع الى اللّه در عبادت و نيّت است. (مفردات، ص 107، «بتل») 35) آيه، مربوط به «عبداللّه بن اُبىّ» منافق و اصحاب وى است. (مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص 442) 36) مقصود از «حين تقوم»، بنابر يك احتمال، هنگام برخاستن پيامبرصلى الله عليه وآله براى تلاش است. (الميزان، ج 19، ص 24) 37) حنيف» مسلمانى است كه از ديگر اديان به سوى حق گرايش پيدا مىكند. (لسانالعرب، ج 3، ص 362، «حنف») 38) گفته شده: آيهى مزبور، پيامبرصلى الله عليه وآله را به تضرّع به درگاه الهى دعوت كرده است. (مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص773) 39) اضافهى «عبد» به ضمير اسم جلاله، از نوع اضافهى تشريفى است و دلالت بر تقرّب و عظمت رسول خداصلى الله عليه وآله مىكند. (روحالمعانى، ج 1، جزء ؟، ص 309) 40) التفات از خطاب به غيبت، با گفتن «واستغفر لهم الرّسول» بيانگر شأن و عظمت پيامبرصلى الله عليه وآله است. (الكشّاف، ج 1، ص 528) 41) حسبى اللّه» بر معناى توكّل دلالت دارد. (الميزان، ج 9، ص 412) 42) بنا بر روايتى از امام باقرعليه السلام اين آيه دربارهى قومى از يهود است. (مجمعالبيانج 1 - 2، ص 286) 43) بنا بر يك احتمال، «رسول كريم» پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله است. (مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص 525) 44) اين آيهى شريفه دربارهى تغيير قبله از بيتالمقدّس به سوى كعبه است. (مجمعالبيان، ج 1 - 2، ص 412) 45) مراد از «من عنده علم الكتاب» علماى اهلكتاباند. (الكشّاف، ج 2، ص 536) 46) بنا بر قولى، آيهى شريفه دربارهى يهود بنىقريظه است. (مجمعالبيان، ج 1 - 2 ، ص 286) 47) آيهى شريفه مىتواند پاسخى باشد به درخواست بهانهجويانهى مشركان از پيامبرصلى الله عليه وآله مبنى بر آوردن معجزهاى براى اثبات حقّانيّت خويش؛ يعنى اگر آنان تعقّل كنند خواهند فهميد كه قرآن معجزهى پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله است. گفتنى است تأكيد بر اين حقيقت با «لام» قسم و حرف تحقيق «لقد» مؤيّد همين برداشت است. 48) در آيهى 113، مشركان با تعبير «الّذين لايعلمون» در قبال يهود و نصارا مطرح شدهاند و در آيهى مورد بحث، مشركان با همان تعبير در برابر «الّذين من قبلهم» قرار گرفتهاند. از اين مقايسه معلوم مىشود مقصود از «الّذين من قبلهم» يهود و نصارا است. 49) منظور از امانت، تنها امانتهاى مالى نيست، بلكه شامل امانتهاى معنوى، از قبيل علوم و معارف حقّه، كه بايد به اهلش برسد نيز مىشود. يهود، وقتى امانتهاى الهى به دستشان سپرده شد خيانت كردند و با علم به اين كه دين خدا، توحيد است و همانى است كه پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله به آن دعوت مىكند و پيامبر اسلامصلى الله عليه وآلههمان است كه تورات و انجيل بشارت او را داده، با اين حال، او را كتمان كردند. (الميزان، ج 4، ص 378) 50) بنا بر احتمالى، «محمّد» مبتدا، «رسول اللّه» تابع، بدل يا عطف بيان آن و «والّذين معه» عطف بر «محمّد» و «أشدّاء...» خبر آن است. (روحالمعانى، ج 14، جزء 26، ص 186؛ الميزان، ج 18، ص 299) بنابراين، اوصاف ذكر شده مربوط به پيامبرصلى الله عليه وآله و اصحاب او است. 51) ذكر ركوع و سجود از ميان همهى عبادات، گوياى برترى اين دو حالت نسبت به ساير حالتها است. 52) بنا بر قولى «محمّد» مبتدا «رسولاللّه» تابع آن «والّذين معه» عطف بر «محمّد» و «اشدّاء على الكفّار» تا آخر خبر آن است. (روحالمعانى، ج 14، جزء 26، ص 186) 53) بنا بر احتمالى، اوصاف ذكر شده براى پيامبرصلى الله عليه وآله و صحابه در هر دو كتاب تورات و انجيل آمده است. (مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص 192) 54) از تقديم «و من اللّيل...» استفاده مىشود كه سجده در شب، اهمّيّت بيشترى دارد. 55) طبق روايتى از امام صادقعليه السلام، مقصود از «ادبار السّجود» نماز وتر در آخر شب است (تفسير شبّر، ص 452) كه بيان مىكند پيامبرصلى الله عليه وآله بخشى از شب را به سجده سپرى مىكرد. 56) خداوند متعال، پيامبرصلى الله عليه وآله را به شكر در برابر نعمت بزرگ [كوثر] امر فرمود. (مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص 837) 57) فإذا فرغت فانصب»، يعنى هرگاه از عبادتى مانند تبليغ وحى فارغ شدى به عبادت ديگر بپرداز ؛ جهت شكر نعمتهايى كه بر تو شمردهايم. (روحالمعانى، ج 16، جزء 16، ص 307) 58) تاريخِ پيامبرانى چون عيسى، ابراهيم، موسى، اسماعيل و ادريسعليهم السلام قبل از آيهى مزبور ذكر شده است. 59) شاهد»، چه به معناى شاهد اعمال و چه به معناى حجّت، ملاك و معيار و الگو بودن پيامبرصلى الله عليه وآله را مىرساند. (مجمعالبيان، ج 1 - 2، ص 416) 60) با توجّه به سياق آيات، كه مربوط به غزوهى احزاب است، معلوم مىشود اسوه بودن پيامبرصلى الله عليه وآله در جهاد است. (مجمعالبيان، ج 7 - 8 ، ص 548) 61) با توجّه به شأن نزولى است كه درباره آيه آمده است. (مجمعالبيان، ج 7 - 8 ، ص 574) 62) در شأن نزول آيه آوردهاند: در غزوهى بدر، قطيفهى سرخى از غنايم گم شد. برخى گفتند: پيامبرصلى الله عليه وآله برداشته است، آيهى مزبور نازل شد. (مجمعالبيان، ج 1 - 2، ص 872) 63) مقصود از «و ما هو على الغيب بضنين» نفى اتّهام از پيامبرصلى الله عليه وآله نسبت به هرگونه خيانتى است. (مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص 678) 64) خُلق» ملكهاى نفسانى است كه افعال به آسانى بر اساس آن صادر مىشود. (الميزان، ج 19، ص 369)، يا به تعبير بعضى، «خُلق» جايى گفته مىشود كه انجام دادن كارى به صورت عادت درآمده باشد. (التّبيان، ج 10، ص 75) 65) آيه دلالت دارد كه پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله براى همهى جهانيان مبعوث شده و نبوّت به ايشان پايان يافته است. (مجمعالبيان، ج 3 - 4، ص 514) 66) عموم «و أوحِىَ...» دلالت دارد بر شمول رسالت آن حضرت به وسيلهى قرآن نسبت به تمامى كسانى كه پيام آن حضرت را چه در دوران آن حضرت و چه پس از آن تا قيامت بشنوند. (الميزان، ج 7، ص 39) 67) مقصود از «دين اللّه» اسلام است. (روحالمعانى، ج 3، جزء 3، ص 345؛ تفسير التحريروالتنوير، ج 3، جزء 3، ص 301) در آيهى بعد مىفرمايد: «هر كس غير اسلام را انتخاب كند، از او پذيرفته نيست»، كه لازمهى آن دوام اسلام و خاتميّتنبوّت حضرت محمّدصلى الله عليه وآله است. 68) لازمهى غلبهى اسلام بر همهى اديان اين است كه پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله آخرين پيامبر و دين اسلام آخرين دين باشد. 69) آيهى مزبور اِشعار دارد كه اديان ديگر، غير اسلام، به مرتبهاى از كمال و صلاحيّت براى عموم (انسانها) و دوام نرسيده بودند و از طرفى، اديان غير اسلام دستخوش تحريف گرديدهاند؛ همچنين آيه گوياى اين مطلب است كه اسلام از تحريف و تغيير منزّه است (تفسير التحريروالتنوير، ج 3، جزء 3، ص 197) و لازمهى اين مطلب، خاتميّت نبوّت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله مىباشد. 70) مقصود از «كلمت ربّك» در آيهى ياد شده، قرآن مىباشد (مجمعالبيان، ج 3 - 4 ، ص 547) و مقتضاى تمام بودن آن اين است كه وحى و نبوّت به پايان رسيده است. 71) بنا بر يك احتمال، مقصود از «كافّة للنّاس» عموم مردم، اعمّ از عرب، عجم و ساير امّتهاست (مجمعالبيان، ج 7 - 8 ، ص 611) و لازمهى مفاد آيه، خاتميّت رسالت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله مىباشد. 72) بنا بر احتمالى، مقصود از «ولا من خلفه ...» اين است كه پس از آن، كتاب ديگرى كه ناسخ آن باشد، نمىآيد ... و تا روز قيامت حجّت بر مكلّفان است (مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص 23)؛ بنابراين، مىتوان از آيه استفاده كرد كه نبوّت به پايان رسيده و پس از پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله پيامبر ديگرى نخواهد آمد. 73) مقصود از «العالمين» تمامى امّتهاست. (تفسير التحريروالتنوير، ج 18، جزء 9، ص 317) از مفهوم آيه استفاده مىشود كه پس از پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله، پيامبر ديگرى نخواهد آمد و آن حضرت «خاتم النّبيّين» است. 74) آيهى مزبور (ولو شئنا ...) خطاب به پيامبرصلى الله عليه وآله مىفرمايد: اگر مىخواستيم زحمت انذار كردن همهى آبادىها را از دوش تو برمىداشتيم و براى هر قريهاى پيامبرى مىفرستاديم، ولى فقط تو را انذاركنندهى همهى قريهها قرار داديم و بدين وسيله، تو را ارجمند نموده و بر همهى انبيا برترى بخشيديم. در مقابل، تو هم وظيفه دارى كه در برابر سختىهاى اين رسالت بزرگ صبر پيشه كنى. گفتنى است مرجع ضمير «به» مدلول «ولو شئنا...» است كه به منذر بودن حضرت نسبت به تمامى قريهها اشاره دارد (الكشّاف، ج 3، ص 286) و به قول يكى از مفسّران (طيبى)، مدار سورهى فرقان بر اين است كه حضرت رسولصلى الله عليه وآله براى تمامى انسانها مبعوث شده و از همين رو است كه آغاز سوره با آيهاى آغاز گرديده كه مفيد عموميّت رسالت آن حضرت مىباشد. (تفسير التحريروالتنوير، ج 9، جزء 19، ص 52) 75) مقصود از «اشراط السّاعة» نشانههاى قيامت است و از جمله نشانههاى قيامت، بعثت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله مىباشد و در روايتى كه از آن حضرت نقل شده، آمده است: «بعثت انا و السّاعة كهاتين و اشار بالسبابة و الوسطى» مقصود حضرت نزديك بودن و فاصلهى اندك بين مبعث او و قيامت است. (روحالمعانى، ج 14، جزء 26، ص 80) 76) برخى مفسّران گفتهاند: «و آخرين منهم...» شامل صحابه و كسانى است كه پس از آنها تا قيامت به دنيا مىآيند. (التّبيان، ج 10، ص 4) در اين صورت، «و آخرين» بر «امّيّين» عطف خواهد بود و پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله، هم پيامبر انسانهاى دوران معاصر خود و هم پيامبر انسانهاى پس از خود تا روز قيامت است و در نتيجه، آن حضرت خاتم انبيا است. 77) در معناى «لقد جاءكم» آمده است: «لقد جاءكم أيّها النّاس...». (الميزان، ج 9، ص 411) 78) مراد از «رحمته» پيامبرصلى الله عليه وآله و... است. (الكشّاف، ج 1، ص 542) 79) از اوصاف ذكر شده در آيه براى پيامبرصلى الله عليه وآله ، تأكيد براى گرايش مردم و اجابت آنان در برابر دعوت آن حضرت فهميده مىشود. (الميزان، ج 9، ص 412) 80) آيه در مقام امتنان است. 81) لام در «لك» يا براى تعليل است يا براى انتفاع. در صورت اوّل، مفاد آيه اين است كه آيا براى خودت به تو شرح صدر نداديم، و اين تعبير دلالت دارد كه شخصيّت حضرت، علّتى كافى براى عطاى شرح صدر بود. در صورت دوم، نشانهى ارجمندى آن حضرت است كه خداوند در جهت منافع پيامبرصلى الله عليه وآله نعمت شرح صدر را در اختيارش نهاد. 82) بنا بر احتمالى «من» در «من الرّسل» براى تبعيض است، بنابراين «اولواالعزم» برخى از پيامبران خواهند بود. (روحالمعانى، ج 14، جزء 26، ص 53) 83) برخى مفسّران گفتهاند: «من» در «من الرّسل» براى بيان است، بنابراين همهى پيامبران صاحب عزم و ارادهى قوى بودهاند. (روحالمعانى، ج 14، جزء 26، ص 53) 84) ولاتستعجل لهم»، يعنى در درخواست عذاب براى آنان [كافران ]شتاب نكن. (الميزان، ج 18، ص 218) 85) آيه دربارهى منافقان است. (تفسير التحريروالتنوير، ج 9، جزء 18، ص 272) 86) از اينكه خداوند در فلسفهى واگذارى اختيار تصميمگيرى در همخوابگى با همسران و يا ردّ و قبول زنانى كه خود را به آن حضرت هبه مىكنند به پيامبرصلى الله عليه وآله گفته است، چنين حقّى به سبب جلب رضايت همسران است، حكايت مىكند كه آنان پيامبرصلى الله عليه وآله را در تصميم و موضعگيرىاش در قبال آنان، عادل مىدانستهاند. 87) جملهى «إنّ ربّك...» به منزلهى تعليل براى «فاصفح» است، يعنى اى پيامبر، گذشت كن، زيرا پروردگار تو مىداند كه چه كارى به مصلحت و در جهت تربيت و رشد تو است. 88) آيه به اين معنا اشاره دارد كه چون پيامبرصلى الله عليه وآله از رويگردانى مردم محزون بود [تلاش داشت تا آنان را به سوى ايمان رهنمون سازد] خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله خطاب كرد: ما تو را نفرستاديم تا مردم را از گناهانشان حفظ كنى و مواظب آنان باشى. (التّفسير الكبير، ج 4، ص 150) 89) در روايتى كه عامه از امام صادقعليه السلام نقل كردهاند: «النّجم» به رسولاكرمصلى الله عليه وآله تفسير شده است كه در شب معراج از آسمان هفتم فرود آمد. (مجمعالبيان، ج 9 - 10، ص 261) 90) بيان فريبندگى زمين و بستر امتحان بودن آن پس از بيان رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله در محدودهى انذار و تبشير ، مىتواند گوياى اين مطلب باشد كه وظيفهى پيامبرصلى الله عليه وآله و رهبران دينى هدايت است و انتخاب با خود مردم مىباشد. 91) بنا بر قولى، مرجع ضمير «به» پيامبرصلى الله عليه وآله است. (مجمعالبيان، ج 3 - 4، ص 270) 92) مرجع ضمير «به» پيامبراكرمصلى الله عليه وآله است. (تفسير التحريروالتنوير، ج 4، جزء 6 ، ص 151)نام کتاب :اخلاقنویسنده :دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قمجلد :5صفحه :9
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1257811121315161718192021صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1257811121315161718192021بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست