روانند و جاويدان در آنند و جبران كند از آنها گناهانشان را و باشد اين نزد خدا كاميابى بزرگ 26- پس فرو آورد خدا آرامش را بر رسولش و بر مؤمنان و پابندشان كرد به كلمه تقوى و بودند سزاوارتر بدان و اهل آن و باشد خدا بهر چيز دانا 29- وعده داده خدا آنان را كه گرويدند و كارهاى خوب كردند آمرزش و مزد بزرگ.
سوره الحجرات آيه 7 ولى خدا دوست شما كرد ايمان را و آراستش در دلهاتان و بدنما كرد نزد شما كفر و فسق و نافرمانى را و آنانند رهيافتهها 8- از فضل خدا و نعمتش و خدا دانا و حكيم است.
سوره و الذاريات آيه 8 راستى شما در گفتار دچار اختلافيد 9- كنار افتد از خير هر كه از آن بركنار شود 55- و ياد آور كه سود دهد يادآورى مؤمنان را.
سوره الحديد آيه 7 بگرويد بخدا و رسولش و هزينه نهيد از آنچه شما را بر آن گمارده پس آنان كه گرويدند و هزينه نهادند مزد بزرگ دارند 8- شما را نرسد كه باور نداريد خدا را با اينكه رسول شما را ميخواند تا باور داريد پروردگار خود را و هر آينه پيمان شما گرفته شده اگر مؤمن باشيد 9- او است كه فرو آورد بر بندهاش آيات روشن را تا برآرد شما را از تاريكيها بروشنى و راستى خدا بشما مهرورز و مهربانست- تا فرموده- روزى كه بينى مؤمنان و مؤمنات را ميشتابند نورشان جلوشان و در سوى راستشان مژده باد شما را بهشتها كه روانست زيرشان جوها جاويدانيست در آن، آن كاميابى بزرگى است- تا فرموده- و آنان كه گرويدند بخدا و رسولانش آنانند همان صديقان و شهيدان نزد پروردگارشان مزد دارند و روشنى و آنان كه كفر ورزيدند و دروغ شمردند آيات خدا را آنانند ياران دوزخ- تا فرموده- پيشتازيد به آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش چون پهناى آسمان و زمين است آماده است براى آنان كه گرويدند بخدا و رسولانش آنست فضل خدا دهدش بهر كه خواهد و خدا داراى فضل بزرگ است 28- أيا آنان كه گرويديد از خدا بترسيد و برسولش بگرويد تا دهد بشما دو بهره از رحمتش و نهد براى شما نورى كه راه رويد در آن و بيامرزد شما را و خدا پر آمرزنده
و مهربان است.
سوره الحشر آيه 20 برابر نيند ياران دوزخ و ياران بهشت ياران بهشت همان كاميابند.
سوره الصف آيه 10- أيا آنان كه گرويد آيا رهنمايم شما را بيك تجارتى كه- رهاندتان از عذاب دردناك 11- بگرويد بخدا و رسولش و جهاد كنيد در راه خدا به دارائيها و جانهاتان آن بهتر است براتان اگر ميدانيد 12- بيامرزد گناهانتان را و در آردتان در بهشتها كه روانست زيرشان جوها و در مسكنهاى خوب در بهشتهاى عدن آنست فوز بزرگ 13- و ديگر كه دوستش داريد يارى از خدا و فتح نزديك است و مژده ده مؤمنان را 14- أيا آنان كه گرويد باشيد ياران خدا چنانچه عيسى زاده مريم گفت به حواريان كيست ياران من در راه خدا حواريان گفتند ما ياران خدائيم و گرديدند گروهى از بنى اسرائيل و كافر شدند گروهى و كمك كرديم مؤمنان را بر دشمنان و گرديدند غالب.
سوره المنافقون آيه 8 و از خدا است عزت و از رسولش و از مؤمنان ولى منافقان ندانند.
سوره التغابن آيه 8 پس بگرويد بخدا و رسولش و نورى كه فرو فرستاديم و خدا بدان چه كنيد آگاه است. 9- روزى كه فراهم كند شما را براى روز قيامت آنست روز كم بودى و هر كس گرود بخدا و كار خوب كند جبران كند بدكاريهايش را و درآردش به بهشتها كه روانست زيرشان جوها جاويدند در آن هميشه آنست فوز بزرگ- تا فرموده- و هر كس باور كند خدا را آرام شود دلش.
سوره الطلاق آيه 10- آنان كه گرويدند البته فرو آورديم بر شما ذكرى 11- رسولى كه ميخواند بر شما آيات روشن خود را تا برآردتان از تاريكيها بروشنى و هر كه بگرود بخدا و بكند كار خوب درآردش خدا ببهشتها كه روانست از زيرشان جوها جاويدند در آن هميشه بتحقيق نيكو كرده خدا روزيش را.
سوره التحريم آيه 8 روزى كه رسوا نكند خدا پيغمبرش و آنان كه گرويدند با او روشنى آنها ميشتابد جلوشان و در سوى راستشان ميگويند پروردگارا كامل
كن نور ما را و بيامر زمان كه تو بر هر چيز توانائى.
سوره الملك آيه 22 آيا كسى كه راه رود برو در افتاده راه برتر است يا كسى كه راه رود ايستاده بر راه راست.
سوره القلم آيه 35 آيا بسازيم مسلمانها را چون مجرمان 36- چه شده شما را چگونه داورى كنيد.
سوره الجن آيه 13- پس هر كه بگرود بپروردگارش نترسد از كاستى و عذاب.
سوره المطففين آيه 29 راستى آنان كه مجرمند بمؤمنان ميخندند 30- و چون بدانها گذرند بر آنها چشمك زنند 31- و چون بخاندانشان برگردند شوخى كنان برگردند 32- و چونشان ببينند گويند راستى اينان گمراهند 33- و فرستاده نيند پاسبان آنها باشند 34- پس امروزه مؤمنان بكافران ميخندند 35- بر سختيها نگرانند 36- آيا كفار پاداشى از آنچه ميكردند دارند.
سوره الانشقاق آيه 25- جز آنان كه گرويدند و كارهاى خوب كردند كه مزد پيوستى دارند.
سوره البروج آيه 11 راستى آنان كه گرويدند و كارهاى خوب كردند بهشتها دارند كه زيرشان جويها روانند آنست فوز بزرگ.
سوره البلد آيه 17 سپس بوده از آنان كه گرويدند و بهم سفارش شكيبائى كردند و سفارش مهربانى آنانند ياران دست راست.
سوره التين آيه 6 جز آنان كه گرويدند و كارهاى خوب كردند كه مزد پيوسته دارند.
سوره البينه آيه 7 راستى آنان كه گرويدند و كارهاى خوب كردند آنانند خوبتر مردمان 8- پاداششان از بر پروردگارشان بهشتها است كه روانست زيرشان جوها جاويد باشند در آن هميشه خوشنود است خدا از آنها و خوشنودند از او آنست
براى هر كه بترسد از پروردگارش.
سوره العصر آيه 1 سوگند بعصر 2- راستى آدمى در زيانست 3- جز آنان كه گرويدند و كارهاى خوب كردند- الخ.
تفسير: هدايت بيان از گمراهى است و متقين آنها كه نگهدارند خود را از آنچه هلاك كند و از آنكه كم خردى بر آنان چيره شود تا چون واجبى را بدانند آن را بكار بندند تا پروردگارشان خشنود گردد بزودى، از گفته امام صادق7آيد كه متقين شيعه مايند و هدايت را ويژه متقين ساخت چه آنان از آن بهره برند آنها كه بناديده ايمان دارند از آنچه در حواس آنها نيايد چون يگانگى خدا، پيغمبرى پيغمبران، قيام قائم، رجعت، بعث، حساب، بهشت و دوزخ و هر آنچه بايد بدان معتقد باشند و بچشم نيايد و بدليل خدائى فهم شود و برپا دارند نماز را بركوع و سجود كامل و حفظ اوقات و احكام و پاسدارى از تباهى و كاستى و از آنچه روزيشان كرديم هزينه نهند از دارائى و نيروها و از تن و آبرو و دانش كه ببخشند در راه خدا و رنج برند و حق را باهلش رسانند و وام دهند و نياز برآرند و از مستمندان دستگيرى كنند و نابينا را دستكش نمايند و ناتوانها را از مهلكه برهانند و بارشان بكشند و پيادهها را سوار كنند و مؤمنتر از خود را در مال و جان بر خود پيش دارند و با هم پايههاى خود برابرى كنند و دانش را باهلش بخشند و فضائل اهل بيت را براى دوستان آنها باز گويند و براى هر كه اميد هدايت او است، بيشتر آنچه گذشت از تفسير امام گرفته شده است.
و در معانى الاخبار و تفسير عياشى ج 1 ص 26- از امام صادق7است كه يعنى از آنچه ما يادشان داديم منتشر كنند بدان چه بر تو فرو شده: از قرآن و شرع و آنچه پيش از تو نازل شده از تورات و انجيل و زبور و صحف ابراهيم و كتب منزله ديگر كه همه درست و راست و از جانب خدا است چنانچه در تفسير امام عسكرى است.
بآخرت يقين دارند فرمود بسراى ديگر پس از اين جهان و بدانند و ترديد نكنند كه در آن خانه پاداش كارهاى خوب برتر از كردار داده شود و كيفر كارهاى بد بمانند
آنچه كردهاند باشد.
آنان برهنمائى پروردگار خودند، فرمود7خدا خبر داده كه اين موصوفان باين وصفها بر راه درستند از جانب پروردگارشان و بفرمانش دانايند و آنان رهايند از آنچه ترسند و كاميابند بدان چه آرزومندند.
و در تفسير قول خدا «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا» فرمود گرويدند بخدا و باور كردند پيغمبرى تو را و پيشوايت گرفتند و تصديقت كردند در گفتههات و درستكارت شمردند و على7را پس از تو امام گرفتند و وصى پسنديده تو و بدان چه فرمايدشان گردن نهند و بدان سو كه بردشان بروند و او را داراى هر آنچه تو دارى دانند جز پيغمبرى كه در آن تنهائى و دانند كه بهشت ندارند جز بموالات او و هر كه از فرزندانش از او منصوص بامامت است و دوستدار دوستان خاندان اويند و دشمن مخالفانشان و دانند كه از دوزخ بركنار نباشند جز به دورى از دوستى مخالفانشان و كمك بدگويانشان.
«و عملوا الصالحات» از انجام هر واجب و بركنارى از هر حرام و نباشند چون ناباوران بتو، بهشتها دارند كه از زيرشان جويهاى روانند يعنى از زير درختان و مساكن آنها. تا آخر آنچه در ابواب معاد گذشت.
فرمود (ع) خدا به يهود گفته (در 41 البقره) بگرويد اى يهود بدان چه فرو نمودم بر محمد از ذكر پيغمبرى خودش و اخبار امامت برادرش على و خاندان پاكش كه مصدق همانست كه در كتاب شما است كه محمد پيغمبر سيد اولين و آخرين و مؤيد به سيد اوصياء و خليفه رب العالمين فاروق امت و باب مدينه علم است و حكمت و وصى رسول رحمت است و نخريد بآياتم كه در باره نبوت محمد و امامت على و عترت پاك او هستند بهاى اندكى را كه هر چه هم بيش باشد نابودى و زيان و بوار دارد و از من بترسيد در نهان كردن امر محمد و امر وصى او.
و گفتهاند اينكه فرموده سره كافران باو نباشيد، تعرضى است باينكه بايد سره
مؤمنان باو باشيد زيرا صاحب نظرند در معجزههايش و دانا بامر اويند و گشايش خواه از او و مژده ده بزمان او.
«و عملوا الصالحات» كه پس از ايمان آمده دليل آوردند بر اينكه اعمال جزء ايمان نيستند و حق هم همين است ولى نفى شرط بودن را نكند بلكه در برخى اخبار مقارنه را دليل بر شرط بودن دانسته.
آيا بگرويد به بهرى از كتاب (85- البقره) دليل است كه اجزاء ايمان شرط يك ديگرند و رسوائى در دنيا تفسير شده بخوارى در پرداخت جزيه، «اشد عذاب» يعنى از جنس اشد كه مناسب هر گناه آنها است و آيه در باره يهود است و هم اينكه فرموده چه بد است آنچه وادارد شما را بدان ايمانتان (93- البقره) بموسى و تورات كه كافر باشيد بمن ولى معاذ الله كه چنين امرى باشد.
هر كه باشد دشمن خدا (136- البقره) بعناد با او در باره انعام ببندههاى مقربش و دشمن فرشتههاش كه بيارى آنان فرستاده و دشمن رسولانش باشد كه خبر از برترى آنان دارند و دعوت به پيروى آنان كردند و دشمن جبرئيل و ميكائيل باشد نام آنها را برده براى اهميت آنها پس خدا دشمن كافرانست دلالت دارد بوجوب ايمان بفرشتهها و رسولان و باينكه دشمنى آنها كفر است.
در تفسير امام است كه خدا ذم يهود كرده در دشمنى با جبرئيل كه اجراء ميكرد فرمان خدا را كه ناخواه آنان بود مانند اينكه نگذاشت دانيال بخت نصر را كه بيگناه بود بكشد تا مدت يهود بسر رسد و آنچه در علم خدا گذشته بر سر آنان آيد و ذم كرده دشمنان اهل بيت را در باره بغض با جبرئيل و ميكائيل و فرشتهها كه بكمك على7آمدند بر عليه كفار تا همه را با تيغ برنده خود خوار كرد.
در تفسير على بن ابراهيم است: كه نازل شد در باره يهودى كه برسول خدا گفتند اگر فرشتهاى كه نزدت مىآيد ميكائيل بود بتو مىگرويديم چون او فرشته رحمت و دوست ما است و جبرئيل فرشته عذاب و دشمن ما است.
و بگوئيد گرويديم بخدا (136- البقره) در كافى است (ج 1 ص 415) و در عياشى (ج 1 ص 67) از امام باقر (ع) جز آن نيست كه مقصود از آن على، فاطمه، و حسن و حسين باشد و پس از آنان در باره ائمه هم رواست سپس خدا بهمه مردم برگشته و فرموده اگر بگروند بمانند آنچه بشما گرويديد تا آخر آيه.
آنچه بما فرود شده قرآنست و آنچه بابراهيم صحف است و اسباط نوادههاى يعقوبند و آنچه بموسى و عيسى دادند توراتست و انجيل ...
در من لا يحضره الفقيه در سفارشهاى امير المؤمنين است به پسرش8كه: واجب شده بر زبان اعتراف و تعبير از آنچه دل بدان بسته است و خدا فرمود:
بگوئيد «آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا» الآية ...
پس جز اين نيست كه آنان در شقاقند، در مجمع البيان (ج 1 ص 218) از امام صادق7است كه يعنى در كفرند و اصل معنايش كشمكش است كه هر كدام بسوئى كشند جز سوى آن دسته ديگر ..
پس هر كه كفر ورزد به طاغوت (256- البقره) در مجمع البيان (ج 2 ص 364) از امام صادق7كه آن شيطانست.
من گويم: از اخبار بسيارى بدست آيد كه شامل همه معبودان جز خداست، از بت و امام گمراهى يا جلوگيرى از دين خدا و معنى سركشى دارد و در تفسير على بن ابراهيم است كه آنانند كه حق آل محمد را غصب كردند.
و باور دارد خدا را بيكتائى و باور دارد رسولان را بحلقه استوارى چسبيده و خود را نگهداشته با تمسك بحق از نظر درست و دين پايدار.
در كافى است (ج 2 ص 14) كه آن ايمان بخداى يكتا و بىشريك است، و از امام باقر7كه دوستى ما خاندانست كه بريده نشود. در معانى الاخبار (ص 368) از پيغمبر6كه هر كه دوست دارد بچسبد بحلقه استوار كه بريده نشود بايد بچسبد بولايت برادرم و وصيم على بن ابى طالب (ع) كه هلاك نشود هر كه دوستش دارد
و پيرو او است و نجات ندارد هر كه دشمن و بدخواه او است ...
خدا سرپرست آنانست كه گرويدند، كارهاشان را سرپرستى كند و آنها را سرپرستى كند و آنها را بيرون آرد بهدايت و توفيقش از تاريكيهاى نادانى و گناهها بروشنى هدايت و آمرزش، و بيايد از گفته على7كه: مؤمن در پنج نور ميچرخد ورودش نور، خروجش نور، دانشش نور، سخنش نور و ديدگاهش در رستاخيز بسوى نور است.
و آنان كه كافرند اولياشان طاغوت است در كافى ج (8 ص 289) از امام باقر7است كه طواغيت در تفسير على بن ابراهيم آنان ستمكاران بر آل محمدند و كسانى كه پيرو آنها گردند بيرونشان برند از نور بتاريكيها گفته شده از نور فطرت بر تباهى استعداد در كافى است (ج 8 ص 289) از امام صادق نور آل محمد6و ظلمات دشمن آنها و در كافى است (ج 1 ص 375) و در تفسير عياشى از امام صادق7برادرشان از ظلمات بنور يعنى از ظلمات كفر بنور توبه و آمرزش براى وابستگى بهر امام عادل كه از طرف خدا است، فرمود: و آنان كه كافرند اولياشان طاغوت است برآورندشان از نور به ظلمات مقصودش اين است كه نور مسلمانى دارند و براى پيروى هر پيشواى جائر كه از طرف خدا نيست بيرون شوند بولايت آنها از نور اسلام بظلمات كفر و بايست كند خدا برشان دوزخ را با كفار در عياشى فزوده كه گفتم مقصود از آنها كفار نيست كه فرموده: «و الذين كفروا» فرمود كافر را چه نوريست تا از آن بظلمات بيرون آورده شود آنان ياران دوزخند و در آن جاويدانند در تفسير عياشى (ج 1 ص 139) از امام صادق7كه آنان كه جاويدند در دوزخ دشمنان على7ند گرچه در دين خود در نهايت ورع و زهد و عبادتند.
راستى آنان كه گرويدند (277- البقره) گفتند: يعنى بخدا و رسولانش و بدان چه از او آمده و برپا داشتند نماز را و پرداختند زكات را آنها را عطف كرده بدان چه شامل آنها است چون برترى دارند بر كارهاى خوب ديگر اگر شما مؤمنيد (282) يعنى از دل كه دليلش بردن هر فرمانست، گويم مشعر است باينكه هر كه گناهان بزرگ