بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 25

روزى كه آيد عذاب پروردگارت الخ. گويا مقصود اينست كه ايمان كسى كه سابقه ندارد سودى ندهد و يا ايمان سابقه دارى كه عملى با آن نبوده و دلالت دارد كه ايمان باعيان آخرت و ديدار عذاب سودى ندهد چون ايمان فرعون، و همه تفسير آيه در كتاب معاد گذشته.

در تفسير على بن ابراهيم از امام باقر (اكتسبت) بجاى (كسبت) فرمود: چون خورشيد از مغربش برآيد همه مردم آن روز ايمان آرند و آن روز ايمان كسى سود ندارد.

در كافى و عياشى از امام باقر و صادق8كه روزى كه برخى آيات پروردگارت آيد بر آمدن خورشيد تست از مغرب و خروج دجال و ظهور دود و مردى كفر اندوز بوده و كار ايمانى نكرده وانگه اين نشانه‌ها آمدند ايمانش سودى ندارد.

و از يكى از دو امام است در تفسير «أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً» كه مؤمن گناهكار را گناه بسيار و كم بود حسنات از ايمان باز دارند و در پرتو ايمانشان كار خيرى نكند.

و در كافى (ج 1 ص 428) از امام صادق (ع) كه مقصود از «من قبل» دوران ميثاق است و منظور از كسب خير عقيده بانبياء و اوصياء و خصوص أمير المؤمنين:است و ايمانش سودى ندهد چون وجود ندارد.

و در اكمال است (ج 2 ص 27) از آن حضرت در اين آيه كه مقصود روز خروج قائم منتظر است و از او است7كه آيات امامانند و آيت منتظره امام قائم و آن روز است كه ايمان سودى ندارد براى كسى كه در پيش ايمانى نداشته.

و در (ج 2 ص 5) از امير المؤمنين7كه آن آيه برون آمدن دابة الارض است نزد كوه صفا و با او است خاتم سليمان و عصاى موسى و هم بر آمدن خورشيد از مغربش.

و بگو منتظر باشيد و ما هم منتظريم. بيم دادنست يعنى نزد رسيدن يكى از اين سه خوشا بر ما و بدا بر شما.

بگو راستى رهنمايد مرا پروردگارم بوحى و ارشاد و بدين استوار و ملت‌


صفحه 26

يكتاپرستى ابراهيم.

و در تفسير عياشى (ج 2 ص 388) از امام باقر7كه دين حنيف چيزى فروگذار نكرده تا برسد بناخن چيدن و شارب زدن و ختنه كردن.

و از او7هيچ امتى بكيش ابراهيم نباشد جز ما و شيعه ما و از سجاد7كسى بر ملت ابراهيم نباشد جز ما و شيعه ما و ديگر مردم از آن بيزارند.

و آنچه بر شما فروشده (3- الاعراف) از قرآن و وحى‌مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَشياطين پرى و آدمى كه شما را به ه‌واپرستى و بدعت واميدارند و از دين خدا گمراه كنند و از پيروى فرمانش ...

و رحمتم هر چه را فرا گيرد (156- الاعراف) و در دنيا هر مسلمان و كافر و فرمانبر و نافرمان از آن بهره برد و در نعمتم اندر است و مردمى از نعمت آخرت بر كنارند كه گمراهند و آن را ثبت كنم براى پرهيزكاران از شرك و گناه.

و روا دارد براشان پاكيزه‌ها را (157- الاعراف) باستفاده از برخى آيات منظور از پاكيزه‌ها دانش آموزى از اهل آنست و خبائث قول مخالفان است و اين بطنى است از بطون اين آيه و تفسيرش در ابواب اطعمه گذشته. و وانهد ازشان بار گران را يعنى سبك كند تكاليف سخت آنان را و عزروه بزرگش دارند بكمك و دفاع از او، و نور بقولى قرآنست و در بسيارى از اخبار على7.

و كوچيدند منظور مهاجران از مكه بمدينه است و آنان كه جا دادند انصار مدينه‌اند كه پذيراى مهاجران شدند و آنانند مؤمنان براستى چون بكوچيدن و يارى كردن ايمان خود را پايدار نمودند و از خانمان و دارائى و جان خود براى دين گذشتند ...

و مسكنهاى خوب (22- برائت) كه زندگى در آنها خوش است در بهشتهاى عدن كه ماندن در آنها جاويد است و اخبار در باره ستايش بهشت گذشته و رضوان خدا بزرگتر است چون سبب هر پيروزيست و ارج خدائى كه بزرگترين پاداش است و آن‌


صفحه 27

فوز بزرگ است كه هر خوشى و خرمى در برابرش ناچيز است.

راستى قدمى صادق دارند نزد پروردگارشان (2- يونس) براى سابقه و فضلى كه بكوشش با قدم دارا شدند از روى راستى و صميميت.

در مجمع (ج 5 ص 89) از امام صادق7كه قدم صدق شفاعت محمد6است.

و در كافى و تفسير عياشى (ج 2 ص 117) كه رسول خدا است و در اين هر دو است كه ولايت على7است چون ولايت شرط شفاعت است و اين دو از هم جدا نشوند.

بايمانشان (9- يونس) بسبب ايمان و پايدارى در پيمودن راه بهشت و ...

و مژده ده مؤمنان را (87- يونس) بيارى در دنيا و ببهشت در ديگر سرا.

اكنون با اينكه نافرمانى كردى در پيش (91- يونس) طبرسى ره (ج 5 ص 131) مجمع گفته يعنى باو گفته شد اكنون گرويدى كه سودى ندارد و پذيرفته نيست چون ديگر اختيارى نمانده با اينكه در حال اختيار كه ايمان سودمند بود تركش كردى خوب بود پيش از اين گرويده بودى و ايمان بزور سبب استحقاق ثواب نيست و سودى ندارد. پايان رازى براى ناپذيرائى توبه فرعون چند وجه گفته يكى آنكه ايمانش هنگام نزول عذاب بود بزور بود و توبه در اين حال پذيرفته نباشد.

و چنين بايد بر ما (102- يونس) يعنى بمانند نجات دادن مؤمنان بايد بر ما هنگام نابود كردن مشركان.

در مجمع (ج 5 ص 138) و در تفسير عياشى (ج 2 ص 138) از امام صادق7چه باز دارد شما را كه گواه باشيد بر هر كه از شما بر عقيده امامت ميرد از بهشتيانست زيرا خداوند تعالى فرمايد: و چنين بايد ما را كه نجات دهيم مؤمنان را.

ولى بپرستم خدا را كه جان شما را بگيرد (103- يونس) كه بايد از او ترسيد و اميدوار بود و او را پرستيد و نام جان گرفتن را آورد براى بيم دادن من فرمان دارم بوده‌


صفحه 28

باشم از مؤمنان باور دار يگانه‌پرستى و اين كيش منست.

و اينكه برخيزان خود را (105- يونس) بپادارى و استوارى در دين بانجام آنچه بايد و بازگيرى از آنچه زشت است و نبايد.

وَ أَخْبَتُوا إِلى‌ رَبِّهِمْ‌: آرامند بدرگاهش و ترسانند از او نمونه دو دسته مؤمن و كافر چون نابينا و بينا است و چون كر و شنوا در برابر ديد و شنيد آيات خدا آيا برابرند كور و بينا (16- الرعد) بقول على بن ابراهيم كافر و مؤمن را گويد يا برابرست ظلمات و نور كه كفر است و ايمان.

سخن خوش (24- ابراهيم) بقولى يعنى سخن درست و دعوت براى بهى مانند درخت خوبست كه ميوه خوب دارد چون نخل خرما بيخش پايدار است در زمين و در آن ريشه خلانيده بدهد خوردنى خود را و ميوه‌اش را در هر زمانى كه خدا برايش مقرر داشته بفرمان پروردگارش و بخواست آفريدگارش ...

در تفسير عياشى (ج 2 ص 224) از امام صادق7كه خدا اين مثل را براى خاندان پيغمبرش زده و دشمنان آنها و در كافى (ج 1 ص 428) از او7كه پرسيده شد از شجره در اين آيه فرمود: رسول خدا6بن آنست و امير مؤمنان بر آمده از آن و امامان از نژادش شاخه‌هايش و دانش امامان ميوه‌اش و شيعه‌شان برگهاش.

فرمود به خدا چون مؤمن زاده شود برگى بر آن رويد و چون مؤمنى ميرد برگى از آن افتد.

در اكمال است كه حسن و حسين ميوه آنند و نه امام فرزندان حسين شاخه‌هايش.

و در معانى الاخبار (ص 400) شاخه آن درخت فاطمه است و ميوه‌اش فرزندانش و برگش شيعه ما، و در اكمال افزوده. بدهد خوردنيش را در هر زمان آنچه از علم بيرون آيد بسويتان در هر سال از هر دره ژرف.

و نمونه سخن بد كه بقولى گفتار باطل و دعوت بگمراهى و فساد است چون درخت پليد است كه ميوه‌اش خوب نيست مانند بته هندوانه ابو جهل كه بته‌اش روى‌


صفحه 29

زمين است و ريشه‌هايش نزديك آنست و پايدار نيست.

در مجمع (ج 6 ص 313) از امام باقر7كه نمونه بنى اميه است و بروايت على بن ابراهيم از او7كه چنين باشند كافران كردارشان بآسمان بالا نرود زادگان اميه ياد خدا نكنند در مسجدى و نه مجلسى و كردارشان بآسمان بالا نرود جز اندكى از آنها.

بگفته ثابت بقولى آنست كه بدليل و برهان نزد آنان ثابت است و در دلشان جا كرده و خاطر جمعند. در زندگى دنيا نلغزند و از دين بر نگردند و در آخرت زبانشان بند نيايد چون از عقيده‌شان پرسند و گمراه كند خدا ستمكاران را كه بخود ستم كردند بانكار حق و اكتفاء بتقليد ديگران و بحق نرسند و در آزمايش بر جا نمانند. و در توحيد است از امام صادق7كه گمراه كندشان در قيامت از راه خانه‌گر است ...

از بسيارى اخبار برآيد كه پايدارى در دنيا هنگام مرگ است و در آخرت در گور يا آخرت شامل هر دو حالت است و اخبار بسيارى در تفسير آيات نامبرده در كتب امامت و فتن و معاد گذشته و در آنها وجوه بسيارى ايراد كرديم و بدان باز نگرديم.

حنيف (123- النحل) دلدادن براستى و حنيف واروى آنست بقول راغب.

مزد خوب (2- الكهف) بهشت تا هميشه.

جز آنكه آيدشان روش اولين (55- الكهف) يعنى انتظار هلاك و عذاب يا آيدشان عذاب آخرت در رو.

باشد براشان بهشتهاى فردوس (108- الكهف) پاكيزه‌ترين جاى بهشت و برتر و بالاترش ...

بسازد براشان خداى رحمان دوستى (96- مريم) بقولى يعنى مهر آنها را در دلها اندازد و گذشت.

در اخبار بسيار (باب 14- جلد 35 ص 360 اين چاپ) كه نازل شده در باره‌


صفحه 30

امير مؤمنان7كه خدايش محبوب مؤمنان ساخته و مودت و ولايتش را بر خلق فرض كرده.

كارهاى خوب كرده (75- طه) در دنيا و درجه‌هاى بلند دارد ارجمند كه بهشتهاى عدنست چون پاكند از چرك كفر و گناه.

براى كسى كه توبه كند (82- طه) از شرك و بگرويده بآنچه بايدش و رهيافته بولايت اهل بيت چنانچه در اخبار بسيارى است كه برخى گذشته و برخى آيد ان شاء اللَّه.

و او مؤمن است (94- الأنبياء) بخدا و رسولانش و كوشش او هدر نرود و در نامه عملش نوشته باشد. و ميكند هر چه خواهد (14- الحج) از پاداش دادن به يكتا پرست خوب و كيفر مشرك و جلوگيرى ندارد.

بگفتار خودش (23- الحج) بقولى گفتار آنانست كه: سپاس از آن خدائى كه نويدش را براى ما انجام داده يا كلمه توحيد است و على بن ابراهيم گفته: توحيد و اخلاص است، راهنمائى شدند براه پسنديده بقولى آنكه خودش پسند است و يا سرانجام آن كه بهشت است يا حق است و يا مستحق سپاس بذات خود كه خداست و راه او اسلام است.

و در محاسن است از امام باقر7كه آن همين روش شماها اماميه است.

و در كافى (ج 1 ص 426) از امام صادق7كه آن حمزه، جعفر، عبيده، سلمان، ابو ذر، مقداد و عمارند كه رهنمائى شدند بسوى امير مؤمنان ...

و روزى كريم (50- الحج) بقولى كريم هر نوعى آنست كه فضائل آن را دارا است.

بسوى راه راست (54- الحج) على بن ابراهيم گفته امام راستين.

البته كه رستگار شدند مؤمنان (1- المؤمنون) در كافى (ج 1 ص 391) از امام باقر7فرمود ميدانى كيانند؟ گفته شد شما داناتريد فرمود: رستگارند


صفحه 31

مؤمنان مسلمان راستش مسلمانان نجباءاند.

على بن ابراهيم آورده از امام صادق7كه چون خدا بهشت آفريد فرمودش سخن بگو گفت: البته رستگارند مؤمنان، تا آخر آيه.

و ميگويم: اين آيات دلالت دارند تأثير ايمان براى بهشت رفتن مشروط است باعمال دينى گرچه مى‌شود تاويل كرد آنها را بدان چه مى‌آيد و چنين است قول خداى تعالى و ميگويند ايمان داريم تا آخر آيات كه دلالت دارند بر برخى شرايط ايمان و بر اينكه كسى كه داورى بخدا و رسول نبرد و بحكمشان خشنود نشود مؤمن نباشد.

همانا مؤمنان (62- المؤمنون) يعنى مؤمن كامل كسانيند كه گرويدند بخدا و رسولش از ته دل و چون همراه اويند در كارهاى عمومى از جمعه و عيدها و نبردها و شور در كارها اجازه خواهند از پيغمبر راستى آنان كه اجازه خواهند بازگو كرد براى تأكيد اينكه اجازه خواه مؤمن است و آنكه بى‌اجازه ميرود مؤمن نيست بناچار و اين محك درستى ايمان و تشخيص مخلص است از منافق و بزرگ بودن جرم است ...

و آنان آزموده نشوند (1- العنكبوت) در مجمع البيان از امام صادق7كه مقصود اينست كه آزموده شوند در دارائيشان و در جانهاشان و از پيغمبر6است كه چون اين آيه فرو شد فرمود بناچار فتنه‌اى باشد كه گرفتار شوند و آزموده شوند بدان امت تا راست‌گو از دروغ‌گو روشن شود زيرا وحى بريده شود و شمشير و اختلاف كلمه بمانند تا روز رستاخيز.

و در كافى (ج 1 ص 370) از امام كاظم7كه اين آيه را خواند و سپس فرمود: فتنه چيست! گفته شد فتنه در دين. و او فرموده: آزموده شوند چنانچه آزموده شود طلا وانگه بما طلا پاك شوند.

تا بداند خدا آنان را كه راستگويند در عالم وجود و ممتاز شوند از دروغگويان چنانچه ميدانست پيش از آن كه خواهند آمد خواهند آزموده شد.

و در مجمع البيان (ج 8 ص 271) كه على و امام صادق8بضم ياء و كسر


صفحه 32

لام خواندند بمعنى اعلام حال آنان بمردم و من گويم: دلالت دارد كه اعتراف ظاهر در ايمان واقعى بس نيست ...

و در آوريم آنها را در خوبان (9- العنكبوت) يعنى در گروه آنان باشند در بهشت برخى مردم باشند كه ميگويند گرويديم بخدا با زبان و چون آزارى بيند در راه خدا در دين يا جانش فتنه مردم را كه شكنجه و آزارشان باشد چون عذاب خدا داند و اگر فتح و غنيمتى پديد آيد از خدا گويد ما با شما هستيم ما را شريك كنيد و مقصود دوروها و سست عقيده‌ها است كه با آزار مشركان از دين برگردند ...

و بگوئيد (46- العنكبوت) باهل كتاب در مناظره دينى و دلالت ندارد كه گفتار شرط ايمانست. و مؤمنان و دانايان اهل كتاب برخى اينان از عرب يا مكيان يا هم عهدان پيغمبر6از اهل كتاب كسانيند كه قرآن را باور دارند و انكار ندارد آيات ما را جز كافران دل سياه.

آنان در بوستانى باشند شادمان (15- الروم) رو كن بسوى دين باراستى و اهتمام و بقول على بن ابراهيم با پاكى، و او و كلينى (كافى ج 1 ص 419) از امام صادق7آورده كه مقصود ولايت است. و در تهذيب امام صادق كه: باو فرمان داده رو بقبله‌اى كند كه در آن پرستش بتها نباشد.

فطره خدا آفرينش بر سرشت يكتاپرستى است و بقولى پذيرش حق و توان دريافت آنست يا ملت مسلمانى است زيرا اگر بسرشت آفرينش واگذار شوند آنها را بدان كشاند.

در كافى است (ج 2 ص 13) كه از امام صادق7پرسيدند آن فطرت چيست؟

فرمود: مسلمانى كه خدا آنها را بر آن سرشته هنگامى كه از آنها پيمان يكتاپرستى گرفته و فرموده: آيا نيستم پروردگارتان و در آنها مؤمن و كافر بودند و همه گفتند آرى.

در بسيارى اخبار است كه آنها را به يكتاپرستى آفريده و در برخى خبرها