بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 27

فوز بزرگ است كه هر خوشى و خرمى در برابرش ناچيز است.

راستى قدمى صادق دارند نزد پروردگارشان (2- يونس) براى سابقه و فضلى كه بكوشش با قدم دارا شدند از روى راستى و صميميت.

در مجمع (ج 5 ص 89) از امام صادق7كه قدم صدق شفاعت محمد6است.

و در كافى و تفسير عياشى (ج 2 ص 117) كه رسول خدا است و در اين هر دو است كه ولايت على7است چون ولايت شرط شفاعت است و اين دو از هم جدا نشوند.

بايمانشان (9- يونس) بسبب ايمان و پايدارى در پيمودن راه بهشت و ...

و مژده ده مؤمنان را (87- يونس) بيارى در دنيا و ببهشت در ديگر سرا.

اكنون با اينكه نافرمانى كردى در پيش (91- يونس) طبرسى ره (ج 5 ص 131) مجمع گفته يعنى باو گفته شد اكنون گرويدى كه سودى ندارد و پذيرفته نيست چون ديگر اختيارى نمانده با اينكه در حال اختيار كه ايمان سودمند بود تركش كردى خوب بود پيش از اين گرويده بودى و ايمان بزور سبب استحقاق ثواب نيست و سودى ندارد. پايان رازى براى ناپذيرائى توبه فرعون چند وجه گفته يكى آنكه ايمانش هنگام نزول عذاب بود بزور بود و توبه در اين حال پذيرفته نباشد.

و چنين بايد بر ما (102- يونس) يعنى بمانند نجات دادن مؤمنان بايد بر ما هنگام نابود كردن مشركان.

در مجمع (ج 5 ص 138) و در تفسير عياشى (ج 2 ص 138) از امام صادق7چه باز دارد شما را كه گواه باشيد بر هر كه از شما بر عقيده امامت ميرد از بهشتيانست زيرا خداوند تعالى فرمايد: و چنين بايد ما را كه نجات دهيم مؤمنان را.

ولى بپرستم خدا را كه جان شما را بگيرد (103- يونس) كه بايد از او ترسيد و اميدوار بود و او را پرستيد و نام جان گرفتن را آورد براى بيم دادن من فرمان دارم بوده‌


صفحه 28

باشم از مؤمنان باور دار يگانه‌پرستى و اين كيش منست.

و اينكه برخيزان خود را (105- يونس) بپادارى و استوارى در دين بانجام آنچه بايد و بازگيرى از آنچه زشت است و نبايد.

وَ أَخْبَتُوا إِلى‌ رَبِّهِمْ‌: آرامند بدرگاهش و ترسانند از او نمونه دو دسته مؤمن و كافر چون نابينا و بينا است و چون كر و شنوا در برابر ديد و شنيد آيات خدا آيا برابرند كور و بينا (16- الرعد) بقول على بن ابراهيم كافر و مؤمن را گويد يا برابرست ظلمات و نور كه كفر است و ايمان.

سخن خوش (24- ابراهيم) بقولى يعنى سخن درست و دعوت براى بهى مانند درخت خوبست كه ميوه خوب دارد چون نخل خرما بيخش پايدار است در زمين و در آن ريشه خلانيده بدهد خوردنى خود را و ميوه‌اش را در هر زمانى كه خدا برايش مقرر داشته بفرمان پروردگارش و بخواست آفريدگارش ...

در تفسير عياشى (ج 2 ص 224) از امام صادق7كه خدا اين مثل را براى خاندان پيغمبرش زده و دشمنان آنها و در كافى (ج 1 ص 428) از او7كه پرسيده شد از شجره در اين آيه فرمود: رسول خدا6بن آنست و امير مؤمنان بر آمده از آن و امامان از نژادش شاخه‌هايش و دانش امامان ميوه‌اش و شيعه‌شان برگهاش.

فرمود به خدا چون مؤمن زاده شود برگى بر آن رويد و چون مؤمنى ميرد برگى از آن افتد.

در اكمال است كه حسن و حسين ميوه آنند و نه امام فرزندان حسين شاخه‌هايش.

و در معانى الاخبار (ص 400) شاخه آن درخت فاطمه است و ميوه‌اش فرزندانش و برگش شيعه ما، و در اكمال افزوده. بدهد خوردنيش را در هر زمان آنچه از علم بيرون آيد بسويتان در هر سال از هر دره ژرف.

و نمونه سخن بد كه بقولى گفتار باطل و دعوت بگمراهى و فساد است چون درخت پليد است كه ميوه‌اش خوب نيست مانند بته هندوانه ابو جهل كه بته‌اش روى‌


صفحه 29

زمين است و ريشه‌هايش نزديك آنست و پايدار نيست.

در مجمع (ج 6 ص 313) از امام باقر7كه نمونه بنى اميه است و بروايت على بن ابراهيم از او7كه چنين باشند كافران كردارشان بآسمان بالا نرود زادگان اميه ياد خدا نكنند در مسجدى و نه مجلسى و كردارشان بآسمان بالا نرود جز اندكى از آنها.

بگفته ثابت بقولى آنست كه بدليل و برهان نزد آنان ثابت است و در دلشان جا كرده و خاطر جمعند. در زندگى دنيا نلغزند و از دين بر نگردند و در آخرت زبانشان بند نيايد چون از عقيده‌شان پرسند و گمراه كند خدا ستمكاران را كه بخود ستم كردند بانكار حق و اكتفاء بتقليد ديگران و بحق نرسند و در آزمايش بر جا نمانند. و در توحيد است از امام صادق7كه گمراه كندشان در قيامت از راه خانه‌گر است ...

از بسيارى اخبار برآيد كه پايدارى در دنيا هنگام مرگ است و در آخرت در گور يا آخرت شامل هر دو حالت است و اخبار بسيارى در تفسير آيات نامبرده در كتب امامت و فتن و معاد گذشته و در آنها وجوه بسيارى ايراد كرديم و بدان باز نگرديم.

حنيف (123- النحل) دلدادن براستى و حنيف واروى آنست بقول راغب.

مزد خوب (2- الكهف) بهشت تا هميشه.

جز آنكه آيدشان روش اولين (55- الكهف) يعنى انتظار هلاك و عذاب يا آيدشان عذاب آخرت در رو.

باشد براشان بهشتهاى فردوس (108- الكهف) پاكيزه‌ترين جاى بهشت و برتر و بالاترش ...

بسازد براشان خداى رحمان دوستى (96- مريم) بقولى يعنى مهر آنها را در دلها اندازد و گذشت.

در اخبار بسيار (باب 14- جلد 35 ص 360 اين چاپ) كه نازل شده در باره‌


صفحه 30

امير مؤمنان7كه خدايش محبوب مؤمنان ساخته و مودت و ولايتش را بر خلق فرض كرده.

كارهاى خوب كرده (75- طه) در دنيا و درجه‌هاى بلند دارد ارجمند كه بهشتهاى عدنست چون پاكند از چرك كفر و گناه.

براى كسى كه توبه كند (82- طه) از شرك و بگرويده بآنچه بايدش و رهيافته بولايت اهل بيت چنانچه در اخبار بسيارى است كه برخى گذشته و برخى آيد ان شاء اللَّه.

و او مؤمن است (94- الأنبياء) بخدا و رسولانش و كوشش او هدر نرود و در نامه عملش نوشته باشد. و ميكند هر چه خواهد (14- الحج) از پاداش دادن به يكتا پرست خوب و كيفر مشرك و جلوگيرى ندارد.

بگفتار خودش (23- الحج) بقولى گفتار آنانست كه: سپاس از آن خدائى كه نويدش را براى ما انجام داده يا كلمه توحيد است و على بن ابراهيم گفته: توحيد و اخلاص است، راهنمائى شدند براه پسنديده بقولى آنكه خودش پسند است و يا سرانجام آن كه بهشت است يا حق است و يا مستحق سپاس بذات خود كه خداست و راه او اسلام است.

و در محاسن است از امام باقر7كه آن همين روش شماها اماميه است.

و در كافى (ج 1 ص 426) از امام صادق7كه آن حمزه، جعفر، عبيده، سلمان، ابو ذر، مقداد و عمارند كه رهنمائى شدند بسوى امير مؤمنان ...

و روزى كريم (50- الحج) بقولى كريم هر نوعى آنست كه فضائل آن را دارا است.

بسوى راه راست (54- الحج) على بن ابراهيم گفته امام راستين.

البته كه رستگار شدند مؤمنان (1- المؤمنون) در كافى (ج 1 ص 391) از امام باقر7فرمود ميدانى كيانند؟ گفته شد شما داناتريد فرمود: رستگارند


صفحه 31

مؤمنان مسلمان راستش مسلمانان نجباءاند.

على بن ابراهيم آورده از امام صادق7كه چون خدا بهشت آفريد فرمودش سخن بگو گفت: البته رستگارند مؤمنان، تا آخر آيه.

و ميگويم: اين آيات دلالت دارند تأثير ايمان براى بهشت رفتن مشروط است باعمال دينى گرچه مى‌شود تاويل كرد آنها را بدان چه مى‌آيد و چنين است قول خداى تعالى و ميگويند ايمان داريم تا آخر آيات كه دلالت دارند بر برخى شرايط ايمان و بر اينكه كسى كه داورى بخدا و رسول نبرد و بحكمشان خشنود نشود مؤمن نباشد.

همانا مؤمنان (62- المؤمنون) يعنى مؤمن كامل كسانيند كه گرويدند بخدا و رسولش از ته دل و چون همراه اويند در كارهاى عمومى از جمعه و عيدها و نبردها و شور در كارها اجازه خواهند از پيغمبر راستى آنان كه اجازه خواهند بازگو كرد براى تأكيد اينكه اجازه خواه مؤمن است و آنكه بى‌اجازه ميرود مؤمن نيست بناچار و اين محك درستى ايمان و تشخيص مخلص است از منافق و بزرگ بودن جرم است ...

و آنان آزموده نشوند (1- العنكبوت) در مجمع البيان از امام صادق7كه مقصود اينست كه آزموده شوند در دارائيشان و در جانهاشان و از پيغمبر6است كه چون اين آيه فرو شد فرمود بناچار فتنه‌اى باشد كه گرفتار شوند و آزموده شوند بدان امت تا راست‌گو از دروغ‌گو روشن شود زيرا وحى بريده شود و شمشير و اختلاف كلمه بمانند تا روز رستاخيز.

و در كافى (ج 1 ص 370) از امام كاظم7كه اين آيه را خواند و سپس فرمود: فتنه چيست! گفته شد فتنه در دين. و او فرموده: آزموده شوند چنانچه آزموده شود طلا وانگه بما طلا پاك شوند.

تا بداند خدا آنان را كه راستگويند در عالم وجود و ممتاز شوند از دروغگويان چنانچه ميدانست پيش از آن كه خواهند آمد خواهند آزموده شد.

و در مجمع البيان (ج 8 ص 271) كه على و امام صادق8بضم ياء و كسر


صفحه 32

لام خواندند بمعنى اعلام حال آنان بمردم و من گويم: دلالت دارد كه اعتراف ظاهر در ايمان واقعى بس نيست ...

و در آوريم آنها را در خوبان (9- العنكبوت) يعنى در گروه آنان باشند در بهشت برخى مردم باشند كه ميگويند گرويديم بخدا با زبان و چون آزارى بيند در راه خدا در دين يا جانش فتنه مردم را كه شكنجه و آزارشان باشد چون عذاب خدا داند و اگر فتح و غنيمتى پديد آيد از خدا گويد ما با شما هستيم ما را شريك كنيد و مقصود دوروها و سست عقيده‌ها است كه با آزار مشركان از دين برگردند ...

و بگوئيد (46- العنكبوت) باهل كتاب در مناظره دينى و دلالت ندارد كه گفتار شرط ايمانست. و مؤمنان و دانايان اهل كتاب برخى اينان از عرب يا مكيان يا هم عهدان پيغمبر6از اهل كتاب كسانيند كه قرآن را باور دارند و انكار ندارد آيات ما را جز كافران دل سياه.

آنان در بوستانى باشند شادمان (15- الروم) رو كن بسوى دين باراستى و اهتمام و بقول على بن ابراهيم با پاكى، و او و كلينى (كافى ج 1 ص 419) از امام صادق7آورده كه مقصود ولايت است. و در تهذيب امام صادق كه: باو فرمان داده رو بقبله‌اى كند كه در آن پرستش بتها نباشد.

فطره خدا آفرينش بر سرشت يكتاپرستى است و بقولى پذيرش حق و توان دريافت آنست يا ملت مسلمانى است زيرا اگر بسرشت آفرينش واگذار شوند آنها را بدان كشاند.

در كافى است (ج 2 ص 13) كه از امام صادق7پرسيدند آن فطرت چيست؟

فرمود: مسلمانى كه خدا آنها را بر آن سرشته هنگامى كه از آنها پيمان يكتاپرستى گرفته و فرموده: آيا نيستم پروردگارتان و در آنها مؤمن و كافر بودند و همه گفتند آرى.

در بسيارى اخبار است كه آنها را به يكتاپرستى آفريده و در برخى خبرها


صفحه 33

بر ولايت آفريده و در خبرى آنها را سرشته باعتراف به يكتاپرستى و نبوت محمد6و ولايت على7(رجوع كن بكافى ج 1 ص 412).

و از امام باقر (در تفسير عياشى ج 2 ص 40) كه آنها را سرشت در ميثاق بر شناخت اينكه او پروردگارشانست و گر نه ندانستند كيست پروردگارشان و نه روزى‌دهشان و گذشت اخبار و اقوال در آن در كتاب عدل.

دگرگونى در آفرينش خدا نباشد، كسى نتواند آن را دگرگون كند يا نبايد دگرگونش كرد، و آن اشاره است بفرمان توجه باو و يا بفطرت اگر بمعنى مله باشد و دين قيم يعنى راست بى‌كژى ...

براى دين پايدار (42- الروم) چون آمد نيست و در آن روز از هم جدا شوند گروهى در بهشت و گروهى در دوزخ ...

و برابر نيند كور و بينا (19- فاطر) كه كافر و مؤمن باشند و نه ظلمات و نور كه باطل و حق باشند و نه سايه و سوز كه ثواب و عقابند، و بقول على بن ابراهيم سايه مردمند و سوز بهائم چون مردم در سايه زندگى كنند و بهائم در سوز گرما ...

و برابر نيند زنده و مرده‌ها نمونه ديگريست براى مؤمن و كافر شيواتر از اولى و بقولى نمونه دانشمندان و نادانانست راستى خدا شنواند هر كه را خواهد و توفيق فهم آياتش و پندگيرى بدانها دهد و تو نشنوانى آنان كه در گورند چون كافران سيه‌دل و بقول على بن ابراهيم فرمود اين كفار از تو نشوند مانند اينكه در گور خوابيده‌ها هم از تو نشنوند.

هر كه زنده است (70- يس) يعنى مؤمن زنده دل است. و در مجمع البيان (ج 8 ص 432) از امير المؤمنين7كه مقصود خردمند است و بايست شود فرمان بر كفار كه فرمان عذاب است.

آنان كه بردارند عرش و هر كه گرد آنست تسبيح گويند به حمد پروردگارشان او را باور دارند (6- 9- المؤمن) خبر از ايمانشان داد براى پديد كردن فضل آنها و


صفحه 34

بزرگداشت اهل ايمان و آمرزش خواهند براى مؤمنان در اخبار بسيارى است كه مؤمنان بولايت ائمه:و گويند پروردگارا رحمت و دانشت همه چيز را فرا دارند پس بيامرز تائبان و پيروان راهت را ...

و هر كه كار خوب كند از مرد و زن با ايمان همانها ببهشت روند و روزى بيحساب گيرند (40- المؤمن) بقولى يعنى بى‌اندازه و بى‌سنجش با كردار بلكه چند برابر و چند برابر از فضل و رحمت خدا و دلالت دارد كه ايمان شرط در صحت عمل است و پاداش برتر دارد.

راستى ما يارى كنيم رسولان خود را (51- المؤمن) بقولى يارى با دليل و پيروزى و كين خواهى از كفار در زندگى دنيا و روزى كه بپا شوند گواهان در قيامت بر كردار مردم چون فرشته‌ها و پيمبران و مؤمنان.

و بقول على بن ابراهيم اين گواهى در دوران رجعت پيغمبر6و امامانست:و با سند از امام صادق7است كه آن بخدا در رجعت است آيا ندانى كه پيمبران بسيارى در دنيا يارى نشدند و كشته شدند و امامان پس از آنان هم كشته شدند آن در رجعت است.

و برابر نيند كور و بينا (58- المؤمن) كه نادان و شناساى حق باشند و نه مؤمنان خوش كردار و بدكاران و كم است ياد آورى شماها.

چون ديدند عذاب ما را (84- المؤمن) كه بدانها فرود شده. در مجمع البيان (ج 8 ص 535) گفته يعنى چون عذاب خود را بينند براى اينكه در آنگاه وادارند و كار وادار شده بى‌اختيار سزاوار مدح نيست اين روش خدا است در امتهاى پيشين كه ايمانشان هنگام ديدن عذاب سودشان نداشته و در آنجا كافران دچار زيان بودند برفتن دوزخ و واماندن از پاداش و بهشت.

و در عيون (ج 2 ص 77 ط قم) كه از امام رضا7پرسيدند براى چه خدا فرعون را غرق كرد با اينكه باو ايمان آورد و بيگانگيش اعتراف كرد؟ فرمود: