بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 311

هكذا اشاره به تأثير كامل است نه ميراندن و بنا بر تفسير دوم كه چرا با نگرانى از مرگش اين موعظه را آوردى؟

خلاصه پاسخ اينست كه من نميدانستم كه در او چنين اثر بخشد كه جان دهد، و ترس بهمان احتمال آيد و صرف احتمال براى ترك آنچه خدا به بيانش فرمان داده بس نيست.

و چنانچه ابن ميثم گفته:

اگر گفته شود: چگونه روا بود براى آن حضرت7كه باو پاسخ دهد با گمان غالب باينكه خواهد مرد با اينكه او چون پزشك است و بهر بيمارى به اندازه توان طبعش دارو ميدهد.

گويم: گمان غالب جز اين نبوده كه بسختى جيغ كشد و اما اينكه در اين جيغ زدن مرگ او باشد بگمان آن حضرت نرسيده بود.

من گويم: بسا مقصود اينست كه چنين مرگى برايش مقدر بوده، و نميشود از مرگ مقدر گريخت براى ترك دستور خدا، چنانچه خدا فرموده (154- آل عمران) اگر كه در خانه‌هاى خود هم بوديد، بيرون ميشدند آنان كه كشتار بر آنها نوشته شده بود به آرامگاه و قتلگاه خودشان. بنا بر يك تفسيرى.

و مى‌شود كه اين كار براى آن حضرت روا بوده گرچه ميدانسته كه همام خواهد مرد، چون از پيغمبر6باو سفارش شده بود، و مانند داستان پسر بچه‌ايست كه يار موسى او را كشت.

و سببى كه از آن سبب نگذرد.

مهلا: جوهرى گفته: مهل با حركت وسط كندى در كاريست- تا گويد- و اينكه گويند مهلا يا رجل و همين تعبير براى دو تا و گروه و براى مؤنث بمعنى امهل آمده يعنى آرام باش و گفته: نفث بمانند دميدن و فوت كردنست و فروتر از تف كردنست.


صفحه 312

من گويم: بسا بنظر آيد منافات آنچه در اين خبر است از جيغ زدن همام هنگام شنيدن پند و ميان آنچه خواهد آمد در كتاب القرآن از نكوهش ابى جعفر7مردمى را كه چون چيزى از قرآن شنوند يا بدان بازگو شوند، جيغ زنند و شيون كنند.

و مى‌شود پاسخ داد باينكه رخ دادن اين وضع نادر بوده، و منافات ندارد با نكوهش آن حضرت از مردمى كه آن را شيوه خود ساختند، و در آن تعمد داشتند براى خودنمائى و شهرت‌طلبى چون صوفيان.

بسمه تعالى تا اينجا پايان يافت جزء يكم از مجلد پانزدهم و آن جزء شصت و هفتم بر طبق جزء ساختن ما داراى چهارده بابست.

و البته كه بذل كوشش نموديم در تصحيح آن و بيمارى خدا و خواست او بى‌غلط در آمد جز اندكى ناچيز كه ديده از آن لغزيده و نگرش از آن كوتاه آمده.

بار پروردگارا هر آن نعمت كه داريم از تو است يگانه‌اى، شريك ندارى، ما را براى بيش از اين توفيق عطا فرما.

سيد ابراهيم ميانجى محمد باقر بهبودى پايان برگردان اين كتاب از زبان تازى بپارسى بنگارش اين بنده شرمنده محمد باقر بن محمد كمره‌اى در شهر رى بوده.

در روز 13 تير ماه سال هزار و سيصد و پنجاه و چهار هجرى خورشيدى برابر با بيست و چهارم ماه جمادى الثانيه سال 1395 هجرى قمرى.