1. ارزش ايمان
در بيان منزلت و جايگاه رفيع ايمان همين بس كه پيامبر6در نصايح خويش بهابوذر مىفرمايد:
اى ابوذر، هيچچيز در نزد خداوند، محبوبتر از ايمان بهاو و خوددارى از آنچه نهىمىكند، نيست.[1]
روشن است كه خوددارى از نواهى خداوند فقط در سايه ايمان به او مقدور است و در واقع از بركات ايمان به خداوند است. امام صادق7نيز در اين باره مىفرمايد:
خداوند دنيا را هم به كسانى مىدهد كه دوستشان دارد و هم به كسانى كه بر آنها غضبناك است، ولى ايمان را نمىدهد مگر به آنان كه دوستشان مىدارد.[2]
و هم ايشان در توصيف منزلت و جايگاه مؤمن مىفرمايند:
هرگاه حجاب از چشمان مردم برداشته شود و به وصل ميان خداوند و بنده مؤمن او نظر كنند، آنگاه گردنهاى آنها در مقابل مؤمنان خاضع، امور مؤمنان براى آنان آسان و اطاعت از مؤمنان برايشان نرم و لطيف، خواهد شد.[3]
اين همه منزلت و جايگاه بلندى كه در روايات براى ايمان بيان شده است، به دليل نقشى است كه ايمان در سعادت و كمال آدمى دارد. ايمان از يك سو آخرين حلقه وصل به مقام خليفهالهى و جوار قرب معنوى است و از سوى ديگر بر اساس آنچه در قرآن و روايات آمده است، مبدأ و مفتاح همه صفات پسنديده نفسانى و نيكىهاى رفتارى، ايمان است.
2. ماهيت ايمان
اگرچه در باب حقيقت و ماهيت ايمان، اختلاف نظرهايى در ميان متكلمان مسلمان وجود
[1]- شيخ طوسى: امالى، ص 531، ح 1162
[2]- كافى، ج 2، ص 215، ح 4 و نيز ر. ك: همان، ح 3
[3]- همان، ج 8، ص 365، ح 556
دارد، ولى ويژگىهاى مهم آن بدين قرار است: اوّلًا، ايمان عبارت است از تصديق و اذعان قلبى كه نوعى صفت و حالت نفسانى نسبت بهيك امر است. بنابراين با صِرفِ شناخت و معرفت، متفاوت است.[1]ثانياً، جايگاه تحقق ايمان نفس و قلب است و اگرچه آثار قولى و فعلى دارد، تحقق حقيقت آن متوقّف بر قول يا عمل نيست. ثالثاً، نسبت ميان اسلام و ايمان عام و خاص مطلق است؛ يعنى هر مؤمنى مسلمان است، ولى ممكن است برخى از مسلمانان فقط در ظاهر تسليم حق باشند.
3. اصناف و درجات ايمان
اوّلًا، در يك تقسيم ايمان به دو نوع «مستقرّ» و «مستودع و عاريهاى» تقسيم مىشود. قرآن كريم مىفرمايد:
و او همان كسى است كه شما را از يك تن پديد آورد. پس [براى شما] قرارگاه و محل امانتى [مقرّر كرد]. بىترديد، ما آيات خود را براى مردمى كه مىفهمند بهروشنى بيان كردهايم.[2]
امام كاظم7در تفسير اين آيه مىفرمايد:
ايمان «مستقر» ايمانى است كه تا روز قيامت ثابت و ماندگار است و ايمان «مستودع» ايمانى است كه قبل از مرگ، خداوند آن را از انسان باز مىستاند.[3]
امام على7نسبت به انواع ايمان مىفرمايد:
برخى از ايمانها در دلها برقرار است، و برخى ديگر ميان دلها و سينهها عاريت و ناپايدار؛ تا روزگار سرآيد- و مرگ درآيد- پس اگر از كسى بيزاريد، او را واگذاريد تا مرگ بر سر او آيد، آنگاه از او بيزار بودن يا نبودن شايد.[4]
[1]- ر. ك: سيدمرتضى: الذّخيره، ص 536؛ شيرازى، صدرالدين: تفسيرالقرآن، ج 1، ص 249؛ شيخ مفيد: اوائلالمقالات، ص 48. همچنين جهت اطلاع كاملتر از ديدگاهها در اين باره ر. ك: جوادى، محسن: نظريه ايمان در عرصه كلام و قرآن، ص 119- 158
[2]- سوره انعام، آيه 98
[3]- تفسير عياشى، ج 1، ص 371، ح 72؛ تفسير قمى، ج 1، ص 212، ح 1
[4]- نهجالبلاغه، خ 189
ثانياً، حقيقت ايمان، داراى مراتب و درجات و قابل نقصان و كاهش است. قرآن كريم و روايات علاوه بر تأكيد بر اين حقيقت، سرشارند از عباراتى كه اسباب زيادى يا نقصان ايمان را بيان مىدارند. از جمله در قرآن كريم آمده است:
مؤمنان، همان كسانىاند كه چون خدا ياد شود، دلهاشان بترسد، و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد، و بر پروردگار خود توكّل مىكنند.[1]
و امام صادق7به يكى از پيروان خود فرمود:
اى عبدالعزيز، بهراستى كه ايمان ده درجه است، به مانند نردبان كه مىبايست پله پله از آن بالا رفت. پس كسى كه داراى دو درجه از ايمان است به آنكه داراى يك درجه است، نبايد بگويد تو را ايمانى نيست و همينطور [دومى به سومى] تا به دهمى برسد و آن را كه در درجه پايينتر از تو است نبايد ساقط از ايمانش پندارى [كه اگر چنين باشد] آنكه در درجه بالاتر از تو است مىبايست تو را ساقط پندارد. بلكه پايينتر از خود را كه ديدى با مهربانى به درجه خودت برسان و آنچه را كه تواناييش را ندارد بر او بار مكن كه كمرش خواهد شكست و به حق، كسى كه دل مؤمنى را بشكند بر او لازم است كه جبرانش كند و بهبودش بخشد.[2]
شيخ صدوق در كتابخصالدر پايان اين روايت مىافزايند كهمقداددر درجه هشتم، وابوذردر درجه نهم وسلماندر درجه دهم از ايمان بودند. البته بايد توجه داشت كه تعيين ده درجه براى ايمان در اين روايت به مفهوم انحصار در ده مرتبه نيست، بلكه مراد صرفاً بيان بسيارىِ درجات ايمان است. از همينرو، در روايات ديگر درجات كمتر يا بيشترى نيز براى ايمان شمردهاند.[3]
4. متعلّقات ايمان
در نظام اخلاقى اسلام، ايمان به چه چيزى موجبات هدايت و زمينه آراستگى به فضايل
[1]- سوره انفال، آيه 2 و ر. ك: توبه، 124؛ مدّثر، 31؛ آل عمران، آيه 171- 173 و احزاب، 22
[2]- كلينى: كافى، ج 2، ص 45، ح 2؛ صدوق: خصال، ص 447، ح 48
[3]- ر. ك: صدوق: خصال، ص 352 ح 31؛ كلينى: كافى، ج 2، ص 42، ح 1، كه براى ايمان هفت درجه بيان مىكنند. تفسير عياشى، ج 1، ص 205، ح 150، درجات را به فاصله ميان زمين و آسمان ذكر مىكند
اخلاقى و سير معنوى را فراهم مىسازد؟ اصلىترين متعلقات ايمان بر پايه آنچه در قرآن و سنّت معصومان:آمده به قرار زير است.
يك. ايمان به عالم غيب:قرآنكريم يكى از شروط بهرهمندى و هدايتيابى از كتاب الهى را ايمان به غيب و قواى غيبى يعنى ملائكه مىداند و در اين باره مىفرمايد:
اين كتابى است كه در [حقانيت] آن هيچ ترديدى نيست، [و] هدايت تقوا پيشگان است؛ آنان كه به غيب ايمان دارند، و ....[1]
مراد از عالم غيب، حقايقى است كه با حواس ظاهرى قابل ادراك نيستند، بلكه با سير عقلانى و يا شهود باطنى مىتوان به آنها دست يافت. اصولًا شرط ورود به سراپرده ديانت و گذار از منجلاب الحاد و ماديت، باور به غيب و حقايق و قوا و امدادهاى غيبى است[2]و تنها با چنين پيشفرضى مىتوان الفباى كتاب هدايت را خواند و در پرتو نور آن به سرمنزل رستگارى رسيد.
دو. ايمان به خداوند و يگانگى او:قرآن كريم در طى آيات متعددى ضرورت ايمان به خداوند را يادآور مىشود؛ از جمله مىفرمايد:
پس به خدا و پيامبر او و آن نورى كه ما فرو فرستاديم ايمان آوريد، و خدا به آنچه مىكنيد آگاه است.[3]
رسول خدا6در پاسخ كسى كه از علامتهاى ايمان پرسيد، فرمود:
نشانههاى ايمان چهار چيز است: اقرار به يگانگى خداوند، و ايمان به او، و ايمان به كتاب او، و ايمان به رسولان الهى.[4]
سه. ايمان به معاد و چگونگى آن:ايمان به معاد و چگونگى آن نقش ضمانت اجرا براى
[1]- سوره بقره، آيه 2
[2]- ر. ك: سوره بقره، آيه 177 و 285
[3]- سوره تغابن، آيه 8. همچنين ر. ك: سوره اخلاص، آيه 1، سوره بقره، آيات 285 و 136، سوره آل عمران، آيه 84، سوره مائده، آيات 69 و 111، سوره نساء، آيه 136 و 162، سوره انعام، آيه 92 و سوره شورى، آيه 15
[4]- ابنشعبه حرانى: پيشين، ص 19
ميزان كار آمدى اخلاق اسلامى را ايفا مىكند. قرآن كريم نيز پس از ايمان به خداوند و يگانگى او بيشترين تأكيد را بر معاد و چگونگى آن از قبيل ايمان به سؤال در قبر، عذاب در قبر، روز رستاخيز، حسابرسى در قيامت، وجود ميزان براى سنجش اعمال، عبور از صراط و باور به بهشت و دوزخ، دارد. در زير به بعضى آيات و روايات اشاره مىشود؛ قرآنكريم در اين باره مىفرمايد:
كسانى كه ايمان آورده و كسانى كه يهودى و صائبى و مسيحىاند، هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان آورد و كار نيكو كند، پس نه بيمى برايشان است و نه اندوهگين خواهند شد.[1]
امام صادق7مىفرمايد:
ايمان آن است كه آدمى دين حق را به دل بشناسد و به زبان اقرار كند و به اعضاى تن وظايف آن را انجام دهد و به عذاب قبر و منكر و نكير و زنده شدن پس از مرگ و حساب و صراط و ميزان اقرار داشته باشد و اگر بيزارى از دشمنان خداى- عزّ و جلّ- نباشد، ايمانى وجود ندارد.[2]
در سخن ديگرى از پيامبر خدا6ايمان به بهشت و جهنم نيز دو ركن مهم معاد ضرورى دانسته شده است.[3]بنابراين ايمان به معاد و اركان اساسى آن از مهمترين پايههاى هدايتگر در اخلاق اسلامى است.
چهار. ايمان به رسالت انبيا و كتب آسمانى:يكى از مبانى بهرهمندى از تعاليم دينى و رويكرد به دين، بهويژه اخلاق اسلامى، باور به عجز و قصور آدمى در شناسايى درست كمال و سعادت خويش و گزينش ابزار و روشهاى صحيح براى راهيابى به آن است. بهحتم كسى كه در اين حقيقت ترديد دارد، نمىتواند به رسالت انبيا و محتواى دعوت آنان ايمان و اطمينان داشته باشد و بدون اعتماد و اطمينان، از خيرانديشى هيچ خيرخواهى نمىتوان بهره جست.
[1]- سوره مائده، آيه 69. همچنين ر. ك: سوره بقره، آيه 4
[2]- صدوق: خصال، ص 609، ح 9
[3]- ر. ك: بيهقى: شعب الايمان، ج 1، ص 257، ح 278
بر همين مبنا در اخلاق اسلامى تكيه فراوانى بر ايمان به رسالت رسولان و كتب ايشان شده است. از طرفى چون همه آنان رسالت و هدف واحدى را جستوجو مىكردهاند، ايمان به مجموعه آنان توصيه شده است. در قرآن كريم آمده است:
پيامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است، ايمان آورده است، و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ايمان آوردهاند [و گفتند:] «ميان هيچ يك از فرستادگانش فرق نمىگذاريم» و گفتند: «شنيديم و گردن نهاديم. پروردگارا، آمرزش تو را [خواستاريم] و فرجام به سوى تو است.»[1]
پنج. ايمان به امامت و امامان::بر اساس مبانى كلامى شيعه ايمان به جريان امامت، شرط رستگارى و از پايههاى اخلاق اسلامى است. روايات فراوانى در منابع حديثى شيعه در اين باره وجود دارد. علاوه بر اين روايات، اين امر را با استفاده از قرآن و بهرهگيرى از حوادث مسلّم تاريخى در تفسير آن مىتوان اثبات كرد. در قرآن كريم آمده است:
امروز كسانى كه كافر شدهاند، از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديدهاند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم.[2]
دو پرسش اساسى در باره اين آيه مطرح است: اوّلًا، روز مورد نظر چه روزى است؟ ثانياً، حادثهاى كه در آن روز اتفاق افتاد و موجب كمال دين و تتميم نعمت خداوند بر بندگانش شد، چه بوده است؟ بر اساس شواهد تاريخى غيرقابل انكار و مورد قبول همه فِرَق اسلامى، آن روز، روز هجدهم ذىالحجه سال دهم هجرى است و حادثهاى كه در آن روز در غديرخم اتفاقافتاد، انتخاب امامعلى7از سوى پيامبر6به جانشينى خويش و شروع جريان امامت بود.[3]اكنون با توجه به آنچه در باره ضرورت ايمان بهرسالت انبيا و محتواى كتاب آنها كه در اصطلاح از آن به «دين» ياد مىكنيم، و با عنايت بهمفاد آيه پيشگفته مبنى بر اينكه جريان
[1]- سوره بقره، آيه 285. همچنين ر. ك: سوره بقره، آيه 136 و سوره آل عمران، آيه 84
[2]- سوره مائده، آيه 3
[3]- جهت اطلاع جامع دراين باره ر. ك: علامه امينى: الغدير
امامت جزء كاملكننده دين است و دين بدون آن ناقص خواهد بود، از منظر قرآنكريم ايمان بهامامت نيز امرى لازم بوده و از پايههاى مستحكم اخلاق اسلامى محسوب مىگردد.
5. شرط ايمان
بر اساس آنچه در قرآن و روايات وارد شده است، انجام عمل نيك عمدهترين شرط ايمان است. در بسيارى از آيات قرآن، ايمان در كنار عمل نيكو مطرح شده است و در اكثر آنها بلافاصله پس از ايمان، عمل صالح و پسنديده مطرح شده است. اگرچه عمل نيك از عناصر گوهرين ايمان نيست، ولى ايمان بدون عمل نيكو، سود و بهره مطلوب را در پى نخواهد داشت. بنابراين انجام عمل شايسته را مىتوان شرط بهرهورى ايمان دانست. در قرآن كريم آمده است:
و اما هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند، پاداشى [هر چه] نيكوتر خواهد داشت، و به فرمان خود، او را به كارى آسان وا خواهيم داشت.[1]
قرآن ادعاى مؤمن بودن را بدون عمل نيك، ادعايى دروغين مىداند:
و مىگويند: «به خدا و پيامبر [او] گرويديم و اطاعت كرديم.» آنگاه دستهاى از ايشان پس از اين [اقرار] روى برمىگردانند، و آنان مؤمن نيستند.[2]
امام على7نيز با همين بيان مىفرمايد: «كسى كه به دستورات الهى عمل كند، فقط او است كه مؤمن است.»[3]
بنابراين از نظرگاه اخلاق اسلامى ادّعاى ايمان بدون پايبندى به دستورات الهى، گزاف و دروغين است؛ مگر آنكه فرد مؤمن قدرت و فرصت عمل را نداشته باشد.
6. اسباب ايمان
در متون دينى از عوامل مختلفى به عنوان موجبات پيدايش، ثبات و كمال ايمان نام برده شده
[1]- سوره كهف، آيه 88. همچنين ر. ك: سوره طه، آيه 82، سوره فرقان، آيه 70، سوره قصص آيه 67، سوره انفال، آيات 3 و 4، سوره نساء آيه 65 و سوره نور، آيه 51
[2]- سوره نور، آيه 47
[3]- كلينى: كافى، ج 2، ص 38، ح 4
است. بخشى از آنها ماهيت معرفتى دارند؛ مانند علم، عقل و فقاهت در دين كه مقدمات نظرى ايمان را فراهم مىسازند و در علم كلام فراهم مىآيند. دستهاى ديگر نوعى صفت و ملكه نفسانى هستند؛ مانند تقوا، دوستى و دشمنى در راه خدا، صبر، حلم، توكّل، رضا و ....
پارهاى نيز مربوط به حوزه رفتار آدمىاند؛ مانند انفاق، اهتمام به نماز، احسان به ديگران، خوددارى از گناهان و ....
اينكه معارف نظرى خاص- مانند فقاهت در دين، صفات مختلف نفسانى و اعمال و رفتارهاى شخصى انسان- مىتواند در ايمانآفرينى و تثبيت و تكميل آن مؤثر باشد، منافاتى با اين حقيقت ندارد كه ايمان به نوبه خود زمينه انجام عمل صالح را فراهم مىآورد و موجبات پيدايش بسيارى از صفات و ملكات نيكوى نفسانى است، و حتى باعث پيدايش برخى معارف نظرى در انسان مىگردد؛ زيرا ميان حوزههاى سهگانه وجود آدمى، تأثير و تأثر متقابل برقرار است. بنابراين ايمان به عنوان يك حالت نفسانى روشنگر، هم بر روى حوزههاى ديگر تأثير مىگذارد و هم از آنها تأثير مىپذيرد.
7. آثار و فوايد ايمان
اين آثار و فوايد همانند اسباب و موجبات ايمان، هم ماهيت علمى دارند، هم حالات نفسانىاند و هم برخى از مقوله اعمال و رفتارند. در اينجا به پارهاى از مهمترين آنها اشاره مىشود.
يك. آرامش روحى:يكى از بالاترين لذتها براى انسان سكينه و آرامش روانى است.
اضطراب و نگرانى از بزرگترين دردهاى بنىآدم و منشأ بسيارى از انحرافات و ناكامىها است. تلاشهاى بشرى براى خلاصى از اين درد جانكاه گوياى تجربههاى تلخى در اين باره است. خداوند رسيدن به ساحل آرامش و سكون را در سايه ايمان ميسّر مىداند؛ در آنجا كه مىفرمايد:
او است آن كسىكه در دلهاى مؤمنان آرامش را فروفرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند.[1]
آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مىشوند؛ همانان كه ايمان آورده و پرهيزگارى ورزيدهاند.[2]
[1]- سوره فتح، آيه 4
[2]- سوره يونس، آيه 62 و 63. همچنين ر. ك: سوره مائده، آيه 69