^ خلاصه درس
سستى و فرار از جنگ آثار نامطلوبى دارد كه برخى از آنها عبارتند از: ويرانى پايههاى دين وشعاير دينى، تضعيف وتعطيل رهبرى حق، تسلّط وغلبه دشمن، ذلّت و خوارى وننگ و عار در پيشگاه آيندگان.
گاهى نبرد، فرهنگى است و دفاع نيز بايد فرهنگى باشد. در نبرد فرهنگى دشمن رو در رو قرار نمىگيرد، بلكه با استفاده از ابزار پيشرفته ارتباطات، پيامهاى خود را به همه جا ارسال مىكند و درهمه جا وحتى درخانههاى مردم حضور فرهنگى پيدا مىكند. دفاع دربرابر چنين تهاجمى بسيار دشوار است و پايدارى در اين ميدان دست كم از مقاومت در ميدان نبرد ندارد؛ در اين نبرد، بايد دشمن شناخته شود، نسبت به سدّ ثغور وبستن راههاى نفوذ دشمن اقدام به عمل آيد، نمودهاى تهاجم فرهنگى افشا شود. براى ريشه دار كردن تفكرات دينى بايد اقدام به كار اساسى فرهنگى صورت گيرد و ....
پيروزى، بقاى اسلام وجامعه اسلامى، عزّت و استقلال مسلمانان، گسترش ايمان وايجاد امنيت درجامعه اسلامى درجهت سازندگى معنوى، اقتصادى ومانند آن را مىتوان از جمله آثار ارزنده پايدارى درميدان نبرد به حساب آورد.
^ پرسش
1- آثار سستى و فرار از جنگ را نام ببريد.
2- منظور از نبرد فرهنگى چيست؟
3- امور لازم در پايدارى در نبرد فرهنگى را بيان كنيد.
4- آثار پايدارى درميدان نبرد را بنويسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس چهاردهم: نظم و انضباط (1)
«نظم» در لغت به معناىآراستن، برپاداشتن، ترتيب دادن كار و ...[1]و در اصطلاح نظامى به معناى پيروى كامل از دستورهاى نظامى است.[2]انضباط نيز به معناى نظم وانتظام، ترتيب و درستى، عدم هرج و مرج، سامان پذيرى و آراستگى است.[3]
نظم در آفرينش
آفرينش بر اساس نظم استوار است و در دستگاه خلقت، هر پديدهاى جاى خاصى دارد و مأموريت وكار ويژهاى به عهده دارد. كرات آسمانى درمدار معيّنى حركت مىكنند، فصول سال و گذشت شب وروز نظم خاصى دارد و خلقت اشيا از اندازه، حدّ و ميزان خاصى برخوردار است. خداى تعالى مىفرمايد:
[1]- منتهى الارب، واژه نظم
[2]- فرهنگ معين، واژه نظم
[3]- لغت نامه دهخدا، واژه انضباط
«إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ»[1]
ما هرچيزى را به اندازه (وروى حساب) آفريديم.
حكمت خداوندى در هر چيز تجلّى يافته و موجودات عالم نيز روى حساب ونظم دقيق و نيز بر اساس هدف معيّنى قدم به عرصه هستى نهادهاند.
جهان چون خدوخال وچشم وابروست كه هرچيزى بجاى خويش نيكوست
نظم شگفت ومحيرالعقولى كه درهمه مخلوقات، حركت سيّارهها و ستارگان، گياهان، موجودات دريايى وصحرايى، بدن انسان، گردش خون و ... وجود دارد، همه و همه معلول تدبير خداوند حكيم، مدبّر وتواناست.
اهميت نظم در زندگى
خداى تواناو حكيمى كه نظم را در دستگاه پهناور وعظيم خلقت قرار داده است، همين نظم را در زندگى انسانها و روابط اجتماعى آنان مىپسندد. از اين رو، شايسته است كه انسان درزندگى فردى و اجتماعى خويش، نظم و ترتيب و تدبير درامور را مراعات كند؛ زيرا به گفته روانشناسان:
«احتياج به نظم و ترتيب، جزء احتياجات اساسى روانى محسوب مىگردد، رنگ و شكل خاصى به زندگى مىدهد، افراد ميل دارند زندگى فردى وجمعى خود را تحت نظم و قاعده مشخصى در آورند.»[2]
نگاهى گذرا به حجم زياد كتابهاى قوانين و مقررات و بودجههاى هنگفتى كه صرف قانونگذارى وتنظيم آنها مىشود واهميتى كه همه ملل جهان به آنها مىدهند، ضرورت ولزوم نظم فردى واجتماعى را در زندگى بشر آشكار مىسازد.
اسلام نيز به عنوان دين جهانى وكامل به نظم و برنامهريزى درزندگى اهميت فراوان
[1]- قمر، آيه 49
[2]- مقدمه روانشناسى، شريعتمدارى، ص 149
داده و به پيروان خويش سفارش كرده كه تمام كارهاى خود را طبق قانون و به صورت منظم انجام دهند و از بى برنامگى بپرهيزند. چرا كه تمام احكام اسلامى؛ واجبات، مستحبات، محرّمات، مكروهات و ... در اين راستا و درجهت برنامه دقيق و منظم دادن به مسلمانان قرار داده شده كه آنان را تحت نظم خاصّى در آورد.
در دنياى كنونى نيز حركت قطارها، هواپيماها، ساعات كار ادارات و كارخانجات و ...
روى نظم خاصى و با دقيقه و ثانيه سنجيده مىشود و با ورود كامپيوتر درعرصه زندگى نظم و ترتيب دقيقتر و بهتر صورت مىگيرد و مىتوان گفت امروزه منظّم زندگى كردن جزء ضروريات زندگى بشر شده و مورد پسند عقل و دين است و اگر بخواهيم خود را از دايره نظم كه امروزه همه جامعهها را تا حدّ زيادى فرا گرفته و احاطه كرده، خارج كنيم، با مشكلات زيادى رو به رو مىشويم.
نظم در قرآن
بخش عظيمى از دستورات وسفارشات قرآن كريم در راستاى تنظيم انديشه و اعمال انسان است. امير مؤمنان عليهالسلام مىفرمايد:
«الا انَّ فيهِ عِلْمَ ما يَأْتى وَ الْحَديثَ عَنِ الْماضى وَدَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنَكُمْ»[1]
آگاه باشيد كه آگاهى از آينده، خبراز گذشته، داروى درد (نادانى وگمراهى) ونظم وترتيب زندگى روزمرّه شما در قرآن (آمده) است.
بيان قرآن كريم را درباره نظم مىتوان به دو بخش تقسيم كرد:
الف- نظم درتكوين:
قرآن در اين بخش، نظم حاكم بر جهان آفرينش را تشريح كرده و به انسانها سفارش مىكند كه درباره آن بينديشند. تا به طرّاح زبردست آن (خداى تعالى) پى ببرند و دراين راستا، گاه از فرود آمدن باران و رويش گياهان ياد مىكند و
[1]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 157
گاهى از عظمت آسمان، كوهها و درياها سخن مىگويد. زمانى شگفتيهاى آفرينش موجودات واز جمله انسان راتذكر مىدهد و در بسيارى از مواقع نيز آمد و شد شب و روز، فراوانى پديدههاى هستى و بى شمارى نعمتهاى الهى را در لابه لاى آيات بيان مىكند و انسان را به تفكر در نظم شگفت آور آن وامىدارد. به عنوان نمونه مىفرمايد:
«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»[1]
همانا در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز، نشانههايى براى خردمندان است.
ب- نظم در تشريع:
همه آياتى كه در باره قوانين و مقررات الهى نازل شده، بر قرار كننده نظم و برنامه در زندگى فردى واجتماعى مسلمانان است. با اين بيان، قرآن همواره پيروان خويش را به داشتن يك برنامه صحيح و منظّم دعوت مىكند و خواستار آن است كه مسلمانان در زندگى به اصول و مقررات الهى پاى بند بوده، طبق برنامهاى كه خدا براى آنان تنظيم كرده، زندگى كنند و هيچ گاه از حدود الهى گام فراتر ننهند. چرا كه:
«مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»[2]
آنان كه از حدود الهى تجاوز كنند، همانان ستمكارانند.
از اين رو، مىتوان گفت يكى از اهداف مهمّ پيامبران الهى، تنظيم برنامه زندگى انسانها درتمام ابعاد آن بوده و در صدد بودند تا جامعه طبق برنامه تنظيمى از جانب پروردگار به زندگى خويش ادامه دهد و از آن تخطّى نكند.
به عنوان مثال قرآن براى انجام عبادتهاى اسلامى وقت و برنامهاى تنظيم كرده، تا همه مسلمانان در آن وقت معين به عبادت بپردازند. چنان كه براى روزه گرفتن، ماه مبارك رمضان
[1]- آل عمران، آيه 190
[2]- بقره، آيه 229
را معلوم كرده و ابتداء و انتهاى روزه هر روز را معلوم كرده است و مىفرمايد:
«... كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ»[1]
بخوريد و بياشاميد تا رشته روشن صبحدم در تاريكى شب آشكار شود و روزه را به شب برسانيد.
و در جاى ديگر افرادى را كه در امور اجتماعى خود، منظم و هماهنگ و با اجازه رهبرى عمل مىكنند، در زمره مؤمنان قرار داده و آنان را چنين مىستايد:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا كانُوا مَعَهُ عَلى أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ»[2]
مؤمنان كسانى هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند و چون با پيامبر دركارى همگانى باشند، تا از او رخصت نطلبيدهاند نبايد بروند.
در آيهاى ديگر نيز، رزمندگان راهش را كه منظم، محكم و استوار وارد پيكار مىشوند، مورد محبت خود قرار داده، مىفرمايد:
«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ»[3]
خداوند دوست دارد كسانى را كه در راه او در صفى، همانند ديوارى كه اجزايش را با سرب به هم پيوند داده باشند، مىجنگند.
[1]- بقره، آيه 187
[2]- نور، آيه 62
[3]- صف، آيه 4
نظم در روايات
نظم و انضباط در روايات اسلامى نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. به عنوان نمونه، اميرمؤمنان عليهالسلام كه بارها نتايج زيانبار بى نظمى و تشتّت را در فكر وعمل مسلمانان ديده بود، در بستر شهادت و در آخرين پيامش، فرزندان خود و مسلمانان را به تقواى الهى ونظم دركارها فراخوانده، مىفرمايد:
«اوصيكُما وَ جَميعَ اهْلى وَ وَلَدى وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابى بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ امْرِكُمْ»[1]
شما را (اى حسن و حسين) وهمه خانواده و فرزندانم و هر كس را كه نوشته من به او مىرسد، به تقواى الهى و نظم دركارهايتان سفارش مىكنم.
و در عهدنامه مالك اشتر رعايت نظم را با عباراتى ديگر اينچنين سفارش مىكند:
«... ايَّاكَ وَالْعَجَلَةَ بِالْامُورِ قَبْلَ اوانِها، اوِ التَّساقُطَ فيها عِنْدَ امْكانِها اوِاللَّجاجَةَ فيها اذا تَنَكَّرَتْ، اوِ الْوَهْنَ عَنْها اذَا اسْتَوْضَحَتْ، فَضَعْ كُلَّ امْرٍ مَوْضِعَهُ وَاوْقِعْ كُلَّ عَمَلٍ مَوْقِعَهُ»[2]
ازعجله درمورد كارهايى كه وقتشان نرسيده، يا سستى دركارهايى كه امكان عمل آن فراهم شده، يا لجاجت در امورى كه مبهم است، يا سستى دركارها هنگامى كه واضح و روشن است، بر حذر باش! و هرامرى را در جاى خويش و هركارى را به موقع خود انجام بده.
موارد نظم
الف- نظم دراوقات شبانه روز:
نظم در زندگى يك مسلمان بر محور
[1]- نهج البلاغه، فيض، نامه 47، ص 977
[2]- همان مدرك، نامه 53، ص 1031