این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس چهاردهم: نظم و انضباط (1)
«نظم» در لغت به معناىآراستن، برپاداشتن، ترتيب دادن كار و ...[1]و در اصطلاح نظامى به معناى پيروى كامل از دستورهاى نظامى است.[2]انضباط نيز به معناى نظم وانتظام، ترتيب و درستى، عدم هرج و مرج، سامان پذيرى و آراستگى است.[3]
نظم در آفرينش
آفرينش بر اساس نظم استوار است و در دستگاه خلقت، هر پديدهاى جاى خاصى دارد و مأموريت وكار ويژهاى به عهده دارد. كرات آسمانى درمدار معيّنى حركت مىكنند، فصول سال و گذشت شب وروز نظم خاصى دارد و خلقت اشيا از اندازه، حدّ و ميزان خاصى برخوردار است. خداى تعالى مىفرمايد:
[1]- منتهى الارب، واژه نظم
[2]- فرهنگ معين، واژه نظم
[3]- لغت نامه دهخدا، واژه انضباط
«إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ»[1]
ما هرچيزى را به اندازه (وروى حساب) آفريديم.
حكمت خداوندى در هر چيز تجلّى يافته و موجودات عالم نيز روى حساب ونظم دقيق و نيز بر اساس هدف معيّنى قدم به عرصه هستى نهادهاند.
جهان چون خدوخال وچشم وابروست كه هرچيزى بجاى خويش نيكوست
نظم شگفت ومحيرالعقولى كه درهمه مخلوقات، حركت سيّارهها و ستارگان، گياهان، موجودات دريايى وصحرايى، بدن انسان، گردش خون و ... وجود دارد، همه و همه معلول تدبير خداوند حكيم، مدبّر وتواناست.
اهميت نظم در زندگى
خداى تواناو حكيمى كه نظم را در دستگاه پهناور وعظيم خلقت قرار داده است، همين نظم را در زندگى انسانها و روابط اجتماعى آنان مىپسندد. از اين رو، شايسته است كه انسان درزندگى فردى و اجتماعى خويش، نظم و ترتيب و تدبير درامور را مراعات كند؛ زيرا به گفته روانشناسان:
«احتياج به نظم و ترتيب، جزء احتياجات اساسى روانى محسوب مىگردد، رنگ و شكل خاصى به زندگى مىدهد، افراد ميل دارند زندگى فردى وجمعى خود را تحت نظم و قاعده مشخصى در آورند.»[2]
نگاهى گذرا به حجم زياد كتابهاى قوانين و مقررات و بودجههاى هنگفتى كه صرف قانونگذارى وتنظيم آنها مىشود واهميتى كه همه ملل جهان به آنها مىدهند، ضرورت ولزوم نظم فردى واجتماعى را در زندگى بشر آشكار مىسازد.
اسلام نيز به عنوان دين جهانى وكامل به نظم و برنامهريزى درزندگى اهميت فراوان
[1]- قمر، آيه 49
[2]- مقدمه روانشناسى، شريعتمدارى، ص 149
داده و به پيروان خويش سفارش كرده كه تمام كارهاى خود را طبق قانون و به صورت منظم انجام دهند و از بى برنامگى بپرهيزند. چرا كه تمام احكام اسلامى؛ واجبات، مستحبات، محرّمات، مكروهات و ... در اين راستا و درجهت برنامه دقيق و منظم دادن به مسلمانان قرار داده شده كه آنان را تحت نظم خاصّى در آورد.
در دنياى كنونى نيز حركت قطارها، هواپيماها، ساعات كار ادارات و كارخانجات و ...
روى نظم خاصى و با دقيقه و ثانيه سنجيده مىشود و با ورود كامپيوتر درعرصه زندگى نظم و ترتيب دقيقتر و بهتر صورت مىگيرد و مىتوان گفت امروزه منظّم زندگى كردن جزء ضروريات زندگى بشر شده و مورد پسند عقل و دين است و اگر بخواهيم خود را از دايره نظم كه امروزه همه جامعهها را تا حدّ زيادى فرا گرفته و احاطه كرده، خارج كنيم، با مشكلات زيادى رو به رو مىشويم.
نظم در قرآن
بخش عظيمى از دستورات وسفارشات قرآن كريم در راستاى تنظيم انديشه و اعمال انسان است. امير مؤمنان عليهالسلام مىفرمايد:
«الا انَّ فيهِ عِلْمَ ما يَأْتى وَ الْحَديثَ عَنِ الْماضى وَدَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنَكُمْ»[1]
آگاه باشيد كه آگاهى از آينده، خبراز گذشته، داروى درد (نادانى وگمراهى) ونظم وترتيب زندگى روزمرّه شما در قرآن (آمده) است.
بيان قرآن كريم را درباره نظم مىتوان به دو بخش تقسيم كرد:
الف- نظم درتكوين:
قرآن در اين بخش، نظم حاكم بر جهان آفرينش را تشريح كرده و به انسانها سفارش مىكند كه درباره آن بينديشند. تا به طرّاح زبردست آن (خداى تعالى) پى ببرند و دراين راستا، گاه از فرود آمدن باران و رويش گياهان ياد مىكند و
[1]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 157
گاهى از عظمت آسمان، كوهها و درياها سخن مىگويد. زمانى شگفتيهاى آفرينش موجودات واز جمله انسان راتذكر مىدهد و در بسيارى از مواقع نيز آمد و شد شب و روز، فراوانى پديدههاى هستى و بى شمارى نعمتهاى الهى را در لابه لاى آيات بيان مىكند و انسان را به تفكر در نظم شگفت آور آن وامىدارد. به عنوان نمونه مىفرمايد:
«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»[1]
همانا در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز، نشانههايى براى خردمندان است.
ب- نظم در تشريع:
همه آياتى كه در باره قوانين و مقررات الهى نازل شده، بر قرار كننده نظم و برنامه در زندگى فردى واجتماعى مسلمانان است. با اين بيان، قرآن همواره پيروان خويش را به داشتن يك برنامه صحيح و منظّم دعوت مىكند و خواستار آن است كه مسلمانان در زندگى به اصول و مقررات الهى پاى بند بوده، طبق برنامهاى كه خدا براى آنان تنظيم كرده، زندگى كنند و هيچ گاه از حدود الهى گام فراتر ننهند. چرا كه:
«مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»[2]
آنان كه از حدود الهى تجاوز كنند، همانان ستمكارانند.
از اين رو، مىتوان گفت يكى از اهداف مهمّ پيامبران الهى، تنظيم برنامه زندگى انسانها درتمام ابعاد آن بوده و در صدد بودند تا جامعه طبق برنامه تنظيمى از جانب پروردگار به زندگى خويش ادامه دهد و از آن تخطّى نكند.
به عنوان مثال قرآن براى انجام عبادتهاى اسلامى وقت و برنامهاى تنظيم كرده، تا همه مسلمانان در آن وقت معين به عبادت بپردازند. چنان كه براى روزه گرفتن، ماه مبارك رمضان
[1]- آل عمران، آيه 190
[2]- بقره، آيه 229
را معلوم كرده و ابتداء و انتهاى روزه هر روز را معلوم كرده است و مىفرمايد:
«... كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ»[1]
بخوريد و بياشاميد تا رشته روشن صبحدم در تاريكى شب آشكار شود و روزه را به شب برسانيد.
و در جاى ديگر افرادى را كه در امور اجتماعى خود، منظم و هماهنگ و با اجازه رهبرى عمل مىكنند، در زمره مؤمنان قرار داده و آنان را چنين مىستايد:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا كانُوا مَعَهُ عَلى أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ»[2]
مؤمنان كسانى هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند و چون با پيامبر دركارى همگانى باشند، تا از او رخصت نطلبيدهاند نبايد بروند.
در آيهاى ديگر نيز، رزمندگان راهش را كه منظم، محكم و استوار وارد پيكار مىشوند، مورد محبت خود قرار داده، مىفرمايد:
«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ»[3]
خداوند دوست دارد كسانى را كه در راه او در صفى، همانند ديوارى كه اجزايش را با سرب به هم پيوند داده باشند، مىجنگند.
[1]- بقره، آيه 187
[2]- نور، آيه 62
[3]- صف، آيه 4
نظم در روايات
نظم و انضباط در روايات اسلامى نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. به عنوان نمونه، اميرمؤمنان عليهالسلام كه بارها نتايج زيانبار بى نظمى و تشتّت را در فكر وعمل مسلمانان ديده بود، در بستر شهادت و در آخرين پيامش، فرزندان خود و مسلمانان را به تقواى الهى ونظم دركارها فراخوانده، مىفرمايد:
«اوصيكُما وَ جَميعَ اهْلى وَ وَلَدى وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابى بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ امْرِكُمْ»[1]
شما را (اى حسن و حسين) وهمه خانواده و فرزندانم و هر كس را كه نوشته من به او مىرسد، به تقواى الهى و نظم دركارهايتان سفارش مىكنم.
و در عهدنامه مالك اشتر رعايت نظم را با عباراتى ديگر اينچنين سفارش مىكند:
«... ايَّاكَ وَالْعَجَلَةَ بِالْامُورِ قَبْلَ اوانِها، اوِ التَّساقُطَ فيها عِنْدَ امْكانِها اوِاللَّجاجَةَ فيها اذا تَنَكَّرَتْ، اوِ الْوَهْنَ عَنْها اذَا اسْتَوْضَحَتْ، فَضَعْ كُلَّ امْرٍ مَوْضِعَهُ وَاوْقِعْ كُلَّ عَمَلٍ مَوْقِعَهُ»[2]
ازعجله درمورد كارهايى كه وقتشان نرسيده، يا سستى دركارهايى كه امكان عمل آن فراهم شده، يا لجاجت در امورى كه مبهم است، يا سستى دركارها هنگامى كه واضح و روشن است، بر حذر باش! و هرامرى را در جاى خويش و هركارى را به موقع خود انجام بده.
موارد نظم
الف- نظم دراوقات شبانه روز:
نظم در زندگى يك مسلمان بر محور
[1]- نهج البلاغه، فيض، نامه 47، ص 977
[2]- همان مدرك، نامه 53، ص 1031
عبادت خدا- كه هدف از زندگى است- پديد مىآيد. يك مسلمان هنگام اذان صبح براى نماز بر مىخيزد و پس از نماز به تلاوت آياتى از قرآن مىپردازد، سپس اقدام به ورزش مناسب يا مختصرى استراحت، پس از صرف صبحانه به كار روزانه مىپردازد، نزديك اذان ظهر دست از كار برداشته براى نماز ظهر و سپس عصر آماده مىشود، پس از نماز به صرف غذا و مقدارى استراحت پرداخته، دوباره كار را آغاز مىكند، نماز مغرب و عشا را به موقع ادا كرده و پس از ديدار با دوستان، بستگان، گفتگو با خانواده، يا هر تفريح و جلسه مشروع ديگر وقتى به خواب مىرود كه بتواند نماز صبح خود را سروقت بخواند. اين است معناى سخن حضرت موسى بن جعفرعليهالسلام كه به پيروانش سفارش مىكند:
«بكوشيد كه اوقات خود را چهار قسمت كنيد: بخشى براى مناجات با خدا، ديگرى براى امرار معاش، سوّم براى معاشرت با برادران و معتمدانى كه عيوبتان را به شما مىگويند و قلباً به شما اخلاص دارند. چهارم براى لذّتها و كاميابيهاى مشروع. با اين بخش (چهارم) است كه بر سه بخش ديگر نيرو مىگيريد.»[1]
ب- نظم فكرى:
اگر انسان زندگى خود را طبق بينش اسلامى نظم بدهد و بكوشد گفتار، رفتار و حركاتش منظم و مطابق برنامه دقيق اسلام باشد، نظم فكرى پيدا مىكند و هيچ گاه دچار تزلزل فكرى و عقيدتى نمىشود. حضرت امام خمينى (ره) در اين باره مىفرمايد:
«اگر در زندگى مان، دررفتار و حركاتمان نظم بدهيم، فكرمان هم بالطبع نظم مىگيرد، وقتى فكر نظم گرفت، يقيناً از آن نظم فكرى الهى هم برخوردار خواهد شد.»[2]
ج- نظم درمصرف:
نظم درمصرف به معناى داشتن حساب و برنامه دقيق در دخل و خرجها و مصرفهاست كه دراين امور، اعتدال را رعايت كرده و از زيادهروى و اسراف بپرهيزند. چنان كه قرآن كريم بندگان خوب خود را اين گونه مىستايد:
[1]- تحف العقول، ص 302، بيروت
[2]- سرگذشتهاى ويژه از زندگى حضرت امام خمينى( ره)، مصطفى وجدانى، ج 4، ص 121