بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 61

ونيز مى‌فرمايد:

«الدُّعاءُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ ...»[1]

دعا، سپر مؤمن است ....

فردى به نام «سُدَيرِبن حَنان» مى‌گويد: به امام باقر عليه‌السلام عرض كردم: كدام عبادت بهتر است؟ فرمود:

«چيزى نزد خداى ارجمند بهتر از اين نيست كه از او درخواست شود و از آنچه نزد اوست خواسته شود و بدترين فرد نزد خدا كسى است كه از عبادت او تكبّر ورزد و آنچه نزد اوست، درخواست نكند.»[2]

از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:

«بر شما باد به دعا؛ زيرا با هيچ چيز مانند آن، به خدا نزديك نمى‌شويد و دعا را براى هيچ حاجت كوچكى به خاطر كوچكى‌اش رهانكنيد، زيرا آن كس كه حاجتهاى بزرگ را بر آورده مى‌كند، حاجتهاى كوچك هم به دست اوست.»[3]

لازم به توضيح است كه مقصود از دعا و خواستن نيازمنديهاى بزرگ و كوچك از خدا اين است كه انسان همواره متوجه باشد كه رب و روزى دهنده واداره كننده انسان خداست و براى اسباب و وسايط، استقلالى قايل نباشد وهمه اشياء و انسانها را در راستاى رفع نيازهاى خود وسيله‌هاى الهى بشمارد و به آنها ارزش استقلالى ندهد، از اين رو، تأكيد شده كه هر چه مى‌خواهيد از خدا بخواهيدو پيدايش چنين رفتار و روحيه‌اى انسان را بنده خدا وعزيز در نزد انسانها قرار مى‌دهد. بنابراين مقصود اين نيست كه براى رفع نيازهاى خود دعا كنيد واز انجام كارهايى كه شما را به رفع نيازها كمك مى‌كند خود دارى ورزيد. بلكه انسان معتقد به خدا مى‌بايست همچون انسان غير معتقد به خدا در رفع مشكلات زندگى‌

[1]- همان مدرك، ص 214

[2]- اصول كافى، ج 4، ص 210

[3]- همان مدرك، ص 212


صفحه 62

خود كوشا باشد، تفاوت آنها به اين است كه انسان غير معتقد به خدا به اسباب و وسايل رفع نيازمنديها به چشم استقلالى مى‌نگرد؛ اما انسان معتقد به خدا به چشم وسايط و راه كارهاى ارائه شده و ترتيب داده شده به وسيله خدا كه در تأثير گذارى خود از اراده خداى متعال مستقل نيستند.

چرا دعا كنيم؟

همان گونه كه در بحث اهميّت دعا از ديدگاه قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام روشن شد قدر و منزلت انسان نزد خدا و روح عبوديّت و بندگى به دعا، وابسته است.

كسى كه مى‌خواهد، بنده باشد، از بى بند و بارى و افسار گسيختگى، نجات يابد و گرداب حوادث روزگار وتوطئه‌هاى شياطين به او آسيب نرساند، و كليد رستگارى دنيا و آخرت را داشته باشد، كسى كه مى‌خواهد درتمام زندگى، معشوقى داشته باشد كه همواره همدم اوباشد، در بن بستها، اميدبخش، درهنگام بلا و مصيبت، اضطراب و نگرانيها، آرامبخش روح و پناهگاه مطمئن او باشد، بايد دعا كند.

ممكن است گفته شود، ما مى‌توانيم با كار و كوشش هر چه مى‌خواهيم بدست آوريم، همچنانكه جامعه‌هاى غير معتقد به خدا ازاين راه نيازمنديهاى خود را بر طرف ساخته‌اند، بنابراين نيازى به دعا نيست.

در پاسخ بايد گفت: باكار و كوشش مى‌توان بخشى از نيازهاى انسان يعنى نيازمنديهاى مادى او را تأمين كرد، امّا انسان موجودى است مركب از بعد مادّى و روحى و معنوى، حتّى كار و كوشش انسان براى رفع نيازهاى مادّى او نبايد خالى از توجه به بعد روحى ومعنوى او باشد و دعا تأمين كننده نيازهاى روحى ومعنوى انسان و تقويت كننده روح ومحتواى ارزشى نيازهاى مادى انسان است. هرگز دعا به معناى كنارنهادن كار و كوشش نيست، بلكه جهت دار كردن كار و كوشش و نيز جهت دار كردن رفع نيازهاى مادى انسان است، كار و كوشش براى رفع نيازهاى مادّى بدون دعا و عبادت، جهت مناسب را


صفحه 63

نمى‌يابد.

اينك به چند فايده ازفوايد دعا توجه كنيد.

لف- نزول رحمت:

على عليه‌السلام فرمود:

«الدُّعاءُ مِفْتاحُ الرَّحْمَةِ ...»[1]

دعاكليد (نزول) رحمت است ....

ب- رفع همه نيازها:

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

«اكْثِرْ مِنَ الدُّعاءِ فَانَّهُ ... لا يُنالُ ما عِنْدَاللَّهِ الَّا بالدُّعاءِ ...»[2]

بسيار دعا كن ... زيرا به آنچه نزد خداست، جز به وسيله دعا نمى‌توان رسيد ....

ج- شفاى دردها:

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

«عَلَيْكَ بِالدُّعاءِ فَانَّ فيهِ شِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ»[3]

برتو باد به دعا؛ زيرا درمان هر دردى در آن است.

د- دفع بلا:

على عليه‌السلام فرمود:

«بِالدُّعاءِ يُسْتَدْفَعُ الْبَلاءُ»[4]

بلا به وسيله دعا دفع مى‌گردد.

ه- ايمنى ازشيطان:

على (ع) فرمود:

«اكْثِرِالدُّعاءَ تَسْلَمْ مِنْ سَوْرَةِالشَّيْطانِ ...»[5]

بسيار دعاكن، تا از خشم و غضب شيطان، سالم بمانى ....

[1]- بحارالانوار، ج 93، ص 300

[2]- اصول كافى، ج 4، ص 216

[3]- همان مدرك، ص 217

[4]- شرح غررالحكم آمدى، ج 3، ص 213، دانشگاه تهران

[5]- بحارالانوار، ج 78، ص 9


صفحه 64

و- رسيدن به مقامى ارجمند نزد خدا:

امام صادق (ع) فرمود:

«... لا تَقُلْ انَّ الْامْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ، انَّ عِنْدَاللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مَنْزِلَةً لا تُنالُ الَّا بِمَسْأَلَةٍ ...»[1]

نگو، كار از كار گذشته (ودعا تأثيرى ندارد)؛ زيرا بندگان را نزد خداى بزرگ، مقام ومنزلتى است كه جز با دعا نمى‌توان به آن رسيد ....

از اين روايات در مى‌يابيم كه درتمام صحنه‌هاى زندگى و براى دستيابى به همه نيازهاى مادى و معنوى، دركنار سعى و كوشش، بايدا ز دعا، غافل نباشيم وا ز مبدأ غيب خود را بى نياز ندانيم، بلكه به او اميد داشته، شرايط لازم براى موفقيت درامور را از او خواسته و در تحقق نتيجه و رسيدن به هدف، خدا را نيز در نظر بگيريم؛ زيرا اين دو، با هم ملازم و مرتبطند، يعنى دعا بدون تلاش و كوشش، بى نتيجه است و تلاش بدون دعا و توسل به آفريدگار، مايه غفلت و خلاف شكر نعمت است.[2]

قصد «ورود» و «رجا»[3]

دعا بر دو قسم است:

1- دعاهاى مطلق يعنى دعا كننده مطالب و نيازهاى خود را به زبان خود و به هر گونه جملات و بيانى كه مى‌تواند، در پيشگاه خدا اظهار كند. اين گونه دعاها را دعاهاى غير وارد يا غير ماثور مى‌نامند.

2- دعاهاى مأثور يعنى انشاها و الفاظ مخصوصى كه از معصومى رسيده باشد. اين گونه را دعاهاى وارد شده مى‌نامند كه بعضى از آنها بايد در وقت مخصوص و محلّ معلومى خوانده شود و براى بعضى ديگر زمان ومكانى تعيين نشده است. ثواب و فضيلت اين گونه دعاها براى كسى كه آشنا به معناى آنها باشد، بيش ازنوع اوّل است؛ زيرامعصومين‌

[1]- اصول كافى، ج 4، ص 211

[2]- مصباح المنير، على مشكينى، ص 18، مقدمه، اقتباس

[3]- همان مدرك، ص 18- 20، با ندك تغيير


صفحه 65

عليهم‌السلام به امراض روحى فرد و جامعه آشناتر و براى درخواست حاجت، چگونگى بيان آن و كيفيت راز و نياز با حق تعالى، آگاهتر و بيناتر بوده‌اند. آنان مى‌دانستند كه بشر چه نقصى را دارا و چه كمالى را فاقد است. چه بايد بكند و چه بايد بخواهد. از اين رو، سزاوار است دعاكننده، طرز بيان حاجت و چگونگى درخواست مطالب خود را ازمعصوم فراگيرد، تا اميد بر آورده شدن حاجتش بيشتر و اجرو پاداشش، فزونتر باشد.

اگر كسى بتواند از مدارك موجود، با موازين علمى، صحّتِ صدور دعا از معصوم را به دست آورد، آن را به قصد ورود بخواند. ولى اگرنتواند دليل معتبر و مدرك قابل اعتمادى پيداكند، و در پژوهشها و بررسيهاى خود به اين نتيجه برسد كه سند فلان دعا ضعيف و غير قابل اطمينان است، نبايد آن را بطور قطعى به معصوم، نسبت دهد، بلكه به اميد ثواب و رسيدن به پاداش مخصوص آن، بخواند كه إن شاءَاللّهُ آن را خواهد يافت، اگر چه در تشخيص خود به خطا رفته باشد.

يك نكته:

گاهى دعا ياعملى كه سند معتبر هم دارد، مربوط به زمان يا مكانى خاص است، مانند دعاهاى ماه رمضان يا مناجات مسجدكوفه، اگر كسى بخواهد، آنها را در غير آن زمان و يا غير آن مكان انجام دهد، در اين صورت بايد آن را فقط به عنوان رجا و احتمال سودمند بودن به جاى آورد ونه به قصد استحباب قطعى يا ثواب ثابت، يعنى چنين نيت كند. «به احتمال اينكه مطلوب بوده و مأجور باشم به جاى مى‌آورم.»

خواندن زيارتهاى مخصوص درمكانهاى مقدس مانند زيارت جامعه كبيره، امين الله، وارث و غيراينها نيز كه در هر يك خصوصيتى از نظر شخص معصوم يا از نظر زمان ومكان در نظر گرفته شده، در غير محلّ مخصوص، بايد به قصد رجا باشد و همچنين خواندن دعاهاى مخصوص مانند كميل، افتتاح و غيره در غير اوقات اختصاصى آنها و خلاصه عمل عبادى در اين موارد نيز بايد به عنوان «رجاء» انجام گيرد.


صفحه 66

^ خلاصه درس‌

دعا، به معناى خواندن، حاجت خواستن واستمداد آمده و در اصطلاح اهل شرع، گفتگو كردن با خداوند سبحان، به شكل طلب حاجت و درخواست حلّ مشكلات از درگاه او، يا به شكل مناجات و ذكر اوصاف جلال وجمال ذات پاك اوست.

دعا، در اسلام گاهى به عنوان عبادت مستقل بوده و خود داراى اجر و پاداش نيك مى‌باشد و كسى كه از آن رويگردان باشد، مستحق آتش دوزخ است وگاهى نيز از آن به عنوان مقدمه و وسيله براى گره گشايى، حلّ مشكلات، درمان دردها و كليد رستگارى ياد شده است.

دعا بر دو قسم است:

1- دعاهاى غير وارد كه هر كس به هر شكل و به هر زبانى مى‌خواند و حاجتش را در پيشگاه خدا اظهار مى‌كند.

2- دعاهاى واردكه ا ز امامان معصوم (ع) رسيده است.

آن دسته از دعاهايى كه مى‌دانيم از معصوم رسيده، آنها را به قصد ورود بايد خواند، يعنى به اين قصد كه از معصوم رسيده، مى‌خوانيم وآن دعاهايى كه مدرك معتبر نداشته، بلكه خبر ضعيفى، آن را نقل كرده، آنها را به قصد رجا يعنى به اميد رسيدن به ثواب مورد نظر، بايدخواند. همچنين دعا، زيارت و اعمالى كه زمان ومكان خاصى دارد، اگر درهمان زمان ومكان خاص به جا آورده شود، به نيت ورود و در غير آن زمان و مكان، به نيت اميد ثواب بايد به جا آورده شود.

^ پرسش‌

1- دعا را از نظر لغت و اصطلاح تعريف كنيد.

2- اهميت دعا را ازديدگاه قرآن با ذكر يك آيه توضيح دهيد.

3- فوايد دعا را نام ببريد.

4- دو قسم دعا را توضيح دهيد.

5- قصد ورود و رجا يعنى چه؟


صفحه 67

درس هفتم: دعا (2)

آداب دعا

دعا كردن، آداب مخصوصى دارد كه رعايت آنها موجب مى‌شود، دعا به اجابت نزديكتر شود و بى توجهى به آنها، چه بسا موجب بى اثر شدن دعا گردد. اكنون آداب دعا را در زير مى‌آوريم:

1- گفتن بِسم اللّهِ الرَّحمنِ الَّرحيمِ در اول دعا. رسول خدا صلى‌الله عليه‌و آله فرمود: دعايى كه بسم الله الرحمن الرحيم در اوّلش باشد، ردّ نمى‌شود.[1]

2- تمجيد و ستايش خدا، پيش از دعا. محمدبن مسلم مى‌گويد: امام صادق عليه‌السلام فرمود: در كتاب اميرالمؤمنين عليه‌السلام است كه ستايش پيش از دعا و درخواست است. پس هر گاه خدا را خواندى (ودعا كردى) او را تمجيد كن. عرض كردم: چگونه تمجيدش كنم؟ فرمود: مى‌گويى:

[1]- بحارالانوار، ج 93، ص 313، اسلاميه


صفحه 68

«يامَنْ هُوَ اقْرَبُ الَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ، يا فَعَّالًا لِمايُريدُ، يامَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، يامَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْاعْلى، يا مَنْ هُوَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ‌ءٌ»[1]

اى كسى كه از رگ گردن به من نزديكترى، اى كسى كه هر چه را بخواهى، انجام مى‌دهى واى كسى كه ميان مرد و قلبش حايل مى‌شوى و اى كسى كه در نظر اندازهاى برتر هستى واى آن كه به مانندش چيزى نيست.

3- صلوات فرستادن، امام صادق عليه‌السلام فرمود:

«لا يَزالُ الدُّعاءُ، مَحْجُوباً حَتَّى يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ»[2]

دعا پيوسته محجوب است (ميان آن واجابتش حجاب و پرده اى حايل است)

تابرمحمد وخاندانش صلوات فرستاده شود.

دعاهاى ائمه عليهم السلام معمولًاهمراه با ذكر صلوات برمحمد وآل محمد و تكرار صلوات است.

4- شفيع قرار دادن انبيا، اوليا وصالحان‌

5- اقرار به گناه و تقصير، زيرا هر قدر انسان عابد و متقى باشد باز هم از انجام تكاليف بندگى بطور كامل ناتوان است تا چه رسد به عامه انسانها كه پر از لغزش و خطايند.

6- فروتنى در درگاه خدا با گشودن و بالابردن دستها به سوى آسمان و گريه وزارى كردن.

7- خواندن دو ركعت نماز قبل از دعا.

8- كوچك نشمردن دعا و بزرگ نشمردن حاجت.

9- عالى بودن همّت درخواسته‌ها.[3]

[1]- اصول كافى، مترجم، ج 4، ص 236

[2]- اصول كافى، ج 4، ص 247

[3]-^- به خاطر اهميت اين مطلب، درهمين درس در اين باره بطورجداگانه بحث خواهيم كرد