عليهمالسلام به امراض روحى فرد و جامعه آشناتر و براى درخواست حاجت، چگونگى بيان آن و كيفيت راز و نياز با حق تعالى، آگاهتر و بيناتر بودهاند. آنان مىدانستند كه بشر چه نقصى را دارا و چه كمالى را فاقد است. چه بايد بكند و چه بايد بخواهد. از اين رو، سزاوار است دعاكننده، طرز بيان حاجت و چگونگى درخواست مطالب خود را ازمعصوم فراگيرد، تا اميد بر آورده شدن حاجتش بيشتر و اجرو پاداشش، فزونتر باشد.
اگر كسى بتواند از مدارك موجود، با موازين علمى، صحّتِ صدور دعا از معصوم را به دست آورد، آن را به قصد ورود بخواند. ولى اگرنتواند دليل معتبر و مدرك قابل اعتمادى پيداكند، و در پژوهشها و بررسيهاى خود به اين نتيجه برسد كه سند فلان دعا ضعيف و غير قابل اطمينان است، نبايد آن را بطور قطعى به معصوم، نسبت دهد، بلكه به اميد ثواب و رسيدن به پاداش مخصوص آن، بخواند كه إن شاءَاللّهُ آن را خواهد يافت، اگر چه در تشخيص خود به خطا رفته باشد.
يك نكته:
گاهى دعا ياعملى كه سند معتبر هم دارد، مربوط به زمان يا مكانى خاص است، مانند دعاهاى ماه رمضان يا مناجات مسجدكوفه، اگر كسى بخواهد، آنها را در غير آن زمان و يا غير آن مكان انجام دهد، در اين صورت بايد آن را فقط به عنوان رجا و احتمال سودمند بودن به جاى آورد ونه به قصد استحباب قطعى يا ثواب ثابت، يعنى چنين نيت كند. «به احتمال اينكه مطلوب بوده و مأجور باشم به جاى مىآورم.»
خواندن زيارتهاى مخصوص درمكانهاى مقدس مانند زيارت جامعه كبيره، امين الله، وارث و غيراينها نيز كه در هر يك خصوصيتى از نظر شخص معصوم يا از نظر زمان ومكان در نظر گرفته شده، در غير محلّ مخصوص، بايد به قصد رجا باشد و همچنين خواندن دعاهاى مخصوص مانند كميل، افتتاح و غيره در غير اوقات اختصاصى آنها و خلاصه عمل عبادى در اين موارد نيز بايد به عنوان «رجاء» انجام گيرد.
^ خلاصه درس
دعا، به معناى خواندن، حاجت خواستن واستمداد آمده و در اصطلاح اهل شرع، گفتگو كردن با خداوند سبحان، به شكل طلب حاجت و درخواست حلّ مشكلات از درگاه او، يا به شكل مناجات و ذكر اوصاف جلال وجمال ذات پاك اوست.
دعا، در اسلام گاهى به عنوان عبادت مستقل بوده و خود داراى اجر و پاداش نيك مىباشد و كسى كه از آن رويگردان باشد، مستحق آتش دوزخ است وگاهى نيز از آن به عنوان مقدمه و وسيله براى گره گشايى، حلّ مشكلات، درمان دردها و كليد رستگارى ياد شده است.
دعا بر دو قسم است:
1- دعاهاى غير وارد كه هر كس به هر شكل و به هر زبانى مىخواند و حاجتش را در پيشگاه خدا اظهار مىكند.
2- دعاهاى واردكه ا ز امامان معصوم (ع) رسيده است.
آن دسته از دعاهايى كه مىدانيم از معصوم رسيده، آنها را به قصد ورود بايد خواند، يعنى به اين قصد كه از معصوم رسيده، مىخوانيم وآن دعاهايى كه مدرك معتبر نداشته، بلكه خبر ضعيفى، آن را نقل كرده، آنها را به قصد رجا يعنى به اميد رسيدن به ثواب مورد نظر، بايدخواند. همچنين دعا، زيارت و اعمالى كه زمان ومكان خاصى دارد، اگر درهمان زمان ومكان خاص به جا آورده شود، به نيت ورود و در غير آن زمان و مكان، به نيت اميد ثواب بايد به جا آورده شود.
^ پرسش
1- دعا را از نظر لغت و اصطلاح تعريف كنيد.
2- اهميت دعا را ازديدگاه قرآن با ذكر يك آيه توضيح دهيد.
3- فوايد دعا را نام ببريد.
4- دو قسم دعا را توضيح دهيد.
5- قصد ورود و رجا يعنى چه؟
درس هفتم: دعا (2)
آداب دعا
دعا كردن، آداب مخصوصى دارد كه رعايت آنها موجب مىشود، دعا به اجابت نزديكتر شود و بى توجهى به آنها، چه بسا موجب بى اثر شدن دعا گردد. اكنون آداب دعا را در زير مىآوريم:
1- گفتن بِسم اللّهِ الرَّحمنِ الَّرحيمِ در اول دعا. رسول خدا صلىالله عليهو آله فرمود: دعايى كه بسم الله الرحمن الرحيم در اوّلش باشد، ردّ نمىشود.[1]
2- تمجيد و ستايش خدا، پيش از دعا. محمدبن مسلم مىگويد: امام صادق عليهالسلام فرمود: در كتاب اميرالمؤمنين عليهالسلام است كه ستايش پيش از دعا و درخواست است. پس هر گاه خدا را خواندى (ودعا كردى) او را تمجيد كن. عرض كردم: چگونه تمجيدش كنم؟ فرمود: مىگويى:
[1]- بحارالانوار، ج 93، ص 313، اسلاميه
«يامَنْ هُوَ اقْرَبُ الَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ، يا فَعَّالًا لِمايُريدُ، يامَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، يامَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْاعْلى، يا مَنْ هُوَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ»[1]
اى كسى كه از رگ گردن به من نزديكترى، اى كسى كه هر چه را بخواهى، انجام مىدهى واى كسى كه ميان مرد و قلبش حايل مىشوى و اى كسى كه در نظر اندازهاى برتر هستى واى آن كه به مانندش چيزى نيست.
3- صلوات فرستادن، امام صادق عليهالسلام فرمود:
«لا يَزالُ الدُّعاءُ، مَحْجُوباً حَتَّى يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ»[2]
دعا پيوسته محجوب است (ميان آن واجابتش حجاب و پرده اى حايل است)
تابرمحمد وخاندانش صلوات فرستاده شود.
دعاهاى ائمه عليهم السلام معمولًاهمراه با ذكر صلوات برمحمد وآل محمد و تكرار صلوات است.
4- شفيع قرار دادن انبيا، اوليا وصالحان
5- اقرار به گناه و تقصير، زيرا هر قدر انسان عابد و متقى باشد باز هم از انجام تكاليف بندگى بطور كامل ناتوان است تا چه رسد به عامه انسانها كه پر از لغزش و خطايند.
6- فروتنى در درگاه خدا با گشودن و بالابردن دستها به سوى آسمان و گريه وزارى كردن.
7- خواندن دو ركعت نماز قبل از دعا.
8- كوچك نشمردن دعا و بزرگ نشمردن حاجت.
9- عالى بودن همّت درخواستهها.[3]
[1]- اصول كافى، مترجم، ج 4، ص 236
[2]- اصول كافى، ج 4، ص 247
[3]-^- به خاطر اهميت اين مطلب، درهمين درس در اين باره بطورجداگانه بحث خواهيم كرد
10- عموميت دادن به دعا يعنى براى همه دعا كردن، امام صادق (ع) از رسول خدا صلىالله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود:
هر گاه يكى از شمادعا كند بايد آن را عموميت دهد و همه را دعا كند؛ زيرا آن به اجابت نزديكتر است.[1]
11- پنهان كردن دعا، خداى متعال در قرآن مىفرمايد:
«ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً ...»[2]
خداى خود را با حالت زارى و پنهانى بخوانيد.
12- اجتماع براى دعا. جاهايى كه دعا كردن از ريا و خودنمايى ايمن بوده، بهتر است به صورت دسته جمعى باشد؛ زيرا در قبولى آن مؤثرتر است. امام صادق عليهالسلام فرمود:
هرگاه پيش آمدى، پدرم را غمگين مىكرد، زنان و كودكان را جمع كرده، سپس دعا مىكرد و آنان آمين مىگفتند.[3]
13- حسن ظن داشتن به اجابت دعا، امام صادق (ع) فرمود:
هرگاه دعا كردى از عمق دل توجه كن و گمان تواين باشد كه حاجتت بر درخانه است.[4]
14- دعا كردن در زمانها و احوال مناسب زمانها و احوالى كه دعا كردن در آنها، به اجابت نزديكتر است، عبارتند از: دعا بعد ازنمازهاى واجب، هنگام اذان، اوّل ظهر، هنگام قرائت قرآن، و زيدن بادها و آمدن باران، رقّت قلب، درميدان جنگ، درنماز وتر، سحرها و بعد از سپيده صبح و ....
دعا كردن بويژه در سحرگاهان از اهميت خاصى برخوردار است. از مردى به نام
[1]- اصول كافى، ج 4، ص 242
[2]- اعراف، آيه 55
[3]- اصول كافى، ج 4، ص 242
[4]- همان مدرك، ص 222
«عُمَربن اذَيْنَه» نقل شده كه گفت: از امام صادق عليهالسلام شنيدم كه فرمود:
همانا در شب ساعتى است كه درك نكند آن را بنده مسلمانى كه در آن نماز گزارد و خداى بزرگ را در آن ساعت بخواند، مگر اينكه اجابت مىشود و اين ساعت در هر شب هست. عرض كردم: خدايت خير دهد، بفرماييد آن، چه ساعتى از شب است؟ فرمود:
هنگامى كه نيمى از شب بگذرد و آن ساعت وقتى است كه يك ششم از ابتداى نيمه دوم شب بگذرد.[1]
15- اصرار و پافشارى در دعا، امام صادق (ع) از رسول خدا صلىالله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود:
«خدا رحمت كند بندهاى را كه از خداى بزرگ حاجتى بخواهد و درخواستن از آن، پافشارى كند خواه اجابت شود و يا اجابت نشود، سپس اين آيه را تلاوت كرد:
«وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا»[2]
دعا مىكنم به درگاه پروردگار خود، شايد به وسيله دعاى پروردگارم تيره بخت نباشم.[3]
16- دعا كردن يا گريه وزارى، خدا دوست دارد انسان در درگاه او خشوع كند و اوج خشوع، لرزش دل انسان در برابر خداست و حاصل آن اشك و آه.
در قرآن بندگان خوب خود را چنين توصيف مىكند.
«وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً»[4]
چهره بر خاك مىمالند و مىگريند و بر خشوع آنان مى افزايد.
در سيره پيامبر، امير مؤمنان و ساير امامان معصوم و بزرگان دين نقل شده كه گريه
[1]- اصول كافى، ج 4، ص 228
[2]- مريم، آيه 48
[3]- اصول كافى، ج 4، ص 224
[4]- اسراء، آيه 109
و زارى فراوان در درگاه خدا داشتهاند.
اگر دل بشكند و اشك جارى شود اميد استجابت دعا بسيار زياد است.
از خدا چه بخواهيم؟
در تعاليم اسلام سفارش شده كه انسان درخواستههاى خود همتى والا و بلند داشته باشد و همواره در جهت خشنودى خدا قدم برداشته و از درگاهش، سلامتى دين و ايمان، حفظ و پايدارى اسلام و نظام اسلامى، حسن توفيق، زندگى سعادتمندانه، عاقبت به خيرى، برخوردارى از درجات شهدا، محشور شدن با پيامبر اكرم صلّى اللهعليهوآله و خاندان پاكش و مانند آن را طلب كند و براى چيزهاى بى ارزش و يا كم ارزش دنيا و نيز براى كارهاى حرام يا نشدنى و غير ممكن، دعا نكند.
نقل شده است كه مردى نزد رسول خدا (ص) آمد و بعد از عرض سلام گفت: يا رسولاللّه! آيا مرا مىشناسى؟ پيامبر فرمود: توكيستى؟ مرد گفت: من صاحب آن منزلى از طائف هستم كه در جاهليت، در فلان روز، به خانه من آمدى و من تو را گرامى داشتم.
رسول خدا (ص): فرمود: مرحبا به تو! حاجتت را از من بخواه.
آن مرد گفت: دو هزار گوسفند، همراه چوپان مىخواهم!
رسول خدا (ص) حاجتش را بر آورده، سپس به اصحاب خود فرمود:
چه مىشد اگر اين مرد مانند آن پيره زن بنى اسرائيل از من چيز مهمّى درخواست مىكرد؟ (نقل شده كه حضرت موسى (ع)، از پيره زنى پرسيد: قبر حضرت يوسف (ع) كجاست؟ پير زن گفت: نمىگويم، مگر اينكه ضمانت كنى در روز قيامت، در بهشت و در درجه تو باشم!!!)[1]
همچنين از مردى به نام «رَبيعة بن كَعب» نقل شده كه گفت: روزى رسول خدا
[1]- ميزان الحكمه، ج 3، ص 264، به نقل از تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 474
صلىالله عليه و آله به من فرمود:
اى ربيعه! تو هفت سال به من خدمت كردى، آيا حاجتى ازمن نمىخواهى؟
گفتم: يا رسول الله! به من مهلت بده، تا فكركنم، چون شب را، صبح كردم، نزد حضرت رفتم، فرمود: اى ربيعه حاجتت را بگو؟ گفتم:
از خدا مىخواهم كه مرا همراه تو، وارد بهشت كند.
رسول خدا (ص) فرمود: چه كسى اين را به تو تعليم داده؟ گفتم: يا رسول الله كسى به من تعليم نداده و لكن پيش خودم فكر كردم و گفتم: اگر مالى بخواهم، خواه ناخواه نابود مىشود واگر طول عمر يا اولاد بخواهم، (باز) عاقبتش مرگ است.
سپس رسول خدا (ص) ساعتى سرمباركش را پايين انداخته، بعد فرمود:
من اين كار را ميكنم، پس تو هم بازياد سجده كردن يارىام كن.[1]
در دنباله بحث چند حديث از اميرمؤمنان علىعليهالسلام نقل مىكنيم:
«سَلُوا اللَّهَ الْعَفْوَ وَ الْعافِيَةَ وَ حُسْنَ التَّوْفيقَ»[2]
از خدا آمرزش گناهان، سلامت و حسن توفيق را بخواهيد.
«نَسْأَلُ اللَّهَ سُبْحانَهُ مَنازِلَ الشُّهَداءِ وَمَعايَشَةَ السُّعَداءِ وَمُرافَقَةَ الْانْبِياءِ وَالْابْرارِ»[3]
از خداى سبحان مرتبه شهيدان، زندگانى نيكبختان و رفاقت پيمبران و نيكوكاران را درخواست مىكنيم.
«هَبِ اللَّهُمَّ لَنارِضاكَ وَاغْنِنا عَنْ مَدِّالْايْدى الى سِواكَ»[4]
[1]- همان مدرك، ص 264، به نقل بحارالانوار، ج 93، ص 327
[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 137، دانشگاه تهران
[3]- همان مدرك، ج 6، ص 189
[4]- همان مدرك، ص 212