را برطرف مىسازد، خداوند مىفرمايد:
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»[1]
به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم.
ج- رستگارى:
قرآن كريم مىفرمايد:
«... وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[2]
زياد به ياد خدا باشيد، اميد است رستگار شويد.
موانع ذكر
در آيات قرآن و روايات اسلامى موانعى چند، كه انسان را از ياد خدا باز مىدارد به چشم مىخورد. دراينجا به ذكر برخى از آنها بسنده مىكنيم:
الف- دل مشغولى و الهاء:
الهاء به معناى مشغول ساختن دل و ذهن وغفلت از خداست. قرآن كريم مىفرمايد:
«أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ»[3]
تكاثر شما را به غفلت از ياد خدا دچار ساخته است.
ب- اموال واولاد:
گاهى اموال و اولاد انسان را از ياد خدا باز مىدارند. قرآن
كريم به مؤمنان چنين هشدار مىدهد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»[4]
[1]- بقره، آيه 152
[2]- جمعه، آيه 10
[3]- تكاثر، آيه 1
[4]- منافقون، آيه 9
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اموال و اولادتان شما را از ذكر خدا غافل نكند.
ج- آرزوهاى طولانى:
گاهى آرزوهاى دراز انسان را به خود مشغول مىسازد و در نتيجه از ياد خدا بازش مىدارد. خداى تعالى درباره كافران به رسولش خطاب كرده مىفرمايد:
«ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ»[1]
آنها را رها كن تا بخورند و بهره ببرند و آرزوهايشان آنان را مشغول سازد.
سپس در آينده خواهند فهميد.
د- دوستان گمراه:
اسلام توصيه كرده كه پيروانش با هر كس طرح دوستى نريزند؛ زيرا اين امر انسان را از راه حق و ياد خدا باز مىدارد. از اين رو، قرآن كريم مىفرمايد:
«فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا»[2]
از كسى كه از ياد ما روى گردانيده و جز زندگى دنيا خواستهاى ندارد، روى گردان.
از حضرت عيسى عليهالسلام نقل شده كه فرمود:
«با كسى همنشينى كنيد كه ديدنش شما رابه ياد خدا مىاندازد.»[3]
ه- پيروى ازهواى نفس:
حضرت على عليهالسلام فرمود:
«لَيْسَ فِى الْمَعاصى اشَدُّ مِنْ اتِّباعِ الشَّهْوَةِ، فَلا تُطيعُوها فَتَشْغَلَكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»[4]
[1]- حجر، آيه 3
[2]- نجم، آيه 29
[3]- تحف العقول، ترجمه على اكبر غفارى، ص 42، اسلاميه
[4]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 88
درگناهان، چيزى سختتر از پيروى شهوت نيست، پس از آن پيروى نكنيد كه شما را از ياد خدا باز مىدارد.
و- چشم چرانى كردن:
على (ع) فرمود:
«لَيْسَ فِى الْجَوارِحِ اقَلُّ شُكْراً مِنَ الْعَيْنِ، فَلا تُعْطُوها سُؤْلَها فَتَشْغَلَكُمْ عَنْ ذِكْرِاللَّهِ»[1]
در بين اعضا كم سپاستر از چشم (عضوى) نيست، پس خواستههايش را به آن ندهيد كه شما را از ياد خدا باز مىدارد.
مقصود اين است كه اگر چشم انسان به هر چه بيفتد دل را به سوى آن متوجه مىسازد و هر چه در پى ديدههاى چشم و خواستههاى دل بروى سپاس و تقديرى نمىبينى، بازهم بر خواستهها افزوده مىگردد و اين كار انسان را از ياد خدا باز مىدارد. بابا طاهر مىگويد:
زدست ديده و دل هر دو فرياد
هر آنچه ديده بيند دل كند ياد
نكوهش ترك ذكر خدا
همه مصيبتها و گرفتاريها بر اثر نفس امّاره شيطانى و غفلت از ياد خدا و عذاب اوست. غفلت از خدا و ترك ذكر، كدورت دل را زياد كرده، نفس و شيطان را بر انسان، مسلّط مىكند و مفاسد را روز افزون كرده، انسان را به ورطه هلاكت مىاندازد. از اين رو، قرآن مجيد، رويگردانى از ذكر خدا و غفلت از آن بارگاه شريف را سخت مورد نكوهش قرار داده، مىفرمايد:
«فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِاللَّهِ»[2]
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 87
[2]- زمر، آيه 22
واى بر سخت دلانى كه ياد خدا در دلهايشان راه ندارد.
همچنين مىفرمايد:
«وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً»[1]
هر كس از ياد پروردگارش رويگرداند، (خدا) او را به عذابى دشوار دچار سازد.
كسى كه از ياد خدا خوددارى كند، باطنش كور گشته، آيات و جلوههاى الهى را نمىبيند، زندگى او بى فروغ بوده و در بن بستهاى زندگى پناهگاهى ندارد. آن كورى باطنى و فراموشى آيات و مظاهر جمال و جلال الهى، در روز قيامت نيز تجسّم پيدا مىكند. چنانچه قرآن كريم مىفرمايد:
«مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى»[2]
هر كس از يادِ من، روى بگرداند، زندگىاش تنگ شود و در روز قيامت نابينا محشورش سازيم.
قرآن نعمتهاى الهى را به بندگانش گوشزد كرده، آنها را از ترك ذكر وغفلت از آن نهى مىكند و مىفرمايد:
«قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ»[3]
بگو: كيست آن كه شما را شب و روز از قهر خداى رحمان حفظ مىكند؟ با اين همه از ياد كردن پروردگارشان روى مىگردانند.
همچنين درجاى ديگر مىفرمايد:
«وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ»[4]
[1]- جن، آيه 17
[2]- طه، آيه 124
[3]- انبياء، آيه 42
[4]- حشر، آيه 19
از آن كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز چنان كرد تا خود را فراموش كنند.
حال كه خداوند الطاف خود را از مادريغ نكرده و هر چيز كه لازم بوده به ما ارزانى داشته، آيا وقت آن نرسيده كه دل به او داده و در برابرش فروتن باشيم، به او پناه بريم تا از بن بستها و گرفتاريها، اضطرابها، دلهرهها، پوچيها، بى هدفيها، بىبندوباريها و افسار گسيختگيهانجات يابيم.
«أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ ...»[1]
آيامؤمنان را وقت آننرسيده استكه دلهايشان در برابرياد خدا فروهيده شود.
[1]- حديد، آيه 16
^ خلاصه درس
مواردى كه ذكر خدا، در اسلام سفارش شده، عبارتند از: ميدان جنگ، بازار، هنگام خشم، تنهايى و لذّت، هنگام گناه و ظلم بر نفس، نماز جمعه و ايام حج. كوتاه سخن اينكه ياد خدا در تمام احوال، در مكتب اسلام پسنديده است.
ذكر خدا، مايه اطمينان و آرامش قلب، بصيرت، دوستى خدا، نورانيت دل و ايمنى از شيطان است.
موانع ذكر خدا عبارتند از: سلطه شيطانى، دوستان گمراه، پيروى از هواى نفس و چشم چرانى.
ترك ذكر خدا، كدورت دل را زياد كرده، نفس و شيطان را بر انسان مسلّط مىكند و او را به ورطه هلاكت مىاندازد. از اين رو، اسلام ترك ذكر و غفلت از آن را مورد نكوهش شديد قرار داده است.
^ پرسش
1- جايگاههاى ذكر خدا را نام ببريد.
2- آثار ذكر خدا را بنويسيد.
3- موانع ذكر خدا را نام ببريد.
4- دوستان گمراه چگونه انسان را از ياد خدا باز مىدارند؟
5- يك آيه درباره نكوهش ترك ياد خدا بنويسيد.
درس دهم: پرهيز از ريا
پرهيز از ريا
قبولى اعمال انسان در پيشگاه خداى سبحان، به نيّت وقصد خالص وابسته است.
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«انَّمَا الْاعْمالُ بِالنِّيَّاتِ»[1]
همانا ارزش كارها به نيّتهاست.
على عليهالسلام فرمود:
«تَقَرُّبُ الْعَبْدِ الَى اللَّهِ سُبْحانَهُ بِاخْلاصِ النِّيَّةِ»[2]
نزديك شدن بنده به خداى سبحان به سبب خالص كردن نيت اوست.
[1]- بحارالانوار، ج 70، ص 211، اسلاميه
[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 3، ص 279
آنچه كه اخلاص و پاكى نيت را از بين مىبرد و در نتيجه، عمل را باطل مىسازد، ريا و خودنمايى است كه در اين درس به شرح آن خواهيم پرداخت.
تعريف ريا
ريا در لغت تظاهر به كار خوب است و در اصطلاحِ علم اخلاق، به معناى نشان دادن كارهاى خوب و پسنديده به مردم براى يافتن اعتبار و منزلت در دل آنهاست.[1]
نكوهش ريا در اسلام
اسلام رياكارى و خودنمايى را بويژه در اعمال عبادى نكوهش كرده است. قرآن كريم مى فرمايد:
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ، الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ، الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ ...»[2]
واى بر آن نمازگزارانى كه از نماز خود غافلند آنان كه رياكارند ....
درجاى ديگر نيز وقتى اوصاف منافقان را بيان مىكند، مىفرمايد:
«وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا»[3]
چون به نماز برخيزند، با تنبلى برخيزند وبراى نشان دادن به مردم نماز مىخوانند و جز اندكى خدا را ياد نمىكنند.
قرآن كريم، عمل ريا كارانه را به خاكى تشبيه كرده كه بر روى سنگ صافى نشسته
[1]- محجةالبيضا، ج 6، ص 148
[2]- ماعون، آيه 4- 6
[3]- نساء، آيه 142