^ خلاصه درس
مواردى كه ذكر خدا، در اسلام سفارش شده، عبارتند از: ميدان جنگ، بازار، هنگام خشم، تنهايى و لذّت، هنگام گناه و ظلم بر نفس، نماز جمعه و ايام حج. كوتاه سخن اينكه ياد خدا در تمام احوال، در مكتب اسلام پسنديده است.
ذكر خدا، مايه اطمينان و آرامش قلب، بصيرت، دوستى خدا، نورانيت دل و ايمنى از شيطان است.
موانع ذكر خدا عبارتند از: سلطه شيطانى، دوستان گمراه، پيروى از هواى نفس و چشم چرانى.
ترك ذكر خدا، كدورت دل را زياد كرده، نفس و شيطان را بر انسان مسلّط مىكند و او را به ورطه هلاكت مىاندازد. از اين رو، اسلام ترك ذكر و غفلت از آن را مورد نكوهش شديد قرار داده است.
^ پرسش
1- جايگاههاى ذكر خدا را نام ببريد.
2- آثار ذكر خدا را بنويسيد.
3- موانع ذكر خدا را نام ببريد.
4- دوستان گمراه چگونه انسان را از ياد خدا باز مىدارند؟
5- يك آيه درباره نكوهش ترك ياد خدا بنويسيد.
درس دهم: پرهيز از ريا
پرهيز از ريا
قبولى اعمال انسان در پيشگاه خداى سبحان، به نيّت وقصد خالص وابسته است.
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«انَّمَا الْاعْمالُ بِالنِّيَّاتِ»[1]
همانا ارزش كارها به نيّتهاست.
على عليهالسلام فرمود:
«تَقَرُّبُ الْعَبْدِ الَى اللَّهِ سُبْحانَهُ بِاخْلاصِ النِّيَّةِ»[2]
نزديك شدن بنده به خداى سبحان به سبب خالص كردن نيت اوست.
[1]- بحارالانوار، ج 70، ص 211، اسلاميه
[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 3، ص 279
آنچه كه اخلاص و پاكى نيت را از بين مىبرد و در نتيجه، عمل را باطل مىسازد، ريا و خودنمايى است كه در اين درس به شرح آن خواهيم پرداخت.
تعريف ريا
ريا در لغت تظاهر به كار خوب است و در اصطلاحِ علم اخلاق، به معناى نشان دادن كارهاى خوب و پسنديده به مردم براى يافتن اعتبار و منزلت در دل آنهاست.[1]
نكوهش ريا در اسلام
اسلام رياكارى و خودنمايى را بويژه در اعمال عبادى نكوهش كرده است. قرآن كريم مى فرمايد:
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ، الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ، الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ ...»[2]
واى بر آن نمازگزارانى كه از نماز خود غافلند آنان كه رياكارند ....
درجاى ديگر نيز وقتى اوصاف منافقان را بيان مىكند، مىفرمايد:
«وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا»[3]
چون به نماز برخيزند، با تنبلى برخيزند وبراى نشان دادن به مردم نماز مىخوانند و جز اندكى خدا را ياد نمىكنند.
قرآن كريم، عمل ريا كارانه را به خاكى تشبيه كرده كه بر روى سنگ صافى نشسته
[1]- محجةالبيضا، ج 6، ص 148
[2]- ماعون، آيه 4- 6
[3]- نساء، آيه 142
است و باران تندى بر آن ببارد و خاك را از روى آن سنگ بشويد، بطورى كه ديگر قدرت جمع كردن ذرات آن خاك نباشد و چيزى از آن باقى نماند. حال رياكار نيز چنين است. او كارى انجام داده كه عمقى ندارد بلكه ظاهرى فريبنده دارد، ولى بزودى واقعيت عمل خود را خواهد ديد كه آن چنان از بين رفته كه چيزى از آن باقى نمانده است و به تعبيرى بى اثر شده است مىفرمايد:
«... كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا ....»[1]
مانند آن كس كه مالش را براى نشان دادن به مردم، انفاق مىكند و به خداوند و روز جزا، ايمان ندارد، مَثَل او همانند سنگ صافى است كه خاك روى آن بوده، رگبارى به آن رسد و آن را (بشويد و) صاف به جاگذارد (رياكاران) بر حفظ آنچه كردهاند توانايى ندارند (واز آن بهرهاى نمىبرند).
رياكار كيست؟
رياكار كسى است كه ظاهرى فريبنده داشته و حالتى چون پارسايان به خود مىگيرد، ولى باطنش آلوده و زشت است. او اعمالى همچون نماز، روزه، ذكر خدا، تلاوت قرآن، انفاق و ساير وظايف عبادى را براى نشان دادن به مردم انجام مىدهد واز ستايش و تعريف ديگران خرسند مىشود. حضرت على عليهالسلام فرمود:
«الْمُرائى ظاهِرُهُ جَميلٌ وَباطِنُهُ عَليلٌ»[2]
رياكار، ظاهرش زيبا و اندرونش معيوب است.
[1]- بقره، آيه 264
[2]- ميزان الحكمه، ج 4، ص 22
همراهان ريا
ريا با برخى از خصلتهاى ناپسند وانحرافات اخلاقى ديگر همراه است كه در زير بدان اشاره مىكنيم.
الف- شرك خفى:
ريا از شاخههاى شرك خفى است؛ زيرا رياكار، در واقع، اعمالش را براى غير خدا انجام مىدهد و درونش آلوده به شرك است. رسول خدا صلىالله عليه و آله فرمود:
«آنچه بيش از هر چيز براى شما از آنبيم دارم، شرك اصغر است. پرسيدند: اى رسول خدا! شرك اصغر چيست؟ فرمود: ريا. روز قيامت وقتى خداوند پاداش اعمال بندگان را مىدهد به رياكاران، مىفرمايد: برويد نزد كسانى كه در دنيا براى آنها خودنمايى مىكرديد، آيا نزد آنان ثواب و پاداش اعمالتان را مىيابيد؟»[1]
ونيز آن حضرت فرمود:
«روز قيامت شخص رياكار را خطاب مىكنند: اى بدكار! اى نيرنگ باز، اى رياكار! عملت گم شد و اجرت باطل گشت، برو مزدت را از همان كس كه عملت را براى او انجام مىدادى بگير.»[2]
ب- نفاق:
رياكار در درجهاى از نفاق قرار دارد. شخص رياكار و منافق هر دو در ظاهر، دم ازخدا مىزنند، ولى در باطن، دل به غير خدا بستهاند خداوند درباره منافقان مىفرمايد:
«يُراؤُنَ النَّاسَ ...»[3]
منافقان براى مردم خودنمايى مىكنند (واهل ريا وتزويرند).
[1]- سفينةالبحار، ج 1، ص 499
[2]- بحارالانوار، مجلسى، ج 69، ص 303، بيروت
[3]- نساء، آيه 142
ج- كوردلى و كم خردى:
رياكار به علّت كار براى غير خدا، از حق برگشته و به باطل گرويده است و اين بيانگر كوردلى اوست. از امام علىعليه السلام پرسيدند: چه كسى كور و نابيناست؟ پاسخ داد: آن كه براى غير خداكار كند.[1]
امام باقر عليهالسلام فرمود:
«ميان حق و باطل، چيزى جز كم خردى وجود ندارد. پرسيدند: چگونه اى فرزند رسول خدا (ص)؟ فرمود: بنده عملى انجام مىدهد كه مورد نظر خداست، ولى او غير خدا را در نظر دارد در صورتى كه اگر نيّتش خالص بود، (علاوه بر رضايت خدا) آنچه را كه در نظر داشت، زودتر به او مىرسيد.»[2]
نشانههاى ريا كار
بر اساس روايات اهل بيت عليهم السلام شخص رياكار، نشانههايى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
رياكار وقتى كه تنهاست، در انجام عبادات و تكاليف الهى تنبل و كسل است، ولى درميان مردم با نشاط و پركار است؛ زيرا انگيزه او در عمل، خودنمايى و جلب نظر مردم است.
على عليهالسلام فرمود:
«لِلْمُرائى ارْبَعُ عَلاماتٍ: يَكْسَلُ اذاكانَ وَحْدَهُ، وَيَنْشَطُ اذا كانَ فِى النَّاسِ، وَيَزيدُ فِى الْعَمَلِ اذا اثْنى عَلَيْهِ، وَيَنْقُصُ مِنْهُ اذالَمْ يُثْنَ عَلَيْهِ»[3]
رياكار چهار علامت دارد: 1- وقتى تنهاست تنبل و كسل است 2- درميان مردم با نشاط و پركار است. 3- هرگاه مورد ستايش قرار گيرد دركار خود افزايش مىدهد. 4- چنانچه مورد ستايش قرار نگيرد از آن مىكاهد.
[1]- ميزان الحكمه، ج 4، ص 34
[2]- بحارالانوار، ج 69، ص 299
[3]- شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 2، ص 180، بيروت
گويند شخصى رياكار، شبى براى عبادت به مسجد رفت، نيمه شب صدايى شنيد. به تصوّر اينكه انسانى وارد مسجد شده و عبادت و اطاعت او را نظاره مىكند، عبادت خود را با سوز و گداز بيشترى ادامه داد. بامداد كه هوا روشن شد، ديد براى سگى خودنمايى كرده است كه از ترس سرما وارد مسجد شده و در گوشهاى خزيده است. در اين هنگام، عرق شرم بر پيشانىاش نشسته، خود را ملامت كرد كه چگونه شبى را تاصبح، براى جلب نظر يك سگ، به عبادت پرداخته است؟![1]
پيامدهاى ريا
ريا و خودنمايى پيامدهاى نامطلوبى براى انسان دارد كه به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
الف- پذيرفته نشدن عمل:
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«انَّ اللَّهَ لا يَقْبَلُ عَمَلًا فيهِ مِثْقالُ ذَرَّةٍ مِنْ رِئاءٍ»[2]
خداوند عملى را كه هم وزن ذرهاى ريا، درآن باشد، نمىپذيرد.
ب- واگذارى به ديگران:
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«ايَّاكَ وَالرِّياءَ فَانَّهُ مَنْ عَمِلَ لِغَيْرِاللَّهِ وَكَّلَهُ اللَّهُ الى مَنْ عَمِلَ لَهُ»[3]
از ريا بپرهيز؛ زيرا هر كه براى غير خدا كارى كند، خداوند او را به همان كس واگذارد.
ج- دورى از رحمت الهى:
رسول خدا صلىالله عليهوآله فرمود:
فرشتگان، عمل بندهاى را با خوشحالى نسبت به آن، بالا مىبرند و از تمام موانع
[1]- قلب سليم، عبدالحسين دستغيب، ص 384
[2]- ميزان الحكمة، ج 4، ص 25
[3]- همان مدرك، ص 24
مىگذرند، تا به پيشگاه خدا مىرسند وگواهى مىدهند كه او عمل صالح انجام داده است.
خداوند مىفرمايد: شما حافظ عمل (ظاهرى) بنده من هستيد، ولى من به ضمير و باطن او آگاهم كه با اين عمل مرا قصد نكرده است. لعنت من بر او باد! (يعنى از رحمت من دور باد!)[1]
د- ورود به جهنم:
رسول خدا (ص) فرمود:
(در روز قيامت) دستور مىدهند، مردانى را در آتش افكنند ... (وقتى وارد جهنم شدند) نگهبان جهنم، خطاب به آنان مىگويد: اى بدبختها! مگر شما چه كردهايد؟ پاسخ مىدهند: ما براى غير خدا، كار مىكرديم و به ما گفته شد: پاداشتان را از كسى كه برايش كار كرديد، دريافت كنيد.[2]
پيشگيرى و درمان
هرگاه بندهاى به زيانِ ريا پى برد و جايگاه اخروى خود را بداند و به عذاب، سرزنش و خوارى خود اطلاع پيداكند و مقامى را كه از راه رياكارى با مردم كسب كرده، با مقام از دست رفته خود نزد خدا و دورى از رحمت الهى و محروميت از ثواب اخروى مقايسه كند، بدون شك از رياكارى دست بر مىدارد.
درمورد پيشگيرى و درمان ريا لازم است راههاى زير مورد توجه انسان قرار گيرد:
1- پناه بردن به خدا و تقاضاى هميشگى مدد الهى براى نجات از ريا.
2- انجام كارهاى استحبابى در خفاء و به صورت پنهانى.
3- ابراز نكردن كارهاى خيرى كه انسان براى ديگران انجام مىدهد.
4- منّت نگذاردن براى انجام كار خير بر كسى كه كار به نفع اوست.
[1]- ميزان الحكمة، ج 4، ص 24
[2]- بحارالانوار، ج 69، ص 296، بيروت