بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 123

از فراق مسلم (ع) تظاهر به گريه وزارى و بى تابى كرده، با اصرار ملاقات با مسلم را درخواست كند. او نيز چنين كرد چند روز متوالى به مسجد رفت و بااظهار علاقه به ديدار حضرت مسلم (ع) از فراقش گريست، بگونه‌اى كه موفق شد مسلم بن عوسجه را بفريبد.

سپس با اداى اين سوگند دروغ كه مخفيگاه را به هيچ كس نخواهد گفت، وى را متقاعد ساخت كه به ديدار حضرت مسلم (ع) بروند.[1]

بدين ترتيب، مخفيگاه به وسيله عوامل اطلاعاتى دشمن و بر اثر كم توجهى دوست افشا شد و سرانجام مسلم و هانى توسط عبيدالله دستگير شده، به شهادت رسيدند.

چگونه اسرار را حفظ كنيم؟

براى حفظ اسرار لازم است، به نكات زير توجّه شود:

1- توجه به فوايد راز دارى و ارزش آن. چنانچه بعضى از احاديث در اين‌باره بيان شد.

2- توجه به زيانهاى افشاى اسرار. اين ضررها از آنجا ناشى مى‌شود كه عوامل دشمن يا افراد كم صلاحيت، اخبار مهم و با ارزش را آگاهانه يا ناآگاهانه، مستقيم يا غير مستقيم در دسترس دشمن قرار مى‌دهند.

على عليه‌السلام فرمود: تمام خير دنياو آخرت دركتمان اسرار و همنشينى با خوبان، و تمام شرّ در پخش اسرار و همنشينى با اشرار است.[2]

3- ايمان وتقوا. از ديگر عوامل حفظ اسرار، ايمان و تقواى افراد است. كسانى كه از ايمان و تقواى بالايى برخوردارند، در حفظ اسرار كوشاترند و ايمان وتقوا آنها را در نگهدارى اسرار كمك مى‌كند.

4- حساب روز قيامت. انسان با اين اعتقاد كه در برابر كليه اعمال و گفتار خود مسؤول است و بايد در پيشگاه خداى سبحان جوابگو باشد، مى‌بايست به زيانهاى ناشى از افشاى اسرار مانند ريخته شدن خون بى گناهان، به خطر افتادن جان و مال مسلمانان، تضعيف حكومت اسلامى ومانند آن بينديشد و كوشش كند كه تمام كردارش حساب‌شده باشد.

[1]- ارشاد، شيخ مفيد، ص 207

[2]- سفينة البحار، ج 2، ص 469


صفحه 124

^ خلاصه درس‌

پيشوايان اسلام، راز گفتن بازن، سخن چين، نادان، احمق، خائن، برده و مانند اينها را نهى كرده‌اند.

عوامل افشاى اسرار عبارتند از: ناآگاهى، تهديد، تطميع، ملاحظات دوستانه و خودنمايى.

در اسلام كاوش عيب ديگران و پرده از عيب آنان برداشتن نيز همچون افشاى اسرار نكوهش شده است.

حفظ اسرار نظامى در شمار عوامل تعيين كننده براى تحقق پيروزى در جنگ است. براى حفظ اسرار لازم است، به فوايد رازدارى و ارزش آن و زيانهاى افشاى راز توجه كنيم و درتقويت ايمان و تقوا بكوشيم و به ياد سؤال و حساب روز قيامت باشيم.

^ پرسش‌

1- راز را به چه كسى نبايد گفت؟

2- عوامل افشاى اسرار را بيان كنيد.

3- آيه و روايتى درباره كاوش بيجا بنويسيد.

4- جريان حضرت مسلم و ارتباط آن را با اسرار نظامى بيان كنيد.

5- چگونه اسرار را حفظ كنيم؟


صفحه 125

درس سى ويكم: سخن چينى‌

صلح و صفا از اركان اصلى جامعه انسانى است و رشته صميميت، محبت، يكدلى و پيوند ميان انسانها را محكمتر مى‌كند. از طرف ديگر، آنچه ميان انسانها را به هم بزند وآنان را نسبت به يكديگر بدبين كرده، الفت و علاقه آنها را از بين ببرد، زشت و ناپسند است و مورد تنفر انسانها بوده، با سرشتشان نيز سازگار نيست.

ازجمله كارهايى كه پيوندهاى جامعه انسانى را در هم مى‌ريزد و آشوب و فتنه بر پا مى‌كند، «نمامى» يا «سخن چينى» است كه از نظر عقل، زشت وناپسند بوده، اسلام از آن نهى كرده و طينت انسانهاى پاك نيز آن را نمى‌پسندد.

سخن چينى، يعنى نقل خبر همراه بابد گويى و دروغ پردازى.[1]

انسان سخن چين كه بد ذات و بد طينت است، درمجالس و محافل سراپا به گوش مى‌نشيند؛ سپس به دنبال اغراض نابخردانه، آن سخنان را بگونه‌اى دلخواه در گوشه وكنار نقل مى‌كند و بين افراد جامعه، «تفرقه افكنى» و «دو به هم زنى» مى‌كند.

[1]- ر. ك. مفردات الفاظ القرآن- المنجد


صفحه 126

افراد جامعه اسلامى بايد با يكديگر متحد، منسجم، مهربان و مأنوس باشند و بهترين مسلمان كسى است كه اين الفت و وحدت را شدّت بخشد و بى خاصيت ترين آنها كسانى هستند كه با مردم انس نگرفته، الفت و يكپارچگى آنهارا رعايت نكنند.

رسول اكرم (ص) فرمود:

«الْمُؤْمِنُ عِزٌّ كَريمٌ وَالْفاجِرُ خَبٌّ لَئيمٌ و خَيْرُ الْمُؤْمِنينَ مَنْ كانَ مَأْلَفَةً لِلْمُؤْمِنينَ وَلا خَيْرَ فيمَنْ لا يُؤْلَفُ وَلا يَأْلِفُ»[1]

مومن، شريف و بزرگوار است و گنهكار خسيس و پست و بهترين مؤمن كسى است كه مايه الفت مؤمنان است و كسى كه انس نپذيرد و الفت نگيرد، خيرى دراو نيست.

دشمنى و تفرقه، نتيجه سخن چينى‌

«دو به هم زنى» و «تفرقه افكنى» مهمترين نتيجه «سخن چينى» است بيشتر جاهايى كه آتش تفرقه شعله‌ور است. و زبانه‌هاى آن، قربانيان متعددّى مى‌گيرد وخانواده‌هاى بسيارى را متلاشى مى‌كند، آتشگيره آن، زبان سخن چين و هيزم آن سخنانى است كه بر زبان جارى مى‌كند.

ميان دو كس جنگ چون آتش است‌

سخن چين بدبخت هيزم كش است‌[2]

اميرمؤمنان على عليه‌السلام فرمود:

«شِرارُكُمْ الْمَشَّاؤُونَ بِالنَّميمَةِ الْمُفَرِّقُونَ بَيْنَ الْاحِبَّةِ الْمُبتَغُونَ لِلْبُرَاءِ الْمَعايِبَ»[3]

[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 265، بيروت

[2]- گلستان سعدى، ص 175، فى المطبعة المصباحى

[3]- اصول كافى، ج 2، ص 274، اسلاميه


صفحه 127

بدترين شما سخن چينانند كه ميان دوستان جدايى مى‌افكنند و در صدد عيب تراشى از پاكان هستند.

در سخن ديگر فرمود:

«ايَّاكُمْ وَالنَّمائِمَ فَانَّها تُورِثُ الْضَغائِنَ»[1]

از سخن چينى ها بپرهيزيد كه كينه‌ها به بار مى‌آورد.

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

«ايَّاكَ وَالنَّميمَةَ فَانَّها تَزْرُعُ الشَّحْناءَ فى‌ قُلُوبِ الرِّجالِ»[2]

از سخن چينى بپرهيز كه دشمنى زيادى در دل مردان مى‌كارد.

سفارش پيامبر (ص) به ابوذر

از ابوذر نقل شده است كه پيامبر (ص) به من سفارشهايى نموداز آن جمله فرمود:

اى ابوذر! «قتات» داخل بهشت نمى‌شود. پرسيدم: اى رسول خدا! قتات يعنى چه؟

فرمود: يعنى سخن چين.

اى ابوذر! سخن چين در آن دنيا از عذاب خداوند راحتى نيابد. اى ابوذر! هر كس در اين جهان داراى دو چهره و دو زبان باشد او در آتش داراى دو چهره است (وعذاب دوگانه مى‌بيند).

اى ابوذر! هر مجلسى، امانتى است و بر ملاكردن راز برادرت خيانت است. پس از اين كار بپرهيز واز مجلس طعنه زنى و عيبجويى اجتناب كن.[3]

[1]- بحارالانوار، ج 68، ص 293

[2]- همان مدرك، ج 75، ص 204، بيروت

[3]- وسائل الشيعه، ج 8، ص 617


صفحه 128

انگيزه‌هاى سخن چينى‌

عمده‌ترين عواملى كه سبب آلوده شدن انسان به اين عمل زشت مى‌گردد به شرح زير است:

1- بدنام و بى‌ارزش كردن گوينده سخن. سخن چين براى اينكه كسى رانزد ديگران بدنام كند و او را از چشم آنان بيندازد سخن او را برايشان نقل مى‌كند و سعى مى‌كند باعث تنفر و بيزارى شنوندگان از گوينده اصلى گردد.

2- بدنام كردن كسانى كه سخن گوينده اصلى درباره آنان است. يعنى سخن چين با نقل و اشاعه سخن وى به دليل موقعيت و اعتبارى كه گوينده اصلى سخن در نزد شنوندگان دارد، مى‌خواهد كسانى را بدنام كند كه سخن درباره آنان گفته شده است.

3- فرصت طلبى و جاه طلبى. سخن چين گاهى براى جا كردن خود در دل ديگران، سخنانى كه درباره آنان گفته شده برايشان باز گو مى‌كند تا به شنونده بفهماند كه من طرفدار و دوستدار تو هستم.

4- لذت و تفريح: بعضى انسانها بجاى تفريح سالم و مشروع روبه تفريح و لذّت نامشروع ومخرّب مى‌نهند ويكى از تفريحات ناسالم كه مايه سرگرمى، بطالت و وقت گذرانى است، جلسات گفت و شنود بدون فايده و حكمت است، در اين مجالس غيبت، سخن چينى براى وقت كشى، نُقل مجالس است و سخن چين نقالى مى‌كند و به شيوه‌اى نادرست سرگرمى مى‌آفريند.

سزاى سخن چينى‌

اين عمل ناپسند كه در شرع مقدّس‌اسلام جزء گناهان كبيره شمرده شده است،[1]پيامدهاى نامطلوبى دارد كه تعدادى از آنها را در اينجا مى‌آوريم:

[1]- مكاسب، شيخ انصارى، ص 55


صفحه 129

1- دشمنى خدا و خلق.

رسول خدا (ص) فرمود:

«انَّ ابْغَضَكُمْ الَى اللَّهِ الْمَشَّاؤُونَ بِالنَّميمَةِ»[1]

دشمنترين شما نزد خدا، سخن چينانند.

اميرمؤمنان على عليه‌السلام فرمود:

«مَنْ سَعى بِالنَّميمَةِ حارَبَهُ الْقَريبُ وَمَغَتَهُ الْبَعيدُ»[2]

آنكه در زمينه سخن چينى تلاش كند نزديكان به جنگ او، و دوران به دشمنى‌اش بر خيزند.

2- پذيرفته نشدن دعا.

در خبر است كه قحطى بنى اسرائيل را فرا گرفت.

حضرت موسى (ع) چندين بار از خداوند باران طلب كرد، ولى باران نباريد. خداوند به آن حضرت وحى كرد كه دعاى تو و يارانت به اين دليل مستجاب نمى‌شود كه درميان شما شخص سخن چينى است كه بر اين كار اصرار مى‌ورزد.

حضرت موسى پرسيد: خدايا او كيست تا از ميان خود اخراجش كنيم؟ فرمود: اى موسى! من خود، شما را از سخن چينى برحذر مى‌دارم، چگونه راز او را بر ملاسازم؟

آنان دسته جمعى توبه كردند (كه سخن چين هم درميانشان بود) خدا نيز برايشان باران فرستاد.[3]

3- عذاب قبر وعالم برزخ:

پيامبر اسلام (ص) فرمود:

«مَنْ مَشى فى‌ نَميمَةٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ فى‌ قَبْرِهِ ناراً تُحْرِقُهُ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ»[4]

[1]- محجةالبيضا، ج 5، ص 275

[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 367

[3]- جامع السعادات، ج 2، ص 286، بيروت

[4]- وسايل الشيعه، ج 8، ص 618، بيروت


صفحه 130

هر كس براى دوبه هم زنى بين دو نفر قدمى بردارد، خداوند در گورش آتشى بر او مسلّط سازد كه تا قيامت اورا بسوزاند.

همچنين فرمود:

«در شب معراج زنى را ديدم كه سرش چون سرخوك و بدنش مانند الاغ بود وعذاب انبوهى او را احاطه كرده بود! شخصى پرسيد: به چه جرمى؟ پيامبر پاسخ داد به خاطر سخن چينى و دروغگويى‌اش.»[1]

4- برانگيخته شدن به شكل بوزينه:

رسول خدا (ص) فرمود: سخن چينان در روز قيامت به صورت بوزينه محشور مى‌شوند.[2]

5- حرام شدن بهشت بر شخص سخن چين:

امام باقر عليه‌السلام فرمود:

«الْجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى الْمُغْتابينَ وَالْمَشَّائينَ بِالنَّميمَةِ»[3]

بهشت بر غيبت كنندگان و سخن چينان حرام است.

برخورد با سخن چين‌

به سخن چين نبايد روى خوش نشان داد، بلكه بايد با او چنان برخورد كرد كه به خود اجازه ندهد، حرف ديگران را پيش شما نقل كند. در غير اين صورت، شريك جرم او شده، او را در كارش تشويق كرده‌ايد. اين را هم بايد دانست كه سخن چين همان طور كه سخن ديگران را نزد ما افشا مى كند، سخن ما را نيز پيش ديگران بر ملا مى‌سازد.

امام على عليه السلام فرمود:

«مَنْ نَقَلَ الَيْكَ نَقَلَ عَنْكَ»[4]

[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 264، بيروت

[2]- تفسير منهاج الصادقين، ج 10، ص 129

[3]- محجةالبيضا، ج 5، ص 276

[4]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 451