بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 154

الف- عداوت و كينه توزى:

يكى از انگيزه‌هايى كه انسان را به عيبجويى از ديگران، وا دار مى‌كند، عداوت و دشمنى است، چنان كه شاعر عرب مى‌گويد:

«وَ عَيْنُ الرِّضا عَنْ كُلِّ عَيْبٍ كَليلَةٌ

وَ لكِنَّ عَيْنَ السُّخْطِ تُبْدِى الْمَساوِياً»[1]

چشمى كه از روى خشنودى بنگرد، از ديدن هر عيبى، ناتوان است، ولى چشم خشم و ناخشنودى، بديها و زشتيها را ظاهر مى‌كند.

ب- غفلت از عيوب خويشتن:

كسانى كه تنهاديگران را تحت نظر بگيرند و مراقب اعمال و رفتار آنها باشند، تا نقطه ضعفى از آنان به دست آورند، درواقع از عيبهاى خود، غافل هستند. على‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«عَجِبْتُ لِمَنْ يُنْكِرُ عُيُوبَ النَّاسِ وَنَفْسُهُ اكْثَرُ شَىْ‌ءٍ مَعاباً وَلا يُبْصِرُها»[2]

تعجب ميكنم ازكسى كه از ديگران عيبجويى مى‌كند، در حالى كه خودش بيش از همه عيب دارد و آنها رانمى‌بيند.

حضرت على عليه‌السلام فرمود:

«لا تَتَبَّعَنَّ عُيُوبَ النَّاسِ فَانَّ لَكَ مِنْ عُيُوبِكَ انْ عَقَلْتَ ما يَشْغُلُكَ مِنْ انْ تَعيبَ احَداً»[3]

عيوب مردم را جستجو مكن، زيرا تو خود داراى عيوبى هستى كه اگر خردمندى كنى آن عيوب، تو را از عيبجويى ديگران باز مى‌دارد.

همچنين درجاى ديگر فرمود:

«مَنْ ابْصَرَ عَيْبَ نَفْسِهِ لَمْ يَعِبْ احَداً»[4]

[1]- جامع السعادات، ج 2، ص 278

[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 340

[3]- همان مدرك، ج 6، ص 292

[4]- همان مدرك، ج 5، ص 283


صفحه 155

كسى كه عيبهاى خود را ببيند، از ديگران عيبجويى نمى‌كند.

آن حضرت در وصيت به فرزندش امام حسين عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«اىْ بُنَىَّ مَنْ ابْصَرَ عَيْبَ نَفْسِهِ شَغَلَ عَنْ عَيْبِ غَيْرِهِ»[1]

فرزندم! كسى كه عيب خود را ببيند، از عيبجويى ديگران منصرف شود.

ج- فضل فروشى:

كسى كه مى‌خواهد برترى خود را نشان دهد ممكن است با عيبجويى از ديگران اظهار فضل كند.

[1]- بحارالانوار، ج 75، ص 47


صفحه 156

^ خلاصه درس‌

عيبجويى يكى از صفات نكوهيده است كه در قرآن و در روايات اسلامى به شدّت مورد نكوهش قرار گرفته حتى يكى از سوره‌هاى قرآن بدان اختصاص يافته است.

اين صفت ناپسند انگيزه‌هاى متعددى دارد از جمله عداوت وكينه توزى، غفلت از عيوب خويشتن و فضل فروشى.

^ پرسش‌

1- نظر اسلام را درباره عيبجويى با استفاده از دو آيه بيان كنيد.

2- معناى «هُمَزَه» و «لُمَزَه» را بنويسيد.

3- حضرت على (ع) به مالك اشتر چه فرمانى داده است؟

4- چهار انگيزه ازانگيزه‌هاى عيبجويى را بنويسيد.