سعدى مىگويد:
ابرو باد و مه و خورشيد و فلك دركارند
تا تونانى به كف آرى و به غفلت نخورى
همه از بهرتو سرگشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى
ج- آرزوهاى بلند:
رسول خدا صلىاللّه عليهو آله مىفرمايد:
«... انَّ اخْوَفَ ما اخافُ عَلَيْكُمْ خَصْلَتانِ: اتِّباعُ الْهَوى وَطُولُ الْامَلِ؛ امَّا اتّباعُ الْهَواى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَامَّا طُولُ الْامَلِ فَيُنْسِى الْاخِرَةَ»[1]
از دو خصلت بيش از هر چيز برشما بيم دارم: پيروى از هواى نفس وآرزوى دراز؛ اما پيروى از هواى نفس آدمى را از راه حق باز مىدارد واما آرزوى دراز آخرت را به باد فراموشى مىسپارد.
بنابراين يكى از مشغول سازندههاى انسان آرزوهاست.
[1]- بحارالانوار، ج 73، ص 162
^ خلاصه درس
برخلاف كسانى كه انسان و جهان را بى هدف مىدانند، اسلام براى انسان و جهان هدفى والا و ارزشمند قائل است.
از نظر قرآن، انسان از ساير مخلوقات الهى ارزشمندتر است و اين برترى به مناسبت قوه عقلانى و قدرت انتخاب و اختيار اوست و همين ويژگى است، كه وى را مسؤول اعمال و رفتارش قرار داده و اورا سزاوار اجر و پاداش، ياعذاب مىكند.
انسان مسؤول، يك لحظه از خود غافل نمىشود و از كارى كه موجب دورى او از خدا مىشود، پرهيز مىكند چرا كه قرآن آن را حرام كرده است.
لهو در لغت به معنى بازى و سرگرمى و در اصطلاح به هرچيزى گفته مىشود كه انسان را از هدفش باز دارد، لهو در آيات و روايات به مصاديق متعددى، اطلاق شده است.
قرآن كريم، ضمن آنكه مسلمانان را از لهو و اعمال ناشايست باز مىدارد، به بعضى از چيزهايى كه موجب لهو وغفلت انسان مىشود، اشاره كرده كه افزون طلبى- اموال و اولاد و آرزوهاى بلند از آن جمله است.
^ پرسش
1- ويژگيهايى كه انسان را مسؤوليت پذير مىكند چيست؟
2- به چه جهت قرآن كريم لهو ولعب را ممنوع كرده؟ با آيه يا روايتى بيان كنيد.
3- معناى لغوى و اصطلاحى لهو را بنويسيد.
4- مصاديق لهو و لعب را كه در آيات و روايات به آن اشاره شده، نام ببريد.
5- چه عواملى باعث غفلت و لهو مىشود؟
درس نوزدهم: چشم پاكى
در مكتب انسان ساز اسلام، پاكدامنى از ارزشهاى والاى انسانى به حساب مىآيد و درمقابل، بى عفتى و بى بند و بارى جنسى محكوم شده است. اسلام نخست با راهنمايى و هدايت، مسائل جنسى و شهوانى راكنترل وتعديل مىكند، مسلمانان را به عفاف و پاكدامنى فرا مىخواند، سپس با تدابير حكمت آميز واصولى زمينههاى انحراف را ازميان بر مىدارد. هم به پيروان خويش دستور مىدهد بى عفتى نكنند وهم از آنان مىخواهد كه اسباب لغزش و گناه ديگران را فراهم نكنند.
چشم چرانى، اوّلين قدم انحراف
گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسى «چشم چرانى» و نگاه به نامحرم است. نگاههاى آلوده، تخم شهوت را در دل بارور مىسازد و صاحبش را به فتنه وانحراف مبتلا مىكند.
حضرت صادق عليهالسلام فرمود:
«النَّظْرَةُ بَعْدَ النَّظْرَةِ تَزْرَعُ فِى الْقَلْبِ الشَّهْوَةَ وَ كَفى بِها لِصاحِبِها فِتْنَةً»[1]
چشمچرانى، تخم شهوت را در دل مىكارد و اين فتنه براى نگاهكننده كافىاست.
چشمان آلوده، كمينگاه شيطان
نگاه كردن به ناموس ديگران، خواست شيطان است. چشمانى كه تيرهاى آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب مىكند، محل كمين شيطان است.
شيطان ازكمان چشمهاى اوناموس ديگران را نشانه مىگيرد.
پيامبر خدا (ص) فرمود:
«النَّظْرَةُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهامِ ابْليسَ ...»[2]
نگاه (به نامحرم) تير زهر آلودى از تيرهاى شيطان است ....»
اميرمؤمنان (ع) فرمود:
«الْعُيُونُ مَصائِدُ الشَّيْطانِ»[3]
چشمها، كمينگاههاى شيطان است.
پس بايد مراقب چشمهاى خويش باشيم، تا شيطان از آن براى تخريب ايمان ما و ناموس مردم استفاده نكند.
سفارش قرآن به چشم پوشى ازنامحرم
امام باقر عليهالسلام فرمود:
[1]- روضة المتقين، ج 9، ص 434
[2]- بحارالانوار، ج 101، ص 38، بيروت
[3]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 1، ص 235
«جوانى از انصار در مدينه، با زنى برخورد كرد، در آن زمان، مقنعه زنها تا پشت گوششان را مىپوشاند (گوشها، گردن و صورت حجاب نداشت) جوان به آن زن خيره شد و چشم از او بر نداشت تا عبور كرد. همين طور كه با نگاه به پشت سرش آن زن را تعقيب مىكرد، وارد كوچه تنگى شد، در اين هنگام صورتش به استخوانى كه از ديوار بيرون زده بود برخورد و شكافت.
وقتى آن زن رفت، جوان به خود آمد و ديد خون از صورتش جارى است. با خود گفت: به خدا سوگند! نزد رسول خدا مىروم و اين ماجرا را با او در ميان مىگذارم.
جوان نزد پيامبر رفت. حضرت پرسيد اين چه وضعى است؟ او جريان را نقل كرد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد:[1]
«قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ»[2]
به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند، اين براى آنها پاكيزهتر است و خدا به آنچه مىكنند، آگاه است».
و پس از آن فرمود:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ ...»[3]
به زنان با ايمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند ....
پس خواست قرآن رعايت عفت عمومى براى زن و مرد است و اين كار ضرورى و واجب شمرده شده است:
«نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لّذت و چه بدون آن حرام است و نگاه كردن به صورت و دستها، اگر با قصد لذت باشد، حرام است، بلكه احتياط واجب آن است كه بدون قصد لذت هم نگاه نكنند و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم
[1]- فروع كافى، ج 5، ص 521
[2]- نور، آيه 30
[3]- نور، آيه 31
حرام است.»[1]
ارزش چشمان پاك
هر يك ازاعضاى بدن مومن نسبت به عبادت پروردگار متعال وظيفه خاصى بر عهده دارد كه اگر بدان وظيفه عمل كرد، ارزشمند است.
حضرت على عليهالسلام درباره مواظبت و حفاظت ازچشمها فرمود:
«لَيْسَ فِى الْبَدَنِ شَىْءٌ اقَلَّ شُكْراً مِنَ الْعَيْنِ فَلا تُعْطُوها سُؤْلَها فَتَشْغَلُكُمْ عَنْ ذِكْرِاللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»[2]
چيزى در بدن كم سپاستر ازچشم نيست، خواستهاش را ندهيد كه شما را از ياد خدا باز مىدارد.
رسول خدا (ص) چشمان با ارزش را اين گونه توصيف مىكند:
«كُلُّ عَيْنٍ باكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ الَّا ثَلاثَةُ اعْيُنٍ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ عَيْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللَّهِ وَ عَيْنٌ باتَتْ ساهِرَةً فى سَبيلِ اللَّهِ»[3]
همه چشمها روز قيامت گريانند جز سه چشم: چشمى كه از ترس خدا بگريد، چشمى كه از نامحرم فرونهاده شود، چشمى كه در راه خدا (و پاسدارى از كيان اسلام) شب زندهدار باشد.
نتايج پاك چشمى
چشمى كه به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب بركات زير مىگردد:
[1]- رساله حضرت امام خمينى( قدس سره)، مسأله 2440، انتشارات اسلامى
[2]- بحارالانوار، ج 101، ص 35
[3]- همان مدرك
1- ديدن شگفتيها، رسول خدا (ص) فرمود:
«غُضُّوا ابْصارَكُمْ تَرَوْنَ الْعَجائِبَ»[1]
چشمهايتان را (از نامحرم) بپوشانيد تا عجايب و شگفتيها را ببينيد.
2- راحتى قلب، امام على عليهالسلام فرمود:
«مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اراحَ قَلْبَهُ»[2]
آنكه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد، قلبش را راحت كرده است.
3- نيك خويى، همچنين آن حضرت فرمود:
«مَنْ غُضَّتْ اطْرافُهُ حَسُنَتْ اوْصافُهُ»[3]
كسى كه نگاههايش كنترل شود، صفاتش نيكو گردد.
4- پاداش الهى. امام صادق (ع) فرمود:
«مَنْ نَظَرَ الى امْرَأَةٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ الَى السَّماءِ اوْ غَمَضَ بَصَرَهُ لَمْ يَرْتَدَّ الَيْهِ بَصَرُهُ حَتَّى يُزَوِّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ الْعَينِ»[4]
هر كسى زنى را ببيند و (بلافاصله) ديدهاش را به آسمان بدوزد يا چشم فرو بندد، چشم باز نگرداند مگر خداوند حوريان بهشتى را به عقد او در آورد.
5- چشيدن شيرينى ايمان. پيامبر اسلام (ص) فرمود:
«النَّظَرُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهامِ ابْليسَ فَمَنْ تَرَكَها خَوْفاً مِنَ اللَّهِ اعْطاهُ اللَّهُ ايماناً
[1]- بحارالانوار، ج 101، ص 41
[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 449
[3]- ميزان الحكمه، ج 10، ص 7
[4]- بحارالانوار، ج 101، ص 37
يَجِدُ حَلاوَتَهُ فى قَلْبِهِ»[1]
نگاه (به نامحرم) تير زهر آلودى از تيرهاى شيطان است و هر كس آن را از ترس خدا ترك كند، خداوند چنان ايمانى به او عطا كند كه شيرينىاش را در دل خويش احساس كند.
قرآن و زيباترين داستان
قرآن كريم براى عبرت و راهنمايى مردم، داستانهاى گوناگونى را نقل كرده كه ميان همه آنها از داستان حضرت يوسف (ع) به عنوان «احسن القصص» يا زيباترين داستان ياد شده است. در اين داستان حضرت يوسف از زشت ترين عمل كه «خيانت به ناموس ديگران» است پرهيز كرده، با فراهم بودن تمام مقدمات با توجه به حضور و قدرت الهى، شهوت خود را كنترل كرده و از نامحرم چشم پوشيد و اين كارى بزرگ است كه تنها با كمك ايمان به پروردگار انجام پذير است.
قرآن مجيد حضرت يوسف (ع) را به عنوان قهرمان ميدان «عفاف» مطرح مىكند، تا جوانان مسلمان كه در پى قهرمانيابى و الگو پذيرى هستند، از يوسف (ع) كه شجاعترين مرد روزگار بود پيروى كنند؛ چرا كه حضرت رسول (ص) فرمود:
«اشْجَعُ النَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَواهُ»[2]
شجاعترين مردم كسى است كه بر خواهش نفسانيش چيره شود.
نكته شايان توجه در داستان حضرت يوسف (ع) استمداد از خداى سبحان و پناه بردن به قدرت سرمدى اوست كه هيچ چيز جز ايمان به پروردگار نمىتواند جلوى نفس سركش و غريزه نيرومند شهوت را بگيرد.
ازامير مؤمنان على عليهالسلام سؤال كردند:
[1]- بحارالانوار، ج 101، ص 38
[2]- نهج الفصاحه، پاينده، حديث 299، ص 58