بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 27

«بِما يُسْتَعانُ عَلى غَمْضِ الْبَصَرِ؟»

به كمك چه چيزى مى‌توان چشم از نامحرم پوشيد؟

پاسخ داد:

«بِالْخَمُودِ تَحْتَ السُّلْطانِ الْمُطَلِّعِ عَلى سَتْرِكَ»[1]

با خاموش كردن آتش شهوت، زير نظر قدرتمندى كه بر مخفى گاهت آگاه است.

عفت در برابر عفت‌

نكته ظريف ديگرى كه در مسأله «ناموس» نهفته است و روايات نيز آن را تائيد كرده‌اند اين است كه به هر دستى بدهى به همان دست پس مى‌گيرى، چنان كه فرموده‌اند:

«كَما تُدينُ تُدانُ»[2]

آن طور كه جزا دهى جزا بينى.

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

«در زمان حضرت موسى (ع) مردى با زنى زنا كرد وقتى به خانه خويش آمد، مردى با زن خود ديد. آن مرد را نزد حضرت موسى آورد و از او شكايت كرد. در آن لحظه جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت: هر كس به ناموس ديگران تجاوز كند به ناموسش تجاوز كنند.

حضرت موسى به آن دو فرمود: با عفت باشيد تا ناموستان محفوظ بماند.»[3]

بنابراين، مومن با غيرت هرگز به ناموس ديگران نگاه حرام نمى‌كند، چرا كه‌

[1]- بحارالانوار، ج 101، ص 411

[2]- فروع كافى، ج 5، ص 553

[3]- همان مدرك


صفحه 28

نمى‌خواهد كسى به ناموسش نظر بد داشته باشد.

هر كه باشد نظرش در پى ناموس كسان‌

پى ناموس وى افتد نظر بوالهوسان‌

شخصى از امام صادق (ع) پرسيد: آيا نگاه كردن به پشت سر زنهايى كه عبور مى‌كنند جايز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما اين گونه نگاه كنند، خوشنود مى‌شويد؟! آنگاه فرمود: براى مردم همان را بخواهيد كه براى خود مى‌خواهيد.[1]

خلوت با نامحرم‌

«اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتى باشند كه كسى در آنجا نباشد در حالى كه ديگرى هم نتواند وارد شود چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند، بايد از آنجا بيرون بروند.»[2]

يكى ديگر از راههاى پيشگيرى از انحراف اين است كه مومن با نامحرم درجاى خلوت اجتماع نكند، چرا كه دور از چشم مردم، زمينه لغزش وانحراف فراوان است.

پيامبر (ص) فرمود:

«مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْاخِرِ فَلا يَبيتَ فى‌ مَوْ ضِعٍ تُسْمَعُ نَفَسُ امْرَأَةٍ لَيْسَتْ لَهُ بِمَحْرَمٍ»[3]

آن كه به خدا و روز جزا ايمان دارد نبايد در جايى بخوابد كه صداى نفس زن نامحرم شنيده مى‌شود.

امير مؤمنان على عليه‌السلام فرمود:

«لا يَخْلُوا بِامْرَأَةٍ رَجُلٌ، فَما مِنْ رَجُلٍ خَلا بِامْرَأَةٍ الَّا كانَ الشَّيْطانُ ثالِثَهُما»[4]

[1]- مستدرك الوسايل، ج 2، ص 555

[2]- رساله توضيح المسائل امام خمينى( ره)، مسآله 2452

[3]- بحارالانوار، ج 101، ص 50

[4]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 553


صفحه 29

هيچ مردى با زنى (نامحرم) خلوت نكند. اگر مردى با زن بيگانه‌اى خلوت كند، سوّمى آن دو شيطان است.

همچنين فرمود:

«ثَلاثَةٌ مَنْ حَفِظَهُنَّ كانَ مَعْصُوماً مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ وَمِنْ كُلِّ بَليَّةٍ: مَنْ لَمْ يَخْلُ بِامْرَأَةٍ لا يَمْلِكُ مِنْها شَيْئاً ...»[1]

هر كس سه چيز را رعايت كند، ازدست شيطان رانده شده و از هر گرفتارى در امان خواهد ماند: اوّل اينكه با زن نامحرم خلوت نكند ....

سزاى چشم ناپاك‌

علاوه بر ابتلا به مثل آنچه فرد انجام داده كه خود به خود در مسائل ناموسى انجام مى‌گيرد، چشم «ناپاك حيران» ازعذاب و شكنجه الهى نيز بى نصيب نمى‌ماند.

رسول خدا (ص) فرمود:

«مَنْ مَلَاءَ عَيْنَيْهِ مِنْ امْرَأَةٍ حَراماً حَشاهُمَااللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ بِمَساميرَ مِنْ نارٍ وَحَشا هُما ناراً حَتَّى يَقْضِىَ بَيْنَ النَّاسِ ثُمَّ يُؤْمَرُ بِه‌ الَى النَّارِ»[2]

آن كه چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پركند، روز قيامت، خداوند چشمانش را با ميخهاى آتشين و از آتش پركند، تا وقتى كه به حساب مردم رسيدگى شود، سپس امر مى‌شود او را به جهنم ببرند.

هشدارى ديگر

اسلام براى پاكدامنى پيروان خويش حتى شنيدن سخنان نامحرم را نيز اگر از روى‌

[1]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 553

[2]- ثواب الاعمال، ص 338


صفحه 30

غرض باشد، ممنوع كرده است. اين خود هشدارى بجا و حساب شده است كه تماس نامشروع بانامحرمان به هيچ عنوان وازهيچ راهى حاصل نشود البته رويارويى جدّى و ضرورى و بدون هيچ گونه غرض، آنهم با حجاب كامل اسلامى و با رعايت ادب وساير مسايل اخلاقى اشكالى ندارد.

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

«لِكُلِ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ ادَمَ خَطّاً مِنَ الزِّنا فَالْعَيْنُ زِناهُ النَّظَرُ وَاللِّسانُ زِناهُ الْكَلامُ وَالْأُذْنانِ زِناهُمَا السَّمْعُ ....»[1]

(در مورد رابطه نامشروع) براى هر عضوى از آدمى سهمى از زناست. زناى چشم، نگاه كردن، زناى زبان، سخن گفتن و زناى گوشها، شنيدن (سخن نامحرم) است.

همچنين درباره شوخى كردن با نامحرم فرمود:

«مَنْ فاكَهَ بِامْرَأَةٍ لا يَمْلِكُها حُبِسَ بِكُلِّ كَلِمَةٍ كَلَّمَها فِى الدُّنْيا الْفَ عامٍ فِى النَّارِ ...»[2]

هر كسى با زن نامحرمى شوخى كند براى هر كلمه‌اى كه با او در دنيا سخن گفته، هزار سال در جهنم زندانى مى‌شود.

يك راه حل‌

امير مؤمنان على عليه‌السلام براى گريز از خطر آلوده شدن و رهايى از دام شيطان، هنگام روبه رو شدن با نا محرم، اين گونه رهنمود مى‌دهد:

اگر يكى از شما زنى را ديد و خوشش آمد، چشم از او برداشته، نزد همسر خود

[1]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 554

[2]- ثواب الاعمال، ص 334


صفحه 31

رود كه آنچه او ديده است، همسرش نيز دارد ومواظب باشد كه شيطان را بر دل خويش راه ندهد و آن كه متاهل نيست، دوركعت نماز بخواند و خدا را زياد سپاس گويد و صلوات بر پيامبر و خاندانش فرستد، آنگاه از فضل خدا بخواهد و خدا نيز با رحمت خويش، او را از راه مباح بى نياز مى‌گرداند.[1]

به اميد آنكه با يارى خداوند، تمام اعضاى خويش را از آلوده شدن حفظ كنيم و عفت و پاكدامنى بر جامعه اسلامى سايه گستر باشد.

ان شاءاللّه‌

[1]- تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 589


صفحه 32

^ خلاصه درس‌

در دين مقدّس اسلام، پاكدامنى يكى از ارزشهاى والاى انسانى به حساب مى‌آيد و در مقابل، بى عفتى و بى بند و بارى جنسى ممنوع است.

چشم چرانى، اولين قدم انحراف و گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسى است.

قرآن مجيد، زن و مرد مؤمن را سفارش به چشم فرو نهادن از نامحرم مى‌كند و خواست قرآن عفت عمومى در كل جامعه است.

هر يك از اعضاى بدن وظيفه خاصى بر عهده دارد كه اگر بدان وظيفه عمل كند ارزشمند است، چشم انسان آن گاه ارزشمند است كه نه تنها به حرام نيفتد، بلكه ازترس خدا بگريد و در راه خدا بيدارى بكشد.

چشم پاكى سبب بركات زيادى مى‌گردد كه ديدن شگفتيها، راحتى قلب، نيك خويى و پاداش الهى از آن جمله است.

در مورد مسائل ناموسى انسان به هر دستى كه بدهد به همان دست پس مى‌گيرد چنانچه در روايات آمده است: آنطور كه جزا دهى جزا بينى.

علاوه بر ابتلاء به مثل كه خود به خود در مسائل ناموسى انجام مى‌گيرد، چشم ناپاك از عذاب و شكنجه الهى نيز بى نصيب نمى‌ماند.

^ پرسش‌

1- چرا از نظر اسلام نگاه به نامحرم حرام است؟ با ذكر يك روايت شرح دهيد.

2- نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم در چه صورت حرام است؟ حكم مسأله را بطور مشروح بنويسيد.

3- بركاتى كه در اثر چشم پوشى از حرام، نصيب انسان مؤمن مى‌شود، چيست؟

4- رسول گرامى اسلام چه كسى را شجاعترين مردم قلمداد كرده است؟


صفحه 33

درس بيستم: تواضع‌

مفهوم تواضع‌

تواضع آن است كه انسان، خود را از كسانى كه در جاه و مقام از او پايين‌ترند، برتر نداند ونيز به معناى شكسته نفسى و افتادگى آمده است كه آدمى خود را از ديگران بالاتر نبيند.[1]

ريشه تواضع «وضع» است به معناى خويش را كوچك نشان دادن، در مقابل «تكبر» كه‌خود را بزرگ دانستن است.[2]

تواضع و ذلّت پذيرى‌

بايد توجه داشت كه مفهوم تواضع به معناى كوچكى كردن و به ديگران ارج نهادن است، نه آنكه تواضع خود را خوار كردن و زير بار ذلّت رفتن باشد. تواضع‌

[1]- لغت نامه دهخدا، واژه تواضع و معراج السعاده، باب چهارم، صفت پانزدهم

[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 118


صفحه 34

اقدامى است كه انسان داوطلبانه در برابر ديگران به خاطر امتيازاتى كه در آنان احساس مى‌كند، انجام مى‌دهد، ممكن است فردى خود را در برابر ديگران از جهتى يا جهاتى داراى امتياز ببيند، براى اينكه مبادا به غرور و تكبر مبتلا شود بايد به جهات امتياز خود توجه نكند، بلكه به امتيازهاى ديگران، حتى احتمال پاره‌اى امتيازات در آنان توجه كند و به خاطر همان جهات امتياز، فروتنى كند؛ اما ذلّت امرى است كه معمولًا ازناحيه ديگران تحميل مى‌گردد و در ذلّت، فردِ ذّلت پذير تحقير مى‌شود، اگر تواضع با ذلت همراه شود، مردود است.

تواضع در قرآن‌

ايمان و اعتقاد به خدا، تمام شؤون زندگى انسان مؤمن را در بر مى‌گيرد. آن گونه كه آثار بندگى خدا در رفتار و گفتار او آشكار مى‌شود. يكى از برجستگيهاى اخلاقى كه قرآن كريم در وصف بندگان خدا بيان كرده، رفتار متواضعانه آنان است:

«وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»[1]

بندگان خداى رحمان كسانى‌اند كه با تواضع روى زمين راه مى‌روند و چون نادانان خطابشان كنند سخن نرم و مسالمت جويانه گويند.

خداوند سبحان به رهبر اسلام چنين سفارش مى‌كند:

«وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»[2]

در برابر هر يك از مؤمنان كه از تو پيروى مى‌كند، فروتنى كن.

همچنين در كنار وظايف متعددى كه براى فرزندان نسبت به پدر و مادر ذكر كرده،

[1]- فرقان، آيه 63

[2]- شعرا، آيه 215