بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 35

فرموده است:

«وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ»[1]

در برابر شان، از روى مهربانى، شانه‌ها را فرو انداز (تواضع كن).

چند روايت پيرامون تواضع‌

پيشوايان اسلام در سخنان متعددّى ارزش تواضع را بيان كرده و حد و مرزش را تعيين نموده‌اند.

امام رضا عليه‌السلام پيرامون حدّ تواضع چنين فرموده است:

«تواضع درجاتى دارد، از آن جمله، انسان قدر خويش را بشناسد و با دلى سالم در جايگاه خود نشيند، دوست نداشته باشد به سوى كسى رود، مگر چنان كه به سويش آيند. (با مردم چنان كه دوست دارد بااو رفتار شود رفتار كند) اگر بدى بيند، آن را با نيكى بپوشاند. فرو خورنده خشم و درگذرنده از (لغزش) مردم باشد و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.»[2]

در اين راستا امام صادق عليه‌السلام فرمود:

«از تواضع است كه در نشستن به پايين مجلس راضى باشى و باهركس روبه رو شدى، سلام كنى، نزاع ومجادله را ترك گويى، گرچه حق با تو باشد، و دوست نداشته باشى كه به خاطر تقوايى كه دارى تو را ستايش كنند.»[3]

رسول اكرم صلّى‌الله عليه‌وآله تواضع را سبب رفع ستم از جامعه دانسته، مى‌فرمايد:

«تَواضَعُوا حَتَّى لا يَبْغى احَدٌ عَلى احَدٍ»[4]

نسبت به يكديگر فروتن باشيد تا كسى بر ديگرى ستم روا ندارد.

نقل شده است كه روزى آن حضرت به يارانش فرمود: چرا شيرينى عبادت را در

[1]- اسراء، آيه 24

[2]- اصول كافى، ج 2، ص 101، اسلاميه

[3]- همان مدرك، ص 100

[4]- ميزان الحكمة، ج 10، ص 508


صفحه 36

شما نمى‌بينم! پرسيدند: شيرينى پرستش چيست؟ فرمود: فروتنى.[1]

حضرت امير سلام‌الله‌عليه نيز فروتنى را از بزرگترين عبادتها شمرده و فرموده است:

«عَلَيْكَ بِالتَّواضُعِ فَانَّهُ مِنْ اعْظمَ الْعِبادَةِ»[2]

بر تو باد به تواضع، كه از بزرگترين عبادتهاست.

آثار تواضع‌

اين صفت زيباى انسانى آثار نيكو و گرانقدرى دارد كه به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

1- مايه سربلندى است. رسول اكرم صلى الله عليه‌وآله فرمود:

«انَّ التَّواضُعَ لا يَزيدُ الْعَبْدَ الَّا رَفْعَةً فَتَوا ضَعُوا يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ»[3]

فروتنى‌جزبر سربلندى بنده‌نيفزايد، پس تواضع كنيد، خدايتان شما رارحمت‌كند.

حضرت عيسى (ع) فرمود:

«طُوبى لِلْمُتَواضِعينَ فِى الدُّنْيا هُمْ اصْحابُ الْمَنابِرِ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[4]

خوشا به حال فروتنان در دنيا، آنان در روز رستاخيز از اهل جايگاههاى (بلند عزّت وشرف) هستند.

حضرت صادق عليه‌السلام نيز فرموده است:

«انَّ فِى السَّماءِ، مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالْعِبادِ، فَمَنْ تَواضَعَ لِلَّهِ رَفَعاهُ وَمَنْ تَكَبَّرَ وَضَعاهُ»[5]

[1]- جامع السعادات، ج 1، ص 395، اعلمى

[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 119، بيروت

[3]- جامع السعادات، ج 1، ص 396

[4]- همان مدرك.

[5]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 215


صفحه 37

همانا دو فرشته در آسمان بر بندگان گمارده‌شده اند پس هر كس كه به خاطر خدا فروتنى كند، او را بالا برند، و آن كس كه تكبّر كند پايينش آورند.

2- نردبان ترقّى است. امير مؤمنان على عليه‌السلام فرمود:

«التَّواضُعُ سُلَّمُ الشَّرَفِ»[1]

فروتنى، نردبان شرافت و بزرگى است.

3- سبب نظم مى‌گردد. حضرت على (ع) فرموده است:

«بِخَفْضِ الْجَناحِ تَنْتَظِمُ الْامُورُ»[2]

با تواضع كارها مرتّب مى‌شود.

4- محبّت آور است. آن حضرت دراين باره نيز فرمود:

«ثَمَرَةُ التَّواضُعِ الْمَحَبَّةُ»[3]

ميوه فروتنى مهربانى است.

تواضع در برابر چه كسانى رواست؟

فروتنى، در فرهنگ اسلام، تنها در برابر بزرگان دين، فرزانگان دانش، مؤمنان و پدر ومادر شايسته و پسنديده است، زيرا دراينگونه موارد تواضع با ذلت همراه نيست امّا تواضع در مقابل مستكبران، فرومايگان و يا توانگران به خاطر ثروت و قدرت آنان زشت و نكوهيده است. زمانى كه تواضع، انگيزه وجهت غيرالهى داشته باشد، شكل «ذلّت» به خود مى‌گيرد و سبب بى مقدار شدن ارزشهاى والاى انسانى مى‌گردد.

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 1، ص 263

[2]- همان مدرك، ج 3، ص 229

[3]- همان مدرك، ص 327


صفحه 38

اميرمؤمنان عليه‌السلام فرمود:

«مَنْ اتى غَنِيّاً فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ، ذَهَبَ ثُلْثادينِه»[1]

هر كس نزد توانگرى رود و به خاطر ثروتش برايش فروتنى كند، دو سوّم دينش از ميان رفته است.

چند نمونه از تواضع معصومين (ع)

رهبران معصوم (ع) كليه صفات انسانى از جمله تواضع را در حد اعلا دارا بودند، بطور مثال:

1- رسول گرامى اسلام صلى‌الله عليه‌وآله از روى تواضع، به گوسفندان علف مى‌داد و شيرشان را با دست خود مى‌دوشيد، كفش و لباسش را خود وصله مى‌زد، با خدمتكاران هم غدا مى‌شد، در آسيا كردن غلّه به خدمتگزار خود كمك مى‌كرد، نيازمنديهاى خانه را از بازار تهيه كرده، به خانه حمل مى‌كرد، با دارا و ندار، كوچك و بزرگ دست مى‌داد، در سلام كردن بر ديگران پيشى مى‌گرفت و دعوت مؤمنان رامى‌پذيرفت.[2]

2- پدر وپسرى از ياران امير مؤمنان صلوات الله عليه، مهمان آن حضرت شدند، ايشان به آنان احترام گذاشت و آنها را در بالاى مجلس جاى داد و خود پيش روى آنان نشست. سپس غذا آورد و با هم صرف كردند. پس از غذا، «قنبر»، خدمتگزار امام، طشت وابريق‌[3]آورد وخواست بر دست مهمانان آب بريزد. امام خود برخاست، ابريق را گرفت تا بر دست مهمان خويش آب بريزد. در اين حال، مهمان با سرعت، دست خود را عقب كشيد و عرض كرد: اى اميرمؤمنان! چگونه در محضر خدا، كسى مثل شما روى دست من آب بريزد؟ امام فرمود: درست است كه خدا تو را مى‌بيند، ولى من برادر تو هستم، بنشين و دستت را بشوى، پاداش اين كار آن است كه در بهشت، ده چندان به من خدمت خواهند كرد، مهمان پذيرفت و دستش را شست. سپس آن حضرت، ابريق را به‌

[1]- نهج البلاغه، فيض، ص 1187

[2]- بحارالانوار، ج 70، ص 208

[3]ابريق نوعى ظرف آب است شبيه آفتابه كه براى دست شستن سر سفره مورد استفاده قرار مى‌گرفته است


صفحه 39

فرزندش، محمد حنفيه داد و فرمود: اگر اين پسر به تنهايى مهمان من بود، خود آب بر دستش مى‌ريختم، ولى خداوند دوست دارد ميان پدر و پسر تفاوتى باشد. برخيز! تو نيز بر دست پسر آب بريز.[1]

3- حضرت باقر عليه‌السلام فرمود:

«پدرم با كسانى مسافرت مى‌كرد كه او را نشناسند و با كاروانيان شرط مى‌كرد كه برخى نيازمندهايشان را بر آورده سازد و به آنان خدمت كند، در سفرى آن حضرت سرگرم خدمت به مسافران بود كه فردى از آن ميان او را شناخت و به اهل كاروان گفت: آيا مى‌دانيد اين شخص كيست؟ گفتند: نه. گفت: اين على بن الحسين عليه‌السلام است، مسافران گرد آن حضرت حلقه زدند، دست و پاى ايشان را بوسيدند و گفتند: اى فرزند رسول خدا (ص) آيا مى‌خواهيد ما دوزخى شويم؟ اگر خداى نخواسته ما به شما بى ادبى مى‌كرديم، بدبخت مى‌شديم، چه سبب شده كه شما چنين كنيد؟ فرمود: من هرگاه با آشنايان مسافرت كنم، آنان به احترام پيامبر (ص) بيش از حد به من خدمت مى‌كنند، ازبيم آنكه مبادا شما نيز چنين كنيد، ناشناخته با شما همراه شدم.»[2]

4- حضرت عيسى عليه‌السلام روزى به يارانش فرمود:

«از شما خواهشى دارم گفتند: بفرما اى روح الله! ما در خدمت شما هستيم گفت: مى‌خواهم پاى شما را بشويم. گفتند: ما به چنين كارى سزاوارتريم. فرمود: سزاوارترين مردم به خدمت كردن عالم و دانشمند است. آن گاه برخاست و پاى ياران خود را شست و فرمود: من اين گونه تواضع كردم تا شما نيز بياموزيد و پس از من با مردم تواضع كنيد. با تواضع بناى حكمت و دانايى آباد مى‌شود، نه با تكبّر، زراعت در دشت هموار رشد مى‌كند نه در كوه و كمر.»[3]

افتادگى آموز اگر قابل فيضى‌

هرگز نخورد آب زمينى كه بلند است‌

به اميد آنكه سخن وسيره رهبران الهى را آويزه گوش كرده، از رذالت تكبر و غرور دست بشوييم و به فضيلت تواضع و فروتنى دست يابيم. آمين.

[1]- بحار الانوار، ج 72، ص 118.

[2]- سفينةالبحار، ج 1، ص 382

[3]- اصول كافى، ج 1، ص 29


صفحه 40

^ خلاصه درس‌

تواضع كه از صفات نيك اخلاقى است، به معناى خود را كوچكتر از ديگران شمردن و افتادگى آمده است.

قرآن مجيد و سخنان پيشوايان الهى بر اين صفت زيباى انسانى و رشد آن در دلها تأكيد كرده و آن را از صفات بندگان خوب خدا دانسته است. فروتنى آن قدر با فضيلت است كه خداوند به رهبر اسلام سفارش مى‌كند كه نسبت به مؤمنان پيرو خود، تواضع نشان دهد.

فروتنى، آثار سودمندى دارد از آن جمله، مايه سربلندى، نردبان ترقّى، سبب ايجاد نظم و محبّت است.

فرهنگ اسلام، تواضع را در برابر بزرگان دين، علما و مؤمنان روا دانسته و از فروتنى در مقابل فرومايگان، مستكبران و توانمندان (به خاطر ثروتشان) نكوهش كرده است.

^ پرسش‌

1- مفهوم تواضع چيست؟

2- آثار تواضع را بنويسيد.

3- فروتنى دربرابر چه كسانى رواست؟

4- مختصرى درباره فروتنى پيامبر (ص) بنويسيد.

5- در مورد فروتنى پيامبر توضيح دهيد، نمونه‌هايى از فروتنى پيامبر (ص) را ذكر كنيد.


صفحه 41

درس بيست و يكم: تكبّر

«تكبّر» خود بزرگ بينى است و خود بزرگ بينى بدين معناست كه انسان براى خود شأنى قائل باشد كه واقعاً ندارد و ديگران اين شأن را براى او نمى‌شناسند، يا اينكه ديگران او را بزرگ مى‌شمارند، و او خود مى‌داند كه واقعاً چنين نيست. ولى بر اساس تصوّر مردم خود را بزرگ بشمارد و بزرگى بفروشد، حتى اگر مردم او را بزرگ بشمارند و در اين بزرگ شمردن بر صواب باشند، انسان نبايد بر اساس اين قضاوت كارى كند كه نشان ابراز بزرگى و برترى نسبت به ديگران باشد، بلكه بايد در برابر ديگران فروتنى كند و خود را كوچك بشمارد؛ زيرا برترى هر كس بر ديگران غالباً برترى ازهمه جهات و ابعاد شخصيت نيست، بلكه برترى از بعض ابعاد شخصيت است. بنابراين ديگران نيز بر او از بعد ديگرى برترى دارند، برترى آنان درابعاد ديگر را ملاك فروترى خود قرار دهد و با توجه به آن امتياز كه در ديگران وجود دارد در برابر آنها اظهار فروتنى كند؛ زيرا تكبّر امتياز واقعى متكبّر را هم تحت الشعاع قرار مى‌دهد.


صفحه 42

نكوهش تكبّر

اسلام تكبّر را مورد سرزنش قرار داده، پيروانش را از آن بر حذر مى‌دارد.

قرآن كريم مى‌فرمايد:

«سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ»[1]

من آنهايى را كه در روى زمين به ناحق ادّعاى بزرگى مى‌كنند، از آيات رحمتم رويگردان خواهم ساخت.

و در جاى ديگر مى‌فرمايد:

«إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ»[2]

خداوند متكبّران را دوست نمى‌دارد.

اميرمؤمنان على عليه‌السلام فرمود:

«اقْبَحُ الْخُلْقِ التَّكَبُّرُ»[3]

تكبّر زشت‌ترين خوى است.

همچنين مى‌فرمايد:

«الْكِبْرُ شَرُّ الْعُيُوبِ»[4]

كبر بدترين عيبهاست.

[1]- اعراف، آيه 146

[2]- نحل، آيه 23

[3]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 2، ص 379

[4]- همان مدرك، ج 1، ص 149