بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 90

داراى چنين خصلتى باشند.

نتايج بد سوگند دروغ‌

دروغ از گناهان كبيره است و سوگند دروغ، گناه كبيره مضاعف است. يعنى هم مفاسد دروغ را به همراه دارد و هم توهين به مقدسات را در روايات اسلامى پيامدهاى زيانبارى براى سوگند دروغ ذكر شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى‌كنيم:

الف- فقر و تنگدستى:

پيامبراكرم (ص) فرمود:

«الْحَلْفُ مُنْفِقَةٌ لِلسَّلْعَةِ مُمْحِقَةٌ لِلْبَرَكَةِ»[1]

سوگند خوردن باعث نابودى سرمايه و از بين رفتن بركت است.

ب- خالى شدن سرزمينها از اهل آن:

رسول خدا (ص) فرمود:

«ايَّاكُمْ وَالْيَمينَ الْفاجِرَةَ فَانَّها تَدْعُ الدِّيارَ بَلاقِعَ مِنْ اهْلِها»[2]

از سوگند دروغ بپرهيزيد، زيرا سرزمينها را خشك و بى حاصل ساخته واز اهلش خالى مى‌كند.

خشك و بى حاصل شدن و خالى شدن سرزمينها از اهل آن، عذاب و عقوبيتى است كه در اثر سوگند دروغ نصيب انسانها مى‌شود. اين عذاب هم شامل كسى كه سوگند دروغ خورده مى‌شود و هم شامل كسانى كه با او زندگى مى‌كنند.

ج- تعجيل در عقوبت:

سوگند دروغ از گناهانى است، كه انسان قبل از مرگ نتيجه آن را خواهد ديد.

اميرمؤمنان على عليه‌السلام فرمود:

«ثَلاثُ خِصالٍ لا يَمُوتُ صاحِبُهُنَّ ابَداً حَتَّى يَرى‌ وَبالَهُنَّ الْبَغْىُ وَقَطيعَةُ الرَّحِمِ‌

[1]- نهج الفصاحه، ص 298

[2]- بحارالانوار، ج 104، ص 209، اسلاميه


صفحه 91

وَالْيَمينُ الْكاذِبَةُ»[1]

سه صفت است كه صاحب آن هرگز نخواهد مرد تا نتيجه آنرا ببيند، ظلم كردن، قطع رحم و سوگند دروغ خوردن.

ونيز فرمود:

«اسْرَعُ شَىْ‌ءٍ عُقُوبَةً الْيَمينُ الْفاجِرَةُ»

مجازات سوگند دروغ از هر چيز ديگر سريعتر به انسان مى‌رسد.

اين سخنان حكيمانه كه از جان انسانهايى پاك و معصوم برخاسته بايد برجانمان بنشيند و به هوش باشيم تا براى منفعت خويش يا خوشامد اين و آن، در دادگاهها يا جاهاى ديگر به نامهاى مقدس خدا يا قرآن سوگند دروغ نخوريم حتى براى اثبات حقوق كم اهميت، سوگند راست نيز نخوريم تا چه رسد كه حقى را ناحق، يا ناحقى را حق جلوه دهيم.

[1]- سفينة البحار، ج 2، ص 736


صفحه 92

^ خلاصه درس‌

قسم خوردن، حتى در صورت درستى ادعاى انسان، عملى ناپسند و مكروه است، مگر در جايى كه به وسيله آن حقى زنده شود يا از ظلمى جلوگيرى به عمل آيد.

انسانهاى با شخصيت، افراد بزرگوارى هستند كه همه جهان هستى را در برابر ذات اقدس الهى ناچيز مى‌دانند و حتى در صورتى كه بر حق باشند درموارد غير مهم از قسم خوردن خوددارى مى‌كنند.

آيات قرآن كريم و روايات معصومين عليهم السلام مؤمنين را از ارتكاب و عادت دادن نفس به سوگند (هر چند راست باشد) بر حذر داشته است.

آنجا كه قسم راست ناروا باشد، سوگند دروغ نارواتر خواهد بود و انسانى كه سوگند دروغ مى‌خورد بايد منتظر عذاب الهى باشد.

در روايات اثرات زيانبارى براى سوگند دروغ ذكر شده است كه بعضى از آنها بدين قرار است:

الف- موجب فقر است.

ب- سرزمينها را از اهل آن خالى و خشك و بى حاصل مى‌سازد.

ج- تعجيل عقوبت را در پى دارد.

^ پرسش‌

1- سوگند چه تأثيرى در شنونده مى‌گذارد؟

2- عادت به سوگند به چه مى‌انجامد؟

3- يك روايت در نكوهش سوگند دروغ بنويسيد.

4- پيامدهاى سوگند دروغ را بشماريد.


صفحه 93

درس بيست و هفتم: ناسزاگويى و بدزبانى‌

نقش زبان و زشتى ناسزاگويى‌

يكى از مباحث مهم در اخلاق عملى، موضوع بدگويى و ناسزاگويى است كه مربوط به زبان است. زبان با اين كوچكى، عامل بسيارى از گناهان بزرگ است.

حضرت على عليه‌السلام درباره زبان چنين فرمود:

«الا انَّ اللِّسانَ بَضْعَةٌ مِنَ الْانْسانِ فَلا يُسْعِدُهُ الْقَوْلُ اذَامْتَنَعَ وَ لا يُمْهِلُهُ النُّطْقُ اذَا تَّسَعَ»[1]

بدان كه زبان پاره‌اى از انسان است كه وقتى امتناع كند، توانايى گفتن ندارد و هرگاه زبان باز گردد، سخن به انسان مهلت نمى‌دهد.

ادب اسلامى ايجاب مى‌كند كه يك مسلمان زبان را كنترل كند و درگفتار خود،

[1]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 233، ص 729


صفحه 94

نزاكت و احترام را نسبت به ديگران رعايت كند و از سخن زشت وناروا بپرهيزد، حتى نسبت به جاهلان، خداوند فرموده است:

«وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»[1]

بندگان خدا كسانى هستند كه در روى زمين با فروتنى گام بر مى‌دارند و هرگاه مردم جاهل آنان را (به زشتى) صدا كنند با سخن مسالمت آميز (وزبان خوش) پاسخ مى‌دهند.

حضرت على عليه‌السلام فرمود:

«اعْلَمْ انَّ اللِّسانَ كَلْبٌ عَقُورٌ انْ خَلَّيْتَهُ عَقَرَ»[2]

بدان كه زبان مثل سگ گزنده‌اى است كه اگر او را رها كنى مى‌گزد.

سكوت پسنديده‌

در روايات بسيارى از «صمت» و «سكوت» ستايش شده است. يكى ازآثار خوب آن، مصونيت از بدزبانى و ناسزاگويى است.

البته سكوت، نسبت به حرفهاى لغو، بى محتوا و دشنام، پسنديده است. و الّا اگر، كلام حكمت آميز و سخن حق باشد، آنجا سكوت كردن، پسنديده نيست، بخصوص اگر حقى ناحق شود يا آبروى كسى در خطر باشد، يا كسى مورد ستم قرار گيرد. يكى از مهمترين كارها دراين گونه موارد، سخن گفتن است.

بقول سعدى:

چو مى‌بينى كه نابينا و چاه است‌

اگر خاموش بنشينى گناه است‌

[1]بحارالانوار ج ص 287

[2]فرقان آيه 63


صفحه 95

حضرت على عليه‌السلام فرموده است:

«الْقَوْلُ بِالْحَقِّ خَيْرٌ مِنَ الْعَىِّ وَالصَّمْتِ»[1]

سخن حق گفتن بهتر از ناتوانى و خاموشى است.

ونيز فرمود:

«صَلاحُ الْانْسانِ فى‌ حَبْسِ اللِّسانِ»[2]

مصلحت انسان در زندانى كردن زبان است.

خداوند سبحان حتى از دشنام به معبودهاى پوشالى بت پرستان نهى كرده، مبادا آنان نادانسته به خدا ناسزا گويند؛

«وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ ...»[3]

چيزهايى را كه آنان به جاى خدا مى‌خوانند دشنام ندهيد كه آنان نيز بى هيچ دانشى از روى كينه توزى به اللّه دشنام دهند.

پيامدهاى بدزبانى‌

دراينجا هر چند مختصر، به برخى از آثار سوء وپيامدهاى بدزبانى اشاره مى‌كنيم:

الف- دشمنى خدا:

همان طور كه پاره‌اى از اعمال، سبب نزديكى انسان به خدا مى‌شود وشخص، محبوب خدا مى‌گردد، بعضى از كارها نيز بين او و خدا فاصله مى‌اندازد و مبغوض درگاه حضرتش مى‌گردد.

امام باقر عليه‌السلام فرمود:

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 7، ص 330

[2]- همان مدرك، ج 4، ص 197

[3]- انعام، آيه 108


صفحه 96

«انَّ اللَّه يُبْغِضُ الْفاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ»[1]

خداوند شخص دشنام گو را دشمن مى‌دارد.

ب- مانع استجابت دعا:

حضرت صادق عليه‌السلام فرمود: در ميان قو م بنى اسرائيل شخصى بود كه مدّت سه سال به درگاه خدا مى‌گريست و دعا مى‌كرد تا خداوند، فرزندى به وى عنايت فرمايد ولى نتيجه‌اى نگرفت. بسيار افسرده وناراحت بود تا اينكه شبى شخصى رادر خواب ديد كه به او مى‌گويد: توسه سال است كه خدا را با زبان هرزه و آلوده مى‌خوانى و توقع دارى كه خداوند خواسته تورا اجابت كند. برو زبانت را از آلودگى پاك كن تا به خدا نزديك شوى و دعايت مستجاب شود. حضرت فرمود:

آن شخص اين سفارش را انجام داد و خدا را خواند و داراى پسر شد.[2]

ج- محروميت از بهشت:

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

«انَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلى كُلِّ فَحاشٍ بَذِىٍّ قَليلِ الْحَياءِ لا يُبالى‌ ماقالَ وَلا ما قيلَ لَهُ»[3]

خداوند بهشت، را بر هر شخص بسيار بد زبان و هرزه گوى كم آزرم كه از آنچه مى‌گويد و از آنچه در باره‌اش مى‌گويند با كى ندارد، حرام كرده است.

د- نفرت مردم:

رسول خدا (ص) فرمود:

«انَّ مِنْ شَرِّعِبادِاللَّهِ مَنْ تُكْرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ»[4]

از بدترين بندگان خدا شخص بدزبانى است كه به خاطر فحش و بدزبانى‌اش، مردم همنشينى با او را دوست نمى‌دارد.

[1]- بحارالانوار، ج 78، ص 176

[2]- اصول كافى، مترجم، ج 4، ص 16

[3]- بحارالانوار، ج 79، ص 112، اسلاميه

[4]- وسايل الشيعه، ج 11، ص 328


صفحه 97

درمان بدزبانى‌

براى ريشه كن شدن اين بيمارى اخلاقى بايد برنامه را از دوران كودكى و نوجوانى آغاز كرد؛ دورانى كه آمادگى پذيرش از هر جهت فراهم است و اين برنامه به عهده مسؤولان تربيتى جامعه است.

بايد پدران و مادران بدانند كه فرزندانشان غير ازغذا و پوشاك نيازهاى ديگرى هم دارند و آن پرورش اخلاقى آنان است. بايد به كودكان احترام گذاشت و مؤدبانه با آنان سخن گفت و به پرسشهايشان با ملايمت پاسخ داد تااين گونه رفتار در اخلاق كودكان اثر بگذارد. تربيت وتأديب شايسته كودكان سفارش پيامبر اكرم (ص) است. و نيز شخصيت دادن به افراد وگرامى داشتن آنها در پيش گيرى و درمان بد زبانى بسيار مؤثر است.

آن حضرت فرمود:

«اكْرِمُوا اوْلادَكُمْ وَ احْسِنُوا ادابَهُمْ»[1]

فرزندان خود را گرامى بداريد و باروش پسنديده با آنان برخورد نماييد.

حضرت على عليه‌السلام فرمود:

«اجْمِلُوا فِى الْخِطابِ تَسْمَعُوا جَميلَ الْجوَابِ»[2]

با كسى كه حرف مى‌زنيد زيبا سخن گوييد تا پاسخ زيبا بشنويد.

حضرت رضا عليه‌السلام فرمود:

«وَاجْمِلْ مُعاشَرَتَكَ مَعَ الصَّغيرِ وَالْكَبيرِ»[3]

باكوچك و بزرگ نيكو و خوب معاشرت كن.

[1]- بحارالانوار، ج 23، ص 114

[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 2، ص 266

[3]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 67