بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 100

^ خلاصه درس‌

از خصلتهاى بسيار زيبا و پسنديده، امانتدارى و تحويل بموقع امانت است.

اديان مقدس الهى، بخصوص اسلام نسبت به تقويت اين صفت نيك كوشش فراوان كرده‌اند.

آيات و روايات، گوياى اهميّت بسيار زياد امانتدارى است، زيرا امانتدارى ضامن قوام و بقاى روابط اجتماعى بر پايه اعتماد عمومى است.

در اسلام به همان اندازه كه امانتدارى، شريف و ارجمند است، خيانت در امانت، نكوهيده و زشت است و در رديف گناهان كبيره قرار گرفته است.

خيانت درامانت اقسامى دارد كه برخى از آنها عبارتند از: خيانت به خدا و پيامبر خيانت به اسرار نظامى- سياسى و خيانت به ناموس، اموال و اسرار شخصى.

^ پرسش‌

1- آيه‌اى درباره اهميت امانتدارى ذكر كنيد.

2- از چه جهت امانتدارى داراى اهميت است؟

3- آيه يا روايتى كه امانتدارى را از صفات مؤمنان دانسته، ذكر كنيد.

4- آثار امانتدارى را بر اجتماع بيان كنيد.

5- خيانت به امانت چند قسم است؟ دو قسم مهم آن را بيان كنيد.


صفحه 101

درس چهل و ششم: ناسپاسى نعمت‌

فطرت انسانى گواهى مى‌دهد كه پاداش نيكى جز نيكى نمى‌تواند باشد و سپاسگزارى در برابر نعمتها ضرورتى فطرى وانكار ناپذير است و جز سفله‌گان و نابخردان، ناسپاسى نعمت نمى‌كنند. اميرمؤمنان صلوات اللّه عليه مى فرمايد:

«مَنْ لَمْ يَشْكُرِالْانْعامَ فَلْيَعُدَّ مِنَ الْانْعامِ»[1]

هركس نعمت دادن را سپاس نگويد، بايد در زمره چارپايان به حساب آيد!

انواع نعمتها

جهان آفرينش، سرشار از نعمتهاى گوناگونى است كه هر يك به نوبه خود، نقش ارزنده‌اى را در زندگى انسان ايفا مى‌كنند و در يك تقسيم بند ى كلى به مادى ومعنوى‌

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 342


صفحه 102

نامگذارى مى‌شوند. اين نعمتها بيشمار است و در فرآورده‌هاى خوراكى محدود نمى‌شود؛ حيات انسان، وجود اعضا و جوارح، قدرت فكر و انديشه، سلامت جسم و جان، سالهاى عمر، نشاط جوانى، نزول وحى، آمدن پيامبران، ايمان به خدا و قيامت، امنيت فردى واجتماعى، قدرت كار و كوشش، توان يادگيرى، امكان تعالى و تكامل بشر، زمين، آب، هوا، حيوانات، گياهان، وجود پدر ومادر، دوستان و بستگان، همسر و فرزندان- كه انسان با آنها انس مى‌گيرد و .... از معدود نعمتهايى است كه در زندگى انسان محسوس است ولى همه آنهانه محسوس است و نه قابل شمارش به تعبير قرآن مجيد:

«وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ»[1]

اگر (بخواهيد) از نعمتهاى الهى آمار بگيريد، نمى‌توانيد، همانا خداوند بخشنده و مهربان است.

در ديدگاه مؤمنان و خردمندان، «نعمت دهِ» اصلى كسى جز خداوند نيست ونعمتهاى خرد وكلان ومحسوس و نامحسوس از آن اوست و ديگران واسطه نعمت محسوب مى‌شوند.

ضرورت سپاسگزارى‌

چنانكه در پيش اشاره شد، سپاسگزارى در برابر هر نعمتى، خواست وجدان سالم و مدّ نظر دين و خرد است.

خداوند در قرآن مجيد ضمن يادآورى برخى ازنعمتها به انسان سفارش مى‌كند كه شكر آنها را به جاى آورد تا هم وظيفه انسانى خود را انجام دهد و هم از مواهب بيشمار الهى- كه نتيجه سپاسگزارى است- برخوردار گردد و قدردانى از نعمتهاى الهى را ثمره ايمان به خدا و اعتقاد به يگانگى او دانسته مى‌فرمايد:

[1]- نحل، آيه 18


صفحه 103

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»[1]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از آن پاكيزه‌هايى كه روزى شما كرده‌ايم بخوريد و اگر خدا را مى‌پرستيد، سپاسش را به جاى آوريد.

شايان ذكر است؛ همانگونه كه نعمتهاى خدا بى انتهاست، سپاسگزارى از آنها نيز در حدّ محال است و انسان هرگز نمى‌تواند از عهده شكر نعمتهاى الهى بر آيد و بايد با اظهار عجز به درگاه ربوبى در حد توان خويش به سپاس ايستد و ازاو قدردانى كند.

كمترين سپاسى كه انسان بايد به جاى آورد اين است كه نعمتهاى خدا را در راه نافرمانى او به كار نگيرد زيرا چنين كارى منتهاى ناسپاسى است. امير مؤمنان صلوات الله عليه مى‌فرمايد:

«مَنِ اسْتَعانَ بِالنِّعْمَةِ عَلَى الْمَعْصِيَةِ فَهُوَ الْكَفُورُ»[2]

كسى كه نعمت را در نافرمانى خدا به كار گيرد، بسيار ناسپاس است.

تناسب نعمت و شكر

سپاسگزارى بايد با نعمت، مناسبت داشته باشد و هر نعمتى را به فراخور خود قدر بدانيم؛ بطور مثال: شكر نعمت وحى و نبوت، پيروى از آنهاست.

- سپاسگزارى از رهبران معصوم و جانشينان آنها به كارگيرى دستورات آنهاست.

- قدردانى از نعمت فكر و انديشه، تفكر صحيح وخدمت به جامعه اسلامى‌است.

- شكرنعمت سلامتى جسم و جان، اطاعت وفرمانبردارى از خدا و خدمت به اجتماع است.

- سپاس نعمت پدر و مادر، خوشرفتارى و خدمت‌به آنها استفاده از تجارب‌

[1]- بقره، آيه 172

[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 258


صفحه 104

خوبشان است.

- قدردانى از مال و ثروت، مصرف بجا و در راستاى رفاه خانواده و حل مشكلات ديگران و كسب كمالات انسانى است.

كفران نعمت‌

كفر يعنى پوشاندن و كفران نعمت به معنى پوشاندن نعمت و شكر آن را به جا نياوردن است.[1]

هر انسانى از نعمتهاى فراوانى برخوردار است كه بدون آن نمى‌تواند به حيات خود ادامه دهد، امّا بر خورد انسانها در برابر نعمتهاى الهى يكسان نيست؛ گروهى قدرشناسند و شكر گزار و خداوند نيز نعمتش را بر آنان افزون مى‌كند، چنان كه خود فرمود:

«لَان شَكَرْتُمْ لَازيدَنَّكُمْ»[2]

اگر سپاسگزار باشيد، نعمتم را بر شما افزون مى‌كنم.

گروه ديگر كافرند ونا سپاس.

كفران نعمت عبارت است از:

1- نشناختن نعمت و بى توجهى به آن.

2- اظهار نكردن و شاد نبودن به آن.

3- مصرف نكردن آن در موردى كه نعمت دهنده فرموده است.[3]

بطور كلّى كفران و ناسپاسى گاهى مربوط به قلب است و آن بى توجهى به لطف احسان كننده است و گاهى مربوط به زبان است و آن ياد نكردن از احسان كننده و به جانياوردن شكر اوست و گاهى مربوط به ساير اعضاى بدن است و آن مصرف كردن‌

[1]- مفردات، راغب، ماده كفر، ص 433

[2]- ابراهيم، آيه 7

[3]- معراج السعاده، ص 623


صفحه 105

نعمت در موردى است كه نعمت دهنده به آن راضى نيست. قسم اخير از همه بدتر و عقوبتش ازهمه بيشتر است.

ناسپاسى گاهى با كوچك شمردن و يا عيب گيرى از نعمت خدا تحقق مى‌يابد، مانند اينكه خداوند به انسان فرزندى داده است، او بگويد چرا دختر است؟ چرا پسر است؟ چرا زشت است؟ و ....

عقوبت ناسپاسى و پاداش سپاس‌

كفران نعمت از گناهان بزرگى است كه عقوبت آن بسرعت دامنگير انسان مى‌شود.

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

«اسْرَعُ الذُّنُوبِ عُقُوبَةً كُفْرانُ النِّعْمَةِ»[1]

عقوبت كفران نعمت از همه گناهان سريعتر به انسان مى‌رسد.

هرعبادت واطاعتى كه انسان براى خدا انجام دهد، جزئى از شكر و سپاس نعمتهاى او محسوب مى‌شود. بلكه توفيق عبادت و اطاعت، خود نعمتى است كه شكرى لازم دارد. انسان هر قدر در عبادت واطاعت كوشا باشد، نمى‌تواند كمترين منّتى بر خداوند داشته باشد، با اين وجود، قرآن كريم مى‌فرمايد:

«فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ»[2]

هرانسان مؤمنى كه كار نيكى انجام دهد، بدون پاداش نمى‌ماند ....

گويند سبب آزادى لقمان حكيم اين بود كه روزى مولاى او خربزه‌اى چشيد و ديد بسيار تلخ است، چنان كه نتوانست آن را بخورد آن را به لقمان بخشيد و لقمان خربزه را بدو ن ابراز ناراحتى‌خورد، مولا از او پرسيد: چنين خربزه تلخى را چگونه خوردى؟

[1]- وسايل الشيعه، ج 11، ص 541

[2]- انبيا، آيه 94


صفحه 106

گفت: اى مولاى من! من از دست تو چيزهاى شيرين بسيار خورده‌ام، اگر يك بار چيز تلخ بخورم چه مى‌شود؟![1]

نتيجه ناسپاسى‌

بدون شك، نتيجه شكر و سپاس و نيز كفران و ناسپاسى به خودانسان بازمى‌گردد.

قرآن كريم از زبان حضرت سليمان چنين مى‌گويد:

«مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبّى‌ غَنِىٌّ كَريمٌ»[2]

هر كس شكر گذارد، به سود خود شكركرده است و هر كس ناسپاسى كند به درستى كه پروردگار من بى نياز و بزرگوار است.

كفران نعمت، نتايج ناگوارى در پى دارد كه بعضى از آنها بدين قرار است:

1- زوال نعمت: سريعترين نتيجه‌اى كه ناسپاسى را براى انسان به بار مى‌آورد، زوال و از دست رفتن نعمت است. در اينجا به نمونه‌اى از قرآن كريم اشاره مى‌كنيم:[3]

قوم سبا در سرزمين يمن در سايه نعمتهاى الهى، زندگى خوش و خرّمى داشتند و ساليان سال در سلامت و عافيت مى‌زيستند، ولى در برابر پيامبران مخالفت وايستادگى كردند وسپاس نعمتهاى خدا را به جانياوردند. خداوند نيز با فرستادن سيلى ويرانگر ناسپاسى ايشان را پاسخ داد. قرآن داستان آنها را چنين نقل مى‌كند:

«مردم سبا را در مسكنشان (وطنشان) نشانه‌اى بود؛ دو رشته باغ داشتند، درجانب راست و چپ (به آنان گفته شد) از آنچه پروردگارتان به شما روزى كرده است، بخوريد و شكر او را به جا آوريد. شهر خوش و پاكيزه و پروردگارى آمرزنده است. (ولى آنان) اعراض كردند، ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم و دو رشته باغ آنها را به دو رشته باغى بدل كرديم، با ميوه‌هاى تلخ و شوره گز واندكى سدر. آنان را چون ناسپاس بودند چنين كيفر داديم. آيا ما جز ناسپاسان را كيفر مى‌كنيم؟»[4]

[1]- رنگارنگ، ج 1، ص 72

[2]- نمل، آيه 40

[3]- گناهان كبيره، شهيد دستغيب، ص 305- 306، تلخيص

[4]- سباء، آيات 15- 17


صفحه 107

امام على صلوات اللّه عليه فرمود:

«مَنْ كَتَمَ الْاحْسانَ عُوقِبَ بِالْحِرْمانَ»[1]

هركس احسان رابپوشاند (وآن‌را سپاس نگويد) به محروميت ازآن مجازات مى‌شود.

2- عذاب الهى: نتيجه ديگرى كه كفران نعمت به همراه دارد، مجازات و عذاب الهى است. خداوند مى‌فرمايد:

«وَلَانْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابى‌ لَشَديدٌ»[2]

اگر كفران نماييد عذاب من شديد است.

بدون شك، انسانى كه لطف واحسان الهى را نسبت به خود فراموش كند و شكر آن را به جا نياورد، درمصرف آن نيز مراعات خواست نظر خدا را نمى‌كند ونعمتهاى الهى را در موارد گناه وحرام به كار مى‌بندد و سرانجام، مستوجب عذاب الهى مى‌گردد.

ناسپاسى مخلوق‌

ممكن است بعضى فكر كنند كه چون تمام نعمتها از آن خداوند است و ديگران واسطه‌اى بيش نيستند، تنها بايد از خداوند تشكّر كرد، چون صاحب اصلى نعمت اوست. اين كارنه تنها موجب رضايت خداوند نيست، بلكه شكر او نيز پذيرفته نمى‌شود.

امام رضا عليه‌السلام فرمود:

«مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقينَ لَمْ يَشْكُرِاللَّهَ عَزَّ وجَلَّ»[3]

هر كس از احسان مخلوقى تشكر نكند، سپاسگزارى خدا را نكرده است.

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 275

[2]- ابراهيم، آيه 7

[3]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 542