استاد تمام همّتش را صرف آموختن شاگرد، مىكند، او نيز بايد بخوبى آن علم را فرا گرفته و به ديگران بياموزد، تا جهل و نادانى ازميان برود و جامعه اسلامى از مشعل فروزان علم، نور برگيرد.
امام زين العابدين عليهالسلام در مورد اين حق فرمود:
«بدان كه هر چه استاد به تو مىآموزد، بايد پيام برِ او باشى و آن را به نادانان برسانى و بر تو لازماست كهاين رسالت رابخوبى از طرفاو به پايانرسانى و در ادايش خيانت نورزى ....»[1]
الگوى قرآنى درمورد برخورد شاگرد با استاد
از جمله داستانهايى كه در قرآن كريم آمده، داستان همراهى حضرت موسى (ع) با حضرت خضر (ع) است. حضرت موسى (ع) خود يكى از پيامبران اولوالعزم است، اما وقتى به حضرت خضر (ع) برخورد كرد و دريافت كه وى از علم الهى، بهرهمند است، به او گفت:
«هَلْ اتَّبِعُكَ عَلى انْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً»[2]
آيا در پى تو باشم، تا از آنچه آموختهاى، به من هم، كمالى بياموزى؟
حضرت موسى (ع) با اين سؤال، بهترين روش اخلاقى را در برخورد با استاد ارائه كرده است. علامه طباطبايى قدس سرّه نكات اخلاقى اين داستان را چنين بيان مىكند:
از همان آغاز برنامه تا آخر، سخنش حضرت موسى عليهالسلام سرشار از ادب و تواضع است. براى مثال از همان اوّل، تقاضاى همراهى با او را به صورت امر بيان نكرد، بلكه به صورت استفهام آورده، گفت آيا مىتوانم در پى تو باشم؟
دوّم اينكه همراهى با او را به مصاحبت و همراهى تعبير نكرد، بلكه آن را به صورت متابعت و پيروى، بيان كرد.
[1]- تحف العقول، مترجم، ص 266
[2]- كهف، آيه 66
سوّم اينكه پيروى خود را مشروط به تعليم نكرد و نگفت: من از تو پيروى مىكنم به شرطى كه به من تعليم دهى، بلكه گفت: از تو پيروى مىكنم، باشد كه توبه من بياموزى.
چهارم اينكه بطور رسمى خود را شاگرد او خواند. (و به پيغمبرى خود اشاره نكرد).
پنجم اينكه علم او را بزرگ شمرد، به مبدئى نامعلوم نسبت داد و آن را به اسم و صفت، معين نكرد، بلكه گفت: (از آنچه تعليم داده شدهاى) و نگفت: «ازآنچه مىدانى».
ششم اينكه علم او را به كلمه «رشد» ستود و فهماند كه علم تو رشد است، (نه جهل مركب وگمراهى).
هفتم اينكه آنچه را كه خضر به او تعليم مىدهد، پارهاى از علم خضر خواند، نه همه آن و گفت: «پارهاى از آنچه تعليم دادهشدى، به من بياموز» و نگفت: «آنچه تعليم داده شدى، به من تعليم بده».
هشتم اينكه دستور خضر را امر او ناميد و خود را در صورت مخالفت، شخصى نافرمان خواند و به اين وسيله، شأن استاد خود را بالابرد.
نهم اينكه وعدهاى كه داد، وعده صريح نبود و نگفت: من چنين وچنان مىكنم.
بلكه گفت: ان شاءالله بزودى خواهى يافت كه چنين وچنان كنم و نيز نسبت به خدا، رعايت ادب نموده و گفت: ان شاءاللَّه.[1]
[1]- ترجمه الميزان، ج 26، ص 228- 229، انتشارات محمّدى
^ خلاصه درس
نظر به اهميت ويژه علم آموزى در اسلام، معلم و استاد از منزلت و مقام ارزندهاى بر خوردار است. ارزش تعليم و آثارى كه از ناحيه آن بر سرنوشت دانشجويان مترتب مىشود، حساسيت مقام معلم و ارزش كارى او را دو چندان مىكند.
در روايات اهل بيت عليهم السلام حقوق زيادى براى استاد، بيان شده كه برخى از آنها عبارتند از: تكريم و تعظيم، حق شناسى، حفظ احترام مجلس درس وعهده دارشدن رسالت نشر علوم ومعارف آموخته شده.
جريان حضرت موسى وحضرت خضر، يك نمونه قرآنى در زمينه برخورد شاگرد با استاد مىباشد كه بيانگر آداب و اخلاق الهى و رعايت حقوق استاد است.
^ پرسش
1- ارزش تعليم را از نظر اسلام با بيان يك روايت، توضيح دهيد.
2- يك روايت درباره مقام معلم بنويسيد.
3- حقوق استاد بر شاگرد را نام ببريد.
4- چگونه ازمعلم خود حق شناسى كنيم؟ توضيح دهيد.
5- الگوى قرآنى در زمينه بر خورد شاگرد با استاد را به اختصار شرح دهيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
منابع و ماخذ
قرآن مجيد
نهج البلاغه
اربعين حديث، امام خمينى رحمةاللّه عليه، نشر فرهنگى رجا
ارشاد، شيخ مفيد، انتشارات علميه اسلاميه
اسرارالشريعه، سيدحيدراملى، مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى
اصول كافى، شيخ كلينى، دفتر نشرفرهنگ اهل البيت
اعلام الورى، شيخ طبرسى، دارالمعرفه بيروت
افتراو شايعه سازى، محمدعلى مخلص
بحارالانوار، علامه مجلسى، بيروت
بحارالانوار، علامه مجلسى، چاپ اسلاميه
برخى ازمسائل زندگى ساز اسلامى، انتشارات مؤسسه درراه حق
بنيادهاى اخلاق اسلامى، سيد عبد الله شبرّ (ترجمه على مشتاق)، چاپ شفق
پرواز درملكوت، سيداحمد مهرى، مؤسسه دارالكتاب
تاريخ پيامبر اسلام، آيتى دانشگاه تهران
تتمةالمنتهى، شيخ عباس قمى، داورى
تحريرالوسيله، امام خمينى قدس سره، جامعه مدرسين
تحف العقول، ترجمه على اكبر غفّارى، چاپ اسلاميه
تربيت و سازندگى، على قائمى، انتشارات اميرى
ترجمه الميزان، انتشارات مهدى
تفسيرنمونه، جمعى از نويسنگان، انتشارات دارالكتب اسلاميه
تفسير نورالثقلين، الحويزى، افست علميه قم
تفسيرالميزان، علّامه طباطبايى، جامعه مدرسين
ثواب الاعمال، شيخ صدوق قم، مكتبة الصدوق
جامع السعادات، محمدمهدى نراقى، داورى قم
جامعه السعادات، محمدمهدى نراقى، اعلمى
جلاالعيون، علامه مجلسى، انتشارات علمى
جوان، گفتار فلسفى، نشرمعارف اسلامى
چهل حديث، امام خمينى قدس سرّه، چاپ فرهنگى رجاء
الحديث، روايات تربيتى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى
حقايق، فيض كاشانى، چاپ بيروت
خصال، شيخ صدوق، چاپ اسلاميه
خودسازى، محمديزدى، انتشارات محمدى
داستان راستان، شهيدمطهرى، انتشارات صدرا
راه نجات، فيض كاشانى (ترجمه رضارجب زاده)، پيام آزادى
رساله حضرت امام قدس سرّه، انتشارات اسلامى
روضةالمتقين، مجلسى، بنيادفرهنگ اسلامى
رنگارنگ، على اكبرعماد، انتشارات كتابفروشى قرشى
زندگانى حسن بن على (ع)، باقر شريف قريشى، اعلميه
سرگذشتهاى ويژه از زندگى امام خمينى، انتشارات پيام آزادى
سفينةالبحار، شيخ عباس قمى، كتابفروشى سنايى
سيره ابن هشام، بيروت، داراحياالتراث العربى
سيماى جوانان در آيينه احاديث، باقرى بيدمندى، دارالكتاب
شرح غررالحكم، آمدى، چاپ دانشگاه تهران
شرح نهج البلاغه، احياء تراث العربى
صحيفه سجّاديه
صحيفه نور، امام خمينى رحمةالله عليه، وزارت ارشاد اسلامى
طوائف الحكم، آقاميرزا احمدآشتيانى، كتابفروشى صدوق
عدةالداعى، احمدبن مهد، كتابفروشى وجدانى قم
عيون اخبار الرضا، چاپ علمى
الغدير، علّامه امينى، دارالكتاب العربى
فروع كافى، دارصعب دارالتعارف للمطبوعات
فروغ ابديت، جعفر سبحانى، دارلتبليغ اسلامى
فرهنگ عميد، چاپ اميركبير
قاموس قرآن، چاپ اسلاميه
قلب سليم، شهيد دستغيب، چاپ اسلاميه
كامل ابن اثير، دارصادر بيروت
كليات سعدى، چاپ اميركبير
كلّيات مفاتيحالجنان، شيخ عباس قمى، سازمان چاپ انتشارات محمدعلى علمى
كودك، فلسفى، چاپ ال البيت
گفتار علوى، سيدمهدى علوى، دارالكتب العلميه
گفتارهاى معنوى، شهيد مطهرى، انتشارات صدرا
گناهان كبيره، شهيد دستغيب، انتشارات وفا
لغتنامه دهخدا، دانشگاه تهران
مبارزه با نفس يا جهاد اكبر، امام خمينى رحمةالله عليه، چاپ مهر
محجةالبيضا، فيض كاشانى، مكتبة الصدوق
مجلّه حوزه، شماره سوم، سال چهارم، مرداد- شهريور 66
مجمع البيان، مرحوم طبرسى، چاپ بيروت
مجموعه درسهايى از قرآن، محسن قرائتى، مؤسسه انتشارات درراه حق
مجموعه ورام، محمدورّام، چاپ بيروت
مستدرك الوسايل، محدث نورى، مؤسسه اسماعليان
مصباح المنير، على مشكينى، انتشارات ياسر قم
معراج السعاده، ملااحمد نراقى، اسلاميه
مفردات، راغب، بيروت، لبنان
مقتل الحسين مقرّم، علمى
مقدمه بر جهان بينى اسلامى، شهيد مطهرى، چاپ صدرا
مكارم الاخلاق، طبرسى، بيروت
مكاسب شيخ انصارى، طبع فى التبريز لمطبعةالاطلاعات
منتهى الامال، شيخ عباس قمى، جاويدان
المنجد، انتشارات اسماعليان
منجدالطلاب، محمد. م، اسلامى
من لايحضر الفقيه، صدوق، بيروت
ميزان الحكمه، محمدرى شهرى، دفتر تبليغات اسلامى
نهايه ابن اثير،
نهج الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم، پاينده، انتشارات جاويدان
وسايل الشيعه، شيخ حر عاملى، چاپ بيروت.