بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 18

است كه ديگران ابزار كار «من» هستند، در اين تفكر، مردم ارزش مستقل ندارند بلكه دارندگان چنين انديشه اى تا آنجا به مردم احترام مى گذارند و حقوقشان را پرداخت مى‌كنند كه برايشان سودآور باشد و اگر روزى احساس كنند كه فرد يا گروهى برايشان نفعى ندارد، هيچ گونه ارزشى برايش قائل نمى شوند و بسان ابزار فرسوده اى طردشان مى‌كنند.

تفكر ديگر اين است كه انسانها مستقلًا- چه براى من سود داشته باشند يا نداشته باشند- ارزش دارند، بايد با آنها زندگى كرد، برايشان ارزش قائل شد، و با اخلاق و سليقه هاى متفاوت آنان ساخت و با هر كسى در حد ظرفيّت فكرى خودش، برخورد كرد.

ديدگاه اسلام‌

اسلام، هر پديده اى را آفريده خدا مى داند و در ميان آفريدگان براى انسان ارزش ويژه‌اى قائل است و حتى حيات فرد را با حيات همه انسانها مساوى دانسته و فرموده است:

«مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً»[1]

هر كس، شخصى را- نه به تلافى كشتن شخص ديگر يا تبهكارى در زمين- بكشد، گويا همه مردم را كشته است.

بر پايه چنين ديدگاهى نسبت به انسان، قوانين و مقررات خاصى هم براى حفاظت از حقوق و استعدادهاى او وضع كرده كه به گونه‌اى محسوس در برنامه‌هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و تربيتى اسلام به چشم مى‌خورد.

در برخورد و معاشرت اجتماعى، از نظر اخلاقى نيز برنامه وسيعى براى رعايت حقوق و شخصيت انسانها- از هر قشرى- وجود دارد، كه پرداختن به همه آنها مجال بيشترى مى‌طلبد.

امير مؤمنان صلوات اللّه عليه ديدگاه كلّى اسلام را پيرامون معاشرت با مردم، در سخنى چنين تبيين مى‌كند:

[1]- مائده، آيه 32


صفحه 19

«خالِطُوا النَّاسَ مُخالَطَةً انْ مِتُّمْ مَعَها بَكُوا عَلَيْكُمْ وَ انْ عِشْتُمْ حَنُّوا الَيْكُمْ»[1]

با مردم طورى معاشرت كنيد كه اگر با آن حالت مرديد، در سوگتان بگريند و اگر زنده بوديد، با شما دوست باشند.

در اخلاق اسلامى، عناوين گوناگونى چون؛ حسن خلق، مدارا، خوش گمانى، مصافحه، سلام و احوالپرسى، خوشرويى و ... آداب و رسوم مردمدارى را تبيين مى‌كند كه در اينجا عنوان مدارا را به اختصار توضيح مى‌دهيم.

مدارا و سازش با مردم‌

از شگفتيهاى آفرينش اين است كه همانگونه كه چهره و ظاهر دو نفر مثل هم نيست، انديشه و سليقه آنها نيز شبيه به يكديگر نيست و طرز فكر و شخصيت هر كسى منحصر به فرد و بى نظير است. بنابراين ما به تعداد كسانى كه با آنها برخورد مى‌كنيم با سليقه و فكر مواجه هستيم و زندگى كردن با افراد و روحيات مختلف، دانش خاصّى مى‌طلبد.

يكى از روشهاى موفق زندگى اجتماعى، موقعيت سنجى است، به اين معنا كه انسان، افراد جامعه خويش را بشناسد و با آنها طبق روحيات خودشان برخورد كند و با آنها مدارا نمايد.

رسول اكرم صلّى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

«مُداراةُ النَّاسِ نِصْفُ الْايمانِ وَ الِّرفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَيْشِ»[2]

مداراى با مردم نيمى از ايمان، و سازش و رفاقت با آنها نيمى از زندگى است.

امام على سلام الله عليه نيز در وصيت به محمد بن حنفيه مى‌نويسد:

«... وَ اعْلَمْ انَّ رَأْسَ الْعَقْلِ بَعْرَ الْايمانِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مداراةُ النَّاسِ وَ لا خَيْرَ فى‌ مَنْ لايُعاشِرُ بِالْمَعْرُوفِ مَنْ لابُدَّ مِنْ مُعاشَرَتِهِ»[3]

[1]- بحار الانوار، ج 74، ص 176، اسلاميه

[2]- همان مدرك، ج 75، ص 440

[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 202، آل البيت


صفحه 20

بدان كه پس از ايمان به خداى بزرگ، رأس خردمندى مدارا كردن با مردم است و كسى كه با مردم، به نيكى معاشرت نكند، خيرى در او نيست.

از آنجا كه بيشترين بخش برخورد و معاشرت در قالب سخن و توسط زبان انجام مى‌گيرد قرآن مجيد به مسلمانان دستور مى‌دهد:

«قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً»[1]

با مردم به نيكى سخن بگوييد.

امام صادق عليه‌السلام ضمن تفسير اين آيه شريفه به حكمت مدارا نيز اشاره كرده مى‌فرمايد:

«منظور از آيه، همه مردم، اعم از مؤمنان و مخالفان است؛ با مؤمنان بايد با خوشرويى روبرو شد و با مخالفان نيز بايد با مدارا سخن گفت تا آنها را به سوى دين و مكتب جذب نمود و به آسانى، خود و مؤمنان را از گزندشان محفوظ داشت.»[2]

مردم آزارى‌

در اسلام به همان اندازه كه به مردمدارى و خوشرفتارى با مردم سفارش شده، از مردم آزارى و تضييع حقوق آنها منع و نكوهش شده است و عناوينى چون؛ غيبت، تهمت، حسد، تكبّر، ايجاد رعب و وحشت، سرقت، بدگمانى، بدزبانى و ناسزاگويى، بى‌احترامى، همسايه آزارى و ... ممنوع و حرام اعلام شده تا به وسيله آنها مؤمنان مورد آزار و اذيت قرار نگيرند و جامعه اسلامى دچار ناامنى روحى و هرج و مرج اجتماعى نگردد. به عبارت ديگر؛ در فرهنگ اسلام، به صورتهاى مختلف، جان، مال و آبروى مؤمن، به شدّت مورد حمايت و عنايت قرار گرفته و هرگز به كسى اجازه داده نشده كه به ناحق آنها را مورد كمترين تعرّض قرار دهد و مؤمنى را بدون گناه بيازارد و چنين كارى‌

[1]- بقره، آيه 83

[2]- بحار الانوار، ج 75، ص 401


صفحه 21

مساوى با آزار خدا و پيامبر قرار گرفته و رسول اكرم صلّى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

«مَنْ اذى مُؤْمِناً فَقَدْ اذانى‌ وَ مَنْ اذانى‌ فَقَدْ اذَى اللَّهَ وَ مَنْ اذَى اللَّهَ فَهُوَ مَلْعُونٌ فِى التَّوْراةِ وَ الْانْجِيلِ وَ الزَّبُورِ وَ الْفُرْقانِ»[1]

هر كس مؤمنى را بيازارد، مرا آزرده و هر كس مرا برنجاند خدا را آزرده است و هر كس خدا را بيازارد- چنانكه در تورات، انجيل و زبور و قرآن آمده است- از رحمت خدا دور است.

شكلهاى مختلف مردم آزارى‌

مردم آزارى به اشكال مختلف ممكن است، صورت گيرد كه به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

1- ايجاد مزاحمت:

امام صادق (ع) فرمود:

«روز قيامت، منادى صدا مى كند: كجايند كسانى كه دوستان مرا اذيت مى‌كردند؟ عدّه‌اى بلند مى‌شوند كه صورتهايشان گوشت ندارد، گفته مى‌شود: اينها كسانى هستند كه مؤمنان را اذيت مى‌كرده و با آنان دشمنى مى‌ورزيدند و آنها را به خاطر دينشان به زحمت مى‌انداختند، سپس امر مى‌شودتا آنان را به جهنّم ببرند».[2]

2- عيب جويى:

يكى از امورى كه باعث آزار مردم مى‌شود، عيب جويى است.

امير مؤمنان عليه السلام فرمود:

كسى كه دنبال عيوب پنهان ديگران باشد، خداوند او را از دوستى دلها محروم مى‌كند.[3]

بدون شك، هر انسانى داراى لغزشهايى است كه از بيان آن براى ديگرى ناراحت‌

[1]- جامع السعادات، ج 2، ص 215، بيروت

[2]- بحار الانوار، ج 72، ص 149

[3]- ميزان الحكمه، ج 7، ص 147


صفحه 22

مى‌شود. با اين حال، آيا شايسته است انسان عيوب ديگران را نقل كند؟ آيا بهتر نيست، اين اهتمامى كه در كشف لغزشهاى ديگران به خرج مى‌دهد، صرف اصلاح عيوب خويش كند؟

3- تحقير و اهانت:

رسول خدا (ص) مى فرمايد:

«خداوند تبارك و تعالى فرمود: هر كس به يكى از دوستان من اهانت كند به جنگ با من شتافته است و من بيشتر از هر چيز به كمك دوستانم مى‌شتابم.»[1]

4- مسخره كردن:

قرآن مجيد مى‌فرمايد:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‌ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ»[2]

اى مؤمنان! نبايد گروهى از شما، گروهى ديگر را مسخره كنند، چه بسا آنها بهتر از مسخره كنندگان باشند.

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

«روز قيامت يكى از درهاى بهشت را به روى كسى كه ديگرى را مسخره كرده، باز مى‌كنند و مى‌گويند: بيا داخل شو، او هم مى‌آيد، همين كه نزديك در مى‌رسد، آن در به روى او بسته مى‌شود و به او مى‌گويند از آن يكى داخل شو. با سختى و ناراحتى به طرف آن در مى‌رود، همين كه نزديك مى شود، آن در هم به رويش بسته مى‌شود، آن قدر اين كار تكرار مى‌شود، كه ديگر هر چه به او مى‌گويند، بيا از اين در داخل شو، ديگر نمى‌رود.»[3]

كسانى كه اذيت آنها گناهش بيشتر است‌

اگر چه آزار و اذيت هر مؤمنى گناه بزرگى است و مرتكب آن مستحق كيفرى سخت است، امّا درباره بعضى از مؤمنان سفارش بيشترى شده و آزار و اذيت آنان گناه بزرگترى به حساب مى‌آيد كه به بعضى از آنها اشاره مى‌كنيم:

[1]- اصول كافى، مترجم، ج 4، ص 53

[2]- حجرات، آيه 11

[3]- محجة البيضاء، ج 5، ص 236


صفحه 23

1- دانشمندان:

حضرت على عليه السلام فرمود:

«لا تَحْقِرَنَّ عَبْداً اتاهُ اللَّهُ عِلْماً فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ يُحَقِّرْهُ حينَ اتاهُ»[1]

مبادا بنده‌اى را كه خدا به او علمى داده، تحقير كنى، به درستى كه خداوند با دادن علم به او، او را تحقير نكرده است.

2- پيران:

امام صادق عليه السلام فرمود:

«لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُوَقِّ كَبيرَنا وَ يَرْحَمْ صَغيرَنا»[2]

كسى كه پيران ما را احترام نكند و بچّه‌هاى ما را مورد لطف قرار ندهد از ما نيست.

3- همسر:

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

«زنى كه همسرش را آزار دهد، خدا نمازها و كارهاى نيك آن زن را نمى‌پذيرد، تا اينكه حق شوهرش را ادا كند و او را از خود خوشنود سازد، هر چند تمام روزها روزه باشد و بنده‌ها را آزاد كند و مال فراوان، صدقه بدهد، و اوّل كسى خواهد بود كه به جهنم داخل مى‌شود، سپس فرمود؛ هر مردى كه زن خود را آزار دهد، براى اوست، آنچه درباره زن گفته‌شد.»[3]

4- همسايه:

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

«كسى كه همسايه‌اش را بيازارد و كسى كه همسايه‌اش از آزار او در امان نباشد، به بهشت نخواهد رفت.»[4]

همچنين در غزوه تبوك فرمود:

«هر كس به همسايه خود آزار رسانده، با ما نيايد.»[5]

[1]- بحار الانوار، ج 2، ص 44، بيروت

[2]- اصول كافى، ج 2، ص 132

[3]- وسايل الشيعه، ج 14، ص 116. ترجمه‌آزاد

[4]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 78

[5]- همان مدرك، ص 79


صفحه 24

^ خلاصه درس‌

مردمدارى يعنى خوشرفتارى، ملايمت، مهربانى و مماشات با مردم كه بستگى به نحوه تفكر انسان نسبت به مردم دارد؛ برخى مردم را ابزار كار خود به حساب مى‌آورند و ارزش مستقلى براى آنها قائل نيستند. در تفكر ديگر، مردم، ارزش استقلالى دارند خواه براى او سود داشته باشند يا نداشته باشند.

اسلام براى انسان، ارزش ويژه‌اى قائل است و قوانين و مقررات خاصّى براى حفظ حقوق او وضع كرده است و عناوين گوناگونى در اخلاق اسلامى به اين امر مهم اختصاص يافته است.

مدارا و سازش با مردم يكى از آن عناوين است كه در روايات اسلامى به نصف ايمان تعبير شده است.

در برابر مردم دارى، مردم آزارى قرار دارد كه بشدّت از سوى اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و هر كارى كه به نحوى به جان، مال و آبروى مؤمن لطمه وارد كند از سوى اسلام حرام و ممنوع اعلام شده است و حتى اذيت مؤمن با اذيت خدا و پيامبر مساوى دانسته شده است.

^ پرسش‌

1- حضرت على (ع) در مورد معاشرت با مردم چه مى‌فرمايد؟

2- معناى مردم دارى چيست؟

3- ديدگاه اسلام نسبت به مدارا چيست؟

4- يك روايت در مذمّت اذيت مردم بيان كنيد؟

5- بعضى از شكلهاى مختلف مردم آزارى را بيان كنيد؟


صفحه 25

درس سى و هفتم: يارى مظلوم‌

معمولًا در روابط انسانها با هم، افرادى كه داراى امتيازى هستند و در موقعيتهاى ويژه اجتماعى قرار مى‌گيرند به حق خود قانع نمى‌شوند و به حقوق ديگران تجاوز مى‌كنند. دين اسلام براى برقرارى عدالت ميان انسانها برنامه‌هاى اساسى دارد، قوانين الهى براى تعيين حدود و حقوق انسانها، توسط انبياء و از جمله خاتم انبياء (ص) نازل شده است. انبياء و اولياء خدا مأمور شده‌اند، قانون خدا را در ميان مردم پياده و عدالت را بر قرار سازند. برنامه‌هاى تربيتى و انسان سازى پيامبران در راستاى جلوگيرى از ستم و بر قرارى قسط و عدل ارائه شده است. امّا همواره و در هر جامعه‌اى كم و بيش افراد زور گو و ستم پيشه يافت مى‌شوند.

صاحبان قدرت و ثروت با داشتن اين امتيازات به حقوق افراد جامعه خود يا جوامع ديگر تجاوز مى‌كنند كه بايد با ارشاد و هدايت، آنان را از اين كار باز داشت و در صورتى كه دست از ستم گرى برندارند بايد با قدرت جلو آنان را گرفت.

اسلام بى تفاوتى در برابر ظالمان را روا ندانسته و بر فردفرد مسلمانان واجب كرده كه با ستم گرى به نبرد بر خيزند و ستم پيشگان را سرجاى خود