... چرا اين قرآن به مرد بزرگى، از اين دو آبادى، نازل نشده است.
ممكن است اين اسباب يا بيشتر آنها، در يك نفر جمع شود كه بدين وسيله حسد در او نيرومند مىشود و به حدّى مىرسد كه ديگر نمىتواند، آن را پنهان كند و دشمنى راآشكار مىسازد.[1]
نشانههاى حسد
آتش سوزان حسد، همواره در اندرون حسود محبوس نمىماند بلكه به گونههاى مختلف چون شعله، سر بر مىآورد و صاحبش را رسوا مىسازد. خاندان عصمت و طهارت علامتهايى را براى حسود ذكر كردهاند.
1، 2 و 3- تملّق، غيبت و شماتت:
امام صادق (ع) فرمود:
«قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ: لِلْحاسِدِ ثَلاثُ عَلاماتٍ يَغْتابُ اذا غابَ وَ يَتَمَلَّقُ اذا شَهِدَ وَ يَشْمُتْ بِالْمُصيبَةِ»[2]
لقمان به پسرش گفت: حسود سه نشانه دارد: هنگامى كه (شخص) حضور ندارد از او بدگويى مىكند. وقتى حضور دارد در برابر او چاپلوسى مىنمايد.
در وقت گرفتارى و مصيبت او خوشحالى مىكند.
4- كينه توزى:
اميرمؤمنان (ع) مىفرمايد:
«الْحاسِدُ مُغْتاظٌ عَلى مَنْ لاذَنْبَ لَهُ»[3]
حسود نسبت به بى گناه كينه توز است.
5- ناراحتى از خوشى ديگران:
همان امام مىفرمايد:
[1]- بحارالانوار، ج 73، ص 241
[2]- همان مدرك، ص 251
[3]- جامع الاخبار، فصل الحسد
«يَكْفيكَ مِنَ الْحاسِدِ انَّهُ يَغُمُّ فى وَقْتِ سُرُورِكَ»[1]
براى شناخت حسود، همين بس كه هنگام شادمانى تو، ناراحت مىشود.
6- دشمنى با نعمتهاى الهى:
رسول گرامى اسلام صلّى الله عليه و آله فرمود:
«انَّ لِنِعَمِ اللَّهِ اعْداءً قيلَ وَما اعْداءُ نِعَمِ اللَّهِ يا رَسُولَ اللَّهِ؟ قالَ: الَّذينَ يَحْسُدُونَ ما اتيُهمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[2]
همانا براى نعمتهاى الهى دشمنانى است. پرسيدند: دشمنان نعمتهاى خدا چيست اى پيامبر خدا؟ فرمود: كسانى كه نسبت به فضل خدا بر مردم رشك مىورزند.
[1]- سفينة البحار، ج 1، ص 251
[2]- بحارالانوار، ج 73، ص 255
^ خلاصه درس
حسد، آرزوى از ميان رفتن نعمت، از ديگران است كه سزاوار داشتن آن هستند و فرق غبطه با حسد در همين است كه غبطه آرزوى از ميان رفتن نعمت از ديگران نيست، بلكه آرزوى داشتن نعمتهايى است كه ديگران دارند.
حسد، يكى از بيماريهاى روانى و پليدترين انحرافات اخلاقى است كه اسلام آن را به شدّت مور نكوهش قرار داده، در آيات و روايات فراونى از آن به بدى ياد كرده است.
زمينههاى حسادت و رشك بردن فراوان است كه از ميان آنها مىتوان از:
آلودگى باطن و كوردلى، دشمنى و كينه توزى، ترس بازماندن از مقصود، تكبّر نام برد.
براى حسود نشانههايى است از جمله غيبت، چاپلوسى و شماتت، كينهتوزى، ناراحتى از خوشى ديگران و دشمنى با نعمتهاى الهى.
^ پرسش
1- حسد را تعريف وفرق آن را با غبطه بيان كنيد.
2- دو آيه درباره نكوهش حسد بنويسيد.
3- دو حديث در نكوهش حسد ذكر كنيد.
4- سه زمينه از زمينههاى حسد را توضيح دهيد.
5- نشانههاى حسود را با استفاده از روايات بنويسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس چهل و يكم: حسد (2
) پيامدهاى حسد
حسد يكى از بدترين رذايل اخلاقى است كه مفاسد زيادى رابه همراه دارد، در اينجا به توضيح پيامدهاى فردى و اجتماعى حسد مىپردازيم:
الف- پيامدهاى فردى:
حسد سرچشمه بسيارى از مفاسد فردى است كه به قسمتى از آنها اشاره مىشود:
1- بىايمانى (كفر): حسد گاهى بقدرى شديد مىشود، كه بغض خداى سبحان در دل حسود جاى مىگيرد و دادگرى حق و عدل خداوندى را انكار مىكند.
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«الا! انَّهُ قَدْ دَبَّ الَيْكُمْ داءُ الْامَمِ مِنْ قَبْلِكُمْ وَهُوَ الْحَسَدُ لَيْسَ بِحالِقِ الشَّعْرِ،
لكِنَّهُ حالِقُ الدّينِ ...»[1]
آگاه باشيد! آن بيمارى كه ملتهاى گذشته را نابود كرد، به سوى شما رو آورده است و آن، حسد است كه موى را نمىزدايد، بلكه ايمان را مىبرد ....
امام باقر (ع) فرمود:
«انَّ الْحَسَدَ لَيَأْكُلُ الْايمانَ كَما تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ»[2]
حسد، ايمان را مىخورد، همان طورى كه آتش هيزم را مىخورد.
حضرت امام خمينى قدس سرّه در اين باره مىنويسد:
«تمام اوصاف معنويه و صوريه مؤمن، منافى است با آثارى كه از حسد در ظاهر و باطن، پيدا شود. مؤمن، خوش بين است، به خداى تعالى و راضى است به قسمتهايى كه بين بندگانش (نموده). حسود غضبناك است، به حق تعالى و رو برگردان است از تقديرات او.
رذيله حسد، ايمان را كه سرمايه نجات آخرت و حيات قلوب است، از دست انسان مىگيرد او را مفلس و بى چاره مىكند.»[3]
2- زيان به خويشتن: امام صادق عليهالسلام:
«الْحاسِدُ يُضِرُّ بِنَفْسِهِ قَبْلَ انْ تُضِرَّ بِالْمَحْسُودِ»[4]
حسود! پيش از آنكه به ديگرى ضرر بزند، به خودش زيان مىرساند.
3- از دست دادن دوستان: امام على (ع)
«الْحَسُودُ لا خُلَّةَ لَهُ»[5]
حسود، دوستى ندارد.
[1]- بحارالانوار، ج 73، ص 253
[2]- بحارلانوار، ج 73، ص 273
[3]- چهل حديث، ص 92، فرهنگى رجاء
[4]- مصباح الشريعه، باب 51
[5]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 1، ص 223
4- بى رحمى: در حديثآمده است كه حضرت آدم (ع) ازحسد پرسيدتو كيستى؟
- من حسدم.
- جاى توكجاست؟
- در قلب.
- آيا در آن قلب، مهربانى هم هست؟
- وقتى من وارد قلبى شوم، مهربانى از آن بيرون مىرود.[1]
5- غم واندوه: امام على سلام اللّه عليه:
«لايُوجَدُ الْحَسُودُ مَسْرُوراً»[2]
حسود هيچگاه خوشحال نيست.
6- بيمارى: همان امام:
«الْحَسُودُ ابَداً عَليلٌ»[3]
حسود هميشه بيمار است.
«الْحَسَدُ يُذيبُ الْجَسَدَ»[4]
حسد، بدن را نحيف مىكند.
7- نابودى نيكيها: همان حضرت:
«الْحَسَدُ يَأْكُلُ الْحَسَناتِ كَما تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ»[5]
حسد نيكيهارا مىخورد چنانكه آتش چوب را مىبلعد.
[1]- المواعظ العدديه، آيت ا ... مشكينى، ص 189
[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 6، ص 368
[3]- همان مدرك، ج 1، ص 199
[4]- همان مدرك، ص 241
[5]- همان مدرك، ج 2، ص 72
8- پريشانى: همان حضرت:
«اسْوَءُ النَّاسِ عَيْشاً الْحَسُودُ»[1]
زندگى حسود از همه مردم بدتر است.
9- رد شدن اعمال: مرحوم مجلسى روايت كرده:
«در آسمان پنجم فرشتهاى است كه چون خورشيد مىدرخشد، وقتى عمل بندهاى به او مىرسد، گويد: بايست. من فرشته حسد هستم وعمل صاحب حسد را به رويش مىكوبم»[2]
10- مضاعف شدن گناهان: اميرمؤمنان صلوات الله عليه:
«الْحَسُودُ كَثيرُ الْحَسَراتِ، مُتَضاعَفُ السَّيِّئاتِ»[3]
اندوه و حسرت حسود فراوان و گناهانش مضاعف است.
به مفاسد و پيامدهاى فردى حسد به همين اندازه بسنده مىكنيم و به برخى از مفاسد اجتماعى آن مىپردازيم:
ب- پيامدهاى اجتماعى:
حسادت نسبت به ديگران، سبب بروز ناهنجاريهاى اجتماعى نيز مىشود از جمله:
1- بروز فساد: حسد بسان آتشى فراگير، افكار و كردار حسود را شعله ور مىسازد و آنها را به تباهى مىكشاند و در اثر آن به غيبت، سخن چينى، فحش، بهتان، بدگمانى و ...
دچار مىشود.
به تعبيرامير مؤمنان على عليهالسلام:
«اذا مَطَرَ التَّحاسُدُ، نَبَتَ التَّفاسُدُ»[4]
[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 385
[2]- بحارالانوار، ج 73، ص 262
[3]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 1،، ص 392
[4]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 3، ص 173