^ خلاصه درس
آثار و پيامدهاى فردى بدگمانى عبارتند از: مردم گريزى، تباهى عبادت، هلاكت.
آثار اجتماعى آن نيز عبارتند از: عدم اعتماد متقابل فساد كارها، تيرگى روابط دوستانه.
راههاى مبارزه با بدگمانى عبارتند از: اصلاح نفس، كنترل معاشرتها، حمل كردن فعل مسلمان بر صحت، ترتيب اثر ندادن به بدگمانى و تفكّر در زيانهاى فردى واجتماعى بدگمانى.
بدگمانى در دو مورد، كارى منطقى و درست است، يكى در زمان غلبه فساد و ديگرى بعد از صلح با دشمن.
^ پرسش
1- زيانهاى بدگمانى را نام ببريد.
2- راههاى مبارزه با بدگمانى را نام ببريد.
3- حمل كردن فعل مسلمان برصحت و ترتيب اثر ندادن به بدگمانى، چگونه راه مبارزه با بدگمانى محسوب مىشود؟
4- آيا بدگمانى هميشه مذموم است؟ به اختصار توضيح دهيد.
5- كنترل معاشرتها چگونه راه مبارزه با بدگمانى است.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس چهل و چهارم: احترام به اموال ديگران
ديدگاه اسلام
انسانها در پى تلاش براى معاش به درآمد و دارايىهايى دست مىيابند. اقتضاى فطرت آدمى اين است كه حاصل دسترنج خود را از آن خود بداند و از تجاوز ديگران به مال خود جلوگيرى كند. حتّى اين مسأله به طور غريزى درحيوانات نيز وجود دارد. كه از طعمه به چنگ آورده و از آشيانه خود حراست مىكنند از دستبرد ديگران به طعمه و لانه خود جلوگيرى مىنمايند.
در اسلام نيز همچنانكه بر احترام به جان، ناموس و آبروى مردم تأكيد شده، حرمت مال مردم نيز واجب شمرده شده و دست درازى هر كس به مال ديگرى بدون رضايت او محكوم شمرده شده است.
اميرمؤمنان سلام الله عليه فرمود:
«فَجَناةُ ايْديهِمْ لا تَكُونُ لِغَيْرِ افْواهِهِمْ»[1]
دستاورد (كار و تلاش) مردم براى غير دهان خودشان نيست.
يعنى هر كسى زحمت مىكشد واز راه حلال، درآمد كسب مىكند، مال خود اوست وديگران حق ندارند در آن تصرف كنند.
اين مسأله تا آنجا اهميت دارد كه رسول اكرم صلّى الله عليه وآله در مراسم حجّ ودر سرزمين منى- كه همه حاجيان گردهم آمدهاند- بالحن خاصى برآن تأكيدكرده وفرمودهاست:
«انَّ دِماءَكُمْ وَامْوالَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هذا فى شَهْرِكُمْ هذا فى بَلَدِكُمْ هذا الى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ ...»[2]
همانا خون و مالتان بر يكديگر حرام است مثل حرمتى كه امروزتان در اين ماه و اين سرزمين دارد، تا روزى كه خدا را ملاقات كنيد.
ودر سخنى بهابوذر، احترام ثروت مؤمن رادر حداحترام جانش دانسته وفرمودهاست:
«حُرْمَةُ مالِهِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ»[3]
حرمت مال مؤمن مثل حرمت خونش است.
امام باقر عليهالسلام نيز مىفرمايد:
«اعْظَمُ الْخَطايا اقْتِطاعُ مالِ امْرِءٍ مُسْلِمٍ»[4]
بزرگترين جرم، گرفتن (ناحق) مال مرد مسلمان است.
پيش بينيهاى لازم
در صحنه عمل نيز، اسلام پيشبينىهاى لازم را جهت حفظ اموال مردم انجام
[1]- نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه 232
[2]- وسائل الشيعه، ج 29، ص 10، مؤسسه آل البيت
[3]- همان مدرك، ج 12، ص 152
[4]- بحارالانوار، ج 78، ص 55
داده و قوانين آن رادر متن برنامههاى فرهنگى، اقتصادى واجرايى خود گنجانده است و براى حفظ امنيت مالى شهروندان خويش از هيچ گونه، مساعدتى دريغ نورزيده است.
در اينجا به تعدادى از آن قوانين اشاره مىكنيم:
1- هرگونه تصرف عدوانى ممنوع
اسلام هرگونه تصرف درمال مردم را بدون مجوّز قانونى با رضايت صاحب مال، «غصب» و حرام شمرده است و چنين كارى را سبب فساد و هرج و مرج اقتصادى مىداند؛ امام رضا (ع) مىفرمايد:
«... وَحَرَّمَ غَصْبَ الْامْوالِ وَاخْذَها مِنْ غَيْرِ حِلِّها لِمافيهِ مِنْ انْواعِ الْفَسادِ ...»[1]
خداوند، غصب اموال وتصرف نامشروع آنها را حرام كرده چون منشأ انواع تباهيهاست.
و درباره علت تحريم سرقت نيز مىفرمايد:
«... وَحَرَّمَ السِّرْقَةَ لِمافيهِ مِنْ فَسادِ الْامْوالِ وَقَتْلِ الْانْفُسِ لَوْكانَتْ مُباحَةً»[2]
خداوند، دزدى را نيز به اين خاطر حرام كرد كه اگر جايز بود سبب تباهى ثروتها و كشتن نفوس مىشد.
در همين راستا؛
- دوست، حق ندارد دراموال واشيايى كه متعلق به دوستش است، بدون رضايت واجازه او تصرف كند يا به عبارتى؛ تك بزند.
- همسر، حق ندارد دراموال همسرش بدون اجازه و رضايت او دخل وتصرف كند و زن حق ندارد بدون اجازه شوهرش اموال او را به كسى ببخشد يا نذر كند.
- وكيل، درچارچوب وكالت، مجاز به تصرف دراموال موكل خود مىباشد و فراتر از آن حق ندارد. و ...
[1]- وسائل الشيعه، ج 28، ص 241
[2]- همان مدرك
2- ضرورت حفظ بيت المال
دقّت فراوان رهبران اسلام و تأكيد بر حفظ و حراست از بيت المال مسلمانان و خوددارى و جلوگيرى از حيف و ميل آن نيز، فرآيند مهمّى دراحترام و امنيت مالى مردم به حساب مىآيد چرا كه هر تومانى از بيت المال متعلق به عموم مردم است كه حفظ آن خدمت به همه محسوب مىشود و در صورت كوتاهى نيز، فرد در برابر همه مسؤولاست.
درتاريخ آمده است كه پس از جنگ «حنين» رزمندگان، گرداگرد پيامبر صلى الله عليه و آله جمع شدند و گفتند: اى پيامبر خدا غنايم جنگى را ميان ما تقسيم كن. آن حضرت، كنار شترى ايستاد و مقدارى از كرك كوهانش راكند و به هوا افكند و فرمود:
«اى مردم! به خدا سوگند، من از غنايم- حتى مثل اين كرك- جز خمس آن را نمىبرم و آن هم به شما خواهد رسيد. بنابراين، هر كس هر چه برده، حتى نخ و سوزن راهم برگرداند زيرا خيانت (به بيتالمال) در قيامت، براى خائن، بدترينننگ و سبب ورود به دوزخ خواهدبود.»[1]
در زمان خلافت ظاهرى اميرمؤمنان عليهالسلام نيز، يكى از دختران آن حضرت، گردن بندى را به صورت «امانت تضمينى» از بيت المال دريافت كرد تا در مراسم عيد قربان از آن به عنوان زينت استفاده كند. امام با آگاه شدن از اين موضوع، مسؤول بيتالمال را به حضور طلبيد و بشدت مورد سرزنش قرار داد و از تكرار چنين كارى بر حذر داشت و به دخترش نيز فرمود:
«اگر گردن بند را به صورت عاريه و با ضمانت دريافت نكرده بودى، نخستين بانوى هاشمى بودى كه انگشتان دستت به جرم دستبرد به بيت المال قطع مىشد!»[2]
رفتار حكيمانه و عادلانه رهبران معصوم اسلام، ضمن هشدار به همه دست اندركاران بيت المال، دليل روشنى بر احترام فوق العاده اسلام به اموال عمومى است كه بايد فراگير و مستمر درجامعه اسلامى، ادامه يابد.
[1]- سيره ابن هشام، ج 4، ص 135، داراحياء التراث العربى
[2]- بحارالانوار، ج 40، ص 338
3- تأكيد بر امانت دارى
بازگردان امانت، خوى نيكوى انسانى است كه از فطرتهاى پاك، سرچشمه مىگيرد و عامل مؤثّرى در برقرارى نظم و امنيت مالى جامعه به حساب مىآيد و اسلام نيز بر آن، تأكيد فراوان دارد و خداوند به هيچ كس اجازه كمترين خيانتى رانداده است؛ امام باقر عليهالسلام مىفرمايد:
«ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ لِاحَدٍ فيهِنَّ رُخْصَةً: اداءُالْامانَةِ الَى الْبَرِّ وَالْفاجِرِ»[1]
در سه چيز خداوند، براى هيچ كس رخصت تخلف نداده است؛ اداى امانت به نيكوكار و بدكار ...
همچنين به شدّت، خيانت رانكوهش كرده، مؤمنان را از آلوده شدن به آن بر حذر داشتهاند؛ اميرمؤمنان صلوات الله عليه مىفرمايد:
«مِنْ افْحَشِ الْخِيانَةِ الْخِيانَةُ بِالْوَدائِعِ»[2]
از زشت ترين خيانتها، خيانت به امانتهاست.
در اين راستا، هرگونه كوتاهى در پرداخت حقوق مردم، مذموم و ممنوع اعلام شده و تحت عنوان «حبس الحقوق» از گناهان كبيره شمرده شده است.^[3]
حضرت صادق عليهالسلام مىفرمايد:
«ايُّما مُؤْمِنٍ حَبِسَ مُؤْمِناً عَنْ مالِهِ وَهُوَ يَحْتاجُ الَيْهِ لَمْ يَذُقْ وَاللَّهِ مِنْ طَعامِ الْجَنَّةِ وَلا يَشْرَبُ مِنَ الرُّصيقِ الْمَخْتُومِ»[4]
[1]- همان مدرك، ج 74، ص 176
[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 6، ص 20
[3]^- ر. ك. گناهان كبيره. شهيد دستغيب، ج 2، ص 1
[4]- بحارالانوار، ج 75، ص 214
هر مؤمنى كه مؤمنى را از مال خودش باز دارد، در حالى كه به آن مال نياز دارد، به خدا سوگند، غذاى بهشت را نمىچشد و از شراب سربسته بهشت نمىنوشد.
4- نگهدارى از مال يتيم:
كودكانى كه گرد يتيمى بر چهره دارند و به سبب بى سرپرستى، اموالشان درمعرض تهديد قرار مىگيرد، از سوى اسلام، مورد حمايت ويژه قرار گرفتهاند؛ قرآن مجيد به كسانى كه به عنوان قيّم يا ولىّ اين كودكان، دراموالشان تصرف مى كنند، گوشزد مىكند كه:
«وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ...»[1]
به ثروت يتيم- جز به نيكوترين وجه- نزديك نشويد تا به سن رشد برسد.
واز سويى، كسانى كه مال يتيم را به ناحق مصرف كنند به آتش دوزخ تهديد كرده مىفرمايد:
«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً»[2]
كسانى كه ثروت يتيمان را به ستم مىخورند، همانا شكم خويش را از آتش آكندهاند.
و حضرت كاظم عليهالسلام با استناد به همين آيه، خوردن مال يتيم را از گناهان كبيره شمرده است.[3]
5- حفظ مال قاصر
اموال افراد نابالغ يا سفيه و مجنون نيز بايستى به نحو احسن محافظت شود و تا وقتى كه صاحبانش از رشد عقلى كامل برخوردار نيستند بايد با تعيين قيّم از حيف و ميل
[1]- انعام، آيه 152
[2]- نساء، آيه 10
[3]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 318، آل البيت