بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 95

وَالْمَخيطِ»[1]

اى على! امانت را به نيكوكار وبدكار پس بده، كم باشد يا زياد، حتّى نخ و سوزن.

همچنين آن حضرت در يكى از وصيتهايش فرمود:

«ادُّوا الْاماناتِ وَلَوْ الى قَتَلَةِ الْانْبِياءِ»[2]

امانتها را رد كنيد، گر چه به قاتلان پيامبران باشد.

مطالبى كه بيان شد، اهميت بسيار زياد امانتدارى را مى‌رساند كه ضامن قوام و بقاى روابط اجتماعى بر پايه اعتماد عمومى است.

ابوحمزه ثمالى مى‌گويد: از امام سجاد عليه‌السلام شنيدم كه به شيعيان مى‌فرمود:

بر شما باد به اداى امانت، به خدا سوگند اگر قاتل پدرم حسين بن على عليه‌السلام شمشيرى را كه با آن پدرم را به قتل رسانده، نزد من امانت گذارد به او بر مى‌گردانم.[3]

امانتدارى يك نشان مسلمانى‌

خداوند سبحان در قرآن رعايت امانت را يكى ازصفات مؤمنان دانسته و مى‌فرمايد:

«وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»[4]

مؤمنان كسانى هستند كه امانتها و پيمان خويش را رعايت مى‌كنند.

اميرمؤمنان (ع) فرمود:

[1]- بحارالانوار، ج 77، ص 275، اسلاميه

[2]- تحف العقول، ص 74

[3]- بحارالانوار، ج 75، ص 114

[4]- مؤمنون، آيه 8


صفحه 96

«رَاْسُ الْاسْلامِ الْامانَةُ»[1]

سراسلام، امانتدارى است.

ونيز فرمود:

«اذا احَبَّ اللَّهُ عَبْداً حَبَّبَ الَيْهِ الْامانَةَ»[2]

وقتى خدابنده‌اى را دوست بدارد، امانتدارى را محبوب اومى‌گرداند.

امانتدارى، رحمت اجتماعى‌

امانتدارى اگر درجامعه گسترش يابد، سايه رحمت «ديگر دوستى‌را» بر سر مردم مى‌گستراند و پيوند ميان افراد اجتماع را محكمتر مى‌كند.

پيامبراكرم (ص) فرمود:

«لا تَزالُ أُمَّتى بِخَيْرٍ مالَمْ يَتَخاوَنُوا وَادُّوا الْامانَةَ»[3]

امّت من هميشه در خير و سلامت است تا زمانى كه به يكديگر خيانت نورزند و اداى امانت كنند.

امام كاظم عليه‌السلام فرمود:

«انَّ اهْلَ الْارْضِ لَمَرْحُومُونَ ما تَحابُّوا وَادُّوا الْاماناتِ وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ»[4]

تا وقتى كه زمينيان به يكديگر محبت كنند وامانت دار باشند و به حق عمل نمايند مورد رحمتند.

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 47

[2]- همان مدرك، ج 3، ص 140

[3]- بحارالانوار، ج 75، ص 172

[4]- همان مدرك، ص 117


صفحه 97

اميرمؤمنان على عليه‌السلام فرمود:

«اسْتِعْمالُ الْامانَةِ يُزيدُ فِى الرِّزْقِ»[1]

به كارگيرى امانت، روزى را زياد مى‌كند.

خيانت در امانت‌

در اسلام به همان اندازه كه امانتدارى، شريف وارجمند است، خيانت درامانت، نكوهيده و زشت است و در رديف گناهان كبيره جا گرفته است.[2]

پيامبر اكرم (ص) فرموده است:

«لَيْسَ مِنَّا مَنْ خانَ مُسْلِماً فى اهْلِهِ وَمالِهِ»[3]

آنكه به ناموس و مال مسلمانى خيانت كند، از ما نيست.

اميرمؤمنان على عليه‌السلام فرمود:

«شَرُّ النَّاسِ مَنْ لا يَعْتَقِدُ الْامانَةَ وَلا يَجْتَنِبُ الْخِيانَةَ»[4]

بدترين مردم كسى است كه به امانت معتقد نباشد واز خيانت پرهيز نكند.

اقسام خيانت‌

اينك زشتى و حرمت خيانت بيان شد، به اقسام آن اشاره مى‌كنيم:

الف و ب- خيانت به خدا و پيامبر:

قرآن مجيد مى‌فرمايد:

[1]- بحارالانوار، ج 75، ص 172

[2]- وسايل الشيعه، ج 11، ص 261

[3]- بحارالانوار، ج 75، ص 172

[4]- شرر غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 175


صفحه 98

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ ...»[1]

اى مؤمنان! به خدا و پيامبر خيانت نورزيد و به امانتهاى خود نيز.

امام باقر عليه‌السلام در تفسير اين آيه شريفه مى‌فرمايد:

«واجبات الهى نزد هر انسانى به امانت سپرده شده است و عمل نكردن بدان، خيانت محسوب مى‌شود.»[2]

بنابراين، بى اعتنايى به قوانين و دستورات شرعى كه مجموعه‌اى از دستورات الهى و سيره و روش پيامبر و ائمه معصومين است، به منزله خيانت به آنان محسوب مى‌شود كه مؤمن بايد از آن اجتناب ورزد.

همچنين كليه اموال مؤسسات دولتى، جزء داراييهاى عمومى يا بيت‌المال است كه در دست كارمندان به امانت سپرده شده است و هر فردى به تنهايى موظّف به حفظ و نگهدارى واستفاده صحيح و قانونى از آنها است. حيف و ميل بيت المال و استفاده شخصى و ناصحيح از آن، خيانت به اموال مسلمانان بوده و گناهى نابخشودنى است و درواقع، خيانت به خود نيز محسوب مى‌شود.

كم كارى، گران فروشى، كم فروشى، حقوق گرفتن وكار نكردن و ... همه از موارد خيانت به مردم است.

ج- خيانت به اسرار نظامى، سياسى:

آنان كه در مشاغل نظامى و سياسى اشتغال دارند، در حقيقت امانتدار مردمند و اسرار تشكيلاتى بطور امانت، دراختيارشان قرار گرفته است.

آنان بايد دقت كافى به خرج دهند و آگاه باشند كه حيات و نابودى يك ملت بسته به حفظ و افشاى اسرار سياسى، نظامى واقتصادى آن كشور است، گاهى ممكن است افشاى يك مسأله سياسى يا نظامى، بخصوص اسرار جنگ، چنان ضربه‌اى به كشور وارد

[1]- انفال، آيه 27

[2]- تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 144


صفحه 99

كند كه هرگز جبران نشود.

د- خيانت به ناموس، اموال و اسرار شخصى:

ناموس و اسرار مردم همچون اموالشان محترم است و اگر به شكلى دراختيار ديگران قرار گيرد، به منزله امانت است كه بايد به بهترين صورت از آن نگهدارى شود. نگاههاى هوس آلود به ناموس مردم و دست درازى به آنها خيانت است. همچنين افشاى راز مردم، نوعى خيانت به آنهاست.

نيز افشاى محتواى پرونده‌ها و نامه‌هاى مردم، خبردادن از وضع داخلى افراد.

اطلاع و آگاهى از عيوب و نقاط ضعف آنان و بر ملاكردن آن، خيانت محسوب مى‌شود.


صفحه 100

^ خلاصه درس‌

از خصلتهاى بسيار زيبا و پسنديده، امانتدارى و تحويل بموقع امانت است.

اديان مقدس الهى، بخصوص اسلام نسبت به تقويت اين صفت نيك كوشش فراوان كرده‌اند.

آيات و روايات، گوياى اهميّت بسيار زياد امانتدارى است، زيرا امانتدارى ضامن قوام و بقاى روابط اجتماعى بر پايه اعتماد عمومى است.

در اسلام به همان اندازه كه امانتدارى، شريف و ارجمند است، خيانت در امانت، نكوهيده و زشت است و در رديف گناهان كبيره قرار گرفته است.

خيانت درامانت اقسامى دارد كه برخى از آنها عبارتند از: خيانت به خدا و پيامبر خيانت به اسرار نظامى- سياسى و خيانت به ناموس، اموال و اسرار شخصى.

^ پرسش‌

1- آيه‌اى درباره اهميت امانتدارى ذكر كنيد.

2- از چه جهت امانتدارى داراى اهميت است؟

3- آيه يا روايتى كه امانتدارى را از صفات مؤمنان دانسته، ذكر كنيد.

4- آثار امانتدارى را بر اجتماع بيان كنيد.

5- خيانت به امانت چند قسم است؟ دو قسم مهم آن را بيان كنيد.


صفحه 101

درس چهل و ششم: ناسپاسى نعمت‌

فطرت انسانى گواهى مى‌دهد كه پاداش نيكى جز نيكى نمى‌تواند باشد و سپاسگزارى در برابر نعمتها ضرورتى فطرى وانكار ناپذير است و جز سفله‌گان و نابخردان، ناسپاسى نعمت نمى‌كنند. اميرمؤمنان صلوات اللّه عليه مى فرمايد:

«مَنْ لَمْ يَشْكُرِالْانْعامَ فَلْيَعُدَّ مِنَ الْانْعامِ»[1]

هركس نعمت دادن را سپاس نگويد، بايد در زمره چارپايان به حساب آيد!

انواع نعمتها

جهان آفرينش، سرشار از نعمتهاى گوناگونى است كه هر يك به نوبه خود، نقش ارزنده‌اى را در زندگى انسان ايفا مى‌كنند و در يك تقسيم بند ى كلى به مادى ومعنوى‌

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 342


صفحه 102

نامگذارى مى‌شوند. اين نعمتها بيشمار است و در فرآورده‌هاى خوراكى محدود نمى‌شود؛ حيات انسان، وجود اعضا و جوارح، قدرت فكر و انديشه، سلامت جسم و جان، سالهاى عمر، نشاط جوانى، نزول وحى، آمدن پيامبران، ايمان به خدا و قيامت، امنيت فردى واجتماعى، قدرت كار و كوشش، توان يادگيرى، امكان تعالى و تكامل بشر، زمين، آب، هوا، حيوانات، گياهان، وجود پدر ومادر، دوستان و بستگان، همسر و فرزندان- كه انسان با آنها انس مى‌گيرد و .... از معدود نعمتهايى است كه در زندگى انسان محسوس است ولى همه آنهانه محسوس است و نه قابل شمارش به تعبير قرآن مجيد:

«وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ»[1]

اگر (بخواهيد) از نعمتهاى الهى آمار بگيريد، نمى‌توانيد، همانا خداوند بخشنده و مهربان است.

در ديدگاه مؤمنان و خردمندان، «نعمت دهِ» اصلى كسى جز خداوند نيست ونعمتهاى خرد وكلان ومحسوس و نامحسوس از آن اوست و ديگران واسطه نعمت محسوب مى‌شوند.

ضرورت سپاسگزارى‌

چنانكه در پيش اشاره شد، سپاسگزارى در برابر هر نعمتى، خواست وجدان سالم و مدّ نظر دين و خرد است.

خداوند در قرآن مجيد ضمن يادآورى برخى ازنعمتها به انسان سفارش مى‌كند كه شكر آنها را به جاى آورد تا هم وظيفه انسانى خود را انجام دهد و هم از مواهب بيشمار الهى- كه نتيجه سپاسگزارى است- برخوردار گردد و قدردانى از نعمتهاى الهى را ثمره ايمان به خدا و اعتقاد به يگانگى او دانسته مى‌فرمايد:

[1]- نحل، آيه 18