بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 97

اميرمؤمنان على عليه‌السلام فرمود:

«اسْتِعْمالُ الْامانَةِ يُزيدُ فِى الرِّزْقِ»[1]

به كارگيرى امانت، روزى را زياد مى‌كند.

خيانت در امانت‌

در اسلام به همان اندازه كه امانتدارى، شريف وارجمند است، خيانت درامانت، نكوهيده و زشت است و در رديف گناهان كبيره جا گرفته است.[2]

پيامبر اكرم (ص) فرموده است:

«لَيْسَ مِنَّا مَنْ خانَ مُسْلِماً فى اهْلِهِ وَمالِهِ»[3]

آنكه به ناموس و مال مسلمانى خيانت كند، از ما نيست.

اميرمؤمنان على عليه‌السلام فرمود:

«شَرُّ النَّاسِ مَنْ لا يَعْتَقِدُ الْامانَةَ وَلا يَجْتَنِبُ الْخِيانَةَ»[4]

بدترين مردم كسى است كه به امانت معتقد نباشد واز خيانت پرهيز نكند.

اقسام خيانت‌

اينك زشتى و حرمت خيانت بيان شد، به اقسام آن اشاره مى‌كنيم:

الف و ب- خيانت به خدا و پيامبر:

قرآن مجيد مى‌فرمايد:

[1]- بحارالانوار، ج 75، ص 172

[2]- وسايل الشيعه، ج 11، ص 261

[3]- بحارالانوار، ج 75، ص 172

[4]- شرر غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 175


صفحه 98

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ ...»[1]

اى مؤمنان! به خدا و پيامبر خيانت نورزيد و به امانتهاى خود نيز.

امام باقر عليه‌السلام در تفسير اين آيه شريفه مى‌فرمايد:

«واجبات الهى نزد هر انسانى به امانت سپرده شده است و عمل نكردن بدان، خيانت محسوب مى‌شود.»[2]

بنابراين، بى اعتنايى به قوانين و دستورات شرعى كه مجموعه‌اى از دستورات الهى و سيره و روش پيامبر و ائمه معصومين است، به منزله خيانت به آنان محسوب مى‌شود كه مؤمن بايد از آن اجتناب ورزد.

همچنين كليه اموال مؤسسات دولتى، جزء داراييهاى عمومى يا بيت‌المال است كه در دست كارمندان به امانت سپرده شده است و هر فردى به تنهايى موظّف به حفظ و نگهدارى واستفاده صحيح و قانونى از آنها است. حيف و ميل بيت المال و استفاده شخصى و ناصحيح از آن، خيانت به اموال مسلمانان بوده و گناهى نابخشودنى است و درواقع، خيانت به خود نيز محسوب مى‌شود.

كم كارى، گران فروشى، كم فروشى، حقوق گرفتن وكار نكردن و ... همه از موارد خيانت به مردم است.

ج- خيانت به اسرار نظامى، سياسى:

آنان كه در مشاغل نظامى و سياسى اشتغال دارند، در حقيقت امانتدار مردمند و اسرار تشكيلاتى بطور امانت، دراختيارشان قرار گرفته است.

آنان بايد دقت كافى به خرج دهند و آگاه باشند كه حيات و نابودى يك ملت بسته به حفظ و افشاى اسرار سياسى، نظامى واقتصادى آن كشور است، گاهى ممكن است افشاى يك مسأله سياسى يا نظامى، بخصوص اسرار جنگ، چنان ضربه‌اى به كشور وارد

[1]- انفال، آيه 27

[2]- تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 144


صفحه 99

كند كه هرگز جبران نشود.

د- خيانت به ناموس، اموال و اسرار شخصى:

ناموس و اسرار مردم همچون اموالشان محترم است و اگر به شكلى دراختيار ديگران قرار گيرد، به منزله امانت است كه بايد به بهترين صورت از آن نگهدارى شود. نگاههاى هوس آلود به ناموس مردم و دست درازى به آنها خيانت است. همچنين افشاى راز مردم، نوعى خيانت به آنهاست.

نيز افشاى محتواى پرونده‌ها و نامه‌هاى مردم، خبردادن از وضع داخلى افراد.

اطلاع و آگاهى از عيوب و نقاط ضعف آنان و بر ملاكردن آن، خيانت محسوب مى‌شود.


صفحه 100

^ خلاصه درس‌

از خصلتهاى بسيار زيبا و پسنديده، امانتدارى و تحويل بموقع امانت است.

اديان مقدس الهى، بخصوص اسلام نسبت به تقويت اين صفت نيك كوشش فراوان كرده‌اند.

آيات و روايات، گوياى اهميّت بسيار زياد امانتدارى است، زيرا امانتدارى ضامن قوام و بقاى روابط اجتماعى بر پايه اعتماد عمومى است.

در اسلام به همان اندازه كه امانتدارى، شريف و ارجمند است، خيانت در امانت، نكوهيده و زشت است و در رديف گناهان كبيره قرار گرفته است.

خيانت درامانت اقسامى دارد كه برخى از آنها عبارتند از: خيانت به خدا و پيامبر خيانت به اسرار نظامى- سياسى و خيانت به ناموس، اموال و اسرار شخصى.

^ پرسش‌

1- آيه‌اى درباره اهميت امانتدارى ذكر كنيد.

2- از چه جهت امانتدارى داراى اهميت است؟

3- آيه يا روايتى كه امانتدارى را از صفات مؤمنان دانسته، ذكر كنيد.

4- آثار امانتدارى را بر اجتماع بيان كنيد.

5- خيانت به امانت چند قسم است؟ دو قسم مهم آن را بيان كنيد.


صفحه 101

درس چهل و ششم: ناسپاسى نعمت‌

فطرت انسانى گواهى مى‌دهد كه پاداش نيكى جز نيكى نمى‌تواند باشد و سپاسگزارى در برابر نعمتها ضرورتى فطرى وانكار ناپذير است و جز سفله‌گان و نابخردان، ناسپاسى نعمت نمى‌كنند. اميرمؤمنان صلوات اللّه عليه مى فرمايد:

«مَنْ لَمْ يَشْكُرِالْانْعامَ فَلْيَعُدَّ مِنَ الْانْعامِ»[1]

هركس نعمت دادن را سپاس نگويد، بايد در زمره چارپايان به حساب آيد!

انواع نعمتها

جهان آفرينش، سرشار از نعمتهاى گوناگونى است كه هر يك به نوبه خود، نقش ارزنده‌اى را در زندگى انسان ايفا مى‌كنند و در يك تقسيم بند ى كلى به مادى ومعنوى‌

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 342


صفحه 102

نامگذارى مى‌شوند. اين نعمتها بيشمار است و در فرآورده‌هاى خوراكى محدود نمى‌شود؛ حيات انسان، وجود اعضا و جوارح، قدرت فكر و انديشه، سلامت جسم و جان، سالهاى عمر، نشاط جوانى، نزول وحى، آمدن پيامبران، ايمان به خدا و قيامت، امنيت فردى واجتماعى، قدرت كار و كوشش، توان يادگيرى، امكان تعالى و تكامل بشر، زمين، آب، هوا، حيوانات، گياهان، وجود پدر ومادر، دوستان و بستگان، همسر و فرزندان- كه انسان با آنها انس مى‌گيرد و .... از معدود نعمتهايى است كه در زندگى انسان محسوس است ولى همه آنهانه محسوس است و نه قابل شمارش به تعبير قرآن مجيد:

«وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ»[1]

اگر (بخواهيد) از نعمتهاى الهى آمار بگيريد، نمى‌توانيد، همانا خداوند بخشنده و مهربان است.

در ديدگاه مؤمنان و خردمندان، «نعمت دهِ» اصلى كسى جز خداوند نيست ونعمتهاى خرد وكلان ومحسوس و نامحسوس از آن اوست و ديگران واسطه نعمت محسوب مى‌شوند.

ضرورت سپاسگزارى‌

چنانكه در پيش اشاره شد، سپاسگزارى در برابر هر نعمتى، خواست وجدان سالم و مدّ نظر دين و خرد است.

خداوند در قرآن مجيد ضمن يادآورى برخى ازنعمتها به انسان سفارش مى‌كند كه شكر آنها را به جاى آورد تا هم وظيفه انسانى خود را انجام دهد و هم از مواهب بيشمار الهى- كه نتيجه سپاسگزارى است- برخوردار گردد و قدردانى از نعمتهاى الهى را ثمره ايمان به خدا و اعتقاد به يگانگى او دانسته مى‌فرمايد:

[1]- نحل، آيه 18


صفحه 103

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»[1]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از آن پاكيزه‌هايى كه روزى شما كرده‌ايم بخوريد و اگر خدا را مى‌پرستيد، سپاسش را به جاى آوريد.

شايان ذكر است؛ همانگونه كه نعمتهاى خدا بى انتهاست، سپاسگزارى از آنها نيز در حدّ محال است و انسان هرگز نمى‌تواند از عهده شكر نعمتهاى الهى بر آيد و بايد با اظهار عجز به درگاه ربوبى در حد توان خويش به سپاس ايستد و ازاو قدردانى كند.

كمترين سپاسى كه انسان بايد به جاى آورد اين است كه نعمتهاى خدا را در راه نافرمانى او به كار نگيرد زيرا چنين كارى منتهاى ناسپاسى است. امير مؤمنان صلوات الله عليه مى‌فرمايد:

«مَنِ اسْتَعانَ بِالنِّعْمَةِ عَلَى الْمَعْصِيَةِ فَهُوَ الْكَفُورُ»[2]

كسى كه نعمت را در نافرمانى خدا به كار گيرد، بسيار ناسپاس است.

تناسب نعمت و شكر

سپاسگزارى بايد با نعمت، مناسبت داشته باشد و هر نعمتى را به فراخور خود قدر بدانيم؛ بطور مثال: شكر نعمت وحى و نبوت، پيروى از آنهاست.

- سپاسگزارى از رهبران معصوم و جانشينان آنها به كارگيرى دستورات آنهاست.

- قدردانى از نعمت فكر و انديشه، تفكر صحيح وخدمت به جامعه اسلامى‌است.

- شكرنعمت سلامتى جسم و جان، اطاعت وفرمانبردارى از خدا و خدمت به اجتماع است.

- سپاس نعمت پدر و مادر، خوشرفتارى و خدمت‌به آنها استفاده از تجارب‌

[1]- بقره، آيه 172

[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 258


صفحه 104

خوبشان است.

- قدردانى از مال و ثروت، مصرف بجا و در راستاى رفاه خانواده و حل مشكلات ديگران و كسب كمالات انسانى است.

كفران نعمت‌

كفر يعنى پوشاندن و كفران نعمت به معنى پوشاندن نعمت و شكر آن را به جا نياوردن است.[1]

هر انسانى از نعمتهاى فراوانى برخوردار است كه بدون آن نمى‌تواند به حيات خود ادامه دهد، امّا بر خورد انسانها در برابر نعمتهاى الهى يكسان نيست؛ گروهى قدرشناسند و شكر گزار و خداوند نيز نعمتش را بر آنان افزون مى‌كند، چنان كه خود فرمود:

«لَان شَكَرْتُمْ لَازيدَنَّكُمْ»[2]

اگر سپاسگزار باشيد، نعمتم را بر شما افزون مى‌كنم.

گروه ديگر كافرند ونا سپاس.

كفران نعمت عبارت است از:

1- نشناختن نعمت و بى توجهى به آن.

2- اظهار نكردن و شاد نبودن به آن.

3- مصرف نكردن آن در موردى كه نعمت دهنده فرموده است.[3]

بطور كلّى كفران و ناسپاسى گاهى مربوط به قلب است و آن بى توجهى به لطف احسان كننده است و گاهى مربوط به زبان است و آن ياد نكردن از احسان كننده و به جانياوردن شكر اوست و گاهى مربوط به ساير اعضاى بدن است و آن مصرف كردن‌

[1]- مفردات، راغب، ماده كفر، ص 433

[2]- ابراهيم، آيه 7

[3]- معراج السعاده، ص 623