بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 13

تقريظ: استاد محقق آيت اللّه جعفر سبحانى‌

پيش‌گفتار

دانشوران بالاتر از عنقا پريدند

عنقا آن مرغ بى‌نام و نشانى است كه براى پرواز و اوج‌گيرى خود، حد و مرزى نمى‌شناسد، و سپهر لاجوردى را زير بال خود قرار داده و در افق‌هاى بس دور و دراز پرواز مى‌كند و براى پرش خود هيچ رادع و مانعى نمى‌انديشد.

ولى مرغ تيز پرواز انديشه دانشوران فراتر از عنقا به پرواز در مى‌آيد، نه تنها عوالم مادى زير شهپر مرغ انديشه قرار مى‌گيرد، بلكه صفحه امكانى اعم از مجرد و مادى جولانگاه او مى‌باشد. و حقّا كه بايد گفت:

دانشوران بالاتر از عنقا پريدند

آرى كند دانشور اين‌سان پر فشانى‌

دانشمند بسان شمعى است كه گرداگرد خود را روشن مى‌سازد هرچند در اين راه، هستى خود را از دست مى‌دهد.

تاريخ علم گواهى مى‌دهد، پى‌افكنان علوم و طلايه‌داران فرهنگ اسلامى، در عين زهد و وارستگى همه توان خود را براى بالا بردن سطح دانش بكار برده و همه چيز را- جز پيشبرد هدف- بدست فراموشى مى‌سپردند. و اگر چنين همت‌هاى‌


صفحه 14

والايى در كار نبود دانش بشرى به اين پايه از كمال نمى‌رسيد.

شيوه زندگى بزرگان بويژه دانشمندان اسلامى كه دين و دانش را به هم آميخته و با اخلاص در اين راه گام برداشته‌اند، بهترين اسوه و الگو براى جوانان امروز است تا از زندگى و سيره عملى آنان درس فراگيرند، زيرا تاريخ به‌طور مطلق بويژه زندگانى دانشمندان آزمايشگاه بزرگ زندگى است و با تدبير و انديشيدن در حوادث تكان دهنده در حيات آنان مى‌توان بر بسيارى از مشكلات فائق آمد.

تاريخ‌نگاران براى نگاشتن زندگى پيشينيان با انگيزه‌هاى گوناگونى وارد كار مى‌شوند ولى هيچ انگيزه براى نويسنده و خواننده مقدستر از انگيزه عبرت‌گيرى و درس‌آموزى و اسوه‌پذيرى نيست و لذا قرآن در نقل سرگذشت گذشتگان مسأله عبرت‌آموزى را مطرح مى‌كند و مى‌فرمايد:لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ‌.[1]

كتابى كه اكنون پيش روى خود داريد آسمان دانش را با ستارگان و اختران پر فروغ خود براى شما ترسيم مى‌كند كه هريك بسان ستاره سقف نيگلون، هادى و راهنمايى امت و يا امت‌هايى بوده است و در حقيقت مصداق آيه مباركه:وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ‌[2]به شمار مى‌روند و در آيه ديگر مى‌فرمايد:وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ:[3]«اوست كه ستارگان براى شما قرار داد تا در تاريكيهاى خشكى و دريا به وسيله آنها راه پيدا كنيد».

اين كتاب برخلاف غالب كتابهاى تراجم تنها بر تاريخ تولد و تاريخ وفات، و نام اساتيد و تلاميذ و تأليفات اكتفا نورزيده بلكه تحليل‌هاى زيبايى از تاريخ اختران آسمان فقاهت انجام داده است و هرسخنى را كه درباره كسى نقل مى‌كند سند كتبى و شفاهى آن را ارائه مى‌دهد و تاريخ زندگانى بزرگان را به صورت مستند عرضه مى‌كند.

فزون بر اين نا آنجا كه توان داشت بر غالب مدارك ترجمه فقيهان مراجعه كرده و

[1]. يوسف/ 111.

[2]. نحل/ 16.

[3]. انعام/ 97.


صفحه 15

در اين مورد كوتاهى نورزيده است و دسته گلى بس خوشبو را در اين نوبهاران كه زمين و زمان معطّر از گل و گياه است، به بوستان كتاب تقديم نموده است.

نگارنده اين اثر دلپذير و مفيد و مؤثر را به فرزند عزيزم جناب ثقة الإسلام و المسلمين آقاى ناصر الدين انصارى قمى كه فن تاريخ‌نگارى و دانش‌پژوهى را از نياكان خود بالأخص والد گراميشان حجة الإسلام آقاى حاج شيخ محمّد على انصارى قدّس سرّه به ارث بوده است تبريك مى‌گويم.

و توفيقات روزافزون اين نويسنده جوان و پرتلاش را از خداوند بزرگ خواهانم.

قم- مؤسسه امام صادق عليه السّلام جعفر سبحانى 8 محرم الحرام 1422 برابر 14/ 1/ 1380


صفحه 16

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 17

علامه كبير ملّا محمّد باقر مجلسى‌[1]

اشاره‌

نام مبارك علامه سترگ «ملا محمّد باقر مجلسى»، قرن‌ها است به‌سان خورشيد بر فراز تاريخ مى‌درخشد و آثار وجودى‌اش، چراغ راه مؤمنان و مسلمانان در طول اعصار و ادوار مختلف است.

او با عرضه كتابها فراوان علمى‌اش، و شاگردان فقيه و فرزندانش، و با خدمات‌

[1](*). اين مقاله، پيش‌تر به مناسبت سيصدمين سال وفات علامه مجلسى، در مجله نور علم، شماره 36( مرداد 1369 ش) ص 72- 97 به چاپ رسيده است.


صفحه 18

گرانبهاى خويش، اسلام و تشيع را از گزند حوادث تحريف و تغيير نگاه داشت و براى معاصران و آيندگان، صراط مستقيم هدايت را ترسيم و راه راست را نشان داد. او با ترويج و تفسير احاديث اهلبيت پيامبر عليهم السّلام فرقه ناجيه را معرفى و حجت را بر تمام مردمان جهان، تمام نمود و خط بطلان بر ساير فرقه‌ها و نحله‌ها كشيد. او با «بحار الانوار» ش، دريايى از نور پديد آورد كه انوار درخشانش، آسمان تاريخ را تابان ساخته و تاريكى‌هاى جهل و نادانى را از بين برده است. بدون‌شك، علامه مجلسى در ميان مرزبانان حقيقت- كه آثار وجودش از زمان خود گذشت و مرزهاى زمان را در نور ديد و تا برپايى قيامت، جاودانه خواهد ماند- بر قلّه‌اى بلند ايستاده و خرد از درك مقام و موقعيتش ناتوان است.

او بود كه در زمان خويش، حركتى علمى و عميق براى تدوين و تعميق علوم اهلبيت و تعميم آن در ميان توده‌هاى پارسى زبان آغاز كرد و مردمان را با اوج معارف مكتب تشيع آشنا ساخت و علاوه بر آن، سبكى ساده و روشن در ادبيات پارسى، پى‌افكند كه تا پيش از او كم‌سابقه بود و سخنان معصومين، اين‌چنين در دست توده فارسى زبان قرار گرفت.

اين مقاله- كه به پاس گراميداشت سيصدمين سال ارتحال آن بزرگمرد دانش و ايمان، نگاشته شده است- اندكى از خدمات ماندگار علمى و عملى او را مى‌نماياند و مؤلف، اميد آن دارد كه با اين نوشتار بخشى از حقوق فراوان وى را ادا كرده باشد.

ولادت‌

علامه مجلسى به سال 1037 ق در اصفهان- كه آن زمان يكى از مراكز مهم علمى به شمار مى‌رفت- ديده به جهان گشود. در بعضى از حواشى بحار الانوار آمده كه خود آن مرحوم مى‌فرمود:

«از عجايب اينكه تاريخ ولادت من با عدد جامع كتاب بحار الانوار مطابق است».


صفحه 19

گويا آن مرد بزرگ تنها براى ارائه اين اثر بس گران‌بهاى دينى به جهان علم و دانش برانگيخته شده بود.

پدر

پدرش، مولى محمّد تقى مجلسى اوّل يكى از مفاخر و بزرگان و اعلام دانشمندان شيعه بود. وى عالمى فقيه، محدث، متكلم و در زمينه‌هاى مختلف علوم اسلامى از چنان شخصيت والايى برخوردار بود كه تا پايان تاريخ همچون خورشيد تابناك بر تارك معارف شيعى- اسلامى خواهد درخشيد.

مجلسى بزرگ، از شاگردان دانشمند نامى شيعه شيخ بهاء الدين عاملى (م 1030 ق) و ملا عبد اللّه شوشترى (م 1021 ق) و فيلسوف عظيم القدر اسلام مير محمّد باقر حسينى استر آبادى معروف به ميرداماد (م 1041 ق) و سيد حسين كركى (زنده در 1038 ق) و شيخ يونس جزائرى و ... بود.

از شاگردان وى مى‌توان از آقا حسين خوانسارى (1016- 1098 ق) و مولى محمّد باقر (مجلسى دوم) و ... نام برد و اگر مجلسى بزرگ اثرى از خود به جز فرزند بلند مرتبه‌اش (مجلسى دوم) بجا نگذاشته بود از نظر افتخار او را بسنده بود.

مجلسى اول داراى كرامات فراوانى بود و مردم او را به ديده يكى از اولياء اللّه مى‌نگريستند. او در شرح من لا يحضره الفقيه، باب نماز ميّت مى‌فرمايد:

بحمد اللّه بنده در چهار سالگى همه اينها (اصول دين و تكاليف شرعى) را مى‌دانستم و به راهنمايى پدرم در مسجد صفا نماز شب مى‌خواندم و نماز صبح را به جماعت مى‌گذاشتم و اطفال را به آيه و حديث نصيحت مى‌نمودم.[1]

اين، نمايانگر صفاى باطن و ارزش معنوى پدر و پسر مى‌باشد.

از آثار او مى‌توان: 1. روضة المتقين (شرح عربى من لايحضره الفقيه) كه در

[1]. لوامع صاحبقرانى( شرح من لايحضره الفقيه) ج 1، ص 903.