بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 4

الصفحات من 1 الی4 فارغة فی النسخة المطبوعة/صفحات 1 الی 4 در مأخذ اصلی خالی است


صفحه 5

جلد اول‌

مقدمه چاپ دوم:

بسم اللّه الرحمن الرحيم و الصلاة والسّلام على محمّد و آله الطاهرين اين كتاب، پس از نخستين چاپ، مورد استقبال فراوان عالمان و انديشمندان قرار گرفت به زودى نسخه‌هاى آن ناياب شد و بزرگان، نويسنده را مورد لطف بسيار خويش قرار دادند. از جمله آيت اللّه العظمى شبيرى زنجانى در كمال لطف و بزرگوارى از ابتدا تا انتهاى آن را مورد مطالعه و مداقه قرار دادند و بر آن تعليقات فراوان نگاشتند و نكات تكميلى و تصحيحى را تذكر فرمودند، كه از محضر مباركشان سپاسگزارى مى‌نمايم.

مرحوم آيت اللّه العظمى فاضل لنكرانى- اعلى اللّه مقامه الشريف- با تمجيد از كتاب، فرمودند: با اين‌كه من، خود قمى هستم و در سلك روحانيت مى‌باشم، اما از وجود چنين فقها و دانشمندانى در قم بى‌اطلاع بودم، خوب است شما اين كار را ادامه دهيد و به ويژه علماى قم را تكميل نماييد (كه بحمد اللّه اين كار انجام پذيرفت و به زودى به نام «علماى قم در قرن چهاردهم» به چاپ مى‌رسد).

نويسنده، براى چاپ دوم، اغلاط موجود را تصحيح نمود، و تعليقات آيت اللّه شبيرى زنجانى را هم بر آن افزود و سومين جلد آن را نيز نگاشت و به يارى خداوند متعال، آن را در پنج مجلد به سامان خواهد رسانيد.


صفحه 6

اميد است اين كتاب مورد تأييد و رضايت حضرت بقية اللّه الاعظم- ارواحنا فداه- قرار گيرد. و رفتار و روش علماى ما، سرمشق و چراغ راه زندگى خوانندگان محترم بوده باشد. اللهم وفقنا لما تحبّ و ترضى بمنّك و كرمك انك قريب مجيب.

ناصر الدين انصارى قمى 17 ربيع الأول 1429 ق- پنجم فروردين 1387


صفحه 7

فهرست اجمالى‌

پيشگفتار 9

تقريظ آيت اللّه جعفر سبحانى 13

علامه كبير ملّا محمّد باقر مجلسى 17

آيت اللّه شهيد سيد ميرزا محمّد مهدى حسينى خراسانى 53

آيت اللّه العظمى شيخ محمّد حسن نجفى صاحب جواهر 75

آيت اللّه شيخ جعفر شوشترى 127

آيت اللّه حاج سيد جواد قمى 169

آيت اللّه ميرزا محمّد حسن آغاسى قمى 185

آيت اللّه حاج ملاعلى كنى 193

علامه ميرحامد حسين، صاحب عبقات الانوار 231

آيت اللّه سيد محمّد فشاركى 269

آيت اللّه حاج ميرزا ابو الفضل تهرانى 287

آيت اللّه شيخ محمّد حسن نادى قمى 311

آيت اللّه ميرزا محمّد حسن آشتيانى 319

آيت اللّه حاج آقا رضا همدانى 347

آيت اللّه شيخ محمّد حسن مامقانى 369


صفحه 8

آيت اللّه حاج ميرزا حبيب اللّه هاشمى خويى 395

آيت اللّه شهيد حاج ميرزا ابراهيم خويى 407

آيت اللّه شهيد شيخ فضل اللّه نورى 421

آيت اللّه ملا غلامرضا قمى 455

آيت اللّه سيد مصطفى حسينى كاشانى 469

آيت اللّه حاج سيد صادق قمى 485

آيت اللّه شيخ الشريعة اصفهانى 503

آيت اللّه حاج ميرزا محمّد ارباب قمى 527

آيت اللّه شيخ عبد النبى نورى 545

آيت اللّه حاج شيخ عبد اللّه مامقانى 561

آيت اللّه حاج شيخ محمّد جواد بلاغى نجفى 585

آيت اللّه شيخ محمّد باقر بيرجندى 617

آيت اللّه شيخ محمّد رضا معزى دزفولى 637

تعليقات حضرت آيت اللّه شبيرى زنجانى 673


صفحه 9

سرآغاز:

در نامه امير المؤمنين به فرزندش امام حسن عليه السّلام آمده است:

«أى بنىّ انّى و ان لم اكن عمّرت عمر من كان قبلى فقد نظرت فى اعمالهم و فكّرت فى اخبارهم و سرت فى آثارهم حتّى عدت كاحدهم بل كأنّى بما انتهى الىّ من امورهم قد عمّرت مع اوّلهم الى آخرهم فعرفت صفو ذلك من كدره و نفعه من ضرره».[1]

اى فرزندم هرچند به اندازه همه آنان كه پيش از من بوده‌اند نزيسته‌ام ولى چون در كارهايشان نگريسته و در سرگذشت‌هايشان انديشيده‌ام و در آنچه كه از آنان مانده سير كرده و ديده‌ام، همچون يكى از ايشان گرديده‌ام بلكه با رسيدن اخبار و امورشان گويى كه هم عمر همه آنان- از اول تا به آخر- بوده‌ام، پس روشن را از تار و كدر و سودمند را از زيانبار باز شناختم.

و شايد قاضى ابوبكر احمد بن محمّد بن حسين ناصح الدّين ارجانى در اين شعر خود نظر به همين كلام امير البلغاء دارد:

إذا عرف الإنسان أحوال من مضى‌

توهّمته قد عاش من أوّل الدّهر

[1]. نهج البلاغه( ترجمه و شرح محمد على انصارى قمى)، نامه 31، ص 822- 823.


صفحه 10

و تحسبه قد عاش اخر دهره‌

إلى الحشر إن ابقى الجميل من الذّكر

فقد عاش كلّ الدّهر من كان عالما

كريما حليما فاغتنم اطول العمر[1]

اصولا انسان انس‌پذير و اثرگير است، گيريم كه لفظ انسان مشتق از انس باشد يا نباشد و شايد هم بروز و ظهور اين خوى در او سبب شده تا لفظ انسان را مشتق از «انس» بدانند. معاشرت و مؤانست با ديگران، آدمى را به خلق و خوى آنان مى‌اندازد و تأكيد بر معاشرت و مؤانست با علما نيز به همين جهت است. خواندن شرح حال علما و بزرگان، وجد و نشاطى را براى مستعدّان و شيفتگان معنويت مى‌آورد كه گويى آن بزرگ زنده شده و ديگران در محضر او نشسته و به فيض‌اندوزى مستفيضند.

ترجمه حال و روش زندگى آنان، سالكان را تشجيعى و راهيان مقامات علمى و دانش‌آموزان را تشويق و آيندگان را اسوه‌اى و موعظتى است و عجبا كه اين همه تأكيد شرع شريف بر مجالست و معاشرت و استيناس با علما بويژه عالمانى كه فائز مقامات علم و عبادت و فضل و زهادت شده‌اند، شامل حيات طيّبه علمى و معنوى آنان بعد از مرگ نباشد، آگاهى از حال و زندگى و اخلاقيات و معنويات آنان در حيات و بعد از ممات همچون حضور در مجلس آن بزرگواران و بهره‌برى از محضر آنهاست، اگر ما از محضر بزرگان گذشته خود محروم بوده و حسرت صحبت و انفاس قدسيه آنان را داريم اما با ذكر جميلشان مى‌شود مشام جان را معطر و روح و روان را نشاطى ديگر بخشيد.[2]

شرح زندگى آنان و نوشتن ترجمه حالشان چون زنده كردن آنان است و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلّم فرمود:

«من ورّخ مؤمنا فكأنّما أحياه»[3]

[1]. ريحانة الادب: ج 1، ص 6.

[2]. نجومى، سيد مرتضى، فيض قلم( به اهتمام: ناصر الدين انصارى قمى)، ص 139- 140.

[3]. سفينة البحار: ج 2، ص 641.


صفحه 11

كتاب حاضر، مجموعه مقالاتى است كه در ساليان پيشين (1372- 1382 ش) در مجله وزين «مسجد»- نشريه مركز رسيدگى به امور مساجد- نگاشته‌ام.[1]و اينك همه آنها يكجا به چاپ مى‌رسد. نگارش اين مقالات مرهون الطاف و پيگيرى مستمر مدير مسؤل محترم آن جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ عبد الحسين معزى و مدير داخلى مجله جناب آقاى سيد محمّد غضنفرى بوده است، كه از ايشان تشكر و سپاسگزارى مى‌نمايم.

نيز از مديريت محترم انتشارات دليل ما- جناب آقاى حاج يداللّه سعدى، كه چاپ كتاب را- و هم جناب آقاى محمد جواد اسلامى- كه زحمت صفحه‌آرايى و بازبينى نهايى كتاب را بر عهده گرفتند صميمانه تشكر مى‌نمايم.

اميد آنكه، اين كتاب- كه سيره سلف صالح ما است- چراغ راهى فراسوى رهپوبان وادى هدايت، و الگويى عملى براى شاگردان مكتب امام صادق عليه السّلام بوده باشد.

و ما توفيقى الّا باللّه عليه توكّلت و اليه انيب.

ناصر الدّين انصارى قمى 11 ذيقعدة الحرام 1426 سالروز ولادت با سعادت حضرت امام على بن موسى الرضا عليه السّلام‌

[1]. همراه با پنج مقاله ديگر كه در مجله نور علم و كنگره‌هاى محقق اردبيلى و محقق نراقى به چاپ رسيده است.