آخوند ملا محمّد حسين دهكردى نيز از علما و مجتهدان شهركرد، و دانشآموختگان حوزه اصفهان و نجف بود. وى به علم، و ورع، صفات حميده، حسن اخلاق و كرامت نفس شهرت داشت. وى در 1323 ه. ق بدرود حيات گفت، و در جوار برادرش مدفون شد. فرزندانش حضرات آيات: شيخ ابراهيم و شيخ جلال الدين (د. 1346 ه. ق)، هر دو از علماى بزرگوار شهركرد، مجاز به درجه اجتهاد و از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى و سيد محمّد كاظم يزدى بودند.[1]
برادران
برادران فقيه فقيد، كه همگى از علماى خدمتگزار دين و مروجان شريعت بودند، عبارتند از:
1. آيت اللّه سيد محمّد جواد دهكردى (1265- 1310 ه. ق)، از شاگردان آيات عظام: ميرزا محمّد هاشم چهارسوقى، سيد محمّد باقر خوانسارى صاحب روضات الجنات، ملا محمّد باقر فشاركى و شيخ محمّد حسن نجفى
2. آيت اللّه سيد احمد دهكردى (1286- 1339 ه. ق)، از شاگردان: آخوند كاشى، سيد ابو القاسم دهكردى، آخوند خراسانى و سيد اسماعيل صدر
3. آقا سيد محمّد امام جمعه (د. 1341 ه. ق)، واعظ و خطيب معروف شهر و بنيانگذار صحن و بقعه امامزادگان: حليمه و حكيمه خاتون
4. آقا سيد محمود دهكردى، كه در زهد، تقوا و عبادت سرآمد همگنان بود.
آخوند كاشى در وصف او مىگفت:
«اگر زاهد در اصفهان هست، دو نفرند؛ يكى سيد محمود دهكردى، و يكى هم سيد حسن لبنانى».[2]
[1]. نيكزاد، شناخت سرزمين چهارمحال و بختيارى، ج 1، صص 617- 620.
[2]. معلم حبيبآبادى، مكارم الآثار، ج 6، ص 2009.
تحصيلات
معظم له، 12 ساله بود كه در ربيع الاول 1284 ه. ق به وسيله پدر بزرگوارش به اصفهان آمد، و در مدرسه صدر ساكن شد. وى ادبيات عربى و فارسى، شرح امثله و نصاب الصبيان، را نزد برادر بزرگش، آقا سيد محمّد جواد دهكردى، فراگرفت و سپس نزد استادان وقت زانوى ادب به زمين زد، و علوم: فقه، اصول، حكمت، فلسفه، كلام، رجال و حديث را بخوبى از آنان آموخت. برخى از استادان وى عبارتند از:
1. ميرزا ابو المعالى كلباسى (1247- 1315 ه. ق)، صاحب بشارات الاصول
2. حاج ميرزا محمّد هاشم چهارسوقى (د. 1318 ه. ق)، صاحب مبانى الاصول
3. شيخ محمّد باقر مسجد شاهى (1235- 1330 ه. ق)، صاحب لب الاصول
4. شيخ محمّد حسن نجفى (د. 1317 ه. ق)
5. ملا محمّد باقر فشاركى (د. 1314 ه. ق)، صاحب عنوان الكلام
6. ملا اسماعيل حكيم (د. 1304 ه. ق)، كه فقيه فقيد علوم حكمت و فلسفه بويژه اسفار را در چهار سال نزد وى آموخت.
مهاجرت
آيت اللّه دهكردى، در 29 سالگى و به سال 1301 ه. ق در حالى كه به مقام عالى اجتهاد نايل آمده بود، رهسپار عتبات عاليات شد. زمانى چند، وى در سامراء به درس زعيم شيعه، آيت اللّه ميرزا محمّد حسن شيرازى (د. 1312 ه. ق) حاضر شد و با سخن گفتن در درس درباره مسئله جبيره در وضو و تفاصيل آن چشم همگان را به سوى خويش جلب كرد. علاوه بر آن، وى از انفاس قدسى و محضر اخلاقى عالم عارف سالك، آخوند ملا فتحعلى سلطانآبادى، (د. 1317 ه. ق)، و هم از محضر محدث نامآور شيعه، حاج ميرزا حسين نورى (د. 1320 ه. ق)، بهره فراوان برد.
او خود مىنويسد:
«و اكثر استيناس حقير در اقتباس معارف و اسرار توحيد، با عالم ربانى حاج ملا فتحعلى سلطانآبادى [بود]».[1]
همچنين، معظم له درباره ميرزا حسين نورى گفت:
«و بالجمله در سامراء، معاشرت حقير در خلأ و ملأ با حضرت آخوند و حضرت حاجى ميرزا حسين نورى بود».[2]
مهاجرت به نجف
پس از مدتى كه معظم له در سامراء به تحصيل علم مشغول بود، به اصرار آخوند ملا فتحعلى به نجف رفت. آخوند به او مىگفت:
«تو اهل تحصيلى، اينجا درس قائم به شخص واحد (ميرزاى شيرازى) است و حال او هم به اين نحو است كه مىبينى. يعنى، غالبا تعطيل است، به جهت كثرت مشاغل و رياست و ضعف حال. خوب است به نجف بروى».[3]
معظم له در نجف اشرف، به حكم استخاره و مشورت، به مدت هفت سال در درس فقه و اصول آيت اللّه ميرزا حبيب اللّه رشتى (د. 1312 ه. ق) حاضر شد، و تقريرات آن را به طور دقيق و مرتب به نام تنقيح الاصول نگاشت. علاوه بر آن، وى به درس علامه شيخ راضى نجفى هم شركت كرد و بهرههاى فراوان برد. وى در آن زمان با آخوند خراسانى، صاحب كفاية الاصول، مطارحات و مباحثات فراوانى داشت؛ چنانكه در اينباره نوشته است:
«اكثر مسائل فوائد ايشان، فوائد الاصول، كه ملحق به حاشيه ايشان
[1]. روضاتى، زندگانى آيت اللّه چهارسوقى، ص 193.
[2]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 35.
[3]. همان.
بر رسائل شيخ انصارى است، با حقير مفاوضه مىنمودند».[1]
در كربلا، وى مدتى از درسهاى آيت اللّه شيخ زين العابدين مازندرانى بهره برد و در همان زمان، به مرتبه اجتهاد مطلق نايل آمد.
او پس از دريافت اجازات متعدد اجتهادى و روايى از استادانش به اصفهان آمد.
استادانش در اين دوره، عبارتند از:
1. شيخ زين العابدين مازندرانى (د. 1309 ه. ق)، صاحب ذخيرة المعاد
2. آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى (د. 1329 ه. ق)، صاحب كفاية الاصول
3. حاج ميرزا حسين نورى (د. 1320 ه. ق)، صاحب مستدرك الوسائل
4. ميرزا محمّد هاشم چهارسوقى اصفهانى (د. 1318 ه. ق)، صاحب اصول آل الرسول
5. ملا محمّد باقر فشاركى اصفهانى (د. 1314 ه. ق)، صاحب عنوان الكلام
6. ميرزا محمّد حسن نجفى اصفهانى (د. 1317 ه. ق)
بازگشت به اصفهان
آيت اللّه دهكردى، در 37 سالگى در حدود سال 1309 ه. ق پس از اقامتى هفت ساله در نجف اشرف به اصفهان بازگشت و آوازه علم، فضل و مراتب اخلاقىاش در حوزه علمى اصفهان طنين افكند. وى در مدرسه صدر ساكن شد و به تدريس، تأليف و تربيت شاگردان اشتغال ورزيد. در طول 40 سال تدريس معظم له، دهها نفر از علماى اصفهان از آبشخور زلال دانش وى و از سرچشمه علوم اهل بيت:، سيراب شدند.
تدريس
او همه روزه، به تدريس خارج فقه و اصول، و در ايام تعطيل حوزه به تعليم و
[1]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 35.
آموزش درسهاى: تفسير، اصول كافى، رجال و درايه پرداخت.[1]علاوه بر آن، در زمان استراحت خود، تأليفات گرانسنگ و با ارزشى را از خويش به يادگار نهاد، كه از آنها نام خواهيم برد.
شاگردان
برخى از تلامذه آن فقيه بزرگ شيعه كه از محضر درسش به مقامات عاليه رسيدند، عبارتند از آيات عظام:
1. حاج آقا رحيم ارباب اصفهانى (1297- 1396 ه. ق)
2. سيد عبد الحسين طيب اصفهانى (1310- 1409 ه. ق)، صاحب تفسير اطيب البيان
3. سيد محمّد رضا خراسانى (1352- 1393 ه. ق)، رئيس حوزه علميه اصفهان
4. سيد محمّد تقى موسوى اصفهانى (1301- 1348 ه. ق)، صاحب مكيال المكارم فى فوائد الدعاء للقائم
5. خانم سيده نصرت امين اصفهانى (1308- 1403 ه. ق)، صاحب تفسير مخزن العرفان
6. شيخ مرتضى مظاهرى اصفهانى (1316- 1404 ه. ق)، صاحب مقبس الياقوت در فضل سكوت و مسائل الفقهيه
7. سيد حسن چهارسوقى اصفهانى (1294- 1377 ه. ق)
8. سيد حسن رضوى كاشانى (1291- 1385 ه. ق)، صاحب العندبيل فى تمييز الصحيح من العليل
9. سيد محمّد باقر رجائى اصفهانى (1319- 1411 ه. ق)
10. سيد محمّد مهدى امام جمعه (1310- 1394 ه. ق)، صاحب رساله در ميراث زوجه
[1]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 35.
11. سيد يوسف خراسانى اصفهانى
12. سيد عباس حسينى دهكردى (1304- 1394 ه. ق)
13. سيد محمّد باقر امامى دهكردى، برادرزاده معظم له
14. ملا على ماربينى اصفهانى (د. 1402 ه. ق)
15. ميرزا آقا امام دهكردى (1313- 1402 ه. ق)، برادرزاده معظم له
16. سيد على اكبر هاشمى طالخونچهاى (1318- 1388 ه. ق)
17. حاج سيد محمّد جواد نجفى دهكردى، برادرزاده و داماد معظم له
18. سيد حسين دهكردى (1317- 1377 ه. ق)، فرزند بزرگ معظم له
19. سيد احمد نوربخش دهكردى (1286- 1339 ه. ق)، برادر معظم له و اديب، شاعر و مفسر.
20. سيد كمال الدين نوربخش دهكردى (1320- 1401 ه. ق)، صاحب فقه و شرعيات دوره دبيرستان
نيز، گروهى از علماى اعلام و مراجع تقليد شيعه، از آن بزرگمرد به دريافت اجازه روايت مفتخر شده بودند. كه برخى از آنان عبارتند از:
1. آيت اللّه حاج آقا حسين بروجردى[1]
2. امام خمينى[2]
3. آيت اللّه سيد شهاب الدين نجفى مرعشى[3]كه دستخط معظم له در نخستين جلد المسلسلات آمده است.
4. آيت اللّه سيد حسين رضوى كاشانى[4]
[1]. مهدوى، تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان، ج 2، ص 227.
[2]. امام خمينى، اربعين حديث، ص 3.
[3]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، صص 31- 32؛ مرعشى نجفى، الاجازة الكبيرة، ص 17.
[4]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 274.
تأليفات
از آن فقيه بزرگ، بيش از 20 كتاب در موضوع: فقه، اصول، كلام، اخلاق، حديث و تفسير برجاى ماند، كه جز اندكى از آن، بقيه هنوز به چاپ نرسيده است.
اين آثار عبارتند از:
الف: فقه
1. تقريرات درس فقه ميرزا حبيب اللّه رشتى (كتاب المتاجر)
2. كتاب الطهارة: شرح شرايع الاسلام است.
3. كتاب الصلاة: شرح شرايع الاسلام است.
4. هداية الانام: رسالة عملية معظم له است، كه مكرر چاپ شد.
5. حاشيه بر جامع عباسى: اين اثر، به چاپ رسيد.
6. حاشيه بر نخبة حاجى كلباسى اين اثر منتشر شد.
7. حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى
8. رسالة فى القبض
ب: اصول
1. تقريرات درس اصول ميرزا حبيب اللّه رشتى: نام آن تنقيح الاصول مىباشد كه با نظرات و حواشى معظم له (مباحث الفاظ) همراه است.
2. حاشيه بر فرائد الاصول شيخ انصارى
ج: تفسير
1. ينابيع الحكمة
2. حاشيه بر تفسير صافى ملا محسن فيض كاشانى
د: حديث
1. شرح من لا يحضره الفقيه: اين كتاب به زبان فارسى و از «كتاب القضا» به بعد است.
2. شرح اصول كافى: نام اين كتاب را در منبر الوسيلة برده است.
3. حاشيه بر وافى ملا محسن فيض كاشانى
4. شرح حديث «حقيقت» مروى از كميل بن زياد: نام اين كتاب را در الوسيلة ذكر كرده است.
5. اللمعات فى شرح دعاء السمات: در زندگينامهاش، آن را «رسالهاى نفيس» برشمرده است.
ه: اخلاق و دعا
1. جنة المأوى: در زندگينامهاش، از آن به عنوان «رسالهاى شريفه» ياد كرده است
2. بشارات السالكين يا الواردات القلبية
3. الذخيرة: درباره دعاها و ختومات مجرب است
و: كلام و عقايد
1. منبر الوسيلة: اين كتاب دو جلدى است، درباره اصول پنجگانه اعتقادى است، كه وسيلة المعاد يا الوسيلة نيز گفته مىشود.
نخستين مجلد آن درباره بحثهاى توحيد و عدل الهى است. كه آكنده از مباحث:
تفسيرى، حديثى، اعتقادى، اخلاقى و عرفانى مىباشد و در سال 1326 ه. ق به چاپ رسيد. هم اينك، اين اثر گرانسنگ با تحقيق صديق معظم حجت الاسلام آقاى مجيد جلالى دهكردى، در دست چاپ مجدد است.
دومين مجلد آن- كه تاكنون به چاپ نرسيده- شامل مباحث: نبوت، امامت و معاد است، كه به همت و اقدام جناب آقاى جلالى بزودى چاپ خواهد شد. اميد