بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 44

اخلاص‌

حجت الاسلام حاج شيخ مرتضى انصارى قمى گفت:

«روزى حاج شيخ ابو القاسم براى اقامه جماعت به مسجد امام عليه السّلام آمد، و قبل از خواندن نماز به خانه‌اش بازگشت. وقتى از ايشان علت را جويا شدند، فرمود: كثرت نمازگزاران مرا خوشحال كرد و ديدم امروز قصد قربت در اين نماز را ندارم».[1]

پرهيز از خودنمايى‌

از حجت الاسلام حاج آقا احمد روحانى نقل شده است:

«در جلسه‌اى، پيرامون حديثى بحث درمى‌گيرد و حاج شيخ ابو القاسم از اظهار نظر خوددارى مى‌ورزد. و در جلسه ديگر، وى دفترى را به حاضران ارائه مى‌دهد تا مطالعه كنند. و معلوم مى‌شود كه حاج شيخ درباره آن حديث، بحثهاى ژرف كرده، و با اين حال، از سر تواضع و فروتنى در بحث شركت نكرده بود»[2].

فرزندان‌

آيت اللّه حاج شيخ ابو القاسم قمى، از كريمه آيت اللّه شيخ محمّد حسن نادى، فرزندانى آورد كه در سلك روحانيت و مزين به علم و عمل صالح بودند. در ميان ايشان، حجت الاسلام شيخ محمّد حسن، معروف به آقا نجفى، از دانش‌آموختگان نجف اشرف بود، كه به مقام اجتهاد نايل آمد و در 45 سالگى از دنيا رفت. همچنين،

[1]. مجله نور علم، شماره 22، ص 91.

[2]. همان، ص 92.


صفحه 45

حجت الاسلام شيخ محمّد باقر خازنى هم از شاگردان پدرش و عالمان ديگر بود.

وفات‌

آيت اللّه حاج شيخ ابو القاسم كبير قمى پس از عمرى پربار و كارنامه‌اى درخشان، در روز جمعه يازدهم جمادى الثانى 1353 ه. ق/ 1313 ه. ش‌[1]بدرود زندگى گفت. پس از تغسيل و تكفين به وسيله آيت اللّه حاج شيخ محمّد كبير و تشييعى باشكوه (كه تمام بازار و خيابانها و حوزه علميه قم، تا مدتها تعطيل بود)، در مسجد بالا سر حرم حضرت معصومه عليها السّلام به خاك سپرده شد و تا يك ماه مجالس ختم و يادبود وى، در گوشه و كنار شهر قم برگزار مى‌شد. در رثاى وى، شعرا به مرثيه‌سرايى پرداختند؛ از جمله پدر بزرگوارم، حجت الاسلام حاج شيخ محمّد على انصارى، چنين سرود.:[2]

ز جور چرخ، چون پنهان به گل خورشيد دانش شد

شريعت را كمر بشكست و دين را دل پر آتش شد

به طاق عرش يزدان رخنه‌اى افتاد در آن دم‌

كه از جور فلك پنهان به گل خورشيد دانش شد

به شهر قم ز چرخ علم سر زد ماه تابانى‌

كه از نور رخش خورشيد شرمنده ز تابش شد

و ليكن سير خود ناكرده كامل شد فرو، زين غم‌

جگرها جملگى پرخون شد و دلها به نالش شد

صفير از عالم بالا شنيد آن مرغ قدوسى‌

به پرواز آمد و طوبى ز پروازش به نازش شد

[1]. مرعشى نجفى،. الاجازة الكبيرة، ص 19.

[2]. انصارى قمى، ديوان اشعار، ص 195.


صفحه 46

وليّ حضرت قائم ابو القاسم چو شد غائب‌

خرد از بهر تاريخش ز انصارى به خواهش شد

زبان چون ماهى از درياى طبعش سر زد و گفتا

به گل آن قلزم مواج علم و بحر بينش شد

(1353 ه. ق)


صفحه 47

منابع:

1. استادى، رضا، شرح حال آيت اللّه اراكى، اداره ارشاد اسلامى استان مركزى، 1377 ش‌

2. امين عاملى، سيد محسن، اعيان الشيعة، چاپ بيروت‌

3. انصارى قمى، محمّد على، ديوان اشعار، چاپ قم، 1342

4. باقرى بيدهندى، «آيت اللّه شيخ ابو القاسم كبير قمى»، مجله نور علم، 1366، شماره 22

5. بدلا، سيد حسين، هفتاد سال خاطره، دفتر اسناد انقلاب اسلامى، تهران‌

6. تهرانى، شيخ آقا بزرگ، نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، چاپ مشهد

7. دوانى، على، مفاخر اسلام، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامى، 1378 ش‌

8. همو، گنجينه دانشمندان، چاپ تهران‌

9. ريحان يزدى، سيد عليرضا، آينه دانشوران، پاورقى و فهارس: ناصر باقرى بيدهندى، قم، كتابخانه آيت اللّه مرعشى‌

10. زنجانى، سيد احمد، الكلام يجر الكلام، چاپ قم‌

11. شريف رازى، محمّد، آثار الحجة يا دائرة المعارف حوزه علميه قم، چاپ قم‌

12. صحفى، سيد حسن، داستانهاى جالب، انتشارات صحفى، قم‌

13. مرعشى نجفى، سيد شهاب الدين، الاجازة الكبيرة يا الطريق و المهجة لثمرة المحجة، چاپ قم‌

14. همو، الطرق و الاساتيد

15. واعظ خيابانى تبريزى، ملا على، علماء معاصرين، چاپ تبريز


صفحه 48

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 49

آيت اللّه حاج سيد احمد صفائى خوانسارى‌

[1]اشاره‌

از ديرباز، شهر خوانسار مركز علم، دانش و فرهنگ شيعى بوده است. دهها مدرسه، مسجد، حسينيه، كتابخانه و مكتبه‌هاى قديم در اين شهر، نشان‌دهنده رشد و بالندگى مذهب در اين شهر است. ساليان و قرون متمادى، علماى بزرگ اين شهر موجب اعلاى كلمه حق و بزرگداشت شعاير دينى بوده‌اند. وجود مراجع معظم تقليدى همچون: آيت اللّه سيد محمّد تقى خوانسارى و آيت اللّه سيد احمد

[1](*). اين مقاله نخستين بار در مجله مسجد، ش 58( مهر و آبان 1380)، ص 92- 99 به چاپ رسيده است.


صفحه 50

خوانسارى در ميان مراجع بزرگ شيعه در قرن چهاردهم هجرى، نشان‌دهنده خدمات علماى خوانسار به دين و مذهب بوده است.[1]

يكى ديگر از علماى بزرگ خوانسار- كه با آثار باقيه‌اش، حق بزرگى بر ذمه علم و دانش دارد- مرحوم آيت اللّه حاج سيد احمد حسينى صفائى خوانسارى- طاب ثراه- است. اين گفتار كوتاه، بازگويى بخشى از زندگى علمى، حيات طيبه و آثار و خدمات گرانبهاى ايشان به عرصه دين و مذهب را برعهده دارد.

نسب‌

آيت اللّه صفائى خوانسارى، برخوردار از نسبى روشن و افتخارآميز بود- كه به شريفان مدينه منوره همچون: قاضى سيد مهنا مدنى و يحيى عبيدلى مى‌رسد- كه با 40 واسطه به حضرت امام زين العابدين و سيد الساجدين على بن الحسين عليهم السّلام مى‌رسد. نسب ايشان بدين‌شرح است:

«سيد احمد، فرزند محمّد رضا، فرزند احمد، فرزند رضا، فرزند عمو سيد، فرزند هاشم، فرزند مشهدى، فرزند جعفر، فرزند شمس الدين، فرزند مرجان، فرزند محمّد مؤمن، فرزند قاسم، فرزند همايون شاه، فرزند شاه قاسم بدلا، فرزند عبد الكريم شاه، فرزند ابو الحسن، فرزند شاه عبد اللّه، فرزند يحيى الفاضل، فرزند ابو الحسن وحاحدى، فرزند محمّد، فرزند حسن، فرزند على، فرزند محمّد، فرزند منصور، فرزند محمّد، فرزند عبد اللّه، فرزند عبد الواحد، فرزند شريف مالك، فرزند شهاب الدين، فرزند شريف حمزه المهنا الاكبر، فرزند داود، فرزند قاسم، فرزند عميد الدين، فرزند عبيد اللّه المكرم، فرزند عميد الدين، فرزند يحيى العبيدلى، فرزند حسن، فرزند جعفر الحجة، فرزند عبيد اللّه الاعرج،

[1]. زمانى‌نژاد، دانشمندان خوانسار؛ ميرمحمّدى، فرزانگان خوانسار؛ انصارى قمى، مجله مسجد، شماره 34، 78- 85؛ ميرمحمّدى، مجله مسجد، شماره 48، 82- 91.


صفحه 51

فرزند ابى عبد اللّه حسين الاصغر فرزند امام همام زين العابدين عليه السّلام».[1]

ولادت‌

در سال 1291 ه. ق، معظم له در شهر خوانسار و در محله «صفائيه»، ديده به جهان گشود. شايد به همين دليل، لقب «صفائى» را براى خود برگزيد.[2]

تحصيلات‌

سيد احمد، سيادت و شرافت را- كه از پدران والامقامش به ارث برده بود- با فضيلت علم و دانش درهم آميخت و به فراگيرى علوم دينى روى آورد. نخست ادبيات و سطوح را نزد استادان شهرش فراگرفت. برخى از اين استادان عبارتند از حضرات آيات:

1. علامه شيخ محمّد حسين خوانسارى، كه ادبيات را نزد وى آموخت.

2. حكيم متأله آخوند ملا محمّد على خوانسارى، كه شرح منظومه را از او فراگرفت.

3. آخوند سيد على اكبر بيدهندى خوانسارى (د. 1342 ه. ق)، كه سطوح را تدريس مى‌كرد.

هجرت به اصفهان‌

حاج سيد احمد صفائى به سال 1310 ه. ق و در 20 سالگى از زادگاهش به حوزه علميه اصفهان- كه در آن روزگار شاهد اوج عظمت و شكوه خويش بود- مهاجرت كرد. در آنجا به مدت 12 سال، مراتب علمى خويش را در محضر استادان فن تكميل كرد و به آموختن علوم فقه، اصول، كلام، فلسفه، رجال، درايه و حديث همت گماشت.

[1]. استادى، فهرست هزار و پانصد نسخه خطى، 5.

[2]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 81.