بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 52

استادان‌

استادان وى در اصفهان، كه از چهره‌هاى درخشان علمى شيعه در عصر خويش به شمار مى‌رفتند، عبارتند از:

1. شيخ محمّد تقى آقا نجفى اصفهانى (د. 1332 ه. ق)، صاحب ادلة الاحكام و حقائق الاسرار.

2. ميرزا محمّد هاشم موسوى خوانسارى (د. 1318 ه. ق)، صاحب اصول آل الرسول و مبانى الاصول.

3. ميرزا ابو المعالى كلباسى (د. 1315 ه. ق)، صاحب الجبر و التفويض، و الرسائل.

4. آقا منير الدين بروجردى (1269- 1342 ه. ق)، صاحب منظومه الفيه.

5. شيخ محمّد على ثقة الاسلام اصفهانى (1271- 1318 ه. ق)، صاحب لسان الصدق و آداب صلاة الليل.

6. ميرزا حسن نجفى اصفهانى (د. 1320 ه. ق)، نويسنده تقريرات درس ميرزا حبيب اللّه رشتى.

7. علامه سيد محمّد باقر درچه‌اى اصفهانى (د. 1342 ه. ق)، نويسنده حاشيه بر رسائل و مكاسب.

8. ملا محمّد باقر فشاركى اصفهانى (د 1318 ه. ق)، نويسنده عنوان الكلام و آداب الشريعة.

9. ميرزا بديع موسوى اصفهانى (د. 1318 ه. ق)، نويسنده حاشيه بر قوانين.

10. ميرزا جهان‌گير خان قشقايى (د. 1328 ه. ق).

11. آخوند ملا محمّد كاشى (1249- 1333 ه. ق).

هجرت به نجف اشرف‌

آيت اللّه صفائى در 32 سالگى و به سال 1322 ه. ق، پس از 12 سال تحصيل در


صفحه 53

اصفهان، رهسپار حوزه علميه نجف اشرف شد. در آنجا از محضر پرفيض مراجع تقليد شيعه بهره‌هاى بسيار برد و به اوج كمالات علمى رسيد. استادان وى در آنجا عبارت بودند از آيات عظام:[1]

1. آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى (د. 1329 ه. ق)، صاحب كفاية الاصول.

2. سيد محمّد كاظم طباطبائى يزدى (د. 1337 ه. ق)، صاحب عروة الوثقى.

3. شيخ فتح اللّه نمازى معروف به شيخ الشريعه اصفهانى (د. 1339 ه. ق)، صاحب قاعده لا ضرر.

4. حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل تهرانى (د. 1326 ه. ق)، نويسنده ذريعة الوداد فى منتخب نجاة العباد.

5. سيد ابو تراب موسوى خوانسارى (د. 1346 ه. ق)، نويسنده سبيل الرشاد فى شرح نجاة العباد.

6. آخوند ملا محمّد على امامى خوانسارى (د. 1332 ه. ق)، نويسنده شرح تبصرة المتعلمين.

اجازات‌

تحصيل معظم له در نجف، شش سال به طول انجاميد و به كسب اجازات متعدد روايى و اجتهادى از استادانش نايل آمد. آيت اللّه شريعت اصفهانى در اجازه‌اى كه در 1324 ه. ق، برايش نگاشت، چنين نوشت:

«فان العالم العامل و الفاضل الفاصل الكامل ابا الفضائل و الفواضل صاحب القريحة القويمة و السليقة المستقيمة و النظر الثاقب و الحدس الصائب المستعد لافاضة نتائج المطالب من الكريم الواهب الموفق المسدد السيد احمد ...».[2]

[1]. نجفى مرعشى، كشف الاستار( مقدمه)، ج 1، 15- 17؛ انصارى قمى، مجموعه مقالات كنگره كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى، ج 3، 1333؛ حسينى اشكورى، تراجم الرجال، ج 1، 68- 71.

[2]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 82.


صفحه 54

آيت اللّه سيد ابو الحسن اصفهانى هم در اجازه‌اى كه برايش فرستاد، چنين نگاشت:

«ان جناب العالم العامل الهمام و الفاضل العلم العلام ذى الفهم الثاقب و النظر الثاقب صاحب التصانيف الشريفة الشريقة و التأليفات الانيقة فخر الفقهاء و المجتهدين ثقة الاسلام و المسلمين الآغا سيد احمد الصفائى الخوانسارى- دام افضاله و كثر فى العلماء العاملين امثاله- ممن جد و اجتهد فى تحصيل العلوم الشرعية و المعارف الالهية حتى حاز الدرجات العالية و المقامات السامية و بلغ رتبة الاجتهاد مقرونة بالصلاح و السداد».[1]

آن مرحوم، بجز بزرگان ياد شده، از آيات عظام: شيخ عبد الكريم حائرى يزدى، ميرزاى نائينى، ميرزا صادق آقا تبريزى، ملا محمّد بيدهندى خوانسارى و ميرزا حسن نجفى اصفهانى اجازه اجتهاد و روايت داشت. همچنين به گروهى بسيار نيز اجازه روايت داده بود، كه برخى از آنان عبارتند از:[2]

1. آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى نجفى (1315- 1411 ه. ق)، صاحب الاجازة الكبيرة و ملحقات احقاق الحق.

2. آيت اللّه حاج شيخ محمّد رضا طبسى نجفى (د. 1405 ه. ق)، صاحب ذرائع البيان فى عوارض اللسان و شرح تبصرة المتعلمين.

3. آيت اللّه شيخ محمّد باقر زند كرمانى اصفهانى (د. قبل 1370 ه. ق)، نويسنده بيان اعتبار كتب اربعه.

4. آيت اللّه سيد مصطفى صفائى خوانسارى (1321- 1413 ه. ق)، صاحب الديانة الاسلامية.

بازگشت به خوانسار

آيت اللّه صفائى خوانسارى، در سال 1328 ه. ق، در حالى كه 38 سال از عمرش‌

[1]. شكورى، تراجم الرجال، ج 1، 70.

[2]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 82.


صفحه 55

مى‌گذشت، به زادگاهش بازگشت. وى با كوله‌بارى از علوم معقول و منقول و با علم و فضل بسيار به ميان همشهريانش بازآمد و به وظايف روحانى خويش مانند:

بنياد بناهاى خيريه، تدريس و تربيت شاگردان، حكومت و رفع دعاوى شخصيه، تأليف و تصنيف، راهنمايى مؤمنان و دستگيرى درماندگان پرداخت.

بيشتر وقت وى صرف تدريس مى‌شد. از سر فروتنى و تواضع و عشق به علم و دانش، هر كتابى را براى هركسى تدريس مى‌كرد، لذا در حوزه تدريس وى، بسيارى از علما و دانشمندان خوانسار تربيت شدند.[1]

تأليفات‌

از آن مرد بزرگ، كتابهايى فراوان در فقه، اصول، تاريخ، تراجم و كتاب‌شناسى بر جاى مانده كه معروفترين آنها اثر 10 جلدى فخيم و ارزشمند كشف الاستار عن وجه الكتب و الاسفار است. ديگر تأليفات وى عبارتند از:

1. رساله در خلل صلاة.

2. رساله در خيارات.

3. رساله در اقتداء المأموم المتطهر بالطهارة المائية بالامام المتطهر بالطهارة الترابية.

4. رساله در ولايت و انواع و مقدار آن.

5. رساله در بيع العبد المسلم من الكافر.

6. رساله در احكام الاراضى الخراجية.

7. رساله در بيع الوقوف.

8. رساله در قطع و ظن.

9. رساله در احتياط و اشتغال.

10. رساله در استصحاب.

11. رساله در تعادل و تراجيح.

[1]. حسينى اشكورى، تراجم الرجال، ج 1، 70.


صفحه 56

12. رساله در عدالت.

13. رساله در معاطاة.

14. رساله در اجماع.

15. تقريرات درس فقه آيت اللّه ميرزا حسن نجفى اصفهانى.

16. تقريرات درس اصول آيت اللّه ميرزا حسن نجفى اصفهانى.

17. تاريخ خوانسار.

18. ترجمه احوال اسعد بن عبد القادر اصفهانى، از علماى قرن هفتم و صاحب رشح الولاء فى شرح دعاء صنمى قريش، كه نسخه خطى آن در مجموعه «ش 693» كتابخانه آستان قدس رضوى موجود است.[1]

19. كشف الاستار عن وجه الكتب و الاسفار،[2]كه يكى از برترين و مشهورترين فهارس و كتاب‌شناسيهاى شيعه اماميه در قرن چهاردهم هجرى به شمار مى‌رود.

اين كتاب براساس حروف الفبا مرتب شده است و از حرف «الف» آغاز و تا حرف «ميم» ادامه مى‌يابد. البته، پس از آن، عمر مؤلف بزرگوار وفا نكرد و اين اثر گرانسنگ ناتمام ماند.

اين كتاب تا چندى پيش در زاويه كتابخانه مرحوم آيت اللّه حاج سيد مصطفى صفائى، فرزند مؤلف، پنهان و به چاپ نرسيده بود، تا اينكه با توفيق الهى و همت جناب مستطاب آيت اللّه حاج سيد محمّد على ابن الرضا خوانسارى و با تحقيق مؤسسه آل البيت عليه السّلام به كار چاپ و نشر آن اقدام شد، تاكنون 6 جلد از اين كتاب 10 جلدى به چاپ رسيده است.

آيت اللّه بروجردى اين كتاب را بهترين نوشتار در معرفى كتابهاى شيعه مى‌دانست. آيت اللّه شيخ آقا بزرگ تهرانى نيز بسيار از اين كتاب تمجيد كرد.[3]

[1]. استادى، فهرست هزار و پانصد نسخه خطى، 284.

[2]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 83.

[3]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 86.


صفحه 57

وى، پس از اطلاع از چگونگى نگارش آن، از اينكه در زمان نوشتن الذريعة آن را در اختيار نداشت، اظهار تأسف كرد.[1]

انگيزه تأليف كشف الاستار

مؤلف بزرگوار، انگيزه‌اش را براى نگارش اين كتاب چنين مى‌نويسد:

«داعى من بر اين كار شريف- ترتيب نام كتابها از هر تصنيف- اخبار و احاديث ائمه اطهار عليهم السّلام مبنى بر حفظ كتابهاى اصحاب و وزيدن غبار فراموشى بر صورت اصول و كتابهاى علما در اين زمان است. من اين كار را بر عهده گرفتم تا شايد توفيق رفيق اشخاصى شود و آنها را از گوشه و كنار شهرها و از دست افراد گوناگون، در محلى واحد گرد آورد كه اين احياى آثار اهل بيت و داراى فوايد بى‌شمار است».[2]

تاريخ تأليف‌

در سال 1320 ه. ق، مؤلف بزرگوار تأليف كتاب خويش را آغاز كرد[3]و نگارش آن بيش از 30 سال ادامه يافت. وى در پايان حرف «الف» مى‌نويسد: «به پايان رسيد نوشتن اين مقدار، در 12 شعبان المعظم سال 1353 ه. ق».[4]

مسلم است كه نوشتن چنين كتابى با اين همه تحقيقات و فحص و جستجو، مستلزم صرف ساليان دراز است.

شيوه تأليف‌

مؤلف محقق و متتبع، در اين كتاب روشى را دنبال كرده كه آن را از كتابهاى‌

[1]. مختارى، رضا، مجله نشر دانش، 55.

[2]. صفائى خوانسارى، كشف الاستار، ج 1، 13- 14.

[3]. همان، ج 1، 17.

[4]. همان، ج 4، 245.


صفحه 58

همانند خويش ممتاز ساخته و مجموعه‌اى گرانبها را فراهم آورده است. برخى از خصوصيات آن، عبارت است از:

1. اين كتاب آكنده از مباحث شيرين رجالى، تاريخى، كتاب‌شناسى، ادبى، نسب‌شناسى و تراجم دانشمندان، همراه با ياد كرد مسائل فقه، اصول، تفسير، كلام، ملل و نحل، فلسفه و لغت است.[1]

2. مؤلف همراه با توصيف هر كتاب، به شناسايى دقيق مؤلف آن با ذكر اجمالى ويژگيهاى زندگى‌اش و با استفاده از مصادر معتبر و فراوان مى‌پردازد. در حقيقت، اين كتاب موسوعه‌اى در رجال و تراجم نيز به شمار مى‌رود.

3. مؤلف دانشمند، در چهار جلد از اين كتاب، حدود هزار اصل از اصول معتبر حديث را به همراه شرح حال هريك از مؤلفان آنها بازگفته و وثاقت و عدم وثوق ايشان را بررسى كرده است. در واقع، مجموعه‌اى رجالى- با نقد و بررسى گفتار علماى علم رجال- در اين كتاب گردآورى شده است.

4. مؤلف فقيه به هنگام ياد كرد نام هر دانشمند، كتابهاى ديگر او را كه با همان حرف آغاز مى‌شوند، آورده است. بدين‌ترتيب چند كتاب از يك مؤلف در رديف هم ذكر مى‌شود.

5. مؤلف رجالى در اين كتاب، بسيار كسانى را كه در كتابهاى رجالى تضعيف شده‌اند، با استفاده از امارات گوناگون توثيق كرده است.[2]

همت بلند

اين كتاب، نشانه‌اى از همت بلند و عزم استوار آن بزرگمرد فقيه است. وى اين كتاب را با تمام مشاغل روحانى، گرفتاريها، فقدان منابع و نبود امكانات نگاشت.

اگر اين كتاب در محيط علمى نجف يا قم نگاشته مى‌شد، خيلى شگفت نبود، اما

[1]. انصارى قمى، ناصر الدين، مجموعه مقالات كنگره كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى، ج 3، 1342- 1347.

[2]. انصارى قمى، ناصر الدين، مجله آينه پژوهش، شماره 37، 73- 76.


صفحه 59

تأليف اين موسوعه پربار و گرانبها در خوانسار، چيزى شبيه معجزه است، زيرا نه كتابخانه‌اى در آنجا بود و نه مؤلف كتابخانه‌اى غنى با ابزار و وسايل تحقيق داشت‌

ايشان در نامه‌اى به آيت اللّه مرعشى نجفى مى‌نويسد:

«... در فقره كتابى كه اشتغال به تأليف آن فعلا دارم، در ضبط اسامى كتب اماميه به ترتيب حروف تهجى نظير كشف الظنون است با اشاره به اسم مؤلف هر كتاب و وثاقت آن و مشايخ ايشان و بعضى نوادر حالات، به هر اندازه كه موفق به تحصيل آن بشوم و اشاره به طبقه و مواليد و وفيات ايشان اگر ميسر شود، لكن به واسطه قلت اسباب و كتب متعلقه به اين امر، به زحمت فوق‌العاده بايد مرتب شود، و مثلا، عمده اسباب مرتبطه به اين كار، رياض العلماء و جامع الرواة اردبيلى و از كتب قدما فهرست ابن النديم است، كه حقير از زيارت آنها محروم هستم و تمكن تحصيل ندارم و در بلدهم شخص معين و مساعدى كه مضايقه از دادن كتب [نكند] ولو به اعاره باشد يا به جهات اخرى، وجود ندارد. ذهب الرجال الكرام المقتدى بفعالهم، چنانچه در مكتبه حضرت مستطاب عالى هر نحو از كتب موجود باشد، اشاره به اسامى آنها با مؤلفين بفرماييد، نهايت اعانت و كمال تشكر و امتنان دارم».[1]

وى در جاى ديگر مى‌نويسد:

«فكر من در اين موضوع به درازا كشيد، يك پايم را پيش مى‌گذاشتم و پاى ديگرم را به عقب مى‌نهادم، زيرا دانش من اندك و اسباب و كتابهاى مربوط به اين فن مفقود بود و يار و ياورى نداشتم و خانه و شهرم از علما و دانشمندان متخصص اين امر دور است تا از بركات وجود آنها استفاده ببرم».[2]

[1]. نجفى مرعشى، كشف الاستار( مقدمه)، ج 1، 14.

[2]. صفائى خوانسارى، كشف الاستار، ج 1، 4.