درگذشت
سرانجام، آيت اللّه حاج سيد احمد صفائى خوانسارى، در سحر شب 14 ذيقعدة الحرام 1359 ه. ق/ 1319 ش، در 68 سالگى و به هنگام گفتن تكبيرة الاحرام نماز وتر[1]ديده از جهان فروبست و به اجداد طاهرينش پيوست.
پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه، در قبرستان محله پايتخت- نزديك مسجدى كه خود بنا كرده بود- به خاك سپرده شد. ميرزا محمّد جواد ولايى متخلص به افسر خوانسارى در رثايش چنين سرود:[2]
از آسمان علم و عمل مهر تابناك
كردى غروب از افق دهر زير خاك
احمد سمى حامى شرع و شراع دين
جسم و روان و اصل و نسب هر چهار پاك
آمد نداى ارجعىاش چون به گوش روح
پيوسته گفت: ان رضائى لقد رضاك
پرواز كرد طائر روحش به قرب حق
اى روح پاك آيت حق روحنا فداك
مجموعه فضائل و كشاف معضلات
شد گنج پاك گوهر دانش نهان به خاك
بر مرتبتش به چشم حقيقت چه بنگريم
نورى به نور مهر سما كرده اصطكاك
[1]. حسينى اشكورى، تراجم الرجال، ج 1، 70.
[2]. مرعشى نجفى، مقدمه كشف الاستار، ج 1، 25- 26.
روح القدس مؤيد افسر بلند گفت:
تاريخ فوت حضرت او بىهراس و پاك
سال هزار و سيصد و پنجاه و نه برفت
احمد چو جد خويش به معراج در سماك
آيت اللّه سيد مصطفى خوانسارى به نقل از علامه حاج ميرزا محمّد على حكيم الهى خوانسارى، در پايان نسخه خطى نبراس الضياء ميرداماد نوشته است:
«پس از گذشت شش ماه از فوت پدر علامه بزرگوارم، صدايى از قبرش شنيده شد كه مىخواند:«يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ* بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ»و پس از آن اضافه كرد: «فوق ما يتخيلون»».[1]
[1]. استادى، فهرست هزار و پانصد نسخه خطى، 10.
منابع:
1. استادى، رضا، فهرست هزار و پانصد نسخه خطى اهدايى حضرت آيت اللّه خامنهاى به كتابخانه آستان قدس رضوى، قم، 1373.
2. انصارى قمى، ناصر الدين، «درگذشت آيت اللّه صفائى خوانسارى»، مجله آينه پژوهش، شماره 15، مهر 1371.
3. همو، كشف الاستار و مؤلف آن، مجموعه مقالات كنگره كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى، مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1379.
4. همو، «نگاهى به كشف الاستار» آينه پژوهش، شماره 37.
5. حسينى اشكورى، سيد احمد، تراجم الرجال، قم، 1415 ه. ق.
6. شريف رازى، محمّد، آثار الحجه، چاپ قم، 1332.
7. همو، گنجينه دانشمندان، كتابفروشى اسلاميه، قم، 1352.
8. صفائى خوانسارى، سيد احمد، كشف الاستار عن وجه الكتب و الاسفار، چاپ و تحقيق مؤسسه آل البيت:، لاحياء التراث، 1409- 1421 ه. ق.
9. مرعشى نجفى، سيد شهاب الدين، الاجازة الكبيرة، به اهتمام محمّد سمامى حائرى، كتابخانه آيت اللّه مرعشى، قم.
10. همو، كشف الاستار عن حياة مؤلف كشف الاستار (در مقدمه جلد اول كشف الاستار)، چاپ قم، 1409 ه. ق.
11. مرعشى، سيد محمود، المسلسلات فى الاجازات، كتابخانه آيت اللّه مرعشى، قم.
آيت اللّه حاج شيخ محمّد على حائرى قمى
[1]اشاره
شهر مقدس قم، از آغاز ورود اسلام شيعى بدان، مملو از عالمان و فرزانگان بوده است. فقيهان و محدثان اين شهر، دانش اسلامى و معارف اهل بيت عليه السّلام را حفظ كردند، بارور نمودند و پرورش دادند و آن را به دست آيندگان رسانيدند. آنان در حفظ باورهاى دينى مردم شيعه، سخت كوشيدند و هرگونه رنجى را به جان خريدند. يكى از آنان كه براى گسترش علوم اهل بيت عليه السّلام سر از پا نمىشناخت،
[1](*). اين مقاله نخستين بار در مجله مسجد، ش 55( فروردين 1380 ش)، ص 72- 77 به چاپ رسيده است.
آيت اللّه حاج شيخ محمّد على حائرى قمى (ره) است. او با تربيت شاگردان بسيار، حقى بزرگ بر حوزه علميه قم دارد كه تاكنون به شايستگى ادا نشده است. باشد كه اين مقاله، اداى حقى- هرچند اندك- از وى بوده باشد.
ولادت
فقيه بزرگ قم آيت اللّه حائرى قمى، در سال 1291 ه. ق[1]- كه اين تاريخ به يقين نزديكتر است- يا 1299 ه. ق،[2]در قم زاده شد. پس از دوران كودكى، به مكتب رفت و خواندن، نوشتن و قرآن مجيد را فراگرفت.
تحصيلات
سپس، وى به آموختن علوم دينى روى آورد و در محضر علماى بزرگ قم، ادبيات و سطوح فقه، اصول و حديث را به خوبى فراگرفت. استادان وى در قم، عبارت بودند از آيات عظام:
1. حاج ميرزا محمّد ارباب قمى (1273- 1343 ه. ق)، صاحب اربعين الحسينية و تشييد البنيان.
2. حاج سيد صادق قمى (1253- 1338 ه. ق)، صاحب كتاب الزكاة.
3. شيخ محمّد حسن نادى قمى (د. 1317 ه. ق)، صاحب رد بر شيخيه و معاد.
4. شيخ محمّد حسن وزوايى قمى (د. 1310 ه. ق).
5. شيخ محمّد حسين پايين شهرى قمى، معروف به متكلم.
6. حاج سيد ابو القاسم طباطبايى قمى (د. 1333 ه. ق)، برادر مهتر آيت اللّه قمى.
7. ملا على اكبر قمى (د. 1314 ه. ق).
[1]. تهرانى، الذريعة، ج 6، ص 187؛ ريحان يزدى، آينه دانشوران، ص 78.
[2]. شريف رازى، آثار الحجه، ج 1، ص 116؛ مقدسزاده، رجال قم، ص 153.
مهاجرت به تهران
آيت اللّه حائرى قمى، در حدود سال 1313 ه. ق رهسپار تهران شد و از محضر آيات عظام: ميرزا محمّد حسن آشتيانى (د. 1319 ه. ق) و ميرزا ابو طالب زنجانى (د. 1329 ه. ق)، سطوح عالى فقه و اصول را به خوبى فراگرفت.[1]
خاطرهاى از دوران تحصيل
آقا سيد ابو القاسم ميرزايى از معظم له نقل كرده است:
«در جوانى كه در حوزه تهران مشغول تحصيل بودم، هر ماه مادرم يك جوال نان خشك از قم توسط يكى از چارپاداران براى من مىفرستاد. من اول هر ماه آن را [در بازار، كاروانسراى دالان دراز] مىگرفتم و تا آخر ماه، با آن به سر مىبردم. تا اينكه قحطى پيش آمد، و نان ما هم يكى دو روز به اول ماه تمام شد. چند وعدهاى بدون نان و غذا گذراندم. مرتب در جلسه درس حاضر مىشدم، اما حالى كه درس را گوش كنم نداشتم. به هر شكل بود، صبر كردم. اول ماه شد، به كاروانسرا رفتم. ديدم شخصى كه هر ماه نان مىآورد، آمده است؛ ولى با دست خالى. مادرم به وسيله او پيام فرستاده بود كه من نتوانستم در قم نان تهيه كنم، خودت فكرى بكن.
در حالى كه سخت گرسنه بودم، نااميد برگشتم. نزديك مدرسه مروى ديدم كنار ديوار، يك ريالى نقره افتاده است. آن را برداشتم و با خود گفتم: اين پول يك قرص نان است. خود را به مغازه نانوايى رساندم و با آن، يكى نان گرفتم و خود را از گرسنگى نجات دادم. فرداى آن روز، باز در همان نقطه ديدم يك سكه ديگر است. آن را برداشتم، نانى گرفتم و سد جوع نمودم. و به همين ترتيب، تا پايان آن ماه، هر روز يك سكه
[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
در همان محل مىيافتم و نانى مىخريدم. بحمد اللّه، آن ماه به پايان رسيد.
روز اول ماه بعد، به سراغ نان به كاروانسراى دالان دراز رفتم. مادرم نان فرستاده بود. نان را گرفتم و با خود گفتم: مدتى است نان خالى خوردهام، قاتق نداشتم بروم سكه را بردارم و با آن خورش تهيه كنم. وقتى به آن محل رسيدم، از سكه يك ريالى خبرى نبود».[1]
مهاجرت به نجف
معظم له، پس از پنج سال اقامت در تهران، در سال 1318 ه. ق راهى نجف شد.
در درسهاى فقهاى نامى نجف شركت جست و تقريرات درس آنان را نگاشت.
استادان ايشان عبارتند از آيات عظام:
1. آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى (د. 1329 ه. ق)، صاحب حاشيه بر رسائل، كفاية الاصول و شرح تبصرة
2. حاج آقا رضا همدانى (د. 1322 ه. ق)، صاحب مصباح الفقيه و حاشية المكاسب
3. سيد محمّد كاظم طباطبايى يزدى (د. 1337 ه. ق)، صاحب منجزات المريض، صلاة الاحتياط و العروة الوثقى
4. شيخ هادى بن محمّد امين تهرانى (د. 1321 ه. ق)، صاحب محجة العلماء، تفسير آية النور و ودائع النبوة
او در اين ميان، بيشتر دلبسته آخوند خراسانى بود. از اين رو، وى بيشترين استفاده را از محضر شريف آخوند برد و تقريرات درس اصول وى، قطع و ظن، برائت و استصحاب را به گونه زيبايى نگاشت.[2]
[1]. صحفى، داستانهاى جالب، ص 41- 43.
[2]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
مهاجرت به سامراء
آيت اللّه حائرى قمى پس از شش سال اقامت در نجف، و به دليل بروز كشمكش در ميان مشروطهطلبان و مخالفان مشروطه- كه موجب تعطيلى بسيارى از دروس شد و بحثهاى سياسى جاى خود را به بحث علمى داد- در سال 1324 ه. ق، به سامرا رفت تا از محضر آيت اللّه ميرزا محمّد تقى شيرازى بهرهمند شود. در سامرا، معظم له مورد اكرام و احترام بسيار ميرزا قرار گرفت و علاوه بر شركت در مجلس درس استاد، خود به تدريس سطوح پرداخت. با شروع جنگ جهانى اول، سامرا محل تجمع لشكر عثمانى و پادگان نظامى گرديد، درسهاى حوزه تعطيل شد و ميرزاى شيرازى به كربلا مهاجرت كرد. معظم له نيز در اين اوضاع، به كاظمين كوچيد و مدتهاى زياد از محضر آيت اللّه سيد حسن صدر كاظمى (د. 1354 ه. ق) بهره برد.[1]اما پس از مدتى، از سوى استادش به كربلا احضار شد.[2]
مهاجرت به كربلا
معظم له در حدود سال 1335 ه. ق، به كربلا آمد و بسيار مورد توجه و اطمينان ميرزا محمّد تقى شيرازى قرار گرفت؛ به طورى كه ميرزاى دوم، احتياطات خويش را به او ارجاع كرد.[3]
پس از وفات استاد بزرگوارش در 1338 ه. ق، وى در صحن حرم مطهر امام حسين عليه السّلام به جاى ميرزاى شيرازى به اقامه جماعت مشغول شد، و نامش در اوساط علمى طنين افكند.[4]در آنجا، وى علاوه بر اقامه جماعت به تدريس،
[1]. تهرانى، الذريعة، ج 20، ص 167.
[2]. شريف رازى، آثار الحجه، ج 1، ص 116.
[3]. همانجا.
[4]. ناصر الشريعه، تاريخ قم، ص 282.