آيت اللّه حاج شيخ محمّد على حائرى قمى
[1]اشاره
شهر مقدس قم، از آغاز ورود اسلام شيعى بدان، مملو از عالمان و فرزانگان بوده است. فقيهان و محدثان اين شهر، دانش اسلامى و معارف اهل بيت عليه السّلام را حفظ كردند، بارور نمودند و پرورش دادند و آن را به دست آيندگان رسانيدند. آنان در حفظ باورهاى دينى مردم شيعه، سخت كوشيدند و هرگونه رنجى را به جان خريدند. يكى از آنان كه براى گسترش علوم اهل بيت عليه السّلام سر از پا نمىشناخت،
[1](*). اين مقاله نخستين بار در مجله مسجد، ش 55( فروردين 1380 ش)، ص 72- 77 به چاپ رسيده است.
آيت اللّه حاج شيخ محمّد على حائرى قمى (ره) است. او با تربيت شاگردان بسيار، حقى بزرگ بر حوزه علميه قم دارد كه تاكنون به شايستگى ادا نشده است. باشد كه اين مقاله، اداى حقى- هرچند اندك- از وى بوده باشد.
ولادت
فقيه بزرگ قم آيت اللّه حائرى قمى، در سال 1291 ه. ق[1]- كه اين تاريخ به يقين نزديكتر است- يا 1299 ه. ق،[2]در قم زاده شد. پس از دوران كودكى، به مكتب رفت و خواندن، نوشتن و قرآن مجيد را فراگرفت.
تحصيلات
سپس، وى به آموختن علوم دينى روى آورد و در محضر علماى بزرگ قم، ادبيات و سطوح فقه، اصول و حديث را به خوبى فراگرفت. استادان وى در قم، عبارت بودند از آيات عظام:
1. حاج ميرزا محمّد ارباب قمى (1273- 1343 ه. ق)، صاحب اربعين الحسينية و تشييد البنيان.
2. حاج سيد صادق قمى (1253- 1338 ه. ق)، صاحب كتاب الزكاة.
3. شيخ محمّد حسن نادى قمى (د. 1317 ه. ق)، صاحب رد بر شيخيه و معاد.
4. شيخ محمّد حسن وزوايى قمى (د. 1310 ه. ق).
5. شيخ محمّد حسين پايين شهرى قمى، معروف به متكلم.
6. حاج سيد ابو القاسم طباطبايى قمى (د. 1333 ه. ق)، برادر مهتر آيت اللّه قمى.
7. ملا على اكبر قمى (د. 1314 ه. ق).
[1]. تهرانى، الذريعة، ج 6، ص 187؛ ريحان يزدى، آينه دانشوران، ص 78.
[2]. شريف رازى، آثار الحجه، ج 1، ص 116؛ مقدسزاده، رجال قم، ص 153.
مهاجرت به تهران
آيت اللّه حائرى قمى، در حدود سال 1313 ه. ق رهسپار تهران شد و از محضر آيات عظام: ميرزا محمّد حسن آشتيانى (د. 1319 ه. ق) و ميرزا ابو طالب زنجانى (د. 1329 ه. ق)، سطوح عالى فقه و اصول را به خوبى فراگرفت.[1]
خاطرهاى از دوران تحصيل
آقا سيد ابو القاسم ميرزايى از معظم له نقل كرده است:
«در جوانى كه در حوزه تهران مشغول تحصيل بودم، هر ماه مادرم يك جوال نان خشك از قم توسط يكى از چارپاداران براى من مىفرستاد. من اول هر ماه آن را [در بازار، كاروانسراى دالان دراز] مىگرفتم و تا آخر ماه، با آن به سر مىبردم. تا اينكه قحطى پيش آمد، و نان ما هم يكى دو روز به اول ماه تمام شد. چند وعدهاى بدون نان و غذا گذراندم. مرتب در جلسه درس حاضر مىشدم، اما حالى كه درس را گوش كنم نداشتم. به هر شكل بود، صبر كردم. اول ماه شد، به كاروانسرا رفتم. ديدم شخصى كه هر ماه نان مىآورد، آمده است؛ ولى با دست خالى. مادرم به وسيله او پيام فرستاده بود كه من نتوانستم در قم نان تهيه كنم، خودت فكرى بكن.
در حالى كه سخت گرسنه بودم، نااميد برگشتم. نزديك مدرسه مروى ديدم كنار ديوار، يك ريالى نقره افتاده است. آن را برداشتم و با خود گفتم: اين پول يك قرص نان است. خود را به مغازه نانوايى رساندم و با آن، يكى نان گرفتم و خود را از گرسنگى نجات دادم. فرداى آن روز، باز در همان نقطه ديدم يك سكه ديگر است. آن را برداشتم، نانى گرفتم و سد جوع نمودم. و به همين ترتيب، تا پايان آن ماه، هر روز يك سكه
[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
در همان محل مىيافتم و نانى مىخريدم. بحمد اللّه، آن ماه به پايان رسيد.
روز اول ماه بعد، به سراغ نان به كاروانسراى دالان دراز رفتم. مادرم نان فرستاده بود. نان را گرفتم و با خود گفتم: مدتى است نان خالى خوردهام، قاتق نداشتم بروم سكه را بردارم و با آن خورش تهيه كنم. وقتى به آن محل رسيدم، از سكه يك ريالى خبرى نبود».[1]
مهاجرت به نجف
معظم له، پس از پنج سال اقامت در تهران، در سال 1318 ه. ق راهى نجف شد.
در درسهاى فقهاى نامى نجف شركت جست و تقريرات درس آنان را نگاشت.
استادان ايشان عبارتند از آيات عظام:
1. آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى (د. 1329 ه. ق)، صاحب حاشيه بر رسائل، كفاية الاصول و شرح تبصرة
2. حاج آقا رضا همدانى (د. 1322 ه. ق)، صاحب مصباح الفقيه و حاشية المكاسب
3. سيد محمّد كاظم طباطبايى يزدى (د. 1337 ه. ق)، صاحب منجزات المريض، صلاة الاحتياط و العروة الوثقى
4. شيخ هادى بن محمّد امين تهرانى (د. 1321 ه. ق)، صاحب محجة العلماء، تفسير آية النور و ودائع النبوة
او در اين ميان، بيشتر دلبسته آخوند خراسانى بود. از اين رو، وى بيشترين استفاده را از محضر شريف آخوند برد و تقريرات درس اصول وى، قطع و ظن، برائت و استصحاب را به گونه زيبايى نگاشت.[2]
[1]. صحفى، داستانهاى جالب، ص 41- 43.
[2]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
مهاجرت به سامراء
آيت اللّه حائرى قمى پس از شش سال اقامت در نجف، و به دليل بروز كشمكش در ميان مشروطهطلبان و مخالفان مشروطه- كه موجب تعطيلى بسيارى از دروس شد و بحثهاى سياسى جاى خود را به بحث علمى داد- در سال 1324 ه. ق، به سامرا رفت تا از محضر آيت اللّه ميرزا محمّد تقى شيرازى بهرهمند شود. در سامرا، معظم له مورد اكرام و احترام بسيار ميرزا قرار گرفت و علاوه بر شركت در مجلس درس استاد، خود به تدريس سطوح پرداخت. با شروع جنگ جهانى اول، سامرا محل تجمع لشكر عثمانى و پادگان نظامى گرديد، درسهاى حوزه تعطيل شد و ميرزاى شيرازى به كربلا مهاجرت كرد. معظم له نيز در اين اوضاع، به كاظمين كوچيد و مدتهاى زياد از محضر آيت اللّه سيد حسن صدر كاظمى (د. 1354 ه. ق) بهره برد.[1]اما پس از مدتى، از سوى استادش به كربلا احضار شد.[2]
مهاجرت به كربلا
معظم له در حدود سال 1335 ه. ق، به كربلا آمد و بسيار مورد توجه و اطمينان ميرزا محمّد تقى شيرازى قرار گرفت؛ به طورى كه ميرزاى دوم، احتياطات خويش را به او ارجاع كرد.[3]
پس از وفات استاد بزرگوارش در 1338 ه. ق، وى در صحن حرم مطهر امام حسين عليه السّلام به جاى ميرزاى شيرازى به اقامه جماعت مشغول شد، و نامش در اوساط علمى طنين افكند.[4]در آنجا، وى علاوه بر اقامه جماعت به تدريس،
[1]. تهرانى، الذريعة، ج 20، ص 167.
[2]. شريف رازى، آثار الحجه، ج 1، ص 116.
[3]. همانجا.
[4]. ناصر الشريعه، تاريخ قم، ص 282.
تأليف، وعظ و ارشاد اشتغال داشت و از علماى بزرگ كربلا به شمار مىرفت.[1]
خاطرهاى از كربلا
يكى از آقايانى كه در كربلا ميهمان ايشان بود، نقل مىكند:
«من در زمان جوانى به عتبات مقدسه مشرف شدم و در كربلا، وارد بر آقا شيخ محمّد على قمى گرديدم. يك روز كه به منزلشان مىرفتم، مقدارى ميوه گرانقيمت تهيه كردم و با خود بردم. آقا به من فرمودند: «اسباب زحمت براى ما درست كردى، چون ما قدرت تهيه اينگونه چيزها را نداريم. حالا كه تو آوردى، فردا بچهها از ما مطالبه نظاير آن را خواهند كرد».[2]
بازگشت به قم
آيت اللّه حائرى قمى، در سال 1349 ه. ق- كه 50 ساله بود- به قصد زيارت مرقد مطهر حضرت امام رضا عليه السّلام، به سوى ايران حركت كرد. وى در مشهد مقدس بر آيت اللّه حاج آقا حسين طباطبايى قمى وارد، و بر او ميهمان شد. آيت اللّه قمى، وى را به بازگشت به زادگاهش- كه داراى حوزهاى باشكوه و آبرومند گرديده، و از طرفى با توطئههاى گوناگون رژيم پهلوى براى انهدام آن روبهرو بود- بسيار ترغيب نمود. ايشان نيز در همان سال به قم آمد و مقدمش از سوى زعيم حوزه، آيت اللّه حائرى يزدى، گرامى داشته شد. به اصرار آيت اللّه حائرى، وى در قم ساكن شد و به خدمات دينىاش پرداخت.[3]
تدريس
آيت اللّه حاج شيخ محمّد على حائرى قمى، از همان اوان ورود به قم، شبها
[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
[2]. صحفى، داستانهاى جالب، ص 192.
[3]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
در مدرسه فيضيه نماز جماعت را برپا كرد و پس از آن، به تدريس خارج فقه و اصول مشغول شد. ريحان يزدى مىنويسد:
«... معظم له از علماى نجف اشرفند، و به تازگى به وطن اصلى خود مراجعت كردهاند. شبها بعد از نماز، در مدرسه فيضيه مجلس درسشان منعقد مىشود و تخصص جناب ايشان در علم اصول است».[1]
علامه تهرانى هم آورده است:
«وى شأن و جايگاهى بلند در حوزه داشت. طلاب به وى، علاقهاى فراوان و به درس و بحثش، شوق بسيار داشتند».[2]
مرحوم ناصر الشريعه هم مىنويسد:
«وى از بزرگان علما و مدرسين اين سرزمين بود ... جماعتى زياد به درس و نماز او حاضر مىشدند».[3]
شاگردان
برخى از شاگردان آن فقيه بزرگ- با استفاده از كتاب آينة دانشوران- عبارتند از حضرات آيات:
1. سيد شهاب الدين حسينى نجفى مرعشى (1315- 1411 ه. ق)، صاحب ملحقات احقاق الحق.
2. حاج ميرزا هاشم آملى (1322- 1413 ه. ق)، صاحب بدايع الافكار
3. شيخ ابراهيم رياضى نجفآبادى (1317- 1373 ه. ق).
4. شيخ مرتضى انصارى قمى (1322- 1391 ه. ق).
[1]. ريحان يزدى، آينه دانشوران، ص 79.
[2]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
[3]. ناصر الشريعه، تاريخ قم، ص 283.
5. حاج سيد سجاد علوى گرگانى (1322- 1407 ه. ق).
6. سيد محمّد باقر سلطانى طباطبائى (1322- 1418 ه. ق).
7. شيخ محمّد فكور يزدى (1324- 1398 ه. ق).
8. شيخ محمّد باقر شريعتى اصفهانى (1321- 1407 ه. ق).
9. سيد مرتضى علوى فريدنى (1328- 1415 ه. ق).
10. سيد مهدى هاشمى شاهرودى.
11. شيخ عباس صفائى حائرى قمى (1332- 1399 ه. ق)- فرزند معظم له-.
12. ميرزا عباس مستقيم قمى (1333- 1395 ه. ق).
13. شيخ يحيى فاضل همدانى.
14. ميرزا على اصغر شفيعى همدانى.
15. ميرزا محسن ضيائى همدانى.
16. شيخ محمّد باقر سعيدى رانكوهى.
17. شيخ عبد الرحيم تنكابنى.
18. شيخ ابو القاسم فروغى شاهرودى.[1]
19. شيخ محمّد رفيعى طالقانى.
20. سيد حسين بحرينى.
21. سيد محمّد ابو هاشم رشتى.
22. سيد شفيع واحدى رشتى.
23. شيخ محمّد تقى لنگرودى املشى.
24. آقا محمّد كاجى همدانى.
تأليفات
آن فقيه بزرگ، به جز تدريس و تربيت شاگردان، تأليفات بسيارى در فقه و اصول داشت كه عبارتند از:
[1]انصارى قمى، ناصر الدين، اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير، 2جلد، دليل ما - قم، چاپ: دوم، 1387.