بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 0

اختلاف در وضو چرا ؟

تألیف

سيد علی شهرستانی


صفحه 1

اختلاف در وضو

چرا ؟؟

نويسنده :

سيّد على شهرستانى


صفحه 2

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 3

فهرست مطالب

مقدمه …7

تعبّد و مُتعبِّدان …16

اجتهاد و مجتهدان …21

مجتهدان در زمان پيامبر (صلى الله عليه وآله) …28

مجتهدان بعد از پيامبر (صلى الله عليه وآله) …33

عثمان و اجتهاد …37

عثمان و وضو …39

مخالفانِ عثمان …47

چه كسى اختلاف در وضو را آغازيد ؟ …50

عثمان و نوآورى در وضو …65

چرا وضويى نو ؟ …72

امام على (عليه السلام) و وضو …76

وضو در دوره امويان …80

وضو در دوره عبّاسيان …89

منصور و وضو …91

مهدى و وضو …94

رشيد و وضو …97

سخن پايانى …102

چكيده …109

منابع و مآخذ …111

o


صفحه 4

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 5
مقدمه

مسلمانان پس از از رسول خدا صل الله آل الیه و ال و سلم به دو گروه تقسیم شدند و هر کدام روش و مبنای ویژه خود را در پیش گرفتند. .

بعضى از صحابه به لزوم دريافتِ احكام از قرآن و سنّت فرا مى خواندند و در برابر آن ، رأى و اجتهاد را برنمى تافتند ، و بعضى ديگر به مشروع بودن سخن بزرگان صحابه و صحّتِ اجتهاد آنها در برابر نص روى آوردند ; به اين دليل كه آنان ملاكاتِ احكام و روح تشريع را مى شناسند !

دسته اول ، شيوه طاعت و امتثالِ احكامِ خدا و رسول را ـ به طور مطلق ـ پيمودند و به خود و ديگران اجازه نمى دادند كه در احكام شرعى به آراى شخصى و اجتهاداتِ به دست نيامده از نصّ عمل كنند .

امّا دسته دوم ـ بعضى مجتهدان[1]ـ در محضر پيامبر (صلى الله عليه وآله) به رأى خويش فتوا مى دادند و با وجود نص ، در پى مصلحت برمى آمدند . اينان گرچه رسالتِ پيامبر را پذيرفتند ، ليكن قداست و مكانتى را كه خدا به پيامبر ارزانى داشت ، قائل نبودند و در بسيارى اوقات برخوردشان با پيامبر به گونه اى

[1]. اجتهادى كه خدا و پيامبر و امامان اهل بيت (عليهم السلام) از آن نهى كرده اند ، همان فتوا به رأى است (وچيزهايى مانند قياس و استحسان و مصالح مرسله و ) همراه با ترك نصوص قرآنى و نبوى يا بازى كردن با مفاهيمِ اين نصوص .


صفحه 6

بود كه گويا او انسان ناكامل و عادى است كه به خطا و صواب مى رود ، دشنام مى دهد و لعن مى فرستد و سپس براى لعن شدگان آمرزش مى طلبد .[2]

اين دو دستگى ميان صحابه ، از عواملى است كه به اختلاف مسلمانان در احكام شرعى ـ بعد از پيامبر (صلى الله عليه وآله) ـ انجاميد . دلايل فراوان ديگرى نيز هست كه اين تقسيم در بر دارنده آن مى باشد و در بحث هاى آينده خواهد آمد .

داعيانِ اجتهاد ، بر مشروعيتِ اين اختلاف به اين سخن پيامبر (صلى الله عليه وآله)استدلال كردند كه فرمود :«اختلاف أُمّتي رحمة»[3](اختلاف امّتم مايه رحمت است) ولى آيا به راستى معناى اين سخن ، همان است كه اهل سنت از آن برداشت مى كنند یا اینکه معنای ئیگری دارد؟

اگر اين تفسير از حديث درست باشد ، سخنان ديگر آن حضرت را چگونه تبيين كنيم كه مى فرمايد :

[2]. بنگريد به ، صحيح مسلم 4 : 2008/90 ; مسند احمد 2 : 316 ـ 317 و449 (و جلد 3 ، ص400) .

[3]. شرح نَووى بر صحيح مسلم 11 : 91 ; الجامع الصغير 1 : 48 -

مناوى در «فيض القدير 1 : 209) مى نويسد : بر سند صحيحى براى اين حديث دست نيافتم . متقى هندى در «كنز العمّال 10 : 136 ، حديث 28686» آن را مى آورد ، سپس مى گويد : نصر مقدسى درالحجّةو بيهقى دررسالة الأشعريّةـ بى سند ـ آن را ذكر مى كند . حليمى و قاضى حسين و امام الحرمين و ديگران آن را آورده اند . شايد در بعضى از كتاب هاى حُفّاظ كه به دست ما نرسيده (سندِ آن) آمده باشد .

اِسناد اين حديث ـ نزد اهل بيت (عليهم السلام) ـ صحيح است و امام صادق (عليه السلام) آن را تفسير مى كند به اينكه مقصود ، رفت و آمد در شهرها پس از تفقّه است تا مردم را انذار دهند و احكام را به آنها بياموزند (علل الشرايع 1 : 85 ; معانى الأخبار : 157) .

بنگريد كه چگونه حديثى را كه اسناد آن نزدشان صحيح نيست ، براى رسيدن به مقصودشان به كار مى گيرند !


صفحه 7

لا تَفْتَرِقُوا فَتَهْلِكُوا ;[4]

به تفرقه نگراييد كه هلاك مى شويد !

سَتَفْتَرِقُ أُمّتي على ثلاث وسبعين فرقةً ; فِرْقَةٌ ناجيةٌ ، والباقون في النّار ;[5]

ديرى نپايد كه اُمّتم 73 فرقه شوند ; يك فرقه اهل نجات است و ديگران دوزخى اند .

چرا اختلاف ميان مسلمانان (با اينكه كتاب و پيامبرشان يكى است) به اين حدّ و مرتبه برسد ؟

يكى دست بسته نماز مى خواند و ديگرى دست باز ، يكى در نماز پاها را به هم مى چسباند و ديگرى بين آنها فاصله اندازد ، يكى هنگام وضو پاها را مى شويد و ديگرى بر آنها مسح مى كشد ، يكى بسمله را آشكار بر زبان مى آورد و ديگرى به جهرِ آن لَب نمى گشايد ، يكى بعد از سوره حمد

[4]. المُصَنَّف (ابن اَبى شيبه) 8 : 161 ، حديث 26 -

[5]. اين حديث با الفاظ نزديك به هم و معناى يكسان ، در منابع زير آمده است : تحفة الاحوذى 7 : 333 ; المعجم الكبير 18 : 51 ; كنز العمّال 1 : 377 ، حديث 1637 ; شواهد التنزيل 1 : 270 ; تفسير قرطبى 2 : 9 -

در «المستدرك على الصحيحين 3 : 547» به نقل از عوف بن مالك آمده است كه پيامبر (صلى الله عليه وآله)فرمود:سَتَفْتَرِقُ أُمّتي على بِضع وسبعين فرقةً ; أعظَمُها فتنةً على أُمّتي قومٌ يَقيسونَ الأُمورَ برأيهم ، فيُحَرِّمونَ الحَلال ويُحلِّلُونَ الحرام ;به زودى امّتم هفتاد و چند فرقه مى شوند ; فرقه اى كه فتنه آن بر امّتم بسى بزرگ است ، گروهى اند كه امور را به رأى خويش قياس مى كنند ; حلال را حرام مى شمارند و حرام را حلال .

نيز بنگريد به : المستدرك 4 : 430 ; المعجم الكبير 18 : 51 ; مجمع الزوائد 1 : 179 ; مسند الشاميين 2 : 143 ; المحلّى 1 : 62 -