همسايه بد است كه اگر خوبى ببيند آن را پنهان مىكند و اگر كار بدى مشاهده نمايد آن را پخش مىكند.
2-[1]امام جعفر صادق (ع) از پيامبر6نقل فرموده است: به خدا پناه مىبرم از همسايه بدى كه در خانهاى زندگى مىكند با چشمانش تو را زير نظر دارد و با دلش به تو توجّه دارد، اگر تو را در خوشى ببيند ناراحت شود و اگر در بدى مشاهده كند خوشحال گردد.
3-[2]امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل فرموده است كه: پيامبر6در وصيّتش به على (ع) فرمود: يا على چهار چيز كمر شكن است: 1- پيشوايى كه مردم امرش را اطاعت كنند امّا خود نافرمانى خدا كند. 2- زنى كه شوهر در عفّت و پاكدامنى او بكوشد ولى به شوهرش خيانت كند. 3- فقرى كه صاحب آن دستگير و ياورى نيابد. 4- همسايه بدى كه در خانهاى ساكن باشد.
90- باب استحباب رعايت حدّ همسايگى كه از هر طرف چهل خانه است
1-[3]امام باقر (ع) فرمود: حدّ همسايگى چهل خانه است از روبرو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ.
2-[4]امام صادق (ع) از پيامبر6نقل فرموده است: هر چهل خانه از روبرو، و پشت سر و سمت راست و سمت چپ همسايه است.
3-[5]معاوية بن عمّار گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: فدايت شوم
[1]- اصول كافى، ص 625( باب حقّ الجوار)
[2]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 338.
[3]-( باب 90) اصول كافى، ص 625( باب حقّ الجوار)
[4]- اصول كافى، ص 625( باب حقّ الجوار)
[5]- معانى الاخبار، ص 52.
حدود همسايگى چقدر است؟ فرمود: از هر طرف چهل خانه.
4-[1]امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه امير المؤمنين (ع) فرمود:
حريم مسجد چهل ذراع [تقريبا 20 متر] و حريم همسايگى چهل خانه از چهار جانب است.
91- استحباب مدارا كردن با همسفر
1-[2]امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: از جمله حقوق مسافر بر همراهانش اين است كه اگر مريض شود سه روز براى او توقّف كنند.
2-[3]امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: دو نفر كه با يك ديگر معاشرت مىكنند آن كه نسبت به دوستش بيشتر مدارا مىكند اجرش بيشتر و در نزد خدا گرامىتر است.
3-[4]امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: هر گاه در سفر يكى از همراهان شما مريض شود سه روز بخاطر او توقّف كنيد.
4-[5]امام صادق (ع) فرمود: رساندن سخن به گوش شخص ناشنوا در حدّى كه باعث ملال و خستگى نگردد صدقه پسنديدهاى است.
[1]- ج 2 وسائل: ص 484( احكام المساجد) خصال صدوق، ج 2، ص 114.
[2]-( باب 91:) اصول كافى، ص 625( باب حسن الصّحابه)
[3]- اصول كافى، ص 625( باب حسن الصّحابه)
[4]- قرب الاسناد، ص 64.
[5]- ثواب الاعمال، ص 139،( باب ثواب الصدقة)
92- باب استحباب بدرقه همسفر هنگام جدا شدن هر چند ذمّى باشد
1-[1]امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه امير المؤمنين (ع) با مردى ذمّى همسفر شد، ذمّى به آن حضرت گفت: قصد كجا دارى؟ حضرت فرمود:
مىخواهم به كوفه بروم، چون ذمّى جدا شد و به راه خود رفت امير المؤمنين (ع) نيز با او رفت تا اين كه ذمى پرسيد چرا مسير خود را به جانب من تغيير داديد؟
حضرت گفتند: اين نشانه كمال حسن رفاقت است كه انسان هنگام جدا شدن چند قدمى همراهش را بدرقه كند، اين دستور پيامبر ماست. در دنباله همين مطلب آمده است كه آن ذمى به همين جهت اسلام آورد.
93- باب استحباب نامه نوشتن در سفر و وجوب پاسخ دادن به نامه
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: پاسخ دادن به نامه مانند جواب دادن به سلام واجب است.
2-[3]امام جعفر صادق (ع) فرمود: پيوند بين دوستان، در حضر به ديدن يك ديگر رفتن و در سفر نامه نوشتن به يك ديگر است.
3-[4]در كتاب الاخوان از امام صادق (ع) نقل شده است: پيوند بين دوستان، به ديدن يك ديگر رفتن، و در سفر، نامه نوشتن است.
[1]-( باب 92:) اصول كافى، ص 625( باب حسن الصحابه)
[2]-( باب 93:) اصول كافى، ص 626( باب التكاتب)
[3]- اصول كافى، ص 626( باب التكاتب)
[4]- الاخوان، ص 28.
94- باب استحباب شروع نامه با بسم اللَّه و نوشتن آن به بهترين خط
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: در نوشتن [نامه]
«بسم اللَّه الرحمن الرحيم»
را فراموش مكن اگر چه بعد از آن شعر باشد.
2-[2]امام جعفر صادق (ع) فرمود:
«بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم»
را (در اوّل نامه) با نيكوترين خط بنويس، و حرف «ب» را كشيده ننويس مگر زمانى كه «سين» را با دندانه نوشته باشى.
3-[3]علىّ بن موسى الرّضا (ع) از پدرانش در حديثى نقل فرموده است كه از امير المؤمنين (ع) سؤال شد چرا تبع، تبع ناميده شده؟ امام فرمود: او جوانى كاتب بود كه براى ملك قبل از خود نامه مىنوشت، و در اوّل نامهها مىنوشت به نام خدايى كه رعد و باد را آفريد، ملك به او گفت: در آغاز نامه بنويس بنام فرشته رعد، جوان گفت جز به نام خداى خويش آغاز نمىكنم، سپس فرمانهاى تو را مىنويسم، خدا بدين جهت از او سپاسگزارى كرد و حكومت آن سرزمين را به او داد، و مردم از او اطاعت كردند، بدين سبب تبّع ناميده شد.
95- باب چگونگى نوشتن عنوان نامه
1-[4]امام صادق (ع) فرمود: [در مكاتبات] بعد از
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
[1]-( باب 94:) اصول كافى، ص 626( باب النوادر في آخر الكتاب)
[2]- اصول كافى، ص 626( باب النوادر في آخر الكتاب)
[3]- علل الشرائع، ص 176؛ عيون اخبار الرضا، ص 133.
[4]-( باب 95:) اصول كافى، ص 627( باب النوادر في آخر الكتاب)
بلافاصله ننويس «براى فلانى» ولى اشكال ندارد كه بر پشت پاكت بنويسى «براى فلانى».
2-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: داخل نامه ننويس: «براى ابى فلان» بلكه بنويس «به سوى ابى فلان» و بر پشت نامه بنويس «براى فلان».
96- باب استحباب آغاز نامه به نام كسى كه نامه برايش فرستاده مىشود
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: اشكال ندارد كه شخص نام دوستش را در آغاز نامه قبل از اسم خود بنويسد.
2-[3]سماعه گويد: از امام صادق (ع) در باره كسى كه نام شخص را در آغاز نامه بنويسد پرسيدم، فرمود: اشكال ندارد، اين فضيلتى است كه شخص به وسيله آن به دوستش احترام مىگذارد.
97- باب استحباب نوشتن «ان شاء اللَّه» در نامه هر جا كه مناسب باشد
1-[4]مرازم بن حكيم گويد: امام صادق (ع) دستور داد براى كارى نامه بنويسند، نامه را نوشتند و به نظر آن حضرت رساندند و در آن كلمه
«ان شاء اللَّه»
نبود، امام فرمود: چگونه اميد داريد اين نامه به نتيجه برسد در صورتى كه
[1]- اصول كافى، ص 627( باب النّوادر في آخر الكتاب)
[2]-( باب 96:) اصول كافى، ص 627( باب النوادر في آخر الكتاب)
[3]- اصول كافى، ص 627( باب النوادر في آخر الكتاب)
[4]-( باب 97:) اصول كافى، ص 627( باب النوادر في آخر الكتاب)
«ان شاء اللَّه»
در آن نيست؟ دقّت كنيد هر جا لازم است بنويسيد.
98- باب استحباب خشك كردن خطهاى نامه
1-[1]احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد: ابو الحسن علىّ بن موسى الرضا (ع) روى نامه [براى خشك شدن] خاك مىپاشيد، و مىفرمود: اشكال ندارد.
2-[2]علىّ بن عطيّه [از اصحاب امام موسى كاظم (ع)] گويد: نامههايى را از امام كاظم (ع) ديده است كه خاك بر آن پاشيده بوده است.
3-[3]احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد: امام رضا (ع) روى نامه خاك مىپاشيد.
4-[4]امام رضا (ع) از پدرانش نقل كرده است كه رسول خدا6فرمود:
براى حاجات خود صبح زود از خانه بيرون رويد تا آن حاجتها انجام شود، و روى نامه خاك بپاشيد [براى خشك شدن نامه و مخدوش نشدن خطوط آن] كه در برآوردن حاجت مؤثر است، و خير را در نزد خوشرويان جستجو كنيد.
99- باب عدم جواز سوزاندن كاغذهايى كه در آن آيات قرآن يا نام خدا باشد
1-[5]عبد الملك بن عتبه گويد: از ابو الحسن اوّل امام موسى كاظم (ع) در باره
[1]-( باب 98:) اصول كافى، ص 627( باب النوادر في آخر الكتاب).
[2]- اصول كافى، ص 627( باب النوادر في آخر الكتاب).
[3]- قرب الاسناد، ص 170.
[4]- خصال صدوق، ج 2، ص 31.
[5]-( باب 99.) اصول كافى، ص 627( باب النوادر)
كاغذهايى كه جمع مىشود و در آن نام خدا هست پرسيدم كه آيا مىشود آنها را سوزاند؟
امام فرمود: نه، اوّل آنها را با آب بشوييد سپس بسوزانيد.
2-[1]عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: كاغذها را نسوزانيد بلكه خطوط آنها را محو و سپس پاره كنيد.
3-[2]زراره گويد: از امام صادق (ع) در باره نامى از نامهاى خدا كه به وسيله آب دهان محو شود سؤال شد، امام فرمود: با پاكترين چيزى كه به آن دسترسى داريد از بين ببريد.
4-[3]محمّد بن اسحاق بن عمّار گويد: از ابو الحسن، موسى بن جعفر (ع) در باره نامههايى كه در آن نام خداى عزّ و جلّ نوشته شده است سؤال شد، امام فرمود:
آنها را بشوييد.
5-[4]امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: آيات قرآن و نام خدا را با پاكترين چيزى كه دسترسى داريد محو كنيد، (و نيز فرمود) پيامبر مسلمانان را از سوزاندن و از بين بردن آنها با لگدمال كردن يا قلم كشيدن روى آنها نهى فرموده است.
6-[5]جعفر بن محمد (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيامبر6[مسلمانان را] از محو كردن يا نوشتن آيات قرآن با آب دهان نهى فرموده است.
7-[6]حسن بن علىّ وشّاء گويد: عبّاس بن جعفر بن اشعث از من خواست كه از امام رضا (ع) در باره سوختن نامههايش بعد از اين كه آنها را مىخواند از ترس اين كه به دست ديگران نيفتد سؤال كنم، وشّاء گويد: قبل از اين كه بپرسم حضرت نامهاى به من نوشت و فرمود: به دوست خود بگو: من وقتى كه نامههايش را مىخوانم آنها را مىسوزانم. (شيخ حرّ عاملى فرمايد: اين حمل بر جواز يا
[1]- اصول كافى، ص 627( باب النوادر)
[2]- اصول كافى، ص 627( باب النوادر)
[3]- اصول كافى، ص 627( باب النوادر)
[4]- اصول كافى، ص 627( باب النوادر)
[5]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 196.
[6]- عيون اخبار الرضا، ص 337، كشف الغمّة ص 269.
ضرورت است، يا به نامههائى مربوط مىشود كه [آيات] قرآن يا نام خدا در آن نيست) 8-[1]علىّ بن جعفر گويد: از برادرم امام موسى كاظم (ع) در باره سوزاندن كاغذى كه در آن چيزى نوشته باشد سؤال كردم، امام فرمود: اگر بترسى كه در آن چيزى باشد [و به دست دشمن بيفتد] سوزاندنش اشكال ندارد.
100- استحباب تقسيم وقت بين دوستان به طور مساوى
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا6وقتش را بين دوستانش تقسيم مىكرد، و به اين و آن به يك چشم نگاه مىكرد، و نيز فرمود: پيامبر6هرگز پاهايش را در مقابل يارانش دراز نمىكرد، و وقتى مصافحه مىنمود دستش را از دست طرف نمىكشيد تا او دست پيامبر را رها نمايد، چون اصحاب اين مطلب را دانستند وقتى كه به آن حضرت دست مىدادند آنها دستشان را مىكشيدند.
2-[3]امام جعفر صادق (ع) فرمود: از زمانى كه خدا پيامبر6را مبعوث كرد تا آخر عمر در حال تكيه كردن غذا نخورد، و هرگز پيش همنشين خويش پا روى پا نمىانداخت، و در موقع مصافحه هرگز دستش را پس نمىكشيد تا طرف دستش را پس بكشد، و هيچ وقت سائل را رد نمىكرد اگر چيزى داشت به او مىداد و اگر نمىداشت مىفرمود: خدا مىدهد.
3-[4]امام باقر (ع) فرمود: وقتى كه شخص با دوستش مصافحه مىكند آن كه
[1]- قرب الاسناد، ص 122.
[2]-( باب 100:) اصول كافى، ص 626( باب النوادر)؛ روضه كافى، ص 268.
[3]- روضه كافى، ص 164.
[4]- اصول كافى، ص 400( باب المصافحه)