كاغذهايى كه جمع مىشود و در آن نام خدا هست پرسيدم كه آيا مىشود آنها را سوزاند؟
امام فرمود: نه، اوّل آنها را با آب بشوييد سپس بسوزانيد.
2-[1]عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: كاغذها را نسوزانيد بلكه خطوط آنها را محو و سپس پاره كنيد.
3-[2]زراره گويد: از امام صادق (ع) در باره نامى از نامهاى خدا كه به وسيله آب دهان محو شود سؤال شد، امام فرمود: با پاكترين چيزى كه به آن دسترسى داريد از بين ببريد.
4-[3]محمّد بن اسحاق بن عمّار گويد: از ابو الحسن، موسى بن جعفر (ع) در باره نامههايى كه در آن نام خداى عزّ و جلّ نوشته شده است سؤال شد، امام فرمود:
آنها را بشوييد.
5-[4]امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: آيات قرآن و نام خدا را با پاكترين چيزى كه دسترسى داريد محو كنيد، (و نيز فرمود) پيامبر مسلمانان را از سوزاندن و از بين بردن آنها با لگدمال كردن يا قلم كشيدن روى آنها نهى فرموده است.
6-[5]جعفر بن محمد (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيامبر6[مسلمانان را] از محو كردن يا نوشتن آيات قرآن با آب دهان نهى فرموده است.
7-[6]حسن بن علىّ وشّاء گويد: عبّاس بن جعفر بن اشعث از من خواست كه از امام رضا (ع) در باره سوختن نامههايش بعد از اين كه آنها را مىخواند از ترس اين كه به دست ديگران نيفتد سؤال كنم، وشّاء گويد: قبل از اين كه بپرسم حضرت نامهاى به من نوشت و فرمود: به دوست خود بگو: من وقتى كه نامههايش را مىخوانم آنها را مىسوزانم. (شيخ حرّ عاملى فرمايد: اين حمل بر جواز يا
[1]- اصول كافى، ص 627( باب النوادر)
[2]- اصول كافى، ص 627( باب النوادر)
[3]- اصول كافى، ص 627( باب النوادر)
[4]- اصول كافى، ص 627( باب النوادر)
[5]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 196.
[6]- عيون اخبار الرضا، ص 337، كشف الغمّة ص 269.
ضرورت است، يا به نامههائى مربوط مىشود كه [آيات] قرآن يا نام خدا در آن نيست) 8-[1]علىّ بن جعفر گويد: از برادرم امام موسى كاظم (ع) در باره سوزاندن كاغذى كه در آن چيزى نوشته باشد سؤال كردم، امام فرمود: اگر بترسى كه در آن چيزى باشد [و به دست دشمن بيفتد] سوزاندنش اشكال ندارد.
100- استحباب تقسيم وقت بين دوستان به طور مساوى
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا6وقتش را بين دوستانش تقسيم مىكرد، و به اين و آن به يك چشم نگاه مىكرد، و نيز فرمود: پيامبر6هرگز پاهايش را در مقابل يارانش دراز نمىكرد، و وقتى مصافحه مىنمود دستش را از دست طرف نمىكشيد تا او دست پيامبر را رها نمايد، چون اصحاب اين مطلب را دانستند وقتى كه به آن حضرت دست مىدادند آنها دستشان را مىكشيدند.
2-[3]امام جعفر صادق (ع) فرمود: از زمانى كه خدا پيامبر6را مبعوث كرد تا آخر عمر در حال تكيه كردن غذا نخورد، و هرگز پيش همنشين خويش پا روى پا نمىانداخت، و در موقع مصافحه هرگز دستش را پس نمىكشيد تا طرف دستش را پس بكشد، و هيچ وقت سائل را رد نمىكرد اگر چيزى داشت به او مىداد و اگر نمىداشت مىفرمود: خدا مىدهد.
3-[4]امام باقر (ع) فرمود: وقتى كه شخص با دوستش مصافحه مىكند آن كه
[1]- قرب الاسناد، ص 122.
[2]-( باب 100:) اصول كافى، ص 626( باب النوادر)؛ روضه كافى، ص 268.
[3]- روضه كافى، ص 164.
[4]- اصول كافى، ص 400( باب المصافحه)
دست دادن را ادامه مىدهد اجرش بيشتر است و گناهان آنها آمرزيده مىشود تا حدّى كه هيچ گناهى باقى نمىماند.
4-[1]امام صادق (ع) فرمود: هرگز رسول خدا با كسى مصافحه نكرد كه دستش را از دست آن شخص بكشد تا اين كه شخص دستش را از دست پيامبر6مىكشيد.
101- باب استحباب سؤال كردن از نام و نام خانوادگى و نسب و حال دوست و همنشين
1-[2]علىّ بن الحسين (ع) نقل كرده است كه رسول خدا6روزى به دوستانش فرمود: مىدانيد ناتوانى چيست؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند، فرمود:
سه چيز نشانه ناتوانى است: اوّل اين كه كسى دوستش را دعوت كند، غذايى تهيّه نمايد امّا آن دوست خلف وعده كند و نيايد، دوّم اين كه: يكى دوست يا همنشين كسى باشد و علاقمند باشد بداند او كيست و از كجاست، امّا از وى جدا شود و سؤال نكند، سوّم: در باره زنهاست كه كسى به زن خود نزديك شود و از وى لذت برد امّا زن بهرهاش را از همسرش نبرد. عبد الله پسر عمر و عاص عرض كرد: چه بايد كرد؟ فرمود: يك ديگر را تحريك نمايند تا هر دو لذّت ببرند.
2-[3]علىّ بن الحسين (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: ناتوانترين افراد كسى است كه شخصى را ملاقات كند و از رفتار او خوشش آيد امّا از نام و نسب و محلّ زندگى او نپرسد.
3-[4]امام صادق (ع) از پيامبر6نقل فرموده است: اگر كسى از شما برادر
[1]- اصول كافى، ص 400( باب المصافحة)
[2]-( باب 101:) اصول كافى، ص 626( باب النوادر في آخر الكتاب)
[3]- اصول كافى، ص 626( باب النوادر في آخر الكتاب)
[4]- اصول كافى، ص 626( باب النوادر في آخر الكتاب)
مسلمانش را دوست دارد از نام او و نام پدر و نام قبيله و خاندانش سؤال كند، اين از حقوق واجب و صدق و صفاى در دوستى است، و الّا شناختى نادرست مىباشد.
4-[1]امام جعفر صادق (ع) از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا6فرمود: سه چيز جور و ستم است: 1- شخصى با كسى معاشرت كند و از نام و نام خانوادگى او نپرسد. 2- كسى او را براى صرف غذا دعوت كند و او نپذيرد يا دعوت را بپذيرد ولى غذا نخورد 3- قبل از اين كه با همسرش شوخى و بازى كند جماع نمايد.
102- باب كراهت از بين رفتن شرم و حيا بين دوستان
1-[2]امام جعفر صادق (ع) فرمود: به برادر مسلمانت كاملا اطمينان مكن، زيرا به زمين خوردن در اثر اطمينان و انس زياد جبران پذير نيست.
2-[3]سماعه گويد: از ابو الحسن امام موسى (ع) شنيدم كه مىفرمود: از بين تو و برادر مسلمانت احترام برداشته نشود، احترام يك ديگر را نگه داريد زيرا رعايت نكردن احترام حيا را از بين مىبرد.
3-[4]امام جعفر صادق (ع) فرمود: دوستى داراى شرايطى است هر كس آن شرايط را رعايت نكند او را دوست كامل به حساب نياورد، و هر كس هيچ كدام از آن شرايط را ندارد دوستش مخوان. (آن شرايط عبارتند از) 1- نهان و آشكارش يكى باشد. 2- خوبى تو را خوبى خود و بدى تو را بدى خود بداند. 3- دارايى و پست و مقام او را نسبت به تو دگرگون نسازد. 4- هر چه در توان و قدرت اوست از تو
[1]- قرب الاسناد، ص 74.
[2]-( باب 102:) اصول كافى، ص 626( باب النوادر في آخر الكتاب)
[3]- اصول كافى، ص 626( باب النوادر في آخر الكتاب)
[4]- مجالس صدوق، ص 397( مجلس 95).
باز ندارد. 5- در گرفتاريها تو را رها نكند.
4-[1]امام صادق (ع) به بعضى از يارانش فرمود: به دوست خود اطمينان كامل نداشته باشيد زيرا به زمين خوردن از راه اطمينان و زياد انس گرفتن جبران پذير نيست.
5-[2]و نيز امام صادق (ع) به بعضى از دوستانش فرمود: هر كس سه مرتبه از تو خشمگين شود و در باره تو بدى نگويد او را براى خود دوست انتخاب كن.
6-[3]امام صادق (ع) فرمود: دوستت را از راز خود آگاه مكن مگر تا حدّى كه اگر دشمن تو بر آن راز آگاه شود نتواند به تو زيان رساند، چون ممكن است دوست روزى دشمن گردد.
7-[4]علىّ بن موسى الرضا (ع) از پدرانش از امير المؤمنين (ع) نقل فرموده است: با دوست خويش در دوستى زياده روى مكن، زيرا شايد روزى دشمن تو شود و با دشمنت در دشمنى ميانه روى كن چون ممكن است روزى دوست تو گردد.
8-[5]طبرسى در تفسير مجمع البيان در باره قول خداى متعال: «در محفلتان ناپسند وارد مىشويد»[6]فرموده است: در آن وجوهى است، يكى اين است كه اعراب وقتى دور هم مىنشستند بدون اين كه از يك ديگر شرم كنند از خود باد خارج مىكردند.
[1]- مجالس صدوق، ص 397( مجلس 95)
[2]- مجالس صدوق، ص 397( مجلس 95)
[3]- مجالس صدوق، ص 397( مجلس 95)
[4]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 232.
[5]- مجمع البيان، ج 8، ص 280.
[6]-وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ، عنكبوت/ 29.
103- باب انتخاب دوستانى كه نمازشان را بموقع مىخوانند و نسبت به دوستان نيكى مىكنند
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: دوستانتان را به دو خصلت آزمايش كنيد، اگر داراى آن دو خصلت نباشند از آنها دورى گزينيد، دورى گزينيد، دورى گزينيد، آن دو خصلت عبارتند از: خواندن نماز در وقتش، و نيكى به دوستان در سختى و رفاه.
104- باب استحباب خوشخويى با مردم
1-[2]امام محمّد باقر (ع) فرمود: باايمانترين مردم خوشخوترين آنهاست.
2-[3]امام صادق (ع) فرمود: چهار چيز در هر كس باشد ايمانش كامل است و اگر از سر تا پا گناه باشد آسيبى به او نرساند، آنها عبارتند از: راستگويى، اداى امانت، شرم، و خوشخويى.
3-[4]امام صادق از رسول خدا6نقل فرموده است: براى شخص خوشخو اجرى مانند اجر روزهدار شب زندهدار است.
4-[5]امام صادق (ع) فرمود: خوشخويى به صاحبش اجر روزهدار شب زندهدار را مىرساند.
5-[6]از امام صادق (ع) نقل شده است: نيكى و خوشخويى باعث آبادى
[1]-( باب 103:) اصول كافى، ص 626( باب النوادر في آخر الكتاب)
[2]-( باب 104:) اصول كافى، ص 357 و 358( باب حسن الخلق)
[3]-( باب 104:) اصول كافى، ص 357 و 358( باب حسن الخلق)
[4]-( باب 104:) اصول كافى، ص 357 و 358( باب حسن الخلق)
[5]-( باب 104:) اصول كافى، ص 357 و 358( باب حسن الخلق)
[6]-( باب 104:) اصول كافى، ص 357 و 358( باب حسن الخلق)
خانهها و زيادى عمر مىشود.
6-[1]امام صادق (ع) فرمود: خوشخويى گناهان را ذوب مىكند همچنان كه آفتاب يخ را آب مىكند.
7-[2]امام صادق (ع) فرمود: تا مىتوانى با كسانى معاشرت كن كه نفع تو به آنها برسد، زيرا گاهى بنده در عبادت كوتاهى مىكند ولى اخلاقش نيكوست و خدا به سبب حسن خلقش او را به درجه روزهدار شب زندهدار مىرساند.
8-[3]امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: بيشترين چيزى كه امّت مرا وارد بهشت مىكند تقواى الهى و خوشخويى است.
9-[4]امام جعفر صادق (ع) فرمود: عاقلترين مردم خوشخوترين آنهاست.
10-[5]عنبسه عابد گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: مؤمن بعد از انجام واجبات پيش خداى عزّ و جلّ چيزى محبوبتر از اين ندارد كه مردم را از لحاظ خلقش در وسعت گذارد.
11-[6]بحر (بن كثير) سقّاء گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: اى بحر سقّاء خوش خلقى مايه آسانى امور است. سپس حضرت حديثى نقل فرمود كه: پيامبر6خوش خلق بود.
12-[7]امام صادق (ع) فرمود: خداى تبارك و تعالى به بعضى از پيامبرانش وحى فرمود: خوى نيكو خطاها را از بين مىبرد همان طور كه آفتاب يخ را ذوب مىكند.
13-[8]علىّ بن الحسين (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: در روز قيامت چيزى بهتر از خوشخويى در ميزان اعمال انسان گذاشته نمىشود.
14-[9]امام صادق (ع) فرمود: خلق و خوى بخششى است كه خدا به مخلوقش عطا مىكند، برخى از آن فطرى و برخى مربوط به نيّت وارده مىباشد [شخص از
[1]- اصول كافى، ص 358( باب حسن الخلق).
[2]- اصول كافى، ص 358( باب حسن الخلق).
[3]- اصول كافى، ص 358( باب حسن الخلق).
[4]- اصول كافى، ص 12.
[5]- اصول كافى ص 357 تا 359،( باب حسن الخلق).
[6]اصول كافى ص 357 تا 359،( باب حسن الخلق).
[7]اصول كافى ص 357 تا 359،( باب حسن الخلق).
[8]اصول كافى ص 357 تا 359،( باب حسن الخلق).
[9]اصول كافى ص 357 تا 359،( باب حسن الخلق).
راه اراده و قصد مىتواند آن را به دست آورد]، عرض كردم: كدام بهتر است؟
فرمود: آنچه فطرى است انسان بر آن سرشته شده و جز آن نمىتواند انجام دهد و آنچه مربوط به نيّت و اراده مىباشد بايد براى تحقّق آن صبر و سختى را تحمّل كند، پس اين بهتر است.
15-[1]امام صادق (ع) فرمود: خداى تبارك و تعالى مانند ثواب كسى را كه صبح و شام در راه خدا جهاد كند به بنده خوش خلق مىبخشد.
16-[2]امام رضا (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيامبر6فرمود: جبرئيل از جانب پروردگار عالم بر من نازل شد و گفت: اى محمّد بر تو باد به خوشخويى، چون باعث خير دنيا و آخرت مىشود، آگاه باشيد شبيهترين شما به من خوشخوترين شماست.
17-[3]امام رضا (ع) نقل كرده است كه رسول خدا6فرمود: بر شما باد به خوشخويى، زيرا خوشخو ناگزير جايش در بهشت است، و بپرهيزيد از بد خويى چون بدخو ناگزير در آتش است.
18-[4]امام رضا (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: خوى بد عمل را فاسد مىكند همچنان كه سركه عسل را فاسد مىنمايد.
19-[5]امام رضا (ع) از پيامبر6نقل فرموده است: بنده به واسطه خوشخويى پاداش روزهدار شب زندهدار را دريافت مىكند.
20-[6]امام رضا (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: در ميزان اعمال هيچ چيز سنگينتر از خوشخويى نيست.
21-[7]امام رضا (ع) از حضرت علىّ (ع) نقل فرموده است: كاملترين شما از
[1]اصول كافى، ص 358( باب حسن الخلق).
[2]عيون اخبار الرضا، ص 213.
[3]عيون اخبار الرضا، ص 199؛ صحيفة الرضا، ص 14.
[4]عيون اخبار الرضا، ص 203؛ صحيفة الرضا، ص 19.
[5]عيون اخبار الرضا، ص 203؛ صحيفة الرضا، ص 19.
[6]عيون اخبار الرضا، ص 203؛ صحيفة الرضا، ص 19.
[7]عيون اخبار الرضا، ص 203؛ صحيفة الرضا، ص 19.