125- باب استحباب پذيرش عذر 161
126- باب استحباب سلام كردن و مصافحه در وقت ملاقات ... 162
127- باب استحباب مصافحه و حدود و چگونگى آن 165
128- باب آداب استقبال و بدرقه مسافر 167
129- باب حكم كرنش بر بزرگان از قبيل بوسيدن فرش، بر پا خاستن و جلوى آنها دويدن و غيره 168
130- باب تحريم گماشتن دربان براى منع ورود شيعه 168
131- باب استحباب معانقه با مؤمن و همراهى و مذاكره با او. 170
132- باب استحباب استفاده رساندن برادران به همديگر در راه خدا 171
133- باب استحباب بوسيدن مؤمنان يك ديگر را، و محل بوسه 172
134- باب كراهت كرنش براى مردم حتّى امام 173
135- باب كراهت مجادله و دشمنى با مردم 174
136- باب استحباب اجتناب از كينه و عداوت و دشمنى و بغض و ... 175
137- باب تحريم مكر، حسد، خيانت و نيرنگ 177
138- باب تحريم دروغ 178
139- باب تحريم دروغ بستن بر خدا، و پيغمبر و ائمه:180
140- باب تحريم دروغ، بزرگ و كوچك، شوخى و جدى و غيره 182
141- باب جواز دروغ در اصلاح بين مردم و عدم جواز راستگويى در فساد 183
142- باب در احكام گمان 186
143- باب تحريم دو رو و دو زبان بودن 187
144- باب تحريم قهر كردن از مؤمن و استحباب سبقت در آشتى كردن 189
145- باب تحريم آزار رساندن به مؤمن 191
146- باب تحريم اهانت به مؤمن و خوار داشتن او 192
147- باب تحريم ذليل شمردن و تحقير مؤمن 194
148- باب تحريم سبك شمردن مؤمن 196
149- باب تحريم قطع صله ارحام 196
150- باب تحريم جمع آورى موارد لغزشهاى مؤمن براى عيب گرفتن از او 197
151- باب نهى از عيبجويى و سرزنش مؤمن 198
152- باب تحريم غيبت كردن از مؤمن 199
153- باب تحريم تهمت زدن بر مرد مؤمن و زن مؤمن 204
154- باب موارد جواز غيبت كردن 205
155- باب وجوب جبران كيفر غيبت كردن با حلالطلبى و استغفار 206
156- باب وجوب ردّ غيبت مؤمن و تحريم شنيدن آن 207
157- باب تحريم افشاى سرّ مؤمن و عيبجويى از او ... 209
158- باب تحريم ناسزا گفتن به مؤمن و محترم داشتن ناموس، مال و خون او 210
159- باب تحريم بد نام كردن مؤمن و سوء نيت داشتن به او 211
160- باب تحريم لعن كردن كسى كه نبايد او را لعن كرد. 212
161- باب تهمت زدن به مؤمن و بدگمان بودن به او 213
162- باب تحريم ترساندن مؤمن و لو با نگاه 213
163- باب تحريم كمك به قتل و اذيت مؤمن گر چه با كلمهاى باشد 214
164- باب تحريم سخن چينى و تفرقه افكنى 215
165- باب استحباب نگاه كردن به اولاد صالح پيغمبر6219
166- باب استحباب نگاه كردن به پدر و مادر و به قرآن و به روى عالم 219
سرآغاز
حمد و ستايش خداوندى را سزاست كه براى راهنمايى بشر پيامبران را فرستاد تا بشر را از گمراهى و نادانى رهايى بخشند و به سوى كمال و سعادت ابدى رهنمون شوند.
درود بىپايان بر همه پيامبران خاصه بر سرور كاينات، حضرت محمد6و اهل بيت گرامى او باد.
انسان همواره در زندگى جوياى خوشبختى بوده و در راه رسيدن به كمال تلاش كرده است و پيوسته در پى راهنما و رهبرى بوده است كه در درياى متلاطم زندگى از گرداب بلا و هلاكت رهايىاش بخشد و به ساحل سعادتش برساند. پيامبران:، مبلغان اديان توحيدىاند كه قوانين الهى از طريق وحى بر آنان نازل شده است و پيامبر گرامى اسلام آخرين رسول و كتاب مقدسش قرآن، آخرين كتاب آسمانى براى راهنمايى بشر است.
ائمه اطهار:حاملان رسالت و قافله سالاران انسانهايند كه آنان را در همه ابعاد زندگى دنيوى و اخروى هدايت كردهاند.
علماى بزرگ اسلامى نيز در گردآورى و اشاعه احاديث نبوى و ائمه اطهار:در طى قرون متمادى رنجهاى فراوان بردهاند.
از جمله كتابهاى مربوط به احاديث اسلامى، كتاب وسائل الشيعه تأليف مرحوم علامه شيخ حرّ عاملى دانشمند بزرگ و جليل القدر قرن يازدهم هجرى است كه با جمع آورى احاديث نبوى و ائمه طاهرين:چراغى فروزان فرا راه انسانهاى خداجوى و دانشمندان اسلامى قرار داده و قرنهاست كه بزرگان علم و ادب از اين مشعل فروزان بهرهمند هستند.
ترجمه ابواب احكام العشرة از كتاب حج وسائل الشيعه كه حاوى احاديث فقهى و
اجتماعى و اخلاقى است در گروه حديث بنياد پژوهشهاى اسلامى به كوشش آقايان محمد على فارابى و يعسوب عباسى على كمر انجام شده است. اميدواريم علاقهمندان را سودمند افتد و مورد قبول پروردگار قرار گيرد.
تذكّر
: براى رعايت امانت مآخذى كه در پاورقى وسايل الشيعه ذكر شده عينا يادداشت شده، اگر چه جلد و صفحات كتابهاى مزبور با مجلّداتى كه اخيرا چاپ شده و در دسترس عموم است تطبيق نمىكند، در صورت تمايل و اطّلاع از طبع مآخذ مىتوانند به جلد بيستم وسائل صفحات 36 تا 49 مراجعه فرمايند.
اجمالى از شرح حال شيخ حرّ عاملى
محمّد بن حسن معروف به شيخ حرّ از معاريف دانشمندان شيعى است كه در شب جمعه 8 رجب سال 1033 هجرى قمرى در قريه «مشغرى[1]» از قراى جبل عامل (بخشى از لبنان) تولد يافت. اين قريه و «جبع»[2]و «جزين»[3]كه در نزديكى يك ديگر واقعند از بلاد قديمى شيعهنشين به حساب مىآيند.
شيخ حرّ عاملى از خاندان علمى بزرگى است كه در اين ولايت مىزيسته و نسب وى به حرّ بن يزيد رياحى (صحابى معروف سيد الشهداء (ع)) مىرسد. نامبرده پس از دوران كودكى و آموزش خط و تعليم قرآن شريف و مقدمات، نزد پدر و عمو و جدّ مادرى خود و جمعى ديگر به كسب دانش پرداخت، آن گاه به قريه «جبع» كه در نزديكى «مشغرى» است رهسپار شد و نزد علماى اين بلاد كسب علم كرد و بر اين منوال چهل سال در اين بلاد اقامت و به استفاده و افاده اشتغال داشت، و طىّ اين مدت دو بار به حج مشرّف شد، و سپس به قصد زيارت عتبات عاليات و مرقد منوّر حضرت رضا (ع) بار سفر بست و در جوار حضرتش رحل اقامت افكند.
سبب اين مهاجرت ذكر نشده ولى آنچه مسلم است دوران عمر شيخ مصادف با فروزندهترين اوقات حكومت سلسله صفوى در ايران است كه علاوه بر رسميت دادن به تشيع در اين كشور، خود به حمايت و پرورش علماى مذهبى همت مىورزيدند. از طرفى شيعيان
[1]- مشغرى: بفتح ميم و سكون شين و فتح غين و الف مقصوره.
[2]- جبع: به جيم مضمومه و باء مفتوحه.
[3]- جزين: بكسر جيم و زاء مكسوره.
در نواحى سوريه و لبنان در زير فشار متعصبان روزگار مىگذراندند، بويژه از آن رو كه به سبب رقابت بين سلسله صفوى و سلاطين عثمانى دامنه اين اختلافات مذهبى بالا گرفته بود. لذا بعيد نيست كه همين اختناق موجود در آن بلاد و آزاد گذاشتن و تشويق علما و قدردانى از علم در ايران باعث شده شيخ كه در عنفوان جوانى براى تبليغ و ترويج مذهب شورى در سر داشته است براى هميشه اقامت در مشهد را بر وطن مألوف ترجيح داده باشد.
شيخ در اين استان رحل اقامت افكند و به افاده و نشر احاديث همت گماشت و شاگردانى تربيت كرد. وى در زمان اقامت در مشهد دو سفر ديگر به حج رفت.
تأليفات شيخ
شيخ بالغ بر بيست رساله و كتاب نوشته كه از آن جمله وسائل الشيعه مىباشد كه از حدود هفتاد كتاب جمع آورى شده و اخيرا در بيست جلد در ايران و بيروت به چاپ رسيده است و شيخ با تأليف وسائل كه بالغ بر بيست سال به طول انجاميد كار استنباط احكام را بسى آسان ساخت و از اين جهت حق بزرگى بر مكتب فقهى شيعه دارد.
شيخ در فقه و رجال و رياضيّات عالمى متبحّر بوده در اين زمينه كتابهايى تأليف كرده، و نيز از شعر بهره وافى داشته است. مجموع اشعار وى بالغ بر بيست هزار بوده، نامبرده از قريحه ادبى خود در علوم استفاده كرده و منظومههايى در فنون مختلف سروده كه از آن جمله منظومهاى در زكات، منظومهاى در هندسه، و منظومهاى در تاريخ پيغمبر و ائمه است.
وفات شيخ در سال 1104 هجرى روى داد و آرامگاهش در جوار مرقد منور على بن موسى الرضا (ع) در يكى از حجرات تحتانى مدرسه ميرزا جعفر مىباشد.
آداب معاشرت در سفر و حضر، و آن مشتمل بر چند باب است
1- باب اول در لزوم معاشرت با مردم از طريق اداى امانت، اقامه شهادت و راستگويى، همچنين در استحباب عيادت مريض و شركت در تشييع جنازه، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان و خواندن نماز در مسجد
1-[1]معاوية بن وهب گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: با بستگان و ساير مردمى كه با آنان معاشرت داريم چگونه رفتار كنيم؟
امام فرمود: امانت را به آنان برگردانيد، و (به حق) شهادت دهيد، چه به نفع آنان باشد يا به ضررشان و از بيماران آنها عيادت كنيد، و در تشييع جنازه مردگانشان شركت نماييد.
2-[2]ابى اسامه زيد شحّام گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: به آنان كه از من اطاعت و به سخنانم عمل مىكنند سلام برسان، و به آنها بگو: شما را به تقواى خداى عز و جل، و پرهيزگارى در دين، و كوشش در راه خدا، و راستى در گفتار، و برگرداندن امانت به صاحبانش، و سجده طولانى، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان سفارش مىكنم، زيرا حضرت محمد6به همين منظور مبعوث شده
[1]-( باب 1:) اصول كافى، ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).
[2]- اصول كافى، ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).
است. و به كسانى كه به شما اعتماد مىكنند چه نيكوكار باشند يا بدكار، امانت را برگردانيد زيرا رسول خدا6حتى به اداى سوزن و نخ سوزن [كه ظاهرا كم ارزش مىباشد] فرمان داده است، صله رحم به جا آوريد و در تشييع جنازه شركت كنيد و به عيادت بيمار برويد و اداى حقوق نماييد زيرا به كسى از شما مىتوان جعفرى مذهب گفت كه در دينش متّقى، و درست گفتار و امانتدار و با مردم خوشخو باشد، و چنين شخصى با اين گونه كارهايش مرا مسرور مىسازد، و اين است روش و آيين جعفرى.
اگر شيعه ما داراى اين صفات نباشد برايم مايه اندوه و ننگ است، و مردم مىگويند: اين است آيين جعفر صادق (ع)، به خدا سوگند پدرم [امام باقر (ع)] به من فرمود: كسى از پيروان حضرت على (ع) زينت قبيلهاى است كه از همه كس بيشتر اداكننده امانت، و برآورنده حقوق، و در گفتار و امانت از همه صادقتر باشد به گونهاى كه اگر از هر كس در باره او سؤال شود بگويند مانند فلانى بايد بود، زيرا از ما امانتدارتر و درست گفتارتر است.
3-[1]معاوية بن وهب گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم با بستگان و كسانى كه با آنها معاشرت داريم ولى بر مذهب ما نيستند چگونه رفتار كنيم؟
امام فرمود: به پيشوايانتان كه از آنها پيروى مىكنيد بنگريد و بدان گونه كه آنها رفتار مىكنند عمل نماييد، سوگند به خدا پيشوايان شما از بيماران آنها عيادت مىكردند و در تشييع جنازه آنها حاضر مىشدند و اقامه شهادت مىكردند به نفع يا به ضرر آنها، و امانت را به آنان برمىگرداندند.
4-[2]حبيب خثعمى گويد: امام صادق7به من فرمود: بر شما باد به اجتناب از معاصى، و تلاش و كوشش، و حضور در تشييع جنازهها و عيادت بيماران، و حضور در مساجد با ساير مردم، و دوست بداريد براى مردم آنچه را براى
[1]- اصول كافى: ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).
[2]- اصول كافى: ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).