3-[1]هشام بن سالم گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: وعده دادن مؤمن به برادر دينى نذرى است كه كفّاره ندارد. كسى كه خلف وعده كند خلف وعده با خدا را شروع كرده و خود را مورد خشم او قرار داده است. و همين است معناى آيه شريفه، كه مىفرمايد: «اى كسانى كه به زبان ايمان آوردهايد، چرا به زبان چيزى مىگوييد كه عمل نمىكنيد، دشمنى بزرگى است در نزد خدا اين كه بگوييد آنچه را عمل نكنيد[2].
4-[3]سليمان جعفرى گويد: امام رضا (ع) فرمود: آيا مىدانى كه چرا اسماعيل (ع) صادق الوعد ناميده شد عرض كردم نه، حضرت فرمود: اسماعيل به شخصى وعده داد. و يك سال به انتظارش نشست.
5-[4]عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
پيغمبر6كنار تخته سنگى به مردى وعده داد، فرمود: من اين جا منتظر تو هستم تا برگردى، امام مىفرمود تابش آفتاب بر حضرت رسول شديد شد، يارانش عرض كردند: يا رسول اللَّه چه خوب است كه به مكانى سايهدار تشريف ببريد، فرمود:
من در همين جا به آن شخص وعده دادهام و اگر نيايد در روز رستاخيز بايد پاسخگو باشد.
110- باب مستحب بودن حيا
1-[5]امام صادق (ع) يا امام باقر (ع) فرمود: حيا و ايمان هر دو به يك رشته
[1]- اصول كافى، ص 474.
[2]-يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ، كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ. الصف- 2 و 3.
[3]- علل الشرائع، ص 37؛ عيون اخبار الرضا، ص 233.
[4]- علل الشرائع، ص 37.
[5]-( باب 110:) اصول كافى، ص 360،( باب الحياء).
بسته شدهاند، هر گاه يكى از آنها برود ديگرى نيز در پى آن مىرود.
2-[1]امام صادق (ع) فرمود: حيا بخشى از ايمان، و ايمان وسيله رفتن به بهشت است.
3-[2]امام صادق (ع) فرمود: كسى كه حيا ندارد، ايمان ندارد.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: حيا، و پاكدامنى، و كند زبانى (كم گويى) نه كند دلى، از نشانههاى ايمان است.
5-[4]پيغمبر6فرمود: هر كه چهار خصلت داشته باشد، اگر از سر تا پا غرق گناه باشد، خداوند گناهانش را مبدّل به حسنات گرداند. 1- راستگويى، 2- داشتن حيا، 3- خوش خلقى، 4- سپاسگزارى.
6-[5]علىّ (ع) فرمود: جامه حيا هر كه را بپوشاند مردم عيب او را نمىبينند.
7-[6]پيغمبر6فرمود: فخر در هر چيزى كه باشد از مقام و منزلت صاحبش مىكاهد، و حيا در هر چيزى كه باشد زينت بخش صاحبش است.
8-[7]از كلمات قصار پيغمبر6است: حيا همهاش خير و نيكى است.
9-[8]از جمله سفارشهاى على (ع) به فرزندش محمّد حنفيّه است:
جامه حيا هر كه را بپوشاند، عيبش از نظرها پنهان مىماند.
10-[9]پيغمبر6فرمود: حيا و شرم همهاش خير و نيكى است. يعنى حيا
[1]- اصول كافى، ص 359.
[2]- اصول كافى، ص 360 و مانند اين در حديث ديگرى قبلا ذكر شده ج 2/ 29 از ملابس.
[3]-. اصول كافى، ص 360.
[4]-. اصول كافى، ص 360.
[5]- نهج البلاغه، ج 2، ص 194.
[6]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 119.
[7]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 343.
[8]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 347.
[9]- معانى الاخبار، ص 116.
ديندار و بىدين را از كارهاى زشت باز مىدارد، شرم و حيا جامع همه زيباييها است.
11-[1]پيغمبر6فرمود: حيا و ايمان هر دو بسته به يك رشتهاند، اگر يكى از بين برود، ديگرى نيز از بين خواهد رفت.
12-[2]پيغمبر6فرمود: اگر خداوند حيا را از بندهاش بگيرد در آن صورت بنده دشمن خدا و مورد نفرت قرار مىگيرد، پس كسى كه حيا از او برداشته شود، رحمت خدا از او سلب و رشته اسلام نيز از او گسسته مىشود، و چنين بنده مبدّل به شيطانى مىگردد كه دور از رحمت خداست.
111- باب جايز نبودن شرم و حيا داشتن از پرسش كردن در باره احكام دين
1-[3]امام صادق (ع) فرمود: هر كه در پرسيدن از چيزى خجالت كشد، در علمش سستى پديد آيد.
2-[4]در حديث مرفوعهاى هست كه پيغمبر6فرمود:
حيا دو گونه است، 1. حياى عقل 2. حياى حماقت، حياى عقل دانش و حياى حماقت نادانى است.
[1]معانى الاخبار، ص 116.
[2]معانى الاخبار، ص 116، در ذيل هر دو روايت جملاتى اضافه شده در صورت نياز به معانى الاخبار مراجعه شود.
[3]-( باب 111:) اصول كافى، ص 362،( باب العفو).
[4]- اصول كافى، ص 362،( باب العفو).
112- باب استحباب عفو و گذشت
1-[1]ابن فضال گويد: از امام موسى بن جعفر (ع) شنيدم كه مىفرمود:
هيچ گاه دو گروه با هم ملاقات نكردند (به جنگ يك ديگر برنخاستند)، مگر اين كه هر كدام گذشتش بيشتر بود، پيروز شد.
2-[2]پيغمبر6فرمود:
بر شما باد به گذشت و عفو، زيرا گذشت بر عزّت بنده مىافزايد، پس همديگر را عفو كنيد. تا خداوند شما را عزيز گرداند.
3-[3]امام باقر (ع) فرمود: آن زن يهودى را كه گوشت گوسفندى زهر آلود كرده بود تا پيامبر بخورد به نزد آن حضرت آوردند، فرمود: انگيزه تو از اين كار چه بود؟ زن پاسخ داد با خود گفتم اگر پيغمبر باشد زهر به او ضررى نمىرساند و اگر پادشاه باشد مردم را از دستش راحت مىكنم- راوى گويد: پيغمبر6او را بخشيد.
4-[4]امام باقر (ع) فرمود: پشيمانى بعد از عفو برتر و آسانتر است از پشيمانى بعد از كيفر.
5-[5]از كلمات قصار رسول اللَّه6است: گذشت سلطان حكومت او را بيشتر دوام مىبخشد.
[1]-( باب 112:) اصول كافى، ص 362،( باب العفو).
[2]- اصول كافى، ص 361.
[3]- اصول كافى، ص 362،( باب العفو).
[4]- اصول كافى، ص 361.
[5]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 343.
6-[1]امام رضا (ع) در توضيح آيهفَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ[2]«با خوى خوش آنان را به حقّ دعوت كن» فرمود: عفو كردن بدون نكوهش و سرزنش.
(حديث 7 مانند حديث 6 مىباشد).[3]8-[4]على (ع) فرمود: چون بر دشمنت پيروز شدى گذشت از او را شكرانه پيروزىات قرار بده.
9-[5]على (ع) فرمود: سزاوارترين مردم به گذشت كسى است كه بر كيفر توانمندتر باشد.
10-[6]امام باقر (ع) در حديثى از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر6فرمود چون روز رستاخيز شود منادى اعلان مىكند طورى كه همه مردم مىشنوند، وى مىگويد: صاحبان فضيلت كجايند؟ گروهى از مردم برمىخيزند، آنگاه فرشتگان از آنان استقبال مىكنند و مىپرسند، فضيلت و برترى شما چيست كه به سبب آن شما را خواستند؟ آنان مىگويند، در دنيا ما را نادان خواندند تحمّل كرديم، به ما بدى نمودند عفو كرديم، آنگاه از طرف خدا خطاب شود بندگانم راست گويند، راهشان را باز كنيد تا بدون حساب به بهشت درآيند.
[1]- معانى الاخبار، ص 106.
[2]- سوره الحجر آيه 85فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَالآية.
[3]- مجالس صدوق
[4]- نهج البلاغه، 2، ص 145.
[5]- نهج البلاغه، 2، ص 155.
[6]مجالس پسر شيخ مفيد، ص 63؛ در صدر حديث ج 6/ 15/ 19، از جهاد نفس و ذيل آن در 15/ 15، امر بمعروف.
113- باب استحباب عفو از ستمگر، صله رحم، احسان و نيكى ...
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: پيغمبر6در خطبهاى فرموده است. آيا بهترين اخلاق دنيا و آخرت را به شما خبر ندهم، عفو از كسى كه به تو ستم كرده پيوستن با كسى كه از تو بريده، نيكى با كسى كه به تو بدى كرده، عطا و بخشش به كسى كه تو را محروم ساخته است.
2-[2]ابو حمزه ثمالى گويد از علىّ بن حسين (ع) شنيدم كه فرمود: چون روز رستاخيز شود خداوند اوّلين و آخرين را در يك سرزمين گردآورد منادى فرياد كشد صاحبان فضيلت كجايند؟ گروهى از مردم برمىخيزند، فرشتگان آنها را ملاقات مىكنند و مىپرسند فضيلت شما چه بوده است؟ پاسخ مىدهند، به كسى كه از ما مىبريد مىپيوستيم، و به كسى كه ما را محروم مىساخت بخشش مىنموديم، و كسى كه به ما ستم روا مىداشت درمىگذشتيم، به آنان گفته مىشود: راست گفتيد وارد بهشت شويد.
3-[3]امام صادق (ع) فرمود: سه چيز از صفات خوب دنيا و آخرت است. عفو از كسى كه به تو ستم روا داشته، پيوستن به كسى كه از تو بريده، خويشتن دارى زمانى كه با تو نادانى كنند.
4-[4]امام باقر (ع) فرمود: سه چيز است كه خدا به وسيله آنها بر عزّت مسلمان
[1]-( باب 113:) اصول كافى، ص 361،( باب العفو).
[2]- اصول كافى، ص 361، و مجالس پسر شيخ مفيد، ص 62.
[3]- اصول كافى، ص 361.
[4]- اصول كافى، ص 362.
مىافزايد، عفو كسى كه به او ستم كرده است، و بخشش بر كسى كه وى را محروم ساخته است، پيوستن با كسى كه از او بريده است.
5-[1]پيغمبر6فرمود: آيا شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت راهنمايى نكنم؟ پيوستن به كسى كه از تو بريده، بخشيدن كسى كه محرومت ساخته گذشتن از كسى كه به تو ستم كرده است.
6-[2]على بن موسى الرضا (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر6فرمود: شما را به صفات خوب سفارش مىكنم، چون خداوند مرا براى آن مبعوث نموده است. از جمله صفات خوب آن است. كه انسان عفو كند كسى را كه به او ستم روا داشته، و ببخشد كسى را كه وى را محروم نموده، و بپيوندد با كسى كه از او بريده، و ديدن كند از كسى كه به ديدن وى نيامده است.
7-[3]على (ع) در وصيّت به فرزندش محمد حنفيّه فرمود: بريدن برادرت از تو از پيوستن تو با او، و بدى كردنش از نيكى تو نبايد افزونتر باشد.
8-[4]زراره گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: ما خاندانى هستيم كه جوانمردى ما گذشت از كسى است كه به ما ستم كرده است.
9-[5]علىّ بن جعفر بن محمد گويد: هنگامى كه محمد بن اسماعيل مىخواست به عراق مسافرت كند از عمويش امام موسى كاظم (ع) اجازه خواست حضرت اجازه فرمود: محمد برخاست و گفت اى عمّ بزرگوار دوست دارم مرا نصيحت فرمايى، حضرت فرمود: سفارش مىكنم ترا به اين كه در ريختن خون من از خدا پروا كنى، محمد گفت خدا لعنت كند كسى را كه در ريختن خون تو
[1]- اصول كافى، ص 361.
[2]- مجالس پسر شيخ مفيد، ص 304.
[3]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 348.
[4]- خصال صدوق، ج 1، ص 9.
[5]- رجال كشى، ص 171، و اصول كافى، ص 267.
كوشش نمايد، سپس گفت اى عمّ بزرگوار مرا نصيحت بفرما، حضرت مجددا فرمود: سفارشت مىكنم به اين كه در ريختن خون من از خدا پروا داشته باشى، راوى گويد: آنگاه حضرت كيسه پولى را كه در آن صد و پنجاه دينار بود به وى داد، محمد آن را گرفت، سپس حضرت كيسه ديگرى را كه صد و پنجاه دينار داشت به او عطا فرمود. محمد آن را نيز گرفت، براى سوّمين بار كيسه ديگرى را كه صد و پنجاه دينار داشت به او عطا فرمود، سپس هزار و پانصد درهم را كه نزد محمد بود نيز به او بخشيد. راوى گويد: عرض كردم پول زيادى به او بخشيدى، حضرت فرمود: اينها مطمئنترين دليل و حجّت من باشد بر او وقتى كه او از من قطع رحم كند و من نسبت به او صله رحم كنم. آنگاه راوى مىگويد: محمد پيش هارون الرشيد از عمويش موسى بن جعفر (ع) سعايت كرد كه وى ادعاى خلافت دارد، برايش خراج مىرسد، هارون دستور داد صد هزار درهم به محمد بدهند و او در همان شب درگذشت. كلينى عين همين روايت را نقل كرده با اين تفاوت گفته است در آن كيسه صد دينار و در آخر روايت گفته است كه در كيسه سه هزار درهم بوده است.
114- باب استحباب فروخوردن خشم
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: چه خوب جرعهاى است خشم براى كسى كه بر آن صبر كند، زيرا پاداش بزرگ در برابر بلاى بزرگ است، چون خداوند هر گروهى را كه دوست دارد گرفتارشان مىكند.
2-[2]امام سجّاد (ع) فرمود: دوست ندارم كه به جاى نرمخويى و فروتنى شتران سرخ مويى داشته باشم، و هيچ جرعهاى نياشاميدم كه برايم محبوبتر باشد از جرعه
[1]-( باب 114:) اصول كافى، ص 362 و 363( باب كظم الغيظ)
[2]- اصول كافى، ص 362 و 363( باب كظم الغيظ)