112- باب استحباب عفو و گذشت
1-[1]ابن فضال گويد: از امام موسى بن جعفر (ع) شنيدم كه مىفرمود:
هيچ گاه دو گروه با هم ملاقات نكردند (به جنگ يك ديگر برنخاستند)، مگر اين كه هر كدام گذشتش بيشتر بود، پيروز شد.
2-[2]پيغمبر6فرمود:
بر شما باد به گذشت و عفو، زيرا گذشت بر عزّت بنده مىافزايد، پس همديگر را عفو كنيد. تا خداوند شما را عزيز گرداند.
3-[3]امام باقر (ع) فرمود: آن زن يهودى را كه گوشت گوسفندى زهر آلود كرده بود تا پيامبر بخورد به نزد آن حضرت آوردند، فرمود: انگيزه تو از اين كار چه بود؟ زن پاسخ داد با خود گفتم اگر پيغمبر باشد زهر به او ضررى نمىرساند و اگر پادشاه باشد مردم را از دستش راحت مىكنم- راوى گويد: پيغمبر6او را بخشيد.
4-[4]امام باقر (ع) فرمود: پشيمانى بعد از عفو برتر و آسانتر است از پشيمانى بعد از كيفر.
5-[5]از كلمات قصار رسول اللَّه6است: گذشت سلطان حكومت او را بيشتر دوام مىبخشد.
[1]-( باب 112:) اصول كافى، ص 362،( باب العفو).
[2]- اصول كافى، ص 361.
[3]- اصول كافى، ص 362،( باب العفو).
[4]- اصول كافى، ص 361.
[5]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 343.
6-[1]امام رضا (ع) در توضيح آيهفَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ[2]«با خوى خوش آنان را به حقّ دعوت كن» فرمود: عفو كردن بدون نكوهش و سرزنش.
(حديث 7 مانند حديث 6 مىباشد).[3]8-[4]على (ع) فرمود: چون بر دشمنت پيروز شدى گذشت از او را شكرانه پيروزىات قرار بده.
9-[5]على (ع) فرمود: سزاوارترين مردم به گذشت كسى است كه بر كيفر توانمندتر باشد.
10-[6]امام باقر (ع) در حديثى از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر6فرمود چون روز رستاخيز شود منادى اعلان مىكند طورى كه همه مردم مىشنوند، وى مىگويد: صاحبان فضيلت كجايند؟ گروهى از مردم برمىخيزند، آنگاه فرشتگان از آنان استقبال مىكنند و مىپرسند، فضيلت و برترى شما چيست كه به سبب آن شما را خواستند؟ آنان مىگويند، در دنيا ما را نادان خواندند تحمّل كرديم، به ما بدى نمودند عفو كرديم، آنگاه از طرف خدا خطاب شود بندگانم راست گويند، راهشان را باز كنيد تا بدون حساب به بهشت درآيند.
[1]- معانى الاخبار، ص 106.
[2]- سوره الحجر آيه 85فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَالآية.
[3]- مجالس صدوق
[4]- نهج البلاغه، 2، ص 145.
[5]- نهج البلاغه، 2، ص 155.
[6]مجالس پسر شيخ مفيد، ص 63؛ در صدر حديث ج 6/ 15/ 19، از جهاد نفس و ذيل آن در 15/ 15، امر بمعروف.
113- باب استحباب عفو از ستمگر، صله رحم، احسان و نيكى ...
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: پيغمبر6در خطبهاى فرموده است. آيا بهترين اخلاق دنيا و آخرت را به شما خبر ندهم، عفو از كسى كه به تو ستم كرده پيوستن با كسى كه از تو بريده، نيكى با كسى كه به تو بدى كرده، عطا و بخشش به كسى كه تو را محروم ساخته است.
2-[2]ابو حمزه ثمالى گويد از علىّ بن حسين (ع) شنيدم كه فرمود: چون روز رستاخيز شود خداوند اوّلين و آخرين را در يك سرزمين گردآورد منادى فرياد كشد صاحبان فضيلت كجايند؟ گروهى از مردم برمىخيزند، فرشتگان آنها را ملاقات مىكنند و مىپرسند فضيلت شما چه بوده است؟ پاسخ مىدهند، به كسى كه از ما مىبريد مىپيوستيم، و به كسى كه ما را محروم مىساخت بخشش مىنموديم، و كسى كه به ما ستم روا مىداشت درمىگذشتيم، به آنان گفته مىشود: راست گفتيد وارد بهشت شويد.
3-[3]امام صادق (ع) فرمود: سه چيز از صفات خوب دنيا و آخرت است. عفو از كسى كه به تو ستم روا داشته، پيوستن به كسى كه از تو بريده، خويشتن دارى زمانى كه با تو نادانى كنند.
4-[4]امام باقر (ع) فرمود: سه چيز است كه خدا به وسيله آنها بر عزّت مسلمان
[1]-( باب 113:) اصول كافى، ص 361،( باب العفو).
[2]- اصول كافى، ص 361، و مجالس پسر شيخ مفيد، ص 62.
[3]- اصول كافى، ص 361.
[4]- اصول كافى، ص 362.
مىافزايد، عفو كسى كه به او ستم كرده است، و بخشش بر كسى كه وى را محروم ساخته است، پيوستن با كسى كه از او بريده است.
5-[1]پيغمبر6فرمود: آيا شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت راهنمايى نكنم؟ پيوستن به كسى كه از تو بريده، بخشيدن كسى كه محرومت ساخته گذشتن از كسى كه به تو ستم كرده است.
6-[2]على بن موسى الرضا (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر6فرمود: شما را به صفات خوب سفارش مىكنم، چون خداوند مرا براى آن مبعوث نموده است. از جمله صفات خوب آن است. كه انسان عفو كند كسى را كه به او ستم روا داشته، و ببخشد كسى را كه وى را محروم نموده، و بپيوندد با كسى كه از او بريده، و ديدن كند از كسى كه به ديدن وى نيامده است.
7-[3]على (ع) در وصيّت به فرزندش محمد حنفيّه فرمود: بريدن برادرت از تو از پيوستن تو با او، و بدى كردنش از نيكى تو نبايد افزونتر باشد.
8-[4]زراره گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: ما خاندانى هستيم كه جوانمردى ما گذشت از كسى است كه به ما ستم كرده است.
9-[5]علىّ بن جعفر بن محمد گويد: هنگامى كه محمد بن اسماعيل مىخواست به عراق مسافرت كند از عمويش امام موسى كاظم (ع) اجازه خواست حضرت اجازه فرمود: محمد برخاست و گفت اى عمّ بزرگوار دوست دارم مرا نصيحت فرمايى، حضرت فرمود: سفارش مىكنم ترا به اين كه در ريختن خون من از خدا پروا كنى، محمد گفت خدا لعنت كند كسى را كه در ريختن خون تو
[1]- اصول كافى، ص 361.
[2]- مجالس پسر شيخ مفيد، ص 304.
[3]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 348.
[4]- خصال صدوق، ج 1، ص 9.
[5]- رجال كشى، ص 171، و اصول كافى، ص 267.
كوشش نمايد، سپس گفت اى عمّ بزرگوار مرا نصيحت بفرما، حضرت مجددا فرمود: سفارشت مىكنم به اين كه در ريختن خون من از خدا پروا داشته باشى، راوى گويد: آنگاه حضرت كيسه پولى را كه در آن صد و پنجاه دينار بود به وى داد، محمد آن را گرفت، سپس حضرت كيسه ديگرى را كه صد و پنجاه دينار داشت به او عطا فرمود. محمد آن را نيز گرفت، براى سوّمين بار كيسه ديگرى را كه صد و پنجاه دينار داشت به او عطا فرمود، سپس هزار و پانصد درهم را كه نزد محمد بود نيز به او بخشيد. راوى گويد: عرض كردم پول زيادى به او بخشيدى، حضرت فرمود: اينها مطمئنترين دليل و حجّت من باشد بر او وقتى كه او از من قطع رحم كند و من نسبت به او صله رحم كنم. آنگاه راوى مىگويد: محمد پيش هارون الرشيد از عمويش موسى بن جعفر (ع) سعايت كرد كه وى ادعاى خلافت دارد، برايش خراج مىرسد، هارون دستور داد صد هزار درهم به محمد بدهند و او در همان شب درگذشت. كلينى عين همين روايت را نقل كرده با اين تفاوت گفته است در آن كيسه صد دينار و در آخر روايت گفته است كه در كيسه سه هزار درهم بوده است.
114- باب استحباب فروخوردن خشم
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: چه خوب جرعهاى است خشم براى كسى كه بر آن صبر كند، زيرا پاداش بزرگ در برابر بلاى بزرگ است، چون خداوند هر گروهى را كه دوست دارد گرفتارشان مىكند.
2-[2]امام سجّاد (ع) فرمود: دوست ندارم كه به جاى نرمخويى و فروتنى شتران سرخ مويى داشته باشم، و هيچ جرعهاى نياشاميدم كه برايم محبوبتر باشد از جرعه
[1]-( باب 114:) اصول كافى، ص 362 و 363( باب كظم الغيظ)
[2]- اصول كافى، ص 362 و 363( باب كظم الغيظ)
خشمى كه طرف را به آن كيفر ندهم. [يعنى چنين صفت خوبى را با مال دنيا معاوضه نمىكنم و هرگز راضى نمىشوم كه تندخو باشم و بهترين چهار پايان و زيور دنيا داشته باشم] 3-[1]امام باقر (ع) فرموده كه پدرم به من فرموده: هيچ چيزى بهتر از فرو خوردن خشمى كه عاقبتش صبر و شكيبايى است روشنى بخش چشم پدرت نيست، و داشتن شتران سرخ مو با ذلّت نفس مرا شاد نمىكند.
4-[2]پيغمبر6فرمود:
محبوبترين راه بنده به سوى خداى عزّ و جل نوشيدن دو جرعه است جرعه خشمى كه با خويشتن دارى از آن جلوگيرى كنى 2- جرعه مصيبتى كه با شكيبايى خود برگردانى.
5-[3]امام صادق (ع) فرمود: هيچ بندهاى خشمى فرو نخورد مگر اين كه خداوند در دنيا و آخرت بر عزّت او بيفزايد، چون خداى عزّ و جل در قرآن فرموده:
«آنان كه خشمشان را فرو مىخورند و مردم را عفو مىكنند، خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد خداوند در عوض فرو خوردن خشم اين پاداش به وى عطا مىفرمايد، (او را دوست بدارد).»[4]6-[5]امام صادق (ع) فرمود: بنده خدا هيچ جرعهاى ننوشد كه در نزد خدا محبوبتر باشد از جرعه خشمى كه وقتى در دلش به گردش درآمد با صبر و خويشتن دارى آن را بنوشد. «منظور از گردش جرعه در دل، هيجان و جوششى است كه براى شخص خشمگين دست مىدهد و در كيفر كردن و بخشيدن مردّد است».
[1]- اصول كافى، ص 363.
[2]- اصول كافى، ص 363.
[3]- اصول كافى، ص 363.
[4]-وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَسوره آل عمران آيه 134.
[5]- اصول كافى، ص 363؛ محاسن برقى، ص 292.
7-[1]برقى در كتاب محاسن از وشّاء مثل روايت فوق را نقل كرده جز اين كه در اوّل آن چنين آمده است: هيچ قطرهاى نزد خداوند محبوبتر نيست از قطره اشكى كه بندهاى در سياهى شب فقط از ترس خدا فرو مىريزد.
8-[2]امام صادق (ع) مىفرمود: هر كس خشمى را فرو خورد كه قدرت دارد آن را اعمال كند خداوند روز قيامت قلب او را از رضاى خود پر مىكند.
9-[3]امام باقر (ع) فرمود: هر كه خشمى را فرو خورد كه بتواند آن را به كار برد خداوند در روز قيامت دل او را از آرامش و ايمان پر مىكند.
10-[4]از فرمايشات رسول اللَّه6است: هر كه خشمش را فرو خورد خدا پاداشش دهد، و هر كه بر مصيبتى صبر نمايد خداوند عوضش دهد.
11-[5]در وصاياى پيغمبر6به على (ع) آمده است. كه آن حضرت فرمود:
يا على ترا سفارشى مىكنم آن را به خاطر بسپار و تا وقتى كه وصيّت مرا عمل كنى در خير هستى، يا على هر كه خشمى را فروخورد كه قادر بر اعمال آن هست، خداوند پاداشى از آرامش و ايمان به او عطا فرمايد كه مزهاش را دريابد.
12-[6]امام صادق (ع) از اجدادش نقل مىكند. كه در حديث مناهى رسول اللَّه6آمده است: آن حضرت فرمود:
هر كه خشمى را فروخورد كه قادر بر اعمال آن است و خويشتندارى كند.
خداوند اجر شهيد به او عطا فرمايد.
13-[7]ربيع بن عبد الرحمن گويد: به خدا سوگند موسى بن جعفر (ع) از فراست
[1]- اصول كافى، ص 363؛ محاسن برقى، ص 292.
[2]- اصول كافى، ص 362.
[3]- اصول كافى، ص 363.
[4]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 342.
[5]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 333.
[6]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 198.
[7]علل الشرائع، ص 89.
و هوشيارى برخوردار بود و كسانى را كه بر عليه او ايستادگى و رهبرى امام بعد از او را انكار مىكنند مىشناخت با اين حال خشمش را نسبت به آنها فرو مىخورد و آنچه را كه در باره آنها مىدانست بر آنان اظهار نمىكرد، بنا بر اين كاظم ناميده شد.
14-[1]پيغمبر6در آخر يكى از خطبههايش فرمود: هر كه خشمش را فرو خورد و از برادر مسلمانش گذشت كند، خداوند اجر شهيد به او عطا فرمايد.
15-[2]امام صادق (ع) فرمود: هر كه داراى سه خصلت باشد خداوند برايش حور العين تزويج مىكند هر طور كه دلش بخواهد، آن سه خصلت عبارتند از: 1- فروخوردن خشم، 2- صبر بر شمشيرها در راه خدا، 3- كسى كه بر مال حرام دست يابد ولى براى خدا از آن درگذرد.
115- باب استحباب فروخوردن خشم از دشمنان دين در زمان حكومتشان
1-[3]امام صادق (ع) فرمود: فروخوردن خشم از دشمن زمان حكومت و اقتدار آنان تقيه و احتياط است براى كسى كه دورانديشى كند، و در معرض بلاى دنيا در نيايد، و خصومت و دشنام دادن دشمنان در زمان اقتدارشان بدون رعايت تقيّه ترك كردن دستور خداى عزّ و جل است، پس با مردم مدارا كنيد. تا كردار شما نزد آنان بزرگ جلوهگر شود.- و از شما به نيكى ياد كنند- و با آنان عداوت و دشمنى نورزيد، كه برگردنتان سوارشان كنيد و خوار و زبون گرديد.
[1]عقاب الاعمال، ص 47.
[2]محاسن برقى، ص 6.
[3]-( باب 115:) اصول كافى، ص 362، محاسن برقى، ص 259.