مىافزايد، عفو كسى كه به او ستم كرده است، و بخشش بر كسى كه وى را محروم ساخته است، پيوستن با كسى كه از او بريده است.
5-[1]پيغمبر6فرمود: آيا شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت راهنمايى نكنم؟ پيوستن به كسى كه از تو بريده، بخشيدن كسى كه محرومت ساخته گذشتن از كسى كه به تو ستم كرده است.
6-[2]على بن موسى الرضا (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر6فرمود: شما را به صفات خوب سفارش مىكنم، چون خداوند مرا براى آن مبعوث نموده است. از جمله صفات خوب آن است. كه انسان عفو كند كسى را كه به او ستم روا داشته، و ببخشد كسى را كه وى را محروم نموده، و بپيوندد با كسى كه از او بريده، و ديدن كند از كسى كه به ديدن وى نيامده است.
7-[3]على (ع) در وصيّت به فرزندش محمد حنفيّه فرمود: بريدن برادرت از تو از پيوستن تو با او، و بدى كردنش از نيكى تو نبايد افزونتر باشد.
8-[4]زراره گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: ما خاندانى هستيم كه جوانمردى ما گذشت از كسى است كه به ما ستم كرده است.
9-[5]علىّ بن جعفر بن محمد گويد: هنگامى كه محمد بن اسماعيل مىخواست به عراق مسافرت كند از عمويش امام موسى كاظم (ع) اجازه خواست حضرت اجازه فرمود: محمد برخاست و گفت اى عمّ بزرگوار دوست دارم مرا نصيحت فرمايى، حضرت فرمود: سفارش مىكنم ترا به اين كه در ريختن خون من از خدا پروا كنى، محمد گفت خدا لعنت كند كسى را كه در ريختن خون تو
[1]- اصول كافى، ص 361.
[2]- مجالس پسر شيخ مفيد، ص 304.
[3]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 348.
[4]- خصال صدوق، ج 1، ص 9.
[5]- رجال كشى، ص 171، و اصول كافى، ص 267.
كوشش نمايد، سپس گفت اى عمّ بزرگوار مرا نصيحت بفرما، حضرت مجددا فرمود: سفارشت مىكنم به اين كه در ريختن خون من از خدا پروا داشته باشى، راوى گويد: آنگاه حضرت كيسه پولى را كه در آن صد و پنجاه دينار بود به وى داد، محمد آن را گرفت، سپس حضرت كيسه ديگرى را كه صد و پنجاه دينار داشت به او عطا فرمود. محمد آن را نيز گرفت، براى سوّمين بار كيسه ديگرى را كه صد و پنجاه دينار داشت به او عطا فرمود، سپس هزار و پانصد درهم را كه نزد محمد بود نيز به او بخشيد. راوى گويد: عرض كردم پول زيادى به او بخشيدى، حضرت فرمود: اينها مطمئنترين دليل و حجّت من باشد بر او وقتى كه او از من قطع رحم كند و من نسبت به او صله رحم كنم. آنگاه راوى مىگويد: محمد پيش هارون الرشيد از عمويش موسى بن جعفر (ع) سعايت كرد كه وى ادعاى خلافت دارد، برايش خراج مىرسد، هارون دستور داد صد هزار درهم به محمد بدهند و او در همان شب درگذشت. كلينى عين همين روايت را نقل كرده با اين تفاوت گفته است در آن كيسه صد دينار و در آخر روايت گفته است كه در كيسه سه هزار درهم بوده است.
114- باب استحباب فروخوردن خشم
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: چه خوب جرعهاى است خشم براى كسى كه بر آن صبر كند، زيرا پاداش بزرگ در برابر بلاى بزرگ است، چون خداوند هر گروهى را كه دوست دارد گرفتارشان مىكند.
2-[2]امام سجّاد (ع) فرمود: دوست ندارم كه به جاى نرمخويى و فروتنى شتران سرخ مويى داشته باشم، و هيچ جرعهاى نياشاميدم كه برايم محبوبتر باشد از جرعه
[1]-( باب 114:) اصول كافى، ص 362 و 363( باب كظم الغيظ)
[2]- اصول كافى، ص 362 و 363( باب كظم الغيظ)
خشمى كه طرف را به آن كيفر ندهم. [يعنى چنين صفت خوبى را با مال دنيا معاوضه نمىكنم و هرگز راضى نمىشوم كه تندخو باشم و بهترين چهار پايان و زيور دنيا داشته باشم] 3-[1]امام باقر (ع) فرموده كه پدرم به من فرموده: هيچ چيزى بهتر از فرو خوردن خشمى كه عاقبتش صبر و شكيبايى است روشنى بخش چشم پدرت نيست، و داشتن شتران سرخ مو با ذلّت نفس مرا شاد نمىكند.
4-[2]پيغمبر6فرمود:
محبوبترين راه بنده به سوى خداى عزّ و جل نوشيدن دو جرعه است جرعه خشمى كه با خويشتن دارى از آن جلوگيرى كنى 2- جرعه مصيبتى كه با شكيبايى خود برگردانى.
5-[3]امام صادق (ع) فرمود: هيچ بندهاى خشمى فرو نخورد مگر اين كه خداوند در دنيا و آخرت بر عزّت او بيفزايد، چون خداى عزّ و جل در قرآن فرموده:
«آنان كه خشمشان را فرو مىخورند و مردم را عفو مىكنند، خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد خداوند در عوض فرو خوردن خشم اين پاداش به وى عطا مىفرمايد، (او را دوست بدارد).»[4]6-[5]امام صادق (ع) فرمود: بنده خدا هيچ جرعهاى ننوشد كه در نزد خدا محبوبتر باشد از جرعه خشمى كه وقتى در دلش به گردش درآمد با صبر و خويشتن دارى آن را بنوشد. «منظور از گردش جرعه در دل، هيجان و جوششى است كه براى شخص خشمگين دست مىدهد و در كيفر كردن و بخشيدن مردّد است».
[1]- اصول كافى، ص 363.
[2]- اصول كافى، ص 363.
[3]- اصول كافى، ص 363.
[4]-وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَسوره آل عمران آيه 134.
[5]- اصول كافى، ص 363؛ محاسن برقى، ص 292.
7-[1]برقى در كتاب محاسن از وشّاء مثل روايت فوق را نقل كرده جز اين كه در اوّل آن چنين آمده است: هيچ قطرهاى نزد خداوند محبوبتر نيست از قطره اشكى كه بندهاى در سياهى شب فقط از ترس خدا فرو مىريزد.
8-[2]امام صادق (ع) مىفرمود: هر كس خشمى را فرو خورد كه قدرت دارد آن را اعمال كند خداوند روز قيامت قلب او را از رضاى خود پر مىكند.
9-[3]امام باقر (ع) فرمود: هر كه خشمى را فرو خورد كه بتواند آن را به كار برد خداوند در روز قيامت دل او را از آرامش و ايمان پر مىكند.
10-[4]از فرمايشات رسول اللَّه6است: هر كه خشمش را فرو خورد خدا پاداشش دهد، و هر كه بر مصيبتى صبر نمايد خداوند عوضش دهد.
11-[5]در وصاياى پيغمبر6به على (ع) آمده است. كه آن حضرت فرمود:
يا على ترا سفارشى مىكنم آن را به خاطر بسپار و تا وقتى كه وصيّت مرا عمل كنى در خير هستى، يا على هر كه خشمى را فروخورد كه قادر بر اعمال آن هست، خداوند پاداشى از آرامش و ايمان به او عطا فرمايد كه مزهاش را دريابد.
12-[6]امام صادق (ع) از اجدادش نقل مىكند. كه در حديث مناهى رسول اللَّه6آمده است: آن حضرت فرمود:
هر كه خشمى را فروخورد كه قادر بر اعمال آن است و خويشتندارى كند.
خداوند اجر شهيد به او عطا فرمايد.
13-[7]ربيع بن عبد الرحمن گويد: به خدا سوگند موسى بن جعفر (ع) از فراست
[1]- اصول كافى، ص 363؛ محاسن برقى، ص 292.
[2]- اصول كافى، ص 362.
[3]- اصول كافى، ص 363.
[4]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 342.
[5]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 333.
[6]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 198.
[7]علل الشرائع، ص 89.
و هوشيارى برخوردار بود و كسانى را كه بر عليه او ايستادگى و رهبرى امام بعد از او را انكار مىكنند مىشناخت با اين حال خشمش را نسبت به آنها فرو مىخورد و آنچه را كه در باره آنها مىدانست بر آنان اظهار نمىكرد، بنا بر اين كاظم ناميده شد.
14-[1]پيغمبر6در آخر يكى از خطبههايش فرمود: هر كه خشمش را فرو خورد و از برادر مسلمانش گذشت كند، خداوند اجر شهيد به او عطا فرمايد.
15-[2]امام صادق (ع) فرمود: هر كه داراى سه خصلت باشد خداوند برايش حور العين تزويج مىكند هر طور كه دلش بخواهد، آن سه خصلت عبارتند از: 1- فروخوردن خشم، 2- صبر بر شمشيرها در راه خدا، 3- كسى كه بر مال حرام دست يابد ولى براى خدا از آن درگذرد.
115- باب استحباب فروخوردن خشم از دشمنان دين در زمان حكومتشان
1-[3]امام صادق (ع) فرمود: فروخوردن خشم از دشمن زمان حكومت و اقتدار آنان تقيه و احتياط است براى كسى كه دورانديشى كند، و در معرض بلاى دنيا در نيايد، و خصومت و دشنام دادن دشمنان در زمان اقتدارشان بدون رعايت تقيّه ترك كردن دستور خداى عزّ و جل است، پس با مردم مدارا كنيد. تا كردار شما نزد آنان بزرگ جلوهگر شود.- و از شما به نيكى ياد كنند- و با آنان عداوت و دشمنى نورزيد، كه برگردنتان سوارشان كنيد و خوار و زبون گرديد.
[1]عقاب الاعمال، ص 47.
[2]محاسن برقى، ص 6.
[3]-( باب 115:) اصول كافى، ص 362، محاسن برقى، ص 259.
116- باب استحباب صبر در برابر حسودان و مانند آن
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: در برابر دشمنان نعمت (حسودان) صبر پيشه كن.
زيرا كسى را كه نسبت به تو خدا را نافرمانى كرده هرگز نتوانى بهتر از فرمانبردارى خدا نسبت به او جبران كنى.
2-[2]پيغمبر6فرمود: خداوند در مورد چهار بلا از مؤمن پيمان گرفته كه سختترين آنها بر مؤمن اين است كه مؤمنى ظاهرا با او هم عقيده است ولى بر او رشك برد، يا اين كه منافقى در صدد كشف نقطه ضعفهاى او باشد يا شيطان گمراهش كند، يا كافرى به جنگ با او برخيزد، براى مؤمن با اينها بقايى نيست.
(يعنى با اين گرفتاريها مؤمن چقدر مىتواند تحمل داشته باشد) 3-[3]داود بن سرحان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: چهار چيز است كه مؤمن از آن چهار چيز يا يكى از آنها بر كنار نيست، مؤمنى كه مؤمن ديگر بر او رشك برد و اين از همه گرفتاريها سختتر است، منافقى كه مؤمن را دنبال كند، تا نقطه ضعفى از او پيدا كند، يا دشمنى كه با او در ستيز باشد، يا شيطانى كه او را گمراه نمايد.
توضيح اين كه حديث 4[4]مانند حديث يك است و از امام موسى كاظم (ع) نقل شده، و حديث 5[5]نيز مانند حديث يك است، به اضافه جملاتى در ذيل
[1]-( باب 116:) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 350؛ خصال صدوق ج 1، ص 13، اصول كافى، ص 363.
( باب كظم الغيظ)
[2]- اصول كافى، ص 432.
[3]- اصول كافى، ص 432.
[4]- اصول كافى، ص 361.
[5]- اصول كافى، ص 363.
حديث به اين شرح كه امام (ع) خطاب به زيد شحّام مىفرمايد: اى زيد خداوند اسلام را انتخاب فرموده، پس همنشينى و مصاحبت او را با خوشرويى و سخاوت نيكو بداريد.
117- باب استحباب سكوت، مگر در امور خير
1-[1]امام رضا (ع) فرمود: دانش، سكوت، و بردبارى از نشانههاى دانايى است. همانا سكوت يكى از درهاى حكمت است، محققا سكوت محبّت مىآورد و راهنماى هر امر خيرى است.
2-[2]امام رضا (ع) فرمود: سكوت و بردبارى از علايم دانايى است.
3-[3]ابو حمزه گويد: از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود: همانا پيروان ما بىزبانند. (كم گوى گزيده گو هستند) 4-[4]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6به مردى كه خدمتش آمده بود فرمود: نمىخواهى ترا به امرى راهنمايى كنم كه خدا به وسيله آن ترا به بهشت برد، عرض كرد چرا، يا رسول اللَّه، حضرت فرمود: از آنچه كه خدا به تو عطا فرموده بده، گفت: اگر خودم از آن كه به او دهم نيازمندتر باشم چه كنم؟ فرمود:
ستمديده را يارى كن، گفت: اگر خودم ناتوانتر از او باشم چه كنم؟ فرمود:
كارى براى نادان بكن. يعنى او را راهنمايى كن. گفت اگر خودم نادانتر از او بودم چه كنم؟ فرمود: زبانت را جز از خير خاموش دار، آيا شادمان نيستى كه يكى از اين خصلتها را داشته باشى كه ترا به بهشت ببرد.
[1]-( باب 117) اصول كافى، ص 364( باب الصمت)
[2]- اصول كافى، ج 1، ص 36.
[3]- اصول كافى، ص 364.
[4]- اصول كافى، ص 364.
5-[1]امام صادق (ع) فرمود: لقمان حكيم به پسرش گفت: پسر جان اگر گمان مىكنى كه سخن گفتن نقره است، بدان كه خاموشى طلاست.
6-[2]وشّاء گويد: از امام رضا (ع) شنيدم كه مىفرمود: هر گاه مردى از بنى اسرائيل مىخواست عبادت نمايد. ده سال قبل از آن سكوت اختيار مىكرد.
(يعنى سخن بيهوده نمىگفت) 7-[3]امام صادق (ع) در نصايحش به ياران خود فرمود: از اين كه زبانتان به ذكر سخن دروغ و ناحق و بهتان، و گناه و دشمنى مشغول باشد بپرهيزيد. زيرا اگر زبانتان را از آنچه كه خدا زشت دانسته و نهى فرموده است نگه داريد، اين كار برايتان بهتر خواهد بود از اين كه زبانتان به ذكر سخنان زشت مشغول باشد، چون چيرگى زبان به پليديهايى كه خدا نهى كرده است دليل پستى شخص در نزد خدا و دشمنى با پروردگار است، و هم چنين نوعى كرى و كورى است كه خداوند در روز قيامت نصيبش گرداند.
8-[4]در حديث مرفوعهاى. پيغمبر6فرمود: زبانت را نگهدار، زيرا نگهدارى زبان صدقهاى است كه به خود بخشيدهاى، سپس فرمود: هيچ بندهاى حقيقت ايمان را نمىشناسد، تا اين كه زبانش را حفظ كند (يعنى آنچه را كه سود دنيا و آخرت دارد بگويد و زبان را از بقيه باز دارد.
9-[5]امام صادق (ع) فرمود: بنده مؤمن تا زمانى كه خاموش است از نيكوكاران نوشته مىشود، و چون لب به سخن گشايد، نيكوكار يا بدكار نوشته شود (- يعنى نيكى و بدى او بسته به كلامش است-)
[1]- اصول كافى، ص 364.
[2]- اصول كافى، ص 365؛ عيون اخبار الرضا، ص 185.
[3]- روضه كافى، ص 3.
[4]- اصول كافى، ص 364.
[5]- اصول كافى، ص 366، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 349.
خصال صدوق، ج 1، ص 11- ثواب الاعمال، ص 90 و 97.