حديث به اين شرح كه امام (ع) خطاب به زيد شحّام مىفرمايد: اى زيد خداوند اسلام را انتخاب فرموده، پس همنشينى و مصاحبت او را با خوشرويى و سخاوت نيكو بداريد.
117- باب استحباب سكوت، مگر در امور خير
1-[1]امام رضا (ع) فرمود: دانش، سكوت، و بردبارى از نشانههاى دانايى است. همانا سكوت يكى از درهاى حكمت است، محققا سكوت محبّت مىآورد و راهنماى هر امر خيرى است.
2-[2]امام رضا (ع) فرمود: سكوت و بردبارى از علايم دانايى است.
3-[3]ابو حمزه گويد: از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود: همانا پيروان ما بىزبانند. (كم گوى گزيده گو هستند) 4-[4]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6به مردى كه خدمتش آمده بود فرمود: نمىخواهى ترا به امرى راهنمايى كنم كه خدا به وسيله آن ترا به بهشت برد، عرض كرد چرا، يا رسول اللَّه، حضرت فرمود: از آنچه كه خدا به تو عطا فرموده بده، گفت: اگر خودم از آن كه به او دهم نيازمندتر باشم چه كنم؟ فرمود:
ستمديده را يارى كن، گفت: اگر خودم ناتوانتر از او باشم چه كنم؟ فرمود:
كارى براى نادان بكن. يعنى او را راهنمايى كن. گفت اگر خودم نادانتر از او بودم چه كنم؟ فرمود: زبانت را جز از خير خاموش دار، آيا شادمان نيستى كه يكى از اين خصلتها را داشته باشى كه ترا به بهشت ببرد.
[1]-( باب 117) اصول كافى، ص 364( باب الصمت)
[2]- اصول كافى، ج 1، ص 36.
[3]- اصول كافى، ص 364.
[4]- اصول كافى، ص 364.
5-[1]امام صادق (ع) فرمود: لقمان حكيم به پسرش گفت: پسر جان اگر گمان مىكنى كه سخن گفتن نقره است، بدان كه خاموشى طلاست.
6-[2]وشّاء گويد: از امام رضا (ع) شنيدم كه مىفرمود: هر گاه مردى از بنى اسرائيل مىخواست عبادت نمايد. ده سال قبل از آن سكوت اختيار مىكرد.
(يعنى سخن بيهوده نمىگفت) 7-[3]امام صادق (ع) در نصايحش به ياران خود فرمود: از اين كه زبانتان به ذكر سخن دروغ و ناحق و بهتان، و گناه و دشمنى مشغول باشد بپرهيزيد. زيرا اگر زبانتان را از آنچه كه خدا زشت دانسته و نهى فرموده است نگه داريد، اين كار برايتان بهتر خواهد بود از اين كه زبانتان به ذكر سخنان زشت مشغول باشد، چون چيرگى زبان به پليديهايى كه خدا نهى كرده است دليل پستى شخص در نزد خدا و دشمنى با پروردگار است، و هم چنين نوعى كرى و كورى است كه خداوند در روز قيامت نصيبش گرداند.
8-[4]در حديث مرفوعهاى. پيغمبر6فرمود: زبانت را نگهدار، زيرا نگهدارى زبان صدقهاى است كه به خود بخشيدهاى، سپس فرمود: هيچ بندهاى حقيقت ايمان را نمىشناسد، تا اين كه زبانش را حفظ كند (يعنى آنچه را كه سود دنيا و آخرت دارد بگويد و زبان را از بقيه باز دارد.
9-[5]امام صادق (ع) فرمود: بنده مؤمن تا زمانى كه خاموش است از نيكوكاران نوشته مىشود، و چون لب به سخن گشايد، نيكوكار يا بدكار نوشته شود (- يعنى نيكى و بدى او بسته به كلامش است-)
[1]- اصول كافى، ص 364.
[2]- اصول كافى، ص 365؛ عيون اخبار الرضا، ص 185.
[3]- روضه كافى، ص 3.
[4]- اصول كافى، ص 364.
[5]- اصول كافى، ص 366، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 349.
خصال صدوق، ج 1، ص 11- ثواب الاعمال، ص 90 و 97.
10-[1]امام صادق (ع) فرمود: سخن گفتن در راه حقّ بهتر است از سكوت بر باطل.
11-[2]امام صادق (ع) فرمود: سكوت گنجى وسيع است كه براى بردبار زينت، و براى نادان پرده و پوشش است.
12-[3]امام صادق (ع) فرمود: با هيچ چيز همانند سكوت، و رفتن به زيارت خانه خدا نمىتوان خدا را عبادت كرد.
13-[4]در حديث مرفوعهاى پيغمبر6فرمود: زمانى براى مردم پيش مىآيد، كه در آن زمان سلامتى داراى ده جزء است، نه جزء آن در كنارهگيرى از مردم، و جزء ديگرش در خاموشى است. و در خصال از محمد بن حسن از صفّار از عباس بن معروف نظير همين روايت نقل شده است.
14-[5]حديث 14 مانند حديث شماره يك است از امام رضا (ع) 15-[6]امام صادق (ع) فرمود: خواب، راحتى بدن، سخن گفتن، راحتى روح، و سكوت، راحتى براى عقل است.
16-[7]علىّ بن حسين (ع) فرمود: گفتار نيك ثروت را زياد و روزى را افزون مىكند، و اجل را به تأخير مىاندازد، و محبت خاندان را جلب، و انسان را داخل بهشت مىكند.
[1]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 349.
[2]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 349.
[3]ثواب الاعمال، ص 97، خصال صدوق، 6/ 32 در باب وجوب حج.
[4]ثواب الاعمال، ص 97؛ خصال صدوق، ج 2 ص 58.
[5]خصال صدوق، ج 1، ص 76؛ عيون اخبار الرضا، ص 143؛ قرب الاسناد، ص 162.
[6]مجالس صدوق، ص 264؛ من لا يحضره الفقيه، ج 2، 352.
[7]مجالس صدوق، ص 2؛ خصال صدوق ج 1، ص 153.
17-[1]امام صادق (ع) به نقل از اجدادش فرمود: حضرت داود (ع) به سليمان (ع) گفت: «پسرم، بر تو باد به سكوت طولانى، زيرا يك بار پشيمانى بر سكوت دراز مدت، بهتر از پشيمانى متعدّد بر گفتار زياد است، فرزندم، اگر سخن گفتن نقره است سزاوار است كه خاموشى طلا باشد.» 18-[2]علىّ (ع) فرمود: خاموشى از اندرز دادن خيرى ندارد. چنان كه در سخن گفتن از روى نادانى بهرهاى نيست.
19-[3]على (ع) فرمود: سكوت زياد، شكوه و بزرگى مىآورد.
20-[4]على (ع) فرمود: هر كه گفتارش زياد شود، لغزشش بيشتر است، و هر كه لغزشش بيشتر باشد، از حياى او كاسته شود، و هر كه حيايش كم شود، پارسايىاش كاهش يابد، و هر كه پارسايىاش كم گردد، دلش مىميرد، هر كه دلش بميرد، در آتش داخل مىشود.
21-[5]على (ع) فرمود: تا سخن نگفتهاى گفتارت گروگان توست، و چون سخن گفتى كلامت را در موضعش قرار دادى، (چه خوب يا بد) زبانت را نگهدار چنان كه طلا و سكّهات را نگاه مىدارى، اى بسا سخنى نعمتى را از تو بازگيرد.
118- باب استحباب سخن گفتن در جايى كه سكوت روا نيست
1-[6]پيغمبر6در نصيحتش به ابو ذر فرمود: اى ابا ذر! كسى كه در ميان
[1]قرب الاسناد، ص 33.
[2]نهج البلاغه، بخش دوّم، ص 186 و 254.
[3]نهج البلاغه، بخش دوّم، ص 194.
[4]نهج البلاغه، بخش دوّم، ص 227.
[5]نهج البلاغة، بخش دوّم، ص 237؛ من لا يحضره الفقيه في 15/ 119.
[6]-( باب 118:) مجالس صدوق، ص 339.
جمعى غافل و بىخبر ياد خدا مىكند، همانند كسى است كه در ميان گروهى كه از جنگ مىگريزند به نبرد ادامه مىدهد.
اى ابا ذر، همنشين خوب بهتر از تنهايى، و تنهايى بهتر از همنشين بد است.
گفتن سخن خير بهتر از خاموشى، و خاموشى بهتر از گفتار شرّ است.
اى ابا ذر، سخنان زايد را ترك كن، و سخن به مقدارى كه نيازت را برآورد ترا بس است.
اى ابا ذر، در دروغگويى شخص همين بس كه هر چه را بشنود نقل كند.
اى ابا ذر، هيچ چيز براى حبس كردن طولانى در زندان سزاوارتر از زبان نيست.
اى ابا ذر، خدا نزد زبان هر گوينده حاضر است، پس شخص بايد از خدا پروا داشته باشد، و بداند كه چه مىگويد.
2-[1]در احتجاج طبرسى است كه از علىّ بن حسين (ع) سؤال شد، سكوت بهتر است يا سخن گفتن، فرمود، براى هر يك از آنها آفتابى است، اگر سالم از آفت باشند سخن گفتن بهتر از خاموشى است، عرض شد يا ابن رسول اللَّه چگونه است آن؟ فرمود: براى اين كه خداى عزّ و جلّ هيچ يك از پيغمبران و اوصيا را براى سكوت مبعوث نفرموده، بلكه براى سخن گفتن فرستاده است. و استحقاق بهشت با سكوت امكانپذير نيست، و دوستى خدا با سكوت ميسّر نمىشود، دورى از آتش غضب پروردگار با سكوت ممكن نيست، بلكه همه اينها با سخن گفتن و تكلّم به دست مىآيد، من نمىتوانم ماه را با خورشيد يكسان بدانم. راوى گويد:
يا ابن رسول اللَّه شما برترى سكوت بر كلام را بيان فرمودى، ولى فضيلت كلام را بر سكوت توصيف نفرمودى.
[1]- احتجاج طبرسى، ص 172.
119- باب وجوب نگهدارى زبان از آنچه كه گفتنش روا نيست
1-[1]امام سجّاد (ع) فرمود: هر روز صبح زبان آدمى تمام اعضاى بدنش را زير نظر گرفته، و مىگويد: چگونه هستيد؟ شب را چگونه به صبح رسانديد؟ پاسخ مىدهند اگر تو ما را رها كنى خوب هستيم، و مىگويند، خدا را، خدا را نسبت به ما ياد بياور، سوگندش دهند و گويند ما به وسيله تو پاداش و كيفر مىبينيم.
2-[2]ابو على جوانى گويد: امام صادق (ع) را ديدم كه انگشت بر لبهاى مباركش گذاشته و به غلامش سالم مىفرمايد: اى سالم زبانت را نگهدار تا سلامت بمانى، و مردم را بر دوش ما سوار مكن (از فضايل ما آنچه خلاف تقيّه است مگو تا بر ما نشورند) 3-[3]شخصى به امام موسى بن جعفر (ع) عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه مرا نصيحت فرماييد، فرمود: زبانت را نگهدار تا عزيز شوى، اختيارت را به دست مردم نده، تا خوار و زبون نگردى.
4-[4]امام صادق (ع) در مورد آيه شريفه «مگر كسانى را نديدى كه به آنها گفته شد دستهاى خود را نگه داريد.»[5]فرمود: مراد ازكُفُّوا أَيْدِيَكُمْ، يعنى زبانتان را نگه داريد.
5-[6]امام صادق (ع) به مردى كه زياد حرف مىزد، فرمود: سخن را كوچك
[1]-( باب 119:) اصول كافى، ص 365( باب الصمت) مجالس صدوق ...
خصال صدوق، ج 1، ص 6؛ عقاب الاعمال، ص 22.
[2]- اصول كافى، ص 364.
[3]- اصول كافى، ص 364.
[4]- اصول كافى، ص 364.
[5]-أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْالنّساء/ 77.
[6]- روضه كافى، ص 148.
و خوار مىشمارى همانا خدا هيچ پيغمبرى را همراه با طلا و نقره مبعوث نفرموده بلكه آنها را با كلام به سوى مردم فرستاده، خداوند خودش را نيز به وسيله كلام و براهين و ادلّه به مردم معرفى كرده است.
6-[1]در حديث مرفوعهاى پيغمبر6فرمود: نجات مؤمن در نگه داشتن زبانش باشد.
7-[2]ابو بصير گويد: از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود: ابو ذر رحمه الله عليه مىگفت: اى آن كه دانش مىطلبى همانا اين زبان كليد خير و شر است، پس چنان كه بر طلا و نقرهات (براى محفوظ ماندن) مهر مىزنى، بر زبانت نيز مهر بزن.
8-[3]در حديث مرفوعه آمده است كه مردى خدمت پيغمبر6آمد و عرض كرد:
يا رسول اللَّه مرا نصيحتى فرما، فرمود: زبانت را نگهدار، عرض كرد: يا رسول اللَّه مرا نصيحتى فرما، فرمود: زبانت را نگهدار، عرض كرد: يا رسول اللَّه به من نصيحتى فرما، فرمود زبانت را نگهدار، واى بر تو، آيا مردم را بجز نتيجه گفتار زبانشان به رو در آتش اندازند؟
9-[4]امام صادق (ع) فرمود: در حكمت آل داود است (كتاب زبور) كه بر عاقل لازم است به وضع زمانش آشنا باشد، سرگرم كار خود بوده، و زبانش را نگه دارد.
10-[5]امام صادق (ع) فرمود: روزى نيست جز آن كه هر عضوى از اعضاى بدن در برابر زبان فروتنى كرده و مىگويند: ترا بخدا مبادا به وسيله تو ما عذاب ببينيم.
11-[6]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است، اگر در چيزى نحسى و شومى باشد، آن شومى در زبان است.
[1]- اصول كافى، ص 365.
[2]- اصول كافى، ص 365.
[3]- اصول كافى، ص 365.
[4]- اصول كافى، ص 365.
[5]- اصول كافى، ص 365.
[6]اصول كافى، ص 365.
12-[1]علىّ (ع) فرمود: زبان درندهاى گزنده است اگر به خود واگذار شود مىگزد.
13-[2]على (ع) فرمود: چون خرد به مرتبه كمال رسد گفتار كاهش مىيابد.
14-[3]امام صادق (ع) فرمود: در حكمت آل داود (كتاب زبور) است كه براى خردمند سزاوار است سرگرم كار خود باشد، زبانش را نگه دارد، و وضع اهل زمانش را بشناسد.
15-[4]على (ع) در وصيّت به فرزندش محمد حنفيّه فرمود: خداى عزّ و جلّ چيزى نيكوتر از سخن و زشتتر از آن نيافريده است، به سبب سخن چهرهها سياه و سفيد مىشوند، آگاه باش تا وقتى كه سخن نگفتهاى كلامت در اختيار توست، و چون سخن گفتى آن را در جايش قرار دادى، «خوب يا بد» همچنان كه طلا و نقرهات را نگاه مىدارى، زبانت را نيز نگهدار، زيرا زبان سگ گزنده است اگر آزادش گذارى مىگزد اى بسا سخنى نعمتى را بربايد. هر كه افسار گسيخته باشد به سوى زشتيها و پليديها كشيده مىشود، آنگاه از روزگار رهايى ندارد. مگر با مذمّت مردم و دشمنى با خدا.
16-[5]على (ع) فرمود: هيچ چيزى براى اين كه مدتى دراز زندانى شود سزاوارتر از زبان نيست.
17-[6]امام رضا (ع) از پدرش نقل كرده است كه امام صادق (ع) فرمود: نجات مؤمن در نگهدارى زبانش است، و نيز على (ع) فرمود: هر كه زبانش را نگه دارد،
[1]نهج البلاغه قسمت دوّم، ص 156.
[2]نهج البلاغه، بخش دوّم، ص 157.
[3]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 359.
[4]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 119؛ نهج البلاغه، بخش دوّم، ص 237.
[5]خصال صدوق، ج 1، ص 11.
[6]ثواب الاعمال، ص 99.