بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 14

اجتماعى و اخلاقى است در گروه حديث بنياد پژوهشهاى اسلامى به كوشش آقايان محمد على فارابى و يعسوب عباسى على كمر انجام شده است. اميدواريم علاقه‌مندان را سودمند افتد و مورد قبول پروردگار قرار گيرد.

تذكّر

: براى رعايت امانت مآخذى كه در پاورقى وسايل الشيعه ذكر شده عينا يادداشت شده، اگر چه جلد و صفحات كتابهاى مزبور با مجلّداتى كه اخيرا چاپ شده و در دسترس عموم است تطبيق نمى‌كند، در صورت تمايل و اطّلاع از طبع مآخذ مى‌توانند به جلد بيستم وسائل صفحات 36 تا 49 مراجعه فرمايند.


صفحه 15

اجمالى از شرح حال شيخ حرّ عاملى‌

محمّد بن حسن معروف به شيخ حرّ از معاريف دانشمندان شيعى است كه در شب جمعه 8 رجب سال 1033 هجرى قمرى در قريه «مشغرى‌[1]» از قراى جبل عامل (بخشى از لبنان) تولد يافت. اين قريه و «جبع»[2]و «جزين»[3]كه در نزديكى يك ديگر واقعند از بلاد قديمى شيعه‌نشين به حساب مى‌آيند.

شيخ حرّ عاملى از خاندان علمى بزرگى است كه در اين ولايت مى‌زيسته و نسب وى به حرّ بن يزيد رياحى (صحابى معروف سيد الشهداء (ع)) مى‌رسد. نامبرده پس از دوران كودكى و آموزش خط و تعليم قرآن شريف و مقدمات، نزد پدر و عمو و جدّ مادرى خود و جمعى ديگر به كسب دانش پرداخت، آن گاه به قريه «جبع» كه در نزديكى «مشغرى» است رهسپار شد و نزد علماى اين بلاد كسب علم كرد و بر اين منوال چهل سال در اين بلاد اقامت و به استفاده و افاده اشتغال داشت، و طىّ اين مدت دو بار به حج مشرّف شد، و سپس به قصد زيارت عتبات عاليات و مرقد منوّر حضرت رضا (ع) بار سفر بست و در جوار حضرتش رحل اقامت افكند.

سبب اين مهاجرت ذكر نشده ولى آنچه مسلم است دوران عمر شيخ مصادف با فروزنده‌ترين اوقات حكومت سلسله صفوى در ايران است كه علاوه بر رسميت دادن به تشيع در اين كشور، خود به حمايت و پرورش علماى مذهبى همت مى‌ورزيدند. از طرفى شيعيان‌

[1]- مشغرى: بفتح ميم و سكون شين و فتح غين و الف مقصوره.

[2]- جبع: به جيم مضمومه و باء مفتوحه.

[3]- جزين: بكسر جيم و زاء مكسوره.


صفحه 16

در نواحى سوريه و لبنان در زير فشار متعصبان روزگار مى‌گذراندند، بويژه از آن رو كه به سبب رقابت بين سلسله صفوى و سلاطين عثمانى دامنه اين اختلافات مذهبى بالا گرفته بود. لذا بعيد نيست كه همين اختناق موجود در آن بلاد و آزاد گذاشتن و تشويق علما و قدردانى از علم در ايران باعث شده شيخ كه در عنفوان جوانى براى تبليغ و ترويج مذهب شورى در سر داشته است براى هميشه اقامت در مشهد را بر وطن مألوف ترجيح داده باشد.

شيخ در اين استان رحل اقامت افكند و به افاده و نشر احاديث همت گماشت و شاگردانى تربيت كرد. وى در زمان اقامت در مشهد دو سفر ديگر به حج رفت.

تأليفات شيخ‌

شيخ بالغ بر بيست رساله و كتاب نوشته كه از آن جمله وسائل الشيعه مى‌باشد كه از حدود هفتاد كتاب جمع آورى شده و اخيرا در بيست جلد در ايران و بيروت به چاپ رسيده است و شيخ با تأليف وسائل كه بالغ بر بيست سال به طول انجاميد كار استنباط احكام را بسى آسان ساخت و از اين جهت حق بزرگى بر مكتب فقهى شيعه دارد.

شيخ در فقه و رجال و رياضيّات عالمى متبحّر بوده در اين زمينه كتابهايى تأليف كرده، و نيز از شعر بهره وافى داشته است. مجموع اشعار وى بالغ بر بيست هزار بوده، نامبرده از قريحه ادبى خود در علوم استفاده كرده و منظومه‌هايى در فنون مختلف سروده كه از آن جمله منظومه‌اى در زكات، منظومه‌اى در هندسه، و منظومه‌اى در تاريخ پيغمبر و ائمه است.

وفات شيخ در سال 1104 هجرى روى داد و آرامگاهش در جوار مرقد منور على بن موسى الرضا (ع) در يكى از حجرات تحتانى مدرسه ميرزا جعفر مى‌باشد.


صفحه 17

آداب معاشرت در سفر و حضر، و آن مشتمل بر چند باب است‌

1- باب اول در لزوم معاشرت با مردم از طريق اداى امانت، اقامه شهادت و راستگويى، همچنين در استحباب عيادت مريض و شركت در تشييع جنازه، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان و خواندن نماز در مسجد

1-[1]معاوية بن وهب گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: با بستگان و ساير مردمى كه با آنان معاشرت داريم چگونه رفتار كنيم؟

امام فرمود: امانت را به آنان برگردانيد، و (به حق) شهادت دهيد، چه به نفع آنان باشد يا به ضررشان و از بيماران آنها عيادت كنيد، و در تشييع جنازه مردگانشان شركت نماييد.

2-[2]ابى اسامه زيد شحّام گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: به آنان كه از من اطاعت و به سخنانم عمل مى‌كنند سلام برسان، و به آنها بگو: شما را به تقواى خداى عز و جل، و پرهيزگارى در دين، و كوشش در راه خدا، و راستى در گفتار، و برگرداندن امانت به صاحبانش، و سجده طولانى، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان سفارش مى‌كنم، زيرا حضرت محمد6به همين منظور مبعوث شده‌

[1]-( باب 1:) اصول كافى، ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).

[2]- اصول كافى، ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).


صفحه 18

است. و به كسانى كه به شما اعتماد مى‌كنند چه نيكوكار باشند يا بدكار، امانت را برگردانيد زيرا رسول خدا6حتى به اداى سوزن و نخ سوزن [كه ظاهرا كم ارزش مى‌باشد] فرمان داده است، صله رحم به جا آوريد و در تشييع جنازه شركت كنيد و به عيادت بيمار برويد و اداى حقوق نماييد زيرا به كسى از شما مى‌توان جعفرى مذهب گفت كه در دينش متّقى، و درست گفتار و امانتدار و با مردم خوشخو باشد، و چنين شخصى با اين گونه كارهايش مرا مسرور مى‌سازد، و اين است روش و آيين جعفرى.

اگر شيعه ما داراى اين صفات نباشد برايم مايه اندوه و ننگ است، و مردم مى‌گويند: اين است آيين جعفر صادق (ع)، به خدا سوگند پدرم [امام باقر (ع)] به من فرمود: كسى از پيروان حضرت على (ع) زينت قبيله‌اى است كه از همه كس بيشتر اداكننده امانت، و برآورنده حقوق، و در گفتار و امانت از همه صادقتر باشد به گونه‌اى كه اگر از هر كس در باره او سؤال شود بگويند مانند فلانى بايد بود، زيرا از ما امانتدارتر و درست گفتارتر است.

3-[1]معاوية بن وهب گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم با بستگان و كسانى كه با آنها معاشرت داريم ولى بر مذهب ما نيستند چگونه رفتار كنيم؟

امام فرمود: به پيشوايانتان كه از آنها پيروى مى‌كنيد بنگريد و بدان گونه كه آنها رفتار مى‌كنند عمل نماييد، سوگند به خدا پيشوايان شما از بيماران آنها عيادت مى‌كردند و در تشييع جنازه آنها حاضر مى‌شدند و اقامه شهادت مى‌كردند به نفع يا به ضرر آنها، و امانت را به آنان برمى‌گرداندند.

4-[2]حبيب خثعمى گويد: امام صادق7به من فرمود: بر شما باد به اجتناب از معاصى، و تلاش و كوشش، و حضور در تشييع جنازه‌ها و عيادت بيماران، و حضور در مساجد با ساير مردم، و دوست بداريد براى مردم آنچه را براى‌

[1]- اصول كافى: ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).

[2]- اصول كافى: ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).


صفحه 19

خودتان دوست مى‌داريد، آيا شرمسار نيست كسى از شما كه همسايه‌اش حقّ او را بشناسد ولى او حقّ همسايه‌اش را رعايت نكند؟

5-[1]مرازم گويد: امام جعفر صادق (ع) فرمود: بر شما باد به نماز خواندن در مساجد و خوشرفتارى با مردم، و به پا داشتن شهادت (براى اثبات حق)، و شركت در تشييع جنازه، زيرا شما ناگزير به مردم نيازمنديد، و هيچ كس در زندگى‌اش از مردم بى‌نياز نيست.

6-[2]عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: شما را به تقواى الهى سفارش مى‌كنم، مردم را بر خود چيره نگردانيد كه خوار مى‌شويد همانا خداى عزّ و جلّ در قرآن كريم مى‌فرمايد: «با همه مردم بخوبى گفتگو و معاشرت كنيد».[3]سپس فرمود: از بيماران آنان عيادت كنيد، در تشييع جنازه‌شان حاضر شويد، و شهادت بدهيد اگر چه به نفع يا به ضررشان باشد. و با آنها در مساجدشان نماز بگزاريد تا آنچه ميان شما و آنان متفاوت است مشخّص شود.

7-[4]خيثمه گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: سلام مرا به دوستان ما برسان، و آنها را به ترس از خدا و عمل صالح سفارش كن، افراد تندرست از بيماران عيادت كنند، و ثروتمندان فقيران را مورد توجه قرار دهند، و در تشييع جنازه مردگان حاضر شوند، و به خانه‌هاى يك ديگر بروند، و در امور دين با يك ديگر مذاكره كنند، زيرا رعايت اين امور باعث جاودانگى دستورات ماست، خداوند رحمت كند بنده‌اى را كه دستورات ما را زنده نگه دارد. اى خيثمه آنان را آگاه كن كه تنها چيزى كه آنها را از غير خدا بى‌نياز مى‌كند كار شايسته و پسنديده است، زيرا به ولايت و دوستى ما نايل نمى‌شوند مگر با ورع و پرهيزگارى، و

[1]- اصول كافى، ص 608( باب ما يجب المعاشرة).

[2]- سرائر، ص 475؛ محاسن برقى، ص 18.

[3]-«قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً»، بقره/ 83

[4]- سرائر، ص 487.


صفحه 20

معذّبترين مردم در روز قيامت كسى است كه عدالت و حقّ را بستايد و سپس خلاف آنچه مى‌گويد عمل كند.

8-[1]كثير بن علقمه گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم مرا نصيحت فرماييد. فرمود: تو را به تقواى الهى، و پارسايى، و عبادت، و طول سجده، و برگرداندن امانت، و راستى در گفتار، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان سفارش مى‌كنم، زيرا حضرت محمد6براى همين منظور مبعوث شده است، با خويشاوندان پيوند، و از بيمارانتان عيادت كنيد، در تشييع جنازه مردگانتان حاضر شويد، و زينت و افتخار ما باشيد نه مايه ننگ ما، با اعمالتان ما را در نزد مردم عزيز و محبوب گردانيد و آنها را دشمن ما نسازيد، همه دوستيها را به سوى ما جلب و هر گونه بدگويى را از ما دفع كنيد.

9-[2]امام صادق (ع) مى‌فرمايد كه حضرت علىّ7مى‌فرمود: بايد در قلب تو نياز به مردم و بى‌نيازى از آنان جمع شود نياز تو به آنها در نرمى گفتار و خوشرفتارى، و بى‌نيازى تو از آنها در پاكدامنى، و پايدارى عزّت توست.

10-[3]ابو اسامه گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: بر شما باد به رعايت تقواى الهى و پارسايى، و تلاش و كوشش، و راستگويى، و رساندن امانت به صاحبانش، و خوشخويى، و خوشرفتارى با همسايگان. زينت و آبروى ما باشيد نه باعث بى‌آبرويى ما.

2- باب استحباب خوشرفتارى با مردم و همسايگان‌

1-[4]امام باقر (ع) فرمود: اگر مى‌توانى بر كسانى كه با آنها معاشرت مى‌كنى‌

[1]- سرائر، ص 487.

[2]- معانى الاخبار، ص 77؛ از كافى ج 4 استخراج كرده است.

[3]- محاسن برقى، ص 18.

[4]-( باب 2:) اصول كافى، صفحات 609 و 625


صفحه 21

تفوق داشته باشى، اين كار را بكن.

2-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: خود را براى خوشرفتارى با همنشين خويش آماده كن، و خلق و خويت را نيكو گردان، و زبانت را نگه‌دار، و خشمت را فرو بر، و سخنان بيهوده را رها كن، و عفو را پيشه ساز، و بخشنده باش.

3-[2]ابو ربيع شامى گويد: به حضور امام صادق (ع) رسيدم در حالى كه خانه پر از جمعيّت بود، فرمود: اى شيعيان آل محمد، آگاه باشيد از ما نيست كسى كه هنگام خشم بر خود مسلّط نباشد، و كسى كه با يارانش بخوبى رفتار نكند و به آنان كه با او خوش اخلاقى كرده‌اند خوش خلقى نشان ندهد، و با همنشينانش بخوبى معاشرت نكند، و نسبت به همسايگان خوشرفتار نباشد و رعايت نمك خوارگى را ننمايد.

4-[3]امام باقر (ع) فرمود: زاير خانه خدا اجر و پاداشى ندارد اگر اين سه خصلت در او نباشد: 1- تقوايى كه او را از نافرمانى خدا بازدارد. 2- حلمى كه به وسيله آن جلو غضبش را بگيرد. 3- با همنشينان بخوبى رفتار نكند.

5-[4]امام صادق (ع) فرمود: پدرم مى‌فرمود: زيارت‌كننده خانه خدا پاداش ندارد وقتى كه سه خصلت در او نباشد: 1- خلقى كه با دوستش بتواند بخوبى رفتار كند، 2- حلم و بردبارى كه با آن جلو خشم خود را بگيرد، 3- تقوايى كه او را از ارتكاب محرّمات الهى بازدارد.

6-[5]امام صادق (ع) فرمود: از مروّت نيست كه انسان آنچه را كه در سفر از خوبى و بدى همسفر مى‌بيند بازگو كند.

[1]- اصول كافى، ص 245.

[2]- اصول كافى، صفحات 609 و 245؛ المحاسن، ص 375؛ من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 98.

[3]- اصول كافى، ص 244؛ الخصال ج 1، ص 72.

[4]- اصول كافى، ص 244 يب، ج 2، ص 574، من لا يحضره الفقيه ج 1، ص 18.

[5]- من لا يحضره الفقيه ج 1، ص 98؛ محاسن برقى، ص 358.