8-[1]پيغمبر6فرمود: از مجادله با فتنهگران بپرهيزيد زيرا هر كه گرفتار فتنه شود، پذيرش عذرش مدّت زمانى لازم دارد، هنگامى كه مدتش به سر رسيد، فتنهاش وى را در آتش مىسوزاند.
9-[2]ابو اراكه گويد: از على (ع) شنيدم كه مىفرمود: خداوند را بندگانى است كه دلهايشان را خوف خدا شكسته است. با اين كه فصيح، و عاقل و نجيبند از سخن گفتن خوددارى مىكنند، با انجام كارهاى خوب در نزديك شدن به خدا بر هم پيشى گيرند، و كار بسيارى را كه براى خدا انجام مىدهند زياد نمىشمارند و به كار اندكى كه براى او انجام مىدهند راضى نمىشوند نفس خود را شرور مىبينند در صورتى كه زيركترين نيكانند.
10-[3]على (ع) به نقل از پيغمبر6فرمود: صاحبان سخن بر سه گونهاند رابح، سالم، شاجب. رابح كسى است كه ذكر خدا گويد، سالم كسى است كه مىگويد، خدا را دوست دارم، و اما شاجب كسى است كه به مردم دروغ گويد و آنان را مسخره كند.
11-[4]امام صادق (ع) فرمود: از پدرم شنيدم كه مىفرمود: ترك كردن امورى كه براى شخص سودى ندارد از نشانه نيكويى اسلام اوست.
121- باب استحباب مدارا كردن با مردم
1-[5]امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است، خداوند مرا به
[1]- الزهد، ص 4، ح 4.
[2]- الزهد، ص 5، ح 6.
[3]- الزهد، ص 7، ح 11.
[4]الزهد، ص 11، ح 19.
[5]-( باب 121:) اصول كافى، ص 366( باب المدارات).
سازگارى با مردم دستور داد همان طور كه به انجام واجبات امر فرمود.
2-[1]امام باقر (ع) فرمود: در تورات نوشته شده است: از جمله سخنان خدا با موسى بن عمران (ع) اين بود: اى موسى اسرار مرا در باطن خويش نهفته دار، ولى در ظاهرت مدارا كردن با دشمن خود و من را از جانب من آشكار كن، و با اظهار اسرار من در نزد مردم باعث ناسزاگويى آنان به من نشوى، و در دشنام دادن به من شريك دشمن خود و دشمن من گردى.
3-[2]حسين بن حسن گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
جبرئيل (ع) بر پيغمبر6نازل شد و گفت: اى محمّد خداوند به تو سلام مىرساند، و مىگويد: با خلق من مدارا كن.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است سه خصلت است كه هر كس نداشته باشد هيچ يك از اعمالش كامل نيست، تقوايى كه وى را از نافرمانى خدا باز دارد، اخلاقى كه با آن با مردم مدار كند، حلمى كه جهالت شخصى نادان را با آن ردّ نمايد.
5-[4]امام صادق (ع) فرمود: پيغمبر6فرموده است: مدارا كردن با مردم نصف ايمان، و لطف كردن به آنها نصف زندگى است. سپس امام (ع) فرمود: با نيكان به طور پنهانى و با بدان آشكارا معاشرت داشته باشيد، و به بدان رغبت زياد نشان ندهيد كه بر شما ستم كنند، زيرا بزودى روزگارى برايتان پيش آيد كه در آن روزگار مردم متديّن رهايى ندارند مگر كسى كه وى را ابله پندارند، و خودش نيز تحمل كند كه به او نسبت ابله و بىعقلى بدهند.
6-[5]حذيفة بن منصور گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: گروهى از قريش مدارا كردنشان با مردم كم شد تا از قريش رانده شدند، به خدا قسم از نظر خانوادگى عيبى نداشتند، و گروه ديگر از غير قريش سازگارىشان با مردم
[1]- اصول كافى، ص 366( باب المدارات)
[2]- اصول كافى، ص 366( باب المدارات)
[3]- اصول كافى، ص 366( باب المدارات)
[4]- اصول كافى، ص 366( باب المدارات)
[5]- اصول كافى، ص 366( باب المدارات)
بهتر شد به خاندان عالى پيوستند. سپس فرمود: كسى كه دست نيكى خود را از مردم دريغ دارد، فقط دستى از آنها بازداشته، در صورتى كه مردم دستهاى زياد از او باز مىدارند.
7-[1]امام صادق (ع) خطاب به اسحاق بن عمّار فرمود: اى اسحاق، منافق را با زبانت اصلاح كن، دوستى خويش را با مؤمن خالص گردان، و اگر فرد يهودى همنشين تو شد، حقّ همنشينى وى را نيكو بدار.
8-[2]على (ع) در وصيت خود به فرزندش محمد حنفيّه فرمود: به همه مردم نيكى كن آن چنان كه مىخواهى به تو نيكى كنند، آنچه را كه براى خودت مىپسندى براى آنان نيز بپسند، و آنچه كه براى خويشتن نمىپسندى براى ديگران نيز مپسند، اخلاقت را با مردم نيكو كن تا در غيابت به تو محبّت ورزند، و اگر مردى برايت اشك ريزند، وإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَگويند، و از كسانى مباش كه در مرگش بگويند: الحمد للَّه رب العالمين، بدان كه مدارا كردن با مردم پس از ايمان به خداى عزّ و جل سرآمد عقل است، كسى كه با همنشينانش خوب معاشرت نكند، خيرى در او نيست. و آنان كه ناچارند با وى معاشرت نمايند، خداوند براى رهايى از شرّ او راه نجاتى قرار مىدهد.- آنگاه فرمود:- من تمام زندگى و معاشرت مردم با يك ديگر را به منزله پيمانه پر مىپندارم كه دو جزء آن جلب محبّت و نيكى كردن، و يك جزء ديگرش در غفلت به سر بردن است.
9-[3]در حديث مرفوعهاى آمده است. كه على (ع) به فرزندانش فرمود: فرزندانم از دشمنى با مردم بپرهيزيد، زيرا آنها از دو صنف خارج نيستند، عاقلى كه با شما مجادله كند، و نادانى كه با شما به جهالت رفتار نمايد. و كلام به منزله مرد است، و پاسخش زن، هنگامى كه زن و مرد به هم پيوندند ناچار ثمرهاى خواهد
[1]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 352.
[2]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 346.
[3]- خصال صدوق، ج 1، ص 37.
داشت، سپس اين شعر را خواند.
هر كه از پاسخ بپرهيزد آبرويش سلامت ماند.
و كسى كه با مردم مدارا كند كار خوبى كرده است* كسى كه مردم را بزرگ شمارد مردم نيز او را بزرگ دانند* و هر كه مردم را تحقير نمايد هرگز مردم بزرگش نشمارند[1]10-[2]سفيان بن عيينه گويد به زهرى گفتم: با على بن حسين (ع) ملاقات كردى؟ گفت آرى. و تا حال با كسى برتر از او ملاقات نكردهام. من براى او دوستى در نهان و دشمنى آشكارا نمىشناسم گفتند چگونه؟ گفت چون كسى را نديدم كه آن حضرت را دوست دارد، ولى از شدّت معرفت به فضلش به او رشك نبرد، و كسى را نديدم كه با آن حضرت دشمن باشد ولى از شدّت مداراى او با وى مدارا نكند.
122- باب وجوب ادا كردن حقوق واجب و مستحبّ مؤمن
1-[3]امام صادق (ع) فرمود: خدا به چيزى بهتر از اداى حقّ مؤمن عبادت نشود.
2-[4]امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمىكند، او را خوار نمىدارد، به وى خيانت نمىكند، سزاوار است كه مسلمانان در برقرارى
[1]-
ُُ\sُ سليم العرض من حذر الجوابا\z و من دار الرّجال فقد اصابا\z و من هاب الرّجال تهيّبوه\z و من حقر الرّجال فلن يهابا\z\E
ُ
[2]- علل الشرائع، ص 88.
[3]-( باب 122:) اصول كافى، ص 394« باب حق المؤمن».
[4]- اصول كافى، ص 396.
پيوند با يك ديگر بكوشند، و در كمك كردن بر مهربانى دو جانبه و مواسات با نيازمندان با يك ديگر سعى كنند. آن چنان باشيد كه خدا دستور داده«رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»با همديگر مهربان باشيد، و نسبت به امور ديگران كه نتوانستهايد به يارى آنان بشتابيد. اندوهگين باشيد، مانند انصار كه در زمان رسول اللَّه6غمخوار يك ديگر و مهاجرين بودند.
3-[1]امام صادق (ع) فرمود: پيغمبر6فرموده است: شش خصلت است كه در هر كس باشد در برابر خدا و نزديك او باشد. ابن ابى يعفور گفت: قربانت گردم آنها كدامند؟ فرمود: مسلمان آنچه را كه براى عزيزترين افراد خانوادهاش دوست مىدارد، براى برادر مسلمانش نيز دوست بدارد، و آنچه را كه براى آنان نمىپسندد، براى برادر مسلمان نيز نپسندد، و با او دوستى صميمانه داشته باشد، تا اين كه فرمود: وقتى در دوستى به اين حدّ برسد آنچه كه در دل دارد برايش توضيح دهد، و با شادى او شاد و با اندوه وى غمناك شود، و اگر توانايى انجام كارى را براى او دارد انجام دهد، و گر نه برايش دعا كند، تا اين كه گفت:
پيغمبر6فرمود: خدا را جانب راست عرش بندگانى در برابرش دارد كه رخسارشان سفيدتر از برف و روشنتر از آفتاب است، شخصى مىپرسد آنها كيستند؟
گفته مىشود، آنها كسانى هستند كه براى عظمت خدا همديگر را دوست داشتند.
4-[2]امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان، و چشم، و آينه و راهنماى اوست، نسبت به او خيانت نمىكند، نيرنگ نمىزند، و ستم روا نمىدارد، به او دروغ نمىگويد، و غيبتش نمىكند.
5-[3]امام باقر (ع) فرمود: از جمله حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش اين است كه
[1]- اصول كافى، ص 395.
[2]- اصول كافى، ص 392.( باب اخوة المؤمنين)
[3]- اصول كافى، ص 393.
در وقت گرسنگى او را سير كند، عورتش را بپوشاند، از گرفتاريها نجاتش دهد، قرضش را ادا نمايد، و چون بميرد نسبت به خانواده و فرزندانش از طرف او جانشينى كند، (يعنى نسبت به آنها محبّت نمايد) 6-[1]امام صادق (ع) فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، چشم و راهنماى اوست، نسبت به او خيانت نمىكند، ستم روا نمىدارد، و گولش نمىزند، و اگر وعده داد خلف وعده نمىكند.
7-[2]معلىّ بن خنيس گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: حقّ مسلمان بر مسلمان چيست؟ فرمود: براى او هفت حقّ واجب است كه همه آنها بر عهده برادرش است و اگر برخى از آنها را ضايع كند از دوستى و اطاعت خدا خارج مىشود، و براى او (در اطاعت و بندگى خدا) بهرهاى نيست، عرض كردم: فدايت شوم.
آنها كدامند؟ فرمود: اى معلّى، ترا دوست دارم، و مىترسم كه نتوانى حفظ و مراعات كنى، و بدانى ولى عمل نكنى، گفتم «لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» نيرويى جز از خدا نيست، فرمود: آسانترين حقوق اين است كه آنچه را براى خودت دوست مىدارى براى او هم دوست داشته باش، و آنچه براى خود نمىپسندى براى او نيز نپسندى. و حقّ دوّم: اين كه از غضب او دورى و از رضايتش پيروى كنى و فرمانبردار امر او باشى.
سوم: اين كه با جان، مال، زبان، و دست و قدمت او را يارى كنى.
چهارم: اين كه چشم، و راهنما و آينه او باشى.
پنجم: اين كه تو سير نباشى و او گرسنه، تو سيراب نباشى و او تشنه، تو پوشيده نباشى و او برهنه.
ششم: اين كه اگر خدمتگزار دارى و برادرت ندارد، بر تو واجب است خدمتگزارت را بفرستى تا لباسهاى او را بشويد، و غذايش را آماده كند، و بسترش را
[1]- اصول كافى، ص 391 و 392.
[2]- اصول كافى، ص 393؛ خصال صدوق، ج 2، ص 6؛ مجالس پسر شيخ طوسى، ص 59.
مرتّب نمايد. هفتم: اين كه سوگندش را تصديق كنى، دعوتش را بپذيرى، در وقت بيمارى از او عيادت كنى، و بر جنازهاش حاضر شوى، و چون بدانى حاجتى دارد در انجام حاجتش پيشدستى كنى تا او را مجبور نكنى كه از تو حاجت بخواهد بلكه خودت پيشدستى كنى چون اينها را انجام دادى دوستى خود را به دوستى او و دوستى او را به دوستى خود پيوند دادهاى.
8-[1]امام صادق (ع) فرمود: از جمله حقوق مسلمان بر مسلمان اين است كه او سير نباشد و برادرش گرسنه، و او سيراب و برادرش تشنه و او پوشيده و برادرش برهنه. چه بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش و فرمود: آنچه براى خود مىپسندى براى برادر مسلمانت نيز بپسند، اگر نيازمند شدى از او يارى بخواه، و اگر وى از تو چيزى خواست به او عطا كن، نسبت به خيرى نبايد از او دلگير شوى، و نه او از تو ملول گردد، تو پشتيبان او باش و او پشتيبان تو باشد، و چون غايب شود در غيبتش او را نگهدار، و چون حاضر شود از او ديدن كن و تجليل و اكرامش نما، زيرا او از تو و تو از او هستى، اگر تو را نكوهش كرد از او جدا نشوى تا كينه از دلش بزدايى، اگر خيرى به او رسيد خدا را شكر كن، و اگر گرفتارى برايش پيش آمد كمكش كن، و اگر فريبش دادند او را يارى كن، هر گاه مردى به برادرش «افّ» (واى بر تو) بگويد. دوستى بين آنها قطع مىشود، و چون بگويد تو دشمن منى، يكى از آن دو كافر مىشود، و چون برادرش را متّهم كند، ايمان در قلبش همانند نمك در آب ذوب مىشود.
9-[2]امام صادق (ع) فرمود: از جمله حقوق مسلمان بر مسلمان اين است. كه چون او را ببيند سلامش كند، و چون بيمار شود عيادت نمايد، چون غايب گردد خيرخواهش باشد، چون عطسه نمايد دعايش كند
(يرحمك اللَّه)
بگويد اگر
[1]- اصول كافى، ص 394، در ذيل روايت جملاتى نيز اضافه شد در صورت نياز به اصول كافى مراجعه شود.
[2]- اصول كافى، ص 394.
دعوتش كرد قبول نمايد و چون بميرد او را تشييع كند.
10-[1]ابو ميمون حارثى گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: حقّ مؤمن بر مؤمن چيست؟ فرمود: از جمله حقّ مؤمن بر مؤمن، دوستى قلبى و مواسات مالى است، و اين كه به جاى او از خانوادهاش سرپرستى كند و اين كه در برابر ظالم وى را يارى نمايد، و اگر در بين مسلمانان «از غنيمت و يا بخشش» نصيبى دارد و او غايب است سهمش را براى او دريافت كند، و چون بميرد به زيارت قبرش رود، و به او ستم روا ندارد، فريبش ندهد، خيانت نكند، خوارش نسازد، تكذيبش ننمايد، و به او «افّ» (واى بر تو) نگويد. و چون به او «افّ» گويد دوستى ميان آنها نباشد، و چون بگويد تو دشمن منى، يكى از آنها كافر مىشود، و اگر او را متّهم كند، ايمان در قلبش آب مىشود همانند نمك كه در آب حلّ مىشود.
11-[2]معلى بن خنيس مىگويد: از امام صادق (ع) در مورد حقّ مؤمن پرسيدم، فرمود: هفتاد حقّ است، فقط هفت حقّ را به تو مىگويم، زيرا به تو مهربانم، و مىترسم نتوانى تحمّل كنى، عرض كردم: چرا؟ ان شاء اللَّه، فرمود: از جمله حقوق مؤمن، اين كه تو سير نباشى و او گرسنه، و پوشيده نباشى و او برهنه، و براى او راهنما باشى، و به منزله پيراهنى كه عيوب او را مىپوشاند، زبان گوياى او باشى، آنچه كه براى خودت دوست دارى براى او نيز بخواهى و اگر خدمتگزار دارى، براى مرتّب نمودن فرش و بسترش پيش او بفرستى، و در رفع نياز او شب و روز كوشش نمايى، وقتى كه اين كارها را انجام دادى، دوستى خودت را به محبّت ما رسانيدهاى و دوستى ما را به دوستى خدا پيوند دادى.
12-[3]على (ع) در وصيتش به محمد بن حنفيّه فرمود: هرگز حقّ برادرت را به خاطر اعتمادى كه ميان شما هست ضايع مكن، زيرا كسى كه حقش را ضايع
[1]- اصول كافى، ص 394.
[2]اصول كافى، ص 399.
[3]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 348.