بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 17

آداب معاشرت در سفر و حضر، و آن مشتمل بر چند باب است‌

1- باب اول در لزوم معاشرت با مردم از طريق اداى امانت، اقامه شهادت و راستگويى، همچنين در استحباب عيادت مريض و شركت در تشييع جنازه، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان و خواندن نماز در مسجد

1-[1]معاوية بن وهب گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: با بستگان و ساير مردمى كه با آنان معاشرت داريم چگونه رفتار كنيم؟

امام فرمود: امانت را به آنان برگردانيد، و (به حق) شهادت دهيد، چه به نفع آنان باشد يا به ضررشان و از بيماران آنها عيادت كنيد، و در تشييع جنازه مردگانشان شركت نماييد.

2-[2]ابى اسامه زيد شحّام گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: به آنان كه از من اطاعت و به سخنانم عمل مى‌كنند سلام برسان، و به آنها بگو: شما را به تقواى خداى عز و جل، و پرهيزگارى در دين، و كوشش در راه خدا، و راستى در گفتار، و برگرداندن امانت به صاحبانش، و سجده طولانى، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان سفارش مى‌كنم، زيرا حضرت محمد6به همين منظور مبعوث شده‌

[1]-( باب 1:) اصول كافى، ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).

[2]- اصول كافى، ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).


صفحه 18

است. و به كسانى كه به شما اعتماد مى‌كنند چه نيكوكار باشند يا بدكار، امانت را برگردانيد زيرا رسول خدا6حتى به اداى سوزن و نخ سوزن [كه ظاهرا كم ارزش مى‌باشد] فرمان داده است، صله رحم به جا آوريد و در تشييع جنازه شركت كنيد و به عيادت بيمار برويد و اداى حقوق نماييد زيرا به كسى از شما مى‌توان جعفرى مذهب گفت كه در دينش متّقى، و درست گفتار و امانتدار و با مردم خوشخو باشد، و چنين شخصى با اين گونه كارهايش مرا مسرور مى‌سازد، و اين است روش و آيين جعفرى.

اگر شيعه ما داراى اين صفات نباشد برايم مايه اندوه و ننگ است، و مردم مى‌گويند: اين است آيين جعفر صادق (ع)، به خدا سوگند پدرم [امام باقر (ع)] به من فرمود: كسى از پيروان حضرت على (ع) زينت قبيله‌اى است كه از همه كس بيشتر اداكننده امانت، و برآورنده حقوق، و در گفتار و امانت از همه صادقتر باشد به گونه‌اى كه اگر از هر كس در باره او سؤال شود بگويند مانند فلانى بايد بود، زيرا از ما امانتدارتر و درست گفتارتر است.

3-[1]معاوية بن وهب گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم با بستگان و كسانى كه با آنها معاشرت داريم ولى بر مذهب ما نيستند چگونه رفتار كنيم؟

امام فرمود: به پيشوايانتان كه از آنها پيروى مى‌كنيد بنگريد و بدان گونه كه آنها رفتار مى‌كنند عمل نماييد، سوگند به خدا پيشوايان شما از بيماران آنها عيادت مى‌كردند و در تشييع جنازه آنها حاضر مى‌شدند و اقامه شهادت مى‌كردند به نفع يا به ضرر آنها، و امانت را به آنان برمى‌گرداندند.

4-[2]حبيب خثعمى گويد: امام صادق7به من فرمود: بر شما باد به اجتناب از معاصى، و تلاش و كوشش، و حضور در تشييع جنازه‌ها و عيادت بيماران، و حضور در مساجد با ساير مردم، و دوست بداريد براى مردم آنچه را براى‌

[1]- اصول كافى: ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).

[2]- اصول كافى: ص 608( باب ما يجب من المعاشرة).


صفحه 19

خودتان دوست مى‌داريد، آيا شرمسار نيست كسى از شما كه همسايه‌اش حقّ او را بشناسد ولى او حقّ همسايه‌اش را رعايت نكند؟

5-[1]مرازم گويد: امام جعفر صادق (ع) فرمود: بر شما باد به نماز خواندن در مساجد و خوشرفتارى با مردم، و به پا داشتن شهادت (براى اثبات حق)، و شركت در تشييع جنازه، زيرا شما ناگزير به مردم نيازمنديد، و هيچ كس در زندگى‌اش از مردم بى‌نياز نيست.

6-[2]عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: شما را به تقواى الهى سفارش مى‌كنم، مردم را بر خود چيره نگردانيد كه خوار مى‌شويد همانا خداى عزّ و جلّ در قرآن كريم مى‌فرمايد: «با همه مردم بخوبى گفتگو و معاشرت كنيد».[3]سپس فرمود: از بيماران آنان عيادت كنيد، در تشييع جنازه‌شان حاضر شويد، و شهادت بدهيد اگر چه به نفع يا به ضررشان باشد. و با آنها در مساجدشان نماز بگزاريد تا آنچه ميان شما و آنان متفاوت است مشخّص شود.

7-[4]خيثمه گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: سلام مرا به دوستان ما برسان، و آنها را به ترس از خدا و عمل صالح سفارش كن، افراد تندرست از بيماران عيادت كنند، و ثروتمندان فقيران را مورد توجه قرار دهند، و در تشييع جنازه مردگان حاضر شوند، و به خانه‌هاى يك ديگر بروند، و در امور دين با يك ديگر مذاكره كنند، زيرا رعايت اين امور باعث جاودانگى دستورات ماست، خداوند رحمت كند بنده‌اى را كه دستورات ما را زنده نگه دارد. اى خيثمه آنان را آگاه كن كه تنها چيزى كه آنها را از غير خدا بى‌نياز مى‌كند كار شايسته و پسنديده است، زيرا به ولايت و دوستى ما نايل نمى‌شوند مگر با ورع و پرهيزگارى، و

[1]- اصول كافى، ص 608( باب ما يجب المعاشرة).

[2]- سرائر، ص 475؛ محاسن برقى، ص 18.

[3]-«قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً»، بقره/ 83

[4]- سرائر، ص 487.


صفحه 20

معذّبترين مردم در روز قيامت كسى است كه عدالت و حقّ را بستايد و سپس خلاف آنچه مى‌گويد عمل كند.

8-[1]كثير بن علقمه گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم مرا نصيحت فرماييد. فرمود: تو را به تقواى الهى، و پارسايى، و عبادت، و طول سجده، و برگرداندن امانت، و راستى در گفتار، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان سفارش مى‌كنم، زيرا حضرت محمد6براى همين منظور مبعوث شده است، با خويشاوندان پيوند، و از بيمارانتان عيادت كنيد، در تشييع جنازه مردگانتان حاضر شويد، و زينت و افتخار ما باشيد نه مايه ننگ ما، با اعمالتان ما را در نزد مردم عزيز و محبوب گردانيد و آنها را دشمن ما نسازيد، همه دوستيها را به سوى ما جلب و هر گونه بدگويى را از ما دفع كنيد.

9-[2]امام صادق (ع) مى‌فرمايد كه حضرت علىّ7مى‌فرمود: بايد در قلب تو نياز به مردم و بى‌نيازى از آنان جمع شود نياز تو به آنها در نرمى گفتار و خوشرفتارى، و بى‌نيازى تو از آنها در پاكدامنى، و پايدارى عزّت توست.

10-[3]ابو اسامه گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: بر شما باد به رعايت تقواى الهى و پارسايى، و تلاش و كوشش، و راستگويى، و رساندن امانت به صاحبانش، و خوشخويى، و خوشرفتارى با همسايگان. زينت و آبروى ما باشيد نه باعث بى‌آبرويى ما.

2- باب استحباب خوشرفتارى با مردم و همسايگان‌

1-[4]امام باقر (ع) فرمود: اگر مى‌توانى بر كسانى كه با آنها معاشرت مى‌كنى‌

[1]- سرائر، ص 487.

[2]- معانى الاخبار، ص 77؛ از كافى ج 4 استخراج كرده است.

[3]- محاسن برقى، ص 18.

[4]-( باب 2:) اصول كافى، صفحات 609 و 625


صفحه 21

تفوق داشته باشى، اين كار را بكن.

2-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: خود را براى خوشرفتارى با همنشين خويش آماده كن، و خلق و خويت را نيكو گردان، و زبانت را نگه‌دار، و خشمت را فرو بر، و سخنان بيهوده را رها كن، و عفو را پيشه ساز، و بخشنده باش.

3-[2]ابو ربيع شامى گويد: به حضور امام صادق (ع) رسيدم در حالى كه خانه پر از جمعيّت بود، فرمود: اى شيعيان آل محمد، آگاه باشيد از ما نيست كسى كه هنگام خشم بر خود مسلّط نباشد، و كسى كه با يارانش بخوبى رفتار نكند و به آنان كه با او خوش اخلاقى كرده‌اند خوش خلقى نشان ندهد، و با همنشينانش بخوبى معاشرت نكند، و نسبت به همسايگان خوشرفتار نباشد و رعايت نمك خوارگى را ننمايد.

4-[3]امام باقر (ع) فرمود: زاير خانه خدا اجر و پاداشى ندارد اگر اين سه خصلت در او نباشد: 1- تقوايى كه او را از نافرمانى خدا بازدارد. 2- حلمى كه به وسيله آن جلو غضبش را بگيرد. 3- با همنشينان بخوبى رفتار نكند.

5-[4]امام صادق (ع) فرمود: پدرم مى‌فرمود: زيارت‌كننده خانه خدا پاداش ندارد وقتى كه سه خصلت در او نباشد: 1- خلقى كه با دوستش بتواند بخوبى رفتار كند، 2- حلم و بردبارى كه با آن جلو خشم خود را بگيرد، 3- تقوايى كه او را از ارتكاب محرّمات الهى بازدارد.

6-[5]امام صادق (ع) فرمود: از مروّت نيست كه انسان آنچه را كه در سفر از خوبى و بدى همسفر مى‌بيند بازگو كند.

[1]- اصول كافى، ص 245.

[2]- اصول كافى، صفحات 609 و 245؛ المحاسن، ص 375؛ من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 98.

[3]- اصول كافى، ص 244؛ الخصال ج 1، ص 72.

[4]- اصول كافى، ص 244 يب، ج 2، ص 574، من لا يحضره الفقيه ج 1، ص 18.

[5]- من لا يحضره الفقيه ج 1، ص 98؛ محاسن برقى، ص 358.


صفحه 22

7-[1]عمار بن مروان گويد: امام جعفر صادق (ع) مرا نصيحت كرد و فرمود: تو را به پارسايى و برگرداندن امانت به صاحبانش، و راستگويى، و خوشرفتارى با همنشين سفارش مى‌كنم، و هيچ نيرو و قدرتى نيست مگر از آن خدا.

8-[2]مفضّل بن عمر گويد: به خدمت امام جعفر صادق (ع) رسيدم، به من فرمود: چه كسى با تو همنشين است؟ عرض كردم مردى از برادران ايمانى من.

فرمود: چه كار مى‌كند؟ گفتم از موقعى كه با او آشنا شده‌ام جايش را نمى‌دانم. به من فرمود: آيا نمى‌دانى كسى كه چهل قدم با مؤمنى همگام باشد خدا از حقّ او در روز قيامت سؤال مى‌كند؟

9-[3]امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه: رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: هر كس سه خصلت در او نباشد عملش كامل نيست: 1- تقوايى كه او را از معصيت خدا باز دارد. 2- خلق و خويى كه با مردم مدارا نمايد. 3- بردباريى كه جهالت نادان را با آن برطرف سازد.

10-[4]سيّد رضى در (نهج البلاغه) از حضرت امير (ع) نقل مى‌كند كه آن حضرت فرمود: چنان با مردم معاشرت كنيد كه اگر بميريد بر شما بگريند و اگر از آنها دور شديد مشتاق ديدار شما باشند.

3- باب چگونگى معاشرت با دوستان مختلف‌

1-[5]امام جواد (ع) فرموده است: مردى در بصره در حضور حضرت على (ع)

[1]- من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 98؛ اصول كافى، ص 625؛ محاسن برقى، 358.

[2]- مجالس صدوق، ص 363.

[3]- محاسن برقى، ص 6.

[4]- نهج البلاغه، قسمت دوّم، ص 145.

[5]-( باب 3): خصال صدوق، ج 1، ص 26؛ مصادقة الاخوان، ص 2؛ اصول كافى، ص 432.


صفحه 23

بلند شد و عرض كرد: در باره [اقسام‌] دوستان ما را خبر ده؟

حضرت فرمود: دوستان دو دسته‌اند: دوستان مورد اعتماد و دوستان خنده‌رو. دوستان مورد اعتماد به منزله كف دست و بازو و افراد خانواده، و دارايى انسان هستند، وقتى كه برادرت مورد اعتماد توست از كمك مالى و جانى به او مضايقه نكن، و با دوستان او در دوستى خالص باش، و دشمنان او را دشمن بدار، و راز او را پنهان كن، و او را يارى ده، و خوبيهاى او را آشكار ساز. و بدان كه اينها از كبريت احمر كمياب‌ترند.

امّا دوستان خنده‌رو، تو از معاشرت با آنان لذّت مى‌برى و با قطع رابطه از ايشان خود را از اين لذت محروم مكن و بيشتر از آنان انتظار نداشته باش و مانند آنها با خوشرويى و خوشزبانى رفتار كن.

4- باب استحباب الف- فاصله هر دو نفر (در مجالس) بويژه به اندازه يك ذراع در تابستان. ب- كمك به نيازمندان و ضعيفان.

1-[1]امام صادق (ع) در توضيح آيه شريفه «ما تو را از نيكوكاران مى‌بينيم»[2]فرمود: (حضرت يوسف) براى ديگران جا را در مجلس وسعت مى‌داد و به نيازمند قرض مى‌داد و به ضعيف كمك مى‌كرد.

2-[3]از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است كه رسول خدا فرمود: براى كسانى كه در يك مجلس گرد مى‌آيند شايسته است كه در تابستان بين هر دو نفر به اندازه يك ذراع (تقريبا نيم متر) فاصله باشد تا مزاحم يك ديگر نباشند.

[1]-( باب 4) اصول كافى، ص 609( حسن المعاشرة).

[2]-« إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ»، يوسف/ 78.

[3]- اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).


صفحه 24

5- باب استحباب گراميداشت دوستان و نصيحت كردن آنان‌

1-[1]ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) فرمود: وقتى كه شخص حاضر است با كنيه و اگر غايب است با نام او را ياد كن.

2-[2]علاء بن فضيل از امام صادق (ع) نقل كرده است كه امام باقر (ع) فرمود:

دوستانتان را بزرگ داريد و احترام كنيد و به يك ديگر پرخاش نكنيد، و به هم ضرر نرسانيد و حسد نورزيد و از بخل بپرهيزيد و بندگان خالص خدا باشيد.

6- باب كراهت اخم كردن بر مردم‌

1-[3]امام باقر يا امام صادق (ع) فرمودند: اخم كردن بر مردم باعث دشمنى است.

7- باب دوست‌يابى و خو گرفتن با دوستان و پذيرفتن اعتراض آنان‌

1-[4]محمّد بن يزيد گويد: از امام رضا (ع) شنيدم كه فرمود: هر كس در راه خدا يك دوست به دست آورد، خانه‌اى در بهشت به دست آورده است.

2-[5]شيخ صدوق در كتاب مجالس نقل كرده است كه لقمان به پسرش‌

[1]-( باب 5:) اصول كافى، ص 626( باب النوادر في آخر الكتاب).

[2]- اصول كافى، ص 609( باب حسن المعاشرة).

[3]-( باب 6:) اصول كافى،( باب حسن المعاشرة).

[4]-( باب 7:) ثواب الاعمال، ص 83؛ اصول كافى، ص 18.

[5]- مجالس صدوق، ص 397« م 95».