تا دين خود را به باد دهى، مبادا بخواهى كه سر باشى «در جلو قرار بگيرى» تا دم شوى «عقب بمانى» و ما را وسيله روزى خوردنت از مردم قرار نده كه فقير مىشوى، زيرا ترا آزاد نمىگذارند و حتما از تو پرسش مىكنند، اگر راست بگويى تصديقت مىكنيم، و اگر دروغ بگويى تكذيبت مىكنيم.
2-[1]در حديثى مرفوع روايت شده كه در محضر امام صادق (ع) گفته شد كه بافنده از رحمت خدا دور است؟، حضرت فرمود: همانا اين آن بافندهاى است كه بر خدا و پيغمبرش دروغ ببافد.
3-[2]امام صادق (ع) فرمود: دروغ بستن بر خدا و پيغمبر6از گناهان كبيره است.
4-[3]امام صادق (ع) در گفتگويى با مرد شامى فرمود: اى برادر شامى، سخن ما را گوش كن، و بر ما دروغ مبند، زيرا هر كه در مورد چيزى بر ما دروغ بندد، بر پيغمبر6دروغ بسته، و هر كه بر پيغمبر6دروغ ببندد، به خدا دروغ بسته و هر كه به خدا نسبت دروغ بدهد خداى عزّ و جل وى را عذاب مىكند.
5-[4]امام صادق (ع) از اجدادش نقل مىكند: كه پيغمبر6در وصيتش به على (ع) فرمود: اى على هر كه به من نسبت دروغ بدهد، حتما جايگاهش پر از آتش خواهد شد.
6-[5]امام صادق (ع) فرمود: دروغ بستن بر خدا و پيغمبر خدا و اوصياى پيغمبر6از گناهان كبيره است. سپس امام فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كس چيزى را كه من نگفتهام به من نسبت دهد نشيمنگاهش پر از آتش خواهد شد.
[1]- اصول كافى، ص 466.
[2]- اصول كافى، ص 466.
[3]- فروع كافى، جلد 4، ص 187.
[4]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 338.
[5]- عقاب الاعمال، ص 39، محاسن برقى، ص 118.
140- باب تحريم دروغ، بزرگ و كوچك، شوخى و جدى و غيره
1-[1]امام باقر (ع) فرمود كه پدرم على بن الحسين (ع) به فرزندانش مىفرمود: از دروغ گفتن بپرهيزيد، چه بزرگ و چه كوچك، شوخى و يا جدّى باشد، زيرا شخص وقتى كه در چيز كوچك دروغ بگويد به بزرگش نيز جرأت پيدا مىكند، مگر نمىدانيد كه پيغمبر6فرمود: بنده خدا همواره راست گويد تا خداوند او را راستگو نويسد و پيوسته دروغ بگويد تا پروردگار او را دروغگو نويسد.
2-[2]على (ع) فرمود: هيچ بندهاى طعم ايمان را نچشد مگر اين كه دروغ را ترك كند چه شوخى باشد و چه جدّى.
3-[3]على (ع) فرمود: دروغ چه شوخى باشد چه جدى شايسته نيست و سزاوار نيست كه يكى از شما به بچهاش وعدهاى بدهد كه بعدا بدان وفا نمىكند. زيرا دروغ به فساد مىكشاند، و فساد به سوى آتش، و مادامى كه يكى از شما دروغ گويد، تا بگويند دروغ گفت و معصيت كرد، و مادامى كه يكى از شما دروغ گويد تا به اندازه سر سوزن جاى راستگويى نماند، «در اين صورت» در نزد خداوند هم كذّاب ناميده مىشود.
4-[4]ابو ذر گويد: كه پيغمبر6در مقام نصيحت به او فرمودند: اى ابا ذر، هر كه بر زبان و عورتش تسلط داشته باشد، وارد بهشت شود، عرض كردم يا
[1]-( باب 140): اصول كافى، ص 465.
[2]- اصول كافى، ص 466، محاسن برقى، ص 118.
[3]- مجالس شيخ صدوق، ص 252.
[4]- مجالس شيخ صدوق، ص 340.
رسول اللَّه آيا به گفتار زبانمان مؤاخذه مىشويم؟ فرمود: آيا مردم به غير از نتايج زبانشان به سبب چيز ديگرى هم به رو به آتش افكنده مىشود. پيوسته در امانى تا سخن نگفتهاى و چون سخن گفتى آن حرف به سود يا زيان تو نوشته مىشود.
اى ابا ذر، اگر شخصى سخنى بگويد كه موجب رضاى خداست، روز قيامت بهشت برايش منظور گردد. و اگر در مجلسى سخن لغوى بگويد تا ديگران را با آن بخنداند، به جهنمى كه بين آسمان و زمين است افكنده مىشود.
اى ابا ذر، واى بر كسى كه در سخنانش دروغ بگويد تا گروهى را بخنداند، و سه بار فرمود واى بر او.
اى ابا ذر، هر كه سكوت اختيار كرد نجات يافت، بر تو باد به سكوت هرگز دروغى از دهانت خارج نشود، عرض كردم: يا رسول اللَّه، شخصى كه عمدا دروغ گفته توبهاش چيست؟ فرمود: اداى نماز پنجگانه و طلب آمرزش از خدا گناه آن را مىشويد.
141- باب جواز دروغ در اصلاح بين مردم و عدم جواز راستگويى در فساد
1-[1]امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند: در سفارشهاى پيغمبر6به على (ع) هست: يا على، خداوند دروغ را براى اصلاح بين مردم دوست مىدارد و راستگويى را كه سبب فساد شود نمىپسندد، تا آن جا كه فرمود: يا على در سه مورد دروغ گفتن نيكوست، 1- حيله كردن در جنگ، 2- وعده دادن به همسر خود، 3- اصلاح بين مردم.
[1]-( باب 141): من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 333 و 336.
2-[1]امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند: كه پيغمبر6فرمود: در سه جا دروغ گفتن نيكوست، 1- حيله در جنگ، 2- وعده دادن به همسر خويش، 3- اصلاح بين مردم. و در سه مورد راست گفتن زشت است، 1- در سخن چينى بين مردم، 2- آگاه كردن شخص از جريان خانوادهاش به آنچه كه دوست ندارد، 3- تكذيب كردن شخصى را در خبرى كه مىدهد، فرمود: همنشينى با سه گروه دل را مىميراند، 1- همنشينى با فرومايگان، 2- گفتگو با زنان، 3- همنشينى با ثروتمندان.
3-[2]امام صادق (ع) فرمود: اصلاحكننده «بين دو نفر يا دو جمعيت» دروغگو نيست.
4-[3]حسن صيقل گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: از امام باقر (ع) در باره قول حضرت يوسف (ع) كه فرمود: «اى كاروان شما دزد هستيد»[4]براى ما روايت شده كه آن حضرت فرموده است: به خدا قسم آنها دزدى نكردند و يوسف هم دروغ نگفت، و همچنين در باره آنچه كه ابراهيم (ع) فرمود «بلكه بزرگشان اين كار را كرده بپرسيد از آنها اگر حرف مىزنند»[5]فرموده است سوگند به خدا آنها آن كار را نكردهاند و ابراهيم هم دروغ نگفت؟ امام صادق (ع) فرمود: اى صيقل نظرتان در اين مورد چيست؟ عرض كردم جز تسليم به رأى شما ما نظر ديگرى نداريم، راوى گويد: پس آن حضرت فرمود: خداوند دو چيز را دوست و دو چيز را دشمن دارد خراميدن «با غرور راه رفتن» در بين دو صف (از لشكر اسلام و كفر را) دوست دارد و دروغ را در اصلاح بين مردم مىپسندد، و خراميدن در راهها و كوچهها، و دروغ را در غير اصلاح مردم دشمن دارد، بنا بر اين ابراهيم (ع) كه فرمود: «بلكه
[1]- خصال صدوق، ج 1، ص 43.
[2]- اصول كافى، ص 467.
[3]- اصول كافى، ص 466.
[4]-أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ: يوسف- 70.
[5]-بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ: انبياء- 63.
اين كار را بزرگشان كرده» قصد اصلاح داشت، و براى راهنمايى بر اين كه آنها چنين كارى نمىتوانند انجام دهند، و يوسف هم قصد اصلاح داشت.
5-[1]عيسى بن حسان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: گوينده هر دروغى روزى مورد سؤال قرار خواهد گرفت.
1- شخصى كه در جنگ حيله كند گناهى بر او نيست، 2- كسى كه قصد اصلاح بين دو نفر را دارد و به يكى از آنها غير آنچه كه به ديگرى گفته بگويد و با اين دروغ اراده اصلاح بين آنها را داشته باشد، 3- كسى كه به همسرش وعدهاى بدهد كه بعدا قصد انجام آن را نداشته باشد.
6-[2]امام صادق (ع) فرمود: سخن بر سه گونه است، راست، دروغ، و اصلاح بين مردم «راوى گويد» عرض شد قربانت گردم، منظور از اصلاح بين مردم چيست؟ فرمود: از كسى در باره شخص ديگر سخنى مىشنوى كه اگر آن سخن به او برسد رنجيده مىشود، پس تو او را ديدار كرده و بر خلاف آنچه كه شنيدهاى بگويى از فلانى در باره خوبى تو چنين و چنان شنيدم.
7-[3]امام صادق7فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: شخص مصلح دروغگو نيست، سپس اين آيه را خواندأَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ[4]آنگاه فرمود: قسم به خدا آنان سرقت نكردند و يوسف هم دروغ نگفت، آنگاه اين آيه را خواندبَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَسپس فرمود: سوگند به خدا آنها آن كار را نكرده بودند و ابراهيم هم دروغ نگفت.
8-[5]امام صادق (ع) فرمود: در مورد شخصى كه از او اجازه ورود خواستند و او
[1]- اصول كافى، ص 467.
[2]- اصول كافى، ص 466.
[3]- اصول كافى، ص 467.
[4]- يوسف- 70.
[5]- السرائر، ص 483.
به كنيزش گفته كه بگو اين جا نيست، فرمود: عيب ندارد اين دروغ نيست.
9-[1]در حديثى امام صادق (ع) فرمود: به اصحابم چنين چنان ابلاغ كن، و به ايشان چنين و چنان ابلاغ كن راوى گويد عرض كردم، نمىتوانم اين جملات را عينا حفظ كنم، آنچه كه ياد گرفتهام مىگويم، و بهتر از آن نمىتوانم حفظ كنم، فرمود: اشكال ندارد زيرا مصلح دروغگو نيست.
10-[2]امام رضا (ع) فرمود: همانا مرد به برادر دينىاش سخن راستى بگويد تا وى را برنجاند، چنين شخص نزد پروردگار كذاب به شمار آيد، و همانا مرد به برادر دينى خود دروغ بگويد و قصدش از دروغ، سود رساندن به او باشد، وى نزد خدا راستگو به شمار آيد.
11-[3]على (ع) فرمود: نشانه ايمان است كه راستگويى را در جايى كه به تو ضرر دارد بر دروغى كه برايت سود دارد ترجيح بدهى، و بيش از علمت سخن نگويى، و در سخن گفتن در باره ديگران از خدا پروا داشته باشى.
142- باب در احكام گمان
1-[4]عبد الاعلى مولى آل سام گويد: امام صادق (ع) برايم حديثى بيان فرمود:
من به او عرض كردم: فدايت شوم، آيا هم اكنون براى من چنين و چنان نپنداشتى؟ فرمود: نه، و اين سخن بر من گران آمد، عرض كردم آرى به خدا سوگند
[1]- رجال كشى، ص 190.
[2]- مصادقة الاخوان، ص 48.
[3]نهج البلاغه، بخش دوّم، ص 251.
[4]-( باب 142): اصول كافى، ص 467.
پنداشتى، فرمود: نه، به خدا قسم نپنداشتم، راوى گويد باز اين حرف بر من گران آمد، عرض كردم: چرا به خدا سوگند آن را گفتى، فرمود: آرى آن را گفتم مگر نمىدانى در قرآن مجيد هر گمانى دروغ به شمار آمده است.
143- باب تحريم دو رو و دو زبان بودن
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: هر كه با مسلمانان با دو رو و دو زبان برخورد كند، روز قيامت برانگيخته مىشود در حالى كه در يك سر دو زبان آتشين دارد، و در روايت ديگر چنين نقل شده است كه هر كه با مردم حضورا با چهرهاى و غيابا با چهره ديگر برخورد كند. روز قيامت ....
2-[2]امام باقر (ع) فرمود: چه بد بندهاى است آن بندهاى كه داراى دو رو و دو زبان است برادر همكيش خود را در حضور ستايش و در غيابش از وى غيبت كند، اگر ثروتى يا موقعيّتى نصيب برادرش شود به او حسد برد، و چون گرفتار شود يارىاش نكند.
3-[3]در عقاب الاعمال به روايت فوق چنين اضافه: شده چه بد بندهاى است بندهاى كه عيبجو و خردهگير باشد، روبرو با چهرهاى و پشت سر با چهره ديگر باشد.
4-[4]عبد الرحمن بن حمّاد در حديثى «كه آن را به معصوم رسانده» گويد:
كه خداوند متعال به عيسى بن مريم (ع) فرمود: اى عيسى زبان و قلبت در نهان و آشكار يكى باشد، همانا ترا از نفس خودت بر حذر مىدارم، و اين آگاهى براى تو كافى است كه در يك دهن دو زبان نشايد. و در يك غلاف دو شمشير نگنجد،
[1]-( باب 143:) اصول كافى، 467؛ عقاب الاعمال، ص 39؛ معانى الاخبار، ص 57.
[2]- اصول كافى، ص 467، عقاب الاعمال، ص 39.
[3]- اصول كافى، ص 467، عقاب الاعمال، ص 39.
[4]- اصول كافى، ص 467، عقاب الاعمال، ص 39.
و در يك سينه دو دل نباشد. و ذهن انسان نيز چنين است. «دو اعتقاد مخالف در يك ذهن جاى نگيرد» 5-[1]على (ع) فرمود: پيغمبر6فرموده است كسى كه دوروست، روز قيامت مىآيد در حالى كه يك زبانش از پشت سرش بيرون آمده است و زبان ديگر از پيش رويش و آتشى از آن دو برآيد كه بدنش را بسوزاند، آنگاه گفته مىشود اين همان است كه در دنيا داراى دو رو و دو زبان بود و با اين وضع در روز رستاخيز معرفى مىشود.
6-[2]پيغمبر6فرمود: بدترين مردم در روز قيامت نزد خداوند كسى است كه در دنيا دو رو باشد.
7-[3]پيغمبر6فرمود: هر كه در دنيا دو رو باشد، در قيامت داراى دو زبان از آتش خواهد بود.
8-[4]پيغمبر6در خطبهاى فرمود: هر كه در دنيا داراى دو رو و دو زبان باشد، روز قيامت دو چهره و دو زبان از آتش خواهد داشت.
9-[5]عبد اللَّه بن ابى يعفور گويد: از امام صادق7شنيدم كه مىفرمود: هر كه با مردم با چهرهاى ديدار نمايد و با چهره ديگر از آنها عيبجويى كند، روز قيامت مىآيد با حالتى كه در سرش دو زبان از آتش دارد.
10-[6]على (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كه برادر مؤمنش را در رو برو بستايد و پشت سر از وى غيبت كند، پيمان برادرى بين آنها گسسته مىشود.
[1]- عقاب الاعمال، ص 39؛ خصال شيخ صدوق، ج 1، ص 20.
[2]- خصال صدوق، ص 20.
[3]- خصال صدوق، ج 1، ص 20.
[4]- عقاب الاعمال، ص 48.
[5]- مجالس صدوق، ص 203.
[6]- مجالس صدوق، ص 346.