بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 20

معذّبترين مردم در روز قيامت كسى است كه عدالت و حقّ را بستايد و سپس خلاف آنچه مى‌گويد عمل كند.

8-[1]كثير بن علقمه گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم مرا نصيحت فرماييد. فرمود: تو را به تقواى الهى، و پارسايى، و عبادت، و طول سجده، و برگرداندن امانت، و راستى در گفتار، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان سفارش مى‌كنم، زيرا حضرت محمد6براى همين منظور مبعوث شده است، با خويشاوندان پيوند، و از بيمارانتان عيادت كنيد، در تشييع جنازه مردگانتان حاضر شويد، و زينت و افتخار ما باشيد نه مايه ننگ ما، با اعمالتان ما را در نزد مردم عزيز و محبوب گردانيد و آنها را دشمن ما نسازيد، همه دوستيها را به سوى ما جلب و هر گونه بدگويى را از ما دفع كنيد.

9-[2]امام صادق (ع) مى‌فرمايد كه حضرت علىّ7مى‌فرمود: بايد در قلب تو نياز به مردم و بى‌نيازى از آنان جمع شود نياز تو به آنها در نرمى گفتار و خوشرفتارى، و بى‌نيازى تو از آنها در پاكدامنى، و پايدارى عزّت توست.

10-[3]ابو اسامه گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: بر شما باد به رعايت تقواى الهى و پارسايى، و تلاش و كوشش، و راستگويى، و رساندن امانت به صاحبانش، و خوشخويى، و خوشرفتارى با همسايگان. زينت و آبروى ما باشيد نه باعث بى‌آبرويى ما.

2- باب استحباب خوشرفتارى با مردم و همسايگان‌

1-[4]امام باقر (ع) فرمود: اگر مى‌توانى بر كسانى كه با آنها معاشرت مى‌كنى‌

[1]- سرائر، ص 487.

[2]- معانى الاخبار، ص 77؛ از كافى ج 4 استخراج كرده است.

[3]- محاسن برقى، ص 18.

[4]-( باب 2:) اصول كافى، صفحات 609 و 625


صفحه 21

تفوق داشته باشى، اين كار را بكن.

2-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: خود را براى خوشرفتارى با همنشين خويش آماده كن، و خلق و خويت را نيكو گردان، و زبانت را نگه‌دار، و خشمت را فرو بر، و سخنان بيهوده را رها كن، و عفو را پيشه ساز، و بخشنده باش.

3-[2]ابو ربيع شامى گويد: به حضور امام صادق (ع) رسيدم در حالى كه خانه پر از جمعيّت بود، فرمود: اى شيعيان آل محمد، آگاه باشيد از ما نيست كسى كه هنگام خشم بر خود مسلّط نباشد، و كسى كه با يارانش بخوبى رفتار نكند و به آنان كه با او خوش اخلاقى كرده‌اند خوش خلقى نشان ندهد، و با همنشينانش بخوبى معاشرت نكند، و نسبت به همسايگان خوشرفتار نباشد و رعايت نمك خوارگى را ننمايد.

4-[3]امام باقر (ع) فرمود: زاير خانه خدا اجر و پاداشى ندارد اگر اين سه خصلت در او نباشد: 1- تقوايى كه او را از نافرمانى خدا بازدارد. 2- حلمى كه به وسيله آن جلو غضبش را بگيرد. 3- با همنشينان بخوبى رفتار نكند.

5-[4]امام صادق (ع) فرمود: پدرم مى‌فرمود: زيارت‌كننده خانه خدا پاداش ندارد وقتى كه سه خصلت در او نباشد: 1- خلقى كه با دوستش بتواند بخوبى رفتار كند، 2- حلم و بردبارى كه با آن جلو خشم خود را بگيرد، 3- تقوايى كه او را از ارتكاب محرّمات الهى بازدارد.

6-[5]امام صادق (ع) فرمود: از مروّت نيست كه انسان آنچه را كه در سفر از خوبى و بدى همسفر مى‌بيند بازگو كند.

[1]- اصول كافى، ص 245.

[2]- اصول كافى، صفحات 609 و 245؛ المحاسن، ص 375؛ من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 98.

[3]- اصول كافى، ص 244؛ الخصال ج 1، ص 72.

[4]- اصول كافى، ص 244 يب، ج 2، ص 574، من لا يحضره الفقيه ج 1، ص 18.

[5]- من لا يحضره الفقيه ج 1، ص 98؛ محاسن برقى، ص 358.


صفحه 22

7-[1]عمار بن مروان گويد: امام جعفر صادق (ع) مرا نصيحت كرد و فرمود: تو را به پارسايى و برگرداندن امانت به صاحبانش، و راستگويى، و خوشرفتارى با همنشين سفارش مى‌كنم، و هيچ نيرو و قدرتى نيست مگر از آن خدا.

8-[2]مفضّل بن عمر گويد: به خدمت امام جعفر صادق (ع) رسيدم، به من فرمود: چه كسى با تو همنشين است؟ عرض كردم مردى از برادران ايمانى من.

فرمود: چه كار مى‌كند؟ گفتم از موقعى كه با او آشنا شده‌ام جايش را نمى‌دانم. به من فرمود: آيا نمى‌دانى كسى كه چهل قدم با مؤمنى همگام باشد خدا از حقّ او در روز قيامت سؤال مى‌كند؟

9-[3]امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه: رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: هر كس سه خصلت در او نباشد عملش كامل نيست: 1- تقوايى كه او را از معصيت خدا باز دارد. 2- خلق و خويى كه با مردم مدارا نمايد. 3- بردباريى كه جهالت نادان را با آن برطرف سازد.

10-[4]سيّد رضى در (نهج البلاغه) از حضرت امير (ع) نقل مى‌كند كه آن حضرت فرمود: چنان با مردم معاشرت كنيد كه اگر بميريد بر شما بگريند و اگر از آنها دور شديد مشتاق ديدار شما باشند.

3- باب چگونگى معاشرت با دوستان مختلف‌

1-[5]امام جواد (ع) فرموده است: مردى در بصره در حضور حضرت على (ع)

[1]- من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 98؛ اصول كافى، ص 625؛ محاسن برقى، 358.

[2]- مجالس صدوق، ص 363.

[3]- محاسن برقى، ص 6.

[4]- نهج البلاغه، قسمت دوّم، ص 145.

[5]-( باب 3): خصال صدوق، ج 1، ص 26؛ مصادقة الاخوان، ص 2؛ اصول كافى، ص 432.


صفحه 23

بلند شد و عرض كرد: در باره [اقسام‌] دوستان ما را خبر ده؟

حضرت فرمود: دوستان دو دسته‌اند: دوستان مورد اعتماد و دوستان خنده‌رو. دوستان مورد اعتماد به منزله كف دست و بازو و افراد خانواده، و دارايى انسان هستند، وقتى كه برادرت مورد اعتماد توست از كمك مالى و جانى به او مضايقه نكن، و با دوستان او در دوستى خالص باش، و دشمنان او را دشمن بدار، و راز او را پنهان كن، و او را يارى ده، و خوبيهاى او را آشكار ساز. و بدان كه اينها از كبريت احمر كمياب‌ترند.

امّا دوستان خنده‌رو، تو از معاشرت با آنان لذّت مى‌برى و با قطع رابطه از ايشان خود را از اين لذت محروم مكن و بيشتر از آنان انتظار نداشته باش و مانند آنها با خوشرويى و خوشزبانى رفتار كن.

4- باب استحباب الف- فاصله هر دو نفر (در مجالس) بويژه به اندازه يك ذراع در تابستان. ب- كمك به نيازمندان و ضعيفان.

1-[1]امام صادق (ع) در توضيح آيه شريفه «ما تو را از نيكوكاران مى‌بينيم»[2]فرمود: (حضرت يوسف) براى ديگران جا را در مجلس وسعت مى‌داد و به نيازمند قرض مى‌داد و به ضعيف كمك مى‌كرد.

2-[3]از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است كه رسول خدا فرمود: براى كسانى كه در يك مجلس گرد مى‌آيند شايسته است كه در تابستان بين هر دو نفر به اندازه يك ذراع (تقريبا نيم متر) فاصله باشد تا مزاحم يك ديگر نباشند.

[1]-( باب 4) اصول كافى، ص 609( حسن المعاشرة).

[2]-« إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ»، يوسف/ 78.

[3]- اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).


صفحه 24

5- باب استحباب گراميداشت دوستان و نصيحت كردن آنان‌

1-[1]ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) فرمود: وقتى كه شخص حاضر است با كنيه و اگر غايب است با نام او را ياد كن.

2-[2]علاء بن فضيل از امام صادق (ع) نقل كرده است كه امام باقر (ع) فرمود:

دوستانتان را بزرگ داريد و احترام كنيد و به يك ديگر پرخاش نكنيد، و به هم ضرر نرسانيد و حسد نورزيد و از بخل بپرهيزيد و بندگان خالص خدا باشيد.

6- باب كراهت اخم كردن بر مردم‌

1-[3]امام باقر يا امام صادق (ع) فرمودند: اخم كردن بر مردم باعث دشمنى است.

7- باب دوست‌يابى و خو گرفتن با دوستان و پذيرفتن اعتراض آنان‌

1-[4]محمّد بن يزيد گويد: از امام رضا (ع) شنيدم كه فرمود: هر كس در راه خدا يك دوست به دست آورد، خانه‌اى در بهشت به دست آورده است.

2-[5]شيخ صدوق در كتاب مجالس نقل كرده است كه لقمان به پسرش‌

[1]-( باب 5:) اصول كافى، ص 626( باب النوادر في آخر الكتاب).

[2]- اصول كافى، ص 609( باب حسن المعاشرة).

[3]-( باب 6:) اصول كافى،( باب حسن المعاشرة).

[4]-( باب 7:) ثواب الاعمال، ص 83؛ اصول كافى، ص 18.

[5]- مجالس صدوق، ص 397« م 95».


صفحه 25

گفت: پسر عزيزم هزار دوست انتخاب كن و هزار دوست هم كم است و يك دشمن نگير زيرا يك دشمن هم زياد است.

3-[1]حضرت على (ع) فرمود: بر تو باد به انتخاب دوستان خالص، زيرا هر گاه از آنها كمك بخواهى تكيه‌گاه و پشتيبان تو هستند.

هزار دوست و همدم زياد نيست ولى يك دشمن زياد است. در كتاب «الاخوان» اين حديث از امام صادق (ع) نقل شده است.

4-[2]و آن حضرت از رسول اكرم6نقل مى‌كند كه فرمود: كسى كه از پيش توشه‌اى نفرستد وارد بهشت نمى‌شود، گفته شد: اى رسول خدا هر كس بايد از پيش توشه‌اى بفرستد؟ فرمود: آرى، برادر دينى يكى از توشه‌هاى اوست 5-[3]امام جعفر صادق (ع) فرمود: دوستانتان را در دنيا زياد كنيد زيرا در دنيا و آخرت سودمند هستند. در دنيا رفع نيازها به آنان وابسته است. اما در آخرت اهل دوزخ مى‌گويند: «ما شفاعت‌كننده و دوست نزديكى نداريم»[4]6-[5]امام صادق (ع) فرمود: دوستانتان را زياد كنيد، زيرا براى هر مؤمنى دعاى اجابت‌شده‌اى است.

و فرمود: دوست زياد بگيريد زيرا براى هر مؤمنى حقّ شفاعت است.

و نيز فرمود: برادران مؤمن را زياد كنيد، زيرا براى آنان در نزد خدا در روز قيامت دستى است كه به وسيله آن شفاعت مى‌كنند.

7-[6]سيّد رضى در (نهج البلاغه) گويد: امير المؤمنين (ع) فرمود: ناتوانترين مردم كسى است كه از پيدا كردن دوست عاجز باشد، و ناتوانتر از او آن كسى‌

[1]- مجالس صدوق، ص 397« م 95»، در آن آمده: هر چه مى‌توانى دوستانت را زياد كن.

[2]- مصادقة الاخوان، ص 4، در آن آمده، همه ما بايد توشه‌اى پيش بفرستيم.

[3]- مصادقة الاخوان، ص 18.

[4]-« فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ‌»، شعرا/ 26.

[5]- مصادقة الاخوان، ص 18.

[6]- نهج البلاغه، قسمت دوّم، ص 145.


صفحه 26

است كه دوستى پيدا كند و از دست بدهد.

8-[1]در كتاب مجالس شيخ طوسى، امام صادق (ع) از على بن ابى طالب (ع) نقل كرده است كه: از رسول خدا6شنيدم كه فرمود: مؤمن ارجمند و بلند نظر، و منافق فريبكار و فرومايه است، و بهترين افراد با ايمان كسانى هستند كه با مؤمنين انس مى‌گيرند، و آن كه با ديگران انس نگيرد و ديگران با او مأنوس نشوند در او خيرى نيست. و نيز حضرت علىّ (ع) فرمود: از رسول خدا شنيدم كه فرمود:

بدترين مردم كسى است كه مؤمنان را دشمن بدارد و آنها هم او را در قلبشان دشمن بدارند. بدترين مردم افراد سخن چين و كسانى هستند كه بين دوستان جدايى مى‌اندازند، و از مردم عيبجويى مى‌كنند، خدا در روز قيامت به آنان به نظر رحمت نمى‌نگرد و مقام آنان را بالا نمى‌برد. سپس حضرت على (ع) اين آيه را تلاوت فرمود:

«اوست كه به نصرت خود و يارى مؤمنان تو را پيروز گردانيد، و دلهاى مؤمنان را به يك ديگر مهربان ساخت.»[2]9-[3]ايّوب بن نوح گويد: امام علىّ النقى (ع) به بعضى از دوستان ما نوشت، فلانى را عتاب كن و به او بگو: وقتى كه خدا براى بنده‌اى خير و خوبى مى‌خواهد اگر او را مورد عتاب قرار دهد وى عتاب را مى‌پذيرد و متنبّه مى‌گردد.

8- باب استحباب همنشينى با خردمند بخشنده و دورى از نادان فرومايه‌

1-[4]از امام صادق (ع) نقل شده كه امير المؤمنين7فرمود: اشكالى‌

[1]- مجالس شيخ طوسى، ص 295، در آن آمده: فاجر پست است. و نيز از رحمت خدا دور باد آن كه سخن چينى مى‌كند.

[2]-«هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ، وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ‌»، انفال/ 62.

[3]- سرائر، ص 471.

[4]-( باب 8:) اصول كافى، ص 609( ما يجب مصادقته).


صفحه 27

ندارد كه با خردمند معاشرت كنى اگر چه بخشنده نباشد، از عقلش بهره‌مند شو، و از اخلاق بدش خود را حفظ كن، و همدمى بخشنده را ترك مكن گرچه از عقلش سود نبرى، ولى با خردمندى خود از كرمش بهره‌مند شو، و حتما از فرومايه نادان بگريز.

9- باب استحباب مشورت با عاقل‌

1-[1]ابو هريره گويد: از رسول خدا6شنيدم كه مى‌فرمود: از خردمند راهنمايى بخواهيد، و از او نافرمانى نكنيد كه پشيمان مى‌شويد.

10- باب استحباب ديدار و گفتگو با دوستان‌

1-[2]در كتاب الاخوان آمده است كه امام صادق (ع) (به يكى از شيعيان) فرمود: آيا (شما دوستان و شيعيان) با يك ديگر همنشينى و گفتگو داريد؟ عرض كردم: بلى، فرمود: اين مجلسها را دوست مى‌دارم، پس فضايل و سخنان ما را (در مورد احكام دين يا مصايب ما) زنده نگه داريد. كسى كه فضايل ما را هر چه بيشتر زنده نگه دارد خداى رحمتش كند. هر كه ما را ياد كند يا نزد او ذكرى از ما بشود و به اندازه پر مگسى اشك از چشمش خارج شود خدا گناهانش را مى‌آمرزد گرچه از كف دريا بيشتر باشد.

2-[3]ميسر گويد: امام محمّد باقر (ع) به من فرمود: آيا با يك ديگر خلوت‌

[1]-( باب 9:) مجالس شيخ طوسى، ص 94.

[2]-( باب 10:) مصادقة الاخوان، ص 6.

[3]- مصادقة الاخوان، ص 4؛ از جلد 2 اصول كافى، ص 186( باب تذاكر الاخوان) نقل نموده است.