بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 208

5-[1]پيغمبر6فرمود: هر كس غيبت برادرش را در مجلسى بشنود و از او دفاع كند و جلو غيبت از او را بگيرد خدا هزار نوع شرّ را در دنيا و آخرت از او دور مى‌كند، و اگر جلو غيبت را نگيرد، بلكه خوشش هم بيايد، گناه و كيفرش به اندازه معصيت غيبت‌كننده خواهد بود.

6-[2]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كه آبروى برادر مسلمانش را حفظ كند بى‌شك بهشت براى او نوشته شود كسى كه برايش كار نيكى انجام داده‌اند بايد جبران كند، و اگر قادر به جبران نباشد، لازم است تشكر كند، اگر اين كار را هم نكند كفران نعمت كرده است.

7-[3]ابو درداء از پدرش نقل مى‌كند كه مردى نزد پيغمبر6در باره شخص ديگر سخنى گفت. يكى از خويشاوندان آن شخص از او دفاع كرده و گفته آن مرد را ردّ كرد، آنگاه حضرت فرمود: هر كه از آبرو و حيثيّت برادرش دفاع كند مصون از آتش دوزخ خواهد بود.

8-[4]پيغمبر6در نصيحتى به ابو ذر فرمود: اى ابا ذر، هر كه غيبتى را از برادر مؤمنش دفع كند، سزاوار آن است كه خداوند او را از آتش دوزخ آزاد كند.

اى ابا ذر، هر كه در نزد او از برادر مؤمنش غيبت شود و او توانايى يارى‌اش داشته باشد (با رد غيبت) او را يارى كند خداوند در دنيا و آخرت يارى‌اش فرمايد، و هر گاه در حال قدرت بر يارى او، كمكش نكند و خوارش دارد، خداوند در دنيا و آخرت او را خوار گرداند.

[1]- عقاب الاعمال، ص 47.

[2]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 80.

[3]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 71.

[4]- مجالس صدوق، ص 341.


صفحه 209

157- باب تحريم افشاى سرّ مؤمن و عيبجويى از او ...

1-[1]عبد اللَّه بن سنان گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: آيا عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ فرمود: آرى، عرض كردم: يعنى شرمگاهش؟ فرمود:

آن طورى كه فكر مى‌كنى نيست، بلكه مراد از عورت، افشاى سرّ مؤمن است.

2-[2]امام صادق (ع) فرمود: هر كه مطلبى را در مورد مؤمنى بازگو كند كه قصدش رسوا كردن او و ريختن آبرويش باشد تا از نظر مردم بيفتد، خداوند او را از دوستى خود به دوستى شيطان خارج كند، و شيطان هم او را نپذيرد.

3-[3]امام صادق (ع) در مورد حديث‌

«عورة المؤمن على المؤمن حرام»

فرمود:

مراد از عورت آن نيست كه مؤمن برهنه شود و تو عضوى از او را ببينى، بلكه عورت عبارت است از اين كه به ضرر مؤمن سخنى بگويى و يا از او عيبجويى نمايى.

4-[4]محمد بن فضيل گويد: به امام موسى كاظم (ع) عرض كردم: قربانت گردم، در باره يكى از برادرانم خبرى به من رسيده است كه در شأن او نيست از خود وى پرسيدم انكار كرد، در صورتى كه گروه موثّقى آن را به من اطلاع داده است. فرمود: اى محمد چشم و گوش خود را نسبت به برادرت تكذيب كن، اگر پنجاه نفر پيش تو قسم بخورند و عليه برادرت گواهى دهند، ولى برادرت خلاف آن را بگويد گفته وى را تصديق و آنها را تكذيب كن و نبايد چيزى را كه باعث سرشكستگى اوست و به آبرو و حيثيّت او لطمه مى‌زند در مورد او منتشر كنى زيرا در اين صورت جزء كسانى هستى كه خدا در باره آنان فرموده است: «آنان كه دوست دارند زشتكارى در باره مؤمنين فاش گردد براى آنها در دنيا و آخرت عذاب‌

[1]-( باب 157:) اصول كافى، ص 473؛ مجالس صدوق، ص 104 و 291.

[2]- اصول كافى، ص 473؛ مجالس صدوق، ص 104 و 291.

[3]- اصول كافى، ص 473؛ مجالس صدوق، ص 104 و 291.

[4]- عقاب الاعمال، ص 27؛ روضه كافى، ص 147.


صفحه 210

دردناكى است»[1].

5-[2]پيغمبر6فرمود: هر كه كلام زشتى را بشنود و آن را انتشار دهد مانند كسى است كه آن را انجام داده، و هم چنين افشاكننده كلام خوب مانند انجام دهنده آن است.

6-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است. هر كه عمل زشتى را منتشر كند كيفرش مانند شروع‌كننده آن است، و هر كه مؤمنى را به سبب چيزى سرزنش كند، نمى‌ميرد تا اين كه خودش مرتكب آن شود.

7-[4]فيض بن مختار گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: وقتى كه به حضرت عيسى (ع) مائده نازل شد به حواريون گفت بدون اجازه من از مائده نخوريد، ولى يكى از آنها از مائده خورد ديگران به عيسى گفتند يا روح الله فلانى از مائده خورد، عيسى از وى پرسيد آيا تو از مائده خوردى؟ گفت: نه، حواريون گفتند چرا يا روح اللَّه به خدا قسم وى از مائده خورد، حضرت عيسى فرمود:

برادرت را تصديق، و چشمت را تكذيب كن.

158- باب تحريم ناسزا گفتن به مؤمن و محترم داشتن ناموس، مال و خون او

1-[5]عبد الرحمن بن حجّاج گويد: موسى بن جعفر (ع) در باره دو نفر كه به هم دشنام دهند فرمود: آن كه به دشنام آغاز كرده است ظالمتر است، و گناه خود و گناه‌

[1]-إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِالنّور- 19.

[2]- عقاب الاعمال، ص 48.

[3]- عقاب الاعمال، ص 27.

[4]- تفسير عياشى، مخطوط.

[5]-( باب 158:) اصول كافى، ص 473.


صفحه 211

رفيقش به گردن اوست تا زمانى كه از مظلوم عذرخواهى نكرده است.

2-[1]امام باقر (ع) فرمود: مردى از قبيله بنى تميم خدمت پيغمبر6آمد و عرض كرد: به من نصيحتى بفرما. از جمله نصايح آن حضرت اين بود، كه به مردم ناسزا نگوييد زيرا دشنام باعث دشمنى آنان نسبت به شما مى‌شود.

3-[2]امام باقر (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: ناسزا گفتن به مؤمن گناه است، جنگ با او كفر و خوردن گوشتش بوسيله غيبت كردن معصيت مى‌باشد و مال او مانند خونش محترم است.

4-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: كسى كه به مؤمن ناسزا بگويد همچون كسى است كه در پرتگاه هلاكت باشد.

5-[4]امام باقر (ع) فرمود: هر كه از ريختن آبروى مردم خوددارى كند، خداوند در روز قيامت او را عفو فرمايد، و هر كه خشم خود را از مردم منع كند و جلو خشم خود را بگيرد خداوند عذاب روز رستاخيز را از او باز دارد.

159- باب تحريم بد نام كردن مؤمن و سوء نيت داشتن به او

1-[5]امام باقر (ع) فرمود: مرد هرگز به كفر مرد ديگر گواهى نمى‌دهد، (بگويد تو كافرى يا اى كافر) جز اين كه به يكى از آن دو برگردد، اگر بر كفر كافرى گواهى دهد راست گفته است، و اگر كفر را به مؤمنى نسبت دهد به خود وى بازمى‌گردد بنا بر اين از طعنه زدن به مؤمنان بپرهيزيد.

[1]- اصول كافى، ص 473؛ محاسن برقى، ص 102، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 360.

[2]- اصول كافى، ص 473؛ محاسن برقى، ص 102، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 360.

[3]- اصول كافى، ص 473.

[4]- الزهد، ص 6 ح 9.

[5]-( باب 159:) اصول كافى، ص 473( باب سب مؤمن)، عقاب الاعمال، ص 40.


صفحه 212

2-[1]ابو حمزه گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: هر گاه مردى به برادر مؤمنش بگويد اف (واى بر تو) از پيوند (دينى) با او خارج مى‌شود، و چون به او بگويد تو دشمن منى يكى از آنها كافر شوند، و خداوند از مؤمنى كه نسبت به برادر مؤمنش نيّت بد در دل دارد هيچ عملى را نمى‌پذيرد.

3-[2]امام باقر (ع) فرمود: هر كس رو در روى مؤمن به او طعن زند (او را بد نام كند) با بدترين مرگها خواهد مرد و سزاوار است كه به خير و سعادت بازنگردد.

4-[3]امام صادق (ع) فرمود: خداوند مؤمنان را از پرتو عظمت و شكوه و بزرگوارى خويش آفريده، و هر كه آنان را طعنه زند و يا عقيده‌شان را مردود شمرد بى‌شكّ خدا را ردّ كرده و چنين شخص از فضل الهى بى‌بهره مى‌باشد و اين كار يكى از دامهاى شيطان است.

5-[4]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: خداى عزّ و جل مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خويش آفريده، بنا بر اين هر كه مؤمنى را طعن زند و يا سخن او را مردود شمرد، بى‌شك خدا را ردّ كرده است.

160- باب تحريم لعن كردن كسى كه نبايد او را لعن كرد.

1-[5]امام صادق (ع) فرمود: هنگامى كه لعن از دهن گوينده‌اش بيرون آيد، بين گوينده و لعن‌شونده در هوا مردّد مى‌ماند، اگر لعن‌شونده را سزاوار يافت بر او

[1]- اصول كافى، ص 474، محاسن برقى، ص 99.

[2]- اصول كافى، ص 474، عقاب الاعمال، ص 23.

[3]- عقاب الاعمال، ص 23؛ محاسن برقى، ص 100.

[4]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 192.

[5]-( باب 160:) قرب الاسناد، ص 7.


صفحه 213

فرود مى‌آيد، و الّا به گوينده‌اش باز مى‌گردد؛ و گوينده به آن سزاوارتر است، بنا بر اين از لعن كردن مؤمن بپرهيزيد زيرا به خودتان باز مى‌گردد.

2-[1]حديث 2 از امام باقر (ع) با اندك تفاوتى مانند حديث 1 نقل شده است.

161- باب تهمت زدن به مؤمن و بدگمان بودن به او

1-[2]امام صادق (ع) فرمود: چون مؤمن به برادر دينى خود تهمت بزند ايمان در قلبش آب شود مانند نمك در آب.

2-[3]عمر بن يزيد از پدرش نقل كرده: كه شنيدم امام صادق (ع) مى‌فرمود:

هر كه به برادر دينى خود تهمت بزند احترام ميان آنها از بين مى‌رود و هر كه با برادر دينى خود مانند باقى مردم رفتار كند، از آنچه كه خود را بدان بسته (مذهب جعفرى) بيزار و بركنار شده است.

3-[4]امام صادق (ع) فرمود: كه على (ع) فرموده است: گفتار و كردار برادرت را حمل بر نيكى كن، مگر اين كه كارى از او سربزند كه نتوانى توجيه كنى، و به گفتار او تا جايى كه مى‌توان حمل بر نيكى كرد سوء ظن نبر،

162- باب تحريم ترساندن مؤمن و لو با نگاه‌

1-[5]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كه به مؤمن طورى نگاه كند كه وى را بترساند، خداى عزّ و جل در روزى كه سايه‌اى جز سايه‌

[1]- اصول كافى، ص 473( باب سب مؤمن)، عقاب الاعمال، ص 39.

[2]-( باب 161:) اصول كافى، ص 474.

[3]-( باب 161:) اصول كافى، ص 474.

[4]-( باب 161:) اصول كافى، ص 474.

[5]-( باب 162:) اصول كافى، ص 477.


صفحه 214

«رحمت» نيست (روز قيامت) او را بترساند.

2-[1]امام صادق (ع) فرمود: هر كه مؤمنى را از سلطانى بترساند به اين كه از طرف سلطان بدى به او مى‌رسد، و نرسد او در آتش دوزخ است و هر كه مؤمنى را از آسيب سلطانى بترساند و آسيب به وى برسد، ترساننده با فرعون و خاندان او در آتش دوزخ خواهد بود.

3-[2]على (ع) فرمود: بر هيچ مسلمانى جايز نيست كه مسلمانى را بترساند.

163- باب تحريم كمك به قتل و اذيت مؤمن گر چه با كلمه‌اى باشد

1-[3]از امام صادق (ع) روايت شده است: در روز رستاخيز مردى نزد مرد ديگرى مى‌آيد و او را به خونش آغشته مى‌كند و مردم سرگرم حسابند، آن مرد مى‌گويد با من چه كار دارى و چرا مرا خون آلود كردى؟ مى‌گويد چون تو در دنيا قاتل مرا عليه من يارى دادى و من كشته شدم.

2-[4]امام صادق (ع) فرمود: هر كس با كوچكترين كلمه‌اى بر ضرر مؤمن اقدام كند، روز قيامت خداى را ديدار كند در حالى كه اين جمله در پيشانى‌اش نوشته شده، اين شخص از رحمت نااميد است.

3-[5]امام باقر (ع) فرمود: روز رستاخيز شخصى در عرصه محشر حاضر مى‌شود

[1]- اصول كافى، ص 477.

[2]- عيون اخبار رضا، 228.

[3]-( باب 163:) عقاب الاعمال، ص 42.

[4]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 124.

[5]- محاسن برقى، ص 104.


صفحه 215

و يك شيشه خون به او مى‌دهند و مى‌گويند اين سهم تو از خون فلانى است، مى‌گويد پروردگارا تو مى‌دانى كه من خونى نريخته‌ام و مرا خودت قبض روح كردى، خداوند مى‌فرمايد: آرى، ولى آيا تو از فلانى فرزند فلان چنين و چنان نشنيدى پس آن را بازگو كردى تا اين كه گفتارت به فلانى رسيد و او به سبب گفته‌هاى تو آن مرد را كشت و اين نصيب تو از خون اوست.

حديث 4[1]مانند حديث 2 است، فقط در جمله آخر: (نوميد از رحمت من است) قيد نشده است.

164- باب تحريم سخن چينى و تفرقه افكنى‌

1-[2]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6به اصحاب خود فرموده است: آيا شما را از شرورترينتان آگاه نكنم: عرض كردند: چرا، يا رسول اللَّه، فرمود: آنان كه براى سخن چينى قدم بردارند، و بين دوستان تفرقه اندازند و از كسانى كه عيب ندارند عيب‌جويى كنند.

2-[3]امام باقر (ع) فرمود: بهشت بر دروغ پردازان و كار آگاهانى كه سخن چينى كنند حرام است.

3-[4]علىّ (ع) فرمود: بدترين شما كسانى‌اند كه سخن چينى كنند، و بين دوستان تفرقه اندازند، و از آنان كه عيب ندارند عيبجوئى كنند.

4-[5]ابو ذر گويد: پيغمبر6در نصيحتى به من فرموده است: اى ابا ذر، قتّات‌

[1]- اصول كافى، ص 477.

[2]-( باب 164:) اصول كافى، ص 477؛ الزهد، ص 6. ح 8.، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 342.

[3]- اصول كافى، ص 477.

[4]- اصول كافى، ص 477.

[5]- مجالس شيخ صدوق، ص 341.