رفيقش به گردن اوست تا زمانى كه از مظلوم عذرخواهى نكرده است.
2-[1]امام باقر (ع) فرمود: مردى از قبيله بنى تميم خدمت پيغمبر6آمد و عرض كرد: به من نصيحتى بفرما. از جمله نصايح آن حضرت اين بود، كه به مردم ناسزا نگوييد زيرا دشنام باعث دشمنى آنان نسبت به شما مىشود.
3-[2]امام باقر (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: ناسزا گفتن به مؤمن گناه است، جنگ با او كفر و خوردن گوشتش بوسيله غيبت كردن معصيت مىباشد و مال او مانند خونش محترم است.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: كسى كه به مؤمن ناسزا بگويد همچون كسى است كه در پرتگاه هلاكت باشد.
5-[4]امام باقر (ع) فرمود: هر كه از ريختن آبروى مردم خوددارى كند، خداوند در روز قيامت او را عفو فرمايد، و هر كه خشم خود را از مردم منع كند و جلو خشم خود را بگيرد خداوند عذاب روز رستاخيز را از او باز دارد.
159- باب تحريم بد نام كردن مؤمن و سوء نيت داشتن به او
1-[5]امام باقر (ع) فرمود: مرد هرگز به كفر مرد ديگر گواهى نمىدهد، (بگويد تو كافرى يا اى كافر) جز اين كه به يكى از آن دو برگردد، اگر بر كفر كافرى گواهى دهد راست گفته است، و اگر كفر را به مؤمنى نسبت دهد به خود وى بازمىگردد بنا بر اين از طعنه زدن به مؤمنان بپرهيزيد.
[1]- اصول كافى، ص 473؛ محاسن برقى، ص 102، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 360.
[2]- اصول كافى، ص 473؛ محاسن برقى، ص 102، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 360.
[3]- اصول كافى، ص 473.
[4]- الزهد، ص 6 ح 9.
[5]-( باب 159:) اصول كافى، ص 473( باب سب مؤمن)، عقاب الاعمال، ص 40.
2-[1]ابو حمزه گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: هر گاه مردى به برادر مؤمنش بگويد اف (واى بر تو) از پيوند (دينى) با او خارج مىشود، و چون به او بگويد تو دشمن منى يكى از آنها كافر شوند، و خداوند از مؤمنى كه نسبت به برادر مؤمنش نيّت بد در دل دارد هيچ عملى را نمىپذيرد.
3-[2]امام باقر (ع) فرمود: هر كس رو در روى مؤمن به او طعن زند (او را بد نام كند) با بدترين مرگها خواهد مرد و سزاوار است كه به خير و سعادت بازنگردد.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: خداوند مؤمنان را از پرتو عظمت و شكوه و بزرگوارى خويش آفريده، و هر كه آنان را طعنه زند و يا عقيدهشان را مردود شمرد بىشكّ خدا را ردّ كرده و چنين شخص از فضل الهى بىبهره مىباشد و اين كار يكى از دامهاى شيطان است.
5-[4]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: خداى عزّ و جل مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خويش آفريده، بنا بر اين هر كه مؤمنى را طعن زند و يا سخن او را مردود شمرد، بىشك خدا را ردّ كرده است.
160- باب تحريم لعن كردن كسى كه نبايد او را لعن كرد.
1-[5]امام صادق (ع) فرمود: هنگامى كه لعن از دهن گويندهاش بيرون آيد، بين گوينده و لعنشونده در هوا مردّد مىماند، اگر لعنشونده را سزاوار يافت بر او
[1]- اصول كافى، ص 474، محاسن برقى، ص 99.
[2]- اصول كافى، ص 474، عقاب الاعمال، ص 23.
[3]- عقاب الاعمال، ص 23؛ محاسن برقى، ص 100.
[4]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 192.
[5]-( باب 160:) قرب الاسناد، ص 7.
فرود مىآيد، و الّا به گويندهاش باز مىگردد؛ و گوينده به آن سزاوارتر است، بنا بر اين از لعن كردن مؤمن بپرهيزيد زيرا به خودتان باز مىگردد.
2-[1]حديث 2 از امام باقر (ع) با اندك تفاوتى مانند حديث 1 نقل شده است.
161- باب تهمت زدن به مؤمن و بدگمان بودن به او
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: چون مؤمن به برادر دينى خود تهمت بزند ايمان در قلبش آب شود مانند نمك در آب.
2-[3]عمر بن يزيد از پدرش نقل كرده: كه شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود:
هر كه به برادر دينى خود تهمت بزند احترام ميان آنها از بين مىرود و هر كه با برادر دينى خود مانند باقى مردم رفتار كند، از آنچه كه خود را بدان بسته (مذهب جعفرى) بيزار و بركنار شده است.
3-[4]امام صادق (ع) فرمود: كه على (ع) فرموده است: گفتار و كردار برادرت را حمل بر نيكى كن، مگر اين كه كارى از او سربزند كه نتوانى توجيه كنى، و به گفتار او تا جايى كه مىتوان حمل بر نيكى كرد سوء ظن نبر،
162- باب تحريم ترساندن مؤمن و لو با نگاه
1-[5]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كه به مؤمن طورى نگاه كند كه وى را بترساند، خداى عزّ و جل در روزى كه سايهاى جز سايه
[1]- اصول كافى، ص 473( باب سب مؤمن)، عقاب الاعمال، ص 39.
[2]-( باب 161:) اصول كافى، ص 474.
[3]-( باب 161:) اصول كافى، ص 474.
[4]-( باب 161:) اصول كافى، ص 474.
[5]-( باب 162:) اصول كافى، ص 477.
«رحمت» نيست (روز قيامت) او را بترساند.
2-[1]امام صادق (ع) فرمود: هر كه مؤمنى را از سلطانى بترساند به اين كه از طرف سلطان بدى به او مىرسد، و نرسد او در آتش دوزخ است و هر كه مؤمنى را از آسيب سلطانى بترساند و آسيب به وى برسد، ترساننده با فرعون و خاندان او در آتش دوزخ خواهد بود.
3-[2]على (ع) فرمود: بر هيچ مسلمانى جايز نيست كه مسلمانى را بترساند.
163- باب تحريم كمك به قتل و اذيت مؤمن گر چه با كلمهاى باشد
1-[3]از امام صادق (ع) روايت شده است: در روز رستاخيز مردى نزد مرد ديگرى مىآيد و او را به خونش آغشته مىكند و مردم سرگرم حسابند، آن مرد مىگويد با من چه كار دارى و چرا مرا خون آلود كردى؟ مىگويد چون تو در دنيا قاتل مرا عليه من يارى دادى و من كشته شدم.
2-[4]امام صادق (ع) فرمود: هر كس با كوچكترين كلمهاى بر ضرر مؤمن اقدام كند، روز قيامت خداى را ديدار كند در حالى كه اين جمله در پيشانىاش نوشته شده، اين شخص از رحمت نااميد است.
3-[5]امام باقر (ع) فرمود: روز رستاخيز شخصى در عرصه محشر حاضر مىشود
[1]- اصول كافى، ص 477.
[2]- عيون اخبار رضا، 228.
[3]-( باب 163:) عقاب الاعمال، ص 42.
[4]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 124.
[5]- محاسن برقى، ص 104.
و يك شيشه خون به او مىدهند و مىگويند اين سهم تو از خون فلانى است، مىگويد پروردگارا تو مىدانى كه من خونى نريختهام و مرا خودت قبض روح كردى، خداوند مىفرمايد: آرى، ولى آيا تو از فلانى فرزند فلان چنين و چنان نشنيدى پس آن را بازگو كردى تا اين كه گفتارت به فلانى رسيد و او به سبب گفتههاى تو آن مرد را كشت و اين نصيب تو از خون اوست.
حديث 4[1]مانند حديث 2 است، فقط در جمله آخر: (نوميد از رحمت من است) قيد نشده است.
164- باب تحريم سخن چينى و تفرقه افكنى
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6به اصحاب خود فرموده است: آيا شما را از شرورترينتان آگاه نكنم: عرض كردند: چرا، يا رسول اللَّه، فرمود: آنان كه براى سخن چينى قدم بردارند، و بين دوستان تفرقه اندازند و از كسانى كه عيب ندارند عيبجويى كنند.
2-[3]امام باقر (ع) فرمود: بهشت بر دروغ پردازان و كار آگاهانى كه سخن چينى كنند حرام است.
3-[4]علىّ (ع) فرمود: بدترين شما كسانىاند كه سخن چينى كنند، و بين دوستان تفرقه اندازند، و از آنان كه عيب ندارند عيبجوئى كنند.
4-[5]ابو ذر گويد: پيغمبر6در نصيحتى به من فرموده است: اى ابا ذر، قتّات
[1]- اصول كافى، ص 477.
[2]-( باب 164:) اصول كافى، ص 477؛ الزهد، ص 6. ح 8.، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 342.
[3]- اصول كافى، ص 477.
[4]- اصول كافى، ص 477.
[5]- مجالس شيخ صدوق، ص 341.
به بهشت نمىرود، عرض كردم: يا رسول اللَّه، قتّات كيست؟ فرمود: سخن چين.
اى ابا ذر، سخن چين در آخرت از عذاب الهى آسوده نخواهد بود.
اى ابا ذر، هر كه در دنيا، دو رو و دو زبان باشد، در آتش دوزخ داراى دو چهره خواهد بود اى ابا ذر، گفتار در انجمنها امانت است، انتشار دادن راز برادرت خيانت است پس از اين كار دورى كن، و از حضور در مجلسى كه سبب لغزش گردد نيز بپرهيز 5-[1]على (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: چهار گروهند كه دوزخيان را با وجود گرفتاريهاى خودشان كه از آب داغ دوزخ مىنوشند آزار مىدهند، و فريادشان به وا ويلا وا هلاكا بلند است. بعضى از دوزخيان از بعضى مىپرسند، گناه اين چهار گروه چيست؟ كه ما با وجود اين همه گرفتارى از عذاب آنان نيز رنج مىبريم، يكى از آنها در تابوتى از آتش گداخته آويزان است، ديگرى احشاى درونىاش بيرون آمده و آنها را با خود مىكشد، آن يكى چرك و خون از دهنش جارى است، آن ديگرى گوشت بدنش را مىخورد.
از صاحب تابوت آتشين مىپرسند كه جرم اين دور از رحمت خدا چيست؟ كه عذاب او ما را با همه بدبختى و عذاب كه داريم نيز آزار مىدهد، مىگويند اين دور از رحمت الهى موقع مرگ اموالى از مردم را با اين كه توانايى بازپرداخت نداشت بر ذمّه گرفته بود. سپس از آن كه احشاى درونىاش كشيده مىشد پرسيدند، كه جرم اين ملعون چيست كه وضع دلخراش او بر گرفتارى و شدت آزار ما افزوده است. مىگويند اين محروم از رحمت الهى، كسى بود كه ادرار به هر كجاى بدنش مىرسيد باكى نداشت (رعايت نجاست و پاكى نمىكرد) آنگاه از آن كه چرك و خون از دهنش مىآيد مىپرسند، كه اين يكى چه كرده و گناهش
[1]- عقاب الاعمال، ص 28.
چيست؟ كه همچنان ما را با همه گرفتاريهاى خود به زحمت انداخته، مىگويند:
اين يكى مسخرگى مىكرد و از كلمات زشت استفاده مىنمود و آنها را به كسى نسبت مىداد و آن را حكايت مىكرد. سپس از آن كه گوشت بدنش را مىخورد سؤال كردند كه اين دور از رحمت الهى چه كرده است؟ با همه بدبختيها كه از گناهان خود داريم از عذاب وى نيز در رنجيم، مىگويند: اين محروم از رحمت الهى گوشت مردم را مىخورد (با غيبت كردن) و سخن چينى مىكرد.
6-[1]پيغمبر6فرمود: هر كه بين دو نفر دست به سخن چينى بزند، خداوند در قبر آتشى بر او مسلّط گرداند كه تا قيامت او را بسوزاند و چون از قبر بيرون آيد، خدا اژدهاى سياهى را بر او مسلط كند كه وى را نيش زند تا اين كه داخل آتش دوزخ گردد.
7-[2]امام صادق (ع) فرمود: سه نفر هرگز به بهشت نخواهند رفت: 1- شخص بىباك در خونريزى، 2- دايم الخمر (كسى كه هميشه شراب مىنوشد) 3- سخن چين.
8-[3]على (ع) فرمود: بهشت بر سه كس حرام است: 1- آن كه به ديگران منّت گذارد، 2- آن كه سخن چينى كند، 3- آن كه دايم الخمر باشد.
9-[4]امام موسى كاظم (ع) فرمود: بهشت بر سه كس حرام است: 1- سخن چين، 2- دايم الخمر، 3- و آن كه ناموسش را در اختيار ديگر گذارد و او فاجر و گنهكار است.
10-[5]امام صادق (ع) به منصور فرمود: از كسى كه بهشت بر او حرام و جايگاهش آتش است هيچ سخنى را در باره خويشاوندان و خدمتكاران خانوادهات نپذير، زيرا سخن چين دروغگوى آشكار، و در ايجاد دشمنى بين مردم
[1]- عقاب الاعمال، ص 47.
[2]- عقاب الاعمال، ص 12.
[3]- عقاب الاعمال، ص 12.
[4]- عقاب الاعمال، ص 12.
[5]- مجالس شيخ طوسى، ص 364.
شريك شيطان است. چون خداوند متعال فرمود: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر فاسقى خبرى براى شما آورد جستجو نماييد مبادا از روى نادانى به گروهى آسيب رسانيد و سپس بر عمل خود پشيمان شويد»[1]البتّه بر تو واجب است، نسبت به كسى كه خويشاوندىاش از تو قطع كرده صله رحم كنى و به كسى كه ترا محروم كرده عطا و بخشش كنى و كسى را كه به تو ستم كرده عفو نمائى چون پاداش نيكى، صله رحم نيست، بلكه صله رحم آن است كه اگر خويشاوندان از تو بريدند تو صله رحم بجاآورى 11-[2]امام صادق (ع) فرمود: چهار شخص به بهشت نخواهد رفت: 1- پيشگو، 2- منافق، 3- دايم الخمر، 4- سخن چين.
12-[3]امام صادق (ع) فرمود: حضرت موسى (ع) در مناجات با پروردگارش شخصى را زير سايه عرش خدا ديد، عرض كرد خدايا، اين شخص كيست كه عرش تو بر او سايه افكنده است؟ خداوند فرمود: اين كسى است كه همواره به پدر و مادرش نيكى نموده، و هرگز سخن چينى نكرده است.
13-[4]امام صادق (ع) فرمود: خداوند تبارك و تعالى به موسى (ع) وحى كرد كه يكى از يارانت عليه تو سخن چينى كرده، از او بپرهيز، عرض كرد خدايا من كه او را نمىشناسم مرا آگاه كن تا او را بشناسم، خطاب شد اى موسى من سخن چينى را بر او عيب مىگيرم ولى تو مرا مكلّف به سخن چينى مىكنى، موسى گفت خدايا پس چه كنم؟ خطاب آمده اى موسى يارانت را به گروههاى ده نفرى تقسيم كن و بين آنها قرعه بكش، البته قرعه به نام گروهى اصابت خواهد كرد كه
[1]-يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَالحجرات- 6.
[2]مجالس شيخ صدوق، ص 343.
[3]مجالس شيخ صدوق، ص 108.
[4]الزهد، مخطوط، صحيفه الرضا، ص 11.