ديگران، و از ديگران براى تو نقل مىكند زندگى را بر تو تلخ و ناگوار مىسازد، هر گاه خبرى كسب كند آن را به خبر ديگرى پيوند مىدهد تا ثابت كند راست مىگويد در صورتى كه راست نمىگويد، پس خبرها را از گروهى براى گروهى ديگر نقل مىكند تا بين آنها دشمنى ايجاد كند و بذر كينه در دلها بكارد.
16- باب كراهت شركت دادن افراد فرومايه و گنهكار در امور
1-[1]عمّار بن موسى گويد: امام صادق (ع) فرمود: اى عمّار اگر دوست دارى كه نعمت براى تو دوام داشته، و مروّت تو كامل و بىعيب باشد و زندگىات روبراه شود بردگان و افراد فرومايه را در كار خود دخالت نده، زيرا اگر آنها را امين دانستى به تو خيانت كنند و اگر خبرى به تو دهند دروغ گويند، اگر مصيبتى برايت پيش آيد تو را خوار كنند، و اگر وعده كنند خلف وعده نمايند.
عمّار گفت، از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: نيكان كه يك ديگر را دوست بدارند براى آنان ثواب، و بدان كه افراد نيك را دوست بدارند براى نيكان فضيلت، و دشمنى بدكاران با نيكان زينت و افتخار براى نيكوكاران، و دشمنى نيكوكاران با بدان ذلّت و خوارى بدكاران است.
2-[2]در كتاب كافى نقل شده است كه: لقمان به پسرش گفت: اى پسرم، زياد با مردم نزديك مشو كه موجب دورى از دلهاى آنان مىشوى و يكسره از آنها دورى مكن كه خوار و بىمقدار گردى. هر جنبندهاى همنوع خود را دوست دارد، انسان نيز همنوع خود را دوست مىدارد، كارهاى پسنديدهات را نزد مخالفين آن كارها بازگو مكن، زيرا همان طور كه بين گرگ و گوسفند دوستى برقرار نمىشود بين نيكو كار و بد كار دوستى به وجود نمىآيد، كسى كه به قير نزديك شود مقدارى به
[1]-( باب 16) اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته و مرافقته).
[2]- اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته و مرافقته).
او مىچسبد، همچنين كسى كه با تبهكار (در زندگى) شريك شود روشهاى او را مىآموزد، كسى كه ستيزه و جدال كردن را دوست داشته باشد ملامت مىشود و آن كه در جاهاى تهمت آميز وارد شود متهم مىگردد، و هر كه همنشين بد انتخاب كند سالم نمىماند، و هر كس جلو زبانش را نگيرد پشيمان مىشود.
3-[1]عمّار ساباطى گويد: امام جعفر صادق (ع) به من فرمود: اى عمّار اگر مىخواهى نعمت براى تو دوام داشته باشد و دوستى مردم نسبت به تو كامل شود و زندگىات راحت باشد با بردگان و افراد پست در كار خويش مشورت مكن، زيرا اگر به آنها اعتماد كردى به تو خيانت مىكنند و اگر به تو خبرى بدهند دروغ مىگويند و اگر مصيبتى براى تو پيش آيد تو را خوار سازند، و اگر وعده كنند به تو راست نگويند.
4-[2]امام صادق (ع) فرمود: از پدرم شنيدم كه مىفرمود: به حق قيام كن، و براى آنچه از دست تو رفته است افسوس مخور، و از آنچه به تو مربوط نيست دورى كن، و از دشمن بپرهيز، و با دوستان با احتياط رفتار نما، مگر افراد امين، و امين كسى است كه از خدا بترسد، با بد كار همنشينى مكن و او را بر اسرار خويش آگاه مگردان و امانت به او مسپار، و با آنان كه از خداى خويش مىترسند در كارهايت مشورت كن.
17- باب تحريم همنشينى با دروغگو و گنهكار و بخيل و نادان و قاطع رحم و ...
1-[3]امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل مىكند كه: پدرم علىّ بن
[1]- علل الشرائع، ص 187.
[2]- علل الشرائع، ص 187.
[3]-( باب 17): اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته و مرافقته).
الحسين (ع) به من فرمود: اى پسر عزيزم با پنج گروه دوستى و گفتگو و مسافرت مكن؛ امام باقر (ع) سؤال مىكنند آن پنج گروه را معرّفى فرماييد، امام سجّاد (ع) فرمود: 1- از دوستى با دروغگو بپرهيز زيرا دروغگو مانند سراب است كه دور را نزديك و نزديك را دور مىنماياند. 2- از دوستى با فاسق اجتناب كن زيرا تو را به يك وعده غذا و به كمتر از آن مىفروشد. 3- از دوستى با بخيل بپرهيز زيرا وقتى كه خيلى به كمك او نيازمند باشى (كمك نمىكند) و تو را خوار مىگرداند. 4- از دوستى با كسى كه از بستگان بريده و قطع رحم نموده است بپرهيز، زيرا در سه جا از قرآن نفرين شده است.
الف:[1]«شما (منافقان) اگر (از فرمان خدا و طاعت قرآن) روى بگردانيد يا در زمين فساد و قطع رحم كنيد باز هم اميد (نجات) داريد؟
ب:[2]«آنان كه پس از پيمان بستن (با خدا و رسول) عهد خدا را شكستند و نيز آنچه را خدا به پيوند آن امر كرده بريدند، و در روى زمين فساد و فتنه برانگيختند، براى آنهاست لعنت خدا، و منزلگاهشان دوزخ است».
ج:[3]و در سوره بقره فرموده است: «كسانى كه عهد خدا را پس از پيمان بستن مىشكنند و آنچه را خدا به پيوند آن امر كرده مىبرند، و در روى زمين فساد مىكنند به حقيقت زيانكارند.
2-[4]امام جعفر صادق (ع) فرمود: از دوستى با نادان بپرهيز زيرا هر چه به او نزديكتر شوى به بدى نزديك شدهاى [و از جانب او جز بدى به تو نمىرسد.]
[1]-:فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ، محمّد/ 47.
[2]-:الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِرعد/ 25
[3]-:الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ، بقره/ 27.
[4]- مجالس صدوق، ص 24.
3-[1]سيّد رضى (در نهج البلاغه) گويد: پيشواى مؤمنان على (ع) فرمود: اى فرزندم از دوستى با نادان بپرهيز، زيرا او مىخواهد به تو سود برساند ولى زيان مىرساند، از دوستى با بخيل اجتناب كن زيرا هنگام شديدترين حاجت تو را رها مىسازد، و از دوستى با بد كار بر حذر باش زيرا تو را به چيز كمى مىفروشد، و از دوستى با دروغگو بپرهيز زيرا او مانند سراب است، دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور مىنماياند.
4-[2]امام محمّد باقر (ع) فرمود: به چهار شخص نزديك مشو و دوستى مكن:
نادان، بخيل، ترسو و دروغگو، امّا نادان مىخواهد به تو سود برساند ولى ضرر مىزند، امّا بخيل چيزى از تو مىگيرد ولى چيزى به تو نمىدهد، امّا ترسو از تو و از پدر و مادر خويش مىگريزد، امّا دروغگو راست مىگويد ولى كسى سخن او را تصديق نمىكند.
5-[3]امام جعفر صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل مىكند كه امام باقر (ع) فرمود:
خواستم به سفر بروم، پدرم علىّ بن الحسين (ع) به من سفارش كرد: اى پسرم از دوستى و معاشرت با احمق بپرهيز و با او معاشرت نكن زيرا احمق در حضور و غياب به دنبال عيبجويى است.
اگر سخن بگويد نادانىاش او را رسوا گرداند، و اگر سكوت كند ناتوانى در گفتار او را كوچك مىكند و اگر كارى انجام دهد آن را تباه سازد، و اگر مسئوليتى به عهده گيرد آن را ضايع مىكند، دانش او باعث بىنيازى او نيست و دانش ديگران هم به وى سود نمىرساند، نصيحت ناصحان را نمىپذيرد، دوستش از او آسايشى نمىيابد، مادرش دوست دارد در عزايش بنشيند، و همسرش مىخواهد او را از دست بدهد، همسايهاش مىخواهد از او دور باشد، و دوست
[1]- نهج البلاغه، قسمت دوّم، ص 152.
[2]- خصال صدوق ص 116.
[3]- مجالس صدوق، ص 35.
وى تنهايى را بر مجالسش ترجيح مىدهد، اگر در مجلسى از ديگران كوچكتر باشد آنها از دست او در رنج و عذابند، و اگر بزرگتر از ديگران باشد آنان را به فساد مىكشاند.
18- باب كراهت همنشينى با فرومايگان و ثروتمندان و گفتگو با زنان
1-[1]امام جعفر صادق (ع) از اجدادش نقل مىكند كه: رسول خدا6فرمود: همنشينى با سه گروه دل را مىميراند: 1- همنشينى با فرومايگان.
2- گفتگو با زنان. 3- همنشينى با ثروتمندان.
2-[2]امام محمد باقر (ع) به شخصى فرمود: با ثروتمندان معاشرت نكن زيرا انسان وقتى كه با آنها معاشرت مىكند از نعمتى كه خدا به خودش داده است قدردانى نمىكند و به مرحلهاى مىرسد كه تصوّر مىكند خدا به وى نعمتى نداده است.
19- باب كراهت وارد شدن به مكانهاى تهمت آميز
1-[3]امام جعفر صادق (ع) گويد: امير مؤمنان علىّ (ع) فرمود: اگر كسى خود را در معرض تهمت قرار دهد كسانى كه به او بد گمان مىشوند نبايد ملامت كند، و كسى كه رازش را پنهان دارد اختيار در دست خودش مىباشد [و رازش
[1]-( باب 18:) اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته و مرافقته).
[2]- مجالس صدوق، ص 153،( م 44).
[3]-( باب 19:) روضه كافى، ص 152.
آشكار نمىشود].
2-[1]امام صادق (ع) فرمود: كسى كه به جاهاى تهمت آميز برود و متهم گردد بايد خودش را ملامت كند.
3-[2]امام باقر (ع) از پدر بزرگوارش نقل كرده است كه حضرت امير (ع) فرمود:
شخصى كه خودش را در معرض تهمت قرار دهد نبايد كسانى را كه به او بد گمان مىشوند ملامت كند.
4-[3]حضرت على (ع) در وصيّت به فرزندش امام حسن (ع) فرمود: از مكانهاى تهمت آميز، و جاهايى كه مردم به آن بدگمانند بپرهيز، زيرا همنشين بد انسان را گول مىزند.
5-[4]امام موسى كاظم (ع) گويد: امام صادق (ع) فرمود: از جاهاى مشكوك [و تهمت آميز] بپرهيزيد، و حتّى نبايد كسى با مادرش راه برود زيرا همه مردم نمىدانند كه وى مادر اوست.
6-[5]سيّد رضى (در نهج البلاغه) از امير المؤمنان (ع) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: شخصى كه خود را در معرض تهمت قرار دهد كسانى را كه به او بد گمان مىشوند نبايد ملامت كند.
7-[6]و نيز آن حضرت فرمود: كسى كه شمشير تجاوز و ستم بروى مردم بكشد با آن شمشير كشته مىشود، و كسى كه مكر و حيله ورزد هلاك شود، و هر كه
[1]- مجالس صدوق، ص 297( م 75).
[2]- مجالس صدوق، ص 182؛ در دنباله حديث مطالبى هست كه در وسائل نقل نشده است.
[3]- مجالس، پسر شيخ طوسى، ص 5.
[4]- سرائر، ص 470. در نسخههاى خطى كتاب هداية الامة( شمارههاى: 5703 ص 34 و 94/ 133 ص 37 عمومى آستان قدس و شماره 300 ص 28 از نسخه خطى گوهرشاد) بجاى« لا يقض»« لا يقفنّ» نوشته شده است. م.
[5]- نهج البلاغة قسمت دوّم، ص 184.
[6]- نهج البلاغة، قسمت دوم، ص 227.
بىباكى پيشه سازد غرق گردد، و شخصى كه وارد مكانهاى تهمت آميز شود متهم گردد.
20- باب استحباب پرهيز و ترس از زيركى مؤمن
1-[1]امام باقر (ع) در تفسير آيه «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ»[2]فرمود: منظور از «متوسّمين» ائمّه هستند (چون) رسول خدا6فرمود: از زيركى مؤمن بپرهيزيد زيرا او در گفتارش از نور الهى استفاده مىكند.
2-[3]سليمان جعفرى گويد: عدّهاى در نزد امام موسى كاظم (ع) بوديم كه فرمود: از زيركى مؤمن بترسيد زيرا او با نور الهى به امور مىنگرد.
3-[4]سيّد رضى (در نهج البلاغه) گويد: علىّ (ع) فرمود: از گمانهايى كه مؤمنان نسبت به شما مىبرند بر حذر باشيد زيرا خدا حقّ را بر زبان آنها جارى مىسازد.
21- باب استحباب مشورت با اشخاص صاحب نظر
1-[5]امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل كرده كه به پيامبر اكرم6گفته شد: اى رسول خدا، هوشيارى و دورانديشى در چيست؟ فرمود: مشورت كردن با صاحبنظران و پيروى از آنها.
2-[6]امام صادق (ع) فرمود: رسول اكرم6در وصيّت به حضرت على (ع)
[1]-( باب 20): سرائر، ص 470.
[2]-« مسلما در اين[ عذاب] براى هوشمندان عبرت و بصيرت است» حجر/ 75/ م.
[3]- بصائر الدّرجات.
[4]- نهج البلاغه، قسمت دوم، ص 219.
[5]-( باب 21): بصائر الدّرجات.
[6]- محاسن برقى، ص 601.
فرمود: هيچ كمك و پشتيبانى محكمتر از مشورت، و هيچ خردى بهتر از تدبير و چارهانديشى نيست.
3-[1]امام باقر (ع) فرمود: در تورات چهار عبارت نوشته شده است: 1- كسى كه مشورت نكند پشيمان مىشود. 2- فقر و تنگدستى بزرگترين مرگ است.
3- هر گونه رفتار كنى با تو رفتار مىكنند. 4- كسى كه چيزى را مالك شود منافع خود را بر منافع ديگران ترجيح مىدهد.
4-[2]امام صادق (ع) فرمود: هرگز انسان با مشورت كردن هلاك نمىشود.
5-[3]سيّد رضى (در نهج البلاغه) از حضرت امير (ع) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: هيچ ثروتى مانند عقل، و هيچ فقرى مانند نادانى، و هيچ ميراثى مانند ادب، و هيچ پشتيبانى مانند مشورت كردن نيست.
6-[4]و آن حضرت فرموده است: كسى كه خود رأى باشد نابود مىشود، و هر كه با بزرگان مشورت كند در عقل آنها شريك است.
7-[5]و آن حضرت فرمود: مشورت راهيابى است.
8-[6]و نيز آن حضرت فرمود: كسى كه به رأى و فكر خود اكتفا كند خود را به خطر افكنده است.
22- باب استحباب مشورت با شخص پرهيزگار خردمند و اطاعت از او و كراهت مخالفت با وى
1-[7]امام جعفر صادق (ع) فرمود: كسى كه نصيحتكنندهاى از باطن، و
[1]- محاسن برقى، ص 601.
[2]- محاسن برقى، ص 601.
[3]- نهج البلاغة، قسمت دوم.
[4]- نهج البلاغة، قسمت دوم.
[5]- نهج البلاغة، قسمت دوم.
[6]- نهج البلاغة، قسمت دوم.
[7]-( باب 22:) مجالس صدوق، ص 265( م 68).